| |||
| |||||||
![]() |
| | LinkBack | ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع | نحوه نمایش |
| | #11 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر فعال تایپ کتاب ![]() تاریخ عضویت: تير ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : تير ۱۳۸۹ محل سکونت: ایالت آویزونا!!!
نوشته ها: 580
(View Stats)
تشکرها: 1,396
تشکر شده 18,592 بار در 631 پست
کتاب مورد علاقه : مجنون لیلی والهه شرقی حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز سلام 30 صفحه ممممممممممممممم... من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی ولی با منت و خواری پی شبنم نمی گردم | ||||||||
| |
| تشکر شده توسط : |
| | #12 (لینک مستقیم) | ||||||||
| مدیر بخش کتاب ![]() تاریخ عضویت: خرداد ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : خرداد ۱۳۸۸ محل سکونت: جایی که قلب آنجا نیست
نوشته ها: 12,089
(View Stats)
تشکرها: 67,486
تشکر شده 214,130 بار در 14,665 پست
حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز سلام خیلی تشکرررررررر ![]() ![]() از 38 تا 67 http://www.up.98ia.com/images/lhkhn9ih5n6kgfp6ngn.rar http://www.up.98ia.com/images/7b50lsbip598zlfkmai7.rar http://www.up.98ia.com/images/e3ib5lnji87233lthwzo.rar http://www.up.98ia.com/images/atjp8vt6tvbx928x6ye6.rar تشکر از تایپیست ها = نشان ِ شخصیت ِ والای شما!![]() | ||||||||
| |
| تشکر شده توسط : |
| | #13 (لینک مستقیم) | ||||||||
| همکار بخش کتاب ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : ارديبهشت ۱۳۸۸ محل سکونت: tehran
نوشته ها: 15,022
(View Stats)
تشکرها: 108,073
تشکر شده 197,364 بار در 18,595 پست
کتاب مورد علاقه : بامداد خمار | بدون امتیاز : 0 امتیاز 68 و 69 با من.... دیر باریدى باران ... دیر... من مدت هاست در حجم نبودن كسى خشكیده ام...!! | ||||||||
| |
| تشکر شده توسط : |
| | #14 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر فعال ![]() تاریخ عضویت: آذر ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : آذر ۱۳۹۰ محل سکونت: مشهد
نوشته ها: 663
(View Stats)
تشکرها: 1,842
تشکر شده 43,145 بار در 628 پست
کتاب مورد علاقه : مصطفی مستور حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز سلام ده صحفه هم من میخوام | ||||||||
| |
| تشکر شده توسط : |
| | #15 (لینک مستقیم) | ||||||||
| مدیر بخش کتاب ![]() تاریخ عضویت: خرداد ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : خرداد ۱۳۸۸ محل سکونت: جایی که قلب آنجا نیست
نوشته ها: 12,089
(View Stats)
تشکرها: 67,486
تشکر شده 214,130 بار در 14,665 پست
حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز سلام خانومی هر دو فایل را دانلود کن از 70 تا 79 http://www.up.98ia.com/images/atjp8vt6tvbx928x6ye6.rar http://www.up.98ia.com/images/cqtjg5hw2am7zmmk1l5.rar | ||||||||
| |
| تشکر شده توسط : |
| | #16 (لینک مستقیم) | ||||||||
| رمان نویس انجمن ![]() تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : بهمن ۱۳۸۹ محل سکونت: تهران
نوشته ها: 1,181
(View Stats)
کتاب مورد علاقه : وارث عذاب عشق حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز سلام عزیزم 10 صفحه لطفا ![]() | ||||||||
| |
| تشکر شده توسط : |
| | #17 (لینک مستقیم) | ||||||||
| همکار بخش کتاب ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : ارديبهشت ۱۳۸۸ محل سکونت: tehran
نوشته ها: 15,022
(View Stats)
تشکرها: 108,073
تشکر شده 197,364 بار در 18,595 پست
کتاب مورد علاقه : بامداد خمار | پست مفید : +4 امتیاز 68-69 پرده زربفت کنار رفت و دو نفر که چهره شان در نظر جیران کمی عجیب می آمد وارد شدند.هر دو هیکلی تنومند و پوستی سوخته داشتند.به محض ورود پیش روی جیران تعظیم کردندو بدون آنکه سخنی بگویند سینی های نقره ای را که در دست داشتند روی میز قرار دادند.جقلیهای بلور خوش تراش مملو از شیرینهای گوناگون و آجی لو میوه را مرتب روی میز چیدند و پس از تعظیمی دوباره در حالیکه عقب عقب میرفتند از در خارج شدند. بنظر می آمد جیران از این حرکت آنان خنده اش گرفته.در حالیکه با نگاهی استفهام آمیز آنان را تا دم در دنبال میکرد بار دیگر از صدای آغا محمد خان کوتوله بخود آمد. -امثال من و این بدبختها در حرم زیاد هستند.ما را به عمد ناقص کرده اند تا در اندرون خدمت کنیم.و چون دید جیران غرق در فکر به او خیره مانده افزود:علیا مخدره زیاد فکرش را نکنید...هر یک از ما در این دنیا با سرنوشتی به دنیا می آییم.نمونه اش خود من...پدرم آنقدر عیالوار بود که نمیتوانست شکم بچه هایش را سیر کند.برای همین هم مرا که از همه کوچکتر بودم فدای بقیه کرد.آغا محمد خان این را گرفت و پس از لختی سکوت ادامه داد:تا شما گلویی تازه کنید ترتیب بقیه کارها داده خواهد شد.با من امری ندارید؟ جیران در حالیکه هنوز هم غرق در فکر با دلسوزی به او مینگریست لبخند زد:خیر میتوانی بروی. بنظر می آمد آغا محمد خان برای رفتن عجله ای ندارد.با شنیدن این حرف تعظیم کرد و از در خارج شد.با رفتن او جیران نیز باز غرق در عالم خود شد. فصل 8 درست همان وقت که جیران در انتظار بود صاری اصلان وارد بزرگترین تالار کاخ صاحبقرانیه شد و مقابل شاه تعظیم کرد.شاه که پیدا بود در انتظار بازگشت او بوده با لحن بسیار خودمانی وی را مورد خطاب قرار داد.پرسید:خوب چه کردی عمو جان؟ صاری اصلان با نگاهی تفاخر آمیز لبخندی از روی خوشحالی بر لب آورد و گفت:ممکن است قبله عالم فدوی را دنبال اجرای ماموریتی بفرستید و دست خالی برگردم؟! شاه با لبخندی حاکی از رضایت سرتکان داد:آفرین بر تو حالا کجاست؟ -همینجا زیر سایه مبارک.چنانچه مایل باشید بفرمایید به حضور شرفیاب شوند. شاه از آنچه شنید گل از گلش شکفت.در حالیکه به پشت صندلی تکیه میداد و یک پا روی پای دیگر می انداخت انگشتانش را درهم فرو برد و لبش را گزید.به فکر فرو رفت.چند لحظه ای سکوت بر تالار حکمفرما | ||||||||
| |
| تشکر شده توسط : |
| | #18 (لینک مستقیم) | ||||||||
| مدیر بخش کتاب ![]() تاریخ عضویت: خرداد ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : خرداد ۱۳۸۸ محل سکونت: جایی که قلب آنجا نیست
نوشته ها: 12,089
(View Stats)
تشکرها: 67,486
تشکر شده 214,130 بار در 14,665 پست
حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز | ||||||||
| |
| تشکر شده توسط : |
| | #19 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر فعال فراخوان تایپ ![]() تاریخ عضویت: دي ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : دي ۱۳۸۹ محل سکونت: زیر آسمون کبود
نوشته ها: 944
(View Stats)
تشکرها: 1,569
تشکر شده 2,990 بار در 980 پست
کتاب مورد علاقه : ربکا حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز سلام 30 صفحه لطفاً همه می دانند همه می دانند که من و تو از آن روزنه سرد و عبوس باغ را دیدیم و از آن شاخه ی بازیگر دور از دست سیب را چیدیم همه می ترسند همه می ترسند ، اما من و تو به چراغ و آب و آیینه پیوستیم و نترسیدیم ... | ||||||||
| |
| تشکر شده توسط : |
| | #20 (لینک مستقیم) | ||||||||
| همکار بخش کتاب ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : ارديبهشت ۱۳۸۸ محل سکونت: tehran
نوشته ها: 15,022
(View Stats)
تشکرها: 108,073
تشکر شده 197,364 بار در 18,595 پست
کتاب مورد علاقه : بامداد خمار | بدون امتیاز : 0 امتیاز 90 تا 119 http://www.up.98ia.com/images/4fmpylwn3oywh1y22e9l.rar http://www.up.98ia.com/images/7hcqi9lo0gyztq33dww9.rar http://www.up.98ia.com/images/q7kh7ickosze4uunoag.rar http://www.up.98ia.com/images/v8pjsl0vqc75xgj9oeel.rar عزیزم فقط این صفحاتی که نوشتم براتون تایپ کنید نه کمتر نه بیشتر | ||||||||
| |
| تشکر شده توسط : |
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| 452, 456, آخر, تا, تایپ, جواهری, سید, صفحه, فراخوان, معشوقه, مهناز, نودوهشتیا, گروهی |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
| |
موضوعات مشابه | ||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| معشوقه آخر | مهناز سید جواهری | تایپ گروهی نودوهشتیا | Mina | کتابهای کامل شده ایرانی | 72 | ۱۰ بهمن ۱۳۹۰ ۰۳:۵۰ بعد از ظهر |
| فراخوان تایپ گروهی نودوهشتیا | بی من مرو جلد 1 (شهره وکیلی) | تمام | -ALI- | فراخوان تایپ | 245 | ۲۳ آذر ۱۳۹۰ ۰۹:۲۹ بعد از ظهر |
| فراخوان تایپ گروهی نودوهشتیا | با قلب تو می تپم (افسانه نادریان) | تمام | -ALI- | فراخوان تایپ | 123 | ۸ آبان ۱۳۹۰ ۰۲:۰۹ بعد از ظهر |
| فراخوان تایپ گروهی نودوهشتیا | بعد از تو (فاطمه جمشیدی) | تمام | -ALI- | فراخوان تایپ | 126 | ۱۴ مرداد ۱۳۹۰ ۰۱:۳۳ بعد از ظهر |