| |||
| | #11 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر خودمونی ![]() تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : مرداد ۱۳۹۰
نوشته ها: 174
تشکرها: 598
تشکر شده 625 بار در 165 پست
| بدون امتیاز : 0 امتیاز سریال جالب و متفاوتی نشون میده... هم در فرم و هم در محتوا ... همینکه یجورایی مسئله رو امنیتی کردن و برای اولین بار پای اطلاعات و فضای بازجویی اطلاعاتی ها در سریال نمایش داده شده خودش جذابیت ایجاد میکنه... اما مثل همیشه در شخصیت پردازی ضعیفه... نمیدونم چرا نویسندگان و کارگردانان ما میخوان سریع و در یک قسمت و 5-6 دقیقه کل یک شخصیت درونی و بیرونی و گذشته و حال و تفکرات و ایده آل و ... خلاصه تا فی ما خالدون یک کارکتر در سریال رو به بیننده معرفی کنن... مثل قسمت دوم این سریال که اون رزمند های دیروز و راننده و معلم و وکیل و ... امروز رو معرفی کرد!!! ایشا... که نزنن به صحرای کربلا و بشه سریال شعاری و تبلیعاتی ... | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| تبلیغات | |
| | |
| | #12 (لینک مستقیم) | ||||||||
| مدیر بخش فرهنگ و هنر ![]() تاریخ عضویت: خرداد ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : خرداد ۱۳۸۸ محل سکونت : teh
نوشته ها: 7,064
تشکرها: 69,094
تشکر شده 69,179 بار در 8,120 پست
کتاب مورد علاقه : Jane Austen حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز موسیقی این سریال و خیلی دوست دارم، حالا چه متن چه تیتراژ، بدجوری روی آدم تاثیر می ذاره. یه چیز جالب من نمی دونستم بدونِ مجوز نمی شه توی مترو عکس گرفت. ![]() ولی حالا چرا مامور امنیتی؟ البته خب منم خوشم نمیاد وقتی توی مترو در حال خودم بیدم یکی بیاد زرتی ازم عکس بگیره، اونم کسی که نمی دونم کیه و نمی دونم عکسِ من و برای چی می خواد. ![]() این قضیه ی افسردگی مردم در شهرهای بزرگ هم بسی واقعیت داره. نصفِ ملت از بیماری افسردگی رنج می برن. شهر بزرگ و کوچیکش به کنار... من اول فکر کردم مهدی سلوکی واقعا قرارِ نقش خودش و بازی کنه، اما بعد دیدم اسمش شده دانیال و نقش یه پسری که به قول بچه های دانشگاه دوتا فیلم درپیت بازی کرده رو داره. ![]() اون مامور امنیتی هم نه به اون شروعش که کلی ژست و قیافه ی آدمای مرموز میومد ، نه به الان که مثل آفتاب پرست هر دقیقه یه مدل می شه. شخصیتش بیشتر تِمِ طنز داره. نیوشا ضیغمی توی هر نقشی که بازی کنه ریتمِ حرف زدنش یه مُدِلِ هیچ وقت ندیدم تغییری توی مدل حرف زدنش ایجاد کنه. بیشتر وقتا هم یه حالت تهاجمی داره و تند و پشتِ سرِ هم دیالوگ می گه. مثل سحر قریشی... البته اون بعضی وقتا صداش و نازک می کنه. ![]() ولی مُرده ی اینم که نیوشا هر نقشی داشته باشه آرایش و گریم زیادش هم باهاشه ![]() دانیال عبادی چه مظلوم شده! بهش میاد. راستش قبلنا زیاد ازش خوشم نمیومد، ولی اینجا خیلی مثبت می زنه دلِ آدم کباب می شه. دیالوگایی هم که گفت دوست دارم. ![]() درسته که آدمای دروغگو یا آدمایی که می خوان دروغ بگن همیشه یه ترس توی وجودشون هست که به چهره خصوصا نگاهشون سرایت می کنه. اما خیلی ها هم هستن که با خونسردی هر چه تمام تر دروغ می گن. این آدما از اون مدل آدمایی هستن که تکرار گناه براشون عادی شده. از دروغای مصلحتی با شعار مصلحتیِ موردی نداره، شروع می کنن تا برسن به دروغای بزرگ و بزرگ تر... البته این نظرِ منِ ها حالا شاید یکی بگه اصلا اینجوری نیست، اونجوریه...![]() ![]() لعیا زنگنه عجب شروع طوفانی ای داشت یه لحظه نشونش دادن![]() ![]() من از این مدل شعار دادن خوشم میاد، فقط به شرطِ اینکه لوسش نکنن و هی نخوان یه چیزی و تکرار کنن. ![]() کلا از این مدل حرفای شعاری که شاید یکی بگه نیست، یکی بگه هست، چه باشه چه نباشه، خوشم میاد. بعضی وقتا لازمه که شعار بدی... حتی وقتی خودت بهش عمل نمی کنی و برای همین جنبه ی شعاری می گیره، تویی که فیلمسازی بهتره یکم توی این موارد اخلاقی و معنوی و... شعار بدی. ![]() والا انقدر شخصیتاش زیادن آدم نمی دونه چطوری خلاصه کنه این سریال و؟ ![]() قسمت سوم و دیدی؟ اگه دیده باشی نصفِ قضیه دستت میاد. اصلِ مطلب راجب یه جانباز به اسم وحیدِ که توی جبهه یکی از پاهاش و از دست میده و یه نفرم همونجا بهش کمک می کنه که سر همین قضیه هم طرف شهید می شه. حالا وحید به اون طرف یه قولی میده که می خواد بهش عمل کنه و همش می گه دنبال یه گمشده می گرده و مدام خواب همون طرف و می بینه که صورتش معلوم نی (همونی که نجاتش داده) حالا توی مترو کار می کنه و به یه پسر بر می خوره که همونجوری نجاتش میده و این پسر و هر دفعه که می بینه حس می کنه براش آشناس... ![]() بعدشم راجب چهارتا از رفیقای جنگشه که هر کدوم یه کاره ای شدن و یه زخم از این جنگِ هشت سالِ دارن. فعلا یه مدت نمی تونم به پی اما جواب بدم. | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #13 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : ارديبهشت ۱۳۸۹ محل سکونت : Shiraz
نوشته ها: 1,310
تشکرها: 10,022
تشکر شده 9,744 بار در 979 پست
کتاب مورد علاقه : باده ی عشق حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز به زور خودمو بیدار نگه داشتم هم دیشب دیدم هم امروز ظهر تکرارشو کنایه هاش خیلی با حاله مثل میشه به رییس صدا و سیماخوابات بگی آنقدر خوابای تکراری پخش نکنه ![]() فقط من موندم عبادی را فقط واسه عکس گرفتن دستگیر کردن ؟!یه جوری بود!یعنی این مارکوپولو بود تو کمین بودن که فقط این پیداش بشه ؟!دستگیرش کنن آنقدر زبل بوده که در می رفته از دست این علمای محترم ![]() نقش لعیا زنگنه (سارا)مشخصه پر ابهت تشریف داره مرسی هیوا کل داستان آمد دستم چون منم از قسمت دیشب را دیدم «نه درحالت بمان ؛نه درجایت همواره روحی باش مهــــــــــاجر به سوی مبداء ؛به سوی مقصـــــــــد به سوی آنجا که می توانی انسان باشی وازآنچه که هستی و هستند فاصله بگیــــــــر چون این رسالت دائمی توســـــــت» | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #14 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر متوسط ![]() تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : مرداد ۱۳۹۰ محل سکونت : ღღღ زمین عشق من ღღღ
نوشته ها: 256
تشکرها: 5,391
تشکر شده 1,949 بار در 276 پست
کتاب مورد علاقه : ღ فروزان ღ پرپرواز ღ حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز سریالشو دوست دارم! فکر می کنم اونی که با علی مولا چت می کنه لعیا زنگنه ست!! لعیا زنگنه م دختر مریم الساداته!!! ینی رابطه شون به عشق بکشه؟؟!!! راستی چقد الکی به ادم شک می کنن و بهش اتهام خراب کار بودن می زنن!!! برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید ویرایش توسط ღدختر کائناتღ : ۱۱ آبان ۱۳۹۱ در ساعت ۱۲:۰۵ قبل از ظهر | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #15 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : مرداد ۱۳۹۰ محل سکونت : یه جای خوب
نوشته ها: 2,089
تشکرها: 7,292
تشکر شده 7,622 بار در 1,721 پست
کتاب مورد علاقه : هیچوقت نامزد نبودیم حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز سریال جالبیه...اینکه تو مترو عکس بگیری و بگیرنت جالبه...من نمیدونستم خدایی. ..اما خب یه چیزایی هم هستکه غیرطبیعی و زیادی اغراق شده است...مثلا همینکه اون بازیگره که پا نداره دنبال کسیه که تو جبهه کمکش کرده.. ![]() من دیشبش رو ندیدم و نمیدونم چی شد البته... روباه گفت: خداحافظ و اینک راز من که بسیار ساده است: بدان که جز با چشم دل نمی توان خوب دید. آنچه اصل است از دیده پنهان است. شازده کوچولو برای اینکه به خاطر بسپارد تکرار کرد: آنچه اصل است از دیده پنهان است. روباه گفت :آنچه به گل تو چندان ارزش داده عمری است که تو به پای او صرف کرده ای. شازده کوچولو برای اینکه به خاطر بسپارد تکرار کرد: عمری است که من به پای او صرف کرده ام. روباه گفت : آدمها این حقیقت را فراموش کرده اند ولی تو نباید فراموش کنی. تو هرچه را اهلی کنی همیشه مسول آن خواهی بود. تو مسول گل خود هستی... شازده کوچولو برای اینکه به خاطر بسپارد تکرار کرد: من مسئول گل خود هستم. | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #16 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر فعال ![]() تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : مرداد ۱۳۹۰ محل سکونت : جایی که شاید خنک تر از جهنم باشه !!
نوشته ها: 521
تشکرها: 2,958
تشکر شده 1,583 بار در 670 پست
کتاب مورد علاقه : Nighttime is my time حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز سریالی نیست که بخوام دنبالش کنم یعنی اون زمانی که شما و سیما در موردش صحبت کرد به نظرم سریال جالبی اومد اما الان ترجیح میدم که نگاه نکم. به نظرم الکی میخوان جذاب نشون بدنش !! تیتراژ پایانی و صدای قربانی عالیه ؛ در مورد بقیه نظری ندارم فقط بگم که از بازی نیوشا ضیغمی متنفرم !!!!! به نظرم باید بازیگر دیگه ای رو جاش میذاشتن اگه چشمت به امضام خورد التماست میکنم که برای عزیزم که توی بیمارستانه دعا کن | ||||||||
| | |
| | #17 (لینک مستقیم) |
| کاربر عادی ![]() | بدون امتیاز : 0 امتیاز حسن پورشیرازی عالیه . آتیلا پسیانی عالیه . امیدوارم بیشتر و بیشتر از امیر آقایی در نقش شهید چمران ببینیم تو این سریال . تا حالا از سریال خوشم اومده . لعیا زنگنه ورود خیلی خوبی داشت امشب . |
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #18 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر خودمونی ![]() تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : مرداد ۱۳۹۰
نوشته ها: 174
تشکرها: 598
تشکر شده 625 بار در 165 پست
| بدون امتیاز : 0 امتیاز اینکه کسی رو که بدون مجوز روزهای متوالی میاد مترو عکس میندازه بگیرن و بازجویی کنن طبیعیه...برای اینکه میتونه هم از این عکسها و فیلمها برای خرابکاری استفاده بشه و هم در پوشش اینکار خرابکاری کرد... اما قسمت قبل زدن به جاده خاکی...میشد دستگیری و بازجویی مادر ناتنی علیرضا زمان انقلاب رو هم یکم بهتر و در زمان بجا تری نشون داد... ولی دیالوگ خانم زنگنه و یاور 3 قوی و موثر بود... هرچند بازم مثل همیشه فضای دانشگاه چندان طبیعی نیست و بیشتر شبیه دبیرستانه!!! نقطه ضعف و منفی سریال تا اینجاش زیاد از این شاخه به اون شاخه پریدن و فلاش بک زدن و معرفی شخصیت هاست... مثلا میشد بچه گی مهدی سلوکی رو با دیالوگ معرفی کرد .... | ||||||||
| | |
| | #19 (لینک مستقیم) | ||||||||
| همکار بخش موبایل ![]() تاریخ عضویت: آبان ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : آبان ۱۳۹۰ محل سکونت : در آغوش باد
نوشته ها: 15,905
تشکرها: 8,370
تشکر شده 48,715 بار در 10,939 پست
کتاب مورد علاقه : دوستی با عزرائیل حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز «راستش را بگو» در گفت و گو با لعیا زنگنه، رویا تیموریان و سام درخشانی لعیا زنگنه، رویا تیموریان و سام درخشانی در گفتوگوهایی مجزا از سریال «راستش را بگو» گفتند. به گزارش سرویس تلویزیون ایسنا، لعیا زنگنه از بازیگران سینما و تلویزیون مردم را به دیدن سریال «راستش را بگو» دعوت کرد. لعیا زنگنه که در سریال 30 قسمتی «راستش را بگو» نقش یک استاد دانشگاه را بازی میکند دربارهی این سریال گفت: «راستش را بگو» سریال خوبی است که من هم نقش خوبی در آن داشتم. من در این سریال نقش سارا مستور را بازی میکنم که دکترای روانشناسی از امریکا دارد و در دانشگاه تهران تدریس میکند. زنگنه که در سفر حج بسر میبرد، گفت: برای دیدن عکسالعمل و اقبال مخاطب در کشور نیستم ولی به نظر من «راستش را بگو» سریال خوبی است که بار معنایی زیادی دارد. امیدوارم مردم از دیدن کار لذت ببرند. *** رویا تیموریان هم از این سریال با عنوان سریالی با سوژه ی جدید یاد کرد. تیموریان گفت: «راستش را بگو» سریالی است که میگوید در یک شرایط غیرعادی چقدر میتوانیم خود را محک بزنیم که درست و سلامت حرکت کنیم وگرنه دروغ گرفتن راحت است و ساختن دوباره سخت است، اینکه در شرایط سخت هنجار باقی بمانیم سخت است به نظر من در این سریال این مساله مطرح شده است. وی درباره حضورش در این سریال گفت: وقتی آقای آهنج به من پیشنهاد بازی در این سریال را دادند من فیلمنامه را خواندم وقتی 10 قسمت را خواندم از نقشی که باید بازی می کردم خیلی خوشم آمد چون تا حالا در این نقش دیده نشده بودم. من نقش همسر آقای حسن پورشیرازی که جانباز جنگ است را دارم زنی که در دوران جنگ همراه همسر بوده و بچهدار نمیشود. او به دنبال خانوادههایی میرود که درخواست قصاص دارند و سعی میکند از طریق خانمهای خیر آنها را از قصاص منصرف کند. که این نقش و سوژهای جدید و جالب بود و وقتی آقای آهنج به من پیشنهاد بازی در این سریال را دادند قبول کردم البته این سومین بار بود که ایشان به من پیشنهاد کار میدادند ولی معمولاً سر کار یا سفر بودم. تیموریان گفت: امیدوارم این سریال بتواند مسایل اخلاقی مهمی که در جامعه کمرنگ شده است را یادآوری کند. *** سام درخشانی گفت: من در «راستش را بگو» نقش جذابی دارم. درخشانی دربارهی بازیاش در سریال «راستش را بگو»ی شبکه یک هم گفت: من در این سریال یک نقش کوتاه بازی کردم و آن هم به واسطه دوستی بود که با آقای آهنج داشتم. قبلاً چند بار از طرف آقای آهنج به من پیشنهاد کار شده بود اما فرصت نمیشد و من در گیر کار دیگری بودم. نقشی که در این سریال به من پیشنهاد کردند جذابیتهای خوبی داشت در سه زمان جوانی، میانسالی و پیری با سه گریم متفاوت باید بازی میکردم که بازی خاصی میطلبید. به خاطر همین دوست داشتم این نقش را بازی کنم و این امر محقق شد و ما کار کردیم. دربارهی نقشم هم باید بگویم که یک شخصیتی است که بیشتر بازیاش در فلش بک اتفاق میافتد و این تجربه خوبی بود. البته آقای آهنج کارگردان کاربلدی هستند و فکر می کنم این سریال کار پر طرفداری بشود. هر چقدر دور باشیم باز به هم نزدیکیم !!! | ||||||||
| | |
| | #20 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر فعال بخش فرهنگ و هنر ![]() تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : بهمن ۱۳۸۸ محل سکونت : تهران
نوشته ها: 3,497
تشکرها: 12,265
تشکر شده 25,679 بار در 3,231 پست
کتاب مورد علاقه : همخونه حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز خبرگزاری فارس: بازیگر نقش «علیرضا» در مجموعه «راستش را بگو» گفت: نقشی که ایفا میکنم، مابهازای بیرونی ندارد و بیشتر شبیه پهلوان های قصه هاست. ![]() «دانیال عبادی» بازیگر نقش «علیرضا» در سریال «راستش را بگو» که این شبها از شبکه یک سیما پخش میشود، در گفتوگو با خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس گفت: داستان سریال درباره یک دانشجوی کارشناسی ارشد مردمشناسی است که خیلی صادقانه دنبال کارهای پایاننامهاش است و روی مشکلات مردم تحقیق میکند. او برای این کار مترو را در نظر گرفته است، هر روز در مترو مینشیند و عکس میگیرد و مطالبی مینویسد، همین کارش باعث میشود حراست و اطلاعات مترو نسبت به او دچار سوءتفاهم شوند و فکر کنند که خرابکار است یا میخواهد بمبگذاری کند. وی ادامه داد: آنها باورشان نمیشود که علیرضا آدم خوبی باشد و این پسر ناخواسته به دلیل خوب بودن زیاد، مورد اتهام قرار میگیرد و باید ثابت کند که آدم بدی نیست و در راستای این قضیه دچار یک تعلیقهایی با دوستان و اطرافیانش میشود که داستان را شکل میدهد. وی همچنین درباره ورودش از سینما به تلویزیون اظهار داشت: کمی برایم سخت بود که در تلویزیون بازی کنم، چون کار سینمایی انجام میدادم، اما چند بار از دفتر آقای آهنج - کارگردان «راستش را بگو» - با من تماس گرفتند و خواستند فیلمنامه را بخوانم، وقتی فیلمنامه را که نوشته دکتر رستگاری بود خواندم، دیدم نقشی را که قرار است بازی کنم خیلی دوست دارم؛ به خاطر همین قبول کردم وارد کار سریال شوم. عبادی درباره ویژگیهای شخصیتی علیرضا توضیح داد: شخصیتپردازی که درباره نقش او شده بود، جذابش میکرد. شخصیتی مثل علیرضا مابهازای بیرونی ندارد، اگر هم داشته باشد پیدا کردن آن سخت بود، چون شخصیتی داشت که مانند آن را باید در پهلوانهای قدیم و مرامشان بیینم، به خاطر همین من سعی کردم خیلی از آدمهایی را که در شرایط علیرضا زندگی میکنند را ببینم و از هر کدام یک چیزی دریافت کنم، بعد هم با تمام احساسم آن را بازی کنم. کاش میتوانستیم لذت با هم بودن را درک کنیم. کاش میدانستیم روزگاری که به هم نزدیکیم، چه بهایی دارد. کاش میدانستیم که چرا مرغ مهاجر، وقت پرواز به خود میلرزد! *** برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید | ||||||||
| | |
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| آید or, از, به, تمام, تیزر, جبلی, راستش را بگو, رمضان, رونمایی, سريال, شبكهي, شبکه, ماه, محمدرضا آهنج, مستند, ميشود, می, يك |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
| |
موضوعات مشابه | ||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| معرفی و نقد سریال معمای شاه | محمدرضا ورزی | hiva | بحث و معرفی آثار سینمای ایران | 16 | ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۲ ۰۳:۳۰ بعد از ظهر |
| دانلود سریال به دنیا بگویید بایستد | محمدرضا آهنج | N@s!m | دانلود سریال و مستند مجاز | 0 | ۴ تير ۱۳۹۱ ۰۷:۰۶ بعد از ظهر |
| نقد و برسی سریال ملکوت | محمد رضا آهنج | hiva | بحث و معرفی آثار سینمای ایران | 24 | ۲ آبان ۱۳۸۹ ۰۹:۴۷ بعد از ظهر |
| معرفی و نقد سریال آشپزباشی | محمدرضا هنرمند | hapal888 | بحث و معرفی آثار سینمای ایران | 36 | ۲ مرداد ۱۳۸۹ ۰۷:۲۳ بعد از ظهر |