بازگشت   نودهشتیا > کتاب > تایپ کتاب > فراخوان تایپ

 تبلیغات 
اقامت و مهاجرت به بهترین کشورهای جهان وام 4 درصد خود اشتغالی
ارسال موضوع جدید  موضوع بسته شد
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۳۰ آذر ۱۳۹۰, ۰۳:۰۳ بعد از ظهر   #21 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
hanoozhastam آواتار ها
 
hanoozhastam به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

عزیزم می شه من تا 179 رو تایپ کنم؟



hanoozhastam آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۳۰ آذر ۱۳۹۰, ۰۳:۱۱ بعد از ظهر   #22 (لینک مستقیم)
مدیر بخش کتاب
 
ستاره یخی آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
Wink

نقل قول:
نوشته اصلی توسط hanoozhastam نمایش پست ها
عزیزم می شه من تا 179 رو تایپ کنم؟
باشه عزیز تا 179 برای شما



تشکر از تایپیست ها = نشان ِ شخصیت ِ والای شما!
ستاره یخی آنلاین نیست.  
قدیمی ۳۰ آذر ۱۳۹۰, ۰۳:۲۳ بعد از ظهر   #23 (لینک مستقیم)
کاربر فعال فراخوان تایپ
 
aylin-72 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

سلام
10 صفحه لطفا
aylin-72 آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۳۰ آذر ۱۳۹۰, ۰۳:۲۶ بعد از ظهر   #24 (لینک مستقیم)
همکار بخش کتاب
 
farnaz58 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط aylin-72 نمایش پست ها
سلام
10 صفحه لطفا
180 تا 189

http://s2.picofile.com/file/72059384...0_189.rar.html



دیر باریدى باران ...
دیر...
من مدت هاست در حجم نبودن كسى خشكیده ام...!!


farnaz58 آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۳۰ آذر ۱۳۹۰, ۰۳:۲۹ بعد از ظهر   #25 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
زلال آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

از ص 156 تا 159



از اونجا كه اقاي من عاشق پسر بود گفتم تا تنور داغه
خميرو بايد چسبوند
گفتم يه روز به شوهر براي ننه ام دلواپسم
گفت: باغروز زن مني مال مني فقط تو خونه مني
گفتم با خودم : اقام مي گفت به موقع شوهر بامرام كمه
ديدي ديدي دختر خانم كه حرف حق مال اقاي ادمه
گفتم يواش با ناز و تب كه حاج رسول راضي شو و نكن غضب
فرياد كشيد: اي ضعيفه اروم بگير انقدر نكن منو دلگير
كي دو سال جون مي كنه نون مياره اب مياره
اون كيه كه واسه تو كاكل زري ات چوب مي شكنه پول مياره
گفتم با غضب اي بي نصب ننه و اقام پونزده ساله منو به
دندون كشيدند نونم دادند به جاي اب دوغم دادند
مي كشيدند تو اون سالها منت هيچ چيزم نبود حالا برام سر
مي كشي روتو مي كني كبود؟
يهو اخماش تو هم رفت نگاش به جنگ من رفت
بقچه مو بست به سرعت بچه مو داد به دستم
گفت برو گمشو بيرون بي خود به تو دل بستم
گفت برو اي بيچاره هر چيز يه قدري داره
دختر اصغر كاه كش چه شاني به من داره
گفتم كه بي مرامي نبيني جز سياهي
گفت اره بي مرامم برو كه زن نخواهم
انداختم از خونه بيرون شدم باطفلكم حيرون
نه ترسيدم نه موندم يه اية الكرسي خوندم
گفتم يا علي يا مدد مي رم كه برم مقصد
دو سه روزي طول كشيد تا چشمام ده و بديد
تا رسيدم به خونه دلم گرفت هي بونه
نكن اقام دعوام كنه نكنه جيغ و هوار كنه
نكنه منو برگردونند از اين هم منو برونند
گفتم كه بد بد ارد در مي زنم هر چه پيش ايد خوش ايد
تا در زدم اقام درو روم باز كرد
منو كه ديد خودشو تو بغلم رها كرد
گفتم اقا ناراحتي غصه داري ننه كجاست ؟
گفت دخترم عزاداري ننه ات الان پيش خداست
يهو پاهام سست شدند نگاهم افسرده شد
بچه رو دادم به اقام تنم رو فرش ولو شد
چشمامو كه باز كردم اقام بالا سرم بود
نگاهش خسته بود دستش روي سرم بود
گفتم اقا پسر من براي تو يادته دلت پسر مي خواست
تحفه من براي تو اشك از چشماش جاري شد نگاهش
مهتابي شد
گفت اقا جون نمك نپاش به زخم من مي خوام كه فرياد
بزنم
عشق من و دختر من دلم پوسيد تو اين خونه هي مي گرفت
تو رو بونه
اما حالا كه اينجايي نفستم مقدسه اينو بدون كه اقات
همه كاراش بدون قصد و غرضه
گفتم اقا انگار مي گي دوستم داري ؟
گفت : معلومه سر به سر من مي زاري ؟
گفتم اما شوهر من محكم زده بر سر من برام شده يه اهرمن
حتي اگر رگ بزنن از گردنم هر روز و شب ادم بيارند عقبم
پاي بازگشت ندارم
با خنده گفت بخواي بري ديگه خودم نمي زارم
گفتم : اقا بچه مو به تو مي سپارم حس مي كنم جون ندارم
گفت : اي اقا خسته شدي از راه دور كوفته شدي
گفتم : اقا خوابم مياد اجازه هست كه بخوابم ؟
گفت : بخواب اي عروسك كه من ديگه هيچ كس رو جز تو
ندارم .
انشايم كه تمام شد همه كلاس برايم دست زدند . هم خوشحال شدم و هم خجالت كشيدم . اقاي پور عالي دستي به سرم كشيد و گفت : افرين پسر خوب و بعد رو به كلاس گفت :" ديديد بچه ها چطور انشا اين دوستتون هم حاوي پيام بود و هم شعر و داستان ، اين نشون مي ده كه شاهين پسر باهوشيه و كلي روي موضوع انشا فكر كرده تا اين كه توانسته انشايي به اين جذابي بنويسه كه همه ما را نيز تحت تاثير قرار بده ،واقعا كه پسر متعهدي است ." و از بچه ها خواست كه دوباره مرا تشويق كنند و بچه ها اين بار با صداي بلندتر برايم دست زدند . براي اولين بار و بعد از مدتها اقاي پور عالي در كلاس نمره بيست داد . در حقيقت من اولين و تنها كسي بودم كه از او بيست مي گرفتم . زنگ استراحت كه خورد اقاي پورعالي مرا نزد خود صدا كرد و از من خواست كه حتما در هفته اتي با بزرگترم بروم و من كه حدس مي زدم مي خواهد حسابي مرا تشويق مند و سفارشم را به خانواده ام بكند تا از استعداد من به نفع خودم بهره برداري كنند كلي از پيشنهادش خوشحال شدم و يك لحظه احساس كردم كه اقاي پور عالي را خيلي دوست دارم ، او جوان خوش تيپ و خوش چهره اي بود ، چهارشانه و قد بلند ، هميشه كفش هايش براق ، دندانهايش سپيد و بوي ادكلن هاي قيمتي مي داد ، زياد نمي خنديد اما هميشه لبخند به لب داشت ، ان روز هم موقع خداحافظي مثل يك مرد با من دست داد . به خانه كه رسيدم با نهايت ذوق انشايم را نشان همه دادم و البته توضيح هم دادم كه اقاي پورعالي اولين باري است كه نمره 20 به انشاي كسي مي دهد . مادر درحالي كه سعي مي كرد خودش را بيش از پيش خوشحال نشان دهد گفت : " افرين پسر گلم ." شهرزاد هم دستي به سرم كشيد و گفت :" حتما برايت جايزه مي خرم ." و شهلا بلافاصله در جواب شهرزاد گفت : "افرين فكر خوبيه ." دايه منيژه هم در حالي كه غذاي مرا داخل سيني مسي لبه دار بزرگي مي اورد گفت :" من از اولش هم مي دانستم اهين پسر باهوش و با استعداديه و مادرم در جواب دايه گفت : "هر چه باشد دايه اش شماييد ديگر" دايه هم قري به خودش داد و به مادر گفت :" اختيار داريد از كوزه همان برون تراود




سفر را دوست ميدارم
مقصد من رفتن است ....






زلال آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۳۰ آذر ۱۳۹۰, ۰۳:۵۵ بعد از ظهر   #26 (لینک مستقیم)
همکار بخش کتاب
 
farnaz58 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

بیایدددد سهم بگیریددددددددد
farnaz58 آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۳۰ آذر ۱۳۹۰, ۰۴:۰۷ بعد از ظهر   #27 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
lonely~lady آواتار ها
 
lonely~lady به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

عزیزم 160 تا 179 را دادی به من الان تا 165 تایپ کردم و میبینم به کس دیگه ای تا 179 را دادی بالاخره من چه صفحه ای را تایپ کنم؟ یه کم قاطی شده ها از 160 تا 179 دست 2 3 نفره
lonely~lady آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۳۰ آذر ۱۳۹۰, ۰۴:۱۰ بعد از ظهر   #28 (لینک مستقیم)
همکار بخش کتاب
 
farnaz58 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط lonely~lady نمایش پست ها
عزیزم 160 تا 179 را دادی به من الان تا 165 تایپ کردم و میبینم به کس دیگه ای تا 179 را دادی بالاخره من چه صفحه ای را تایپ کنم؟ یه کم قاطی شده ها از 160 تا 179 دست 2 3 نفره
خانمم شما تا اخر 175 فقط تایپ کنید
farnaz58 آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۳۰ آذر ۱۳۹۰, ۰۴:۱۱ بعد از ظهر   #29 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
lonely~lady آواتار ها
 
lonely~lady به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

اون اسکن کتاب که به ن دادی از 160 تا 179 هستش اسکن چند نفر دیگه هم مثل من بود من چیکار کنم؟
lonely~lady آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۳۰ آذر ۱۳۹۰, ۰۴:۱۱ بعد از ظهر   #30 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
~~llonelly girll~~ آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

به من 5 صفحه بدین لطفا






و مـَن زن شدَم، تحَمُلی پایدار...
یِک دنیا...
از سیبی
گفت که مَن چیدَم...
ولی هیچکس نگفت...
نشان عشق...
سیب سرخی شد...
که من به آدم دادم..







~~llonelly girll~~ آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
موضوع بسته شد

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
بختیاری, تایپ, دختر, فراخوان, من, نودوهشتیا, نیستم, پگاه, گروهی

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
فراخوان تایپ گروهی نودوهشتیا | بی من مرو 2 ( شهره وکیلی ) | تمام ستاره یخی فراخوان تایپ 148 ۷ دي ۱۳۹۰ ۰۴:۰۹ بعد از ظهر
فراخوان تایپ گروهی نودوهشتیا | بعد از تو (ناهید سلیمانخانی) جلد 2 | تمام -ALI- فراخوان تایپ 191 ۳ شهريور ۱۳۹۰ ۱۲:۰۰ بعد از ظهر
فراخوان تایپ گروهی نودوهشتیا | بعد از تو (فاطمه جمشیدی) | تمام -ALI- فراخوان تایپ 126 ۱۴ مرداد ۱۳۹۰ ۰۱:۳۳ بعد از ظهر



Powered by vBulletin Version 3.8.3
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.

دانلود کتاب رايگان