بازگشت   نودهشتیا > کتاب > کتابهای کامل شده

 تبلیغات 
اقامت و مهاجرت به بهترین کشورهای جهان وام 4 درصد خود اشتغالی
 
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۲۸ دي ۱۳۹۰, ۰۵:۵۹ بعد از ظهر   #41 (لینک مستقیم)
کاربر ویژه
 
Star-crossed آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

تنها صداستْ که میمانَدْ
چرا توقّفْ کنَمْ ؟ چرا ؟
پرندهها به جُستُجوی جانبِ آبیْ رفتهاَندْ
اُفُقْ عمودیستْ
اُفُقْ عمودیستْ و حرکتْ : فوّارهْوارْ
و در حدودِ بینشْ
سیارههای نورانیْ میچَرخَندْ
زمینْ در ارتفاعْ به تکرارْ میرسدْ
و چاههای هواییْ به نقبهای رابطهْ تبدیلْ میشوندْ
و روزْ را وسعتیستْ
که در مُخیلهی کوچکِ کرمِ روزْنامهْ نمیگُنجَدْ

چرا توقّفْ کنَمْ ؟
راهْ از میانِ مویْرَگهای حیاتْ میگُذَرَدْ
کیفیتِ محیطِ کشتیِ زهدانِ ماهْ
سلولهای فاسدْ را خواهَدْ کشتْ
و در فضای شیمیاییِ بعدْ از طلوعْ
تنها صداستْ
صدا که جذبِ ذرّههای زمانْ خواهدْ شُدْ
چرا توقّفْ کنَمْ ؟

چه میتوانَدْ باشَدْ مُردابْ
چه میتوانَدْ باشَدْ جُزْ جایِ تُخمْریزیِ حشراتِ فاسدْ

افکارِ سَردْخانهْ را جنازههای بادْکردهْ رَقَمْ میزَنَندْ .
نامَردْ در سیاهیْ
فقدانِ مَردیاَشْ را پنهانْ کردهْ استْ
و سوسکْ...آه !
وقتی که سوسکْ سخنْ میگویدْ
چرا توقّفْ کنَمْ ؟
هَمْکاری حروفِ سُربیْ بیهودهْ استْ
هَمْکاری حروفِ سُربیْ
اندیشههای حقیرْ را نجاتْ نَخواهَدْ دادْ .
من از سُلالهی درختانَمْ
تنفّسِ هوای ماندهْ مَلولَمْ میکنَدْ
پرندهایْ که مُردهْ بودْ به من پَندْ دادْ که پروازْ را به خاطرْ بسپارمْ

نهایتِ تمامیِ نیروها پیوستنْ استْ ،
پیوستنْ به اصلِ روشنِ خورشیدْ
و ریختنِ شعورِ نورْ
طبیعیستْ که آسیابهای بادیْ میپوسَندْ
چرا توقّفْ کنَمْ ؟
من خوشههای نارسِ گندمْ را
به زیرِ پستانْ میگیرمْ
و شیرْ میدَهَمْ

صدا ، صدا ، تنها صدا
صدایِ خواهشِ شفّافْ آبْ به جاریْ شُدَنْ
صدایِ ریزشِ نورِ ستارهْ بَر جدارِ مادهگیِ خاکْ
صدایِ انعقادِ نُطفهی معنیْ
و بسطِ ذهنِ مشترکِ عشقْ
صدا ، صدا ، صدا ، تنها صداستْ که میمانَدْ

در سَرزمینِ قَدْکوتاهانْ
معیارهای سنجشْ
همیشهْ بَر مدارِ صفرْ سَفَرْ کردهاَندْ
چرا توقّفْ کنَمْ ؟
من از عناصرِ چهارْگانهْ اطاعتْ میکنَمْ
و کارِ تدوینِ نظامْنامهی قلبمْ
کارِ حکومتِ محلّیِ کورانْ نیستْ

مرا به زوزهی درازِ توحُشْ
در عضوِ جنسیِ حیوانْ چه کار ؟
مرا به حرکتِ حقیرِ کرمْ در خلاءِ گوشتیْ چه کارْ ؟
مرا تبارِ خونیِ گُلها به زیستنْ متعهّدْ کردهْ استْ
تبارِ خونیِ گُلها میدانیدْ ؟



شاید یه مدت نیام...
زمان درستی نداره تا کی ،،،
دلم براتون تنگ میشه

Star-crossed آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۹ دي ۱۳۹۰, ۰۶:۴۹ بعد از ظهر   #42 (لینک مستقیم)
کاربر ویژه
 
Star-crossed آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

اِی هفتْ سالهگیْ !
اِیْ لحظهی شگفتِ عزیمتْ
بعدْ از تو هَرْچه رفتْ در انبوهیْ از جنونُ جهالتْ رفتْ

بعدْ از تو پنجرهْ که رابطهیی بودْ سختْ زندهْ و روشنْ
میانِ ما وُ پَرَندهْ
میانِ ما وُ نسیمْ
شکستْ
شکستْ
شکستْ

بعدْ از تو آن عروسکِ خاکیْ
که هیچْ چیزْ نمیگُفتْ جُزْ : آبْ ! آبْ ! آبْ !
در آبْ غرقْ شُدْ .

بعدْ از تو ما صدای زنجرهها را کشتیمْ
و به صدای زنگْ که از روی حرفهای اَلفبا بَرمیخاستْ
و به صدای سوتِ کارخانههای اسلحهْسازیْ دِلْبستیمْ .

بعدْ از تو ما که جای بازیمانْ زیرِ میزْ بودْ
از زیرِ میزها
به پُشتِ میزها
و از پُشتِ میزها
به روی میزها رسیدیمْ
و روی میزها بازیْ کردیمْ
و باختیمْ ـ رنگِ تو را باختیمْ� ـ اِی هفتْ سالهگیْ .

بعدْ از تو ما به هَمْ خیانتْ کردیمْ
بعدْ از تو ما تمامِ یادگاریها را
با تکههای سُربْ
و با قطرههای منفجرِ شُدهی خونْ
از گیجْگاههای گچْگرفتهی دیوارهای کوچهْ زدودیمْ .

بعدْ از تو ما به میدانها رفتیمْ
و دادْ کشیدیمْ :
زندهْ بادْ !
مُردهْ بادْ !
و در هیاهویِ میدانْ برای سکههای کوچکِ آوازهْخوانْ
که زیرکانهْ به دیدارِ شهرْ آمدهْ بودندْ دستْ زدیمْ .
بعدْ از تو ما که قاتلِ یکْدیگرْ بودیمْ
برایْ عشقْ قضاوتْ کردیمْ
و هَمْچنانْ که قلبهامانْ
در جیبهایمانْ نگرانْ بودندْ
برای سهمِ عشقْ قضاوتْ کردیمْ .
بعدْ از تو ما به قبرستانها رو آوردیمْ
و مرگْ زیرِ چادرِ مادرْبزرگْ نفس میکشیدْ
و مرگْ آن درختِ تناورْ بودْ
که زندههای این سویِ آغازْ
به شاخههای مَلولَشْ دخیلْ میبستندْ
و مُردههای آن سویِ پایانْ
به ریشههای فسفریاَشْ چنگْ میزدندْ
و مرگْ روی آن ضریحِ مقدّسْ نشسته بودْ
که در چهارْ زاویهاَشْ ناگهانْ چهارْ لالهی آبیْ
روشنْ شُدندْ .

صدایِ بادْ میآیدْ
صدایِ بادْ میآیدْ ، اِیْ هفتْ سالهْگیْ !

بَرخاستم و آبْ نوشیدمْ
و ناگهانْ به خاطرْ آوردمْ
که کشتْزارهای جوانِ تو از هجومِ ملخها چگونهْ تَرسیدندْ .
چقدرْ بایدْ پَرداختْ ؟
چقدرْ بایدْ
برای رُشدِ این مکعّبِ سیمانیْ پَرداختْ ؟

ما هَرْ چه را که بایدْ
از دستْ دادهْ باشیمْ از دستْ دادهایمْ
ما بیچراغْ به راهْ اُفتادیم
و ماهْ، ماهْ ـ مادهی مهربانْ ـ همیشهْ در آنْجا بودْ
در خاطراتِ کودکانهی یکْ پُشتِبامِ کاهْگِلیْ
و بَر فرازِ کشتْزارهای جوانیْ که از هجومِ ملخها میتَرسیدندْ

چقدرْ بایدْ پَرداختْ ؟






/پایان/
Star-crossed آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۴ بهمن ۱۳۹۰, ۰۴:۴۳ بعد از ظهر   #43 (لینک مستقیم)
همکار بخش کتاب
 
farnaz58 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

خسته نباشی عزیزم



دیر باریدى باران ...
دیر...
من مدت هاست در حجم نبودن كسى خشكیده ام...!!


farnaz58 آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۴ بهمن ۱۳۹۰, ۰۴:۴۳ بعد از ظهر   #44 (لینک مستقیم)
همکار بخش آموزش
 
mahdieh67 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

خسته نباشی




mahdieh67 آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۴ بهمن ۱۳۹۰, ۰۴:۴۷ بعد از ظهر   #45 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
~MAR MAR~ آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

خسته نباشی
~MAR MAR~ آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۴ بهمن ۱۳۹۰, ۰۵:۲۶ بعد از ظهر   #46 (لینک مستقیم)
کاربر ویژه
 
بی بی گل آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

مرسی ... خسته نباشی ...
بی بی گل آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۴ بهمن ۱۳۹۰, ۰۹:۳۲ بعد از ظهر   #47 (لینک مستقیم)
همکار بخش کتاب
 
farnaz58 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

تشکر مجدد
قفل
farnaz58 آنلاین نیست.  
 

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
تایپ, پری, کوچک, گرداوری, گلرویی, یغما

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
زندگی به شرط چاقو | یغما گلرویی pegah.a کتابهای کامل شده 132 ۱۸ فروردين ۱۳۹۱ ۰۹:۵۸ بعد از ظهر
تصور کن ( مجموعه ترانه ) | یغما گلرویی | تایپ -bahareh- تایپ کتاب غیر رمان 21 ۳ بهمن ۱۳۹۰ ۰۹:۴۲ بعد از ظهر
جهان در بوسه های ما زاده می شود | یغما گلرویی | تایپ Star-crossed کتابهای کامل شده 144 ۱۴ آبان ۱۳۹۰ ۱۱:۴۵ بعد از ظهر
اشعار یغما گلرویی | یغما گلرویی | تایپ Star-crossed کتابهای کامل شده 122 ۵ آبان ۱۳۹۰ ۱۱:۴۴ قبل از ظهر
بی سرزمین تر از باد | یغما گلرویی واران کتاب شعر 0 ۲ مرداد ۱۳۹۰ ۰۴:۳۶ بعد از ظهر



Powered by vBulletin Version 3.8.3
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.

دانلود کتاب رايگان