ارسال پاداش نقدی برای کاربر
شما در حال حمایت به صورت مهمان هستید.
مبلغ مورد نظر خود را انتخاب کنید
1000 تومان
2000 تومان
4000 تومان
6000 تومان
8000 تومان
9000 تومان
10000 تومان
مبالغ دیگر
و یا مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید
واریز آنلاین از طریق کارت های عضو شتاب
بیوگرافی مارگارت میچل | Margaret Mitchell
bamilo

asiatech



نودهشتیا
فید آر اس اس
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8
  1. Top | #1

    مدیر بازنشسته


    تاریخ عضویت
    خرداد 1388
    نوشته ها
    6,976
    میانگین پست در روز
    3.57
    محل سکونت
    teh
    تشکر از کاربر
    70,457
    تشکر شده 78,098 در 8,271 پست
    اندازه فونت

    Smile بیوگرافی مارگارت میچل | Margaret Mitchell






    بانو «مارگارت میچل Margaret Mitchell» نویسنده داستان «برباد رفته» در باره جنگ داخلی آمریكا كه یكی از بهترین آثار ادبی قرن 20 است هشتم نوامبر 1900 در شهر اتلانتا به دنیا آمد. وی در طول عمر نسبتا کوتاه خود همین یک داستان را نوشت که به صورت فیلم سینمایی هم درآمده است. داستان برباد رفته پرفروشترین داستان تاریخ بشر است كه هنوز هر سال بیش از 250 هزار نسخه بفروش می رسد. این كتاب به 35 زبان ترجمه شده است. مارگارت كه پیش از شروع به نوشتن این كتاب، خبرنگار شهری تنها روزنامه شهر انتلانتا بود ضمن پوشش اخبار شهر و تماس با مردم كه هنوز در میان آنان شاهدان جنگ خونین داخلی آمریكا دیده می شدند و سوزاندن شهر اتلانتا توسط نیروهای ژنرال شرمن (افسر شمالی) را دیده بودند از واقعیت های این برادر كشی كه برایش گفته بودند آگاه شد و تصمیم به نوشتن كتابی گرفت كه با خواندن آن برای همیشه هرنوع جنگ داخلی و برادر كشی پایان یابد و موفق به این كار شد.
    نخستین چاپ كتاب او سی ام ژوئن 1936 انتشار یافت و خود وی 16 اوت 1949 فوت شد. مارگارت برای نوشتن كتاب «برباد رفته» ده سال تمام كار كرده بود. دولت آمریكا به منظور قدردانی از مارگارت تمبری را چاپ كرده و به جریان گذارده است كه عكس این تمبر در زیر آمده است:



  2. 15 کاربر از پست hiva تشکر کرده اند .


  3. Top | #2

    کاربر نیمه فعال


    تاریخ عضویت
    مرداد 1388
    نوشته ها
    417
    میانگین پست در روز
    0.22
    محل سکونت
    مشهد
    تشکر از کاربر
    14,832
    تشکر شده 6,158 در 903 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    مرسیکتاب فوق العاده ایه ارزشش رو داشته 10 سال براش وقت گذاشته باشه
    پ.ن:امروز خیلی تو فاز مثبتی هیواجون
    دوباره سیب بچین حوا ، خسته ام.....
    بگذار از اینجا هم بیرونمان کنند ....
    روزگاریست شیطان فریاد می زند :
    آدم پیدا کنید ، سجده خواهم کرد

  4. 2 کاربر از پست gogoli تشکر کرده اند .


  5. Top | #3

    همکار بازنشسته


    تاریخ عضویت
    بهمن 1387
    نوشته ها
    1,822
    میانگین پست در روز
    0.88
    تشکر از کاربر
    17,919
    تشکر شده 29,579 در 5,700 پست
    اندازه فونت

    Wink

    نازی چه خوشگل بود
    خدا رحمتشش کنه واقعا شاهکاری خلق کرد و رفت
    ایولا هیوا
    از این راهرو یک نفر رد شده، مثِ وقتایی که تو ناراحتی
    نفس می کشم با تمام وجود، عجب عطر خوبی زده لعنتی!


     برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید


  6. 2 کاربر از پست باران تشکر کرده اند .


  7. Top | #4

    مدیر بازنشسته


    تاریخ عضویت
    خرداد 1388
    نوشته ها
    6,976
    میانگین پست در روز
    3.57
    محل سکونت
    teh
    تشکر از کاربر
    70,457
    تشکر شده 78,098 در 8,271 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    می گم اون تصوری که من از چهره ی اسکارلت داشتم یه چیز تو همین مایه ها بود.
    البته همین عکس ها!
    با این تفاوت که چشماش به آبی سبز می زد و موهاشم مشکی و کمی حالت دار بود. بینیش هم یه کوچولو خوش تراش تر وگرنه فرم صورت همین بود.




    بد نبود خودش نقشش و بازی کنه

  8. 7 کاربر از پست hiva تشکر کرده اند .


  9. Top | #5

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    نوشته ها
    1,553
    میانگین پست در روز
    0.83
    محل سکونت
    یه چهار دیواری
    تشکر از کاربر
    3,135
    تشکر شده 7,348 در 1,024 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    من هم عاشق فیلمشمم هم کتابش ازشخسته نمیشم ! مرسی هیوا جون!
    همین که "آرزوهایم "را خاک کردم به آرامش رسیدم...!

    چه ساده بود خوشبختی!

  10. 3 کاربر از پست aroosak$ad تشکر کرده اند .


  11. Top | #6

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    اسفند 1388
    نوشته ها
    94
    میانگین پست در روز
    0.06
    تشکر از کاربر
    1,018
    تشکر شده 565 در 93 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط hiva نمایش پست ها
    می گم اون تصوری که من از چهره ی اسکارلت داشتم یه چیز تو همین مایه ها بود.
    البته همین عکس ها!
    با این تفاوت که چشماش به آبی سبز می زد و موهاشم مشکی و کمی حالت دار بود. بینیش هم یه کوچولو خوش تراش تر وگرنه فرم صورت همین بود.



    بد نبود خودش نقشش و بازی کنه
    راست می گی ها!!!!!!

  12. 2 کاربر از پست aaynaaz تشکر کرده اند .


  13. Top | #7

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    اسفند 1388
    نوشته ها
    26,339
    میانگین پست در روز
    15.56
    تشکر از کاربر
    48,851
    تشکر شده 53,351 در 13,788 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض اسکارلت همان کودک درون ماست/زهره منجی(گذری بر رمان مشهور مار

    "بر باد رفته" اولین و تنها رمان مارگارت میچل است. خبرنگار جوان و مشهوری که بر بسیاری از همکاران مرد خود برتری داشت. کسی که در اوج شهرت برای اینکه وقت بیشتری را در خانه و برای همسرش صرف کند، خبرنگاری را رها کرد و خانه نشین شد. بر باد رفته ماحصل سالهای خانه نشینی خانم میچل است. این رمان در مدت زمان اندکی چندین بار به چاپ رسید و با اقبال زیادی روربرو شد. ولی خانم میچل مدت اندکی پس از شهرت دوباره ، در اثر تصادف با اتومبیل جان خود را از دست داد.

    بربادرفته، برشی 12 ساله است از زندگی دخترکی اهل آمریکای جنوبی. اسکارلت اوهارا. روایت از اسکارلت 16 سالهی زیبا، با شور جوانی و جذاب برای پسران همسایه شروع میشود. فرزند خانواده ای ثروتمند و آبرودار که دنیا برایش، مثل تمام مردان جوان دور و برش رام رام است.

    با شروع جنگ بین دو آمریکای شمالی و جنوبی بر سر برده داری، چهره دیگری از روزگار برای اسکارلت نمایان میشود. اسکارلت زیبا که دستهای ظریفش تا حالا بدون دستکش افسار اسب را لمس نکرده، پنبه می کارد و درو میکند. در آتلانتای در حال جنگ که برای مردان هم نا امن است، کارگاه چوب فروشی به راه می اندازد. سه بار ازدواج می کند و سه کودک به دنیا می آورد، آن هم در جامعهی بسته و بسیار سنت گرای آمریکا. دوبار با مردانی که دوستشان نداشته و یکبار با مردی که در فساد مالی و اخلاقی شهره است. بانوی جوانی که با تمام توان میجنگد ولی نه مثل مردان آمریکایی بر سر بردهداری یا برای پیروزی جبهه خودی، بلکه او در این گیرودار فقط و فقط بر اساس رهنمود غریزهاش میجنگد، برای دو چیز، پول و عشق اشلی ویلکز.

    اسکارلت در تمام این مدت، عشق مردان زیادی را در کنارش دارد. ولی او از همان ابتدا عاشق اشلی است، پسر رویاپرداز طناز و ظریف خانواده سرشناس ویلکز. که همه در خفا می گویند انگار روی ابرها راه می رود. اسکارلت هیچ وقت چیزی از حرفهای اشلی درباره شعر و فلسفه نمیفهمد، کتاب خواندنهایش را نمیتواند تحمل کند ولی دیوانهوار عاشق موهای طلایی و قامت بلند و چشمهای روشن اشلی است، که حالا همسر ملی ویلکز و صاحب یک پسر شده است.

    اسکارلت همیشه و در حالی که بانوی خانه مرد دیگری است، در آرزوی لحظهای است که بتواند بدون قید، اشلی را فقط برای خودش داشته باشد. اشلی هم بین محبت همسرش و اسکارلت نمیتواند یکی را انتخاب کند. در آخر داستان وقتی که ملی در حال مرگ است، هر دو میفهمند که آنچیزی که بخاطرش خودشان را اینهمه در معرض تهمت قرار داده بودند، فقط تصور خوشبختی بوده، در حالی که هر دو تا آن زمان خوشبختی واقعی را در خانواده خود داشته بودند و بیتوجه از کنارش میگذشتهاند.

    شاید یکی از دلایل جاودانه شدن این اثر شخصیت پردازی قوی آن است. در میان آدمهای داستان، هیچ شخصیت صددرصد سیاه یا سفید، پیدا نمیکنید. همگی انسانهایی هستند مثل خود ما، خاکستری. بنابراین همزاد پنداری خواننده با شخصیتهای داستان بسیار قوی نمود پیدا میکند. این نکته در مورد شخصیت اصلی قصه به گونهای هنرمندانه و با ظرافتی صد چندان رعایت شده است.

    اسکارلت مجموعهای است از صفات مورد پسند هر زن جوان و جاه طلبیهای نفسانی هر انسان. او زیباترین دختر شهر است، محبوب همه، اندکی مغرور، بسیار سخت کوش، با مغزی فعال، به دور از کوتهفکریهای اقتصادی زنان جامعه خود، با سری نترس، و عاشق پول و عشق. از در هم آمیختن این خصوصیات با هم در اندازههایی کاملا واقعی و در طیفی متغیر بنا به زمان و موقعیت، اسکارلت اوهارایی شکل میگیرد که نه تنها در اعماق وجود بانوان، بلکه در مردان خوانندهی رمان هم پیدا میشود.

    انگار اسکارلت همان کودک درون هر کدام از ماست که هنوز بالغ نشده و همانطور که خود در کابوسهای مداوم شبانهاش میبیند، در حال دویدن در کوچهای ترسناک و مه گرفته است. اسکارلت به سمت پناهگاهی میدود که تا آخر داستان، نمیفهمد همان آغوش مردانه و مهربان رت باتلر –همسرش- بوده است، مامنی که بارها پناهش داده ولی او با حماقت از کنارش گذشته است.

    خلق چنین شخصیت پیچیده ای به صورتی کاملا روان، نشان از خودشناسی قوی خانم میچل دارد. زیرا مارگارت میچل در اسکارلت، صفات جاودانه یک انسان را نقش بسته است، که نه با زمان تغییر میکنند و نه در اقوام مختلف متفاوتند. پرداختن به صفات مشترک انسانی است که اثر را در حافظه تاریخ جاودان میکند.

    زندگی آدمهای رمان در بستری پر پیچ و تاب نگاشته شده است: تاریخ آمریکا. خانم میچل با استفاده از اطلاعات فراوانش درباره تاریخ، بازه زمانی ریاست جمهوری آبراهام لینکلن –اولین رییس جمهور آمریکا- و جنگ خونین آمریکای شمالی و جنوبی بر سر موضوع بردهداری را به تصویر میکشد. این اتفاقات واقعی آنقدر زیبا با زندگی شخصیتها گره خورده است، که مثلا نمیشود باور کرد در اواسط جنگ در مجلس رقصی که برای کمک به جنگ برگزار شده است، اسکارلت عزادار، بهترین رقص را با رت باتلر انجام نداده باشد.

    نگاه تاریخی از درون جامعه آمریکا به وقایع، گاهی دریچهای جدید به روی اتفاقاتی باز میکند که ما بارها آنها را در قالبی خاص شنیدهایم و از آن دفاع کرده یا ردش کردهایم. مثلا نگاه داستان به پدیده سیاهکشی بعد از جنگ، در آمریکای جنوبی که همهی ما فیلمهای مستند و داستانی بسیاری درباره آن دیدهایم، در این داستان به عنوان یک راهکار کاملا موجه نشان داده میشود. این وجاهت تا حدی است که شمای خواننده محال است با ترسهای ترسیم شدهی ساکنان آتلانتا از سیاهان بی اصل و نسب دزد و غارتگر، نترسیده باشید و به اشلی و رت _دو شخصیت محوری داستان_ حق ندهید که از این موجودات نفرت انگیز انتقام بگیرند. شاید این نگاه از درون به هر جریانی برای درک بیشتر و حلاجی آن جریان لازم باشد.

    در تنگنای حيرتم از نخوت رقيب
    يا رب مباد آنکه گدا معتبر شود

     برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید



  14. 7 کاربر از پست .RAHA. تشکر کرده اند .


  15. Top | #8

    کاربر نیمه فعال


    تاریخ عضویت
    بهمن 1389
    نوشته ها
    405
    میانگین پست در روز
    0.30
    محل سکونت
    IRAN
    تشکر از کاربر
    2,897
    تشکر شده 2,131 در 815 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    روحش شاد
    عجب اثری از خودش به جا گذاشت.............

  16. کاربر زیر از پست *Scarlett* تشکر کرده است .


موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 65
    آخرین نوشته: 1393,07,18, ساعت : 16:51
  2. Gone With The Wind By Margaret Mitchell
    توسط samane7 در انجمن خارجی و زبان اصلی
    پاسخ ها: 2
    آخرین نوشته: 1392,09,16, ساعت : 19:49
  3. بیوگرافی مارگارت مان | Margaret Mann
    توسط .RAHA. در انجمن نویسندگان و شعرا
    پاسخ ها: 0
    آخرین نوشته: 1391,04,13, ساعت : 21:45

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •