آپلود سنتر
ابزار
دانلود رمان
تبلیغات
تور


نودهشتیا
فید آر اس اس
صفحه 1 از 34 123451126 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 336
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    1389,09,23
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه حرفه ای
    نوشته ها
    702
    میانگین پست در روز
    0.53
    محل سکونت
    اتاقم
    تشکر از دیگران
    15,576
    تشکر شده 419,517 در 1,420 پست

    Wink معرفی و نقد رمان مُوژان من | mehrsa_m كاربر انجمن

    سلام دوستاي خوبم

    اينم از تاپيك نقد رمان مُوژان من
    خلاصه ي رمان :
    داستان راجع به زندگي دختري به اسم مُوژان كه عروسيش و به هم ميزنه چون كه از بچگي عاشق پسر عموش بوده و آرزوي ازدواج با اون و داشته . حالا بايد ديد تقدير چه سرنوشتي رو براش رقم زده و اون واقعا با كي ازدواج ميكنه . . .

    منتظر نقد و پيشنهادات سازندتون هستم دوست جونيام

    اينم لينك رمان :


    مُوژان من | mehrsa_m كاربر انجمن






    بعضی از آدما . . .
    ما رو پشیمون میکنن از اینکه ،
    بهشون بدی نکردیم . . . !


  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    1390,06,11
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    نوشته ها
    84
    میانگین پست در روز
    0.08
    محل سکونت
    سرزمین تارا
    تشکر از دیگران
    1,422
    تشکر شده 168 در 90 پست

    پیش فرض

    سلام مهرسا جون بازم گل کاشتی .داستان جدیدی داره . تا اینجاش عالی پیش رفته.مرسی دوست جونی

  3. 5 کاربر از پست کردلیا تشکر کرده اند .


  4. Top | #3

    تاریخ عضویت
    1389,09,23
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه حرفه ای
    نوشته ها
    702
    میانگین پست در روز
    0.53
    محل سکونت
    اتاقم
    تشکر از دیگران
    15,576
    تشکر شده 419,517 در 1,420 پست

    پیش فرض

    ممنون از نظرت دوست جوني

  5. 7 کاربر از پست mehrsa_m تشکر کرده اند .


  6. Top | #4

    تاریخ عضویت
    1389,02,10
    عنوان کاربر
    ناظر کتابهای انجمن
    نوشته ها
    4,059
    میانگین پست در روز
    2.62
    محل سکونت
    تبریز
    تشکر از دیگران
    10,176
    تشکر شده 32,202 در 4,352 پست
    حالت من
    Ghamgin

    پیش فرض

    دوست جونی خودم بازم سلام خوب اگه راستش رو بخوای هنوز نمی دونم راجع به داستانت چی بگم ولی چون خواسته بودی تو نقد شرکت کنیم نخواستم به حرفت بی توجهی کرده باشم حالا هم هر چی درباره داستان بگم نمی تونه زیاد منصفانه باشه فقط با توجه به داستان قبلیت و تکیه به اون می تونم به دوستان توصیه کنم که این داستان رو هم بخونن چون فکر نکنم ضرر کنن با تشکر دوست جونی
    چه گناهی را به جای آوردیم ای مادر
    تا دو بار بمیریم
    یک بار در زندگی بمیریم
    و دیگر بار در مرگ

     برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید


    می خواهم به ياد آرم
    خواب های طلايی كودكی ام را
    می خواهم به ياد آرم
    كه زنده ام هنوز
    رنگ های ناب زندگی را می شناسم
    روحم بال هايی دارد كه نشكسته اند
    رهايی می خواهم، رهایی
    بايد كه زندگی هنوز زنده باشد جایی
    بايد كه زندگی هنوز رنگين، زيبا، آزاد و رها، به همین سادگی، ساده باشد جایی ...



  7. 7 کاربر از پست asizebel تشکر کرده اند .


  8. Top | #5

    تاریخ عضویت
    1388,12,18
    عنوان کاربر
    کاربر خودمونی
    نوشته ها
    156
    میانگین پست در روز
    0.10
    محل سکونت
    دل تنگم سیاره ای دیگر میخواهم برای زیستن
    تشکر از دیگران
    7,638
    تشکر شده 412 در 135 پست

    پیش فرض

    سلام
    ممنون از رمان قبلی و رمان جدیدت .
    اما اصلا تو مخیلم نمی گنجه یک نفر به راحتی بزن زیر عروسیش اونم شب عروسی یعنی رفتار پدر و مادرش خیلی عادیه انگار نه انگار اتفاقی افتاده.
    کاش انقدر که به تو فکر می کردم ...تو را می دیدم
    کاش انقدر که در لحظه های من بودی ...در روزهای تو بودم
    ای کاش...
    لحظه ها از من خالی می شد و از تو پر.


  9. 5 کاربر از پست gorestan man تشکر کرده اند .


  10. Top | #6

    تاریخ عضویت
    1389,07,30
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه حرفه ای
    نوشته ها
    740
    میانگین پست در روز
    0.54
    محل سکونت
    جايي نزديك وطن
    تشکر از دیگران
    11,485
    تشکر شده 3,115 در 747 پست

    پیش فرض

    سلام عزیزم رمان رو تا اینجا دوست دارم مثل رمان قبلیت
    ولی همونطور که دوستمون گفت خیلی عادی و غیر واقعی رفتار کردن هم خانواده هم رادمهر برام عجیبه منتظر ادامه هستم زود زود بزار گلم
    (( قند )) خون مادر بالاست .
    دلش اما هميشه (( شور )) مي زند براي ما ؛
    اشکهاي مادر , مرواريد شده است در صدف چشمانش ؛
    دکترها اسمش را گذاشتهاند آب مرواريد!
    حرفها دارد چشمان مادر ؛ گويي زيرنويس فارسي دارد!
    دستانش را نوازش مي کنم ؛ داستاني دارد دستانش


  11. 5 کاربر از پست rural girl تشکر کرده اند .


  12. Top | #7

    تاریخ عضویت
    1389,09,23
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه حرفه ای
    نوشته ها
    702
    میانگین پست در روز
    0.53
    محل سکونت
    اتاقم
    تشکر از دیگران
    15,576
    تشکر شده 419,517 در 1,420 پست

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط gorestan man نمایش پست ها
    سلام
    ممنون از رمان قبلی و رمان جدیدت .
    اما اصلا تو مخیلم نمی گنجه یک نفر به راحتی بزن زیر عروسیش اونم شب عروسی یعنی رفتار پدر و مادرش خیلی عادیه انگار نه انگار اتفاقی افتاده.
    نقل قول نوشته اصلی توسط rural girl نمایش پست ها
    سلام عزیزم رمان رو تا اینجا دوست دارم مثل رمان قبلیت
    ولی همونطور که دوستمون گفت خیلی عادی و غیر واقعی رفتار کردن هم خانواده هم رادمهر برام عجیبه منتظر ادامه هستم زود زود بزار گلم
    سلام از نظر جفتتون ممنون دوست جونيام .
    راستش به هم زدن عروسي از طرف مُوژان كه يه جورايي معلومه حالا توي ادامه ي داستان هم بيشتر در اين مورد ميگم .
    ولي برخورد مامان و باباي دختره و مامان و باباي رادمهر بايد بگم خوب وقتي يه كاري رو دختره كرده اينا كه نميتونن زمان و به عقب برگردونن . تنها ميتونن يه كاري كنن كه اينا دوباره زندگيشون و با هم شروع كنن . من عقيدم اينه البته
    ولي ممنون كه ميخونين و دنبال ميكنين رمانمو

  13. 7 کاربر از پست mehrsa_m تشکر کرده اند .


  14. Top | #8

    تاریخ عضویت
    1388,04,19
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    نوشته ها
    669
    میانگین پست در روز
    0.36
    محل سکونت
    تهران
    تشکر از دیگران
    12,265
    تشکر شده 2,745 در 672 پست

    پیش فرض

    تا اینجا که داستانت خوب پیش رفته گرچه هیجان اونچنانی نداره اما با توجه به کار قبلیت (وقتی او آمد) احتمالا طی پستهای بعدی این مشکلش هم حل می شه و داستان حسابی مهیج می شه.

    به نظرم فعلا" تنها مشکلی که در وهله اول شدیدا" به چشم میاد همونیه که دوستان دیگه بهش اشاره کردن و اون عکس العمل خانواده ها در برابر فرار عروس از جشن ازدواجشه. به هرحال پای آبروی خانواده ها در میونه از طرفی جوابگوی سایر اشناها و قوم و خویش هم باید باشن (گرچه اونها هم هیچ عکس العملی نشون ندادن و خیلی عادی برخورد کردن حتی نزدیکتری ها زنگ نزدن علت ماجرا را بپرسن) اما والدین اونقدر عاقلانه رفتار می کنن که عجیب به نظر میاد. طبیعیش این بود که همون شب جشن که همه چیز به هم خورد و تو جواب دادن به مهمونا کم آوردن میومدن سراغ موژان و حداقل علت کارش را می پرسیدن و یه مقدارم تند برخورد می کردن.

  15. 9 کاربر از پست هوفریا تشکر کرده اند .


  16. Top | #9

    تاریخ عضویت
    1389,09,23
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه حرفه ای
    نوشته ها
    702
    میانگین پست در روز
    0.53
    محل سکونت
    اتاقم
    تشکر از دیگران
    15,576
    تشکر شده 419,517 در 1,420 پست

    پیش فرض

    تا حدودي اين مشكل و خودمم متوجه شدم . فكر ميكنم منطقي ترش همين بود . ولي خوب من به چيز ديگه اي فكر ميكردم كه بالا هم توضيح دادم .
    در هر صورت ممنون از نظرت عزيزم

  17. 8 کاربر از پست mehrsa_m تشکر کرده اند .


  18. Top | #10

    تاریخ عضویت
    1388,05,11
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه فعال
    نوشته ها
    373
    میانگین پست در روز
    0.21
    تشکر از دیگران
    15,074
    تشکر شده 3,679 در 473 پست

    پیش فرض

    سلام داستانت خیلی قشنگه
    راد مهر گناه داره به نظر میاد عاشق باشه اما نشون نمی ده .حالا که ازدواج کردند حیف جدا بشن
    احسان اگر خیلی عاشق بود باید قبل از ازدواج این دوتا کاری می کرد
    وسیع باش و تنها و سربه زیر و سخت

  19. 11 کاربر از پست tiger1978 تشکر کرده اند .


صفحه 1 از 34 123451126 ... آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. وقتي او آمد | mehrsa_m كاربر انجمن | معرفي و نقد کتاب
    توسط mehrsa_m در انجمن نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 100
    آخرين نوشته: 1391,06,31, ساعت : 07:16 بعد از ظهر
  2. دانلود رمان مُوژان من | mehrsa_m كاربر انجمن
    توسط honey_x در انجمن رمان نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: 1390,09,03, ساعت : 07:36 بعد از ظهر
  3. مُوژان من | mehrsa_m كاربر انجمن | موبایل
    توسط Farnaz در انجمن رمان موبایل نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 1390,08,28, ساعت : 01:51 بعد از ظهر
  4. رمان مُوژان من | mehrsa_m كاربر انجمن
    توسط mehrsa_m در انجمن رمان های کامل شده نوشته کاربران
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 1390,08,02, ساعت : 08:14 بعد از ظهر
  5. رمان وقتي او آمد | mehrsa_m كاربر انجمن
    توسط mehrsa_m در انجمن رمان های کامل شده نوشته کاربران
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 1390,07,01, ساعت : 12:48 بعد از ظهر

نمایش کاربران بازدید کننده از موضوع : 59

You do not have permission to view the list of names.

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •