ارسال پاداش نقدی برای کاربر
شما در حال حمایت به صورت مهمان هستید.
مبلغ مورد نظر خود را انتخاب کنید
1000 تومان
2000 تومان
4000 تومان
6000 تومان
8000 تومان
9000 تومان
10000 تومان
مبالغ دیگر
و یا مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید
واریز آنلاین از طریق کارت های عضو شتاب
بیوگرافی و مصاحبه از فاطمه مقیمی | ثروتمندترین زن ایران
bamilo

asiatech



نودهشتیا
فید آر اس اس
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3
  1. Top | #1

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    نوشته ها
    6,790
    میانگین پست در روز
    3.64
    محل سکونت
    زیر سقف این دنیا
    تشکر از کاربر
    14,440
    تشکر شده 127,204 در 7,285 پست
    اندازه فونت

    Smile بیوگرافی و مصاحبه از فاطمه مقیمی | ثروتمندترین زن ایران

    مصاحبه خواندنی با ثروتمندترین زن ایران


    ثروت مندترین زن ایرانی- فاطمه مقیمی


    چندی پیش در سایتهای خبری فهرستی از میلیاردرهای ایرانی منتشر شد؛ فهرستی که سی ثروتمند ایرانی را به همه معرفی میکرد. در این فهرست سی نفره تنها نام یک زن به چشم میخورد؛ سیده فاطمه مقیمی۵۲ ساله.
    او در این فهرست با یک رتبه پائینتر از اسدالله عسگر اولادی هشتمین میلیاردر ایرانی و ثروتمندترین زن ایران معرفی شده بود.
    او رئیس یک شرکت حملونقل بینالمللی و رئیس شورای بانوان بازرگان، اتاق بازرگانی تهران است. سمتهای دیگری هم دارد و چند سالی هم در انجمن زنان مدیر کار آفرین فعال بوده است. اما بیش از همه این سمتهایش خود را یک کار آفرین میداند.
    او از تبعات اعلام میلیاردر اعلام شدنش سخن میگوید و از تماسهایی که بعد از انتشار این فهرست با او گرفته شده تا برخی از دوستانش که بعد از اعلام این خبر برای همیشه ارتباط شان را با او قطع کردهاند:
    خانم مقیمی بالا خره جزو ۱۰ میلیونر ایرانی بودید یا ۱۰ میلیاردر ایرانی؟ خبرهای ضد و نقیضی در این باره منتشر شده است؟
    من فکر میکنم میلیون عدد پائینی است و دیگر بیشتر اقشار جامعه یک میلیون تومان را دارند و بنابراین همه میلیونرند. اما درباره میلیاردر بودن، با توجه به اینکه هر کدام مان بیست سی سال است کار میکنیم و حداقل یک آپارتمان صد و پنجاه متری وسط شهر داریم که ارزش آن بر اساس محاسبات بازار حدود یک میلیارد هست. پس همه مان در این رده میلیاردر هستیم.اما آن فهرستی که منتشر شد بحث دیگری بود که به میان آورده شد.

    چه بحثی؟فکر میکنم هدف از انتشار این فهرست آن بود که میخواستند قبح اینکه افراد میلیاردر بودنشان را پنهان میکنند، بشکنند. یعنی شما ثروتمند بودنتان را پنهان نمیکنید و برای همین است که در این فهرست قرار گرفتهاید؟
    خیر- همه کسانی که در این فهرست قرار گرفتهاند فارغ از هر چیزی اعضای هیات نمایندگان اتاق بازرگانی هستند. یعنی هر ۳۰ نفر عضو اتاق اند و حتی یک نفر هم خارج از این اعضا در این فهرست معرفی نشدند.
    به هر حال ملاکی برای انتخاب شما وجود داشته است و گرنه عضویت شما در اتاق بازرگانی به تنهایی که نمیتواند ملاک انتخاب تان به عنوان ثروتمندترین زن ایران قرار گرفته باشد؟
    این موضوع و ارائه این فهرست کلا دوجنبه داشت اینکه از یک طرف خواسته بودند با انتشار آن افراد را خراب کنند. در قسمت ابتدای این فهرست از ثروتمندان بدگویی کرده بودند و بعد اضافه کرده بودند چون این افراد مالیات پرداخت میکنند و بر اساس میزان مالیاتی پرداختیشان طبقه بندی شدهاند.
    یعنی پرداخت مالیات ملاک میلیاردر بودن افراد شمرده شده بود؟
    نه من گفتم از پرداخت مالیات در این فهرست به عنوان یک گزینه مثبت حرف زده و گفتهاند آدمهایی به این شرح مالیات هم میپردازند یعنی از دوبعد مثبت و منفی فهرستی را تنظیم و اعلام کردهاند.
    آن طور که من این فهرست را دیدم در کل نگاه منفی در آن وجود نداشت و فقط سی نفر از میلیاردرهای ایرانی را معرفی کرده بود. چرا فکر میکنید با انتشار آن خواسته بودند افرادی را خراب کنند ؟ شما از اینکه در این فهرست به عنوان یکی از ثروتمندان ایران معرفی شدهاید حس خوبی ندارید؟
    نه منفی نبود. آن فهرست نگاه جامعه را به نوعی انعکاس داده بود و اینکه جامعه به ثروتمندان دید خوبی ندارد. اما من اصلا فکر نمیکنم پدیده ثروتمند یا میلیاردر بودن منفی است. اما خیلیها همان بخش ابتدایی این فهرست و توضیحی که درباره منش ثروتمندان داده بود را گرفتند و برداشت منفی کردند.

    مگر ثروتمندان چه منشی دارند؟ آیا آنطور که فیلمها نشان میدهند واقعا پولدارها آدمهای بدجنس و فقرا آدمهای مهربانی هستند؟
    صرف ثروتمند یا فقیر بودن افراد هیچچیزی را دربارهشان نشان نمیدهد. هیچ وقت نمیتوان گفت که حتما فقرا آدمهای مهربان و پولدارها انسانهای خبیثیاند. اینها کلیشه و کاملا اشتباهند. ثروت هم فقط یک فاکتور است، چه بسا که آن آدم ثروتمند آنقدر خوب بوده که خدا به کار و زندگیاش برکت داده است. من اصلا فکر نمیکنم که انسانها باید ثروتشان را پنهان کنند. نمیدانم چرا در جامعه ما این پدیده آنقدر رواج یافته که به هرکس که میرسی از نداری مینالد.مثلا وقتی از کسی پانصد تومان قرض میخواهی محال است نگوید کاش زودتر گفته بودی تا چند ساعت قبل داشتم اما حالا ندارم.یعنی همه انگار از واقعیت فرار میکنیم. کسی که کار میکند و مالیاتش را میپردازد و درآمد خوبی دارد چرا باید درآمد و ثروتش را انکار کند. اصلا پولدار بودن در دین اسلام هم تقبیح نشده است مگر تعدادی از امامان ما پولدار نبودند و کار اقتصادی نمیکردند.
    پس با توجه به این صحبتهایی که مطرح کردید این فهرست را حقیقی میدانید؟چون ابتدای بحث نسبت به صحت آن ابراز تردید کردید و گفتید دقیقا ملاک انتخاب افراد را نمیدانید؟ پس با توجه به این صحبتها و اینکه تنها زن این فهرست سی نفره بودید میپذیرید که ثروتمندترین زن ایرانی هستید؟
    نه من این فهرست را واقعی نمیدانم.
    پس هشتمین میلیاردر ایرانی شما نیستید؟و ثروتمندترین زن ایران؟
    خیر من هشتمین میلیاردر ایران نیستم و اساسا فهرست را هم واقعی نمیدانم بجز من هم خیلی از دوستانی که در این فهرست هستند اصلا در رده میلیاردر به آن معنا مطرح نیستند. بیشتر این افراد آدمهای مدیر، مدبر و زحمتکشی هستند اما به نظرم در حقشان کم لطفی شده است. آنها به غلط به عنوان میلیاردر معرفی شدهاند و زندگیشان تحت تاثیر این فهرست غیر واقعی قرار گرفته است.
    شما هم همین طور بودید یعنی پس از اعلام این فهرست زندگیتان تحت تاثیر قرار گرفت؟
    بله. همین الان اگر ایمیلم را به شما نشان دهم پر است از در خواست وام و کمک مالی. تعدادی از ایمیلهایی که برایم آمده است را نگه داشتهام، تلفنها را که نتوانستم ضبط کنم.
    چه کسانی و از چه قشرهایی از شما درخواست کمک کردند؟
    کسانی که قصد ازدواج داشته تا افرادی که قصد راهاندازی کسب و کار داشتند در این مدت با من تماس گرفتند. یعنی هر کس که به هر دلیلی به پول احتیاج داشت در این مدت با من تماس گرفت.
    شما چه جوابی به آنها میدادید؟
    من تقریبا پاسخ همه را دادم یعنی هیچ تماسی را نافرجام نگذاشتم حتی وقتی به دفترم زنگ زدند در اوج کار سعی کردم پاسخگویشان باشم.
    به آنها کمک مالی هم کردید؟
    خیر.
    پس چه پاسخی به آنها دادید؟
    به من میگفتند چون خیلی میلیاردر هستید به ما کمک کنید و من جواب میدادم من میلیاردر نیستم. ولی اگر فکر میکنید در جایگاهی که هستم میتوانم کمک کنم در خدمتم. بارها در این مدت برای افراد مختلف توضیح دادم که اگر فکر میکنید من صدها میلیارد تومان پول دارم اشتباه میکنید من نمیتوانم چکهایتان را پاس کنم.
    یعنی مردم برای پاس کردن چکهای برگشتیشان هم با شما تماس میگرفتند؟
    بله و من پاسخ میدادم چنین توانایی ندارم.ولی راهنماییشان میکردم مثلا به کسی که قصد راه انداختن کاری جدید را داشت گفتم حاضرم مشاوره بدهم و کمکت کنم و این کار را هم کردم. حتی یک بار پزشکی برایم ایمیل فرستاد و از من خواست که برای تحقیقات پزشکی که قصد دارد دور دنیا انجام دهد کمکش کنم.
    کمکش نکردید؟ چون همانطور که میدانید در همه جای دنیا افراد ثروتمند در کارهای عامالمنفعه شرکت دارند و حتی در مواردی این گونه که برای همه مردم منافع مشترک به دنبال دارد سرمایهگذاری میکنند اما این موضوع در ایران چندان عرف نیست؟
    به هیچ عنوان با این کمکها مخالف نیستم و مطمئن باشید اگر چنین ثروتی داشتم حتما کمک میکردم و همین الان هم در سطح خودم چنین فعالیتهایی انجام میدهم.
    چه فعالیتهایی؟
    من به عنوان یک ایرانی مسلمان مثل خیلیهای دیگر عادت کمک به دیگران را دارم و اگر توانایی مالیام افرایش یابد قطعا این کمکها را نیز افزایش خواهم داد و هیچ بحثی در آن ندارم اما به همه کسانی که تماس میگرفتند هم میگفتم که من آن سوپر میلیاردری که فکر میکنید نیستم.
    می دانید این فهرست سی نفره از سوی چه نهاد یا سازمانی تنظیم و انتشار داده شد؟
    نه اصلا هم پیگیرش نشدم. چون کلا نگاه مثبت به موضوعات دارم فکر کردم حتما نیت تنظیمکننده آن خیر بوده است.شاید نتیجهاش هم همین بود که الان با شما صحبت میکنم و این موضوع را به همه میگویم یا به چند نفر با حرفهایم توانستم کمک کنم.
    درباره فهرست و چگونگی صحت و سقم آن هم برای کسانی که زنگ میزدند توضیح دادید؟
    بله وقتی میپرسیدند توضیح میدادم. مثلا یکی از من میخواست در معامله تجاری شریک مالیاش شوم.حتی یک نفر از من خواست شرایط تحصیلاش در کانادا را فراهم کنم یعنی کارهای اقامتش را انجام دهم تا او هم بعدا در ازای این کمک برای من کار کند یعنی طیف متفاوتی از درخواستهای کمک را دریافت کردم که مجبورمی شدم در قبال هر یک توضیحی بدهم.


    این تماسها شما را ناراحت میکرد؟
    نه ! واقعا نه. چون احساس میکردم خیلیها اعتقادی زنگ میزنند و قصد سواستفاده یا نیت بدی ندارند.یک نفر از حرم امام رضا زنگ زد و گفت خوابت را دیدهام و حتی پشت تلفن هق هق گریه میکرد، هنوز هم وقتی یادش میافتم واقعا متاثر میشوم.این آدم بعد از صحبت با من گفت آنقدر انرژی گرفتهام که انگار همه خواستههایم را اجابت کردهای و توانستهای با ایدههایت راه را به من نشان دهی. خیی اوقات با این کمکها میتوان مشکلات افراد را حل کرد.
    شما خودتان را یک آدم ثروتمند میدانید؟
    من از محبت و عشق خیلی ثروتمندم.
    از نظر مادی چطور؟ بالاخره شما صاحب یک شرکت حملونقل بینالمللی هستید؟
    اولا اینکه یک آدم میتواند با هزار تومان احساس ثروتمندی کند و آدم دیگر با میلیاردها تومان چنین حسی نداشته باشد و احساس فقر کند. بنابر این تو هرگز نمیتوانی از من چنین سوالی بپرسی و پاسخت را بگیری. اما اگر از نظر صفرها بپرسی من یک زندگی عادی دارم. مثلا اگر امروز اراده کنم ماشینم را عوض کنم شاید نتوانم این کار را کنم. ولی چیزهایی را که دارم دربارهاش حرف میزنم و از کسی هم چیزی را پنهان نمیکنم. بعد از ۳۰ سال کار کردن این طبیعی است که من و همسرم که وارث میراث پدریمان هم بودهایم ثروتی اندوخته باشیم. ولی اضافه بر همه اینها زمانی میتوانی بگویی چه کسی از دیگری پولدارتر است که همه خود اظهاری درباره اموالشان کنند، در این صورت امکان مقایسه فراهم میشود.
    در این فهرست آقای عسگر اولادی از نظر ثروت بالاتر از شما و محمد مهدی رئیس زاده پائینتر از شما قرار گرفتهاند؟ با توجه به این نکتهای که گفتید میدانید تفاوت ثروت شما با نفر بالایی و پائینیتان چقدر است؟
    نه من چه میدانم. به دلیل اینکه هیچ وقت تاکنون اظهاری در این باره نکردهاند. البته آقای عسگر اولادی از معدود آدمهایی است که خیلی صادقانه و راحت درباره ثروتشان سخن میگوید، ولی در مورد همین آدم هم که درباره این موضوع صحبت میکند من دقیقا نمیدانم فاصلهام با ایشان در این فهرست چگونه ردهبندی شده است.
    بعد از اعلام این فهرست در رفتار اطرافیان تان هم تغییری احساس کردید؟منظورم نزدیکان و دوستانتان است؟
    بله تغییر مشخص دیدم. حتی دو سه نفری که فکر میکردم به من نزدیکند رسما با من برخورد کردند.
    چه برخوردی؟
    مثلا به من گفتند تو فکر میکردی ما احمق بودیم و نمیفهمیدیم. تو تمام این مدت از ما ثروتت را پنهان میکردی مردم که بیهوده از این حرفها نمیزنند و حتی حالت برخورد هم پیش آمد.
    یعنی با کسی دعوایتان هم شد؟
    بله یک نفر اصلا با من قطع رابطه کرد.
    پس اعلام این فهرست برایتان دردسرساز هم شد؟
    بله- فکر میکنم در مجموع از این قصه دوستانم خوشحال و دشمنانم ناراحت شدند. چون اگر کسی واقعا دوست من بود درست یا غلط باید از شنیدن چنین خبری خوشحال میشد، برای خودم هم دستاورد مثبتی داشت که توانستم دوستانم را الک کنم یعنی دوستان واقعیام را شناختم.
    شنیدهام که قرار بوده معلم یا مترجم زبان شوید، ولی الان درست یا غلط به عنوان یک میلیاردر و البته رئیس شرکت حملونقل شناخته میشوید چه احساسی در این باره دارید؟
    من قرار نبود معلم یا مترجم زبان شوم من مهندس عمرانم. من نمیدانم چرا این نکته الکی درباره من بزرگ شده است. من در بیوگرافیام هم گفتهام وقتی به ایران آمدم بعد از تحصیلاتم در یک شرکت به عنوان مترجم کارم را شروع کردم یعنی در یک مقطع زمانی از دانش زبانیام استفاده کردم و بر حسب اتفاق در آن شرکت که شرکت حملونقل بود به این صنعت علاقهمند شدم و کارم را در این رشته شروع کردم.
    و بعد هم در این کار پیشرفت کردید و خودتان صاحب یک شرکت بزرگ شدید؟
    من هم مثل خیلیها کمکم و پله پله در کارم پیشرفت کردم.من هم صنعت حملونقل را در ابتدای کارم علمی نمیشناختم، در حالی که این کار یک تخصص است و من هم بهتدریج در این صنعت متبحر شدم.
    در این فهرست سی نفره شما به عنوان تنها ثروتمند زن حضور داشتید؟ این موضوع چقدر سخت بود؟ آیا یک میلیاردر زن بودن از یک میلیاردر مرد بودن سختتر است؟
    شما یک طوری میگویید انگار اثبات شده من ثروتمندترین زن هستم و حالا باید بیایم و خودم را با مردان مقایسه کنم؟
    به هر حال شما یک زن موفق و مرفه محسوب میشوید. این طور نیست؟و چون گفتید ثروت را یک ضد ارزش نمیدانید من واژه ثروتمند را به کار بردم؟
    نه من اصلا نمیگویم ثروتمند هستم، نمیگویم هم نیستم. ولی در جامعه ما که هر کس داراییاش را از دیگری مخفی میکند چطور میتوانی بگویی این ۳۰ نفر بین ۷۴ میلیون نفر از همه پولدارترند.
    شما گفتید پولدار بودن را ضد ارزش نمیدانید؟پس میتوان با همین فهرستها و اعلام دارایی افراد نگاه جامعه را هم تغییر داد، این طور نیست؟
    در ایران به نوعی همه درباره ثروت شان پنهانکاری و مخفیکاری میکنند، ما در خانههایمان پنج پرده میزنیم که کسی خانهمان را نبینید و نفهمد که چه داریم و نداریم اینها بحثهای فرهنگی ماست.
    اما به هر حال شما در این فهرست به عنوان تنها زن میلیاردر معرفی شدید، این به خود شما چه احساسی داد؟
    من خودم این موضوع را سخت نگرفتم. نه نگران بودم که اداره مالیات به سراغم میآید نه نگران بودم چند جای دولتی من را محک میزند و ممیزیام میکند چون زندگیام واقعا شفاف است.
    پس مشکلی برایتان پیش نیامد؟
    خیر- من به هر حال یک آدم شاخص اقتصادی هستم، به همین علت تا نوه و نتیجهام هم که به دنیا بیایند زندگی شان مشخص است پس هیچ راهی برای پنهان کاری وجود ندارد. ولی من یکی دو روز اول چون درباره ماشین ام هم در خبرها آمده بود و چون ماشینم هم رنگ به خصوصی دارد شاید احساس میکردم نگاههای خاصی وجود دارد.البته نمیدانم شاید این تنها به دلیل حساسیت خودم بود.
    ماشینتان چیست؟
    مزدای صورتی
    چرا مزدا؟ چرا صورتی؟
    چرا صورتی نباشد.هر کس به چیزی علاقه دارد، کسی به خانه مجلل و دیگری به جواهر و من هم به ماشینم علاقهمندم. ماشینم را بدون عدد و رقم دوست دارم شکل مزدا را دوست داشتم که خریدمش.اگر پیکان هم داشتم شاید پیکان زرد میخریدم. به هر حال شغلم هم همین است من مدیر یک شرکت حملونقلم و طبیعی است بیشترین توجهام به ماشین باشد. همانطور که یک کفاش بیشتر از هر چیز به کفش توجه میکند.
    ماشینتان در ایران تک است یعنی ماشین دیگری با این مدل و رنگ در ایران وجود ندارد؟
    چرا هست. از گروه بهمن سوال کنید. این ماشین در ایران خط تولید دارد و وارداتی هم نیست.دلم میخواست تویوتای صورتی بخرم که در بازار نبود و در نتیجه این را خریدم.
    هیچ وقت تصورش را هم میکردید که روزی چنین فهرستی منتشر شود و شما هم به عنوان ثروتمندترین زن ایرانی معرفی شوید؟
    نه اصلا و خیلی هم تعجب کردم.
    چه کسی اولین بار این خبر را به شما داد؟
    روز جمعهای بود و در میهمانی با اقوام شرکت داشتیم. اولین بار یک نفر به موبایلم زنگ زد. نفر اول و دوم را جدی نگرفتم بعد دیدم طی یک ساعت ده نفر به من زنگ زدند و برخی با ناراحتی زیاد این خبر را به من دادند. البته برخی هم با ناراحتی برای من مثلا خواهرم گفت نکند برایت دردسر درست شود.
    چه جوابی میدادید؟احساس ترس و خطر نمیکردید از این گفتهها؟
    نه واقعا نمیترسیدم میگفتم چه کسی میخواهد مشکل ایجاد کند، مهم این است که یک مرجع قانونی برای بررسی اموال وجود دارد که آن مرجع هم به طور کامل زندگی من را میداند.
    در ثروتتان با همسرتان شریکاید؟
    ما هر چه داریم برای هردویمان است و با یکدیگر شریک هستیم.
    همسرتان همکارتان است؟
    ایشان هم شغل خصوصی خودشان را دارند.ولی نوع کارشان با من فرق میکند و هرگز هم شغل دولتی نداشتهایم.
    خودتان عنوان میلیاردر بودن را دوست دارید یا دوست داشتید به عنوان یک زن دانشمند مطرح میشدید؟
    البته من نه با معیارهای میلیاردر بودن میلیاردرم و نه با شاخصهای دانشمند بودن دانشمند، ولی اعتقاد دارم که کار آفرین هستم و هر کسی دوست دارد با همان چیزی که واقعا هست معرفی شود.
    پس ترجیح میدادید که به عنوان یک زن کار آفرین معرفی میشدید؟
    بله چون چیزی هست که بوده و هستم و در آینده هم خواهم بود.
    چند فزرند دارید؟
    یک دختر و یک پسر
    دوست دارید در آینده دختر و پسرتان با چه عنوانی معرفی شوند: ثروتمندترین دختر یا پسر ایران یا دانشمندترین دختر و پسر کشور ؟
    نه دوست ندارم فرزندانم با عنوان مسائل مادی مطرح شوند. همیشه هر چیز به حد کفایت خوب است، اما علم و خدمت است که بینهایت است و حد ندارد. دوست دارم فرزندانم عاشق کشورشان باشند.
    حرف آخرتان؟
    فقط درباره آن لیست امیدوارم انتشارش موجب شود که کمی ذهنیتهای کلیشهای جامعه وشکل ارزشگذاریها تغییر کند و مردم فکر نکنند ثروتمند بودن ارزش است یا بیارزشی.من مشکلی در این هم نمیبینم که ثروتمندان جامعه بهراحتی ثروتشان را اعلام کنند. ثروتمند بودن گناه نیست، همانطور که فقیر بودن گناه نیست.

    +گردآوری و بازنشر:مجله یوردفان
    قابل توجه بچه های نود و هشتی

    مکان برگزاری رو نمایی از کتاب تکین حمزه لو و سیمین شیردل
    دوستانی که میخوان شرکت کنند به لینک زیر مراجعه فرمایند


    http://www.forum.98ia.com/t1240516.html


    التماس دعا....

  2. 4 کاربر از پست mahnameh تشکر کرده اند .


  3. Top | #2

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    نوشته ها
    6,790
    میانگین پست در روز
    3.64
    محل سکونت
    زیر سقف این دنیا
    تشکر از کاربر
    14,440
    تشکر شده 127,204 در 7,285 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض بیوگرافی و مصاحبه فاطمه مقیمی

    بانوی میلیاردر ایرانی از موفقیتش می گوید


    او ميگويد، براي ثروتمند شدن و به موفقيت رسيدن لازم است به قله فكر كنيد و روي كوهپايهها چادر پهن نكنيد






    برترین ها: سیـدهفـاطــمه مقیمی، نخستين بانوی زن ایرانی است كه توانست یك شركت بینالمللی حملونقل را به نام خود ثبت كند. زني كه عضو اتاق بازرگاني است و تنها زني بود كه نامش در بين 30 ثروتمند ايراني قرار گرفت اما خودش ميگويد كه فهرست اعلام شده صحت ندارد و اسامي اعلام شده همه عضو اتاق بازرگاني بودهاند اما دليلي كه باعث شد ما سراغ اين بانوي كارآفرين برويم تنها ثروتمند بودن او نبود بلكه او يك كارآفرين موفق است، نخستين زني است كه مجوز شركت حملونقل را گرفته است، تنها زن عضو اتاق بازرگاني است و صدها دليل ديگر. او سراغ كارهايي رفته است كه در جامعه كاملا مردانه شناخته ميشود و براي رسيدن به آنها سختيهاي زيادي كشيده است. شايد شنيدن دليل موفقيت مقيمي بسياري از خانمها را به اين فكر بيندازد كه آنها هم ميتوانند. شايد شما هم روزي مثل مقيمي يك زن موفق و ثروتمند شديد. مقام و جايگاههاي كاري كه او تاكنون داشته و دارد؛ 3 دوره عضویت در هیئت مدیره انجمن صنفی شركتهای حمل و نقل بینالمللی، 12 سال عضویت و ریاست بخش حل اختلاف و رسیدگی به شكایات تجار، شركتها و رانندگان و... است كه برای او جای بسی افتخار است كه توانسته بیش از 95درصد این پروندهها را با صلح و سازش طرفین مختومه كند. او همچنین عضو انجمنهای دوستی ایران و كشورهای مختلف و مدیرعامل انجمن ملی زنان كارآفرین و عضو گروه مطالعاتی و تحقیقاتی كریدور شمال- جنوب است. او تنها بانوی عضو هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران و ایران است.


    كار سراغ شما نميآيد تا وقتي كه شما سمتش نرويد

    بعد از مدتي شركت قبلي يكباره ورشكست شد و تصميم گرفتــم تا در شركتي مشابه وارد كار شوم. بنابراين سنديكاي شركتهاي حملونقل را از طريق وزارت راه و ترابريپيدا كردم و به آن سنديكا مراجعه كردم و اعلام آمادگي شروع فعاليت خود را در شركتهاي مشابه كردم تا اينكه طيمدت بسيار كوتاهي، سمت مديريت داخلي شركت را بهعهده گرفتم.

    من اهداف بلندمدتي داشتم و بايد از يك جايي شروع ميكردم، بنابراين تصميم گرفتم كه سريعا يك كاري انجام دهم، به وزارتخانه رفتم و تقاضانامه تاسيس شركت حملونقل بينالمللي را دادم. با ناباوري و تمسخر روبهرو شدم و قبول نشدن تقاضانامه ارائه شده، هر بار كه به در بستهاي برخورد ميكردم، عزم من جزمتر ميشد.


    كار، زن و مرد ندارد

    كار زن و مرد ندارد و زنان نبايد از انجام بعضي كارها ممانعت كنند. مهم اين نيست كه چه كاري انجام ميدهيد، مهم اين است كه چه چيزي را دوست داريد، وارد آن حرفه بشويد و براي رسيدن به آخرين نقطه تلاش كنيد. اگر زنان خودشان را عقب بكشند، پيشرفتي حاصل نميشود. به ياد داشته باشيد تا يك زن در محيط كاري خودش را باور نداشته باشد، كسي او را جدي نميگيرد. به عقیده من جامعه ما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در زمینه كارآفرینی زنان بسیار متحول شده و خیلی از مسائل برای زنان پذیرفته شده است، از جمله سرویسهای تاكسی تلفنی بیسیم بانوان، استفاده از دختران جوان در طرحهای آماری و... ضمن اینكه دنیا در حال پیشرفت است. در این پیشرفت، هم زنان و هم مردان سهیم هستند و دیگر نمیتوان انسانها را در خانه، محله و شهر خود محصور كرد.


    يك زن كامل باشيد

    من منافاتی در كاركردن یك زن در بیرون از خانه و پذیرش مسئولیت در منزل نمیبینم.

    در گذشته یكسری شغلهای خاص برای خانمها تعریف شده بود، مثل شغل معلمی، زيرا اینطور تصور می شد یك معلم هرروز تعداد ساعات مشخصی سر كار است و 3 ماه تابستان را استراحت میكند و تعطیلات نوروز را هم در كنار خانواده است اما من تصور میكنم با برنامهریزی دقیق و تنظیم برنامه، میتوان همه برنامههای خود را هماهنگ كرد.

    هستند خانمهاي خانهداری كه در خانهاند و در بیرون از منزل كار نمیكنند ولی همیشه احساس میكنند از انجام كارهای خانه عقب افتادهاند.


    كارآفرینی یا جسارت زنان

    تا گذشته كارآفرين در حوزه زنان تا اين حد رشد، پيشرفت و نمود نداشته و اگر هم چيزي بوده، شاید نام آن جسارت بوده است! به عقیده من هر كس كه به كاری مشغول است كارآفرین محسوب میشود. حتی آن خانمی كه خانهدار است هم بهعنوان یك نیروی انسانی كارآفرین نامیده میشود. باید دید كه انسانها كارآفرینی را چگونه تعریف میكنند؟ من كارآفرینی را نوآفرینی تعریف میكنم، جسارت و شكستن قیود میدانم. اصولا كارآفرینی زنان از 2مولفه تشكیل شده است؛ یكی سنتشكنی یك سری قیدها كه در باور جامعه معمول نبوده و دیگری ایجاد اشتغال و كارآفرینی برای دیگران كه این نگاه و طرز فكر به كارآفرینی در قدیم هم وجود داشته ولی بسیار محدود بوده است. مثلا نسلهای قبل، یك دار قالی میزدند و چند نفر با بافتن آن هم امرار معاش میكردند و هم هنر فرشبافی را زنده نگه میداشتند، تا اینكه كسی پیدا شد كه تصمیم گرفت این هنر و كار خود را مثلا فرشبافی، دامداری یا كشاورزی و هر كار رایج آن زمان را در بیرون از خانه عرضه كند تا دیگران هم از محصول كارش بهرهمند شوند و به این صورت بود كه كمكم كارآفرینی زنان به متن جامعه وارد شد.


    بهدنبال كار در روزنامهها

    در سال 1358 پس از اتمام دوره تحصيلات دانشگاهي در رشته مهندسي عمران به ايران بازگشتم تا در رشته تحصيليام مشغول به كار شوم اما متاسفانه با جو ايجاد شده و تفكر مديران در زمينه كارنكردن زن در محيط كارگاهي و ساختماني باعث شد تا كار مورد علاقهام را پيدا نكنم. در ميدان وليعصر كنار باجه تلفن و در صف متقاضيان استفاده از تلفن ايستاده بودم كه دختر خانمي كنار من در انتظار نوبت بود. سر صحبت را با او باز كردم و وقتي مطلع شد كه من به زبان انگليسي تسلط دارم، گفت كه اتفاقا شوهر خواهر من در يك شركت بينالمللي سهامدار است و در آن شركت نياز دارند كه از وجود يك مترجم برايكارهاي بينالمللي خود استفاده كنند. متوجه شدم كه اين يك شركت بينالمللي حملونقل است. هيچگونه آشنايي به اين نوع كار نداشتم در خانواده هم كه خانواده فرهنگياي بود هيچ شناختياز اين كار نبود.

  4. کاربر زیر از پست mahnameh تشکر کرده است .


  5. Top | #3

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    خرداد 1392
    نوشته ها
    1,893
    میانگین پست در روز
    3.74
    محل سکونت
    طـــــــtehـــــــرآن
    تشکر از کاربر
    5,986
    تشکر شده 7,099 در 1,749 پست
    حالت من
    Delvapas
    اندازه فونت

    پیش فرض گفتگوی خواندنی با ثروتمندترین زن ایران ( در خانه غذای حاضری نداریم ! )

    گفتگوی خواندنی با ثروتمندترین زن ایران ( در خانه غذای حاضری نداریم ! )

    سیده فاطمه مقیمی، عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران و تهران و نایب رئیس کمیسیون حمل و نقل اتاق تهران اولین زنی است که به طور مستقل وارد حرفه کامیونداری شده و در سال 1358 پس از ثبت شرکت حمل و نقل این کار را آغاز و تاکنون ادامه میدهد.



    سیده فاطمه مقیمی ، عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران و تهران و نایب رئیس کمیسیون حمل و نقل اتاق تهران اولین زنی است که به طور مستقل وارد حرفه کامیونداری شده و در سال 1358 پس از ثبت شرکت حمل و نقل این کار را آغاز و تاکنون ادامه میدهد. مقیمی در آن سال شرکتش را با سرمایه صوری 500 هزار تومان به ثبت رساند. با او به گفت و گو نشستم تا از چگونگی ورود یک بانو به حرفهای کاملاً مردانه پرسش کنم و از او بخواهم تا تجربیات خود را در اختیار زنان کارآفرین ایرانی که این سالها بر تعدادشان افزوده شده، قرار دهد. این گفت و گوی خواندنی را از دست ندهید.
    خانم سیده فاطمه مقیمی
    تبیان: در ابتدا از تحصیلات خود بگویید. آن را تا چه دورهای ادامه دادید؟
    **سال 1355 وارد دانشگاه شدم. دوره تحصیلاتم 3 و نیم سال طول کشید و با مهندسی عمران فارغالتحصیل شدم. هنوز هم دانشجو هستم. علاوه بر مهندسی عمران، مدیریت حمل و نقل هم خواندم. کارشناسی مدیریت بازرگانی نیز گرفتم و در دوره کارشناسی ارشد، مدیریت استراتژیک و سپس مدیریت تحول خواندم. الان هم دانشجوی دکترای مدیریت استراتژیک هستم.

    تبیان: چه شد بهعنوان یک زن بازرگان در اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران فعالیت خود را آغاز کردید؟
    **وقتی آدم وارد عرصهای میشود برای کار اقتصادی و اجتماعی از نظر من هیچ محدودیتی ندارد. ممکن است در کوتاهمدت برنامههایی داشته باشد و به آن برسد اما بهطور قطع هدفگذاریهای دیگری برای خود خواهد داشت. 34 سال پیش هم که من آغاز به کار کردم به قصد حضور در اتاق بازرگانی نیامدم ولی وقتی در فضای کاری قرار میگیرید جدا از بعد اقتصادی و منافع شخصی، احساس میکنید میتوانید در کنار آن منافع شخصی، سلسله کارهای جمعی هم انجام دهید. من با این نگاه کاندیدای اتاق تهران شدم که نگاهم فراتر از کار شخصی بود؛ اینکه بتوانم از تجربیات شخصی خودم برای گروهی که همراه من در کارهای اقتصادی هستند، ثمربخش باشم.

    تبیان: پس شما به دنبال اثرگذاری هستید؟
    **آدمی هستم که سعی میکنم در هر کاری تاثیرگذار باشم. در دوره هیات نمایندگان نیز بحث فقط عضویت در هیات و حضور در جلسات نبود بلکه سعی کردم کارهایی فراتر از حضورم انجام دهم. اگرچه باور حضور یک زن در هیات رئیسه اتاق تهران نگاه متفاوتی داشت.

    تبیان: شما گفتید اهدافی را در ذهن داشتید. اینکه در مقام یک زن در جامعه تاثیرگذار باشید و در اتاق بازرگانی تهران حضور پیدا کردید تا هدف بزرگتری را تحصیل کنید. آن هدف بزرگتر چه بود؟
    **انتقال تجربیاتم. کمک کردن به کسانی که راهی را برای متوسل شدن و گرفتن اطلاعات مورد نیاز خود نمیتوانند داشته باشند. تاکنون هیچ مجموعهای را نداشتیم که چنانچه خانمی بخواهد کسب و کاری را شروع کند، بداند و بفهمد که از کجا باید شروع کند.
    در سال 2012 از سوی بانک توسعه اسلامی در میان 56 کشور مسلمان، کارآفرین برتر جهان اسلام شدم و بانک دلیل این انتخاب را پیشتاز بودن بهعنوان کارآفرین در صنعت حمل و نقل در ایران و کشورهای منطقه اعلام کرد. البته این جایگاه و تقدیر برای کشورم ایران است نه من
    تبیان: حضور زنان را در فعالیتهای اقتصادی تا چه میزان در رشد و توسعه کشور موثر میدانید؟
    **حدود 50 درصد جمعیت کشور را زنان تشکیل میدهند؛ این جامعه چه ایران باشد و چه غیر از ایران در مجموع یک جامعه، همه آحاد مردم باید در تولید و کمک به بهبود اقتصادی تلاش کنند. نگاه این نباشد که زنان بهعنوان قشر مصرفکننده هستند. انتظار این است که با تولیدی که توسط زنان صورت میگیرد، سطح پویایی، تولید و GDP کشور بالا برود. ورود یک زن به جامعه اقتصادی فقط از زمانی نیست که به صورت مستقل در تولید یا خدمات مشارکت میکند. شما اقتصاد را در اقتصاد خانواده ببینید. هرکس با نوع مصرف و کمک به چرخه اقتصادی خانواده میتواند به پویایی اقتصاد کشور کمک کند.من همزمان با تمام شدن دوران تحصیل متوسطه (دبیرستان) و آغاز دوران دانشجویی در کار اقتصادی بودهام. این ورود به دلیل نیاز خانواده نبود بلکه خودم تلاش کردم که چنین خودسازی داشته باشم. اعتقادم بر این است که وقتی کسی از مزایای یک مجموعه استفاده میکند باید مولد هم باشد. چنانچه در نظر بگیریم که زنان نیمی از فضای آموزش عالی را در اختیار گرفتهاند پس باید سهم خود را از این میزان ادا کنند. فرقی هم نمیکند که هزینههای تحصیل را خود پرداخته باشند یا دولت. در هر صورت برای هر صندلی در دانشگاه هزینه شده و ما وامدار آن هستیم و موظفیم بازده آن را به جامعه بازگردانیم.

    تبیان: چرا حوزه حمل و نقل را انتخاب کردید؟
    **من نخستین زن در صنعت حمل و نقل کشور بودم و آن، کار غیرمتعارفی بود. من این کار را تفکیک جنسیتی نمیکنم. یک زمان کارهایی یدی است و به نیروی بدنی افراد بستگی دارد و چون مرد قویتر است، میگویند این کار مردانه است. اما کارهای مدیریتی از نظر من، تخصصی بوده و تفکیک جنسیتی ندارد. کار اقتصادی هم با این تفسیر، تفکیک جنسیتی ندارد. در سال 1358 که وارد صنعت حمل و نقل شدم، حمل و نقل را به شکل یک مدیریت زنانه اداره کردم و سپس روشهایی به کار گرفتم که متفاوت از بقیه بود. موانعی هم که در کار وجود داشت برای من که اولینبار آن را شروع میکردم بسیار فراتر از بقیه بود.

    تبیان: چرا با وجود همه موانع و سختیها آن را ادامه دادید؟
    **چون نهتنها مرا راضی کرد بلکه نگاه جدیدی به جامعهام داد و جامعه، انجام این کسب و کار از سوی زنان را قبول کرد. علاوه بر اینکه گشایش مسیری شد برای بسیاری از بانوانی که اکنون در این بخش به کار و فعالیت مشغول هستند و حتی از من هم موفقترند. این منافع، شخصی نیست بلکه برگشت آن به جامعه است. اگر میگویم تفکیک جنسیتی روی اشتغال نگذاریم به این علت است که شاید تصور میشود خانمها کارهای با ظرافت بیشتر انجام میدهند. شاید اگر بازگردیم به ذهنمان، زن را در مقام آشپزی و خیاطی کردن، خیلی منطقی و معقول میبینیم ولی میدانیم که بهترین خیاطان و آشپزان، مردان هستند. آیا این کار را برای آنها زنانه نمیدانیم؟ پاسخ من به این پرسش، نه است. علاقه و توانایی، ایدهآل هر شخص و پذیرش هر جامعه میتواند راههایی برای شروع یک کسب و کار برای هر مدیری باشد. چیزی که از نظر شرعی و عرفی محدودیت داشته باشد، ورود آن برای زن مجاز نیست ولی چیزی که میتواند برای به حرکت درآوردن چرخه اقتصاد در درون جامعه و کشور مثبت باشد از آن حمایت میکنیم و کار خلافی نیست.

    تبیان: پس از ورود شما به این حرفه، تاکنون چند نفر برای ورود به عرصههای مختلف حوزههای تجاری، بازرگانی و اقتصادی از شما مشاوره گرفتهاند؟
    **هزاران نفر. بویژه ظرف 6-5 سال اخیر. دلیل آن هم این است که حدود 7-6 سال قبل یک کلینیک مشاوره کارآفرینی در دانشگاه صنعتی امیرکبیر راهاندازی کرده و در آنجا مشاورههای رایگان میدادم. به دنبال آن در دانشگاه شریف، دفتر توسعه کارآفرینی راهاندازی کرده و همچنان آن را مدیریت میکنم و سپس در اتاق بازرگانی تهران و ایران نیز این دفتر را ایجاد کرده و هر روز بهصورت گروهی و در قالب کارگروههای اتاق فکر هر 15 روز، نشستها و مشاورهها را برگزار میکنیم. اکنون در هر هفته برای بیش از 150 نفر مشاوره حضوری داریم و البته در کنار آن مشاورههای تلفنی و ایمیلی هم است.
    جامعه امروز به این نیاز دارد به اینکه راههای رفته شده، میتواند کوتاهتر و سریع به پرسشها پاسخ دهد. اما راهها و ایدههایی هست که میخواهد اجرا شود و جوان نیاز دارد تا بداند چگونه و از کجا آغاز کند. خودباوری و ارزشگذاری روی ایده و دادن انرژی مثبت به او ضروری است تا چراغ راهی باشد برای اینکه بداند میتواند حرکت کند.
    خانم سیده فاطمه مقیمی
    تبیان: تعریف شما از کارآفرینی چیست؟
    **کارآفرینی این نیست که اسب زین کرده را سوار شوی و مدیریت کنی و بعد بگویی کارآفرینی کردهام. کارآفرینی از نظر من ایجاد یک کسب و کار است آن هم ایجاد کسب و کاری که در نوع خود بهعنوان اولین بودن، ابتکار داشتن و تغییر شکل از یک حالت متداول به یک حالت دیگری باشد. اما تعریف خود کارآفرینی این است که یک ایده، یک خلاقیت با توجه به تمام مشکلاتی که وجود دارد، توانایی حضور و در ادامه اجرا یا راهاندازی یک کار را داشته باشد. خیلی از خانمها، مدیران موفقی هستند ولی یا وارثان خانوادهاند یا یک نوع کسب و کار نمادی را انجام میدهند و خود را کارآفرین مینامند. ما معنی کارآفرینی را خوب نفهمیدهایم بنابراین هر خانمی که کسب و کاری دارد او را کارآفرین مینامیم.

    تبیان: شما خودتان را یک کارآفرین میدانید؟
    **متاسفانه در جامعه ایران بحث کارآفرینی با اشتغالزایی ادغام شده است. من خودم را کارآفرین میدانم با توجه به تعریفی که دنیا از کارآفرینی دارد. کارآفرینی ایجاد یک ایده نو و شروع کسب و کاری است که به طریقی اگر از قبل هم وجود داشته، نوآوری در آن ایجاد شده است. من در نوع کسب و کار خودم، راه جدید، کار جدید، ایده و فکر جدید، نحوه حضور در بازارهای بینالمللی، نحوه سرویسدهی حتی به مجموعه تحت پوشش خودم که اولویت اصلی آن را آموزش گذاشتم و همه اینها را بهعنوان یک روش نو میبینم.

    تبیان: به همین دلیل جایزه بانک توسعه اسلامی را دریافت کردید؟
    **بله. بر این اساس در سال 2012 از سوی بانک توسعه اسلامی در میان 56 کشور مسلمان، کارآفرین برتر جهان اسلام شدم و بانک دلیل این انتخاب را پیشتاز بودن بهعنوان کارآفرین در صنعت حمل و نقل در ایران و کشورهای منطقه اعلام کرد. البته این جایگاه و تقدیر برای کشورم ایران است نه من.

    تبیان: شما از جمله افرادی بودید که چند سال پیش از انتشار فهرست میلیاردرهای ایران استقبال کردید. پرسش من درباره خوب یا بد بودن انتشار آن فهرست نیست، چه افراد سرمایهگذار و تولیدکننده، اشتغالزا هستند. حال برای اینکه بتوان زمینه ثروتمند شدن بانوان را فراهم و حضور آنها را در صحنههای اقتصادی تقویت کرد، چه کارهایی باید انجام شود؟
    **من اعتقاد ندارم که زنان ثروتمند نیستند، چون صفرهای دارایی به منزله ثروتمند بودن نیست. علاوه بر این در کشوری که هر کسی از داشتن سرمایهای (مصرفی و غیرمصرفی) و اعلام آن اکراه دارد چطور میتوان ممیزی کرد که شما، من یا ایشان بیشتر از بقیه ثروت داریم. متاسفانه آنقدر بحث پولدار بودن، ثروتمند بودن، میلیاردر بودن و داشتن دارایی را قبیح دانسته یا وحشت از آن را ترسیم کردهاند که همه نسبت به این قضیه، پوشش ایجاد کردهاند اما من به عکس عمل کردم، چون زندگی کاری من شفاف است. بنابراین با سخنان خود تابوی این موضوع را شکستم و گفتم: «من میلیاردرم». البته این جریان تبی بود که آمد و رفت اما چرا نیاییم و فرهنگسازی مناسب را برای معرفی ثروتمندان انجام بدهیم.
    اصلا هیچ نسبیت و سنخیتی با غذای آماده ندارم و حتما برای این موضوع ارزش قائلم که غذایی که در خانه طبخ میشود، بویی که در فضای خانه ایجاد میشود و صدای قلقل غذا در آشپزخانه، محبتی را در میان اعضای خانواده به وجود میآورد که میتواند کمبود ساعتهای حضورم در منزل را پوشش دهد
    تبیان: شما خودتان را زن موفقی میدانید؟
    **تا موفقیت را چه تعریف کنیم.

    تبیان: شما معنی کنید؟
    **موفقیت نسبی است.

    تبیان: منظورم این است که به همه افقهایی که برای خود ترسیم کرده بودید، رسیدهاید؟
    **در مراحل کاریام رسیدهام. من در تمام کارهایم همیشه برنامهریزی دارم و این عامل موفقیتم است.

    تبیان: در جامعه ایران که البته قصد مقایسه آن با دیگر جوامع را ندارم، حداقل در جامعه خودمان چنانچه زنان وارد عرصههای اقتصادی و کاری شوند، تقسیم وظایفشان یک مقدار سختتر میشود. اینکه باید بین 3 وظیفه اصلی خود از جمله حضورشان در حوزه کاری، وظیفه همسرداری و وظیفه مادر بودن هماهنگی برقرار کنند. شما چگونه این 3 وظیفه را هماهنگ کردید؟
    **فقط با برنامهریزی و همراهی کردن خانواده. اما در این میان تنها به خودم ظلم کردم. از خواب، استراحت و تفریح گذشتم ولی به آن هدفی که داشتم، رسیدم. اکنون فرزندانم تحصیلات دانشگاهی دارند و همسرم کار مستقل خود را دارد اما از زمان حضور من در اتاق بازرگانی تهران، همسرم به لحاظ فیزیکی مرا در شرکت حمل و نقل یاری میکند.

    تبیان: از عملکرد مادر بودنتان چقدر راضی هستید؟
    **کاملا راضیام. من هیچ وقفهای برای نسبت مادر و فرزندی ایجاد نکردم.

    تبیان: در این 34 سالی که فعالیت خارج از منزل انجام میدادید و درکنار آن هم درس میخواندید و به کارهای مشاوره نیز اشتغال داشتید، بهطور قطع مدیریت زمان برای شما قدری دشوار بوده است. به این ترتیب در هفته چند وعده غذای حاضری به اعضای خانواده میدادید؟
    **شاید 20 روزی یک بار همه اعضای خانواده برای تنوع، پیتزا بخوریم. اصلا هیچ نسبیت و سنخیتی با غذای آماده ندارم و حتما برای این موضوع ارزش قائلم که غذایی که در خانه طبخ میشود، بویی که در فضای خانه ایجاد میشود و صدای قلقل غذا در آشپزخانه، محبتی را در میان اعضای خانواده به وجود میآورد که میتواند کمبود ساعتهای حضورم در منزل را پوشش دهد.

    تبیان: یک تجربه تلخ و شیرین از خودتان بگویید.
    **هر روز تجربه تلخ و شیرین است.

    تبیان: ماندگارترین خاطره را بگویید.
    **هیچ چیز ماندگار نیست.

    تبیان: یک تجربه شیرین بگویید.
    **هر زمان که یک کامیون شرکتم از مرز عبور میکند، بارش سلامت میرسد و سالم تحویل صاحب کالا میدهد، برای من یک خدمت است. اما شیرینترین تجربه من این بود که توانستم در کار تخصصی خودم موفق شوم، شرکتم را ثبت کنم و ناوگان را راهاندازی کنم.

    تبیان: تاکنون ضرورتی پیش آمده که ناچار شوید کامیونی را از مرز عبور دهید یا در ساعتی از شبانهروز برای رفع مشکل ترانزیت و کامیونهایی که زیر نظر شرکت شما کار میکنند، در محلی حضور پیدا کنید؟
    **کسی که در شرکت حمل و نقل مسوولیت دارد یا مدیر است، الزامی برای داشتن گواهینامه پایه یک ندارد ولی من گواهینامه پایه یک گرفتم و دلیل آن هم این بود که علاقهمند بودم در حوزهای که وارد میشوم به تمام جزئیات آن اشراف پیدا کنم. به همین علت بارها شده که پشت کامیون بنشینم و آن را جابجا کنم. ولی در داخل ایران نه در خارج از کشور. چرا که طبق قوانین موجود، کسیکه مدیریت شرکت حمل و نقل را دارد، نمیتواند بهعنوان کار دوم، دفترچه خروج رانندگی داشته باشد. به تعبیری دیگر، کسیکه راننده ترانزیت است و دفترچه خروج کاری دارد مجوز ندارد به کاری غیر از رانندگی اشتغال پیدا کند. معمولا هر یکی دو ماه یکبار در گاراژ تهران در جمع رانندگان حضور پیدا میکنم. گاهی هم پیش آمده بر اثر سوانح و تصادفاتی که برای رانندگانم پیش آمده در محل حادثه حضور یابم و حتی به خارج از کشور بروم یا بر سر جنازه حاضر شوم.

    تبیان: در شرکت شما چند کامیون تردد میکنند؟
    **بالای 200 دستگاه کامیون. این شرکت علاوه بر حمل و نقل زمینی در حمل و نقل دریایی نیز فعال بوده و ناوگان کشتیرانی هم دارد. در واقع تلفیقی از حمل و نقلها را داریم.

    توصیه شما به جوانانی که قصد حضور در عرصههای اقتصادی و اجتماعی دارند، چیست؟
    **اعتقادم بر این است که آنها هیچگاه منتظر نباشند که برای شروع کار همه چیز آماده و بسترها فراهم باشد. با داشتن حداقلها درصورت برنامهریزی، میتوان آغاز کرد. باید شرایط موجود را بررسی و با اعتماد به نفس جلو رفت. ناخوشایندی هم است، با این وجود نباید از مسیر منحرف شد. و از همه مهمتر، آموزش است. باید بهدنبال یادگیری راهکارها و تکنولوژیهای جدید بود. تنها مدیران بهروز میتوانند با اقتصاد جهانی در تعامل باشند.
     


    http://quote4all.blogfa.com/

    [
     برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید


  6. 6 کاربر از پست mahsa6510 تشکر کرده اند .


موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 25
    آخرین نوشته: 1391,05,17, ساعت : 11:58
  2. پاسخ ها: 2
    آخرین نوشته: 1390,02,02, ساعت : 19:55

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •