بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > نوشته کاربران سایت

 تبلیغات 
اقامت و مهاجرت به بهترین کشورهای جهان وام 4 درصد خود اشتغالی
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۱ دي ۱۳۹۰, ۰۸:۱۷ بعد از ظهر   #101 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
banner آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

سلام به دوست عزیز و نویسندهٔ گرامی،
واقعا که داستانت قشنگترین نوشته ای هستش که من تا اینجا تو این سایت خوندم، بهت افتخار میکنم عزیزم که بی چشم داشت برای ما مینویسی..
قدر خودت رو خیلی بدون، و من که بشخصه خیلی برات احترام قائل هستم، و بی صبرانه منتظر ادامه داستان و نوشتهات..



از قلمِ بهترین دنیا یِ دنیایِ من:

خالکوبی | shadow_das کاربر انجمن




عصیان | Banner کاربر انجمن


عصیان | Banner کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب



از دلم رست گیاهی سرسبز
سر برآورد درختی شد نیرو بگرفت
برگ بر گردون سود
این گیاه سرسبز
این بر آورده درخت اندوه
حاصل مهر تو بود ..

banner آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲ دي ۱۳۹۰, ۰۴:۴۲ بعد از ظهر   #102 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
f_javid آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط banner نمایش پست ها
سلام به دوست عزیز و نویسندهٔ گرامی،
واقعا که داستانت قشنگترین نوشته ای هستش که من تا اینجا تو این سایت خوندم، بهت افتخار میکنم عزیزم که بی چشم داشت برای ما مینویسی..
قدر خودت رو خیلی بدون، و من که بشخصه خیلی برات احترام قائل هستم، و بی صبرانه منتظر ادامه داستان و نوشتهات..
ممنون دوست عزیز. این واقعا نظر لطبت رو به من میرسونه. وگرنه انقدر هم تعریفی نیست. اما خوشحالم که دوست داشتی و تونستم این کشش رو درت بوجود بیارم تا یکی از کسایی باشی که با من همگام میشی تو این داستان. من باز هم منتظر حتی نقدات هم هستم. هر زمان که روند کسل کننده بود بپیا ایرادی به ذهنت رسید.
از شما دوستای خوبم که سر میزنید میخوام که تو نقد و نظر شرکت کنید و خوشحالم کنید. ممنون.
f_javid آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۳ دي ۱۳۹۰, ۰۶:۴۶ بعد از ظهر   #103 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
setareh659 آواتار ها
 
setareh659 به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نمی دونم چی بگم، مث همیشه فکرات بهترینه، جالبه همزمان هم حسای رها رو خوب تصویر میکنی هم یزدان. رها دنبال راهی رفت که هیچوقت به پایان و نتیجه اش فکر نکرده بود.
خیلی قشنگ بود. مرسی



نگذار دیگران نام تو را بدانند! همین زلال بیکران چشمانت،
برای پچ پچ هزارساله آنان کافیست...


ویرایش توسط setareh659 : ۳ دي ۱۳۹۰ در ساعت ۰۷:۰۰ بعد از ظهر
setareh659 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۶ دي ۱۳۹۰, ۱۱:۰۰ قبل از ظهر   #104 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
leila.kh آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

بذار حدس بزنم میخوای چیکار کنی یاشا و دخترش برمیگردن بدون زنش(حالا یا مرده یا طلاق) گرفته و شما میخوای دوباره رها را وسوسه کنی برای بودن با یاشا و احتمالا رها بره با یاشا و یک پایان تلخ عزیزم اگه میخوای اونقدر تلخ و ناراحت کننده تمومش کنی بگو تا من دیگه ادامشو نخونم چون با عرض ادب و احترام من از پایان تلخ و بد متنفرم و حتی به خاطر شرایطم نمیتونم بخونم در ثانی حس بسیار بد و کثیفی به آدم دست میده (خیانت ) که تنفرانگیز ترین کار دنیاست و هوس که من اصلا دوست ندارم این جور داستانها را اگه رها فرق عشق و هوسو نفهمه اگه تا حالا حس مقدس مادریو درک نکرده باید بگم شما در نشان دادن یک آدم آشغال به معنی واقعی کلمه موفق بودید اما متاسفانه من دیگه نمیتونم رمانتو همراهی کنم مگر اینکه شما بگید که کلا اینجوری نیست امیدوارم از حرفهام ناراحت نشده باشید اما واقعا حیفه این رمان زیبا و جذاب هم چین پایانی داشته باشه
leila.kh آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۶ دي ۱۳۹۰, ۰۱:۱۹ بعد از ظهر   #105 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
f_javid آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط leila.kh نمایش پست ها
بذار حدس بزنم میخوای چیکار کنی یاشا و دخترش برمیگردن بدون زنش(حالا یا مرده یا طلاق) گرفته و شما میخوای دوباره رها را وسوسه کنی برای بودن با یاشا و احتمالا رها بره با یاشا و یک پایان تلخ عزیزم اگه میخوای اونقدر تلخ و ناراحت کننده تمومش کنی بگو تا من دیگه ادامشو نخونم چون با عرض ادب و احترام من از پایان تلخ و بد متنفرم و حتی به خاطر شرایطم نمیتونم بخونم در ثانی حس بسیار بد و کثیفی به آدم دست میده (خیانت ) که تنفرانگیز ترین کار دنیاست و هوس که من اصلا دوست ندارم این جور داستانها را اگه رها فرق عشق و هوسو نفهمه اگه تا حالا حس مقدس مادریو درک نکرده باید بگم شما در نشان دادن یک آدم آشغال به معنی واقعی کلمه موفق بودید اما متاسفانه من دیگه نمیتونم رمانتو همراهی کنم مگر اینکه شما بگید که کلا اینجوری نیست امیدوارم از حرفهام ناراحت نشده باشید اما واقعا حیفه این رمان زیبا و جذاب هم چین پایانی داشته باشه
نه عزیزم. شما دیگه خیلی تند رفتی. منم از به تصویر کشیدنه خیانت لذتی نمی برم. قراره رها یه زندگی بدونه یزدان رو شروع کنه تا یه مدت فرصت این رو داشته باشه که واقعا بفهمه چه حسی به یزدان و پسرش داشته. به هر حال شروعی تازه با داشتنه یه حسه قشنگ به نظر من خیلی بهتر از ادامه ای با اینهمه نفرت به یه بچه ای که هنوز به دنیا هم نیومده یا اینهمه بی اعتمادی از طرفه یه مرد به همسرشه.
f_javid آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۶ دي ۱۳۹۰, ۰۱:۴۶ بعد از ظهر   #106 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
leila.kh آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

ممنون عزیزم که مثل همیشه لطف داشتی و جوابمو دادید تا حدودی خیالمو راحت کردید و اگه از حرفهام ناراحت شدی عذر میخوام و مشتاقانه منظر رمانت هستم
leila.kh آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۷ دي ۱۳۹۰, ۰۴:۲۷ بعد از ظهر   #107 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
پرنیان** آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

عالی
عالی
عالی
عالی
عالی
عالی
عالی
عالی
عالی
عالی
عالی
عالی
عالی
عالی
عالی
عالی
عالی
پرنیان** آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۷ دي ۱۳۹۰, ۰۷:۵۱ بعد از ظهر   #108 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
f_javid آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط پرنیان** نمایش پست ها
عالی
عالی
عالی
عالی
عالی
عالی
عالی
عالی
عالی
عالی
عالی
عالی
عالی
عالی
عالی
عالی
عالی
قابل شما رو نداشت دوست من.
f_javid آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۹ دي ۱۳۹۰, ۱۱:۲۳ بعد از ظهر   #109 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
nilsampad آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

خوب خدارو شکر خیال منم راحت کردی، فکر کردم الان شبیه بر باد رفته داره میشه. ولی ایکاش پسرش نمیمرد، و یاد خوابش میفتدو بچهاش را انتخاب میکرد. مرسی از داستان قشنگت، لطفاً زود به زود پست بذار
nilsampad آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۰ دي ۱۳۹۰, ۰۲:۰۵ قبل از ظهر   #110 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
setareh659 آواتار ها
 
setareh659 به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

چقدر عشق یزدان به رها خالی از خودخواهی هست، حتی تو لحظاتی که حس مالکیت داره اول رها رو میبینه.
یزدان عشقی از جنس عشق داره...
رها از احساسش به یاشا جدا شد ولی از رویاهاش نه!!
و چقدر تلخه وقتی در مقابل عظمت عشقی که یزدان به پای رها میریزه رها انقدر غرق رویاهاش شده که بارها و بارها یزدان به خودش می قبولونه جایی تو زندگی رها نداره...!! کسی (و درحالی) این احساس رو میکنه که خودش معنی زندگیه و به رها زندگی بخشیده و درمقابل، همه وجودش، احساسش، غرورش شکسته.
اساسا بیشتر آدمها تو این مورد نقطه اشتراک دارن که وقتی چیزی رو دارن به معنای واقعی نمی بیننش چه برسه که قدرشو بدونن، و رها هرچند با یزدان زندگی کرد ولی یزدان رو ندید. هرچند بذر عشق یزدان تو وجودش ریشه کرد ولی رها انقدر دلبسته رویاهاش بود که ناخودآگاهش فقط تونست در حد چندتا نجوای کوچیک تو بعضی لحظات کنار گوشش زمزمه کنه. رها وقتی یزدان رو از دست بده تازه معنی عشق رو میفهمه، عظمت عشق یزدان رو درک میکنه و بیدار میشه.
ازت ممنوم - بسیار زیبا بود.

ویرایش توسط setareh659 : ۱۰ دي ۱۳۹۰ در ساعت ۰۳:۱۱ قبل از ظهر
setareh659 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
fjavid, است, است|, دیگری, سایت, عشق, معرفی, نقد, و, چیز, کاربر, کتاب

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
blue_prince | عسل کاربر سایت | معرفی و نقد کتاب sعسلs نوشته کاربران سایت 93 ۳۰ بهمن ۱۳۹۰ ۰۸:۱۳ بعد از ظهر
عشق چیز دیگری است | f_javid کاربر سایت f_javid کتابهای کامل شده نوشته کاربران 81 ۸ بهمن ۱۳۹۰ ۰۷:۲۳ قبل از ظهر
زیر نور ماه | آزالیا کاربر سایت | معرفی و نقد کتاب آزالیا نوشته کاربران سایت 19 ۲۴ آذر ۱۳۹۰ ۰۱:۱۴ بعد از ظهر
تو فقط عشق منی | فردین کاربر سایت | معرفی و نقد کتاب فردین202 نوشته کاربران سایت 36 ۳۰ مهر ۱۳۹۰ ۱۲:۲۵ بعد از ظهر
تو مال منی | ادرینا کاربر سایت | معرفی و نقد کتاب ادرینا نوشته کاربران سایت 13 ۱۶ مرداد ۱۳۹۰ ۰۷:۳۶ بعد از ظهر



Powered by vBulletin Version 3.8.3
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.

دانلود کتاب رايگان