بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > نوشته کاربران سایت

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۲ آبان ۱۳۹۰, ۱۱:۰۳ بعد از ظهر   #1 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
mehrsa_m آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +15 امتیاز     
Wink معرفی و نقد رمان مُوژان من | mehrsa_m كاربر انجمن

سلام دوستاي خوبم

اينم از تاپيك نقد رمان مُوژان من
خلاصه ي رمان :
داستان راجع به زندگي دختري به اسم مُوژان كه عروسيش و به هم ميزنه چون كه از بچگي عاشق پسر عموش بوده و آرزوي ازدواج با اون و داشته . حالا بايد ديد تقدير چه سرنوشتي رو براش رقم زده و اون واقعا با كي ازدواج ميكنه . . .

منتظر نقد و پيشنهادات سازندتون هستم دوست جونيام

اينم لينك رمان :


مُوژان من | mehrsa_m كاربر انجمن









بعضی از آدما . . .
ما رو پشیمون میکنن از اینکه ،
بهشون بدی نکردیم . . . !
mehrsa_m آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۳ آبان ۱۳۹۰, ۰۷:۴۶ بعد از ظهر   #2 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
کردلیا آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

سلام مهرسا جون بازم گل کاشتی .داستان جدیدی داره . تا اینجاش عالی پیش رفته.مرسی دوست جونی
کردلیا آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۳ آبان ۱۳۹۰, ۰۸:۰۴ بعد از ظهر   #3 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
mehrsa_m آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

ممنون از نظرت دوست جوني
mehrsa_m آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۳ آبان ۱۳۹۰, ۰۸:۱۰ بعد از ظهر   #4 (لینک مستقیم)
ناظر کتابهای انجمن
 
asizebel آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

دوست جونی خودم بازم سلام خوب اگه راستش رو بخوای هنوز نمی دونم راجع به داستانت چی بگم ولی چون خواسته بودی تو نقد شرکت کنیم نخواستم به حرفت بی توجهی کرده باشم حالا هم هر چی درباره داستان بگم نمی تونه زیاد منصفانه باشه فقط با توجه به داستان قبلیت و تکیه به اون می تونم به دوستان توصیه کنم که این داستان رو هم بخونن چون فکر نکنم ضرر کنن با تشکر دوست جونی



چه گناهی را به جای آوردیم ای مادر
تا دو بار بمیریم
یک بار در زندگی بمیریم
و دیگر بار در مرگ

 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید


می خواهم به ياد آرم
خواب های طلايی كودكی ام را
می خواهم به ياد آرم
كه زنده ام هنوز
رنگ های ناب زندگی را می شناسم
روحم بال هايی دارد كه نشكسته اند
رهايی می خواهم، رهایی
بايد كه زندگی هنوز زنده باشد جایی
بايد كه زندگی هنوز رنگين، زيبا، آزاد و رها، به همین سادگی، ساده باشد جایی ...


asizebel آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۴ آبان ۱۳۹۰, ۱۱:۵۶ قبل از ظهر   #5 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
gorestan man آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

سلام
ممنون از رمان قبلی و رمان جدیدت .
اما اصلا تو مخیلم نمی گنجه یک نفر به راحتی بزن زیر عروسیش اونم شب عروسی یعنی رفتار پدر و مادرش خیلی عادیه انگار نه انگار اتفاقی افتاده.



کاش انقدر که به تو فکر می کردم ...تو را می دیدم
کاش انقدر که در لحظه های من بودی ...در روزهای تو بودم
ای کاش...
لحظه ها از من خالی می شد و از تو پر.

gorestan man آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۴ آبان ۱۳۹۰, ۱۲:۲۵ بعد از ظهر   #6 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
rural girl آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

سلام عزیزم رمان رو تا اینجا دوست دارم مثل رمان قبلیت
ولی همونطور که دوستمون گفت خیلی عادی و غیر واقعی رفتار کردن هم خانواده هم رادمهر برام عجیبه منتظر ادامه هستم زود زود بزار گلم



(( قند )) خون مادر بالاست .
دلش اما هميشه (( شور )) مي زند براي ما ؛
اشکهاي مادر , مرواريد شده است در صدف چشمانش ؛
دکترها اسمش را گذاشتهاند آب مرواريد!
حرفها دارد چشمان مادر ؛ گويي زيرنويس فارسي دارد!
دستانش را نوازش مي کنم ؛ داستاني دارد دستانش

rural girl هم اکنون آنلاین است.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۴ آبان ۱۳۹۰, ۱۲:۴۵ بعد از ظهر   #7 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
mehrsa_m آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط gorestan man نمایش پست ها
سلام
ممنون از رمان قبلی و رمان جدیدت .
اما اصلا تو مخیلم نمی گنجه یک نفر به راحتی بزن زیر عروسیش اونم شب عروسی یعنی رفتار پدر و مادرش خیلی عادیه انگار نه انگار اتفاقی افتاده.
نقل قول:
نوشته اصلی توسط rural girl نمایش پست ها
سلام عزیزم رمان رو تا اینجا دوست دارم مثل رمان قبلیت
ولی همونطور که دوستمون گفت خیلی عادی و غیر واقعی رفتار کردن هم خانواده هم رادمهر برام عجیبه منتظر ادامه هستم زود زود بزار گلم
سلام از نظر جفتتون ممنون دوست جونيام .
راستش به هم زدن عروسي از طرف مُوژان كه يه جورايي معلومه حالا توي ادامه ي داستان هم بيشتر در اين مورد ميگم .
ولي برخورد مامان و باباي دختره و مامان و باباي رادمهر بايد بگم خوب وقتي يه كاري رو دختره كرده اينا كه نميتونن زمان و به عقب برگردونن . تنها ميتونن يه كاري كنن كه اينا دوباره زندگيشون و با هم شروع كنن . من عقيدم اينه البته
ولي ممنون كه ميخونين و دنبال ميكنين رمانمو
mehrsa_m آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۴ آبان ۱۳۹۰, ۱۱:۵۹ بعد از ظهر   #8 (لینک مستقیم)
کاربر فعال
 
هوفریا آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

تا اینجا که داستانت خوب پیش رفته گرچه هیجان اونچنانی نداره اما با توجه به کار قبلیت (وقتی او آمد) احتمالا طی پستهای بعدی این مشکلش هم حل می شه و داستان حسابی مهیج می شه.

به نظرم فعلا" تنها مشکلی که در وهله اول شدیدا" به چشم میاد همونیه که دوستان دیگه بهش اشاره کردن و اون عکس العمل خانواده ها در برابر فرار عروس از جشن ازدواجشه. به هرحال پای آبروی خانواده ها در میونه از طرفی جوابگوی سایر اشناها و قوم و خویش هم باید باشن (گرچه اونها هم هیچ عکس العملی نشون ندادن و خیلی عادی برخورد کردن حتی نزدیکتری ها زنگ نزدن علت ماجرا را بپرسن) اما والدین اونقدر عاقلانه رفتار می کنن که عجیب به نظر میاد. طبیعیش این بود که همون شب جشن که همه چیز به هم خورد و تو جواب دادن به مهمونا کم آوردن میومدن سراغ موژان و حداقل علت کارش را می پرسیدن و یه مقدارم تند برخورد می کردن.
هوفریا آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۵ آبان ۱۳۹۰, ۱۲:۰۳ قبل از ظهر   #9 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
mehrsa_m آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

تا حدودي اين مشكل و خودمم متوجه شدم . فكر ميكنم منطقي ترش همين بود . ولي خوب من به چيز ديگه اي فكر ميكردم كه بالا هم توضيح دادم .
در هر صورت ممنون از نظرت عزيزم
mehrsa_m آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۵ آبان ۱۳۹۰, ۱۰:۱۱ قبل از ظهر   #10 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
tiger1978 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

سلام داستانت خیلی قشنگه
راد مهر گناه داره به نظر میاد عاشق باشه اما نشون نمی ده .حالا که ازدواج کردند حیف جدا بشن
احسان اگر خیلی عاشق بود باید قبل از ازدواج این دوتا کاری می کرد



وسیع باش و تنها و سربه زیر و سخت
tiger1978 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
mehrsam, انجمن, كاربر, معرفي, معرفی, من, مُوژان, نقد, و, کتاب

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
وقتي او آمد | mehrsa_m كاربر انجمن | معرفي و نقد کتاب mehrsa_m نوشته کاربران سایت 100 ۳۱ شهريور ۱۳۹۱ ۰۷:۱۶ بعد از ظهر
دانلود رمان مُوژان من | mehrsa_m كاربر انجمن honey_x رمان نوشته کاربران سایت 2 ۳ آذر ۱۳۹۰ ۰۷:۳۶ بعد از ظهر
مُوژان من | mehrsa_m كاربر انجمن | موبایل Farnaz رمان موبایل نوشته کاربران سایت 0 ۲۸ آبان ۱۳۹۰ ۰۱:۵۱ بعد از ظهر
رمان مُوژان من | mehrsa_m كاربر انجمن mehrsa_m رمان های کامل شده نوشته کاربران 0 ۲ آبان ۱۳۹۰ ۰۸:۱۴ بعد از ظهر
رمان وقتي او آمد | mehrsa_m كاربر انجمن mehrsa_m رمان های کامل شده نوشته کاربران 0 ۱ مهر ۱۳۹۰ ۱۲:۴۸ بعد از ظهر


 

اکنون ساعت ۰۸:۳۲ قبل از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا