ارسال پاداش نقدی برای کاربر
شما در حال حمایت به صورت مهمان هستید.
مبلغ مورد نظر خود را انتخاب کنید
1000 تومان
2000 تومان
4000 تومان
مبالغ دیگر
و یا مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید
واریز آنلاین از طریق کارت های عضو شتاب
بیوگرافی و مصاحبه از هستی مهدوی فر | Hasti mahdavifar
تور


نودهشتیا
فید آر اس اس
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 10
  1. Top | #1

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    نوشته ها
    6,792
    میانگین پست در روز
    3.74
    محل سکونت
    زیر سقف این دنیا
    تشکر از کاربر
    14,453
    تشکر شده 126,829 در 7,278 پست
    اندازه فونت

    Smile بیوگرافی و مصاحبه از هستی مهدوی فر | Hasti mahdavifar

    گفتوگو با هستی مهدویفر، بازیگر فیلم «سوت پایان»

    بهنظر میرسد تجربه «سوت پایان» برایش خیلی مفید بوده و خودش معتقد است با راهنماییهای نیكی كریمی و تورج اصلانی مدیوم سینما را شناخته و حالا توانایی بازی هم....
    نقشهای سخت را دوست دارم

    سال گذشته در همین روزها بود كه سریال «جراحت» موقع افطار از تلویزیون پخش میشد. یكی از نقشهای اصلی سریال برعهده دختر جوانی بود كه تازه بازی را شروع كرده بود و هنوز كسی او را نمیشناخت. هستی مهدویفر، بازیگر «جراحت»، در آن سریال خیلی خوب دیده نشد اما این روزها با حضور خوبش در فیلم «سوت پایان» نیكی كریمی، نشان میدهد كه قصد دارد كمكم جایش را در سینما باز كند. بهنظر میرسد تجربه «سوت پایان» برایش خیلی مفید بوده و خودش معتقد است با راهنماییهای نیكی كریمی و تورج اصلانی مدیوم سینما را شناخته و حالا توانایی بازی هم در تلویزیون و هم سینما را دارد. نقش سختی را در «سوت پایان» بازی كرده اما به خوبی از عهده آن برآمده، دختری كه مادرش با حكم قصاص در زندان است و او در پی بخشش. حرفهای مهدویفر را درباره سینما و تلویزیون و فیلم «سوت پایان» میخوانید.

    خوبی بازیات در «سوت پایان» این بود كه خیلی رئال بازی كردی. آنقدر در نقشت فرو رفتی كه اصلا تماشاگر فكر میكرد كه نابازیگر هستی و این اتفاقها واقعا برایت افتاده. چطور به این بازی یا بهتر است بگویم بازی نكردن رسیدی؟
    رسیدن به این نقش كه یك پروسه خاصی داشت. یعنی ما رفتیم و با دخترهایی كه مورد تجاوز قرار گرفته بودند، ملاقات كردیم. البته نتوانستیم دقیقا آن موردی را كه مد نظرمان بود پیدا كنیم. با بیشتر این دختران هم اصلا نمیشد حرف زد چون به محض اینكه نگاهشان میكردی حساس میشدند و از جا میپریدند. یكسری دختران دیگر را هم دیدیم كه جدا از خانوادههایشان زندگی میكردند. دخترانی كه از طبقه خیلی پایین اجتماع بودند و همه اینها خیلی به من كمك كرد تا بتوانم به نقش نزدیكتر شوم و آن طبقه و آن آدمها را بشناسم. من و دوستم غزاله رشیدی كه او هم در فیلم بازی كرده، با این دختران دوست شدیم. با هم مینشستیم، غذا میخوردیم، تلویزیون میدیدیم، حرف میزدیم و كارهای روزمره زندگی را انجام میدادیم. بعد من به آن روزمرگیشان دقیق میشدم كه چطور همه این كارها را انجام میدهند كه راه رفتن و غذا خوردن و نگاه كردن و تلویزیون نگاه كردنشان چطور است. همه اینها كمك كرد ولی جدای از اینها، خود خانم كریمی و تورج اصلانی بودند كه به من خیلی كمك كردند تا درست بازی كنم و نقش را بشناسم. بخصوص كه موقع فیلمبرداری، سریال «جراحت» داشت پخش میشد و من از یك مدیوم كاملا متفاوت وارد سینما شده بودم.

    تورج اصلانی سر كار چه راهنماییهایی میكرد كه برایت مهم بود و احساس میكردی داری چیز جدید و مفیدی یاد میگیری؟
    اگر بخواهم كامل توضیح بدهم، خیلی طولانی میشود. بهنظرم رابطه فیلمبردار و بازیگر خیلی مهم است. اصلا حذف شدنی نیست.

    درست است اما فیلمبردارانی هم هستند كه فقط ارتباطشان با كارگردان است و كارگردانانی كه دوست ندارند فیلمبردار در كار بازیگری دخالتی داشته باشد.
    خود من همیشه بعد از كات دادن یك پلان اول از كارگردان و بعد از فیلمبردار میپرسم كه آیا بازیام خوب بوده یا نه. یعنی آن ریزهكاری فنی ماجرا را فیلمبردار میبیند و به من میگوید. بهنظرم حس بازی را كارگردان میتواند به بازیگر بگوید و نكات فنی را فیلمبردار. مثل اینكه وقتی نما كلوزآپ است یا قاب مثلا آنقدر است، من چقدر میتوانم و باید حركت داشته باشم. سر همین فیلم «سوت پایان» تورج اصلانی به من یاد داد كه چطور بازیام را با اندازه قابی كه در هر صحنه داشتیم هماهنگ كنم. فرق لنزهای مختلف را برایم توضیح میداد و اینكه با هر لنز چطور دیده میشوم. بعید میدانم هیچ فیلمبرداری آنقدر از وقت و انرژیاش را صرف توضیح این ریزهكاریهای فنی به بازیگر كند. خوب یادم است كه وقتی لوكیشنهایمان در خیابان بود تا به محل مورد نظر برسیم، تورج اصلانی برایم درباره صحنههایی كه قرار بود بگیریم صحبت میكرد و توضیح میداد.

    اصلا چطور شد كه به پروژه «سوت پایان» پیوستید؟
    دستیار خانم كریمی كه از قبل هم مرا میشناختند، به من زنگ زدند و قرار گذاشتند. من هم رفتم و جلوی دوربین از من تست گرفتند. و بعد هم چند جلسهای صحبت كردیم تا به پروژه پیوستم.

    از نظر شما مدیوم سینما با تلویزیون چه تفاوتی با هم دارند، بخصوص در زمینه بازیگری؟
    این هم یكی از آن مواردی بود كه تورج اصلانی برایم توضیح داد كه اصلا تفاوت این دو رسانه با هم چیست. من از یك سریال تلویزیونی كه موقع فیلمبرداری «سوت پایان» تازه داشت پخش میشد، آمده بودم سر یك فیلم سینمایی كه قرار بود كاملا رئال باشد. به هر حال در سریالهای تلویزیونی یكسری عكسالعملها و واكنشهای بازیگران باید اغراقآمیزتر و به اصطلاح گلدرشتتر باشد. وقتی خودم سر كار سینمایی رفتم متوجه شدم كه چقدر بازی تلویزیونی و سینمایی با هم فرق میكند. راستش نظر شخصی خودم این است كه بازی تلویزیونی تكنیكیتر است و در بازی سینمایی حس و غریزه بیشتر دخیل است.

    خیلیها برعكس این را میگویند.
    نظر من این است. ببینید شما در تلویزیون كافی است تكنیكهای بازیگری را رعایت كنید اما در سینما باید هردوی اینها را با هم داشته باشید: هم تكنیك و هم احساس تا بازیتان خوب از كار درآید. آن حس در سینما خیلی مهم است. نتیجهاش میشود همان چیزی كه گاهی به آن بازی زیرپوستی هم میگویند. ولی اگر این بازی زیرپوستی در تلویزیون انجام شود اصلا قاب تلویزیون آن را نشان نمیدهد. خیلی از بازیگران خوب ما در تلویزیون، بازیهای خیلی تكنیكی از خودشان نشان میدهند اما به هیچ عنوان باورپذیر نیستند و آن حس لازم را به مخاطب نمیدهند.

    به عنوان بازیگر جوانی كه تازه وارد سینما شده، قطعا دیده شدن برایت مهم بوده. وقتی فیلمنامه «سوت پایان» را خواندی فكر نمیكردی كه ممكن است این یكی از آن فیلمهای به اصطلاح مخاطب خاص باشد كه یا اصلا اكران نشود یا خیلی دیده نشود؟
    وقتی اسم خانم كریمی آمد با توجه به سابقه فیلمهای قبلیشان چنین احتمالی دادم اما گذاشتمش پای یك تجربه. فكر كردم كه خب این نقش خیلی متفاوتی است كه من تا به حال كار نكردهام و درواقع مثل یكجور محك زدن خودم است كه ببینم اصلا از پس این كار برمیآیم یا نه. مطمئنا دیده شدن برایم مهم بود. هر كسی بگوید كه برایش مهم نیست كه دیده بشود یا نه، دروغ گفته ولی درباره این فیلم با خودم گفتم: این تجربهای است كه از آن یاد میگیرم. دوست دارم واقعا اینجا این نكته را بگویم كه انرژی كه من برای «سوت پایان» گذاشتم، یك دهمش را سر سریال «جراحت» نگذاشته بودم. شاید اصلا اینجوری بتوانم فرق تلویزیون و سینما را بگویم.

    چه نكتهای را در مورد فیلم «سوت پایان» دوست داشتی؟
    میدانید من عاشق میزانسنها، دوربین روی دستها و سكانسپلانهای طولانی «سوت پایان» هستم و اینكه ما زیاد پایبند به فیلمنامه نبودیم. میتوانستیم در هر سكانس البته اگر جا داشتیم و كمك به بهتر شدن صحنه میكرد، بداهه از خودمان اضافه كنیم. باز این هم یكی از فرقهای سینما و تلویزیون است كه آنجا حتی یك واو را هم نمیتوانی جابهجا كنی. البته من ارزشگذاری نمیكنم و نمیگویم كه آن بد است ولی این یكی لذتبخشتر است.

    دوباره سراغ تلویزیون میروی؟ دوست داری در آینده بیشتر چه فیلمهایی بازی كنی؟
    حتما من دوست دارم هم سینما و هم تلویزیون را با هم داشته باشم ولی دلم میخواهد دوباره فیلمی مانند «سوت پایان» بازی كنم. نقشی كه سخت باشد. باورتان نمیشود كه من سر فیلمبرداری «سوت پایان» شبها از استرس آفیش فردا خوابم نمیبرد. كار بعدی ام فیلم اول آقای قربان محمدپور به نام «زبان مادری» است كه آنجا نقش یك دختر لال را بازی میكنم و هرچند نقش مكمل است اما كار بسیار جالب و متفاوتی است.

    به این فكر میكنی كه در نقشهایی بازی كنی كه آنقدر ویژگیهای گلدرشتی مانند معلولیت خاص یا دختری مانند «سوت پایان» را نداشته باشند بلكه آدمهای معمولی باشند؟
    الان چند وقتی میشود كه دوست دارم در كاری بازی كنم كه شبیه هیچكدام از اینها نباشد اما هنوز برایم پیش نیامده. البته سریال «جراحت» بود ولی بازیگرانی كه سر آن سریال بودند، این اجازه را به من ندادند كه ببینم اصلا كارم چطور است. درحقیقت به من فضا و میدان ندادند كه خودم را نشان دهم یا اینكه بخواهند به من چیزی یاد بدهند. با اینكه نقش اصلی سریال هم بود اما با همه این دلایل دوست ندارم خیلی درباره آن صحبت كنم اما الان دوست دارم كه نقش یك آدم عادی را بازی كنم كه گریه میكند، داد میزند، حرف میزند. حتی اگر فقط راه برود و دیالوگ خاصی هم نداشته باشد. چون بازی در نقش چنین آدمی اتفاقا خیلی سختتر است.


    گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ


    قابل توجه بچه های نود و هشتی

    مکان برگزاری رو نمایی از کتاب تکین حمزه لو و سیمین شیردل
    دوستانی که میخوان شرکت کنند به لینک زیر مراجعه فرمایند


    http://www.forum.98ia.com/t1240516.html


    التماس دعا....

  2. 6 کاربر از پست mahnameh تشکر کرده اند .


  3. Top | #2

    مدیر بازنشسته


    تاریخ عضویت
    خرداد 1388
    نوشته ها
    6,977
    میانگین پست در روز
    3.67
    محل سکونت
    teh
    تشکر از کاربر
    70,465
    تشکر شده 77,786 در 8,271 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    بالاخره اسم اصلیش مهدختِ یا هستی؟
    گمونم اولین کاری که ازش دیدم همون سریال جراحت بود. اگه قبل اونم چیزی دیده باشم یادم نمیاد.
    تو اونجا بازیش خیلی جذبم نکرد.
    اما عوضش فیلم آفساید به نظرم توی این فیلم بهترین بازی و همین دختر داشت.
    اما نمی دونم چرا روی کاور این فیلم عکسی از این بازیگر نبود! اسمشم که نمی آوردن بهتر بود با اون نوشتنشون!
    اون موقع مصطفی زمانی و کی و کی که چند ثانیه ملت و نصیحت کرده بودن سردر کاور و بیخ ریشِ نیکی کریمی یه پوستر ازشون بود!
    حالا اونا هیچی حداقل نقشش که از بهنوش بختیاری مهم تر و بیشتر بود بابا!
    خودِ فیلم آفساید هم خیلی دوست نداشتم.
    اما بازی این دختر خیلی توی فیلم خوب بود.

    پ.ن: بعضی وقتا فکر می کنم سعی می کنه مثل گلشیفته باشه چه از لحاظ بازیگری چه پوشش و چهره!

  4. 3 کاربر از پست hiva تشکر کرده اند .


  5. Top | #3

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1392
    نوشته ها
    1,240
    میانگین پست در روز
    2.55
    محل سکونت
    ارومـــیه
    تشکر از کاربر
    30,364
    تشکر شده 9,910 در 1,319 پست
    حالت من
    Khejalati
    اندازه فونت

    پیش فرض بیوگرافی و مصاحبه از هستی مهدوی فر

    هستی مهدوی فر متولد ۱۳۷۰ می باشد. وی در سریالهای جراحت، سوت پایان، نقش لیلی، پرستوهای عاشق، دسته بازنده ها و در حال حاضر در سریال مادرانه که از شبکه ۳ در ایام ماه مبارک رمضان در حال پخش است به ایفای نقش پرداخته است.






    قدم نزن!!!
    این جا......
    این شعر ها انقدر بارانی اند،
    که می ترسم ، تمام لحظه هایت خیس شوند!!!!!
    چه زخم هایی بر دلم خورد..............
    تا یاد گرفتم،
    که هیچ نوازشی بی درد نیست!!!!!!!

    --------------
    رمانایی که مینویسم..
    ارمعان یک نبرد | مرد باش (تمام شد )| بازی با مرگ ( به زودی یه ویرایش کلی میشه )


  6. 7 کاربر از پست MARDE_TANHA تشکر کرده اند .


  7. Top | #4

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    مرداد 1390
    نوشته ها
    1,522
    میانگین پست در روز
    1.35
    محل سکونت
    مشهد
    تشکر از کاربر
    4,138
    تشکر شده 3,056 در 1,128 پست
    حالت من
    ShadOsarhal
    اندازه فونت

    پیش فرض

    تو عکس آخریه از همه بهتره!
     برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید



     برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید



  8. 2 کاربر از پست rahav تشکر کرده اند .


  9. Top | #5

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    آبان 1391
    نوشته ها
    1,448
    میانگین پست در روز
    2.19
    محل سکونت
    خونه بابام
    تشکر از کاربر
    5,626
    تشکر شده 6,247 در 998 پست
    حالت من
    Moteajeb
    اندازه فونت

    پیش فرض

    مرسی بازیش خوبه

  10. 2 کاربر از پست ghazal 96 تشکر کرده اند .


  11. Top | #6

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    تیر 1391
    نوشته ها
    1,904
    میانگین پست در روز
    2.38
    محل سکونت
    Ahvaz
    تشکر از کاربر
    8,739
    تشکر شده 1,928 در 1,347 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    تو عکس اخریه خوبه ......بازیشم انصافا خوبه
    Real madrid

  12. 2 کاربر از پست ...eli... تشکر کرده اند .


  13. Top | #7

    کاربر خودمونی


    تاریخ عضویت
    بهمن 1391
    نوشته ها
    188
    میانگین پست در روز
    0.33
    محل سکونت
    آن جا که دل، خوش است!
    تشکر از کاربر
    312
    تشکر شده 233 در 87 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    قیافه ش خیلی با نمکه
    ممنون.
    *دیگران همون قدر تحسینت می کنن که تو به خودت احترام میذاری
    *من بابت هویتم از کسی عذرخواهی نمی کنم
    *اینو بدون که بهترین انتقام شاد بودنه و همیشه بخند
    *گاهی به خودم میگم: آیا به همون اندازه که از خدا به خاطر اتفاقات بد گله میکنم به خاطر اتفاقای خوب شکرش می کنم؟!

  14. 2 کاربر از پست Dawn 77 تشکر کرده اند .


  15. Top | #8

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    تیر 1389
    نوشته ها
    77
    میانگین پست در روز
    0.05
    محل سکونت
    دریای جنوب
    تشکر از کاربر
    348
    تشکر شده 582 در 115 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض ناگفته های هستی مهدوی بازیگر نقش رها مادرانه

    هستی مهدوی، بازیگر سریال مادرانه میگوید: آشپزی به من آرامش خاصی میدهد. یکی از تفریحاتم این است که در اینترنت دنبال دستور پخت غذاهای جدید میگردم. البته رستوران رفتن را هم خیلی دوست دارم.
    به گزارش ایران ایران به نقل از نامه، هستی مهدوی، یاد گرفته نقشهای متفاوتی بازی کند. با نگاهی به کارنامه کاری او میتوان، این را به راحتی فهمید. از دختری متفاوت در «سوت پایان» تا نقش یک دختر لال در «زبان مادری» که اتفاقا الان روی پرده سینماهاست. او در «مادرانه» هم در نقش دختری دبیرستانی که گرفتار اعتیاد شده، خوش درخشیده. «زندگی ایدهآل» در بحبوحه ضبط «مادرانه» با او از این سریال و زندگی شخصیاش حرف زده است. متولد آذر است و به خوبی این جمله درباره زنان متولد این ماه درباره او هم صدق میکند: «عاشق مسافرت است و از هر موقعیتی برای انجام این کار استفاده میکند و اگر نتواند به مسافرت برود، ناآرامی خویش را با رفتن به سینما و گردش با دوستان ارضا میکند»؛ این مصاحبه را در ادامه بخوانید:
    تو در این سریال نقش رها را بازی میکنی که درگیر اعتیاد است. آن هم در سن کم. برای نزدیک شدن به این نقش چه کردی؟
    من سر فیلم «سوت پایان» با دخترانی هم که اعتیاد داشتند، از نزدیک آشنا شدم. برای «مادرانه» هم همان تجربه کمکم کرد. از طرف دیگر در پیشتولید «مادرانه» یک آقا از کمپهای ترک اعتیاد به کمکمان آمد تا ما را با شرایط و ویژگیهای یک دختر معتاد آشنا کرد. در نهایت هم یکی از دوستانم که به دلیل اعتیاد از همسرش جدا شده بود، خیلی به من برای ایفای این نقش کمک کرد. البته معمولا من بزرگترین کمکم را از فیلمها میگیرم. برای همین قبل از شروع فیلمبرداری، فیلمهایی در این مضمون دیدم تا ذهنم آمادگی پیدا کند. اعتیاد، تنها مسئلهای است که من در زندگیام واقعا از آن میترسم. با اینکه کلا آدم نترسی هستم. من هر وقت کسی را دیدهام که اعتیاد داشته، از او فاصله گرفتهام.
    اگر روزی یکی از نزدیکانت دچار اعتیاد شود، باز هم از او فاصله میگیری؟
    (فکر میکند) من مطمئنا همه تلاشم را میکنم که او را از این گرفتاری نجات دهم. ولی متاسفانه عقیدهای به ترک واقعی ندارم. ترک، مال موتور و دوچرخه است (میخندد).
    گفتی آدم نترسی هستی. کلا اهل هیجان هستی؟
    خیلی؛ کار من، یعنی بازیگری، خودش سراسر هیجان و ماجراجویی است چون هر بار درگیر حسی با کاراکتری میشوی که خیلی متفاوت است و باید کشفش کنی ولی از وقتی درگیر سینما شدم، زندگیام از حالت عادی خارج شد.
    چه ماجراجوییهایی قبلا داشتی؟
    من قبلا نجوم کار میکردم و اکثرا خانه نبودم و در بیابان و کویر سفر میرفتم. خیلی نجوم را دوست دارم چون خیلی اتفاقات جالبی در این فضا میافتد اما متاسفانه ۴،۳ سال است دیگر فرصت پرداختن به نجوم را نداشتهام.
    وقتهای خالیات را چه کار میکنی؟
    من تقریبا در تمام وقتهای خالیام، فیلم میبینم. متاسفانه کتاب خواندنم کمی کم شده. ورزش هم میکنم.
    ورزش خاصی را دنبال میکنی؟
    ورزشکار حرفهای نیستم اما بدنسازی، شنا و سوارکاری میکنم. ورزش برایم، بیشتر حکم تفریح دارد.

    در «مادرانه» رها، دختری است که با خانوادهاش درگیر است. خودت ارتباطت با پدر و مادرت چطور است؟
    پدرم فوت شده و من با مادر و برادرهایم زندگی میکنم. ارتباط خیلی خوبی هم با آنها دارم.
    نظر آنها درباره کارهایت و مخصوصا «مادرانه» که در حال پخش است، چیست؟
    هم مادر و هم برادرم مشوق من در این کار هستند. من برعکس خیلیها اصلا با خانوادهام سر مسئله بازیگر شدن و کار سینما مشکل نداشتم. اصلا دوست داشتند که من فعالیت هنری داشته باشم ولی مادرم کمی به دلیل نقشم در «مادرانه» اذیت شده. به هر حال شاید برایش سخت باشد که من را در قالب یک معتاد ببیند. برادرم هم هر شب «مادرانه» را دنبال میکند و میگوید دوستانش معتقدند خانوادههایشان بعد از پخش «مادرانه» بیشتر روی رفتارها و رفت و آمدهایشان حساس شدهاند (میخندد). البته راست هم میگوید. در شبکه اجتماعی هم متوجه چنین بازخوردی شدم. البته من از زاویه مثبت به این ماجرا نگاه میکنم. این نشان میدهد که سریال دیده شده و تاثیرگذار بوده است. یک سوتی از ما گرفتند، دیدم تصویرش ۳۳ هزار بار به اشتراک گذاشته شده بود! این خیلی جالب بود.
    یکی از مسائلی که غیرمستقیم در این سریال بررسی شده، مسئله مهاجرت است که اتفاقا میان جوانها فراگیر شده. تو خودت تا حالا به مهاجرت فکر کردهای؟
    بله؛ هم قبلا به این موضوع فکر کردهام و هم گاهی الان به آن فکر میکنم.
    فکر می کنی دلیل عمدهای که جوانها به مهاجرت فکر میکنند، چیست؟
    متاسفانه، این مسئله از اتفاقات خیلی کوچک نشات میگیرد که رفتهرفته تبدیل به عقده میشود و باقی میماند. مثل زخم سر بازی که میماند و عفونی میشود و به جامعه سرایت میکند. وقتی چنین عقدههایی باقی میمانند، کمکم نسبت به جامعه و کشور خود بیاعتماد و کمعلاقه میشوی و دلت میخواهد از این سرزمین دل بکنی و بروی. مثلا یک دختر جوان اینجا کار میکند و درآمد دارد اما نمیتواند یک ماشین برای خودش بخرد. رفتهرفته این تلاش زیاد و دستیابی نداشتن به امکانات معمول به واسطه مشکلات مالی و… تبدیل به عقده میشود. تصور میکنی ایجا نمیتوانی رشد کنی و همین میشود که مهاجرت را در ذهن برخی جوانهای امروزی پررنگ کرده است. بگذارید یک مثال بزنم. در دنیا داشتن یک اینترنت پرسرعت امروزه یکی از بدیهیترین و سادهترین امکانات است. هر جایی بروی میتوانی همزمان از اینترنت با سرعت بالا استفاده کنی و به کارهایت برسی اما وقتی در خودت این اتفاق نمیافتد (اگرچه به نظر اتفاق کوچکی میرسد) اما تبدیل به دلیلی برای مهاجرت میشود.
    فکر میکنی روزنامهنگار خوبی بشوی؟
    من اگر روزنامه نگار بشوم، خیلی زود سر از جاهایی که نباید درمیآورم! اما اگر روزنامه نگار بودم، مطمئنا در حوزه اجتماعی فعال بودم.
    نوشتن را دوست داری و تجربه کردهای؟
    قبلا مینوشتم ولی الان خیلی کم پیش میآید که بنویسم. این روزها بیشتر دلم میخواهد ساختن فیلم کوتاه را تجربه کنم.
    بازیگری را بیشتر دوست داری یا فیلمسازی؟
    راستش را بگویم؟ (میخندد) فیلمسازی را؛ چون احساس میکنم وقتی بازیگرم، خود واقعی ام نیستم و این خودم نیستم که مرا کنترل میکند. ترجیحم این است خودم مدیریت را بر عهده داشته باشم تا شرایط را به گونهای که هست، تدارک ببینم. بازیگری از بیرون خیلی خوشایند و شیرین و راحت به نظر میرسد. در صورتی که اصلا این طور نیست.
    این روزها احساس میکنی آدم خوشبختی هستی؟
    اگر بحث کار را کنار بگذارم، بله؛ چون فشردگی زمان کاری ما برای رساندن به آنتن شبکه، واقعا آزاردهنده و نفسگیر است. شاید اگر این سؤال را یک ماه دیگر از من بپرسی، بتوانم جواب واقعیتری بدهم ولی این روزها آنقدر زندگیام دست خودم نیست که بخواهم ببینم واقعا احساس خوشبختی میکنم یا نه ولی روی هم رفته احساس خوشبختی میکنم.
    در زندگی مستقل خودت، زمانهایی که بیحوصلهای، چه کارهایی برای خوب شدن حالت میکنی؟
    آشپزی میکنم (میخندد)؛ آشپزی به من آرامش خاصی میدهد. یکی از تفریحاتم این است که در اینترنت دنبال دستور پخت غذاهای جدید میگردم. البته رستوران رفتن را هم خیلی دوست دارم.
    فعالیتهای خیریهای یا همکاری با نهادهایی که کارهای مختلف میکنند، داری؟
    با چند انجمن حمایت از حیوانات همکاریهایی دارم چون این موضوع دغدغه من است.
    اهل سفر هستی؟
    خیلی. عاشق سفرم. به خصوص سفرهای کویرگردی اما متاسفانه مدتی است که پیش نیامده. به طور کل دوست دارم سوار ماشینم شوم و مثلا از بندر ترکمن تا آستارا را بروم. یعنی خط شمالی ایران را طی کنم.
    تنها سفر میروی؟
    نه؛ با دوستانم.
    پیشنهادهایت برای سفرهای داخلی و خارجی خوب چیست؟
    روستایی در گیلان حوالی رودسر وجود دارد به نام جواهردشت. روستایی در نقاط بالای کوههای سبز شمال که واقعا دیدنی و زیباست. همینطور روستای مصر در مرکز ایران که حال و هوای کویری دارد. برای مسافرت خارجی هم پیشنهاد جزیره​ای در مالزی که انگار تکهای از بهشت است را میدهم. برای من هر جا طبیعت بکر وجود داشته باشد، واقعا لذت میبرم. چون علاقه ویژهای به طبیعت دارم.
    بازی در کنار تیم بازیگران «مادرانه» چطور بود؟
    من فقط میتوانم در مورد تکتک بازیگران این سریال بگویم بینظیر هستند. من دارم در مورد شخصیت خودشان حرف میزنم. خانم زنگنه به قدری مهربان و همراه است که واقعا نظیر ندارد. آقای سلطانی با آرامش ویژهای راهنمایی میکنند و هوای آدم را دارند. از طرف دیگر من تا امروز همبازی پسر خوب نداشتم ولی عباس غزالی واقعا فوقالعاده است. من از این همکاری واقعا لذت بردهام و با اینکه کار خیلی سنگین و فشرده است اما خوشبختانه تجربه خیلی شیرینی است.
    بازیگران ایرانی و خارجی مورد پسند تو چه کسانی هستند؟
    در مورد بازیگران ایرانی کمی سلیقهام متغیر است. در میان مردها، حمید فرخنژاد را خیلی دوست دارم و میان خانمها به نظرم هنگامه قاضیانی واقعا ویژه است و البته بازیهای سحر دولتشاهی را هم خیلی دوست دارم. میان بازیگران خارجی هم از بازی خاویر باردم و کیت بلانشت خیلی خوشم میآید.
    زندگی مثل باز شطرجه اگه بلد نباشی همه می خوان یادت بدن اگه بلد باش
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    همه میخوان شکستت بدن

  16. 3 کاربر از پست anos تشکر کرده اند .


  17. Top | #9

    ناظر کتابهای انجمن


    تاریخ عضویت
    شهریور 1390
    نوشته ها
    4,030
    میانگین پست در روز
    3.75
    محل سکونت
    .: یکی از شهرای
    تشکر از کاربر
    21,201
    تشکر شده 17,827 در 5,111 پست
    حالت من
    Gig
    اندازه فونت

    پیش فرض

    هستی (مهدخت) مهدوی فر متولد ۱۳۷۰ می باشد. وی در سریالهای جراحت، سوت پایان، نقش لیلی، پرستوهای عاشق، دسته بازنده ها و در حال حاضر در سریال مادرانه که از شبکه ۳ در ایام ماه مبارک رمضان در حال پخش است به ایفای نقش پرداخته است.
    اطلاعات بیشتری از این بازیگر در دست نیست ، در ادامه توجه شما را به مصاحبه با هستی مهدوی فر جلب می کنیم و در صورت کسب اطلاعات بیشتر این پست به روز خواهد شد.


    مصاحبه سریال مادرانه:
    هستی مهدویفر بازیگر نقش «رها» در سریال «مادرانه» درباره نقش خود گفت: نقش دختری را بازی میکنم که اسمش رهاست، پدر و مادرش از هم جدا شدهاند و مادرش در ایران زندگی نمیکند. «رها» درگیری شدیدی با پدرش دارد و به دنبال این است که به هر طریقی شده است کنار مادرش باشد. حال در این میان نیز معتاد شده است.
    او در عین حال دربارهی ایفای نقش خود توضیح میدهد: نقشم خیلی متفاوت است و خیلی آن را دوست دارم.
    وی در ادامه دربارهی دیالوگهای نقش خود نیز توضیح میدهد: در نقشم یکسری دیالوگها وجود دارد که تاکنون در تلویزیون نشنیده بودم و فکر نمیکردم دختری بتواند با چنین لحنی و حالتی صحبت کند. از این جهت این دیالوگها نقشم را متفاوت کرده است و خودم شخصا چنین جسارتی را در فیلمنامه بر روی چنین نقشی تاکنون ندیده بودم.
    مهدویفر در بخش دیگری از صحبتهایش با اشاره به اینکه قصه «مادرانه» میتواند یک قصه واقعی باشد که برای همه اتفاق میافتد، توضیح داد: قصه این مجموعه رئال است اما فرم دیالوگها رئال نیست.
    این بازیگر که سریال «جراحت» (محمد مهدی عسگرپور) را نیز در پروندهی کاری خود دارد، با اعتقاد بر اینکه «مادرانه» یکی از بهترین پروژههایی است که در آن بازیگران همه مهربان هستند، گفت: در تجربه قبلی سریالهایم اصلا اینگونه نبود؛ سر صحنه بازیگران و چهرههای معروفی بودند که خیلی اذیت میکردند بازیگران معروف قدیمی که خیلی هم ادعایشان میشد.
    او در پاسخ به اینکه آیا بداهه در نقش خود تاکنون داشته است یا نه؟ توضیح داد: بداهه در این سریال راه ندارد به دلیل اینکه سعید نعمتالله خیلی بر روی متنهایش حساس است. در نتیجه نباید یک «واو» را جا بیاندازی. البته در یکی دو سکانس که مربوط به داد و فریاد زدن است، بداهه جا دارد. در سریال جراحت هم همینطور بود.
    این بازیگر همچنین با اشاره به حضور سعید نعمت الله در پشت صحنه «مادرانه» خاطرنشان کرد: تاکنون ندیدهام هیچ نویسندهای خودش همیشه سر صحنه باشد.
    مهدویفر در بخش دیگری از صحبتهایش درباره این مطلب که مردم از تلویزیون فاصله گرفتهاند، گفت: به نظرم علت اینکه مردم از تلویزیون فاصله گرفتهاند این است که سانسور بیش از حد داریم و شفافسازی نیز نداریم. صداوسیما همه چیز را در اجتماع میبیند اما فقط گل و بلبل و چیزهای خوبش را نشان میدهد.
    بازیگر نقش رها در «مادرانه» در پایان گفت: خیلی از جاها اصرار بر این دارند که پایان قصه تلخ نباشد و همیشه این مساله باعث شده است که پایان قصههای سریالهایمان پیشبینی شده باشد و طوری است که وقتی مخاطبان سریالها را میبینند احساس میکنند نمونهاش را قبلا جای دیگری دیدهاند. در نتیجه میتوانند آنها را حدس بزنند. به همین دلیل به سراغ این سریالها نمیروند.

    مصاحبه سریال جراحت:
    سال گذشته در همین روزها بود که سریال «جراحت» موقع افطار از تلویزیون پخش میشد. یکی از نقشهای اصلی سریال برعهده دختر جوانی بود که تازه بازی را شروع کرده بود و هنوز کسی او را نمیشناخت. هستی مهدویفر، بازیگر «جراحت»، در آن سریال خیلی خوب دیده نشد اما این روزها با حضور خوبش در فیلم «سوت پایان» نیکی کریمی، نشان میدهد که قصد دارد کمکم جایش را در سینما باز کند. بهنظر میرسد تجربه «سوت پایان» برایش خیلی مفید بوده و خودش معتقد است با راهنماییهای نیکی کریمی و تورج اصلانی مدیوم سینما را شناخته و حالا توانایی بازی هم در تلویزیون و هم سینما را دارد. نقش سختی را در «سوت پایان» بازی کرده اما به خوبی از عهده آن برآمده، دختری که مادرش با حکم قصاص در زندان است و او در پی بخشش. حرفهای مهدویفر را درباره سینما و تلویزیون و فیلم «سوت پایان» میخوانید.
    خوبی بازیات در «سوت پایان» این بود که خیلی رئال بازی کردی. آنقدر در نقشت فرو رفتی که اصلا تماشاگر فکر میکرد که نابازیگر هستی و این اتفاقها واقعا برایت افتاده. چطور به این بازی یا بهتر است بگویم بازی نکردن رسیدی؟
    رسیدن به این نقش که یک پروسه خاصی داشت. یعنی ما رفتیم و با دخترهایی که مورد تجاوز قرار گرفته بودند، ملاقات کردیم. البته نتوانستیم دقیقا آن موردی را که مد نظرمان بود پیدا کنیم. با بیشتر این دختران هم اصلا نمیشد حرف زد چون به محض اینکه نگاهشان میکردی حساس میشدند و از جا میپریدند. یکسری دختران دیگر را هم دیدیم که جدا از خانوادههایشان زندگی میکردند. دخترانی که از طبقه خیلی پایین اجتماع بودند و همه اینها خیلی به من کمک کرد تا بتوانم به نقش نزدیکتر شوم و آن طبقه و آن آدمها را بشناسم. من و دوستم غزاله رشیدی که او هم در فیلم بازی کرده، با این دختران دوست شدیم. با هم مینشستیم، غذا میخوردیم، تلویزیون میدیدیم، حرف میزدیم و کارهای روزمره زندگی را انجام میدادیم. بعد من به آن روزمرگیشان دقیق میشدم که چطور همه این کارها را انجام میدهند که راه رفتن و غذا خوردن و نگاه کردن و تلویزیون نگاه کردنشان چطور است. همه اینها کمک کرد ولی جدای از اینها، خود خانم کریمی و تورج اصلانی بودند که به من خیلی کمک کردند تا درست بازی کنم و نقش را بشناسم. بخصوص که موقع فیلمبرداری، سریال «جراحت» داشت پخش میشد و من از یک مدیوم کاملا متفاوت وارد سینما شده بودم.
    تورج اصلانی سر کار چه راهنماییهایی میکرد که برایت مهم بود و احساس میکردی داری چیز جدید و مفیدی یاد میگیری؟
    اگر بخواهم کامل توضیح بدهم، خیلی طولانی میشود. بهنظرم رابطه فیلمبردار و بازیگر خیلی مهم است. اصلا حذف شدنی نیست.
    درست است اما فیلمبردارانی هم هستند که فقط ارتباطشان با کارگردان است و کارگردانانی که دوست ندارند فیلمبردار در کار بازیگری دخالتی داشته باشد.
    خود من همیشه بعد از کات دادن یک پلان اول از کارگردان و بعد از فیلمبردار میپرسم که آیا بازیام خوب بوده یا نه. یعنی آن ریزهکاری فنی ماجرا را فیلمبردار میبیند و به من میگوید. بهنظرم حس بازی را کارگردان میتواند به بازیگر بگوید و نکات فنی را فیلمبردار. مثل اینکه وقتی نما کلوزآپ است یا قاب مثلا آنقدر است، من چقدر میتوانم و باید حرکت داشته باشم. سر همین فیلم «سوت پایان» تورج اصلانی به من یاد داد که چطور بازیام را با اندازه قابی که در هر صحنه داشتیم هماهنگ کنم. فرق لنزهای مختلف را برایم توضیح میداد و اینکه با هر لنز چطور دیده میشوم. بعید میدانم هیچ فیلمبرداری آنقدر از وقت و انرژیاش را صرف توضیح این ریزهکاریهای فنی به بازیگر کند. خوب یادم است که وقتی لوکیشنهایمان در خیابان بود تا به محل مورد نظر برسیم، تورج اصلانی برایم درباره صحنههایی که قرار بود بگیریم صحبت میکرد و توضیح میداد.
    اصلا چطور شد که به پروژه «سوت پایان» پیوستید؟
    دستیار خانم کریمی که از قبل هم مرا میشناختند،به من زنگ زدند و قرار گذاشتند. من هم رفتم و جلوی دوربین از من تست گرفتند. و بعد هم چند جلسهای صحبت کردیم تا به پروژه پیوستم.
    از نظر شما مدیوم سینما با تلویزیون چه تفاوتی با هم دارند، بخصوص در زمینه بازیگری؟
    این هم یکی از آن مواردی بود که تورج اصلانی برایم توضیح داد که اصلا تفاوت این دو رسانه با هم چیست. من از یک سریال تلویزیونی که موقع فیلمبرداری «سوت پایان» تازه داشت پخش میشد، آمده بودم سر یک فیلم سینمایی که قرار بود کاملا رئال باشد. به هر حال در سریالهای تلویزیونی یکسری عکسالعملها و واکنشهای بازیگران باید اغراقآمیزتر و به اصطلاح گلدرشتتر باشد. وقتی خودم سر کار سینمایی رفتم متوجه شدم که چقدر بازی تلویزیونی و سینمایی با هم فرق میکند. راستش نظر شخصی خودم این است که بازی تلویزیونی تکنیکیتر است و در بازی سینمایی حس و غریزه بیشتر دخیل است.
    خیلیها برعکس این را میگویند.
    نظر من این است. ببینید شما در تلویزیون کافی است تکنیکهای بازیگری را رعایت کنید اما در سینما باید هردوی اینها را با هم داشته باشید: هم تکنیک و هم احساس تا بازیتان خوب از کار درآید. آن حس در سینما خیلی مهم است. نتیجهاش میشود همان چیزی که گاهی به آن بازی زیرپوستی هم میگویند. ولی اگر این بازی زیرپوستی در تلویزیون انجام شود اصلا قاب تلویزیون آن را نشان نمیدهد. خیلی از بازیگران خوب ما در تلویزیون، بازیهای خیلی تکنیکی از خودشان نشان میدهند اما به هیچ عنوان باورپذیر نیستند و آن حس لازم را به مخاطب نمیدهند.
    به عنوان بازیگر جوانی که تازه وارد سینما شده، قطعا دیده شدن برایت مهم بوده. وقتی فیلمنامه «سوت پایان» را خواندی فکر نمیکردی که ممکن است این یکی از آن فیلمهای به اصطلاح مخاطب خاص باشد که یا اصلا اکران نشود یا خیلی دیده نشود؟
    وقتی اسم خانم کریمی آمد با توجه به سابقه فیلمهای قبلیشان چنین احتمالی دادم اما گذاشتمش پای یک تجربه. فکر کردم که خب این نقش خیلی متفاوتی است که من تا به حال کار نکردهام و درواقع مثل یکجور محک زدن خودم است که ببینم اصلا از پس این کار برمیآیم یا نه. مطمئنا دیده شدن برایم مهم بود. هر کسی بگوید که برایش مهم نیست که دیده بشود یا نه، دروغ گفته ولی درباره این فیلم با خودم گفتم: این تجربهای است که از آن یاد میگیرم. دوست دارم واقعا اینجا این نکته را بگویم که انرژی که من برای «سوت پایان» گذاشتم، یک دهمش را سر سریال «جراحت» نگذاشته بودم. شاید اصلا اینجوری بتوانم فرق تلویزیون و سینما را بگویم.
    چه نکتهای را در مورد فیلم «سوت پایان» دوست داشتی؟
    میدانید من عاشق میزانسنها، دوربین روی دستها و سکانسپلانهای طولانی «سوت پایان» هستم و اینکه ما زیاد پایبند به فیلمنامه نبودیم. میتوانستیم در هر سکانس البته اگر جا داشتیم و کمک به بهتر شدن صحنه میکرد، بداهه از خودمان اضافه کنیم. باز این هم یکی از فرقهای سینما و تلویزیون است که آنجا حتی یک واو را هم نمیتوانی جابهجا کنی. البته من ارزشگذاری نمیکنم و نمیگویم که آن بد است ولی این یکی لذتبخشتر است.
    دوباره سراغ تلویزیون میروی؟ دوست داری در آینده بیشتر چه فیلمهایی بازی کنی؟
    حتما من دوست دارم هم سینما و هم تلویزیون را با هم داشته باشم ولی دلم میخواهد دوباره فیلمی مانند «سوت پایان» بازی کنم. نقشی که سخت باشد. باورتان نمیشود که من سر فیلمبرداری «سوت پایان» شبها از استرس آفیش فردا خوابم نمیبرد. کار بعدی ام فیلم اول آقای قربان محمدپور به نام «زبان مادری» است که آنجا نقش یک دختر لال را بازی میکنم و هرچند نقش مکمل است اما کار بسیار جالب و متفاوتی است.
    به این فکر میکنی که در نقشهایی بازی کنی که آنقدر ویژگیهای گلدرشتی مانند معلولیت خاص یا دختری مانند «سوت پایان» را نداشته باشند بلکه آدمهای معمولی باشند؟
    الان چند وقتی میشود که دوست دارم در کاری بازی کنم که شبیه هیچکدام از اینها نباشد اما هنوز برایم پیش نیامده. البته سریال «جراحت» بود ولی بازیگرانی که سر آن سریال بودند، این اجازه را به من ندادند که ببینم اصلا کارم چطور است. درحقیقت به من فضا و میدان ندادند که خودم را نشان دهم یا اینکه بخواهند به من چیزی یاد بدهند. با اینکه نقش اصلی سریال هم بود اما با همه این دلایل دوست ندارم خیلی درباره آن صحبت کنم اما الان دوست دارم که نقش یک آدم عادی را بازی کنم که گریه میکند، داد میزند، حرف میزند. حتی اگر فقط راه برود و دیالوگ خاصی هم نداشته باشد. چون بازی در نقش چنین آدمی اتفاقا خیلی سختتر است.











    ساده بودیم و سخت بر ما رفت
    خوب بودیم و زندگی بد شد
    آنکه باید به دادمان برسد
    آمد و از کنارمان رد شد!
    هیچ کس واقعا ً نمی داند
    آخر داستان چه خواهد شد!

    (
    سید مهدی موسوی)

     برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید


  18. کاربر زیر از پست Cancer تشکر کرده است .


  19. Top | #10

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    خرداد 1392
    نوشته ها
    29
    میانگین پست در روز
    0.07
    محل سکونت
    یه جای دنج وسرسبز؛نزدیک ساحل
    تشکر از کاربر
    45
    تشکر شده 82 در 22 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    من که از بازیش خوشم نمیاد

    رمان عاشقانه عشق موروثی-نازنین زهرا.الف

    http://www.forum.98ia.com/t952985.html



  20. کاربر زیر از پست zahra naz تشکر کرده است .


موضوعات مشابه

  1. بیوگرافی و مصاحبه از مهدی مهدوی | والیبالیست
    توسط nooshin. در انجمن ورزشکاران
    پاسخ ها: 8
    آخرین نوشته: 1392,09,05, ساعت : 13:57
  2. پاسخ ها: 12
    آخرین نوشته: 1392,08,12, ساعت : 15:52

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •