کتاب به درخواست نویسنده حذف شد .

سلام به همه دوست جونياي خودم
من دوباره برگشتم با يه رمان ديگه
مرسي از انرژي كه سر رمان قبليم بهم دادين اميدوارم از اين يكي رمانمم خوشتون بياد و باز بهم انرژي بدين .
حقيقتش اين رمان و ميخواستم دي ماه بذارم توي سايت به دليل درس و اينا ولي خوب چون بيشتر فصلاش و نوشتم گفتم الان بذارم
خوب حالا بريم سر مشخصات رمان .
همينجوري كه از اسم تاپيك معلومه اسمش هست : مُوژان من
تعداد فصلاش مشخص نيست الان . ولي فكر كنم طولاني بشه چون خيلي كار داره ولي من بازم سعي ميكنم مثل رمان قبلي روزي 2 تا پست و حتما بذارم پس همراهم باشين
خلاصه ي رمان : داستان راجع به زندگي دختري به اسم مُوژان كه عروسيش و به هم ميزنه چون كه از بچگي عاشق پسر عموش بوده و آرزوي ازدواج با اون و داشته . حالا بايد ديد تقدير چه سرنوشتي رو براش رقم زده و اون واقعا با كي ازدواج ميكنه . . .
ديگه بقيش و خودتون بخونين .
اولين پست و تا آخر امشب احتمالا ميذارم اگه نشد فردا صبح ميذارمش
دوستتون دارم .

کتاب به درخواست نویسنده حذف شد .