بازگشت   نودهشتیا > فرهنگ و هنر > شعر و ادبیات > داستان های کوتاه و حکایات

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۲۵ مهر ۱۳۹۰, ۰۹:۴۱ قبل از ظهر   #1 (لینک مستقیم)
Banned
 
20230 آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض نامه يك دختر به دوست بسر خود مهرداد

نامه الهام به مهرداد

تقدیم به آنکه آفتاب مهرش در آستان دلم هرگز غروب نخواهد کرد...
اشب تمام ستارگان آسمان گریه می کنند
امشب تمام مرغان آسمان اشک می ریزند
امشب اشکی از چشمی میچکد
امشب قلبی می شکند
و این صدای شکستن است که به آسمانها می رود
اما نمیدانم چرا به گوش خدا نمی رسد؟
من صدای در هم شکستن قلبم را با گوشهایم شنیدم
و فکر می کنم که اولین کسی باشم که صدای در هم شکستن قلبم را با گوشهایم شنیده باشم
نمی دانم خدایی هست؟
اگر هست که خدای خاموشیست
از این همه خاموشی قلبم می گیردودوست دارم فریاد بکشم
آخر با که بگویم درد این قلب شکسته را؟
آخر با که بگویم قلب من عاشق قلبیست که با سنگ بیابان هم فرقی ندارد
قلب من عاشق قلبیست که اصلا" قلب نیست
دلم می خواهد آنقدر فریاد بکشم تا صدای فریادم قلب خدا را به لرزه در آورد
دلم می خواهد فریاد بکشم و دیوانه وار به خدا بگویم:
آخر که خدای خوب من ،
چطور بنده ای آفریده ای که از عهده اش بر نمی آیی؟
تو چطور می توانی این همه نا عدالتی را ببینی و به صدا در نیایی؟
مگر نه اینکه می گویند تو بخشنده ای ؟
پس اگر گناهی به درگاهت مرتکب شدم به بزرگواریت مرا ببخش و این همه مرا عذاب مده
مگر نه اینکه می گویند تو رحیمی؟
پس چرا به من رحم نمی کنی؟پس رحمتت کجاست؟
خدایا من این همه رنجها را به امید او تحمل می کنم
به امید این که در رحمتت را به سوی من بگشایی
خدایا به او بگو
به او بگو که با تمام بدیهایت دوستت دارم
آری،
باز هم می گویم که تو را با تمام بدیهایت می خواهم
گر چه تو خیلی عذابم دادی
تو همیشه در مقابل چشمان اندوه بار و غمزده من غرق در شادیهایت بودی
خوش باش که همیشه خوش بینمت
محبوبم تو راه زندگیت را انتخاب کن
آرزو دارم که همیشه تو و خوشبختی را کنار هم ببینم
تو همیشه با خود می اندیشی که من شب و روز نفرینم را توشه راهت می کنم
اما افسوس نمی دانی که جز خوشبختی چیز دیگری برایت نمی خواهم
وقتی با خود می اندیشم که تو در چه خیالی و من در چه خیال،
خنده ام می گیرد

خنده ام می گیرد
خنده ای که از گریه غم انگیز تر است
آری محبوبم،
فراموش نکن چشمان من همیشه در پناه این پنجره های سرد و یخ بسته ،چشم براه توست
چشمان من آن همه اشک را بدرقه راهت کرد ،
که تنها به تو بفهماند،
که دوستت دارد
و تنها از تو بخواهد که نسبت به این چشم ها این همه بی محبت نباشی
آسمان را نگاه می کنم،
ستاره ها را می نگرم،
فقط به خیال اینکه چشمان تو را میان آنها بیابم
آخر من و تو همیشه در زیر سایه آسمان با هم گفتگو می کردیم
دستهای من ،دستهای تو را می جوید
عزیزم ،صبر می کنم
آنقدر صبر می کنم
تا راهت را انتخاب کنی
برو
برو و راه زندگی ات را دریاب
آنگاه من راهم را از راه تو باز می یابم
ای کاش آن قلب سنگی ات که درون سینه ات یخ بسته است،
ذره ای از قلب من خبر داشت
و حس می کرد که چطور با دل سنگیت ساخته بودم
و من می بوسم آن قلب سنگی تو را
که صادق بودی
و با شهامت نخواستی و نمی خواهی
به دروغ مانند باشی...
اگر چه می دانم نمی آیی اما چشمان من همیشه انتظار تو را می کشد.


20230 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۲۵ مهر ۱۳۹۰, ۰۹:۵۳ قبل از ظهر   #2 (لینک مستقیم)
کاربر فعال
 
sahele ziba آواتار ها
 
sahele ziba به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

اوه اوه چه عاشق .... اخه قلبی که سنگه اینهمه خواهش و تمنا نداره که
sahele ziba آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۵ مهر ۱۳۹۰, ۰۹:۵۷ قبل از ظهر   #3 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
رز وحشی آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

بابا ول کنید این عشق و عاشقیا رو چه شاعرانه هم نوشته .



رمان در حال تایپم
*
ارامتر بنواز ضجــــــــــه های ویرانی من را
ادمهای به خواب رفته این شهر را بیدار نکن ... باز هم ارامتر بنواز ،
بگذار حتی اسپرسو را هم شیرین بنوشند!
*


 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید


شاید از بین این همه آدم ، که می آیند و بی تفاوت نگاهی می اندازند و بعد راه شان را می کشند و می روند،
یکی شان تو باشی که می آید و پا کُند می کند و نگاهی از سر آشنائیِ دیرینه انگار ! می اندازد و بعد ...
راهش را نمی کشد که برود ، می ماند...
دیوانه ام که هر روز ، تنها به این امید پا به خیابان می گذارم ،تنها به این امید که یکی شان تو باشی
رز وحشی آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۵ مهر ۱۳۹۰, ۱۰:۰۰ قبل از ظهر   #4 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
fahimeh_day آواتار ها
 
fahimeh_day به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

الهام جون ولش کن بذار بره بمیره لیاقت نداشته خوب



بهار را به نام گل
كوه را به نام سنگ
درخت را به نام برگ
مرا ...
به نام كوچكم صدا بزن
fahimeh_day آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۵ مهر ۱۳۹۰, ۱۰:۰۷ قبل از ظهر   #5 (لینک مستقیم)
کاربر متوسط
 
شهاب 90 آواتار ها
 
شهاب 90 به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

مهرداد خيلي آدم بيرحم وسنگدلي بوده كه بالهام بيچاره همچين رفتار بد وناعادلانه اي داشته درسته كه الهام ازبس دوستش داشته آرزوي خوشبختيشو ميكرده اماخدا مهرداد رو مجازات سنگيني ميكنه بخاطر دل شكستن يك دختر معصوم/ خيلي جالب اما غم انگيز بود آرزو ميكنم كه هيچ وقت شاهد اين چنين دل نوشته هاي غمگيني از سوي هيچكدام از دو طرف نباشيم



 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید



شهاب 90 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۵ مهر ۱۳۹۰, ۱۰:۱۶ قبل از ظهر   #6 (لینک مستقیم)
کاربر فعال
 
black.moon 90 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

درکش میکنم اما یه روز همه چیو فراموش می کنه
اون آدمم به سزای کارش می رسه



اينجا غروب آفتاب سراي نا اميدي چشمانم در پشت
شبنم نگاهي بر دل خسته و بي قرارم؛ اينجا سكوت
آسمان جايگاه تولد اشك هاي بي كسي ام و انتهاي آرزو
هاي بي پايانم ...
black.moon 90 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۵ مهر ۱۳۹۰, ۱۰:۱۸ قبل از ظهر   #7 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
arezo dokhtare payiz آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

بابا بیخیالللللللللللللللللللل للللللللللللل



نردبامی که به اندازه دلتنگی من قد بکشد
پشت دیوار کسی یافت نشد
تکیه بر حسرت خود خواهم زد
arezo dokhtare payiz آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۵ مهر ۱۳۹۰, ۱۰:۲۰ قبل از ظهر   #8 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
hasti67 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

يعني طرف منم واسه من آرزوي خوشبختي ميكنه يا نفرين
خب يه وقتايي كسي آدم و دوست داره كه تو دوسش نداري
زوري كه نميشه كسي رو دوست داشت




از یه جایی به بعد
ادامه می دهـــی زندگی را به سمت جایی پرت
دست می کشی از تمامی عشق هــای پاره وقت...
و پنجـــره دل را باز می کنی
مشرف به انزوایی که با هیچ آغوشـــی معامله نمی شود !!

 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید

hasti67 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۵ مهر ۱۳۹۰, ۱۰:۲۰ قبل از ظهر   #9 (لینک مستقیم)
کاربر متوسط
 
mozhi 70 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

چه شاعرانه ام نوشته........ عشق دیگه چیه!! کسی که لیاقت نداره باید بیخیالش شد



نگو تو برنمیگردی بی تو تنها شدم تنها
اره هستم من به یادت همه روزو همه شبها
نگو برگشتن محاله انتظار من خیاله
نگو قسمت من نبودی ته فنجون توی فاله


هرچند نمیدانم خوابهایت را با که شریک میشوی
اما هنوز شریک بی خوابی های من تویی
mozhi 70 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۵ مهر ۱۳۹۰, ۱۰:۲۱ قبل از ظهر   #10 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
mahdi1994 آواتار ها
 
mahdi1994 به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

بابا بیخیالللللللللللللللللللل لللللللللللل



یکی از بهانه های معنی بخشه آرامش در زندگی
مشاهده ی لبخند متقابل دخترک گل فروشیه که پشت چراغ قرمز با هول و هراس میگه:عمو..توروخدا یه گل بخر به خونت شادی ببر
من امروز این آرامش رو درک کردم..
mahdi1994 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
بسر, به, خود, دختر, دوست, مهرداد, نامه, يك

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
طرح انتخاب دوست پسر و دوست دختر! unknown girl مطالب جالب و خواندنی 20 ۳ فروردين ۱۳۹۲ ۰۴:۱۵ بعد از ظهر
نامه ای از یک دوست Elahe-73 مطالب جالب و خواندنی 0 ۹ خرداد ۱۳۹۰ ۱۲:۵۶ بعد از ظهر


 

اکنون ساعت ۰۷:۰۰ بعد از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا