| |||
| | #1 (لینک مستقیم) | ||||||||
| مدیر بخش فرهنگ و هنر ![]() تاریخ عضویت: خرداد ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : خرداد ۱۳۸۸ محل سکونت : teh
نوشته ها: 7,060
تشکرها: 69,094
تشکر شده 69,209 بار در 8,120 پست
کتاب مورد علاقه : Jane Austen حالت من : | پست مفید : +4 امتیاز ![]() بانو «مارگارت میچل Margaret Mitchell» نویسنده داستان «برباد رفته» در باره جنگ داخلی آمریكا كه یكی از بهترین آثار ادبی قرن 20 است هشتم نوامبر 1900 در شهر اتلانتا به دنیا آمد. وی در طول عمر نسبتا کوتاه خود همین یک داستان را نوشت که به صورت فیلم سینمایی هم درآمده است. داستان برباد رفته پرفروشترین داستان تاریخ بشر است كه هنوز هر سال بیش از 250 هزار نسخه بفروش می رسد. این كتاب به 35 زبان ترجمه شده است. مارگارت كه پیش از شروع به نوشتن این كتاب، خبرنگار شهری تنها روزنامه شهر انتلانتا بود ضمن پوشش اخبار شهر و تماس با مردم كه هنوز در میان آنان شاهدان جنگ خونین داخلی آمریكا دیده می شدند و سوزاندن شهر اتلانتا توسط نیروهای ژنرال شرمن (افسر شمالی) را دیده بودند از واقعیت های این برادر كشی كه برایش گفته بودند آگاه شد و تصمیم به نوشتن كتابی گرفت كه با خواندن آن برای همیشه هرنوع جنگ داخلی و برادر كشی پایان یابد و موفق به این كار شد. نخستین چاپ كتاب او سی ام ژوئن 1936 انتشار یافت و خود وی 16 اوت 1949 فوت شد. مارگارت برای نوشتن كتاب «برباد رفته» ده سال تمام كار كرده بود. دولت آمریكا به منظور قدردانی از مارگارت تمبری را چاپ كرده و به جریان گذارده است كه عكس این تمبر در زیر آمده است: ![]() فعلا یه مدت نمی تونم به پی اما جواب بدم. | ||||||||
| | |
| تبلیغات | |
| | |
| | #2 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر نیمه فعال ![]() تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : مرداد ۱۳۸۸ محل سکونت : مشهد
نوشته ها: 434
تشکرها: 14,283
تشکر شده 6,023 بار در 901 پست
کتاب مورد علاقه : دالان بهشت حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز مرسی کتاب فوق العاده ایه ارزشش رو داشته 10 سال براش وقت گذاشته باشهپ.ن:امروز خیلی تو فاز مثبتی هیواجون دوباره سیب بچین حوا ، خسته ام..... بگذار از اینجا هم بیرونمان کنند .... روزگاریست شیطان فریاد می زند : آدم پیدا کنید ، سجده خواهم کرد | ||||||||
| | |
| | #3 (لینک مستقیم) | ||||||||
| همکار بازنشسته ![]() تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۸۷ تاریخ عضویت : بهمن ۱۳۸۷
نوشته ها: 1,833
تشکرها: 17,915
تشکر شده 28,746 بار در 5,694 پست
کتاب مورد علاقه : الهه شرقی حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز نازی چه خوشگل بود ![]() خدا رحمتشش کنه واقعا شاهکاری خلق کرد و رفت ![]() ایولا هیوا ![]() از این راهرو یک نفر رد شده، مثِ وقتایی که تو ناراحتی نفس می کشم با تمام وجود، عجب عطر خوبی زده لعنتی! برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید | ||||||||
| | |
| | #4 (لینک مستقیم) | ||||||||
| مدیر بخش فرهنگ و هنر ![]() تاریخ عضویت: خرداد ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : خرداد ۱۳۸۸ محل سکونت : teh
نوشته ها: 7,060
تشکرها: 69,094
تشکر شده 69,209 بار در 8,120 پست
کتاب مورد علاقه : Jane Austen حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز می گم اون تصوری که من از چهره ی اسکارلت داشتم یه چیز تو همین مایه ها بود. ![]() البته همین عکس ها! با این تفاوت که چشماش به آبی سبز می زد و موهاشم مشکی و کمی حالت دار بود. بینیش هم یه کوچولو خوش تراش تر وگرنه فرم صورت همین بود. ![]() ![]() بد نبود خودش نقشش و بازی کنه | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #5 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: شهريور ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : شهريور ۱۳۸۸ محل سکونت : یه چهار دیواری توی دنیاپر غم!!
نوشته ها: 1,574
تشکرها: 752
تشکر شده 7,242 بار در 1,003 پست
کتاب مورد علاقه : دالان بهشت و روز قضاوت | بدون امتیاز : 0 امتیاز من هم عاشق فیلمشمم هم کتابش ازشخسته نمیشم ! مرسی هیوا جون! ای رفیق نیمه راهم می دونم که تو نمردی ولی وقتی رفتی انگار پیش چشمام جون سپردی | ||||||||
| | |
| | #6 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر عادی ![]() تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : اسفند ۱۳۸۸
نوشته ها: 94
تشکرها: 1,018
تشکر شده 519 بار در 92 پست
حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز راست می گی ها!!!!!! | ||||||||
| | |
| | #7 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر فعال داستان و حکایت ![]() تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : اسفند ۱۳۸۸
نوشته ها: 13,117
تشکرها: 23,682
تشکر شده 36,733 بار در 8,240 پست
| پست معمولی : +1 امتیاز "بر باد رفته" اولین و تنها رمان مارگارت میچل است. خبرنگار جوان و مشهوری که بر بسیاری از همکاران مرد خود برتری داشت. کسی که در اوج شهرت برای اینکه وقت بیشتری را در خانه و برای همسرش صرف کند، خبرنگاری را رها کرد و خانه نشین شد. بر باد رفته ماحصل سالهای خانه نشینی خانم میچل است. این رمان در مدت زمان اندکی چندین بار به چاپ رسید و با اقبال زیادی روربرو شد. ولی خانم میچل مدت اندکی پس از شهرت دوباره ، در اثر تصادف با اتومبیل جان خود را از دست داد. بربادرفته، برشی 12 ساله است از زندگی دخترکی اهل آمریکای جنوبی. اسکارلت اوهارا. روایت از اسکارلت 16 سالهی زیبا، با شور جوانی و جذاب برای پسران همسایه شروع میشود. فرزند خانواده ای ثروتمند و آبرودار که دنیا برایش، مثل تمام مردان جوان دور و برش رام رام است. با شروع جنگ بین دو آمریکای شمالی و جنوبی بر سر برده داری، چهره دیگری از روزگار برای اسکارلت نمایان میشود. اسکارلت زیبا که دستهای ظریفش تا حالا بدون دستکش افسار اسب را لمس نکرده، پنبه می کارد و درو میکند. در آتلانتای در حال جنگ که برای مردان هم نا امن است، کارگاه چوب فروشی به راه می اندازد. سه بار ازدواج می کند و سه کودک به دنیا می آورد، آن هم در جامعهی بسته و بسیار سنت گرای آمریکا. دوبار با مردانی که دوستشان نداشته و یکبار با مردی که در فساد مالی و اخلاقی شهره است. بانوی جوانی که با تمام توان میجنگد ولی نه مثل مردان آمریکایی بر سر بردهداری یا برای پیروزی جبهه خودی، بلکه او در این گیرودار فقط و فقط بر اساس رهنمود غریزهاش میجنگد، برای دو چیز، پول و عشق اشلی ویلکز. اسکارلت در تمام این مدت، عشق مردان زیادی را در کنارش دارد. ولی او از همان ابتدا عاشق اشلی است، پسر رویاپرداز طناز و ظریف خانواده سرشناس ویلکز. که همه در خفا می گویند انگار روی ابرها راه می رود. اسکارلت هیچ وقت چیزی از حرفهای اشلی درباره شعر و فلسفه نمیفهمد، کتاب خواندنهایش را نمیتواند تحمل کند ولی دیوانهوار عاشق موهای طلایی و قامت بلند و چشمهای روشن اشلی است، که حالا همسر ملی ویلکز و صاحب یک پسر شده است. اسکارلت همیشه و در حالی که بانوی خانه مرد دیگری است، در آرزوی لحظهای است که بتواند بدون قید، اشلی را فقط برای خودش داشته باشد. اشلی هم بین محبت همسرش و اسکارلت نمیتواند یکی را انتخاب کند. در آخر داستان وقتی که ملی در حال مرگ است، هر دو میفهمند که آنچیزی که بخاطرش خودشان را اینهمه در معرض تهمت قرار داده بودند، فقط تصور خوشبختی بوده، در حالی که هر دو تا آن زمان خوشبختی واقعی را در خانواده خود داشته بودند و بیتوجه از کنارش میگذشتهاند. شاید یکی از دلایل جاودانه شدن این اثر شخصیت پردازی قوی آن است. در میان آدمهای داستان، هیچ شخصیت صددرصد سیاه یا سفید، پیدا نمیکنید. همگی انسانهایی هستند مثل خود ما، خاکستری. بنابراین همزاد پنداری خواننده با شخصیتهای داستان بسیار قوی نمود پیدا میکند. این نکته در مورد شخصیت اصلی قصه به گونهای هنرمندانه و با ظرافتی صد چندان رعایت شده است. اسکارلت مجموعهای است از صفات مورد پسند هر زن جوان و جاه طلبیهای نفسانی هر انسان. او زیباترین دختر شهر است، محبوب همه، اندکی مغرور، بسیار سخت کوش، با مغزی فعال، به دور از کوتهفکریهای اقتصادی زنان جامعه خود، با سری نترس، و عاشق پول و عشق. از در هم آمیختن این خصوصیات با هم در اندازههایی کاملا واقعی و در طیفی متغیر بنا به زمان و موقعیت، اسکارلت اوهارایی شکل میگیرد که نه تنها در اعماق وجود بانوان، بلکه در مردان خوانندهی رمان هم پیدا میشود. انگار اسکارلت همان کودک درون هر کدام از ماست که هنوز بالغ نشده و همانطور که خود در کابوسهای مداوم شبانهاش میبیند، در حال دویدن در کوچهای ترسناک و مه گرفته است. اسکارلت به سمت پناهگاهی میدود که تا آخر داستان، نمیفهمد همان آغوش مردانه و مهربان رت باتلر –همسرش- بوده است، مامنی که بارها پناهش داده ولی او با حماقت از کنارش گذشته است. خلق چنین شخصیت پیچیده ای به صورتی کاملا روان، نشان از خودشناسی قوی خانم میچل دارد. زیرا مارگارت میچل در اسکارلت، صفات جاودانه یک انسان را نقش بسته است، که نه با زمان تغییر میکنند و نه در اقوام مختلف متفاوتند. پرداختن به صفات مشترک انسانی است که اثر را در حافظه تاریخ جاودان میکند. زندگی آدمهای رمان در بستری پر پیچ و تاب نگاشته شده است: تاریخ آمریکا. خانم میچل با استفاده از اطلاعات فراوانش درباره تاریخ، بازه زمانی ریاست جمهوری آبراهام لینکلن –اولین رییس جمهور آمریکا- و جنگ خونین آمریکای شمالی و جنوبی بر سر موضوع بردهداری را به تصویر میکشد. این اتفاقات واقعی آنقدر زیبا با زندگی شخصیتها گره خورده است، که مثلا نمیشود باور کرد در اواسط جنگ در مجلس رقصی که برای کمک به جنگ برگزار شده است، اسکارلت عزادار، بهترین رقص را با رت باتلر انجام نداده باشد. نگاه تاریخی از درون جامعه آمریکا به وقایع، گاهی دریچهای جدید به روی اتفاقاتی باز میکند که ما بارها آنها را در قالبی خاص شنیدهایم و از آن دفاع کرده یا ردش کردهایم. مثلا نگاه داستان به پدیده سیاهکشی بعد از جنگ، در آمریکای جنوبی که همهی ما فیلمهای مستند و داستانی بسیاری درباره آن دیدهایم، در این داستان به عنوان یک راهکار کاملا موجه نشان داده میشود. این وجاهت تا حدی است که شمای خواننده محال است با ترسهای ترسیم شدهی ساکنان آتلانتا از سیاهان بی اصل و نسب دزد و غارتگر، نترسیده باشید و به اشلی و رت _دو شخصیت محوری داستان_ حق ندهید که از این موجودات نفرت انگیز انتقام بگیرند. شاید این نگاه از درون به هر جریانی برای درک بیشتر و حلاجی آن جریان لازم باشد.
| ||||||||
| | |
| | #8 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر نیمه فعال ![]() تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : بهمن ۱۳۸۹ محل سکونت : IRAN
نوشته ها: 419
تشکرها: 2,896
تشکر شده 2,079 بار در 806 پست
کتاب مورد علاقه : بر باد رفته-دزیره حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز روحش شاد عجب اثری از خودش به جا گذاشت............. | ||||||||
| | |
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| برباد, بیوگرافی, رفته, مارگارت, میچل, نویسنده |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
| |
موضوعات مشابه | ||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| بر باد رفته | مارگارت میچل | معرفی و نقد کتاب | Zanessa | خارجی | 57 | ۲۰ فروردين ۱۳۹۲ ۰۱:۳۰ قبل از ظهر |
| بر باد رفته | مارگارت میچل | دانلود | ozil_m | خارجی | 4 | ۲۵ شهريور ۱۳۹۱ ۰۱:۲۹ بعد از ظهر |
| بیوگرافی مارگارت مان | Margaret Mann | .RAHA. | نویسندگان و شعرا | 0 | ۱۳ تير ۱۳۹۱ ۰۹:۴۵ بعد از ظهر |
| برباد رفته | مارگارت میچل | گویا | Star-crossed | گویا | 0 | ۲۴ خرداد ۱۳۹۱ ۰۵:۵۴ بعد از ظهر |
| Gone With The Wind By Margaret Mitchell | samane7 | خارجی و زبان اصلی | 1 | ۱۷ تير ۱۳۸۹ ۱۱:۳۰ قبل از ظهر |