بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > نوشته کاربران سایت

 تبلیغات 
اقامت و مهاجرت به بهترین کشورهای جهان وام 4 درصد خود اشتغالی
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۱۱ بهمن ۱۳۹۰, ۰۸:۳۰ بعد از ظهر   #101 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
GODES آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط mahnazrahmany نمایش پست ها
سلام دوست عزیز یک صفحه ازداستانت رو خوندم
راستش با اینکه از داستان های کل کل دار خیلی خوشم میاد ولی در کمال تعجب با خوندن یک صفحه از این داستان کششی برای ادامه داستان بهم دست نداد و خسته شدم .
داستان یه جورایی انگار هدف خاصی نداره و یک روال عادی داره .
شخصیت هات خیلی گنگ هستند و درست توصیف نشدند .
بعضی رفتارها توی داستانت زیادی اغراق آمیزند و به نظر من بهتره که داستان حداقل یه کمی هم با واقعیت سازگار باشه تا جذاب بشه
یکی از چیزایی که من توی داستانت نمی بینم "هیجانه " به نظر من صحنه های هیجان انگیز یکی از عواملی هستند که داستان رو جذاب می کنند و باعث میشه خواننده جذب داستان بشه .
البته من تا آخر داستان رو نخوندم شاید به مرور داستان برای من هم جا بیفته و همه این ها در ادامه داستان درست بشه .
به نظر من هر نوشته ای با تمام مشکلاتش ارزشمند و قابل تقدیر و احترامه...........
در آخر خیلی خیلی ممنون به خاطر این قلم زیبا .
با اینکه کاملا گنگه کمی موافقم و خیلی بیشترش مخالفم چون فقط صفحه ی اوله.داستان اصلا زیاد جلو نرفته و امیدوارم بتونم از این جاهایی که هستم به بعد رو کاملا مطابق میلی خواننده بنویسم.
به هر حال ممنون.من کاملا متوجه اینکه میگید گنگ متوجه نمیشم؟؟؟؟میتونین به من بگید کجاهاش حداقل؟؟
از نقدتون هم خلی ممنون.سعیمو بیشتر می کنم





دارم درس میخونم و نودوهشتیانمیام بعدش اسباب کشی داریم.
الان هم دارم درس میخونم




 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید




GODES آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۲ بهمن ۱۳۹۰, ۰۷:۲۶ بعد از ظهر   #102 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
mahnazrahmany آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

سلام
وقتی ادامه داستانت رو خوندم یک نکته مثبت دیدم که گفتم به دور از انصافه اگر نگم
قلمت ممکنه ایرادایی داشته باشه ولی نوشتت به نظرم جدیده و تکراری نیست .
صفحات آخر داستان رو خوندم و خواستم با صفحات اول مقایسه ای بکنم داستان نسبت به پست های اول از ابهام در اومده و بهتر می شه با داستان ارتباط بر قرار کرد .
با تشکر دوباره



یه روزی گله کردم من از عالم مستی، تو هم به دل گرفتی دل ما رو شکستی

من از مستی نوشتم ولی قلب تو رنجید، تو قهر کردی و قهرت مصیبت شد و بارید

پشیمونم و خستم اگه عهدی شکستم، آخه مست تو هستم، اگه مجرم و مستم

میگن مستی گناهه به انگشت ملامت، باید مستا رو حد زد به شلاق ندامت

سبوی ما شکسته در میکده بسته، امید همه ما به همت تو بسته

به همت تو ساقی تو که گره گشایی، تو که ذات وفایی همیشه یار مایی
__________________________________________________
رمان قرار نبود -
باران 69
http://www.forum.98ia.com/t377542.html

mahnazrahmany آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۳ بهمن ۱۳۹۰, ۰۵:۱۶ بعد از ظهر   #103 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
GODES آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط mahnazrahmany نمایش پست ها
سلام دوست عزیز یک صفحه ازداستانت رو خوندم
راستش با اینکه از داستان های کل کل دار خیلی خوشم میاد ولی در کمال تعجب با خوندن یک صفحه از این داستان کششی برای ادامه داستان بهم دست نداد و خسته شدم .
داستان یه جورایی انگار هدف خاصی نداره و یک روال عادی داره .
شخصیت هات خیلی گنگ هستند و درست توصیف نشدند .
بعضی رفتارها توی داستانت زیادی اغراق آمیزند و به نظر من بهتره که داستان حداقل یه کمی هم با واقعیت سازگار باشه تا جذاب بشه
یکی از چیزایی که من توی داستانت نمی بینم "هیجانه " به نظر من صحنه های هیجان انگیز یکی از عواملی هستند که داستان رو جذاب می کنند و باعث میشه خواننده جذب داستان بشه .
البته من تا آخر داستان رو نخوندم شاید به مرور داستان برای من هم جا بیفته و همه این ها در ادامه داستان درست بشه .
به نظر من هر نوشته ای با تمام مشکلاتش ارزشمند و قابل تقدیر و احترامه...........
در آخر خیلی خیلی ممنون به خاطر این قلم زیبا .
یه چیز بگم؟؟؟من این پستتو توی خواب دیدم...
خیلی ممنون.تقریبا اشکالات کارمو یه نفر قبل از شما توی این تاپیک گفت و منم جوابشو دادم
سعیمو میکنم که مشکلاتمو رفع کنم.
GODES آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۴ بهمن ۱۳۹۰, ۰۲:۳۶ بعد از ظهر   #104 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
mahnazrahmany آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

من نظر شخصیم رو گفتم
وقت اینکه نظرات دیگران رو بخونم که نظر خودم تکراری نباشه رو ندارم
mahnazrahmany آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۴ بهمن ۱۳۹۰, ۰۹:۱۲ بعد از ظهر   #105 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
GODES آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط mahnazrahmany نمایش پست ها
من نظر شخصیم رو گفتم
وقت اینکه نظرات دیگران رو بخونم که نظر خودم تکراری نباشه رو ندارم
خیلی ممنون.
راستش این که گفتی درباره ی سبک نوشتنم دقیقا یعنی چه؟؟؟؟
من دارم سعی زیادی می کنم و یه فکرایی برای اگه تونستم کتاب بعدیم می کنم ولی می بینم که سبک اون کاملا متفاوته و اگه همین خواننده هایی که دارن این داستان رو می خونن دیگه اون داستان مطابق سلیقشون نباشه
پست جدید گذاشتم.
منتظر نقدای دوبارتم.
GODES آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۲ بهمن ۱۳۹۰, ۰۲:۲۰ بعد از ظهر   #106 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
سالومهو آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

خانوم شیطونه تو که همش میگی نقدنقد پس لطف کن لینک نقد هم به انداره کافی بذارررر !!! واقعا این قسمت غیر منتظره بود جاخوردم!! باید شخصیت شیطون وباحالی داشته باشی که این شخصیت هارو خلق کردی!کلا از داستانت خیلی خوشم اومد منو کلی خندوندی مرسی گلم
فقط لطفا طوری تموم نکن که حسرت بکشیم وبگیم حیف این داستان که اینطوری بیخود تموم شد چون من به شدت منتظرو پیگیر پستاتم.
در مورد چهره هاشون هم توضیح بده.بعدشم بهزادو بچزون که نسیم رو تو زندگیش نادیده گرفت!!
موفق باشی دوست گلم.
سالومهو آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۲ بهمن ۱۳۹۰, ۰۲:۳۵ بعد از ظهر   #107 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
~N!na jOojOo~ آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

واقعا شوک قوی ای بود!!!!!!!حتی فکرشم نمی کردم که نسیم سرطان بگیره....توروخدا فیلم هندیش نکنی ها...نمیره یه وقت که حوصله عزاداری نداریم...کل کل ها و ایجور کارهاش باحاله...کلا داستان خوبیه...ممنون...خداحافظ



دوستی
یک حادثه است و جدایی
یک قانون ،پس بیایید:
!!!!!حادثه ساز و قانون شکن باشیم




~N!na jOojOo~ آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۲ بهمن ۱۳۹۰, ۰۲:۴۴ بعد از ظهر   #108 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
GODES آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط سالومهو نمایش پست ها
خانوم شیطونه تو که همش میگی نقدنقد پس لطف کن لینک نقد هم به انداره کافی بذارررر !!! واقعا این قسمت غیر منتظره بود جاخوردم!! باید شخصیت شیطون وباحالی داشته باشی که این شخصیت هارو خلق کردی!کلا از داستانت خیلی خوشم اومد منو کلی خندوندی مرسی گلم
فقط لطفا طوری تموم نکن که حسرت بکشیم وبگیم حیف این داستان که اینطوری بیخود تموم شد چون من به شدت منتظرو پیگیر پستاتم.
در مورد چهره هاشون هم توضیح بده.بعدشم بهزادو بچزون که نسیم رو تو زندگیش نادیده گرفت!!
موفق باشی دوست گلم.
شخصیت شیطون و باحال؟دوستام کیگن من شیطان محضم
نه..مطمئن باش بد تمومش نمیکنم چون واقعا پایان های بد اعصابم رو خورد می کنن...ولی فکر نکنی با گفتن اینحرف پایان داستان لو رفته ها...کلی شعبده تو آستینام دارم
چهره هاشون؟؟؟یعنی بگردم و عکس پیدا کنم؟؟؟
اگه شد حتما!
ممنون..کلی روحیه دادی!

نقل قول:
نوشته اصلی توسط nina joojoo نمایش پست ها
واقعا شوک قوی ای بود!!!!!!!حتی فکرشم نمی کردم که نسیم سرطان بگیره....توروخدا فیلم هندیش نکنی ها...نمیره یه وقت که حوصله عزاداری نداریم...کل کل ها و ایجور کارهاش باحاله...کلا داستان خوبیه...ممنون...خداحافظ

قربون دستت عزیزم.
نه فیلم هندی نمیشه..قراره بره سمت هالیوو و اونطرفا..اکشن..
ممنون.
من اینجا منتظر بقییه ی نقدام
GODES آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۳ بهمن ۱۳۹۰, ۰۲:۱۳ بعد از ظهر   #109 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
لیلا931 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

سلام خانوم گل
پستا جدیدتا خوندم خیلی تعجب کردم من که فکر اینکه سرطان داشته باشه نسیما نمیکردم
تازه بهزادم داره عروسی میکنه
دستت درد نکنه



هنوز هم هستند دخترانی كه تنشان بوی محبت خالص می دهد.. بكرند... نابند... احساساتشان
دست نخورده است ، لمس نشده اند ، تحقیر نشده اند ، آری ، هنوز هم هستند ! نادرند ! كمیاب اند !پاك اند !
روزی كه قرار می شود كنار گوش كودكی لالایی بخوانند ، شرمشان از نام " مادر " نمی شود ! و زیر آغوش
همسرشان ، چشمانشان را نخواهند بست كه با رویای دیگری سر كنند...

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
رمان پلیسی دوستان


رمان دوستان

لیلا931 هم اکنون آنلاین است.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۴ بهمن ۱۳۹۰, ۰۵:۵۰ بعد از ظهر   #110 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
GODES آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط لیلا931 نمایش پست ها
سلام خانوم گل
پستا جدیدتا خوندم خیلی تعجب کردم من که فکر اینکه سرطان داشته باشه نسیما نمیکردم
تازه بهزادم داره عروسی میکنه
دستت درد نکنه
یعنی بد شده؟؟؟
باید یه نظر سنجی بگیرم....
GODES آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
godes, godesکاربر, دشمن, دشمن|نوشته, روی, سایت, ماه, معرفی, نقد, کاربر, کتاب

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
شب شبه | nessie کاربر سایت | معرفی و نقد کتاب katerina petrova نوشته کاربران سایت 7 دیروز ۰۹:۲۴ بعد از ظهر
روی ماه دشمن | GODES کاربر سایت GODES کتابهای کامل شده نوشته کاربران 69 ۲۱ اسفند ۱۳۹۰ ۱۱:۱۶ بعد از ظهر
blue_prince | عسل کاربر سایت | معرفی و نقد کتاب sعسلs نوشته کاربران سایت 93 ۳۰ بهمن ۱۳۹۰ ۰۸:۱۳ بعد از ظهر
تو فقط عشق منی | فردین کاربر سایت | معرفی و نقد کتاب فردین202 نوشته کاربران سایت 36 ۳۰ مهر ۱۳۹۰ ۱۲:۲۵ بعد از ظهر
تو مال منی | ادرینا کاربر سایت | معرفی و نقد کتاب ادرینا نوشته کاربران سایت 13 ۱۶ مرداد ۱۳۹۰ ۰۷:۳۶ بعد از ظهر



Powered by vBulletin Version 3.8.3
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.

دانلود کتاب رايگان