بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > ایرانی

 تبلیغات 

عجیب تو جیب

ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۲۷ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۱۲:۲۶ بعد از ظهر   #1 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
mahsan آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض چشم هایت مال من | ر . اکبری | معرفی و نقد کتاب

نام کتاب : چشم هایت مال من
نویسنده : ر . اکبری
قیمت : 8500
ناشر : علی




سلام به همگی
من همین نیم ساعت پیش کتابش رو تموم کردم این تایپیک رو زدم برای دوستانی که دوست داشتن خلاصه ایی از داستان کتاب رو بدونن . این شما و این نظراتتون . هر کسی هم دوست داره و کتاب رو خونده می تونه یه خلاصه از کتاب رو بزاره برای بچه ها . اگر هم نذاشتین دندم نرم خودم تایپیک زدم خودم هم خلاصه میدم



mahsan آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول

تبلیغات

64 محصول اسپیکر

قدیمی ۲۷ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۱۲:۴۵ بعد از ظهر   #2 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
یاسمن آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

از نظر من کتابای خانم ربابه اکبری قشنگن ولی اکثرا شخصیت اولش خیلی لوسه...
و شخصیت های لوس داستان باعث میشن جذابیت داستان کم بشه!
توی کتابای ایشون من فقط از نازک ترین حریر نوازش و دنیای گمشده خوشم میاد!



 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید

یاسمن آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۷ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۰۱:۰۳ بعد از ظهر   #3 (لینک مستقیم)
همکار بازنشسته
 
Mina آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

میشه یکم خلاصه بگی؟ آجی مهسان؟؟؟؟؟



کـاش خـدا کاری بـکند!
[نفرین به آنکه نام تو را در خاطرات من نوشت!]


Mina آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۷ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۰۱:۴۷ بعد از ظهر   #4 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
harimeshgh آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

منم تازه خریدمش 30 صفحه بیشتر نخوندم.امیدوارم قشنگ باشه.



چه خوش خیال است
فاصله را می گویم
به خیالش مرا از تو جدا کرده
نمی داند جای تو امن است
اینجا در میان دل من.....
harimeshgh آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۷ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۰۴:۳۲ بعد از ظهر   #5 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
mahsan آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

خب اینم خلاصه ی کتاب :

داستان دختری به نام باران است که به خاطر تحصیلات برادرش به امریکا اومدن و دراونجا زندگی می کن . خونواده ی تارخ از وضعیت اقتصادی بالایی برخوردارن و باران در رفاه و راحتی مشغول شیطنت و خوش گذارنی است . تا اینکه به یک باره ورق برمیگرده . پدر باران ورشکست میشه و خانواده ی باران از هم می پاشه ،مادر و برادر باران هم هریک به یک سو میروند و در این شرایط که پدر باران هم در زندان به سر می برد باران مجبور به کار کردن در شرکتی میشود و ...

و اما نظر شخصی خودم در مورد کتاب :
به نظرم اغراق حرف اول در این داستان رو می زد . نمی دونم چرا نویسنده اینقدر علاقمند بود که هر چیزی رو اینقدر اغراق امیز بیان کنه . شاید در طول داستان حداقل توی هر صفحه یک بار از زیبایی استثنایی باران تعریف می شد و توی هر صفحه یک بار هم در مورد اینکه باران چه لباسی پوشیده و چقدر بهش میاد صحبت شده بود . یعنی واقعا موضوعی مهمتر از لباس پوشیدن باران نبود . جالبیش اینجاست گاهی روزی چندین بار باران لباسهاش رو عوض می کرد بعد از این مشکل که حداقل از نظر من مشکل بزرگی بود و حسابی خستم کرده بود مشکل بعدی کش دادن بی خود داستان بود ، 200 صفحه اول داستان که هیچ اتفاقی خاصی نمی یفتاد و من همش منتظر بودم بره سر اصل داستان و یه داستانی شروع بشه وقتی هم که داستان اصلی شروع شد باز بیش از حد ممکن موضوع رو کش میداد واتفاقات شبیه بهم و برخوردهای تکراری، زیادی توی ذوق میزد . به نظرم این دو مشکل عمده ترین ضعف های کتاب بودن . در مجموع کتابش معمولی بود . نه بد و نه خوب ( البته اینها نظر من بود . شاید بقیه که بخونن خیلی خوششون بیاد یا برعکس خیلی بدشون بیاد . به هرحال سلیقه ها متفاوته )
mahsan آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۷ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۰۴:۴۱ بعد از ظهر   #6 (لینک مستقیم)
همکار بازنشسته
 
Mina آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

مرسی گلم....میشه تعداد صفحاتش رو هم بگی؟؟؟؟؟؟؟؟
Mina آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۷ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۰۴:۵۳ بعد از ظهر   #7 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
mahsan آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط miss.mini نمایش پست ها
مرسی گلم....میشه تعداد صفحاتش رو هم بگی؟؟؟؟؟؟؟؟
خواهش می کنم . 528 صفحه
mahsan آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۷ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۰۵:۵۸ بعد از ظهر   #8 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
mania22 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

سلام من هم این کتاب را از نمایشگاه گرفتم و آن را خوندم باید بگم من با نظر مهسان موافقم وعلاوه بر آنکه مشخصه نویسنده اطلاعات زیادی از فرهنگ آمریکا و زندگی در آن نداشته و بر اساس قوه تخیل خودش آن را پیش برده



خودت باش
آرام ،زلال و شاد
هر لحظه از خود بپرس:
«آیا واقعا" خواهان انجام این کارم؟»
و تنها زمانی انجامش ده که پاسخت «آری» است.
بدین سان آنان که از با تو بودن چیزی نمی آموزند
دور می شوند
و آنها که از تو می آموزندو ازآنان می آموزی ،جذب می گردند.
mania22 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۰۶:۰۰ بعد از ظهر   #9 (لینک مستقیم)
کاربر فعال معرفی و نقد کتاب
 
هدیه آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

من یه مدت پیش کتاب لحظه ای با ونوس رو از همین نویسنده (خانم ر. اکبری ) خوندم . واقعا مهسان جون گل گفتن توی اون هم اغراق واقعا ادم رو خفه میکرد. بعد از این کتاب تصمیم گرفتم دیگه نوشته های این خانم رو نخونم چون با سلیقه من یکی اصلا جور در نمیاد. به نظرم فقط کتاب نازکترین حریر نوازش ایشون تا حدی قابل تحمله



[CENTER]توصیه من از بین رمانهای در حال تایپ کاربران نودوهشتی

معشوقه شیطان | anital کاربر انجمن
میوه ی منحوس | ژیلا کاربر انجمن
هدیه آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۰۶:۰۴ بعد از ظهر   #10 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
mahsan آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط هدیه نمایش پست ها
من یه مدت پیش کتاب لحظه ای با ونوس رو از همین نویسنده (خانم ر. اکبری ) خوندم . واقعا مهسان جون گل گفتن توی اون هم اغراق واقعا ادم رو خفه میکرد. بعد از این کتاب تصمیم گرفتم دیگه نوشته های این خانم رو نخونم چون با سلیقه من یکی اصلا جور در نمیاد. به نظرم فقط کتاب نازکترین حریر نوازش ایشون تا حدی قابل تحمله
هدیه جون کتاب لحظه ای با ونوس علاوه بر اغراقی که داشت . یه کپی کامل از کتابهای مودب پور بود . با این تفاوت که توی کتابهای مودب پور همیشه بچه مثبت و قهرمان اصلی داستان قربانی میشه و یا خودش می میره یا دوست دخترش ولی توی کتاب لحظه ی با ونوس برعکس شد و نفر دوم داستان نامزدش فوت کرد
mahsan آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
اکبری, ر اکبری, رمان, مال, معرفی, من, نقد, هایت, چشم, کتاب

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
ملکه جنوب | ر.اکبری | معرفی و نقد کتاب setareh30 ایرانی 23 ۲۰ بهمن ۱۳۹۱ ۰۷:۵۸ بعد از ظهر
و بار دیگر مجنون | ر.اکبری | معرفی و نقد کتاب hiva ایرانی 25 ۱۷ بهمن ۱۳۹۱ ۰۱:۲۸ بعد از ظهر
صد سال تنهایی | مارکز | معرفی کتاب Susanna خارجی 14 ۷ دي ۱۳۹۱ ۰۵:۴۸ بعد از ظهر
پریا | ر.اکبری | معرفی و نقد کتاب Number-One ایرانی 17 ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۱ ۰۸:۵۱ قبل از ظهر
آموزش کاراته به زبان ساده | استاد محمّد رضا یحیایی | معرفی کتاب ramin2 ایرانی 0 ۲۸ اسفند ۱۳۸۸ ۰۵:۴۳ بعد از ظهر


 

اکنون ساعت ۰۳:۴۰ قبل از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

Powered by vBulletin Version 3.8.3
Copyright ©2000 - 2013, Jelsoft Enterprises Ltd.

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب رایگان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا