ارسال پاداش نقدی برای کاربر
شما در حال حمایت به صورت مهمان هستید.
مبلغ مورد نظر خود را انتخاب کنید
1000 تومان
2000 تومان
4000 تومان
6000 تومان
8000 تومان
9000 تومان
10000 تومان
مبالغ دیگر
و یا مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید
واریز آنلاین از طریق کارت های عضو شتاب
معرفی و نقد رمان عملیات مشترک | godness کاربر انجمن
bamilo

asiatech



نودهشتیا
فید آر اس اس

نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: چه سبکی را واسه نگارش رمان بعدی من انتخاب می کنین؟

رأی دهندگان
494. نظرسنجی بسته شده است.
  • جنایی-عاشقانه

    384 77.73%
  • اجتماعی-عاشقانه

    110 22.27%
صفحه 1 از 114 12345112651101 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 1137
  1. Top | #1

    رمان نویس انجمن


    تاریخ عضویت
    مرداد 1390
    نوشته ها
    710
    میانگین پست در روز
    0.60
    محل سکونت
    شیراز
    تشکر از کاربر
    7,666
    تشکر شده 157,283 در 1,193 پست
    اندازه فونت

    Wink معرفی و نقد رمان عملیات مشترک | godness کاربر انجمن

    به نام حضرت دوست

    خلاصه:داستان روایتگر زندگی یکتا ثابت یا به عبارتی جسیکا تیلور افسر ویژه انگلستان است افسری کارکشته و ماهر که مامور دستگیری قاتل پرنس رابرت جیمز می شود.قاتل به ایران گریخته و اکنون جسیکا که یک ایرانی الاصل است برای اولین بار پا به سرزمین مادر خود می گذارد تا قاتل پرنس را دستگیر کند و به انگلستان بازگرداند اما در حین عملیات متوجه می شود سروان رایان ایمانی نیز در تعقیب و گریز این مجرم است اما نه به جرم قتل....
    این داستان روایت عشق ها و کینه هاست زیبایی و پلیدی ها .. اکسیر عشقی که خون تازه در وجود یکتا نظامی سخت و بی احساس می دواند و به او می آموزد هر چند یک افسر است اما نباید فراموش کند که در خلقت یک دختر است و جوهره وجود دختران با احساس سرشته شده است

    منتظر نظراتتون می مونم

    توجه توجه
    داستان روایت شده حاصل تخیلات نویسنده بوده و به هیچ عنوان واقعیت ندارد..تمامی حوادث غیر واقعی است




    http://www.forum.98ia.com/t393633.html
    ویرایش توسط godness : 1391,06,03 در ساعت ساعت : 22:13


    خدا آن حس زیبایی است
    که درتاریکی صحرا زمانی که هراس مرگ می دزدد سکوتت را
    یکی پیوسته می گوید
    کنارت هستم ای زیبا و دل آرام می گیرد...



  2. 137 کاربر از پست godness تشکر کرده اند .

    !shamim! , "Giti" , (='.'=) , (فروردین) , * میـلاد * , ** ستاره ** , *bi gharar* , *Elizabet* , *emo* , *EVIL* , *leopard* , *~Faezeh~* , *ریما* , -2nya- , -نازلی- , .....ARAM , .: She :. , .arsana. , abby7 , ahoo16 , alonegirl , Amineh78 , aqua , aras , ASAL.KHANUM , asalie , asoodeh , ATISH68 , ava68 , ayda3 , baran16 , behnaz98 , breathe , D92_90 , denis** , dokhtare babash , doon doon , EliSo , elnazess , ensieh-oof , Eyes Wide Shut , f@(/@$ , faezeh97 , falahi , fArzane.Far , fati70 , GALAXY0098 , hoaya , honey_x , ili mah , jess!can!lz , jessica.R , kaktoos , Khate Siah , KHJ.N , Kill101 , leila.kh , M mehrane , m2sm , Malihe 3286 , MARDE_TANHA , mary626 , maryam1363 , mersad20 , Miss.Aima , mona-95 , msghs , nanazgirl , ninio , noperson , p@rn@z , paezzi , pare , parisa.ss , Parya.G , pointeh , rose33 , roya1365 , sachlian , sahba.* , sama sh , samid , sanaz.p , shabnam banoo , shafagh 69 , Shifteh , shirin.a , sigaret , Patient.Stone , sparrow , SunDaughter☼ , sunshine.h , Sutra , tpirouz , tt.raha , unique_fh , Vaaleh , wintergirl , yasekabud , zahra.gol , zemestune , _ SPEED _ , ~foroozan~ , ×زهرا× , آرتمیس 98 , آقا مجید , ارشیا123 , ارمغان شادی , اهریمن چشم زرد , بهار سرد , حديث. , حسین زاده حسینی , دخترویروسی , سمن ناز , سودی جون , شایسته بانو , طلوع عشق , عشقالگر , فانتین , مادام بی موسیو , مشکور 2 , مهتاب جونی , مهلا.پ , نازگل... , ندای بهار , نسرین... , نم نم باران , نیکا83 , هدیه , پاسارگاد , پرشان جووون , پرمیس , کپل ناز , گيس گلابتون , گیتی , ღ ghazali ღ

  3. Top | #2

    کاربر فعال


    تاریخ عضویت
    فروردین 1390
    نوشته ها
    521
    میانگین پست در روز
    0.40
    تشکر از کاربر
    20,267
    تشکر شده 2,743 در 639 پست
    حالت من
    Khaste
    اندازه فونت

    پیش فرض

    داستانش که خیلی جذاب! خوشم اومد! مثل طراوت بهار می خوای بترکونی دیگه اونم بذار ولی! میگی زیاد مونده! خیلی تو کفشم که قراره چی بشه!

  4. 15 کاربر از پست ~anahita~ تشکر کرده اند .


  5. Top | #3

    رمان نویس انجمن


    تاریخ عضویت
    آذر 1388
    نوشته ها
    3,917
    میانگین پست در روز
    2.19
    محل سکونت
    خوزستان، ماهشهر
    تشکر از کاربر
    22,673
    تشکر شده 486,549 در 4,793 پست
    حالت من
    LEH
    اندازه فونت

    پیش فرض

    امیدوارم موفق باشی . داستان طراوت بهار که قشنگه اینم امیدوارم به همون جذابی باشه . خسته نباشی ولی کاشکی اونو تموم میکردی هر چند با این سرعت پایین و اینهمه سختی بازم تقریبا هر روز آپ میکنی بازم مرسی

  6. 11 کاربر از پست miss.no1.2004 تشکر کرده اند .


  7. Top | #4

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    مهر 1390
    نوشته ها
    2,416
    میانگین پست در روز
    2.20
    محل سکونت
    گوشه کتابام
    تشکر از کاربر
    21,267
    تشکر شده 360,651 در 3,474 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    از خلاصش که معلومه جذابه.حالا ببینیم چی میشه.حتما مثل طراوت بهار عالی میشه.منتظر داستان زیبات هستم



    مـــردانـه تــر عــــــاشـــقـم بـاش
    تــا بـبـیـنـی
    بــرای ِ دیــوانـگی هـایـت
    چـــقـدر زنــم


    (نـگـار الــهـی)

  8. 13 کاربر از پست shahtut تشکر کرده اند .


  9. Top | #5

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    مهر 1390
    نوشته ها
    2,416
    میانگین پست در روز
    2.20
    محل سکونت
    گوشه کتابام
    تشکر از کاربر
    21,267
    تشکر شده 360,651 در 3,474 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    پست اول عالی بود.منتظر ادامش هستم.
    راستی این جسیکا چطور تونسته وارد نیروی مخفی پلیس بشه؟مگه ایرانی نیست؟
    ایرانیا نمی تونن وارد بشن مگه اینکه جاسوس باشن.من که اینطور می دونم.اگه عوض شده بگو تا منم بدونم مرسی عزیزم

  10. 7 کاربر از پست shahtut تشکر کرده اند .


  11. Top | #6

    رمان نویس انجمن


    تاریخ عضویت
    مرداد 1390
    نوشته ها
    710
    میانگین پست در روز
    0.60
    محل سکونت
    شیراز
    تشکر از کاربر
    7,666
    تشکر شده 157,283 در 1,193 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    ممنون عزیزم از نظرت توی پست اول اشاره کردم که خاندان جسیکا اصالتا ایرانی هستند اما از دوران خیلی قبل دوران پدربزرگش و شاید پیش تر مقیم انگلستانن پدربزگش افسر نیروی دریای بود و پدرش از افسران خوش نام پلیس پس با این پیشینه ای که پدر و پدربزرگش ساختن ورودش به بخش ماموریت ویژه غیر ممکن نیست با توجه به اینکه تا به حال به ایران نیامده و عملا بجز زبان فارسی چیزی از ایران نمی دونه

  12. 7 کاربر از پست godness تشکر کرده اند .


  13. Top | #7

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    مهر 1390
    نوشته ها
    2,416
    میانگین پست در روز
    2.20
    محل سکونت
    گوشه کتابام
    تشکر از کاربر
    21,267
    تشکر شده 360,651 در 3,474 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    مرسی عزیزم که توضیح دادی.پست امروز عالی بود.مخصوصا اونجا که با پلیسه بحث میکرد.و سعی داشت از افکار اون باخبر شه و ازش اطلاعات بیرون بکشه

  14. 5 کاربر از پست shahtut تشکر کرده اند .


  15. Top | #8

    کاربر فعال


    تاریخ عضویت
    مرداد 1389
    نوشته ها
    500
    میانگین پست در روز
    0.33
    محل سکونت
    پلاک 21 پایتخت
    تشکر از کاربر
    25,863
    تشکر شده 1,549 در 587 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    بهت تبریک میگم تا اینجاش خیلی خوشم اومد فکر کنم یکی از بهترین داستانهای سایت بشه فقط زود زود بزار
    نمی دونم بعضی ها تو دلشون چند دست مبل دارند که هر روز یه نفر به دلشون میشینه !
    ************************************************** ***
    پرنده لب تنگ ماهی نشسته بود وبا تعجب به ماهی نگاه می کردوبا خود می گفت :سقف قفسش که شکسته پس چرا پرواز نمی کند؟


  16. 6 کاربر از پست pariedarya تشکر کرده اند .


  17. Top | #9

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    مهر 1390
    نوشته ها
    2,416
    میانگین پست در روز
    2.20
    محل سکونت
    گوشه کتابام
    تشکر از کاربر
    21,267
    تشکر شده 360,651 در 3,474 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام.خیلی دوست دارم بدونم رایان چرا از این درباره مایکل پرسید؟با این همه ورود به سیستم های پلیسی ما خیلی سخته. واقعا سخته
    مرسی خوب بود.

  18. 5 کاربر از پست shahtut تشکر کرده اند .


  19. Top | #10

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    شهریور 1390
    نوشته ها
    85
    میانگین پست در روز
    0.07
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از کاربر
    16,156
    تشکر شده 384 در 84 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام دوستم
    داستان موضوع جدید و جذابی داره خیلی خوشم اومد فقط یک چیز به نظرم رسید اونم اینکه چون یکتا/جسیکا بزرگ شده ی انگلیس هستش و در زبان فارسی مهارت زیادی نداره طوریکه حتی معنای کلمه ی تناقضو نمیدونه بهتره در گفتگوهاش با افراد ایرانی مثل همون رایان ایمانی این موضوع رعایت بشه و تیکه هایی که بهش می اندازه مثل ماها(یعنی بزرگ شده های ایران) عامیانه نباشه مثل اونجاییکه بهش میگه "شماای که نمی تونی جنس دختر و از پسر تشخیص بدی چه جوری این همه درجه کاشتن رو شونه ات* یا مثلا میگه دستشون طلا...
    میدونم زیادی سخت می گیرم ولی فکر می کنم با رعایت این موضوع رمان طبیعی تر و واقعی تر و ملموس تربه نظر بیاد راستش من رمان های زیادیو خوندم با موضوع دخترهایی که بعد از یه عمر زندگی در خارج به ایران میان و بعد از چند روز اول موندگاریشون تو ایران نویسنده فراموش میکنه که اینا تو خارج زندگی کردن و دختره بعد از اون چند روز شروع به استفاده از ضرب المثل ها و تیکه های عامیانه میکنه و حتی معنی شعرهای حافظ و سعدیو هم کاملا متوجه میشه و....
    راستی املای کلمه ی معتلی تو داستانت اشتباهه شکل درستش معطلی هستش!
    از اینکه پرحرفی کردم هم معذرت میخوام
    راستی من عاشق رمان طراوت بهار هستم و به شدت منتظرم ببینم چی میشه

  20. 11 کاربر از پست flavia تشکر کرده اند .


صفحه 1 از 114 12345112651101 ... آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. زندگی غیر مشترک | sun daughter کاربر سایت | معرفی و نقد کتاب
    توسط SunDaughter☼ در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 1861
    آخرین نوشته: 1392,08,15, ساعت : 23:35
  2. طراوت بهار | godness کاربر سایت | معرفی و نقد کتاب
    توسط godness در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 284
    آخرین نوشته: 1392,02,21, ساعت : 12:17
  3. ترنم زندگی | godness کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب
    توسط godness در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 163
    آخرین نوشته: 1391,11,12, ساعت : 21:51

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •