بازگشت   نودهشتیا > فرهنگ و هنر > شعر و ادبیات > دفتر شعر و مشاعره

 تبلیغات 
اقامت و مهاجرت به بهترین کشورهای جهان وام 4 درصد خود اشتغالی
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۲۹ فروردين ۱۳۸۹, ۱۰:۲۶ قبل از ظهر   #1 (لینک مستقیم)
کاربر فعال تایپ کتاب
 
Sokout_shab آواتار ها
 
Sokout_shab به Yahoo ارسال پیام
پست بسیار مفید  +10 امتیاز     
Wink با اين كلمه يه بيت بگو !

تو اينجا هركسي با كلمه اي كه نفر قبلي مشخص كرده بايد يك بيت جديد بگه و باز اون يك كلمه رو مشخص كنه كه نفر بعدي با اون كلمه يه بيت جديد بگه.


از دی که گذشت هیچ ازو یاد مکن
فردا که نیامده ست فریاد مکن


برنامده و گذشته بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن

فریاد



 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید

Sokout_shab آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۳۱ فروردين ۱۳۸۹, ۰۱:۴۲ قبل از ظهر   #2 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
fereshteh_fe آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

خانه ام آتش گرفتست
آتشي جانسوز
هر طرف مي سوزد اين آتش
پرده ها و فرش ها را
تارشان با پود
من به هرسو ميدوم گريان
در لهيب آتش پر دود
وزميان خنده هايم تلخ
و خروش گريه ام ناشاد
از درون خسته و سوزان
ميكنم فرياد ، اي فرياد
خانه ام آتش گرفتست
آتشي بي رحم
همچنانمي سوزدايناتش
نقش هايي را كه من
بستم به خون دل
بر سر و چشم در و ديوار
در شب رسواي بي ساحل
واي بر من ، واي بر من
سوزد و سوزد غنچه هايي را
كه پروردم
به دشواري در دهان گود
گلدان ها
روزهاي سخت بيماري
از فراز بامهاشان شاد
دشمنانم موزيانه خنده هاي
فتحشان بر لب
بر من آتش بجان ناظر
در پناه اين مشبك شب
من بهر سو مي دوم گريان
از اين بيداد مي كنم فرياد
اي فرياد
خفته اند اين مهربان
همسايگانم شاد در بستر
صبح از من مانده بر جا
مشت خاكستر
واي آيا هيچ سر بر مي كنند
از خواب
مهربانهمسايگانماز پي امداد
سوزدم اين آتش بيدادگر بنياد
مي كنم فرياد ، اي فرياد



باد
fereshteh_fe آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۳۱ فروردين ۱۳۸۹, ۰۵:۲۳ قبل از ظهر   #3 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
Tina joon آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

باز باران با ترانه با گوهرهای فراوان
میخورد بر بام خانه
یادم آید زیر باران
گردش یک روز دیرین
خوب و شیرین
توی جنگلهای گیلان
کودکی ده ساله بودم
.......



دوستم داشته باش
Tina joon آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۳۱ فروردين ۱۳۸۹, ۱۰:۳۲ قبل از ظهر   #4 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
fereshteh_fe آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

وای ؛ باران باران

شیشه ی پنجره را بَاران شست.

از دل من اما ،

چه کسی نقش تو را خواهد شست؟

آسمان سربی رنگ ،

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ.

می پرد مرغ نگاهم تا دور

وای باران باران

پرمرغان نگاهم را شست.
«حمید مصدق»
fereshteh_fe آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۳۱ فروردين ۱۳۸۹, ۰۵:۳۶ بعد از ظهر   #5 (لینک مستقیم)
کاربر فعال تایپ کتاب
 
Sokout_shab آواتار ها
 
Sokout_shab به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

آسمان را با تو خواهم و بی تو هزگز
اینکه گویم بی تو هرگز نه چون بی تو بودن
Sokout_shab آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۳۱ فروردين ۱۳۸۹, ۰۹:۴۹ بعد از ظهر   #6 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
fereshteh_fe آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

خورشید و مـــــــــاه وزهره وچشم ستــــــارگان

هرگـــــز به گوشه روزنِ نــــــــورت نمی رسند

ای فـــــــخر جان عالم وایـــــــــــــمان لحظه هام

من لحظه هام به خاک عـــــبورت نمــــی رسند
fereshteh_fe آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۱۰:۴۹ بعد از ظهر   #7 (لینک مستقیم)
کاربر فعال
 
Silver_Moon آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض


ای شمس تبريزی , نظر در کل عالم کی کنی
کاندر
بيابان فنا جان و دل افکار آمدم



جایی که دل باید به دریا زد همینجاست...
ستاره (setareh_star)
Silver_Moon آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۳ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۰۸:۴۴ بعد از ظهر   #8 (لینک مستقیم)
کاربر فعال تایپ کتاب
 
Sokout_shab آواتار ها
 
Sokout_shab به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

شب ظلمت و بیابان به کجا توان رسیدن
مگر انکه شمع رویت به رهم چراغ دارد
Sokout_shab آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۳ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۰۸:۴۹ بعد از ظهر   #9 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
آفرینش آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

یک شبی پروانگان گرد آمدند
در مضیفی طالب شمع آمدند



خداوند بینهایت است
اما
به قدر نیاز تو فرود می آید
به قدر آرزوی تو گسترده میشود
و به قدر ایمان تو کار گشاست
آفرینش آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۳ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۰۸:۵۳ بعد از ظهر   #10 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
آزالیا آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحل ها
آزالیا آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
اين, با, بيت, بگو, كلمه, يه

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
عشق زنجيري | افسانه کهنگی کاربر سایت افسانه كهنگي کتابهای کامل شده نوشته کاربران 33 ۱۴ آبان ۱۳۸۹ ۱۱:۴۹ بعد از ظهر
گزيده سرمقاله روزنامه هاي امروز|29 شهريور آنیتا اخبار و مطالب مفید روز 0 ۲۹ شهريور ۱۳۸۹ ۱۰:۵۶ قبل از ظهر
گزيده سرمقاله روزنامه هاي امروز |7 شهريور آنیتا اخبار و مطالب مفید روز 0 ۷ شهريور ۱۳۸۹ ۱۲:۵۸ بعد از ظهر
گزيده سرمقاله روزنامه هاي امروز |1 شهريور آنیتا اخبار و مطالب مفید روز 0 ۱ شهريور ۱۳۸۹ ۱۰:۰۳ قبل از ظهر



Powered by vBulletin Version 3.8.3
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.

دانلود کتاب رايگان