بازگشت   نودهشتیا > کتاب > کتابهای کامل شده

 تبلیغات 
اقامت و مهاجرت به بهترین کشورهای جهان وام 4 درصد خود اشتغالی
 
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۸ آذر ۱۳۹۰, ۰۸:۰۲ بعد از ظهر   #1 (لینک مستقیم)
همکار بخش کتاب
 
pegah.a آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
Question در فصل های سفر | ناهید عباسی | تایپ

سلام دوستان از امروز تایپ کتاب در فصل های سفر ( مجموعه اشعار) ناهید عباسی شروع می کنم.



کاش خدا منو ببینه، ببینه چه گیج و خسته ام
دستمو محکم بگیره ، بگه که نترس، من هستم

 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید

 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید

pegah.a آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۸ آذر ۱۳۹۰, ۰۸:۱۷ بعد از ظهر   #2 (لینک مستقیم)
همکار بخش کتاب
 
pegah.a آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

آسمان دی ماه

پرده
کناری ایستاده است
و سرخی آسمان دی ماه
نوید برف می دهد
و هراسی نامعلوم
چیزی شبیه حس مرگ
دلم را می
انبارد
تقویم را بر می دارم
و تاریخ تولد لاله صحرایی را
به خاطر می سپارم
pegah.a آنلاین نیست.  
قدیمی ۸ آذر ۱۳۹۰, ۰۸:۱۹ بعد از ظهر   #3 (لینک مستقیم)
همکار بخش کتاب
 
pegah.a آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

باد صبا

خاطره اش
همراه باد صبا می آد
تا
در حافظه ی آینه
بر گیسوان جوانی ام
شکوفه ی نارنج بنشاند
و من
همراه یاد
شرقی او
شرح یغمای دلم را
به گوش باد
زمزمه خواهم کرد
pegah.a آنلاین نیست.  
قدیمی ۸ آذر ۱۳۹۰, ۰۸:۲۲ بعد از ظهر   #4 (لینک مستقیم)
همکار بخش کتاب
 
pegah.a آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

بالهای پرواز

پرواز پرندگان
در آبی آسمان هر کجا
چشمانم را
کودکانه به دنبال می کشد
و روحم را
در خواهش گنگ پریدن
خوابهای شبانه ام
را
تفسیر می کند
کسی چه می داند
شاید دستهایم
تقدیر بالهای پرواز است
که هنوز چیزی از اوج
به خاطر دارد
pegah.a آنلاین نیست.  
قدیمی ۸ آذر ۱۳۹۰, ۰۸:۲۳ بعد از ظهر   #5 (لینک مستقیم)
همکار بخش کتاب
 
pegah.a آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

تفسیر معجزه

گیرم
که چیزی نمانده
به آخر خط
که خطی نیست
جز باور گیجی
از یک ادامه ی ناپیدا
و نشاندن عکسی
بر طاقچه های
ابدیت
حال که مرگ
ناخواسته
هر روز قدمی به سوی ما می آید
باید که خواسته
قدمی به سوی دانایی رفت
و معجزه را
تفسیر کرد
در هوش نگاهی
که با قطره ای آب
به بیکرانه ی دریا می رسد
و از سنگریزه ای
بر بلندای کوهی
به معراج می رود
pegah.a آنلاین نیست.  
قدیمی ۸ آذر ۱۳۹۰, ۰۸:۳۰ بعد از ظهر   #6 (لینک مستقیم)
همکار بخش کتاب
 
pegah.a آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

جمع ما

همیشه باد
با حضوری نرم
میان ما ایستاده بود
و حال
از جمع ما
تو رفته ای
و باد
همچنان می وزد
بر خاطرات
بی زوال





حضور

باز است
در تمنای نسیم
پنجره ای
و به گوش می رسد
آواز خوش زنجره ای
که حضور کوچک خود را
به جهان می بخشد
pegah.a آنلاین نیست.  
قدیمی ۸ آذر ۱۳۹۰, ۰۹:۰۸ بعد از ظهر   #7 (لینک مستقیم)
همکار بخش کتاب
 
patrin آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

با تشکر لطفا شروع کتاب را در تاپیک زیر اعلام کنید

آمارکتابهای در جریان سایت

توضیحاتی راجع به کتاب، تعداد صفحات و نویسنده و سال چاپ حتما ذکر کنید .

برداشتن مطالب از این سایت فقط با ذکر منبع مجاز می باشد!
ممنون



رفتنت را باور ندارم هنوز
 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید

تنها ترین تنها منم
 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید


گذاشتن کتاب های سال 89 - 90 - 91 ممنوع!!!
patrin آنلاین نیست.  
قدیمی ۸ آذر ۱۳۹۰, ۰۹:۴۵ بعد از ظهر   #8 (لینک مستقیم)
همکار بخش کتاب
 
pegah.a آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

دوست

من
از میان واژه های زلال
دوستی رابرگزیده ام
آنجا که
برف های تنهایی
آب می شوند
در صدای تابستانی یک دوست







دوگانگی

تبسمی بر لب
و نیمه دلی آفتابی
اما
در دوردست های روح
بارانی
بی امان می بارد
و هراسی
به اندازه ی ابدیت
فاصله ی
این دوگانگی را
رنگ خاکستر می زند
pegah.a آنلاین نیست.  
قدیمی ۸ آذر ۱۳۹۰, ۰۹:۴۸ بعد از ظهر   #9 (لینک مستقیم)
همکار بخش کتاب
 
pegah.a آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

رستگاری

معصومانه
در باور رستگاری
نماز صبر می خوانم
بر سجاده ی روزها
و
تمنای آفتابگردان را
می بافم
بر گیسوی
بلند شبها
خواب دیده ام
مسیح دیگری در راه است
تا کوله بار آدمیان را
از آلاله ها و عدالت پر کند







روزنه ها

خاطرات کودکی
روزنه های سبز رجعتند
در رها شدگی لحظه های پر هوس
وقتی که
جوی آب
وسوسه ات می کند
به کندن جوراب
یا که خاک
می خواندت به بازی
pegah.a آنلاین نیست.  
قدیمی ۸ آذر ۱۳۹۰, ۰۹:۵۱ بعد از ظهر   #10 (لینک مستقیم)
همکار بخش کتاب
 
pegah.a آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

روزهای رفته

شبی سرمه ای
ماهی نقره ای
و زنی تنها
نشسته بر پله خیال
روزهای رفته را
غمگنانه
زیبا زمزمه می کند
و در
سوگواری فاصله ها
گیسوان پریشان خویش را
از نوازش مهتاب
پر می کند





شاهدان ایام
باد
در نی لبک پاییز
روزهای آخر آذر را
با حزن زردی می دمد
و آینه های کهنسال
که شاهدان ایامند
در سکوت سرد
خویش
درختان برهنه از برگ را
به تن پوش سفید برف
وعده می دهند


pegah.a آنلاین نیست.  
 

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
تایپ, در, سفر, عباسی, فصل, ناهید, های

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
چهل سالگی | ناهید طباطبایی | تایپ Az@de کتابهای کامل شده ایرانی 38 ۲۸ اسفند ۱۳۹۰ ۰۵:۳۵ بعد از ظهر
بعد از تو (جلد اول ) | ناهید سلیمانخانی | تایپ عیدی کتابهای کامل شده ایرانی 62 ۱۱ آذر ۱۳۹۰ ۰۹:۳۴ بعد از ظهر
دسیسه | ناهید سلیمان خانی (تایپ) * Star کتابهای کامل شده ایرانی 45 ۱۸ آذر ۱۳۸۹ ۰۹:۳۶ بعد از ظهر
شاید فردایی نباشد | ناهید شمس (تایپ) mahnameh کتابهای کامل شده ایرانی 43 ۳۰ آبان ۱۳۸۹ ۰۶:۲۷ بعد از ظهر
فصل خاکستری | سهیلا عباسی (تایپ) eshgh_m کتابهای کامل شده ایرانی 46 ۱۷ خرداد ۱۳۸۹ ۰۶:۵۲ بعد از ظهر



Powered by vBulletin Version 3.8.3
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.

دانلود کتاب رايگان