بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > نوشته کاربران سایت

 تبلیغات 
اقامت و مهاجرت به بهترین کشورهای جهان وام 4 درصد خود اشتغالی
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۲۱ دي ۱۳۹۰, ۱۱:۵۰ بعد از ظهر   #21 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
roya1365 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

سلام خسته نباشی
داستانت که تا الان خیلی قشنگه
به نظرم برا حدس زدن یکم زوده ، ولی مشخصه که یه نابغه ریاضیه وبه جای اینکه استعدادشو ببره اون ور آب همین جا تو کشور خودش خرجش میکنه
ولی تبریک میگم ذهن تو از همه بهتره ،موضوع داستانت جالب
امیدوارم ریس زن نباشه که پویش بخواد عاشقش بشه ، چون اون وقت فیلم هندی میشه ویه جورای داستان آخرش تکراری میشه
موفق باشی
roya1365 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۲ دي ۱۳۹۰, ۱۱:۰۱ قبل از ظهر   #22 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
shahtut آواتار ها
 
shahtut به Yahoo ارسال پیام
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط roya1365 نمایش پست ها
سلام خسته نباشی
داستانت که تا الان خیلی قشنگه
به نظرم برا حدس زدن یکم زوده ، ولی مشخصه که یه نابغه ریاضیه وبه جای اینکه استعدادشو ببره اون ور آب همین جا تو کشور خودش خرجش میکنه
ولی تبریک میگم ذهن تو از همه بهتره ،موضوع داستانت جالب
امیدوارم ریس زن نباشه که پویش بخواد عاشقش بشه ، چون اون وقت فیلم هندی میشه ویه جورای داستان آخرش تکراری میشه
موفق باشی
مرسی
اره.اینم حرفیه باید همه این کارو بکنیم.
مطمئن باش اخر داستان تکراری نیست.منم نمی خوام اینجا عشق و عاشقی راه بندازم.
بازم بیا نقد






shahtut آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۲ دي ۱۳۹۰, ۰۵:۴۴ بعد از ظهر   #23 (لینک مستقیم)
Banned
 
بلــوط آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

سلام
امروز تازه شروع به خوندن کردم.
جالب بود. تبریک می گم.
از اینکه به جزئیات می پردازی خوشم میاد
این جزئیات کم کم توی ذهن شکل می گیره و فضای باورپذیری رو شکل می ده.
در مورد سروان پویش چون تا الان ما تصورمون از پلیس برگرفته از فیلم هاست ممکنه بعضی وقتها نتونیم باهاش ارتباط برقرار کنیم:
مثلا وقتی می رسه دانشگاه و نگاه دخترا رو می بینه و می گه ایول به خوش تیپیم
ما فکر می کنیم یک جوریه پلیس این مدلی باشه. کاملا مطمئنم که توی واقعیت این مساله هست. ولی خوب چون کتاب پلیسی کمه و فیلم های تلویزیون و سینما این ها رو نشون نمی دن یکم برامون سخته


همین جوری ادامه بده.
البته یک عشقی هم باشه این وسط!
بلــوط آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۲ دي ۱۳۹۰, ۰۵:۵۴ بعد از ظهر   #24 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
shahtut آواتار ها
 
shahtut به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط بلــوط نمایش پست ها
سلام
امروز تازه شروع به خوندن کردم.
جالب بود. تبریک می گم.
مرسی عزیزم.
از اینکه به جزئیات می پردازی خوشم میاد
این جزئیات کم کم توی ذهن شکل می گیره و فضای باورپذیری رو شکل می ده.
درسته
در مورد سروان پویش چون تا الان ما تصورمون از پلیس برگرفته از فیلم هاست ممکنه بعضی وقتها نتونیم باهاش ارتباط برقرار کنیم:
مثلا وقتی می رسه دانشگاه و نگاه دخترا رو می بینه و می گه ایول به خوش تیپیم
بله اونا هم ادم هستن و جوون.یکی مثل ما.
ما فکر می کنیم یک جوریه پلیس این مدلی باشه. کاملا مطمئنم که توی واقعیت این مساله هست. ولی خوب چون کتاب پلیسی کمه و فیلم های تلویزیون و سینما این ها رو نشون نمی دن یکم برامون سخته
حق باتوئه. اما تو فیلم ها یه جوری نشون میدن انگار از این پلیسا بهتر پیدا نمیشه.
همین جوری ادامه بده.
چشم.هرچی شما بگی
البته یک عشقی هم باشه این وسط!
در مورد عشق؟!نمی دونم حالا ببینم.دوست داشتن حتما هست.
بازم بیا.منتظر حضور زیبات هستم.
shahtut آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۲ دي ۱۳۹۰, ۰۶:۱۵ بعد از ظهر   #25 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
نیلوفر:-) آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

خیلی قشنگ بود کلی باهاش حال کردم ایدوارم زود به زود بذاری.
اخه این جور رمانا اگه فاصله بینش بیفته هیجانش کم میشه



چو کس با زبان دلم اشنا نیست
چه بهتر که از شکوه خاموش باشم
چو یاری مرا نیست بهتر
که از یاران فراموش باشم
"دکتر علی شریعتی"
نیلوفر:-) آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۲ دي ۱۳۹۰, ۰۶:۲۶ بعد از ظهر   #26 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
shahtut آواتار ها
 
shahtut به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط نیلوفر:-) نمایش پست ها
خیلی قشنگ بود کلی باهاش حال کردم ایدوارم زود به زود بذاری.
اخه این جور رمانا اگه فاصله بینش بیفته هیجانش کم میشه
مرسی عزیزم.
چشم خانم برسم روزی کمتر از دوتا پست نمیزارم.مگر اینکه مشکلی پیش بیااد.
بازم بیا.
shahtut آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۴ دي ۱۳۹۰, ۱۰:۵۶ قبل از ظهر   #27 (لینک مستقیم)
کاربر فعال
 
amenia آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

سلاااااااااااااام
میگم بد نیست یه نقشی هم به این پرناز بدیا مثلا یه جوری که این جناب سرگرد بفهمه اگه یه دختر آروم و خجالتیه لزوما دست و پا چلفتی و خنگ نیست و پاش که بیفته خیلی کارا ازش ساخته س . به نظرم اینجوری هم داستانت از حالت خشن پلیسی و مردونه یه خورده متعادل تر میشه و هم اینکه در دنیای واقعی هم معمولا دو تا آدم که اخلاقشون با هم متفاوته ( البته با در نظر گرفتن اصول کلی یکسان ) خیلی بهتر با هم جور در میان یعنی یه جورایی همدیگه رو تعدیل میکنن و سوم اینکه پلیسا هم دل دارن دیگه نه ؟ البته این فقط یه نظره تصمیم با شماست





هیچ چیز به آسانی قلب نمی شکند ...

مراقب قلبها باشیم


ویرایش توسط amenia : ۲۴ دي ۱۳۹۰ در ساعت ۱۱:۰۲ قبل از ظهر
amenia آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۴ دي ۱۳۹۰, ۱۲:۳۸ بعد از ظهر   #28 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
shahtut آواتار ها
 
shahtut به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط amenia نمایش پست ها
سلاااااااااااااام
میگم بد نیست یه نقشی هم به این پرناز بدیا مثلا یه جوری که این جناب سرگرد بفهمه اگه یه دختر آروم و خجالتیه لزوما دست و پا چلفتی و خنگ نیست و پاش که بیفته خیلی کارا ازش ساخته س . به نظرم اینجوری هم داستانت از حالت خشن پلیسی و مردونه یه خورده متعادل تر میشه و هم اینکه در دنیای واقعی هم معمولا دو تا آدم که اخلاقشون با هم متفاوته ( البته با در نظر گرفتن اصول کلی یکسان ) خیلی بهتر با هم جور در میان یعنی یه جورایی همدیگه رو تعدیل میکنن و سوم اینکه پلیسا هم دل دارن دیگه نه ؟ البته این فقط یه نظره تصمیم با شماست
سلام.
حق باتوئه.
منم دوست داشتم همین کارو بکنم اما میخوام نظر شما رو هم بدونم چون برام خیلی مهمه
shahtut آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۴ دي ۱۳۹۰, ۱۲:۴۷ بعد از ظهر   #29 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
mahsa.nadi آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

خسته نباشی عزیزم

رمانت خیلی قشنگ و آدم دوست داره سریع بخونتش تا ببین چی میشه

در مورد سوالهات بله عزیزم اگر یکم بیشتر لطف کنی از خانوادش روحیاتش در جمع خانوادگی و اینا بگی خیلی خوشحال میشیم. در مورد فرناز هم نمیدونم چرا اما دوست ندارم هیچ احساسی بین این ۲ نفر باشه، دوست دارم هر اتفاقی میافته غیر منتظر باشه کسی که تازه وارد داستان بشه.. مرسی عزیز
mahsa.nadi آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۴ دي ۱۳۹۰, ۰۱:۰۲ بعد از ظهر   #30 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
shahtut آواتار ها
 
shahtut به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط mahsa.nadi نمایش پست ها
خسته نباشی عزیزم

رمانت خیلی قشنگ و آدم دوست داره سریع بخونتش تا ببین چی میشه

در مورد سوالهات بله عزیزم اگر یکم بیشتر لطف کنی از خانوادش روحیاتش در جمع خانوادگی و اینا بگی خیلی خوشحال میشیم. در مورد فرناز هم نمیدونم چرا اما دوست ندارم هیچ احساسی بین این ۲ نفر باشه، دوست دارم هر اتفاقی میافته غیر منتظر باشه کسی که تازه وارد داستان بشه.. مرسی عزیز
سلام عزیزم.
مرسی
چشم بیشتر توضیح میدم.
در مورد فرناز،اگه احساسی باشه از طرف فرناز خواهد بود وگرنه فکر نمیکنم پویش احساسی به فرناز داشته باشه.البته فعلا اینطوره.
کل داستان غیر منتظره خواهد بود.
خواهش میکنم.
shahtut آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
رئیس, کیه؟

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
رئیس کیه؟ | shahtut کاربر انجمن shahtut تایپ کتاب 105 ۲ خرداد ۱۳۹۱ ۱۱:۲۹ بعد از ظهر
دایی من | shahtut کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب shahtut نوشته کاربران سایت 52 ۱ خرداد ۱۳۹۱ ۰۳:۵۰ قبل از ظهر
لجبازی آقابزرگ | shahtut کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب shahtut نوشته کاربران سایت 49 ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۱ ۰۸:۰۲ بعد از ظهر
ترانه ی زندگی | shahtut کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب shahtut نوشته کاربران سایت 5 ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۱ ۰۷:۳۱ بعد از ظهر



Powered by vBulletin Version 3.8.3
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.

دانلود کتاب رايگان