بازگشت   نودهشتیا > عمومی > بحث و گفتگو > راهنمای کار و زندگی

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
ارسال موضوع جدید  موضوع بسته شد
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۸ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۰۷:۳۴ بعد از ظهر   #1 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
YA29+1 آواتار ها
 
YA29+1 به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
Cool متنی برای خاطره نوشتن

سلام عزیزان
اخر ساله بازار دفتر خاطرات دادن و گرفتن داغ.اگه متنی برای خاطره نوشتن دارید لطف کنید اینجا بنویسید تا ازش استفاده کنیم.ممنون....



تنهایی را باید با خط بريل مي نوشتند ! شنیدنش کافي نيست .. بايد لمسش کرد
YA29+1 آنلاین نیست.  

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۸ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۰۷:۴۲ بعد از ظهر   #2 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
آفرینش آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

از گل واشده در دورترين بوته خاك به تو اي دوست سلام.........
حالت آيا خوب است؟.....
روزگارت آبيست؟.......
همه اينجا خوبند......
ني لبك ميخواند.......
قاصدك ميرقصد.......
باد هم عاشق شده است.......
فکرمن باش که من فکر توام.........



خداوند بینهایت است
اما
به قدر نیاز تو فرود می آید
به قدر آرزوی تو گسترده میشود
و به قدر ایمان تو کار گشاست
آفرینش آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۹ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۰۷:۵۴ قبل از ظهر   #3 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
آريانا آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

اري اين است اغاز دوست داشتن
اگرچه پايانش ناپيداست
من دگربه پايان نمي انديشم
كه همين دوست داشتن زيباست



زجري كه ازتنگي قفس ميكشم
كفران نعمتي است كه درباغ كرده ام
آريانا آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۳ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۰۷:۲۹ بعد از ظهر   #4 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
حاجی بلا آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

من از این کار خوشم نمییومد دوستامم یواشکی اخر همه کتابام مینوشتن حالا که دارم برا کنکور میخونم وقتی میبینمشون میرم تو عالم مدرسه............حالا میگم با این کارشون یادشون افتادم



 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید

بعضی وقتا مجبوری...تو فضای بغضت بخندی..
دلت بگیره ولی دلگیری نکنی..شاکی بشی ولی شکایت نکنی ...
گریه کنی اما نذاری اشکات پیدا شن...
خیلی چیزارو ببینی ولی ندیدش بگیری...
خیلی ها دلتو بشکن و تو فقط سکوت کنی...
 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید


خدایـــآا !من اینجا دلــمـ سخت معـــجزه میخواهــد...!
 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید



حاجی بلا آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۳ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۰۷:۴۲ بعد از ظهر   #5 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
elnaz 90 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

کاش می دانستی زندگی با همه ی وسعت خویش محفل ساکت غم خوردن نیست
حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست
اضطراب و هوس دیدن و نادیدن نیست
زندگی خوردن و خوابیدن نیست
زندگی جنبش و راهی شدن است
از تماشاگه آغازحیات تا به جایی که خدا می داند



چشمهایت را ببند
بگذار این شعر را من برایت بخوانم :

فرقی نمیکند ماهی باشی یا ماهی گیر

قانون رودخانه عذاب کشیدن است

ماهی عذاب میکشد

ماهی گیر از آب میکشد !
 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید


باران | +Lily كاربر انجمن
elnaz 90 آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۳ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۰۸:۰۴ بعد از ظهر   #6 (لینک مستقیم)
کاربر فعال
 
bibi73 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

زندگي دفتري از خاطرهاست
يك نفر در دل شب
يك نفر در دل خاك
يك نفر همدم خوشبختي هاست
يك نفر همسفر سختي هاست
چشم تا باز كنيم عمرمان مي گذرد
ما همه همسفريم

.....................................

اول به نام عشق، دوم به نام تو، سوم به ياد مرگ. بر لوح شيشه اي قلبت بنويس: يا تو وعشق، يا من و مرگ
.....................................
گرمي دست هايت چيست كه دستهايم آنها را ميطلبد ؟ در آينه چشمهايم بنگر چه ميبيني؟ آيا ميبيني كه تو را ميبيند؟ صداي طپش قلبم را ميشنوي كه فرياد ميزند دوستت دارم؟ دوست ندارم كه بگويم دوستت دارم. دوست دارم كه بداني دوستت دارم!
..........................
بعضي ها گله دارند كه چرا؟ گل سرخ خار دارد... در اين فكرم كه چرا نمي گويند:عجب... اين بوته خار٫ گل سرخ دارد!!...
\.......................
از خدا پرسيدم دوست داريد بندگانتان چه بياموزند؟ گفت: "بياموزند كه آنها نمي توانند كسي را وادار كنند، عاشقشان باشد" "بياموزند كه انسانهايي هستند كه آنها را دوست دارند اما نمي دانند كه چگونه عشقشان را ابراز كنند..."
...............................









هنگام گذر از باغ گل سرخ، گل سرخی را به شدت غمگین دیدم،
علت را پرسیدم. ؟
گفت: دلم گرفته...
گفتم: از چه کسی؟
گفت: از یک دوست...
گفتم: کدام دوست؟
گفت: گل نیلوفر را می گویم...
کمی با دقت نگریستم و ساقه رونده نیلوفر را به دور ساقه آن دیدم.گفتم: چون نیلوفر به دور ساقه ات پیچیده و بالا رفته ناراحتی؟
گفت: نه، من خودم دستش را گرفتم تا بالا بیاید. اما همینکه قدش از من بلندتر شد، نرده های آهنی باغ را به من ترجیح داد و به دور آنها پیچید...
خیلی عصبانی شدم، چقدر از نیلوفر بدم آمده بود، ناخودآگاه کمر خم کردم تا نیلوفر قدرناشناس را از ریشه در بیاورم،..
اما ناگهان گل سرخ خاری به شدت در دستانم فرو کرد و گفت: شرط مهمان نوازی نبود، اما به هر حال نیلوفر دوست من است...!!
bibi73 آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
موضوع بسته شد

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
برای, خاطره, متنی, نوشتن

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
اینم مدل جدید پشت ماشین نوشتن azadehsunny جالب و خنده دار 4 ۱۷ آذر ۱۳۹۰ ۰۸:۲۷ قبل از ظهر
بوستان سعدی به صورت فایل ورد - متنی Doc Admin کتاب شعر 4 ۲۲ مهر ۱۳۹۰ ۰۶:۵۶ بعد از ظهر
گلستان سعدی به صورت فایل ورد - متنی Doc Admin جزوه ، تحقیق ، پروژه ، پایان نامه (ورد DOC) 0 ۲۲ بهمن ۱۳۸۸ ۰۴:۵۹ بعد از ظهر
مدل لباس ميشل اوباما، انگيزه نوشتن يك كتاب شد آنیتا متفرقه 9 ۲۸ آذر ۱۳۸۸ ۱۱:۴۹ بعد از ظهر
یک خاطره mms4dp متفرقه 7 ۸ مهر ۱۳۸۸ ۰۶:۱۳ بعد از ظهر


 

اکنون ساعت ۰۷:۵۷ بعد از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا