بازگشت   نودهشتیا > فرهنگ و هنر > شعر و ادبیات > دفتر شعر و مشاعره

 تبلیغات 
اقامت و مهاجرت به بهترین کشورهای جهان وام 4 درصد خود اشتغالی
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۱۶ بهمن ۱۳۹۰, ۱۱:۳۵ قبل از ظهر   #2251 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
dara67 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

بزمگاهی دلنشان جون قصر فردوس برین
گلشنی پیرامنش چون روضه دار السلام
باده گلرنگ تلخ تیز خوشخوار سبک
نقلش از لعل نگار و نقلش از یاقوت خام



زندگی یک ارزوی دور نیست

زندگی یک جست و جوی کور نیست
زیستن در پیله ی پروانه چیست؟!
زندگی کن زندگی افسانه نیست.
گوش کن...!!
دریا صدایت میزند!
هر چه نا پیدا صدایت می زند!
زندگی یک مقصد بی انتهاست.
هیچ جایی انتهای راه نیست!
این تمامش ماجرای زندگیست...!!!
*از صدای سخن عشق ندیدم خوش تر یادگاری که در این گنبد دوار بماند*

dara67 هم اکنون آنلاین است.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۶ بهمن ۱۳۹۰, ۱۲:۱۶ بعد از ظهر   #2252 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
hasti_azadi آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

بیار آن می که پنداری روان یاقوت نابستی
و یا چون برکشیده ابر پیش آفتابستی
سحابستی قدح گویی و می قطرهٔ سحابستی
طرب گویی که اندر دل دعای مستجابستی
اگر می نیستی یکسر همه دلها خرابستی
اگر در کالبد جان را ندیدستی شرابستی




اتم را شکافته ایم اما...
از درون خویش بی خبریم!



تمام من | احسان مقصود لو (تایپ)


hasti_azadi آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۶ بهمن ۱۳۹۰, ۱۲:۳۲ بعد از ظهر   #2253 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
mirage آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

غروب ، گرد بلا پاشید
به شاخه ها تب مرگ افتاد
به زیر هر قدم باران
هزار لاشه
ی برگ افتاد
افق در آن شب ابر آلود
به رنگ تفته ی
آهن بود
ستاره ها همگی خاموش
دریچه ها همه روشن بود
به کوچه ها نظر افکندم
هنوز کفش کسی جز من
به خاک ، سینه نمی مالید
نسیم کولی سرگردان
کنار کالبد هر برگ
غریب و غمزده می نالید




چو انسان را نباشد فضل و احسان *** چه فرق از آدمی تا نقش دیوار ؟!
به دست آوردن
دنیـــا هنر نیست !!! *** یکی را گر توانی دل به دست آر !

وبلاگ بهاره عزیز (baran.amad ) اینجا رمان هاشو دنبال کنید !!!!



mirage آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۶ بهمن ۱۳۹۰, ۰۱:۰۹ بعد از ظهر   #2254 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
*Scarlett* آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

شود کوه آهن چو دریای آب
اگر بشنود نام افراسیاب



در بیکرانه زندگی دو چیز است که افسونم می کند:
آبی آسمان که می بینم و می دانم که نیست
و خدایی که نمی بینم ومی دانم که هست...

(دکتر شریعتی)
رمان تقلب
*Scarlett* آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۶ بهمن ۱۳۹۰, ۰۱:۱۲ بعد از ظهر   #2255 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
mirage آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

او صدا را درشیار باد ریخت
جلوه اش با بوی خاک آمیخته
رود تابان بود و او موج صدا
خیره شد چشمان ما در رود وهم
پرده روشن بود او تاریک خواند
طرح ها دردست دارد دود وهم
چشم من بر پیکرش افتاد گفت
آفت پژمردگی نزدیک او
دشت
دریای تپش آهنگ نور
سایه میزد خنده تاریک او
mirage آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۶ بهمن ۱۳۹۰, ۰۲:۵۲ بعد از ظهر   #2256 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
dara67 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

حالا خورشید رو بروم
دیگه فصل سایه مرده
جاده ها دیگه تمومن
یکی تنهاییمو برده
dara67 هم اکنون آنلاین است.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۸ بهمن ۱۳۹۰, ۱۱:۴۲ بعد از ظهر   #2257 (لینک مستقیم)
کاربر فعال گفتگوی آزاد
 
ماه منیر آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

سواری بر روی جاده می تازد
بر پشت سوار دخترکی زیبا که باد موهایش را پریشان می کند اسیر رویاهای خودش است
اندو سوار بر بال سرنوشت هستند
ایا به سر منزل مقصود میرسند
اری با عشق به همه جا میتوان سرک کشید
فقط عشق را باور کنید
ماه منیر آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۸ بهمن ۱۳۹۰, ۱۱:۵۷ بعد از ظهر   #2258 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
mirage آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

عیبم مکن به رندی و بدنامی ای حکیم
کاین بود سرنوشت ز دیوان قسمتم
mirage آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۹ بهمن ۱۳۹۰, ۱۱:۴۰ قبل از ظهر   #2259 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
ژاندارک آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط mirage نمایش پست ها
عیبم مکن به رندی و بدنامی ای حکیم
کاین بود سرنوشت ز دیوان قسمتم
گفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیم
گفت آن روز که این گنبد مینا میکرد



کنار چشمه ای بودیم در خواب
تو با جامی ربودی ماه از آب

چو نوشیدیم از آن جام گوارا
تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب
ژاندارک آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۹ بهمن ۱۳۹۰, ۱۱:۵۱ قبل از ظهر   #2260 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
*عسلی آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

ما با می و مینا، سر تقوی داریم
دنیا طلبیم و میل عقبی داریم

کی دنیی ودین به یکدگر جمع شوند
این است که نه دین و نه دنیا داریم




خوشه ای در دست خسته از تازیانه های غم
دانه دانه گندم ها را می چینم از او
غم ها رونما می خواهند
قلبم پینه بسته از پیچش های بی امان زندگی
که حتی خوشه ای غم از من دریغ می کند...
آه که تاب خستگی هم ندارم
راه درویی به رویم باز نیست
آیا سهم من دانه ای غم بود و بس؟
ناله ای از جنس بی کس بود و بس؟
رویی از جنس خجالت در قفس؟!
این بود عدالت بی هوای هم نفس


رمان زیبای سارای عزیزم


 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید

*عسلی هم اکنون آنلاین است.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
اين, با, بيت, بگو, كلمه, يه

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
عشق زنجيري | افسانه کهنگی کاربر سایت افسانه كهنگي کتابهای کامل شده نوشته کاربران 33 ۱۴ آبان ۱۳۸۹ ۱۱:۴۹ بعد از ظهر
گزيده سرمقاله روزنامه هاي امروز|29 شهريور آنیتا اخبار و مطالب مفید روز 0 ۲۹ شهريور ۱۳۸۹ ۱۰:۵۶ قبل از ظهر
گزيده سرمقاله روزنامه هاي امروز |7 شهريور آنیتا اخبار و مطالب مفید روز 0 ۷ شهريور ۱۳۸۹ ۱۲:۵۸ بعد از ظهر
گزيده سرمقاله روزنامه هاي امروز |1 شهريور آنیتا اخبار و مطالب مفید روز 0 ۱ شهريور ۱۳۸۹ ۱۰:۰۳ قبل از ظهر



Powered by vBulletin Version 3.8.3
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.

دانلود کتاب رايگان