ارسال پاداش نقدی برای کاربر
شما در حال حمایت به صورت مهمان هستید.
مبلغ مورد نظر خود را انتخاب کنید
1000 تومان
2000 تومان
4000 تومان
6000 تومان
8000 تومان
9000 تومان
10000 تومان
مبالغ دیگر
و یا مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید
واریز آنلاین از طریق کارت های عضو شتاب
بیوگرافی ژول ورن | پرخواننده ترین نویسنده ی دنیا
bamilo

asiatech



نودهشتیا
فید آر اس اس
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 11
  1. Top | #1

    کاربر فعال


    تاریخ عضویت
    مهر 1389
    نوشته ها
    575
    میانگین پست در روز
    0.39
    محل سکونت
    در همین نزدیک
    تشکر از کاربر
    9,122
    تشکر شده 4,095 در 736 پست
    حالت من
    Khoonsard
    اندازه فونت

    پیش فرض بیوگرافی ژول ورن | پرخواننده ترین نویسنده ی دنیا

    زندگینامه وآثار ژول ورن

    ((ژول ورن)) به سال 1828 در جزیره ی ((ریدو)) از توابع ((نانت)) فرانسه چشم به جهان گشود. پدرش که وکیل دعاوی خوشنامی بود، آرزویی جز این نداشت که ژول رشته ای حقوق بخواند و روزگاری جانشین شایسته ی وی شود. غافل از این که روحیه ی پسرش با چنین ارزویی سازگار نیست. در واقع ((ژول ورن )) از کودکی شیفتهی طبیعت بور و در هر فرصتی که به دست می اورد به اسکته ی ((لوار)) می رفت و به رفت و امد کشتیها و قایقها می پرداخت وبه ناخداها و ملوانها خیره میشر و ارزویی جز این نداشت که روزی با کشتی بادبانی به سیر وسیاحت بر روی امواج خروشان دریا بپردازد.
    کار این شفتگی به انجا رسید که در سن یازده سالگی، بی اجازه ی پدر ومادر تصمیم گرفت که با کشتی به سوی شبه قاره ی هند سفر کند. از همین خاطر، به عنوان شاگرد ملاح به استخدام یک ناخدا درامد. اما درست به هنگام حرکت کشتی، پدرش سر رسید و او را به خانه برد. با این وجود، عشق به سفرهای ماجرا جویانه در نهاد ژول باقی ماند. هنگامی که ژولورن پا به دوران جوانی گذاشت، پدر به پیروی از ارزوی دیرینه ی خود، او را برای تحصیل در رشته ی حقوق به پاریس فرستاد واز او قول گرفت که تحصیلات خود را با موفقیت به پایان رساند. ژول بر عهد خود پایدار ماند و تحصیلات عالیه ی حقوق را به پایان برد، اما گرایشی به شغل وکالت نداشت.


    او شیفته ی ادبیات و نویسندگی بود. به پیروی از نمایشنامه نویسان موفق تاتر، چند نمایشنامه نوشت که موفقیتی به دست نیاورد. ((ژول ورن )) جوان در گامهای نخستین نویسندگی شکست خورد وچون حرفه ای نداشت با تهیدستی روزگار میگذرانید. پدرش که از شور و شوق ژول به نویسندگی اگاهی یافته بود، مقرری مختصری برای او می فرستاد که برای زندگی در پاریس کفایت نمی کرد و او از فرط ناچاری به خوردن نان خشک و شیر قناعت می ورزید.
    در چنین اوضاع واحوالی ، شرایطی فراهم امد که میتوانست دختری ثروتمند و پر جهیزیه را به همسری خود در اورد. اما ژول از این ازدواج سرباز زد، چرا که با ده تن از دوستان همفکرش محفلی به نام ((یازده مرد مجرد )) بنیان گذاشته بود. در همین زمان به شغل منشیگری در تاتر (( لیبریک)) فرانسه پرداخت و با دریافت صد فرانک در ماه ، توانست به زندگی از هم گسیخته ی خود سر وسامان ببخشد. با وجود فشار روز افزون زندگی، ژول ورن از مطالعه ی کتابهای علمی در کتابخانه ی ملی پاریس غافل نمی ماند و از همین هنگام بود که به فکر نوشتن داستانهای تخیلی افتاد .
    تشویقهای دوست دانش پژوهش ((نادار )) نیز بر گرایش ژول ورن به نوشتن چنین داستانهایی دامن زد و او سرانجام ، نخستین اثرخود را با نام (( پنج هفته دربالن )) به نگارش در اورد . تا ان زمان ، هیچ نویسنده ای با چنین مضمونی اثری به وجود نیاورده بود. در واقع این اثر، چنان تازگی داشت که پانزده ناشر ان را نپذیرفتند و از چاپ ان خوداری ورزیدند. اما ((ژول ورن )) از سماجت دست بر نداشت و در بامداد یکی از روز های پاییز سال 1862 به کوچه ی ژاکون پاریس رفت وبه موئسسه ی انتشاراتی ((هتزل )) پا گذاشت و دستنوشته ی ((پنج هفته در بالن ))را به وی ارائه کرد. ((هتزل))که خود نویسنده ی با ذوق و موفقی به شمار می رفت وبا امضای مستعار (( پ. ژ. استال )) ، برای نوجوانان داستانهای دل انگیز می نوشت ، از ژول ورن خواست تا دو هفته دیگر مراجعه کند. ژول ورن این مدت را در تب و تاب گذراند و درموعد مقرر به نزد ((هتزل)) شتافت. وی دستنوشته را به ژول ورن سپرد.
    او به خیال این که ((هتزل )) نیز اثرش را نپذیرفته است، قصد رفتن داشت که ((هتزل )) نظر خود را با وی در میان گذاشت: (( اثر شما بسیار خواندنی و پر نکته است. اتفاقات وحوادث را درست و حساب شده به کار گرفته اید. اما لازم است از جنبه های صرفا" علمی ان بکاهید و به شکل داستانی شیرین و سرگرم کننده باز نویسی کنید )). و بلافاصله پیشنهاد کرد که ژول ورن طی قراردادی بیست ساله، هر سال دو کتاب بدین سبک برای وی بنویسد و برای هراثر مبلغ ده فرانک ان زمان ، دستمزد دریافت کند. از این به بعد ((ژول ورن )) در مسیر موفقی گام نهاد که این موفقیت تا امروز نیز ادامه دارد. عصری که ((ژول ورن )) دران به فعالیت ادبی پرداخت، عصر نویسندگان نام اوری مانند :اونوره دوبالزاک ، السکاندردوما ی پدر، گوستاوفلوبر در انگلستان ،فئودورداستایوسکی و ایوان تورگنیف درروسیه بود. دران زمان این نویسندگان یکه تاز ادبیات به شمار میرفتند. ((ژول ورن)) به یاری ذوق و قریحه ی سر شار و زمینه ی نو و بدیع داستانهایش توانست میان چنین نویسندگانی قد علم کند و به شهرتی جاودانه دست یابد.
    به راستی رمز محبوبیت اثار ژول ورن به خاطر چیست؟ چرا پیر و جوان نوشته های او را میخوانند و لذت می برند؟ باید گفت که :او چشم انداز تازه ای پیش روی خواننده می گستراند. او را به همراه قهرمانان خود به گوشه و کنار دنیا میبرد و در حوادث و رویدادها شریک میسازد. به این نکته توجه کنیم که در ان زمان مسافرت به راحتی امروز میسر نبود و یک فرانسوی به خواب و خیال هم نمی دید که پا به افریقا، قطب جنوب و شمال ، ترکیه، چین و ... بگذارد. ((ژول ورن )) خواننده را به دیدار از سرزمینهای نادیده و دور از دسترس می برد و اگاهیهای بسیاری در اختیایرش می گذاشت. جالب توجه این که : ((ژول ورن )) چنان دقیق و گیرا سرزمینهای دور دست را معرفی میکند که گویی خود این سرزمینها را از نزدیک دیده است. در حالی که میدانیم ژول ورن از اموخته های خود استفاده می کرد. به همین خاطر دفتر کارش مجموعه شگفت اور از ،سفرنامه ها ، نقشه ها کتابهای فیزیک ،شیمی ،ریاضی ، ستاره شناسی ، گیاه شناسی و . . . به شمار می امد . او چنان دقیق و نکته بین به معرفی کشورها می پرداخت که هنوز هم خواننده را حیرت زده می کند. به طور مثال : در بخشی از ((فاتح اسمانها )) به معرفی ایران نیز می پردازد . از کویر لوت و خطه ی شمال و دریای خزر سخن به میان می اورد و در توصیف چنین اماکنی ، از خود مهارت به سزایی نشان می دهد.
    نکته ی شگفت اور دیگر ، پیش بینی های اوست که اغلب به واقعیت پیوسته اند. بیهوده نیست که او را ((پیامبر اختراعات قرن بیستم )) لقب داده اند . ژول ورن در ((خانه ی متحرک )) اختراع اتومبیل را نوید می دهد. در ((فاتح اسمانها )) هلیکپتر را ، در ((بیست فرسنگ زیر دریا )) زیر دریایی را ، در ((سفر به ماه )) و ((گردش به دور ماه )) سفینه های فضایی را ، در (( قلعه ی مرموز )) تلفن و رقص نور و صدا را و . . . افزون بر این ، نکته های ارزشمند بسیاری در اثار او نهفنه است که به مجموعه کارهای او اعتبار ویژه ای می بخشد : ((ژول ورن )) بر کوشش پیگیرانه ای بشر در دستیابی به ارمانهای خود تائکید میکند و نومیدی را مردود می شمارد. پیش روی همه ی قهرمانان کتابهایش ، موانع عظیمی جلوه گر میشود اما با تلاش وامیدواری بر انها غلبه می کنند. در جله اثار او ((خیر )) بر شر پیروز می شود و سرانجام، انچه به چشم می اید ستایش کائنات و اذعان صادقانه به سرچشمه ی حیات و هستی است. سبک نوشتن ژول ورن وبژگی خاصی داشت.
    او قهرمانان اثار خود را با حوادث و اتفاقات غافلگیرانه روبرو می ساخت و تلاش و تقلای انان را در رهایی از مشکلات و پیشامدها پیش چشم خواننده مجسم میساخت. میتوان گفت که: وی در زمینه ی غافیلگیر کردن قهرمانان اثار و خوانندگان کتاب مهارت فوق العاده ای داشت. گام به گام ماجرای هیجان انگیز تازه ای می افرید تا خواننده به خستگی و ملال دچار نشود. ژول ورن پس از ((پنج هفته در بالن )) که خواننده را با دکتر ((ساموئل )) در بالنی به نام پیروزی همسفر می سازد و دنیای ناشناخته و اسرار امیز افریقا را زیر پایش می گستراند، رمان ((ماجرای ناخدا هاتراس )) را عرضه کرد. در این ماجرا ناخدا هاتراس با مخاطرات بسیاری بر قطعات یخ قطب روبرو میشود . محبوبیت و تاثیر گذاری این اثر تا بدانجا رسید که دو تن از کاشفان قطب شمال نامهای دریاسالار پیرد و ژان شارکو به تاثیر عمیق و گره گشای ان بر سفرهایشان اعتراف کرده ا ند. اکنون ژول ورن در اسمان ادبیات جهان درخشیدن گرفته بود. مسافرت به مرکز زمین ، سفر به کره ماه و گردش به دور مهه بر این درخشش افزود.
    این دو اثر اخر ، بر محاسبات ریاضی استوار بود. ژول ورن از احتمال سفری سخن می گفت که ارزوی دیرینه ی انسانها به شمار می ر فت : سفر به سیارات و کشف فضا ... شگفتا که دیری نپایید که این احتمال به یقین پیوست. ((فرزندان ناخدا گرانت )) بر محبوبیت ژول ورن در چهار گوشه ی جهان افزود و بیست هزار فر سنگ زیر دریا موجب شد که جایزه ی اکادمی فرانسه را به دست اورد . این اثر که پیش از به کتاب درامدن توسط انتشارات هتزل به صورت پاورقی در روزنامه ی تان به چاپ می رسید ، از طرف خبر نگاران خارجی مقیم فرانسه ، روزانه به وسیله ی تلگراف به روزنامه های کشورشان مخابره می شد . دور دنیا در هشتاد روز که پس از انتشار ، به صورت نمایش بر صحنه ی تاتر به اجرا درامد ، مدت دوسال بر صحنه بود ، بی انکه شمار تماشا گرانش کاهش یابد. میشل استرو گف نیز از چنین موفقیتی نصیب برد و به ویژه مورد توجه زنان پاریس واقع شد. اثار بعدی زول ورن هر یک بر محبوبیت او افزودندو نام وی را بیش از پیش پر اوازه ساختند. ... و اما عضو محفل یازده مرد مجرد سر انجام در سال 1857 به ازدواج تن داد و با بیوه زنی بیست و شش ساله به نام (( هونورین ان هبمورین )) که دو فرزند داشت ، پیمان زناشویی بست و میشل ورن در سوم اوت 1861 پا دنیا نهاد .
    ژول ورن برادری به نام پل و سه خواهر به نامهای : انا، ماتیلا و ماری داشت . به سال 1866 جوانی دیوانه از بستگان ، او را هدف گلوله قرار داد که در نتیجه پایش اسیب دید و از ان به بعد زمینگیر شد . با این همه با عشقی شور انگیز به نوشتن ادامه داد و به سال 1896 در برابر پرچم رانوشت . در این زمان چشمش اب اورده بود و خود معترف بود که یارای نوشتن ندارد . با این حال ، ابو الهو لهای یخ ، وصیتنامه ی مرد دیوانه ، درامی در لیونی و فانوسی بر فراز دنیا را به نگارش دراورد . او که بسیاری از اختراعات را پیش بینی کرده بود ، مرگ خود را نیز به راحتی پیش بینی کرد . به همین خاطر روزی به همسرش گفت : این بار به جای پزشک ، برایم کشیش بیاورید . و سرانجام در بیست و چهارم مارس 1905 چشم بر جهان فرو بست . اکنون پیکره ی یاد بود این نویسنده ی همیشه جاوید در زادگاهش نانت بر پاست و اثارش همه ساله در چاپهای متعدد و به زبانهای مختلف دنیا انتشار می یابد و از استقبال گرم خواستارانش بر خوردار می شود .
    آثار:
    • نوولِ مارتین پاژ-۱۸۵۲
    • نمایشنامه کولی مابارد-۱۸۵۳
    • ارباب زکریا-۱۸۵۴
    • ترانه کمدی «یازده روز در پایتخت»-۱۸۶۰
    • پنج هفته در بالن- ۱۸۶۲
    • سفر به مرکز زمین- ۱۸۶۴
    • از زمین تا ماه- ۱۸۶۵
    • فرزندان کاپیتان گرانت – ۱۸۶۷
    • جغرافیای مصور فرانسه و مستعمرات آن-۱۸۶۸
    • سفر به مدار ماه – ۱۸۷۰
    • بیست هزار فرسنگ زیر دریا - ۱۸۶۹
    • دور دنیا در هشتاد روز – ۱۸۷۳
    • جزیره اسرارآمیز – ۱۸۷۴
    • میشل استروگوف – ۱۸۷۶
    • خطهای سیاه-۱۸۷۷
    • تاریخ مسافتهای بزرگ و مسافران نامدار-۱۸۷۸
    • ابوالهول یخی
    • ناخدای پانزده ساله-۱۸۷۸
    • مسافرت در راه چین-۱۸۷۹
    • پانصد میلیون-۱۸۷۹
    • اشعه سبز-۱۸۷۹
    • فرشته لجباز-۱۸۸۳
    • ماتیاس ساندروف-۱۸۸۵
    • جزیرهای در آتش-۱۸۸۴
    • فاتح شبگرد-۱۸۸۰
    • روبر فاتح
    • دو سال تعطیلات-۱۸۸۸
    • کاخ کارپاتها-۱۸۹۲
    • جزیره آفتابپرستان-۱۸۹۵
    • در برابر پرچم-۱۸۹۶
    • یک درام در لیونی-۱۹۰۴
    • صاحب جهان-۱۹۰۴
    • جنگلهای تاریک آمازون
    • انسانهای میمون نما (شهر شناور)
    • کاروان لجوج
    • پایان دنیا
    • مدرسه رابینسونها
    • اژدهای دریایی
    • خانه متحرک
    • سرزمین تاریکی
    • دیوار چین
    • آوارگان جزیره
    • آتشفشان طلایی
    • فاتح آسمانها
    • آخرین هدیه
    • زیر زمین اژدها(پانصد ملیون ثروت)
    • اسرار کشتی سنتیا
    • سوداگرای پوست
    • فانوس دریایی
    • ماجراهای ناخدا هاتراس
    • ماجراهای آفریقا
    • آقای سزار
    • قهرمان سرزمین زمرد
    • فرزند ایرلند(جلد دوم قهرمان سرزمین زمرد)
    • جزیرهای در آتش
    • جزیره یخبندان
    • حادثهای در لیونی
    • شکار شهاب
    • در سیارات چه میگذرد؟
    • کشتی شکستگان
    • تونل زیر دریایی(در برابر پرچم)
    • سفر به صحرای اسرار آمیز(هجوم دریا)
    • قلعه مرموز(قصر کارپاتها)
    • اشعه سبز
    • سفر پر ماجرا
    • سیاره سرگردان
    • جزیره آفتاب پرست
    • ابوالهول یخها
    • ماتیاس ساندروف
    • فرزندان کاپیتان گرانت
    • سفر به مرکز زمین
    • سفر به کره ماه
    • جزیره اسرار آمیز
    • میشل استروگف
    • دور دنیا در ۸۰ روز
    • ناخدای ۱۵ ساله
    • جنگلهای تاریک آمازون
    • ۲۰۰۰۰فرسنگ زیر دریا
    • خطهای سیاه
    • ۲سال تعطیلات
    • دلاور
    • ستاره جنوب
    • ۵هفته در بالن
    • جزیره ناشناخته
    • پاریس در قرن بیستم
    • ستاره جنوب
    • ۵هفته در بالن
    • جزیره ناشناخته
    • پاریس در قرن بیستم
    ویرایش توسط zm.matin : 1390,06,30 در ساعت ساعت : 02:17




  2. Top | #2

    کاربر نیمه فعال


    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1390
    نوشته ها
    353
    میانگین پست در روز
    0.28
    محل سکونت
    ........
    تشکر از کاربر
    4,227
    تشکر شده 4,723 در 819 پست
    حالت من
    Movafagh
    اندازه فونت

    پیش فرض

    خیلی کامل و جامع بود
    واقعا هم کتابای ژول ورن همینطوریه
    تو چنتا از کتابایی که من ازش خوندم انقد جزئیات چیزایی که هنوز اون زمان اختراع نشده رو خوب توضیح میده که آدم باورش نمیشه اونا ندیده و همش به خاطر تحقیقات و تخیل خودشه
    حقیقت تلــــــخ....بهتر از دروغای شیــــــرینه..

  3. 3 کاربر از پست bani* تشکر کرده اند .


  4. Top | #3

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    بهمن 1390
    نوشته ها
    1,665
    میانگین پست در روز
    1.66
    محل سکونت
    وسط جهنــــمی به نام زندگـــــــــــــی
    تشکر از کاربر
    35,285
    تشکر شده 8,006 در 2,532 پست
    حالت من
    LEH
    اندازه فونت

    Smile بیوگرافی ژول ورن | Jules Verne

    ژول ورن
    ژول ورن در تاریخ 8 فوریه 1828 به دنیا آمد . او بزرگترین نویسنده ای است که سبک نگارش داستانهای علمی وتخیلی را پایه گذاری کرد و نخستین کسی بود که کوشید مرزهای تصنعی بین ادبیات وعلوم را از میان برداردو بسیاری از کشفیات واختراعات که در کتابهایش از آنها سخن می راند،چند دهه بعد از مرگ وی به نحو شگفت آوری به تحقق پیوست . در دو دهه اخیر قسمت جالبی از آثاز ژول ورن به زبان فارسی ترجمه شده و مورد توجه خوانندگان قرار کرفته است . بسیاری از داستانهای جالب و خواندنی او به صورت فیلمهای سینمایی وتلویزیونی و کارتون در آمده و هم وطنان این فرصت را یافته اند که ضمن سرگرم شدن هرچه بیشتر با آثار ااین نویسنده بزرگ آشنا شوند . پدش پیر یک وکیل دادگستری مقیم شهر نانت بود ومادرش سوفی آلوت دو لانام داشت . ژول ورن یک برادر به نام پل وسه خوهر آنا ،ماتید و ماری داشت. ژول ورن نکته سنجی و هوشمندی را از خوانواده پدر و قوه تخیل و تصور دل انگیز و تا اندازه ای پرآشوب را از خوانوده مادر به ارث برد . بین پنج وشش سالگی زول ورن به مدرسه ای می رفت که خانمی به نام مادام سانی ،بیوه یک ناخدا آنرا اداره می کرد. در نه سالگی به مدرسه مذهبی دوناتیان در شهر نانت سپرده شد واسناد و مدارک نشان می دهد که و یدر مدسه دانش آموزی ممتاز بوده است .د رتابستان 1839 زمانی که پسر یازده سال ونیمه بود فلو رزنان در بندرگاه شنید که یک کشتی سه دکله اقیانوس به نام کوراغ بی قرار است خبر بر هند شرقی شود . ژول ورن تصمیم گرفت به جای پسرک مستخدم کشتی سوار بر کورآبی شود خبر هند شرقی برود و برای دختر عمو یش کارو لین گردنبندی از مرجان بیاورد . ژول ورن از همان دوران کودکی به این دختر عمویش علاقه خاصی داشت پبی به موقع از نقشه ژول ورن آگاه شد و او را به خانه بازگرداند ژول ورن به مادش قول داد که خبر در عالم تخیل سفر نکند. کارولین دوشیزه ای زیبا و مقبول بود و خواستگاران فراوانی داشت و وقتی با جوانی به نام وزانی ازدواج کرد،ژول ورن سخت دلشکسته شد و در آینده در دو ماجرای عشقی دیگر نیز شکست خورد . در سال 1846 در شهر نانت به تحصیل در رشته حقوق پرداخت و پس آن پدش تصمیم گرفتاو را به پاریس مزرعه بزرگی او به نام رزانی شارئول ائزام دارد. در پاریس در امتحانات سال اول رشته حقوق شرکت کردو قبول شد. تقریبا از سال 1847 شروع به نگارش کرد. ابتدا نمایش نامه هایی برای تواتر می نوشت . نخستین کوشش های او با موفقیت چندانی مواجه نبود تا اینکه با ژول هنری و ناشر و نویسنده جمهوری خواه پرشور آشنا شد و این آشنایی موجب شد تا استعداد و نبوغ خود را کشف کند و با آمیختن واقعیت و تخیل به خلق آثار جاودانی چون بیست هزار فرسنگ زیر دریا سفر به مرکز زمین دور دنیا در 80 روز بزند. اندک زمانی پس از ورود به پاریس ،عمویش شاتوبورگ او را به یکی از دوستان قدیمی سوفی ،مادرش به نام مادام باور معرفی کرد. این خانم فریان نویسندگان وهنر منران بود . در خانه مادام باور با شوالیه وارپالیتینی که در کف بینی تخصص داشت و از دوستان الکساندر و مای پدر بود آشنا شد . وارپارینتی ژول ورن را به نویسنده سه تفنگدار معرفی کرد و از ایت طریق وی به جرگه نویسندگانی پیوست که بر الکساندر و ما و درش جمع می شدند . زمانی که ژول ورن با الکساندر مای پدر آشنا شد ،این نویسنده چهل وهفت سال داشت و از ال 1846 مدیر منتقد یک تئاتر بود که در 20 فوریه 1847 به نام تئاتر بود که در 20 فوریه 1847 به نام تئاتر که در 20 فوریه به نام تئاتر هیستوریک گشایش یافته بود.ژول ورن نمایشنامه های متعددی نوشت که در این تئاتر به روی صحنه آمدند. از آنجایی که نمی توانست تنها از طریق نمایشنامه نویس امرار معاش کند ،در یک دفتر مشاوره حقوقی با حقوق پنجاه فرانک د رماه استخدام شد ولی پس از مدتی آن را رها کرد زیرا وقتی برای نویسندگب برایش نمی ماند .

    سپس کاری در بانک بدست آورد ولی از آن هم خسته شد و تصمیم گرفت از طریق تدریس خصوصی به دانشجویان رشته حقوق در آمدی حاصل کند. =درش از او می خواست به نانت برود و اداره دفتر وکالت پدرش را بر عهده بگیرد. ولی ژول ورن در جریان سفری به نانت پدرش را متقاعد ساخت که به هیچ قیمتی حاضر نیست شغل او را دنبال کند و در نتیجه پدرش با اندوه ناشی از برباد رفتن نقشه وآرزو هایش د رتاریخ 19 آوریل 1845 ،دفتر وکالتی را که در اداره ومعتبر ساختن آن سالیان دراز وقت و نیرو صرف کرده بود و به شخص دیگری واگذار کرد . وقی ژول ورن به پاریس بازگشت کوشد از کار خود در تئاتر کناره گی ری کند زیرا متو جه شده بود که وظایفش در تئاتر برای او فرصتی باقی نمی گذارد تا به کارهای دل خواهش برسد ولی با کنره گیری او موافقت نشد . از سویی کارهای وی در زمینه نمایش نامه نویسی از درخشش چندانی برخوردار نبود و با این کار اودر حقیقت وقت و نیروی خودرا بیهوده تلف می کرد . در حقیقت استعداد واقعی وی در زمینه داستان نویسی بود او باید تمام استعدادهای خودرادر این زمینه به کار می بست. پیتر شواله که روز نامخ نگار و سردبیر مجله موزه خانواده ها بود رمان نخستین ملوان نیروی دریایی مکزیک را در سال 1352 در مجله خود منتشر کردو این شخص ژول ورن را به چند نفر ار سر شناسان زمان از جمله ژاک آراگوه برد در ستاره شناس معروف فرانسواآراگو معرفی کرد. ژاک ارگوه سیا کهنه کار و ور زیده بود . معادن طلای ساکرمانتو در ایالت کالیفرنیا رفته بود و در سال 1855 در 56 سالگی عازم کشف نقط نا شناخته برزیل شد که در هماجا مد رود گفت . ولی ژول ورن رفت و آمد خود را با براد ر وی فرانسوا آراگو قطع نکرد . در انن زمان جمعی از دانشمندان و جغرافی دانان و سیاهان در خانه ژاک آراگو گرد می آمدند و ژول ورن در مباحث آنها شرکت می کرد و همین موضوع نتیجه وعلاقه او را به علوم برانگیخت . در آن زمان بیست و دو سال بیشتر نداشت . ولی به نظر می آمد که این دوره از زندگی در تعیین حرفه وی و آینده اش نقطه عطفی محسوب می شد . در این دوران ژول ورن داستانهای گارالن پورا می خواند. شار بخشی از آثار پورا به فرانسه ترجمه کرده است.ژول ورن در نتیجه خواندن آثار ارگالن پو متوجه شد کخ از آمیزه فانتزی و تخیل و با تعقل ومنطق چه نتیجه شگرفی می توان به دست آورد . استفاده از علوم در آثار ورن برای نخستین بار در داستانهای استاد زاخارایی یا ساعتی که روح خود را ازدست داده است ظاهر شد. تا سال 1856 هنوز ازدواج نکرده بود و در این موقع بیش از هر زمان دیگر نیاز به مصاحبی غمخوارو با عوطف را با همه وجودش احساس کرد . از آن گذشته رویاهایی که به صورت یک نوجوان شهرستانی جویای نام برای فتح هرچه زودتر پاریس به سر میبرد با نا امیدی و شکست مواجه گشته بود . از همه بدتر بیمار بود و حضور زنی در کنار بسترش می توانست بسیار سودمند وشفابخش باشد . در اوایل ماه مه 1856 به شهر آمین رفت تا به عنوان ساقدوش یکی از همشاگردیهای دوران دانشکده در مراسم ازد.واج او حضور یابد که لا هوتورین خواهر بیوه عروس که دو فرزند داشت آشنا شد . این زن جوان زیبا بیستوشش ساله از شوهر نخستین خود دو دوختر خردسال به نامهای والتین و سوزان داشت ولی این موضوع برای ژول ورن اصلا اهمیتی نداشت و سر انجام در دهم ژانویه 1857 با او ازدواج کرد. زوج جوان همانطور که نظر داشتند در پاریس اقامت گزیدند و ظرف چند سال به تدریج که وضع مالی ژول ورن رو به بهبودی می گذاشت این خانواده پنج بار منزلشان را تغییر دادند و هر بار به خانه بهتری می رفتند. ژول ورن در آوریل سال 1846 مقاله ای درباره ادگار آلن پو در مجله موزه خانواده ها منتشر می کند. از خوانن این مقاله برای ماروشن می شود که ژول ورن از ادگارالن پو چه آموخت و چه تاثیری پذیرفت :ابداع در موقعیت ها و صحنه ها و تشریح دقیق آن واقعیات انتخاب موضوع ها و چیز هایی نظیر آن ولی قهرمان وشخصیت های داستانهای ژول ورن هیچگاه نا سالم وعصبی مزاج نیستند . ژول ورن در آثار خود از شیوه محض تخیل آن سان که در آثار ادگار الن پو دیده می شود پیروی نمیکرد بلکه از روش فرضیه پردازی سود می برد و تاثیر نیروی این روش تا بدان اندازه بود که اشتباهات ژول ورن به مراتب از واقعیاتی که اساس و پایه فرضیات وی را تشکیل می دادند فراتر رفت و به مرحله پیشگویهای بدیع و حیرت آور رسید. ژول ورن با قدرت اعجاب آوری واقعیات علمی را بخیل داستان سرایی می پردازد ،بدون آنکه هیچگاه جانب اعتدال را از دست بدهد با شرح جرئیات هر واقعه در هر محل وث می شد جو ی آمیخته با تهدید و اسرار بیافریند که اعصاب خواننده را پیوسته تحت تاثیر بیم وامید و کنجکاوی و شوق دانستن آنچه بعدا پیش می آید ،نگاه دارد ژول ورن با وضوح وچیره دستی هرچه تمام تر احساسات هیجان آور و دلهره انگیز را در وجود خواننده بر می انگیزد و صحنه آمیخته با خشونت و اعمال بسیار تخیلی و محیر العقول را به مناظر و رویدادهای رویایی و آرامش بخش یک در میان جایگزینی می کند تا خواننده بتواند اندکی سا و بار دیگر به پیشتاز صحنه ای پرهیجان و اضطراب آور برود .

    قهرمان داستانهایش آدماهی کاملا زند وملموس هستند و دنیایی که در آن زندگی می کنند واقعی است دنیای ژول ورن دنیای ارواح نیست بلکه دنیایی است که همه در آن زندگی می کنند ،دنیای زنده ها و جانداران است در واقع در سراسر آثار ژول ورن تنها سه اثر می یابیم که می توانیم آنهرا با مسیر وسفری در دنیای اسرار آمیز بیابیم :سفر به مرکز زمین،کشتی شانسولر ،یک ماجرای اسرار آمیز دقطب جنوب . زنانی که ژول ورن در داستانهایش تصویر می کند همیشه مهربان و شجاع هستند و در بسیاری موارد نقش آنان الهام بخش وتشویق قهرمانان مرد به انجام کارهای مخاطره آمیز است . وقتی کا ربدانی می رسد که زنان در یک آثار ژول ورن نقشی اساسی و مستقیم در ایجاد ماجراها داشته باشند ،اینگونه زنان موجوداتی باهوش ،پرهیجان و فعال تصویر می شوند . زنان داستانهای ژول ورن از زمره قهرمانان زنی که ما عادت کرده ایم در داستانها بیابیم نیستند این زنان به نظر نمیرسند از نوع بشر باشند زیرا دشواریها و مسائل مربئط به روابط جنسی وجود ندارد . ژول ورن در جواب نا مه ای به ژول هزل می نویسد من در بیان احساسات عاشقانه خیلی ناشی و خام هستم . از اینکه کلمه عشق را روی کاغذ بنویسم هراس دارم. تو از من می خواهی هر از گاهی چند کلمه درباره احساس و عاطفه و عشق بر زبان قهرمانانم جاری سازم. ولی چه می شود کرد که چنین سخنانی بر زبان قهرمانان من نمی آید. زول ورن هیچگاه با این فکر مخالف نبود که در حین اشتغال به نگارش یک داستان در صورتیکه اندیشه بکر و بدیع به خاطرش خطور کند که بتواند در کتاب دیگری به کار آید ،کار نگارش داستان نخستین را رها کند و به داستان جدید روی آورد . در مورد کتاب کشتی شانسور به دوستش می نویسد وقتی به دیدار مجدد تو موفق شدم دو جلد داستان آماده شده در اختیارت خواهم گذاشت یکی از این دو جلد داستانی را که برایت خواهم آورد و منبه وحشتناکی واقع بینانه است. عنوان این داستان را کشتی شانسلور نهاده ام به گمان خودم از نظر محتوای صحنه های دلهره آور از داستان غرق شدن کشتی مرفور هم جالب تر و تکان دهنده تر است . و از آن هم مهمتر اینکه اگر اشتباه نکرده باشم ،جملگی این صحنه های دلهره آور بسیار واقعی می نماید . این کتاب در سال1875 منتشر گردید. ژول ورن تنها یک فرزند به نام میشل داشت . میشل پسری نا فرمان و ولخرج بود و ژول ورن از جانب او بسیار نگران بود. وقتی که هم میشل جوانی بالغ شد هرگز با پدر خود روابط خوبی نداشت . احتمالا انگیزه ژول ورن برای نگارش داستان کرامان لجباز ،پسرش میشل بوده است. وضع سلامت مزاج ژول ورن روز به روز به وخامت می گرایید . درد ناشی از انبساط معده و رماتیسم و سر گیجه و یروز به روز بشتر میشد . در اواسط ماه مارس 1905 به سختی بیمار و بستری شد . ظاهرا از بیماری قند بسیار رنج می برد و سر اجام د رساعت 8 بامداد روز 24 مار س1905 در هفتاده هشت سالگی جهان را به درود گفت هو نورتن پنج سال بعد از مرگ شو هرش در تاریخ 29 ژانویه 1910 در هشتاد سالگی درگذشت. او را در کنار قبر شوهر شبه خاک سپردند
    .

    تشکر فراموش نشه.....
     برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید


  5. کاربر زیر از پست $*~fire~*$ تشکر کرده است .


  6. Top | #4

    رمان نویس انجمن


    تاریخ عضویت
    دی 1388
    نوشته ها
    784
    میانگین پست در روز
    0.45
    محل سکونت
    الـــــــبرز
    تشکر از کاربر
    6,980
    تشکر شده 279,434 در 1,103 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    بچگی هام خیلی می خوندم کتاباشو...
    ممنون


    یکبار هم که آمده ای، ما را
    مهمان به قهوه ی قجری کردی!



  7. کاربر زیر از پست naqme تشکر کرده است .


  8. Top | #5

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1392
    نوشته ها
    865
    میانگین پست در روز
    1.63
    تشکر از کاربر
    3,015
    تشکر شده 2,050 در 517 پست
    حالت من
    Bitafavot
    اندازه فونت

    پیش فرض

    من عاشقشمممممممممممممممممممم ...
    نفس میکشم تا به جای مرده ها خاکم نکنند ..!!
    اینگونه است حال من ..
    دیگر چیزی نپرس ..!!
     برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید

     برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید


  9. کاربر زیر از پست Hani_Juni تشکر کرده است .


  10. Top | #6

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    تیر 1391
    نوشته ها
    4,572
    میانگین پست در روز
    5.35
    محل سکونت
    زیر آسمان شهر
    تشکر از کاربر
    7,819
    تشکر شده 4,261 در 2,559 پست
    حالت من
    Kesel
    اندازه فونت

    پیش فرض

    خیلی هم جالب نیست.اسم بیرون کرده



    از هیاهوی زمین خسته شدم.

    سهراب!

    قایقت جایی برای من دارد؟



  11. کاربر زیر از پست **paria تشکر کرده است .


  12. Top | #7

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    آبان 1390
    نوشته ها
    2,026
    میانگین پست در روز
    1.86
    محل سکونت
    مشهد
    تشکر از کاربر
    1,131
    تشکر شده 7,917 در 1,144 پست
    حالت من
    Badjens
    اندازه فونت

    پیش فرض

    یکی دو تا از کاراشو از کتابخونه ی مدرسه مون گرفتم و خوندم و قبلا
    جالب بودن

  13. Top | #8

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    خرداد 1392
    نوشته ها
    27
    میانگین پست در روز
    0.06
    محل سکونت
    iran-north
    تشکر از کاربر
    8
    تشکر شده 55 در 22 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    مرسی حرف نداشت!!!!
    بزرگترین اقیانوس آرام است
    آرام باش تا بزرگترین باشی

    مکالمه بين لئوناردو باف و دالايىلاما

    لئوناردو باف يک پژوهشگر دينى معروف در
    برزيل است. متن زير، نوشته اوست
    در ميزگردى که درباره «دين و آزادى» برپا
    شده بود و دالايىلاما هم در آن
    حضور داشت، من با کنجکاوى، و البته کمى
    بدجنسى، از او پرسيدم: عالى جناب،
    بهترين دين کدام است؟
    خودم فکر کردم که او لابد خواهد گفت
    «بودايى» يا «اديان شرقى که خيلى
    قديمىتر از مسيحيت هستند.»
    دالايىلاما کمى درنگ کرد، لبخندى زد و به
    چشمان من خيره شد ... و آنگاه گفت
    «بهترين دين، آن است که از شما آدم بهترى
    بسازد.»
    من که از چنين پاسخ خردمندانهاى شرمنده
    شده بودم، پرسيدم
    آنچه مرا انسان بهترى مىسازد چيست؟
    او پاسخ داد
    «هر چيز که شما را دلرحمتر،
    فهميدهتر، مستقلتر، بىطرفتر،
    بامحبتتر، انسان دوستتر، با
    مسئوليتتر و اخلاقىتر سازد
    دينى که اين کار را براى شما بکند، بهترين
    دين است»
    من لحظهاى ساکت ماندم و به حرفهاى
    خردمندانة او انديشيدم. به نظر من
    پيامى که در پشت حرفهاى او قرار دارد
    چنين است
    دوست من! اين که تو به چه دينى اعتقاد دارى
    و يا اين که اصلاً به هيچ
    دينى اعتقاد ندارى، براى من اهميت ندارد
    آنچه براى من اهميت دارد، رفتار
    تو در خانه، در خانواده، در محل کار، در
    جامعه و در کلّ جهان است
    به ياد داشته باش، عالم هستى بازتاب اعمال
    و افکار ماست
    قانون عمل و عکسالعمل فقط منحصر به فيزيک
    نيست. در روابط انسانى هم صادق است
    اگر خوبى کنى، خوبى مىبينى
    و اگر بدى کنى، بدى
    هميشه چيزهايى را به دست خواهى آورد که
    براى ديگران نيز همانها را آرزو کنى
    شاد بودن، هدف نيست. يک انتخاب است
    هيچ دينى بالاتر از حقيقت وجود ندارد

  14. Top | #9

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    تیر 1392
    نوشته ها
    1,223
    میانگین پست در روز
    2.51
    محل سکونت
    خـــرمشــهــر!
    تشکر از کاربر
    3,458
    تشکر شده 14,157 در 1,082 پست
    حالت من
    Deltang
    اندازه فونت

    پیش فرض

    آفرین باریکلا کارش درست
    چندتا از کتاباشو خوندم
    دست به قلم توپی داره...
    یاد من باشد ... فردا صبح جوری دیگر باشم ...
    بد نگویم به هوا ، اب ، زمین ... مهربان باشم با مردم شهر ...
    و فراموش کنم هرچه گذشت ... خانه ی دل بتکانم از غم ...
    / فریـدون مشـیـری/



    عکس نویسنده های انجمن نودهشتیا


  15. Top | #10

    کاربر نیمه فعال


    تاریخ عضویت
    اسفند 1392
    نوشته ها
    491
    میانگین پست در روز
    2.19
    محل سکونت
    tehran
    تشکر از کاربر
    874
    تشکر شده 1,368 در 425 پست
    حالت من
    Relax
    اندازه فونت

    Smile زندگی نامه ژول ورن

    ژول گابریل ورن
    ژول ورن در سن پنجاه سالگی.
    زادروز ۸ فوریه ۱۸۲۸
    نانت، فرانسه درگذشت ۲۴ مارس ۱۹۰۵
    امیان، فرانسه ملیت فرانسوی سالهای فعالیت ۱۸۵۰ تا ۱۹۰۵ (میلادی) آثار بیست هزار فرسنگ زیر دریا
    سفر به مرکز زمین
    دور دنیا در هشتاد روز
    جزیره اسرارآمیز همسر مورل ورن فرزندان میشل ورن

    ژول گابریل ورن (به فرانسوی: Jules Verne)‏ (۱۹۰۵-۱۸۲۸) نویسنده، شاعر و نمایشنامهنویس فرانسوی بود که بیشتر شهرتاش را مدیون نگارش کتابهای ماجراییاش است که دنیای داستانهای علمی–تخیلی را دگرگون کرد.
    ژول ورن در هشتم فوریه ۱۸۲۸ میلادی در یک خانواده مرفه در منطقهی بندری شهر نانت فرانسه به دنیا آمد. به خواست پدرش تحصیلاتاش را در رشته حقوق به پایان برد، اما ذوق نمایشنامهنویسی و رماننویسی او را بر آن داشت که کمکم به سوی ادبیات کشیده شود. در ابتدا هرچند موفق نبود و از دیدگاه مالی هم در مضیقه افتاد، اما سپس پیشرفت سریعی کرد.[۱]
    پنجگانهی مشهور او که دربرگیرندهی کتابهای سفر به مرکز زمین، بیست هزار فرسنگ زیر دریا و دور دنیا در هشتاد روز است، شهرتی جهانگیر به وی داد. از سال ۱۹۷۹ میلادی، او دومین نویسندهای است که کتابهایش بیشترین بازگردانی را به زبانهای گوناگون جهان داشته است. پیش و پس از او بهترتیب آگاتا کریستی و شکسپیر، نویسندههای انگلیسی جا دارند.[۲]
    در آغاز آثار ژول ورن تنها در میان کودکان طرفداران و علاقهمندانی داشت تا آن که منتقد و نویسندهای به نام مارسل موره (۱۹۶۹-۱۸۸۷) چندین کتاب و رساله درباره ژول ورن نوشت و او را چنان که بود به دنیا معرفی کرد. مارسل موره در دو کتاب: «ژول ورن بسیار شگفت انگیز» (۱۹۶۰) و «اکتشافات ژول ورن» (۱۹۶۳) ژول ورن را به دنیا شناساند و از آن به بعد دوستداران ادب با نظر جدی تری به ژول ورن مینگرند.
    ژول ورن که هفتاد و هفت سال (۱۹۰۵ - ۱۸۲۹) درین کره خاکی زیست، نزدیک به هشتاد داستان دراز و کوتاه و رساله نوشتهٔ پژوهشی و نوشتار نوشتهاست. مانند تاریخ مصر و فرانسه و مستعمرههایش (۱۸۶۸) تاریخ رهنوردیهای بزرگ و رهنوردیهای بزرگ (۱۸۷۸) کریستف کلمب (۱۸۸۳) و افزون بر آن پانزده نمایشنامه نوشته که در آن دوره بروی صحنه رفتهاست . با این باز یاد این نکته بایستهاست که نام اوری او با سه درازداستان نام آورش پنج هفته در بالن و رهنوردی به میان زمین و از ماه به زمین آغاز شد. با این باز دلکش اینکه در دورانی که نویسندگان خوش قریحه وچیره دستی چون بالزاک، دیکنز، الکساندر دوما و تولستوی و داستایوفسکی، تورگنیف، فلوبر، استاندال و جورج الیوت و امیل زولا و دهها نویسنده نامدار دیگر بودند، ژول ورن نه تنها نویسنده و گردآور ورزیده جای خود را باز کرد، بلکه با پیش بینیهای ارزنده و روشن بینانهٔ خود، چراغ راهنمای نوآوران و دانشمندان در نیم و حتی یک سده پس از آن گردید که شایع است کشتی هستهای ناتیلوس از روی نوشتهٔ نامدار او هشتاد فرسنگ زیر دریا ساخته شد و به همین روی نام آن کشتی افسانهای بر این کشتی راستین نهاده شد.
    زندگی

    ژول ورن در ۸ فوریه ۱۸۲۸ در شهر نانت به گیتی آمد. پدرش پیر ورن در سال ۱۸۲۷ با دختری از نانت عروسی کرده بود و هر چند که خانواده دختر از توانگری سرشاری برخوردار بود، پیر ورن که دلبستگی به آموختن و خواندن داشت به کار وکالت پرداخت. ژول ورن برادری به نام پل (۱۸۹۷ - ۱۸۲۹) و سه خواهر به نامهای آنا، ماتیلد و ماری داشت.




    در سال ۱۸۳۹ سوار بر کشتی خویش به نخستین دریانوردی دور و درازش پرداخت و به هند رفت. در سال ۱۸۴۴ در دبیرستان نانت نام مینویسد و به آموختن سخنوری و فلسفه میپردازد. پس از گرفتن گواهینامه به پیشنهاد پدر به کارهای حقوقی راه مییابد. هم زمان به نوشتن نمایشنامه و اندوه نمایش (تراژدی) میپردازد با این حال از سوی خانواده برای نوشتن داستانهای اندوه انگیز به او حمله میشود و کما بیش از آن دست میکشد. در سال ۱۸۴۸ با گرفتن اجازه از پدر برای دنبالهٔ آموختن در رشته حقوق به پاریس میرود با بهرهوری از فرصت میکوشد تا نمایشنامههای خود را به روی صحنه ببرد. با این حال کارها آن جور که جوان ساده دل شهرستانی میاندیشید برابر کام پیش نمیرود، پدر ماهانهٔ اندکی برای او میفرستد و او ناچار برای گذارن زیست هزینهٔ آموختن باید با دشواری بکوشد و صرفه جویی کند. جوری که برای خریدن بلیت نمایش شکسپیر ناچار میشود سه روز از خوردن خوراک رو برگرداند. با این حال در همهٔ این چندگاه دمی از کار نوشتن باز نمیماند و همچنان به آفریدن نوشتههای گرانمایهٔ خود دنباله میدهد و درین چند گاه که الکساندر دوما روی آور ذوق و قریحهٔ وی شدهاست نویسندهٔ جوان را به زیر و بال و پر خود میگیرد و حتی برای دیدن نمایشنامهها او را به لژ ویژهٔ خود میفرستد (نمایشنامهٔ جوانان تفنگدار) در سال ۱۸۴۹ با الهام از دوما سه نمایشنامه مینویسد که یکی را دومای پدر میپسندد و در سال ۱۸۵۰ نمایشنامه ی یاد شده به نام «پوشالهای برباد رفته» بر نمایشخانه (تئاتر) تاریخ ی برروی صحنه میرود و با کامیابی نسبی روبرو میشود. ژول ورن دنبالهٔ آموختن در رشتهٔ حقوق را فراموش نمیکند و به درخواست پدر قرار است پس از فراغت از آموختن در شهر نانت به کار دادگویی بپردازد. با این حال مهر نویسندگی او را بخود نمیگذارد و روانه پاریس میشود. برای روزگذراندن ناچار به تدریس میشود و در آن حال به نوشتن میپردازد و دستاورد آن روزگار چند نسک است که در سالیان پس از آن زیر نام شگفتین فضانوردیها پخش میشود. در سال ۱۸۵۲ ژول ورن نخستین بزرگ نوشتهٔ خود را به نام «مارتین پاز» را که داستانی تاریخی درباره جنگها و برخوردهای هندوها ودورگههای پرونی و اسپانیولی ]ست در رشته پخشگریهای دیرینکدهٔ خانوادهها چاپ کرد. نویسنده ۲۴ ساله فرانسوی اینک به چنان نامآوری رسیده که در همهٔ محفلهای ادبی از ذوق و قریحه و پهناوری دانستههای او بویژه در رشته میژوی گیتی شناسی گفتگو میشود. در سال ۱۸۵۳ نمایشنامه دیگر ژول ورن در نمایشخانه لیریک با کامیابی فراوانی روبرو میشود. سپسین سال نخستین دراز داستان خود به نام ارباب زاخاری و زمستانی در قطب جنوب پخش میکند و با این حال از نوشتن نمایشنامه دست برنمی دارد. در سال ۱۸۵۷ با انباز زیستش که بیوهایست بیست و شش ساله آشنا میشود کار به عروسی میکشد. در سالهای ۱۸۵۹ تا ۱۸۶۱ به رهنوردیهای پژوهی خود میپردازد و به اسکاتلند و نروژ اسکاندیناوی میرود. پس از بازگشت اپرتی را بر روی صحنه میبرد. در ۳ اوت ۱۸۶۱ میشل ورن تنها کودک وی به گیتی میآید. در سال ۱۸۶۲ با پخشگری به نام هتزل قرارداد فروش کتاب نامدار خود پنج هفته در بالن را امضا میکند و همکاری این دو بیست سال دنباله مییابد. دلکش اینکه تازه ژول ورن درمی یابد که قریحه او در داستان نویسی است و نخست فرانسه و در زمانی کوتاه پس از آن گیتی از هستی این نویسنده آفریننده آگاه میشود. هتزل که اینک ستارهای را یافته به ژول ورن پیشنهاد همکاری با ماهنامهای به نام آموزش وسرگرمیها را میدهد او میپذیرد و در ۲۰ مارس ۱۶۶۴ سرگذشتهای ناخدا هاتراس را در آن به گونه پانویس پخش میکند و سپس آنرا به صورت کتابی درمیآورد و در سال ۱۸۶۵ رهنوردی به میان زمین و سپس از زمین به ماه را به نام خط سیر یکراست در ۹۷ ساعت و۲۰ دقیقه چاپ میکند. با این حال نباید فراموش کرد که روزنامه جدی و پر خوانندهٔ دبا گفتمانهای پاورقی از زمین به کره ماه و رهنوردی به دور ماه را چاپ کردهاست.

    ژول ورن


    فرزندان ناخدا گرانت (۱۸۶۷) , بیست هزار فرسنگ زیر دریاها (۱۸۶۹) , دور دنیا در هشتاد روز (۱۸۷۳)، جزیره اسرارآمیز (۱۸۷۴میشل استروگف(۱۸۷۶) , هندوهای سیاه ( ۱۸۷۷) , ناخدای پانزده ساله (۱۸۷۸) , گرفتاریهای یک چینی در چین پرتو سبز (۱۸۸۲ (میلادی)) , گرابان سزسخت (۱۸۸۳) , شهر عصبه در آتش (۱۸۸۴) , ماتساس ساندروف (۱۸۸۵) , گشاینده (۱۸۸۶)، دو سال در تعطیلات (۱۸۸۸) , کاخ کارپات (۱۸۹۲ (میلادی)) , رهنوردی به بیابان رازآمیز و گزیره چرخدار (۱۸۹۵) , در برابر درفش (۱۸۹۶) رخدادی در لیوونی (۱۹۰۴) , ارباب گیتی (۱۹۰۴ (میلادی)۱۹۰۴)
    در سال ۱۸۶۶ که ژول ورن به اوج نامآوری و کامیابی خود رسیده بود برای خود یک کشتی گردشی خرید و آن را به نام پسرش سن میشل گذاشت کام ناکام این کشتی گویا برای رهنوردی او ویژگی داشت با این حال در بن ابن قایق ماهیگیری دفتر کار و مرکز مطالعهٔ او شمرده میشد و هنگامی که در دریا ی مانش دریانوردی یا در روی رودخانه سن کشتی میراند، درهمان هنگام به اندیشیدن میپراخت و دستاورد اندیشههای خود را به گونهٔ اثرهای جاودانی به روی کاغذ میآورد. در سال ۱۸۶۷ به همراه برادرش پل با کشتی مجهزی به گریت ایسترن رهسپار آمریکا شد و در بازگشت شاهکار ارزندهٔ خود به نام بیست هزار فرسنگ زیر دریاها را نوشت. در سال ۱۸۷۲ به شهر آمین زادبوم همسرش رفت و در آنجا جای گرفت. دو سال پس از آن یک مهمانخانه خودمانی و این بار یک کشتی گردشی راستین را خرید و نام آنرا سن میشل دوم گذاشت دور گیتی در هشتاد روز را به روی صحنه برد که دو سال با کامیابی بسیار اجرای آن دنباله مییافت. (۱۸۷۴) ژول ورن در سال ۱۸۷۱ پدر و در سال ۱۸۸۷ مادر خود را از دست داد. در سال ۱۸۹۷ برادرش پل رخت به سرزمین دیگر کشید و خود وی در سال ۱۹۰۲ دچار آب مروارید گردید اگر چه که در سالهای نامآوری و سرافرازی چنین یاد کردهاست: «من هیچ گلایهای از زیستن ندارم کم و بیش هر آنچه را میخواستهام، بدست آوردهام.» در سال ۱۸۸۷ - ۱۸۸۶ پس از یک درام خانوادگی که به تیراندازی برادزادهاش به سوی او انجامید و با دو گلوله زخمیاش ساخت و هیچکس هم دلیلش را ندانست، ژول ورن به دنباله کار خود در شورای شهر آمین که از چندی پیش به آن سرگرم بود، پرداخت این جور به نگر میرسد که شخصیت اداری و نویسندگی وی ناهمسازی ندارند و بخوبی یکدیگر را میپذیرند. در یال ۱۸۹۲ به خواهرانش مینویسد: پاریس دیگر مرا نخواهد دید. زندگی نامه نویسان ژول ورن او را در سالهای ۱۹۰۵ - ۱۸۸۴ خاموش افسرده و سرخورده توصیف کرده و این برداشت را از یکی از نامههایی که برای خواهرش فرستاده بدست آوردهاند: «هر جور خوشی و شادی برایم برنتافتنی شده و شخصیت و منش من به کل تغییر کرده و کوفتهایی بر من راه یافته که هرگز از آن رهایی نخواهم یافت.» هرچند که با پشتیبان جویی به نوشتههای دیگر وارونهٔ این دیدمان رفتاری نیز اورده شدهاست. زیرا او تا واپسین دمی که توانا به گرفتن قلم بود از تکاپو دست بر نداشت. حتی یک بار در نزد نویسنده ایتالیایی دوآمی چیس گفته بود: زمانی که من کاری ندارم، احساس میکنم که زندگی از هستیام رخت بر بستهاست. او همچنان به خواندن نوشتههای ادگار آلن پو که بسیار به آن دلبسته بود نوشتن دراز داستان نامدارش ابوالهول یخها دنباله میداد و تا ۲۴ مارس ۱۹۰۵ که به ابدیت میپیوندد ده کتاب دیگر مینویسد. ژول ورن در ۲۴ مارس ۱۹۰۵ بر اثر بیماری دیابت، در شهر آمیین درگذشت.

    آثار



    • نوولِ مارتین پاژ - ۱۸۵۲
    • نمایشنامه کولی مابارد - ۱۸۵۳
    • ارباب زکریا - ۱۸۵۴
    • ترانه کمدی «یازده روز در پایتخت» - ۱۸۶۰
    • پنج هفته در بالن - ۱۸۶۲
    • سفر به اعماق زمین - ۱۸۶۴
    • از زمین تا ماه - ۱۸۶۵
    • ماجراهای ناخدا هاتراس -۱۸۶۶
    • فرزندان کاپیتان گرانت – ۱۸۶۷
    • جغرافیای مصور فرانسه و مستعمرات آن - ۱۸۶۸
    • بیست هزار فرسنگ زیر دریا - ۱۸۶۹
    • سفر به مدار ماه – ۱۸۷۰
    • دور دنیا در هشتاد روز – ۱۸۷۳
    • جزیره اسرار آمیز – ۱۸۷۴
    • میشل استروگوف – ۱۸۷۶
    • خطهای سیاه - ۱۸۷۷
    • تاریخ مسافتهای بزرگ و مسافران نامدار - ۱۸۷۸
    • ناخدای پانزده ساله - ۱۸۷۸
    • مسافرت در راه چین - ۱۸۷۹
    • پانصد میلیون - ۱۸۷۹
    • اشعه سبز - ۱۸۷۹
    • فاتح شبگرد - ۱۸۸۰
    • فرشته لجباز - ۱۸۸۳
    • جزیرهای در آتش - ۱۸۸۴
    • ماتیاس ساندروف - ۱۸۸۵
    • دو سال تعطیلات - ۱۸۸۸
    • کاخ کارپاتها - ۱۸۹۲
    • جزیره آفتابپرستان - ۱۸۹۵
    • در برابر پرچم-۱۸۹۶ (تونل زیر دریایی)
    • یک درام در لیونی-۱۹۰۴
    • صاحب جهان-۱۹۰۴
    • جایزه بزرگ
    • جنگلهای تاریک آمازون
    • انسانهای میمون نما (شهر شناور)
    • کاروان لجوج
    • پایان دنیا





    • مدرسه رابینسونها
    • اژدهای دریایی
    • خانه متحرک
    • سرزمین تاریکی
    • دیوار چین
    • آوارگان جزیره
    • ابوالهول یخی
    • روبر فاتح
    • آتشفشان طلایی
    • فاتح آسمانها
    • آخرین هدیه
    • زیر زمین اژدها(پانصد میلیون ثروت)
    • اسرار کشتی سنتیا
    • سوداگرای پوست
    • فانوس دریایی
    • ماجراهای آفریقا
    • آقای سزار
    • قهرمان سرزمین زمرد
    • فرزند ایرلند(جلد دوم قهرمان سرزمین زمرد)
    • جزیره یخبندان
    • حادثهای در لیونی
    • شکار شهاب
    • در سیارات چه میگذرد؟
    • کشتی شکستگان
    • سفر به صحرای اسرار آمیز(هجوم دریا)
    • قلعه مرموز(قصر کارپاتها)
    • سفر پر ماجرا
    • سیاره سرگردان
    • سفر به کره ماه
    • دلاور
    • ستاره جنوب
    • جزیره ناشناخته
    • پاریس در قرن بیستم


    منبع : ویکی پدیا
    ویرایش توسط >>tina<< : 1393,04,24 در ساعت ساعت : 18:09
    بخند انگار کسی گوش نمی دهد .
    عشق بورز گویی که هیچ گاه دلت نشکسته .
    بخوان انگونه که کسی صدایت رانمی شنود .
    زندگی کن انگار که فردایی وجود ندارد .

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. بزرگ ترین لباس عروس دنیا برای چاق ترین عروس دنیا! + عکس
    توسط باران21 در انجمن مطالب جالب و خواندنی
    پاسخ ها: 178
    آخرین نوشته: 1392,03,05, ساعت : 22:06
  2. پاسخ ها: 0
    آخرین نوشته: 1391,06,05, ساعت : 13:55
  3. بیوگرافی هلن کلر | نویسنده
    توسط .RAHA. در انجمن نویسندگان و شعرا
    پاسخ ها: 0
    آخرین نوشته: 1390,11,29, ساعت : 09:54
  4. بیوگرافی جوی فیلدینگ | نویسنده
    توسط bahooneh10 در انجمن نویسندگان و شعرا
    پاسخ ها: 0
    آخرین نوشته: 1390,02,13, ساعت : 23:32
  5. بیوگرافی ارد بزرگ | نویسنده
    توسط طیبه در انجمن نویسندگان و شعرا
    پاسخ ها: 0
    آخرین نوشته: 1388,12,11, ساعت : 11:21

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •