بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > نوشته کاربران سایت

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۲۱ مهر ۱۳۹۰, ۰۱:۲۶ بعد از ظهر   #1 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
leila_r آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +7 امتیاز     
پیش فرض معرفی و نقد رمان از نگاهم بخوان | LEILA_R کاربر نجمن

سلام....نقد رو گذاشتم تا نظراتتون رو بگید و منو کمک کنید تا رمانو بهتر پیش ببرم...منتظر نظراتتون هستم

خلاصه رمان
ساقی دختریه که با خانواده عموش زندگی می کنه....سختی های زیادی رو تحمل کرده و سختی های زیاد دیگه ای رو باید تحمل کنه...اتفاق نا خوشایندی برای دختر عموش مریم می افته که زندگی او رو هم دستخوش تغییراتی میکنه....تغییراتی پر از درد و رنج....عشق و نفرت و...

لینک رمان

رمان از نگاهم بخوان | leila_r کاربر انجمن



معرفی ونقد رمان از نگاهم بخوان

http://www.forum.98ia.com/t328404.html#post3125435

مهربانی چشمانت تایپ
http://www.forum.98ia.com/t251060.html

مهربانی چشمانت دانلود
http://www.forum.98ia.com/t275504.html
leila_r آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۲۲ مهر ۱۳۹۰, ۰۲:۱۲ بعد از ظهر   #2 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
azda آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

شروع داستانت که خوبه خوشم اومدهنوز روند داستان مشخص نشده واسه همین چیزی واسه نقدر وجود نداره ولی قلمت خوبه و داستانت هم جذابه فقط یه لطفی کن و زود به زود بذار
azda آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۳ مهر ۱۳۹۰, ۰۵:۴۷ بعد از ظهر   #3 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
tiger1978 آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

خیلی زیبا شروع کردی امیدوارم ماجرای زیبا و پر از عشقی بین لیلا و بهنام رخ بده!!!



وسیع باش و تنها و سربه زیر و سخت
tiger1978 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۳ مهر ۱۳۹۰, ۰۶:۱۸ بعد از ظهر   #4 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
mahsamoon آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

سالام خسته نباشی دوست دارم رمانتو یه عالمهههههه... با این که این بهنامه از این کار های بد می کنه ولی نمی دونم چرا فکر می کنم آدم خوبی می شه...تو زو خدا زود زود ادامه بده....
mahsamoon آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۴ مهر ۱۳۹۰, ۰۱:۱۷ بعد از ظهر   #5 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
azda آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

احتمالا قراره بین بهنام و لیلا علاقه ای به وجود بیاد فقط تو رو خدا یه کاری کن که این بهنامه منت لیلارو بکشه!
azda آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۵ مهر ۱۳۹۰, ۰۷:۳۲ بعد از ظهر   #6 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
ParMoun آواتار ها
 
ParMoun به Yahoo ارسال پیام
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

سلام عزیزم خوب مینویسی ادامه بده
بازم بهت سر میزنم



همین که قلب تو مردد شد، در دل من خاطره ای رد شد
از وقتی عاشقش شدم ترسیدم،از وقتی عاشقش شدم بد شد


حیاط خلوت ذهن من
ParMoun آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۵ مهر ۱۳۹۰, ۰۸:۰۵ بعد از ظهر   #7 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
azda آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

مهمترین چیزی که تو هر رمانی مهمه اینه که اخرش خوب تموم شه! باید یه جوری بشه که بهنام از لیلا خوشش بیاد بعد از این دست از سرش برنداره از این عشقای مالیخولیایی از اون خفناش
azda آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۵ مهر ۱۳۹۰, ۰۸:۵۱ بعد از ظهر   #8 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
mahsamoon آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

دوووووسسسسسستتتتتتت دارم رمانت رو یه عععععععععععععععععاااااااا ااالللللللللللممممممممممم ممههه ایمدوارم همین طور فوق العاده پیش بره
mahsamoon آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۵ مهر ۱۳۹۰, ۰۹:۵۰ بعد از ظهر   #9 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
rural girl آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

تازه کتابتو خوندم خوشم اومد
من فکر کنم مادر بهنام یه کاری کنه که بهنام و ساقی با هم باشن اولش هم بهنام قبول نکنه ولی بعد عاشق ساقی بشه
جون من بگو درست گفتم.............



(( قند )) خون مادر بالاست .
دلش اما هميشه (( شور )) مي زند براي ما ؛
اشکهاي مادر , مرواريد شده است در صدف چشمانش ؛
دکترها اسمش را گذاشتهاند آب مرواريد!
حرفها دارد چشمان مادر ؛ گويي زيرنويس فارسي دارد!
دستانش را نوازش مي کنم ؛ داستاني دارد دستانش

rural girl آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۵ مهر ۱۳۹۰, ۱۰:۲۲ بعد از ظهر   #10 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
نسيا آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

سلام خيلي از رمانت خوشم اومد مخصوصا از بهنام كلا من از شخصيتاي خشن خوشم مياد و دوست دارم يه جورايي مثل داستان قمار سرنوشت يا عشق دردناك ويا طلوع دوباره باشه يعني پسر اخرش به عشقش اعتراف كنه
زود به زود و زياد بزار مرسسسي
نسيا آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
leilar, از, بخوان, بخوان|, معرفی, نجمن, نجمن|معرفی, نقد, نگاهم, و, کاربر, کتاب

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
دوست دارم نگاهم کنی | رعنا امنی | معرفی و نقد کتاب asheghi ایرانی 11 ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۱ ۰۳:۵۳ بعد از ظهر
مهربانی چشمانت | leila_r کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب leila_r نوشته کاربران سایت 30 ۲۷ فروردين ۱۳۹۱ ۰۳:۴۸ قبل از ظهر
رمان از نگاهم بخوان | leila_r کاربر انجمن leila_r رمان های کامل شده نوشته کاربران 91 ۲۲ آذر ۱۳۹۰ ۱۲:۲۴ بعد از ظهر
مهربانی چشمانت | leila_r کاربر سایت | موبایل Farnaz رمان موبایل نوشته کاربران سایت 1 ۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۱۰:۱۸ بعد از ظهر
رمان مهربانی چشمانت | leila_r کاربر انجمن leila_r رمان های کامل شده نوشته کاربران 42 ۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۱۲:۵۸ بعد از ظهر


 

اکنون ساعت ۰۴:۴۴ قبل از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا