ارسال پاداش نقدی برای کاربر
شما در حال حمایت به صورت مهمان هستید.
مبلغ مورد نظر خود را انتخاب کنید
1000 تومان
2000 تومان
4000 تومان
6000 تومان
8000 تومان
9000 تومان
10000 تومان
مبالغ دیگر
و یا مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید
واریز آنلاین از طریق کارت های عضو شتاب
معرفی و نقد رمان دروغ شیرین | saghar* و sparrow کاربرهای سایت - صفحه 17
http://fidibo.com/

asiatech



نودهشتیا
فید آر اس اس
صفحه 17 از 60 نخستنخست ... 71314151617181920212742 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 161 تا 170 , از مجموع 592
  1. Top | #161

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    مرداد 1390
    نوشته ها
    1,567
    میانگین پست در روز
    1.30
    تشکر از کاربر
    10,986
    تشکر شده 9,998 در 1,556 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام فقط میتونم بگم که یه نکته جالبی که تو رمان بود اینه که افت توی رمان نداشتی یعنی مثل اولش که قوی شروع کردی همونطور هم داری ادامه میدی و داستان کسل نشده


    رویا خواننده جدید رمانت

  2. 5 کاربر از پست _ SPEED _ تشکر کرده اند .


  3. Top | #162

    کاربر فعال


    تاریخ عضویت
    دی 1389
    نوشته ها
    560
    میانگین پست در روز
    0.40
    محل سکونت
    زیربارون
    تشکر از کاربر
    22,130
    تشکر شده 4,405 در 1,185 پست
    حالت من
    Mashghool
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام خدمت دوستای گلم

    من تازه امروز شروع کردم به خوندن رمانتون ...دو صفحه بیشتر هم نخوندم ...قلم خوبی دارین ...خواننده رو با خودش همراه می کنه ...موضوعش هم جالبه ...ولی مطالبی که در مورد رشته پزشکی و... نوشته میشه یه جاهاییش می لنگه مثلا اون جاش که نوشتین کلاس تشریح دارن و بچه ها هم صورتشونو جمع کردن ..تو دوره پزشک عمومی همون چند ترم اول دانشجویان پزشکی واحدهای تشریحو میگذرونن...
    یا مطالبی که در مورد کار کردن توی بیمارستان نوشته شده.

    ممنون بایت رمان خوبتون ...موفق باشید

    " تو آمده ای "

    این را

    تمام ِ خواب هایم می گویند

    و من...

    فارغ از آنچه که شاید

    دروغ گفته باشند

    باور میکنم...!


  4. 2 کاربر از پست Shifteh تشکر کرده اند .


  5. Top | #163

    کاربر نیمه فعال


    تاریخ عضویت
    بهمن 1390
    نوشته ها
    431
    میانگین پست در روز
    0.43
    محل سکونت
    همین نزدیکی
    تشکر از کاربر
    16,487
    تشکر شده 2,301 در 460 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام اینقدره خوشحال شدم دیدم یه قسمت گذاشتی تو خماریش مونده بودم که کادوی آنهاید چیه مرسی عزیزم نجاتم دادی

    شیشه ای میشکند
    یک نفر میپرسد
    که چرا
    شیشه شکست؟
    یک نفر میگوید:
    شاید این رفع بلاست
    دیگری میپرسد
    شیشه پنجره را باد شکست؟
    دل من سخت شکست
    هیچ کس هیچ نگفت
    غصه ام را نشنید
    از خودم میپرسم"
    ارزش قلب من از شیشه پنجره هم کمتر بود.



  6. 2 کاربر از پست کاساندا تشکر کرده اند .


  7. Top | #164

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1390
    نوشته ها
    1,658
    میانگین پست در روز
    1.28
    محل سکونت
    مرداب
    تشکر از کاربر
    18,142
    تشکر شده 80,859 در 2,288 پست
    حالت من
    Gerye
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط sonyt650 نمایش پست ها
    سلام فقط میتونم بگم که یه نکته جالبی که تو رمان بود اینه که افت توی رمان نداشتی یعنی مثل اولش که قوی شروع کردی همونطور هم داری ادامه میدی و داستان کسل نشده


    رویا خواننده جدید رمانت
    سلام عزیزم
    خیلی خوشحالم که از روند داستان راضی هستی

    نقل قول نوشته اصلی توسط Shifteh نمایش پست ها
    سلام خدمت دوستای گلم

    من تازه امروز شروع کردم به خوندن رمانتون ...دو صفحه بیشتر هم نخوندم ...قلم خوبی دارین ...خواننده رو با خودش همراه می کنه ...موضوعش هم جالبه ...ولی مطالبی که در مورد رشته پزشکی و... نوشته میشه یه جاهاییش می لنگه مثلا اون جاش که نوشتین کلاس تشریح دارن و بچه ها هم صورتشونو جمع کردن ..تو دوره پزشک عمومی همون چند ترم اول دانشجویان پزشکی واحدهای تشریحو میگذرونن...
    یا مطالبی که در مورد کار کردن توی بیمارستان نوشته شده.

    ممنون بایت رمان خوبتون ...موفق باشید

    سلام عزیزم
    در مورد کلاس تشریح باهات موافقم و به ساغرم گفتم که اون پست ویرایشش کنیم ولی افتاد تو ایام عید و نشد.... در اولین فرصت این کارو میکنیم...
    اما در مورد کار کردنش نمیدونم منظورت دقیقا کجای داستانه... اگر جای خاصی ایرادی دیدی بهم بگو تا درستش کنم...
    مرسی از نظر خوبت عزیزم

    نقل قول نوشته اصلی توسط کاساندا نمایش پست ها
    سلام اینقدره خوشحال شدم دیدم یه قسمت گذاشتی تو خماریش مونده بودم که کادوی آنهاید چیه مرسی عزیزم نجاتم دادی
    سلام عزیزم
    بخدا شرمندم که این مدت بدقولی کردم و شما تو خماری موندین...

  8. 2 کاربر از پست sparrow تشکر کرده اند .


  9. Top | #165

    کاربر فعال


    تاریخ عضویت
    دی 1389
    نوشته ها
    560
    میانگین پست در روز
    0.40
    محل سکونت
    زیربارون
    تشکر از کاربر
    22,130
    تشکر شده 4,405 در 1,185 پست
    حالت من
    Mashghool
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام عزیزم
    در مورد کلاس تشریح باهات موافقم و به ساغرم گفتم که اون پست ویرایشش کنیم ولی افتاد تو ایام عید و نشد.... در اولین فرصت این کارو میکنیم...
    اما در مورد کار کردنش نمیدونم منظورت دقیقا کجای داستانه... اگر جای خاصی ایرادی دیدی بهم بگو تا درستش کنم...
    مرسی از نظر خوبت عزیزم

    کلاسهای رزیدنت ها توی بیمارستان برگزار میشه...البته کلا رزیدنتی دوره ایه که آموزش بالینی و عملی هست...
    درسهاشون به صورت ترمی نیست بلکه ماه به ماه تو بخشهای مختلف هستن مثلا چند ماه تو یه بخش و همین طور ادامه داره.
    در این مورد اطلاعات کافی ندارم ولی فکر می کنم سرشون اونقد شلوغ هست که دیگه وقتی برای کار کردن نداشته باشن چون کلا دانشجوییشون تو بیمارستانه و شامل شیفت و اینا هم میشه و فرق زیادی با کار کردن نداره ...
    ویرایش توسط Shifteh : 1391,01,09 در ساعت ساعت : 23:07

  10. 2 کاربر از پست Shifteh تشکر کرده اند .


  11. Top | #166

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1390
    نوشته ها
    1,658
    میانگین پست در روز
    1.28
    محل سکونت
    مرداب
    تشکر از کاربر
    18,142
    تشکر شده 80,859 در 2,288 پست
    حالت من
    Gerye
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط Shifteh نمایش پست ها

    کلاسهای رزیدنت ها توی بیمارستان برگزار میشه...البته کلا رزیدنتی دوره ایه که آموزش بالینی و عملی هست...
    درسهاشون به صورت ترمی نیست بلکه ماه به ماه تو بخشهای مختلف هستن مثلا چند ماه تو یه بخش و همین طور ادامه داره.
    در این مورد اطلاعات کافی ندارم ولی فکر می کنم سرشون اونقد شلوغ هست که دیگه وقتی برای کار کردن نداشته باشن چون کلا دانشجوییشون تو بیمارستانه و شامل شیفت و اینا هم میشه و فرق زیادی با کار کردن نداره ...
    درسته بیشتر دوره رو باید تو بیمارستان بگذرونن ولی برای کلاس های تئوری و کارای اداری و علمی باید برن دانشگاه.... میشه گفت ۷۵٪ مواقع باید تو بیمارستان کشیک باشن
    رزیدنت ها تو بیمارستان کار میکنن و حتی حقوقم میگیرن چون باید زندگیشون و بچرخونن عزیزم....

  12. 2 کاربر از پست sparrow تشکر کرده اند .


  13. Top | #167

    کاربر متوسط


    تاریخ عضویت
    بهمن 1390
    نوشته ها
    201
    میانگین پست در روز
    0.19
    محل سکونت
    یه تیکه از بهشت
    تشکر از کاربر
    11,245
    تشکر شده 738 در 223 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سلام دوستای خوب. سال نو شما مبارک ازاینکه شنیدم یکی از نویسنده های موفق و توانا سایت کسالت داشته ناراحت شدم ولی حالا که میدونم خوب و سلامتی خوشحالم امیدوارم سال خوب و قلم توانا داشته باشی جذابیت داستان عالیه البته یکم باید ارتام واناهید بیشتر درگیر کنی در هر حال رمان دوست داشتنی شده ممنون

  14. 2 کاربر از پست حریم تشکر کرده اند .


  15. Top | #168

    کاربر فعال


    تاریخ عضویت
    بهمن 1390
    نوشته ها
    603
    میانگین پست در روز
    0.58
    محل سکونت
    نگین سبز
    تشکر از کاربر
    12,568
    تشکر شده 2,435 در 539 پست
    حالت من
    Khoshhal
    اندازه فونت

    پیش فرض

    منون از بابت پست امروز . خیلی خوب شیوا نوشتی.
    چه حس قشنگیه وقتی میشی محرم دل یکی!
    یکی که بهش اعتماد داری ، بهت اعتماد داره . . .
    ازدلتنگی هاش برات میگه ، از دلتنگی هات براش میگی . . .
    آروم میشه ، آروم میشی . . .
    حسی که هیچ وقت به تنفر تبدیل نمیشه
    این حس مثل قطره های باران پاکــه . . .!


  16. 2 کاربر از پست میتی65 تشکر کرده اند .


  17. Top | #169

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    اسفند 1390
    نوشته ها
    85
    میانگین پست در روز
    0.09
    محل سکونت
    California
    تشکر از کاربر
    6,903
    تشکر شده 583 در 93 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    چه قد خوشحال شدم بعد از مدت ها پست دیدم خسته نباشین بچه ها...رمانت ساده است اما اینقدر روونه آدم رو واقعا جذب میکنه ,بالا و پایین زیادی نداره,شعاف نداره و عین یه زندگی روزمره است و من اینو دوست دارم,امیدوارم حالا که دو نفر هستین یکم بیشتر پست بذارین مارم بیشتر سرگرم کنین ...

  18. 2 کاربر از پست Delaramad تشکر کرده اند .


  19. Top | #170

    رمان نویس انجمن


    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1390
    نوشته ها
    1,632
    میانگین پست در روز
    1.25
    محل سکونت
    پیش قلب های مهربون
    تشکر از کاربر
    9,398
    تشکر شده 88,772 در 1,917 پست
    حالت من
    Deltang
    اندازه فونت

    پیش فرض

    خیلی خوب بود مرسی خوب حاله طناز گرفته شد این آرتام هم بلایی واسه خودش امیدوارم دعاهای طوبی جون مستجاب بشه راستی کاوه و زنش کجان بیارشون یکم واسه حال گیری


  20. 2 کاربر از پست fArzane.Far تشکر کرده اند .


موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 21
    آخرین نوشته: 1393,02,10, ساعت : 23:55
  2. چت دروغ عشق (ویرایش شده) | معرفی و نقد کتاب
    توسط Sohrab.N در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 29
    آخرین نوشته: 1392,07,09, ساعت : 15:17
  3. اشکی هم رنگ دروغ | رز سیاه کاربر سایت | معرفی و نقد کتاب
    توسط رز سیاه در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 7
    آخرین نوشته: 1391,05,10, ساعت : 12:04
  4. رمان دروغ شیرین | saghar* و sparrow کاربران انجمن
    توسط saghar* در انجمن رمان های کامل شده نوشته کاربران
    پاسخ ها: 207
    آخرین نوشته: 1391,03,26, ساعت : 00:14

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •