| |||
| | #1 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۸۷ تاریخ عضویت : بهمن ۱۳۸۷ محل سکونت : ایران
نوشته ها: 4,709
تشکرها: 15,645
تشکر شده 50,831 بار در 5,518 پست
کتاب مورد علاقه : دالان بهشت | پست بسیار مفید : +38 امتیاز سلام کلا برآورد تاپیکها ،تعدادی سوال شد که به ترتیب پاسخهاش را میگذارم : اولین سوال درارتباط با کار بعدیشون تاریخ چاپ و نامش بود؟ ج درحال نوشتن هستم چیزی حدود 300ص نوشته شده و 300 ص دیگه باقی مونده البته هر300 صفحه که برای تایپ میره به 150 ص کتاب تبدیل میشه نام اثر تا الات و باد همچنان می وزد و تاریخ انتشارش نمایشگاه کتاب سال 1391 س در رابطه با پایان رمانهای همخونه و کسی می آید و همینطور نظراتی که مبنی برادامه داستان بود و یا معتقد بودند که کتابها نصفه به پایان رسیده یا منتظر جلد دوم یا حتی دوصفحه ادامه داستان هستند اینطور پاسخ دادند؟ ج من همیشه سعی کردم داستانهام را در نقطه اوج بپایان برسونم این فکر منه من میخواستم که اینجا کتاب تموم بشه اگر ادامه پیدا میکرد میخواستم چی بگم مثلا شهاب و یلدا رفتن رستوران غذاخوردن بعدش چی ازدواج کردند خوب من تا جایی داستان را ادامه میدم که شخصیتها منو میبرند من اصلا نمیتونستم تصور کنم با شخصیتی که شهاب داره در زندگی مشترک چطور عمل می کنه یا وقتی عصبی میشه چه برخوردهای انجام میده بعلاوه اینکه من وقتی رمانی را شروع به نوشتن می کنم به پایان اون هم فکر می کنم این پایان در چند خط در ذهنم نوشته میشه که در حقیقت پس از شروع پایان هم مشخصه مثل رمان کسی می آید که عاشورا شروع میشه و عاشورا هم بپایان میرسه و این نشون دهنده اینه که یکسال این جریانات طول کشید . س در رابطه با حذفیات آثارشون ؟ ج هم رمان همخونه هم رمان کسی می آید نزدیک به 25 صفحه حذف شده داره که در رمان همخونه مربوط جریان عروسی و برخوردهای شهاب و یلداست شاید یکی از دلایلی که خواننده انتظار ادامه داستان را حتی برای چند صفحه داره این حذفیات باشه. س در رابطه با شخصیت حسام در رمان کسی می آید ؟ ج آدمها هیچکدام بی عیب نیستند یکی میتونه مذهبی باشه و کینه ای هم باشه صرفا مذهبی بودن دلیل براین نیست که صفات بد اخلاقی دیگه را نداشته باشه . س در رابطه با برخورد خشن شهاب و اینکه پایان ماجرا لب ولوچه عروس زخمی میشه و این مغایر با جوانمردی است ؟ ج من دارم شخصیت غیر منطقی شهاب را بتصویر میکشم این آدمو یلدا پسندیده ولی دلیل نمیه همه بپسندن شهاب اشتباه زیاد داره و طبیعی که آخرش هم اشتباه کنه اگر همه خوبیها در یک نفر جمع بشه خیلی غیر واقعیه . س درباره شخصیت کسری در کسی میآید و اینکه این ادم خیلی بی منطقه ؟ ج ازدید ایشون بی منطق یعنی چی ؟!!!خیلیا مثل کسری هستند و هر روز خیلی از خانما هم جذبشون میشن یه ماشین زیر پاشونه - خوب صحبت می کنند- خوش تیپ میگردن، مثل این افراد در جامعه ما کم نیست و خانمها هم چنین شخصیتهایی را دوست دارند . س درباره سوالی که گفته بود من عاشق رمان کسی می اید هستم ؟ ج این رمان به سفارش انتشارات محترم پرسمان و مدیریت انتشارات برای سنین دبیرستان نگارش در آمده . س در باره رمان بی ستاره و اینکه میشد بهش بیشتر پرداخته بشه ؟ ج این رمان نثر خاصی داره و پراز صنایع ایهام و آرایه های ادبیه و چنین نثری نمیتونه پر حجم باشه و برای خواننده خسته کننده میشه در همین حد کافیه . س درباره نظری که بی ستاره را پیشرفت ایشون در نویسندگی میدونه ؟ ج منم موافقم معلومه این خواننده نگاه عمیقی داره . س دررابطه با سوالی که آیا چنین پسری با این خصوصیات پیدا میشه که پاروی تمایلاتش بذاره و آبرو و آینده دختر براش مهم باشه ؟ ج من فکر می کنم هست اگر پسری معتقد باشه اینطور رفتار میکنه . س رمانه همخونه براساس تخیل شما بوده ؟ ج بله و نه س در رمان همخونه ایا فرناز و کامبیز باهم ازدواج کردند ؟ ج اگر دوست دارید بله ازدواج کردند . س آیا ر فیسبوک عضو هستید و یا قصد عضویت دارید؟ ج خیر در فیسبوک عضو نیستم و تمایلی هم به عضویت ندارم . س کاربرای نودهشتیا از شما برای عضویت در انجمنشون دعوت کردند و خوشحال میشن شما در جمعشان باشید ؟ ان شاءالله در اینده با تشکر از خان مریم ریاحی برای وقتی که به ما دادند ،همچنین قول دادند تا در فصل زمستان هم فرصتی در اختیار ما قرار دهند . من نبايدچيزى باشم که تو ميخواهى،من را خودم ازخودم ساخته ام.منى که من از خود ساخته ام، آمال من است. تويى که تو از من ميسازى آرزوهايت و يا کمبودهايت هستند. لياقت انسانها کيفيت زندگى را تعيين ميکند، نه آرزوهايشان. و من متعهد نيستم که چيزى باشم که تو ميخواهى ولى نميتوانى انتخاب کنى که از من چه ميخواهى. ميتوانى دوستم داشته باشى، همين گونه که هستم و من هم. ميتوانى از من متنفر باشى بى هيچ دليلى و من هم. چرا که ما هر دو انسانيم. ویرایش توسط sama33 : ۸ مهر ۱۳۹۰ در ساعت ۰۲:۴۹ بعد از ظهر | ||||||||
| | |
| تبلیغات | |
| | |
| | #2 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر فعال فرهنگ و هنر ![]() تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : مرداد ۱۳۸۸
نوشته ها: 11,221
تشکرها: 5,385
تشکر شده 26,189 بار در 7,236 پست
حالت من : | پست مفید : +3 امتیاز واااااای چقدر دلم تنگ شده واسه قلم خانوم ریاحی مصاحبه رو که خوندم دلم خواست بشینم باز کتاباشونو برای صدمین بار بخونم مرسی نیازی به انتقام نیست فقط منتظر بمان ... آنها که آزارت می دهند ... سرانجام به خود آسیب می زنند ... و اگر بخت مدد کند | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #3 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر فعال ![]() تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : بهمن ۱۳۸۹
نوشته ها: 692
تشکرها: 6,561
تشکر شده 4,113 بار در 1,395 پست
حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز گفتگوی جالبی بود مرسی و چه احساس قشنگیست که در خلوت خود یاد یک دوست تو را غرق تماشا سازد . | ||||||||
| | |
| | #4 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر متوسط ![]() تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۸۷ تاریخ عضویت : بهمن ۱۳۸۷ محل سکونت : بهشت هشتم
نوشته ها: 218
تشکرها: 8,329
تشکر شده 895 بار در 297 پست
کتاب مورد علاقه : کتابای عرفانی و فلسفی حالت من : | پست بسیار مفید : +6 امتیاز خیلی جالب بود عزیزم ولی یه پیشنهاد،میشه به خانوم ریاحی بگین اون 50 صفحه ی همخونه و کسی می آید رو بزارن توی سایت؟؟؟خیلی دوست دارم ببینم چی ما رو اینقدر سردرگم کرده ![]() تنها نه من به درد غمش مبتلا شدم بر هر که بنگری به همین درد مبتلاست ماهی اسم دختره ![]() خیلی هم قشنـــــگه ![]() دوستشــــــــــــــــــم دارم ![]() | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #5 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : مرداد ۱۳۸۹ محل سکونت : زیر آسمون این شهر
نوشته ها: 2,379
تشکرها: 22,482
تشکر شده 14,262 بار در 3,462 پست
کتاب مورد علاقه : پدر آن دیگری حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز دلم میخاد دوباره همخونه بخونم..الهی..مرسی دقت کردی؟! چند روزی ست چهره ی زیبایت چیزی کم دارد! چیزی مثل... کمی لبخند!!! برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید | ||||||||
| | |
| | #6 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۸۷ تاریخ عضویت : بهمن ۱۳۸۷ محل سکونت : ایران
نوشته ها: 4,709
تشکرها: 15,645
تشکر شده 50,831 بار در 5,518 پست
کتاب مورد علاقه : دالان بهشت | پست مفید : +3 امتیاز | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #7 (لینک مستقیم) | |||||||||
| کاربر فعال ![]() تاریخ عضویت: خرداد ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : خرداد ۱۳۹۰ محل سکونت : توهرقلبی که دوسم داره-
نوشته ها: 556
تشکرها: 10,743
تشکر شده 12,944 بار در 1,367 پست
کتاب مورد علاقه : استفنی میر/جين استين حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز نقل قول:
حیف شد ![]() ![]() ![]() ![]() ابي ارامش/متروپليس http://www.forum.98ia.com/t420614.html می دانی..؟ آدم های ِ ساده.. ساده هم عاشق می شوند.. ساده صبوری می کنند.. ساده عشق می وَرزَند.. ساده می مانند.. اما سَخت دِل می کنند.. آن وقت که دل ِ می کنند.. جان می دَهند.. سخت میشکنند.. سخت فراموش میکنند.. آدم های ِ ساده….. برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید | |||||||||
| | |
| | #8 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر متوسط ![]() تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۸۷ تاریخ عضویت : بهمن ۱۳۸۷ محل سکونت : بهشت هشتم
نوشته ها: 218
تشکرها: 8,329
تشکر شده 895 بار در 297 پست
کتاب مورد علاقه : کتابای عرفانی و فلسفی حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #9 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: شهريور ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : شهريور ۱۳۹۰
نوشته ها: 1,343
تشکرها: 7,912
تشکر شده 4,994 بار در 1,556 پست
کتاب مورد علاقه : برباد رفته حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز ای کاش خانم ریاحی حذفیاتو می ذاشت رو سایت چون این جوری انگار کتاب یه چیزی کم داره من فک کنم برم برای بار هزارم همخونه رو بخونم | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #10 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر نیمه حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: تير ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : تير ۱۳۹۰ محل سکونت : دم در بده بفرما تووو!
نوشته ها: 959
تشکرها: 4,101
تشکر شده 6,444 بار در 1,988 پست
کتاب مورد علاقه : نمیشه گفت..! حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز خسته نباشی سما جان عالی بود ولی کاشکی همخونه رو ادامه میدادند کـــــــــم رنگ میــــــــــــشویم ![]() ![]() | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| با, ریاحی, مریم, مصاحبه |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
| |
موضوعات مشابه | ||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| کسی می آید | مریم ریاحی | معرفی و نقد کتاب | Qeen | ایرانی | 243 | ۱۷ اسفند ۱۳۹۱ ۱۰:۴۰ بعد از ظهر |