| |||
| |||||||
![]() |
| | LinkBack | ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع | نحوه نمایش |
| | #11 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر ویژه ![]() تاریخ عضویت: فروردين ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : فروردين ۱۳۸۹ محل سکونت: تهران
نوشته ها: 5,295
(View Stats)
کتاب مورد علاقه : یاسمین حالت من : | پست معمولی : +2 امتیاز اشتـباه من این بـود، عمـق رابطه مان آنقدر نبود که درون آن شـیرجه زدم انصاف نبود، رفتنت با خودت بود، فراموش کردنت با من! ![]() | ||||||||
| |
| تشکر شده توسط : |
| | #12 (لینک مستقیم) |
| کاربر فعال تایپ کتاب ![]() حالت من : | پست معمولی : +2 امتیاز سلام من امروز مثل بچه آدم اومدم خودم سهمم رو بگیرم برم . 20 تا لفطا |
| |
| تشکر شده توسط : |
| | #13 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر ویژه ![]() تاریخ عضویت: فروردين ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : فروردين ۱۳۸۹ محل سکونت: تهران
نوشته ها: 5,295
(View Stats)
کتاب مورد علاقه : یاسمین حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز | ||||||||
| |
| تشکر شده توسط : |
| | #14 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر نیمه فعال ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : ارديبهشت ۱۳۹۰ محل سکونت: ........
نوشته ها: 393
(View Stats)
تشکرها: 1,954
تشکر شده 4,498 بار در 794 پست
کتاب مورد علاقه : دیوان حافظ حالت من : | پست معمولی : +2 امتیاز خیلی دلم میخواد زیاد بردارم ولی نمیتونم ![]() پس فعلا 4تا بهم بدین ![]() | ||||||||
| |
| تشکر شده توسط : |
| | #15 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر ویژه ![]() تاریخ عضویت: فروردين ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : فروردين ۱۳۸۹ محل سکونت: تهران
نوشته ها: 5,295
(View Stats)
کتاب مورد علاقه : یاسمین حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز فدای سرت گریه نداره که ![]() 76-79 http://up.98ia.com/images/9s3769e87snqryv7mzm.jpg http://up.98ia.com/images/8qhl1fmlzgbgfpfnimx.jpg مرسی | ||||||||
| |
| تشکر شده توسط : |
| | #16 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر نیمه حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : مرداد ۱۳۹۰ محل سکونت: پاریس کوچولو
نوشته ها: 752
(View Stats)
کتاب مورد علاقه : پدر آن دیگری | پست معمولی : +2 امتیاز سلام لطفا به منم 10 صفحه بدید. جـــــــــــــهــــــانــ ـم بـــی تـــــــــو الـــــــــف نـــــــدارد گـاهـي از گفـته هايشان، گـاهـي از نـگـفته هايشان گاهي از گـفتن نگفتـني هايشان و گاهــي هم از نگفتن گفتـنی هایشان ![]() برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید | ||||||||
| |
| تشکر شده توسط : |
| | #17 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر ویژه ![]() تاریخ عضویت: فروردين ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : فروردين ۱۳۸۹ محل سکونت: تهران
نوشته ها: 5,295
(View Stats)
کتاب مورد علاقه : یاسمین حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز | ||||||||
| |
| تشکر شده توسط : |
| | #18 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر فعال ![]() تاریخ عضویت: خرداد ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : خرداد ۱۳۹۰ محل سکونت: جهان سوم
نوشته ها: 501
(View Stats)
تشکرها: 4,116
تشکر شده 3,300 بار در 563 پست
کتاب مورد علاقه : کتاب درسی | پست مفید : +4 امتیاز 74-75 نمی دونم چی ازش دیده بود که اون حرف رو به من زد......)) - ای بابا ! همچین می گی جانباز ، انگار یه دست و یه پا نداره ! همه اش چند تا ترکش ، نزدیک کلیه راستش خورده.....خودِ بنیادِ جانبازان همه اش بیست درصد حسابش کرده.)) سعیده زیر لب نجوا کرد: - ((حالا جانبازی همچین افتخاری نیست که دارید سر درصدش چوونه می زنید!)) ناهید ، مستقیم به صاحب صدا زل زد ، سعیده سرش را پایین انداخته بود و با لبه ی بلوزش بازی می کرد: - ((شاید زن عمو جان ، ولی من یک موی گندیده علیرضا را.......)) ناهید دیگر نتوانست ادامه دهد.پره های بینی اش ، هوا کم می آورد.نگاهی تند به اطراف انداخت.از کنار میز پایه کوتاه رد شد وبه سرعت از پله های انتهای اتاق بالا دوید.هادی ضربه ای آرام به پشت نیلوفر زد و گفت: -((بلند شو خانم!باز هم شما باید بروی خواهرت را جفت و جور کنی!)) نیلوفر که از پله ها بالا می رفت ، صدای فخری خانم در اتاق پیچید: - ((بفرمایید میوه!ناقابله ، بفرمایید !)) دو اتاق کوچک و بزرگ طبقه ی دوم درهای چوبی سرتاسری ، از هم جدا می کردند.نیلوفر از پشت شیشه های مشبک درها ، سایه ی سیاه رنگ در خود فرو رفته ای را تشخیص داد.لنگه ی در چوبی را جلو کشید و پا به درون اتاق کوچک گذاشت: -(( ای وای ناهید ! باز که زانوی غم بغل کردی !)) وقتی سر ناهید از زانو بلند شد ، قطره اشکی جاری ، از کناره ی بینی اش رد شد.صدایش امواج باران زده را می مانست. - ((چه کار کنم نیلوفر،چه قدر گوشه و کنایه بشنوم......دیگه علیرضا هم کمتر اینجا می آد،اونم غرور داره،می گه فامیلت از من خوششون نمی آد،منم دلم نمی خواد کسی با دیدن من زجر بکشه..........منم بهش میگم آخه علیرضا،من اگر تو رو نبینم،زجر می کشم!ولی به خرجش نمی ره که نمی ره......دیدی نیلوفر؟دیدی امروز هم نیومد؟!)) نیلوفر لبخندی زد.سرانگشتان ظریفش،صورت ناهید را مستقیم جلوی خودش گرفت: -((پس بگو دردت چیه! اینکه چرا علیرضا امروز نیومده اینجا!....آخه دختر خوب،وقتی تلفن می کنه می گه مریض هستم،چه طوری بیاد اینجا؟)) ناهید دست خواهرش را پس زد و با بغضی کودکانه گفت: -((از کجا معلوم که به خاطر رو برو نشدن با عمو و زن عمو نیامده باشه؟)) -((علیرضا آدمی نیست که بی جهت دروغ بگه.....ته صداش گرفته بود،سرفه هم می کرد،معلوم بود مریض شده.......حتما یک سرما خوردگی ساده است،خودتو ناراحت نکن.)) -((اما من اینطور فکر نمی کنم،چند وقتیه سرفه هاش بیشتر شده،گاهی هم وسط حرف زدن،نفسش می گیره،ولی با شوخی و خنده یک جوری،رفع و رجوع می کنه که من نفهمم،یک صدای خس خسی هم از سینه اش می آد......یک بار به شوخی بهش گفتم نکنه سیگاری شدی و از من قایم میکنی؟!)) ـ((علیرضا و سیگار؟خیلی بعیده!خب اون چی بهت گفت؟)) ـ((توی چشمام زل زد و گفت:بدتر از اون،معتاد هم شدم!)) -((معتاد شده؟!این دیگه از اون حرفاست!)) -((آره، یکی دیگه از اون حرف های قلمبه و سلمبه شه!گفت معتاد دود شدم،معتاد درد!)) -((ازش نپرسیدی منظورش چیه؟)) -((جوابم رو نداد.......اصلا همیشه همینطوریه......یک چیزی در وجود علیرضا هست که حس کردنش برای من سخته و شاید باور کردنش!)) | ||||||||
| |
| تشکر شده توسط : |
| | #19 (لینک مستقیم) | ||||||||
| مترجمین نودهشتیا ![]() تاریخ عضویت: تير ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : تير ۱۳۹۰ محل سکونت: تهران
نوشته ها: 792
(View Stats)
تشکرها: 8,142
تشکر شده 9,339 بار در 869 پست
کتاب مورد علاقه : بر باد رفته حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز سلام ! یه عالمه تایپ دارم ! پس فعلاً 2 صفحه ... وقت داشتم بازم میام ! مرسی ! | ||||||||
| |
| تشکر شده توسط : |
| | #20 (لینک مستقیم) | |||||||||
| همکار بازنشسته ![]() تاریخ عضویت: خرداد ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : خرداد ۱۳۸۸
نوشته ها: 9,369
(View Stats)
تشکرها: 67,711
تشکر شده 146,754 بار در 14,732 پست
کتاب مورد علاقه : مریم ریاحی حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز نقل قول:
![]() صفحه 90 و 91 http://up.98ia.com/images/7ix8qx3gfty8o6l4boi.jpg
| |||||||||
| |
| تشکر شده توسط : |
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| تايپ, تمام, رقص, فراخوان, ققنوس, ماندانا, مطیع, نود, هشتيا, گروهي |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
| |
موضوعات مشابه | ||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| فراخوان تايپ گروهي نود و هشتيا | بازي تمام شد (شهره وكيلي) | تمام | Mina | فراخوان تایپ | 249 | ۲۹ آبان ۱۳۹۰ ۰۵:۴۸ بعد از ظهر |
| فراخوان تایپ گروهی آس و پاس ها | جورج اورول | تمام شد | * Star | فراخوان تایپ | 85 | ۸ مهر ۱۳۹۰ ۰۷:۵۹ بعد از ظهر |
| فراخوان تایپ گروهی نودوهشتیا | بعد از تو (ناهید سلیمانخانی) جلد 2 | تمام | -ALI- | فراخوان تایپ | 191 | ۳ شهريور ۱۳۹۰ ۱۲:۰۰ بعد از ظهر |
| اختتامیه جشنواره ققنوس /ققنوس فرصتی برای بازشناسی آثار هنری راهیان نور است | مینا | فرهنگی و هنری | 0 | ۳۰ تير ۱۳۹۰ ۰۲:۵۷ بعد از ظهر |
| رقص ققنوس | ماندانا مطیع (اسکن) | farnaz58 | کتابهای کامل شده ایرانی | 28 | ۲۱ اسفند ۱۳۸۹ ۰۳:۴۳ بعد از ظهر |