بازگشت   نودهشتیا > کتاب > کتابهای کامل شده

 تبلیغات 
اقامت و مهاجرت به بهترین کشورهای جهان وام 4 درصد خود اشتغالی
 
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۲۵ آذر ۱۳۹۰, ۱۱:۱۹ بعد از ظهر   #1 (لینک مستقیم)
همکار بخش کتاب
 
pegah.a آواتار ها
 
پست مفید  +3 امتیاز     
Arrow ژالیزیانا | محمد علی سپانلو

دومین کتابی که امروز شروع می کنم ژالیزیانا محمد علی سپانلو ( مجموعه اشعار )


همراهی کنید



محمد علی سپانلو زاده ۱۳۱۹ در تهران شاعر و مترجم ایرانی است. سپانلو فارغالتحصیل دانشکده حقوق دانشگاه تهران است.
محمدعلی سپانلو شاعر، منتقدادبی، مترجم، متولدِ 1319 است و تا به حال بیش از پنجاه جلد کتاب در زمینههای شعر و داستان و تحقیق، به صورتِ تالیف و یا ترجمه، منتشر کرده است. در بیست سالِ گذشته، او به عنوانِ یکی از چند نمایندهٔ معدودِ ادبیاتِ معاصرِ فارسی در بسیاری از گردهماییهای بینالمللی در اروپا و آمریکا شرکت کرده است و گفته ميشود كه سهمِ بزرگی در معرفیِ ادبیاتِ ایران به جهانیان دارد. بسیاری از آثارِ او تا به حال به زبانهای انگلیسی، آلمانی، فرانسه، هلندی، عربی، و سوئدی ترجمه شده است. نویسندگانِ پیشروِ ایران که گلچینی از آثارِ داستانیِ نویسندگانِ قرنِ بیستمِ ایران، به همراهِ بررسیِ آنهاست، جزوِ منابعِ درسی در بسیاری از دانشگاههای ایران است و تابهحال فروشِ بسیار بالایی داشته است. ضمناً سپانلو از معدود شاعران و نویسندگانِ ایرانی است که در دنیایِ ادبیاتِ غرب نیز شناخته شده است، و توانسته است نشان شوالیهٔ نخلِ آکادمیِ فرانسه (بزرگترین نشانِ فرهنگی کشورِ فرانسه)، و جایزهٔ ماکس ژاکوب (بزرگترین جایزهٔ شعرِ فرانسه) را دریافت کند.



کاش خدا منو ببینه، ببینه چه گیج و خسته ام
دستمو محکم بگیره ، بگه که نترس، من هستم

 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید

 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید

pegah.a آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۵ آذر ۱۳۹۰, ۱۱:۱۹ بعد از ظهر   #2 (لینک مستقیم)
همکار بخش کتاب
 
farnaz58 آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

با تشکر لطفا شروع کتاب را در تاپیک زیر اعلام کنید

آمارکتابهای در جریان سایت

توضیحاتی راجع به کتاب، تعداد صفحات و نویسنده و سال چاپ حتما ذکر کنید .

از فونت Tahoma و سايز 2 استفاده كنيد و در بین خط ها لطفا فاصله نندازید تا ساختن فایل PDF راحتتر باشه.

کمتـر از 20 خط در هر پست قرار ندهید!


برداشتن مطالب از این سایت فقط با ذکر منبع مجاز می باشد!
ممنون



دیر باریدى باران ...
دیر...
من مدت هاست در حجم نبودن كسى خشكیده ام...!!


farnaz58 آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۹ دي ۱۳۹۰, ۰۱:۵۸ قبل از ظهر   #3 (لینک مستقیم)
همکار بخش کتاب
 
pegah.a آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

کارت پستال

تهران شکوفه باران است
ای مهربان که ساکن در غربتی
آن گل که در دلت به امانت ماند
وقت است بشکفد
پیغام ارتباط میان دو شهر
پیغام شادباش تو با عشق دوردست



بالای پلکان

بالای پلکان
تا بوی قهوه ، سرسرای قهوه ای و گام های وسوسه انگیز تو
امید مشترکی که در بلندترین بام ها به حقیقت پیوست
آواز عشق آینده کی یا
کجا نوشته شود ؟
بالای ماه ، پاشنه بلند طلا
زیر چراغ های چشمک زن ،پایین پای ما
یا کاغذ سپید که بر زانوی سپید تو می ساید ؟
دستی که دست های تو را جست سرشار بود از فیروزه ی رباعی خیام
انگشتری قواره ی انگشت توست ، البته می پذیری ، بانوی سربلندی ها
آن باغ
زیر پوست ، با عطر کال نارنج ، با چشمه ی نمک ، جزیره ی
مثلثی ، روشن از آب دریا ، آن ساقه های نیشکر که واژگان را
در انزوای شان آزاد کرد
و گام های مصمم که به رغم تو پله ها را پیمود
فروزان باد
pegah.a آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۹ دي ۱۳۹۰, ۰۲:۰۲ قبل از ظهر   #4 (لینک مستقیم)
همکار بخش کتاب
 
pegah.a آواتار ها
 
پست مفید  +3 امتیاز     
پیش فرض

به الیانا

الیانا
نامت شبیه قاره ای گمشده
من هم برای زندگیم قاره ای کشف کرده ام
بی مرز و بی حصار ، اما نه مستقل
شبه جزیره ای
که با
سراب زمان بندی شد
الیانا
از آن چه دوست داشته ای دفاع کن
وابستگی بدون تعهد
آیین سرزمینت باشد
پیوند ، در سکوت ، شکوفا شود
و ذهن منتقل کند تفاهم ناگفته را
شاید به من بیاموزی
چگونه براندازم
این فصل بدگمانی را
از سرزمین
تازه بهارم
pegah.a آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۹ دي ۱۳۹۰, ۰۲:۰۴ قبل از ظهر   #5 (لینک مستقیم)
همکار بخش کتاب
 
pegah.a آواتار ها
 
پست مفید  +3 امتیاز     
پیش فرض

هدیه

و گل همان گل است
کسی که هدیه فرستاد همان مسافر نیست
مسافری که حوصله می کردی از حدیث سفرهایش
و با دهانش ، حلقه های نوازش
به انگشت
التماس تو می بخشید
و گل همان گل است ، ولی این بار
رفیق بی فاصله ای هدیه می هد
که سرگذشتش بی ماجراست
چراغ همسایه در آن طرف کوچه
به شیشه های تو چشمک زد
و تو همان تویی
فقط زمستان نیست
که در برودت آن فرصت مقایسه نداشته باشی
و هدیه را
بدون رقابت ، بدون سبقت ، بدون شک
بپذیری

pegah.a آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۹ دي ۱۳۹۰, ۰۲:۰۷ قبل از ظهر   #6 (لینک مستقیم)
همکار بخش کتاب
 
pegah.a آواتار ها
 
پست مفید  +3 امتیاز     
پیش فرض


آویخته

آخرین چکه ی بارانم
آویخته
از برگی خشک
از زن لخت درخت
به زمین غلتیدم
دود شیری رنگ
شاید بدنت بود که از شعله ی افسرده ی خود بر می
خاست
عشق ما بوی زمستان می داد
چشم تردید
اگر بسته ، اگر باز
نمی بیند زیبایی را
عشق ما بیشتر از پاییز
بیگانه از امید نبود


pegah.a آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۹ دي ۱۳۹۰, ۰۲:۱۰ قبل از ظهر   #7 (لینک مستقیم)
همکار بخش کتاب
 
pegah.a آواتار ها
 
پست مفید  +3 امتیاز     
پیش فرض


برای ملکه هایی که یک ملت اند

در دست چپ ستاره
در دست راستش قلمی
ژالیزیانا ملکه ای دارد
اگر قلم را به من بدهد می توانم
ستاره را بسرایم
تا آسمان ترانه ی انسان شود
اگر ستاره را به من بدهد
جوهر درخشانی برای قلم اختراع خواهم کرد
اگر قلم ، اگر ستاره را به من می بخشید
آسمان تازه ای می نوشتم
برای ملتی که ملکه یکی از آن هاست
برای ملکه هایی که یک ملت اند

pegah.a آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۳ دي ۱۳۹۰, ۰۱:۳۱ قبل از ظهر   #8 (لینک مستقیم)
همکار بخش کتاب
 
pegah.a آواتار ها
 
پست مفید  +3 امتیاز     
پیش فرض


جریمه

سلام صبح
سلام آینه
سلام دروازه
سلام مرز جدایی
به گوشواره ی گیلاس
کنار زلفت سلام
بلوغ اشک ها
در آینه ، در خواب ، در
استکان
از امتناع تو خشکید
و پلکان خیس ماند
از رد کفش های گل آلود
تو شیر مستی از بوی برگ ها
از آن که در اطراف چهره ات
دمیده پیچک وحشی
نشانه ی پاییز
و جشنواره ی باران
نثار مژگانت
جریمه ی فراموشی


pegah.a آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۳ دي ۱۳۹۰, ۰۱:۳۳ قبل از ظهر   #9 (لینک مستقیم)
همکار بخش کتاب
 
pegah.a آواتار ها
 
پست مفید  +3 امتیاز     
پیش فرض

آهو

این عینک سیاهت را بردار دلبرم
این جا کسی تو را نمی شناسد
هر شب شب تولد توست
و چشم روشنی هیجان است
در چشم های ما
از ژرفنای آینه ی
روبه رو
خورشید کوچکی را انتخاب کن
و حلقه کن به انگشتت
یا نیمتاج روی موی سیاهت
فرقی نمی کند ، در هر حال
این جا تو را با نام مستعار شناسایی کردند
نامی شبیه معشوق
لطفا
آهوی خسته را که به این کافه سرکشید
و پوزه روی ساق تو می ساید
با
پنجه ی لطیف نوازش کن


pegah.a آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۳ دي ۱۳۹۰, ۰۱:۳۵ قبل از ظهر   #10 (لینک مستقیم)
همکار بخش کتاب
 
pegah.a آواتار ها
 
پست مفید  +3 امتیاز     
پیش فرض


به خدایی که تو را نیافرید

همه چیزم در دیار اجنبی است
میوه های خونم و هر که از ریشه ی من نوشید
آتیه و رؤیاهایم ، و حتی سایه ی عشقم
عاطفه های بی
قرار
بخ ساحلهای روسپیان بلند بالا و نخل های بهاری کوچید
چرا با تو می مانم ای مادر کهن
که نمی دانم
چه وامی بر من داری ؟
سال هایم را هدر دادی
خونم را هبا کردی که بنوشند اجاره داران
جوانیم را در سوداهایم خیالی به گرو نهادی
عوض را به من
برات دوردستی دادی ، که مبلغش آرمان بود
اکنون در پایان راه دستم مثل فکرم سپید است
چه برایم ماند
جز غربت ناخواسته و دشنام از نورسیدگانی که ندانم چه حقی بر من دارند
؟
گاه در پروازهایم رایحه ی نیل را می شنوم
و گمشده ام را می بینم که در غرفه ی نامحرمان
به تماشای رود وقت می گذراند
انگار موقع دعای سفر شد
راهم را بگشا
دینی اگر دارم بستان
اگر می مانم نه برای توست
اگر می خوانم نه به درگاه تو
به خدایی است که هرگز تو را نیافرید


pegah.a آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
 

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
سپانلو, علی, محمد, ژالیزیانا

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
محمدعلي سپانلو در بيمارستان بستري شد یگانه فرهنگی و هنری 0 ۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ۱۱:۳۱ بعد از ظهر
تقدیر از سپانلو / برگزبدگان جایزه شعر خبرنگاران معرفی شدند avisheh فرهنگی و هنری 0 ۲۰ اسفند ۱۳۸۹ ۰۷:۱۱ بعد از ظهر



Powered by vBulletin Version 3.8.3
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.

دانلود کتاب رايگان