بازگشت   نودهشتیا > فرهنگ و هنر > شعر و ادبیات > دفتر شعر و مشاعره

 تبلیغات 
اقامت و مهاجرت به بهترین کشورهای جهان وام 4 درصد خود اشتغالی
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۳۰ آذر ۱۳۹۰, ۱۰:۵۱ قبل از ظهر   #1 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
farid.nostalgia آواتار ها
 
پست مفید  +4 امتیاز     
Wink شعر نو از شاعران نه چندان معروف !

در اين تاپيك سعيم بر آن است كه از شعراي جوان ونه چندان معروف اشعاري رو قرار بدم.مطمئنا تاپيك زيبايي خواهد شد



ماندن همیشه خوب نیست...رفتن هم همیشه بد نیست...گاهی رفتن بهتر است...گاهی باید رفت...باید رفت تا بعضی چیز ها بماند...اگر نروی هر انچه ماندنیست خواهد رفت...اگر بروی شاید با دل پر بروی و اگر بمانی با دست خالی خواهی ماند...گاهی باید رفت و بعضی چیزها که بردنی ست با خود برد..مثل یاد،مثل خاطره ،مثل غرور...و انچه ماندنیست را جا گذاشت،مثل یاد،مثل خاطره،مثل لبخند...رفتنت ماندنی می شود وقتی که باید بروی،بروی...و ماندنت رفتنی میشود وقتی که نباید بمانی بمانی...برو و بگذار چیزی از تو بماند که نبودنت را گرانبها کند...برو وبگذار پیش ازاینکه رفتنت دردی بر دلی بنشاند،خاطره ای پر حسرت شود...برو و نگذار ماندنت باری بشود بر دوش دل کسی که شکستن غرورت برایش...از شکستن سکوت اسانتر باشد...عشقت را بردار و برو...خوب برو...زیبا برو...


farid.nostalgia آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۳۰ آذر ۱۳۹۰, ۱۱:۰۵ قبل از ظهر   #2 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
farid.nostalgia آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

چند دقیقه بیشتر

1


تو که می آیی
غم می رود
من که می آیم
تو !!!


2

بی تو
تمام شبهایم
یلداست!


3

بی تو
یلدا برابرست با
کشیدن بار سنگین غم
چند دقیقه بیشتر


4

وقتی که آسمان آبی ست
میدانم
گوشه ای از این شهر
به آسمان مینگری!!!


افلاطون پاشائی پور
farid.nostalgia آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۳۰ آذر ۱۳۹۰, ۰۱:۴۸ بعد از ظهر   #3 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
farid.nostalgia آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

یک عمر
به دنبالت دویدم
پایم درد نگرفت
یک قدم از من دور شدی
درد در من پا گرفت...

شاعر عاکف-م از دفتر نیمکره ی خاموش
farid.nostalgia آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۳۰ آذر ۱۳۹۰, ۰۲:۱۳ بعد از ظهر   #4 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
farid.nostalgia آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

یلدا

سرگشته و حیرانم ، ای چشم اهورایی
حرفی بزن از حالِ این حالت شیدایی

شیرینی و فرهادم ، لیلایی و مجنونم
گمگشته ی کنعانم ، از بس که زلیخایی

(( بر چینی احساسم ، آرام قدم بردار
هر چند سراغ من ، عمریست نمی آیی ))

مهتابِ نگاه تو از پنجره ام پیداست
بر شاخه ی چشمانت ، ماهیست تماشایی

پایان شب پاییز ، آغاز زمستان نیست
وقتی که تو می خندی ، وقتی که تو یلدایی

شاعر آرمين ضیغمی از دفتر این روزها

farid.nostalgia آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۳۰ آذر ۱۳۹۰, ۰۲:۲۲ بعد از ظهر   #5 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
farid.nostalgia آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

شب یلدا

می دونم دوسم نداشتی
می دونم که رفتم از یاد
چه کنم تو شب یلدا
دل من یاد تو افتاد
توکه حالا خیلی دوری
من و این درد و صبوری
می دونم حتی یه لحظه
توی قلبت جای من نیست
...
امشب و سر میکنم با تموم خاطراتت
لحظه های خودمونی,دوتائی
اما یه لحظه
یه نگاه ,یه حادثه ,یه رعدو برقه
عشق من
اون سالها هر شب یلدا
فال حافظ بود ویاد تو که بودی
آرزوم همیشه این بود
سال بعدی
خود تو اینجا کنار من بشینی
..
دل ساده
می دونی چند ساله که اونوندیدی؟
می دونی که رفتی از یاد
دل ساده
...
می دونم دوسم نداشتی
اما تو
آره حتما می دونی که عاشقونه
می نویسم شعرامو
واست بمونه

شاعر فاطمه بابایی از دفتر باران

farid.nostalgia آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۳۰ آذر ۱۳۹۰, ۰۲:۳۸ بعد از ظهر   #6 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
farid.nostalgia آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

جای خالی تو !...


بیا نازنینم !...
کنارم بنشین
حرف بزن برایم
بگذارصدایت
شعر سرخی شود
در رگهایم
جاری
به جای خون

بگو !...
از سانسور تمام خوشیهایمان
با بغض
وتعلیقهای مدام
دل آشوب
که می ترساندم

بیا افسونگرمن !...
به اندازه ی تمام
نبودنها
ندیدنها
نشنیدنها
و بوسه های "نا" گرفته
کم دارم
تو را

بیا امید من !...
حجم بودنم
خیس باران است
خیالت هم
باد...
حرفهایش را
درگوش آخرین برگهای کز کرده
نجوا می کند
آرام
آرام
و خبر آمدن
موسم روسپیدی ها را می دهد

بیا تصدق چشمهایت !...
قدمهایم
خارج از حوصله تمام جاده هاست
عشقبازی آذر با دی
در امتداد شبی طولانی
دیوانه ام می کند
بی تو
بیا !...

شاعر بهزاد پیروزیان(بی نشان) از دفتر با من پرواز کن

farid.nostalgia آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۳۰ آذر ۱۳۹۰, ۰۲:۵۲ بعد از ظهر   #7 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
farid.nostalgia آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

یلدا

شفق با عشق از یلدا ،
به لبخند ظریف و چشم مهتاب ،
گرفت گیسو، ملایم شانه در زلف بلند او
به نرمی ،گفت
تویی چشمان من، یلدا
کشیده بر زمین ، مهرت به فردا
سکوت شب ،
شکسته شوق، به چشمانم
دل نازک،
به مژگان ،اشک غم باشد
به یلدا مهر شور انگیز، دل انگیز است
به در گاه ، آسمان ،شاد است
به صبح روشن فردا
اگر گاهی قدم روی خزان باشد


شاعر غلامعلی بهروزی از دفتر گوهر خیال

farid.nostalgia آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۳۰ آذر ۱۳۹۰, ۰۳:۱۱ بعد از ظهر   #8 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
farid.nostalgia آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

ماهی تنگ بلور


در خود شکستم ریز ـ ریزـ

مثل آن تنگ ماهی بلور

واین ماهی

نگاهش به تو نگران است ...

نگاهت را از او مگیر

می میرد...


شاعر لیلا ابریشمی از دفتر با من باش...
farid.nostalgia آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۳۰ آذر ۱۳۹۰, ۰۳:۲۴ بعد از ظهر   #9 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
farid.nostalgia آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

یلدای امسال...


رویای من! پر می کشم تا ماه با تو
دل پای رفتن دارد امشب...راه باتو!

رفتن نه از آغوش تو! از خستگی ها...
خوب است در خود گم شدن گهگاه با تو...

می بافم از دل قصه ای هرشب برایت٬
کوه بلند غصه هایم کاه با تو...

امشب قمار آخر است و بی بی دل٬
آورده ام سوی تو اما...شاه با تو

بیراهه دارد چشم های شب نشینت
میخواهم از شب بگذرم گمراه٬با تو!

جلد تو شد امشب کبوتروار این دل٬
افتاده ام ای ماهرو در چاه با تو!

تکثیر ما ارزانی آیینه ها باد!
تصویر من در بستر تو...آه با تو؟!

امشب غزل جامانده از این لحظه هامان٬
یلدای امسالم شده کوتاه با تو...



شاعر غزاله صادق زاده از دفتر غزل





farid.nostalgia آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۳۰ آذر ۱۳۹۰, ۰۳:۴۰ بعد از ظهر   #10 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
farid.nostalgia آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

یلدای من!


می خواهم،
شب یلدا را در غریبی،
سحر کنم!
و بلندترین بوسه ام را، از خواب،
با چشم های منتظر؛
خبر کنم!

می خواهم،
سپید ترین شعرم را،
در سیاه ترین شب!
تقدیمِ تنهایی ی بشر، کنم!!

می خواهم،
به خانه های مه آلودِ سالمندان،
سفر کنم!

می خواهم،
بر قامت دل های زغالی،
لباسی روشن تر از، خاکستر کنم!؟


شاعر پژمان ترکمان از دفتر پسر آفتاب
farid.nostalgia آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
خيلي, شعر, نو, نوشعر

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
جشنواره بزرگ شاعران نودوهشتي....(شاعران از اين طرف) nila بحث و گفتگو 71 ۲۳ شهريور ۱۳۹۰ ۰۸:۳۳ بعد از ظهر
شاعران گیلانی ترانههایشان را به حوزه هنری بفرستند ترانههای شاعران گیلانی منتشر میشود mahnameh اخبار کتاب 0 ۵ شهريور ۱۳۹۰ ۰۲:۵۸ بعد از ظهر
داروهای بی اثر چندان بی اثر نیستند harimeshgh پزشکی 0 ۱ آبان ۱۳۸۹ ۰۳:۳۶ بعد از ظهر
یک اتفاق نه چندان ساده ! hiva داستان های کوتاه و حکایات 0 ۱۴ فروردين ۱۳۸۹ ۰۵:۳۶ قبل از ظهر



Powered by vBulletin Version 3.8.3
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.

دانلود کتاب رايگان