بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > نوشته کاربران سایت

 تبلیغات 

عجیب تو جیب

ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۲۰ مهر ۱۳۹۰, ۰۷:۵۵ بعد از ظهر   #1 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
Blast Off آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +52 امتیاز     
پیش فرض بهار زندگی | Blast Off کاربر سایت | معرفی و نقد کتاب


به نام ایزد منان

سلام به دوستان خوبم . این رمان اولین کارمه و نسبتا طولانیه . می دونم اشکال و ایراد زیاد داره . بنابراین صمیمانه نقدهاتون رو می خونم و اگه جایی نیاز به توضیح داشت در خدمت هستم .

خلاصه رمان بهار زندگی :

خانواده بهار از لحاظ مالی در سطح نسبتا پایینی قرار دارند . بهار فرزند دوم و آخر خانواده است و مثل تمام دختران دیگه آرزوهای دور و دراز داره که از جمله اونها ازدواج با مردیه که از لحاظ خانوادگی و فرهنگی خیلی بالاتر از اونهان . چیزی که در اطرافیان بهار خنده دار و مسخره به نظر می رسه . اما شرایط زندگی بهار در طول داستان طوری رقم می خوره که اونو به رویای دوست داشتنی اش نزدیک می کنه اما ....

لینک رمان بهار زندگی | Blast Off کاربر سایت
Blast Off آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
"لعیا", ~Niayesh~, *ROJA*, *بارون پاییزی*, +Lily, -bahareh-, -نازلی-, .arsana., .MojGan., .هازال., afsoon321, anahita jon, anital, Arezoo Khanoom, ashoka, AVESTA, azda, barana.malek, Cancer, cemira, chakamak, dorsa_68, edena, farzandeiran, foroogh 54, Genesis, ghazale96, golchaghe, hastijojo, horin, hot sun, icegirl_90, joojoo7321, Khate Siah, khiyal99, lale joon, leila.kh, mahsamoon, mahtab26, makhmal_66, many22, MaRyAm.PaRiZaD, maryam1363, mehrsa_m, mina naz, mina12MINA, n!loof@r, Nafa3 Hamatonam, Nahid72, Nashin, nazi_gf2010, nutty, p.s.hichkas, pegiiiiiiiii, pink star, RaheBipayan*, roya1365, s.d.yeganeh, sania555, SEA SHELL-600, setayesh_p995, shafagh 69, shanti, shikolat, sollmaz, tondar1365, valan, vanas, Z.BITA, zahra.gb76, _ SPEED _, §parnian§, آذرمیدخت, آیه خانم, اسمون, امتیس, باران شکوفه, بي بي فري, خانم فسقلی, راحله۷۱, رومی, سرتق, شب, شهرزاد ن, شهرناز, طلوع عشق, علی رضاایران, مونا**, نسرین..., نیکا83, هوفریا, پدیده, کیمیا1388

تبلیغات

64 محصول اسپیکر

قدیمی ۲۰ مهر ۱۳۹۰, ۰۹:۱۱ بعد از ظهر   #2 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
azda آواتار ها
 
پست مفید  +4 امتیاز     
پیش فرض

من که از اول داستانت خوشم اومد قلمت هم روونه و داستانت طوریه که دلم می خواد زودتر بقیه شو بخونم امیدوارم تا اخرشو با همین سرعت بذاری و یه چیز دیگه هم اینکه تا روند داستانت مشخص نشه بچه ها کمتر نقد می کنن ولی هر چی بری جلوتر نقد ها بیشتر میشه من که از همین الان خواننده ثابت این رمانم
azda آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۰ مهر ۱۳۹۰, ۱۰:۱۳ بعد از ظهر   #3 (لینک مستقیم)
کاربر فعال
 
هوفریا آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

شروع داستان که جذاب بود خصوصا" با قلم زیبات

به نظرم شخصیت بهار را خیلی خوب ترسیم کردی با وجود اینکه از نظر شخصیتی خیلی باهاش متفاوتم اما به شدت باور پذیره. شخصیت استاد هم که تا اینجاش همین ویژگی را داره آدمی که تو عصبانیت به قولا" بی نزاکته. یه استاد با اعتماد به نفس کاذب و علاقمند به گرفتن حال دانشجوهاش.


راستی من متوجه توصیف روابط فامیلیت نشدم. نوشتی:

"
از دار دنیا واسه ما همین یه خاله محبوبه مونده . دوتا خواهر و یه برادر ناتنی داره که ایران نیستند و اصلا فکر کنم یادشون رفته اینجا برادری هم دارن . مامان هم یه خواهر و دو برادر داره"
خاله محبوبه کیه؟ خواهر مادرشه؟ پس چرا تعداد خواهر برادراش با مادر بهار متفاوته؟ ... منظورت از"برادری" اونجا که نوشتی "یادشون رفته اینجا برادری هم دارن" کیه و به کی برمی گرده؟


ویرایش توسط هوفریا : ۲۰ مهر ۱۳۹۰ در ساعت ۱۰:۱۵ بعد از ظهر
هوفریا آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۰ مهر ۱۳۹۰, ۱۰:۳۰ بعد از ظهر   #4 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
Blast Off آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط هوفریا نمایش پست ها
شروع داستان که جذاب بود خصوصا" با قلم زیبات

به نظرم شخصیت بهار را خیلی خوب ترسیم کردی با وجود اینکه از نظر شخصیتی خیلی باهاش متفاوتم اما به شدت باور پذیره. شخصیت استاد هم که تا اینجاش همین ویژگی را داره آدمی که تو عصبانیت به قولا" بی نزاکته. یه استاد با اعتماد به نفس کاذب و علاقمند به گرفتن حال دانشجوهاش.

راستی من متوجه توصیف روابط فامیلیت نشدم. نوشتی:
"از دار دنیا واسه ما همین یه خاله محبوبه مونده . دوتا خواهر و یه برادر ناتنی داره که ایران نیستند و اصلا فکر کنم یادشون رفته اینجا برادری هم دارن . مامان هم یه خواهر و دو برادر داره"
خاله محبوبه کیه؟ خواهر مادرشه؟ پس چرا تعداد خواهر برادراش با مادر بهار متفاوته؟ ... منظورت از"برادری" اونجا که نوشتی "یادشون رفته اینجا برادری هم دارن" کیه و به کی برمی گرده؟
عزیزم ممنون از دقتی که داری و امیدوارم تا پایان رمان منو همراهی کنی و ایرادهامو بگی . درست می گی اونجا کلمه "بابا" رو جا انداخته بودم که الان درستش کردم . پدر بهار دو تا خواهر و یک برادر ناتنی داره . ولی مادر بهار یه خواهر و دو برادر تنی داره .

نقل قول:
نوشته اصلی توسط azda نمایش پست ها
من که از اول داستانت خوشم اومد قلمت هم روونه و داستانت طوریه که دلم می خواد زودتر بقیه شو بخونم امیدوارم تا اخرشو با همین سرعت بذاری و یه چیز دیگه هم اینکه تا روند داستانت مشخص نشه بچه ها کمتر نقد می کنن ولی هر چی بری جلوتر نقد ها بیشتر میشه من که از همین الان خواننده ثابت این رمانم
واقعا امیدوارم تا پایان داستان همینطور علاقمند بمونید . من که تلاشم رو می کنم . مرسی از لطفت
Blast Off آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۱ مهر ۱۳۹۰, ۰۸:۵۴ بعد از ظهر   #5 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
najmehf آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

فقط همين يكي صفحه را گذاشتين؟؟؟؟؟

رمان قشنگيه .اميدوارم هرچي زودتر تمومش كني اخه من مدرسه دارم.
najmehf آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۱ مهر ۱۳۹۰, ۰۹:۱۰ بعد از ظهر   #6 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
azda آواتار ها
 
پست مفید  +3 امتیاز     
پیش فرض

وای من از این استادا داشتم فقط یه عشق دارن اونم ضایع کردن دخترا!!رمانت باور پذیره فقط کم میذاری خدا کنه اگه قراره عشقی بین این دوتا اتفاق بیفته استاده توی عاشقی هم همینجور خونسرد و قد باشه!
azda آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۱ مهر ۱۳۹۰, ۱۰:۱۶ بعد از ظهر   #7 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
javoone آواتار ها
 
javoone به Yahoo ارسال پیام
پست مفید  +3 امتیاز     
پیش فرض

خیلی رمانت قشنگه و حرفه ای می نویسی. موفق باشی.
منتظر ادامش هستم



زندگی تلخ ترین خواب من است...


خسته ام....

خسته از این خواب بلند...





javoone آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۲ مهر ۱۳۹۰, ۰۱:۰۵ قبل از ظهر   #8 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
mhpmn آواتار ها
 
پست مفید  +4 امتیاز     
پیش فرض

داستانت خیلی خوب شروع کردی.فقط زود به زود بذار.موفق باشی
mhpmn آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۳ مهر ۱۳۹۰, ۰۹:۵۶ قبل از ظهر   #9 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
azda آواتار ها
 
پست مفید  +4 امتیاز     
پیش فرض

خیلی خوب می نویسی فقط یه خورده زودتر روند داستانتو معلوم کن مرسی
azda آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۴ مهر ۱۳۹۰, ۰۱:۲۸ بعد از ظهر   #10 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
azda آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

وای مرسی عزیزم...بخدا من الان نمی دونم چی بگم اخه نقدی ندارم همه چی عالیه من به عشق رمان تو میام تو سایت
azda آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
blast, off, بهار, زندگی, سایت, معرفی, نقد, و, کاربر, کتاب

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
بهار زندگی | Blast Off کاربر انجمن Blast Off تایپ کتاب 134 ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۲ ۱۱:۰۸ بعد از ظهر
امید وصل | ترنم بهار کاربر سایت | معرفی و نقد کتاب * ترنم بهار * نوشته کاربران سایت 50 ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۲ ۱۲:۱۹ بعد از ظهر
یک راز به رنگ زندگی | پرهوده کاربر سایت | معرفی و نقد کتاب پرهوده نوشته کاربران سایت 104 ۳۰ دي ۱۳۹۱ ۰۱:۲۲ قبل از ظهر
شب شبه | nessie کاربر سایت | معرفی و نقد کتاب katerina petrova نوشته کاربران سایت 12 ۱۵ آذر ۱۳۹۱ ۱۰:۱۴ بعد از ظهر


 

اکنون ساعت ۱۲:۵۸ بعد از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

Powered by vBulletin Version 3.8.3
Copyright ©2000 - 2013, Jelsoft Enterprises Ltd.

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب رایگان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا