بازگشت   نودهشتیا > کتاب > تایپ کتاب > فراخوان تایپ

 تبلیغات 
اقامت و مهاجرت به بهترین کشورهای جهان وام 4 درصد خود اشتغالی
ارسال موضوع جدید  موضوع بسته شد
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۱۹ مهر ۱۳۹۰, ۰۵:۵۲ بعد از ظهر   #11 (لینک مستقیم)
کاربر ویژه
 
عیدی آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط Rooya_63 نمایش پست ها
سلام
2تا لطفا.
سلام عزیزم
74-75
http://up.98ia.com/images/iwo58wj34bbhhlrxgumw.jpg
مرسی



اشتـباه من این بـود،

عمـق رابطه مان آنقدر نبود که درون آن شـیرجه زدم

انصاف نبود،

رفتنت با خودت بود، فراموش کردنت با من!



عیدی آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۹ مهر ۱۳۹۰, ۰۵:۵۷ بعد از ظهر   #12 (لینک مستقیم)
کاربر فعال تایپ کتاب
 
miss.no1.2004 آواتار ها
 
miss.no1.2004 به AIM ارسال پیام miss.no1.2004 به Yahoo ارسال پیام
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

سلام
من امروز مثل بچه آدم اومدم خودم سهمم رو بگیرم برم . 20 تا لفطا
miss.no1.2004 آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۹ مهر ۱۳۹۰, ۰۵:۵۸ بعد از ظهر   #13 (لینک مستقیم)
کاربر ویژه
 
عیدی آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط miss.no1.2004 نمایش پست ها
سلام
من امروز مثل بچه آدم اومدم خودم سهمم رو بگیرم برم . 20 تا لفطا
دادم یه دور کهبازم بدم؟
عیدی آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۹ مهر ۱۳۹۰, ۰۶:۰۴ بعد از ظهر   #14 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
bani* آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

خیلی دلم میخواد زیاد بردارم ولی نمیتونم
پس فعلا 4تا بهم بدین



bani* آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۹ مهر ۱۳۹۰, ۰۶:۰۶ بعد از ظهر   #15 (لینک مستقیم)
کاربر ویژه
 
عیدی آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط bani* نمایش پست ها
خیلی دلم میخواد زیاد بردارم ولی نمیتونم
پس فعلا 4تا بهم بدین
فدای سرت گریه نداره که
76-79
http://up.98ia.com/images/9s3769e87snqryv7mzm.jpg
http://up.98ia.com/images/8qhl1fmlzgbgfpfnimx.jpg
مرسی
عیدی آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۹ مهر ۱۳۹۰, ۰۶:۰۶ بعد از ظهر   #16 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
pari_shaun آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

سلام لطفا به منم 10 صفحه بدید.



جـــــــــــــهــــــانــ ـم بـــی تـــــــــو الـــــــــف نـــــــدارد





آدم ها زود پشيمان ميشوند!
گـاهـي از گفـته هايشان، گـاهـي از نـگـفته هايشان
گاهي از گـفتن نگفتـني هايشان و
گاهــي هم از نگفتن گفتـنی هایشان






pari_shaun آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۹ مهر ۱۳۹۰, ۰۶:۰۸ بعد از ظهر   #17 (لینک مستقیم)
کاربر ویژه
 
عیدی آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط pari_shaun نمایش پست ها
سلام لطفا به منم 10 صفحه بدید.
سلام عزیزم
80-89
http://up.98ia.com/images/t2wp945bciqzd2umz8.jpg
http://up.98ia.com/images/vpbnzvibjz8kue9y21c.jpg
http://up.98ia.com/images/gxqkurd3txndatf2vrj.jpg
http://up.98ia.com/images/1q4a6e54oyrtxpwu76mi.jpg
http://up.98ia.com/images/2elcjxr9sdo4qou9no5.jpg
مرسی
عیدی آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۹ مهر ۱۳۹۰, ۰۶:۲۸ بعد از ظهر   #18 (لینک مستقیم)
کاربر فعال
 
~RoOoya~ آواتار ها
 
پست مفید  +4 امتیاز     
پیش فرض

74-75

نمی دونم چی ازش دیده بود که اون حرف رو به من زد......))
- ای بابا ! همچین می گی جانباز ، انگار یه دست و یه پا نداره ! همه اش چند تا ترکش ، نزدیک کلیه راستش خورده.....خودِ بنیادِ جانبازان همه اش بیست درصد حسابش کرده.))
سعیده زیر لب نجوا کرد:
- ((حالا جانبازی همچین افتخاری نیست که دارید سر درصدش چوونه می زنید!))
ناهید ، مستقیم به صاحب صدا زل زد ، سعیده سرش را پایین انداخته بود و با لبه ی بلوزش بازی می کرد:
- ((شاید زن عمو جان ، ولی من یک موی گندیده علیرضا را.......))
ناهید دیگر نتوانست ادامه دهد.پره های بینی اش ، هوا کم می آورد.نگاهی تند به اطراف انداخت.از کنار میز پایه کوتاه رد شد وبه سرعت از پله های انتهای اتاق بالا دوید.هادی ضربه ای آرام به پشت نیلوفر زد و گفت:
-((بلند شو خانم!باز هم شما باید بروی خواهرت را جفت و جور کنی!))
نیلوفر که از پله ها بالا می رفت ، صدای فخری خانم در اتاق پیچید:
- ((بفرمایید میوه!ناقابله ، بفرمایید !))
دو اتاق کوچک و بزرگ طبقه ی دوم درهای چوبی سرتاسری ، از هم جدا می کردند.نیلوفر از پشت شیشه های مشبک درها ، سایه ی سیاه رنگ در خود فرو رفته ای را تشخیص داد.لنگه ی در چوبی را جلو کشید و پا به درون اتاق کوچک گذاشت:
-(( ای وای ناهید ! باز که زانوی غم بغل کردی !))
وقتی سر ناهید از زانو بلند شد ، قطره اشکی جاری ، از کناره ی بینی اش رد شد.صدایش امواج باران زده را می مانست.
- ((چه کار کنم نیلوفر،چه قدر گوشه و کنایه بشنوم......دیگه علیرضا هم کمتر اینجا می آد،اونم غرور داره،می گه فامیلت از من خوششون نمی آد،منم دلم نمی خواد کسی با دیدن من زجر بکشه..........منم بهش میگم آخه علیرضا،من اگر تو رو نبینم،زجر می کشم!ولی به خرجش نمی ره که نمی ره......دیدی نیلوفر؟دیدی امروز هم نیومد؟!))
نیلوفر لبخندی زد.سرانگشتان ظریفش،صورت ناهید را مستقیم جلوی خودش گرفت:
-((پس بگو دردت چیه! اینکه چرا علیرضا امروز نیومده اینجا!....آخه دختر خوب،وقتی تلفن می کنه می گه مریض هستم،چه طوری بیاد اینجا؟))
ناهید دست خواهرش را پس زد و با بغضی کودکانه گفت:
-((از کجا معلوم که به خاطر رو برو نشدن با عمو و زن عمو نیامده باشه؟))
-((علیرضا آدمی نیست که بی جهت دروغ بگه.....ته صداش گرفته بود،سرفه هم می کرد،معلوم بود مریض شده.......حتما یک سرما خوردگی ساده است،خودتو ناراحت نکن.))
-((اما من اینطور فکر نمی کنم،چند وقتیه سرفه هاش بیشتر شده،گاهی هم وسط حرف زدن،نفسش می گیره،ولی با شوخی و خنده یک جوری،رفع و رجوع می کنه که من نفهمم،یک صدای خس خسی هم از سینه اش می آد......یک بار به شوخی بهش گفتم نکنه سیگاری شدی و از من قایم میکنی؟!))
ـ((علیرضا و سیگار؟خیلی بعیده!خب اون چی بهت گفت؟))
ـ((توی چشمام زل زد و گفت:بدتر از اون،معتاد هم شدم!))
-((معتاد شده؟!این دیگه از اون حرفاست!))
-((آره، یکی دیگه از اون حرف های قلمبه و سلمبه شه!گفت معتاد دود شدم،معتاد درد!))
-((ازش نپرسیدی منظورش چیه؟))
-((جوابم رو نداد.......اصلا همیشه همینطوریه......یک چیزی در وجود علیرضا هست که حس کردنش برای من سخته و شاید باور کردنش!))
~RoOoya~ آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۹ مهر ۱۳۹۰, ۰۷:۱۱ بعد از ظهر   #19 (لینک مستقیم)
مترجمین نودهشتیا
 
!@farimah آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

سلام !
یه عالمه تایپ دارم ! پس فعلاً 2 صفحه ... وقت داشتم بازم میام !
مرسی !
!@farimah آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۹ مهر ۱۳۹۰, ۰۷:۱۳ بعد از ظهر   #20 (لینک مستقیم)
همکار بازنشسته
 
Mina آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط !@farimah نمایش پست ها
سلام !
یه عالمه تایپ دارم ! پس فقط 2 صفحه ... وقت داشتم بازم میام !
مرسی !
مرسي
صفحه 90 و 91
http://up.98ia.com/images/7ix8qx3gfty8o6l4boi.jpg




نگران نبودنت نباش نفـــــرینــت نمیکنم!

همین که دیگرجایت در دعـــــاهــــــــایــــم خالیست ،برایت کافیست!
Mina آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
موضوع بسته شد

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
تايپ, تمام, رقص, فراخوان, ققنوس, ماندانا, مطیع, نود, هشتيا, گروهي

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
فراخوان تايپ گروهي نود و هشتيا | بازي تمام شد (شهره وكيلي) | تمام Mina فراخوان تایپ 249 ۲۹ آبان ۱۳۹۰ ۰۵:۴۸ بعد از ظهر
فراخوان تایپ گروهی آس و پاس ها | جورج اورول | تمام شد * Star فراخوان تایپ 85 ۸ مهر ۱۳۹۰ ۰۷:۵۹ بعد از ظهر
فراخوان تایپ گروهی نودوهشتیا | بعد از تو (ناهید سلیمانخانی) جلد 2 | تمام -ALI- فراخوان تایپ 191 ۳ شهريور ۱۳۹۰ ۱۲:۰۰ بعد از ظهر
اختتامیه جشنواره ققنوس /ققنوس فرصتی برای بازشناسی آثار هنری راهیان نور است مینا فرهنگی و هنری 0 ۳۰ تير ۱۳۹۰ ۰۲:۵۷ بعد از ظهر
رقص ققنوس | ماندانا مطیع (اسکن) farnaz58 کتابهای کامل شده ایرانی 28 ۲۱ اسفند ۱۳۸۹ ۰۳:۴۳ بعد از ظهر



Powered by vBulletin Version 3.8.3
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.

دانلود کتاب رايگان