| |||
| | #1 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: شهريور ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : شهريور ۱۳۸۸ محل سکونت : زیر سقف این دنیا
نوشته ها: 6,179
تشکرها: 11,895
تشکر شده 115,931 بار در 6,496 پست
حالت من : | پست معمولی : +1 امتیاز گفتوگو با هستی مهدویفر، بازیگر فیلم «سوت پایان» بهنظر میرسد تجربه «سوت پایان» برایش خیلی مفید بوده و خودش معتقد است با راهنماییهای نیكی كریمی و تورج اصلانی مدیوم سینما را شناخته و حالا توانایی بازی هم.... نقشهای سخت را دوست دارم سال گذشته در همین روزها بود كه سریال «جراحت» موقع افطار از تلویزیون پخش میشد. یكی از نقشهای اصلی سریال برعهده دختر جوانی بود كه تازه بازی را شروع كرده بود و هنوز كسی او را نمیشناخت. هستی مهدویفر، بازیگر «جراحت»، در آن سریال خیلی خوب دیده نشد اما این روزها با حضور خوبش در فیلم «سوت پایان» نیكی كریمی، نشان میدهد كه قصد دارد كمكم جایش را در سینما باز كند. بهنظر میرسد تجربه «سوت پایان» برایش خیلی مفید بوده و خودش معتقد است با راهنماییهای نیكی كریمی و تورج اصلانی مدیوم سینما را شناخته و حالا توانایی بازی هم در تلویزیون و هم سینما را دارد. نقش سختی را در «سوت پایان» بازی كرده اما به خوبی از عهده آن برآمده، دختری كه مادرش با حكم قصاص در زندان است و او در پی بخشش. حرفهای مهدویفر را درباره سینما و تلویزیون و فیلم «سوت پایان» میخوانید. خوبی بازیات در «سوت پایان» این بود كه خیلی رئال بازی كردی. آنقدر در نقشت فرو رفتی كه اصلا تماشاگر فكر میكرد كه نابازیگر هستی و این اتفاقها واقعا برایت افتاده. چطور به این بازی یا بهتر است بگویم بازی نكردن رسیدی؟ رسیدن به این نقش كه یك پروسه خاصی داشت. یعنی ما رفتیم و با دخترهایی كه مورد تجاوز قرار گرفته بودند، ملاقات كردیم. البته نتوانستیم دقیقا آن موردی را كه مد نظرمان بود پیدا كنیم. با بیشتر این دختران هم اصلا نمیشد حرف زد چون به محض اینكه نگاهشان میكردی حساس میشدند و از جا میپریدند. یكسری دختران دیگر را هم دیدیم كه جدا از خانوادههایشان زندگی میكردند. دخترانی كه از طبقه خیلی پایین اجتماع بودند و همه اینها خیلی به من كمك كرد تا بتوانم به نقش نزدیكتر شوم و آن طبقه و آن آدمها را بشناسم. من و دوستم غزاله رشیدی كه او هم در فیلم بازی كرده، با این دختران دوست شدیم. با هم مینشستیم، غذا میخوردیم، تلویزیون میدیدیم، حرف میزدیم و كارهای روزمره زندگی را انجام میدادیم. بعد من به آن روزمرگیشان دقیق میشدم كه چطور همه این كارها را انجام میدهند كه راه رفتن و غذا خوردن و نگاه كردن و تلویزیون نگاه كردنشان چطور است. همه اینها كمك كرد ولی جدای از اینها، خود خانم كریمی و تورج اصلانی بودند كه به من خیلی كمك كردند تا درست بازی كنم و نقش را بشناسم. بخصوص كه موقع فیلمبرداری، سریال «جراحت» داشت پخش میشد و من از یك مدیوم كاملا متفاوت وارد سینما شده بودم. تورج اصلانی سر كار چه راهنماییهایی میكرد كه برایت مهم بود و احساس میكردی داری چیز جدید و مفیدی یاد میگیری؟ اگر بخواهم كامل توضیح بدهم، خیلی طولانی میشود. بهنظرم رابطه فیلمبردار و بازیگر خیلی مهم است. اصلا حذف شدنی نیست. درست است اما فیلمبردارانی هم هستند كه فقط ارتباطشان با كارگردان است و كارگردانانی كه دوست ندارند فیلمبردار در كار بازیگری دخالتی داشته باشد. خود من همیشه بعد از كات دادن یك پلان اول از كارگردان و بعد از فیلمبردار میپرسم كه آیا بازیام خوب بوده یا نه. یعنی آن ریزهكاری فنی ماجرا را فیلمبردار میبیند و به من میگوید. بهنظرم حس بازی را كارگردان میتواند به بازیگر بگوید و نكات فنی را فیلمبردار. مثل اینكه وقتی نما كلوزآپ است یا قاب مثلا آنقدر است، من چقدر میتوانم و باید حركت داشته باشم. سر همین فیلم «سوت پایان» تورج اصلانی به من یاد داد كه چطور بازیام را با اندازه قابی كه در هر صحنه داشتیم هماهنگ كنم. فرق لنزهای مختلف را برایم توضیح میداد و اینكه با هر لنز چطور دیده میشوم. بعید میدانم هیچ فیلمبرداری آنقدر از وقت و انرژیاش را صرف توضیح این ریزهكاریهای فنی به بازیگر كند. خوب یادم است كه وقتی لوكیشنهایمان در خیابان بود تا به محل مورد نظر برسیم، تورج اصلانی برایم درباره صحنههایی كه قرار بود بگیریم صحبت میكرد و توضیح میداد. اصلا چطور شد كه به پروژه «سوت پایان» پیوستید؟ دستیار خانم كریمی كه از قبل هم مرا میشناختند، به من زنگ زدند و قرار گذاشتند. من هم رفتم و جلوی دوربین از من تست گرفتند. و بعد هم چند جلسهای صحبت كردیم تا به پروژه پیوستم. از نظر شما مدیوم سینما با تلویزیون چه تفاوتی با هم دارند، بخصوص در زمینه بازیگری؟ این هم یكی از آن مواردی بود كه تورج اصلانی برایم توضیح داد كه اصلا تفاوت این دو رسانه با هم چیست. من از یك سریال تلویزیونی كه موقع فیلمبرداری «سوت پایان» تازه داشت پخش میشد، آمده بودم سر یك فیلم سینمایی كه قرار بود كاملا رئال باشد. به هر حال در سریالهای تلویزیونی یكسری عكسالعملها و واكنشهای بازیگران باید اغراقآمیزتر و به اصطلاح گلدرشتتر باشد. وقتی خودم سر كار سینمایی رفتم متوجه شدم كه چقدر بازی تلویزیونی و سینمایی با هم فرق میكند. راستش نظر شخصی خودم این است كه بازی تلویزیونی تكنیكیتر است و در بازی سینمایی حس و غریزه بیشتر دخیل است. خیلیها برعكس این را میگویند. نظر من این است. ببینید شما در تلویزیون كافی است تكنیكهای بازیگری را رعایت كنید اما در سینما باید هردوی اینها را با هم داشته باشید: هم تكنیك و هم احساس تا بازیتان خوب از كار درآید. آن حس در سینما خیلی مهم است. نتیجهاش میشود همان چیزی كه گاهی به آن بازی زیرپوستی هم میگویند. ولی اگر این بازی زیرپوستی در تلویزیون انجام شود اصلا قاب تلویزیون آن را نشان نمیدهد. خیلی از بازیگران خوب ما در تلویزیون، بازیهای خیلی تكنیكی از خودشان نشان میدهند اما به هیچ عنوان باورپذیر نیستند و آن حس لازم را به مخاطب نمیدهند. به عنوان بازیگر جوانی كه تازه وارد سینما شده، قطعا دیده شدن برایت مهم بوده. وقتی فیلمنامه «سوت پایان» را خواندی فكر نمیكردی كه ممكن است این یكی از آن فیلمهای به اصطلاح مخاطب خاص باشد كه یا اصلا اكران نشود یا خیلی دیده نشود؟ وقتی اسم خانم كریمی آمد با توجه به سابقه فیلمهای قبلیشان چنین احتمالی دادم اما گذاشتمش پای یك تجربه. فكر كردم كه خب این نقش خیلی متفاوتی است كه من تا به حال كار نكردهام و درواقع مثل یكجور محك زدن خودم است كه ببینم اصلا از پس این كار برمیآیم یا نه. مطمئنا دیده شدن برایم مهم بود. هر كسی بگوید كه برایش مهم نیست كه دیده بشود یا نه، دروغ گفته ولی درباره این فیلم با خودم گفتم: این تجربهای است كه از آن یاد میگیرم. دوست دارم واقعا اینجا این نكته را بگویم كه انرژی كه من برای «سوت پایان» گذاشتم، یك دهمش را سر سریال «جراحت» نگذاشته بودم. شاید اصلا اینجوری بتوانم فرق تلویزیون و سینما را بگویم. چه نكتهای را در مورد فیلم «سوت پایان» دوست داشتی؟ میدانید من عاشق میزانسنها، دوربین روی دستها و سكانسپلانهای طولانی «سوت پایان» هستم و اینكه ما زیاد پایبند به فیلمنامه نبودیم. میتوانستیم در هر سكانس البته اگر جا داشتیم و كمك به بهتر شدن صحنه میكرد، بداهه از خودمان اضافه كنیم. باز این هم یكی از فرقهای سینما و تلویزیون است كه آنجا حتی یك واو را هم نمیتوانی جابهجا كنی. البته من ارزشگذاری نمیكنم و نمیگویم كه آن بد است ولی این یكی لذتبخشتر است. دوباره سراغ تلویزیون میروی؟ دوست داری در آینده بیشتر چه فیلمهایی بازی كنی؟ حتما من دوست دارم هم سینما و هم تلویزیون را با هم داشته باشم ولی دلم میخواهد دوباره فیلمی مانند «سوت پایان» بازی كنم. نقشی كه سخت باشد. باورتان نمیشود كه من سر فیلمبرداری «سوت پایان» شبها از استرس آفیش فردا خوابم نمیبرد. كار بعدی ام فیلم اول آقای قربان محمدپور به نام «زبان مادری» است كه آنجا نقش یك دختر لال را بازی میكنم و هرچند نقش مكمل است اما كار بسیار جالب و متفاوتی است. به این فكر میكنی كه در نقشهایی بازی كنی كه آنقدر ویژگیهای گلدرشتی مانند معلولیت خاص یا دختری مانند «سوت پایان» را نداشته باشند بلكه آدمهای معمولی باشند؟ الان چند وقتی میشود كه دوست دارم در كاری بازی كنم كه شبیه هیچكدام از اینها نباشد اما هنوز برایم پیش نیامده. البته سریال «جراحت» بود ولی بازیگرانی كه سر آن سریال بودند، این اجازه را به من ندادند كه ببینم اصلا كارم چطور است. درحقیقت به من فضا و میدان ندادند كه خودم را نشان دهم یا اینكه بخواهند به من چیزی یاد بدهند. با اینكه نقش اصلی سریال هم بود اما با همه این دلایل دوست ندارم خیلی درباره آن صحبت كنم اما الان دوست دارم كه نقش یك آدم عادی را بازی كنم كه گریه میكند، داد میزند، حرف میزند. حتی اگر فقط راه برود و دیالوگ خاصی هم نداشته باشد. چون بازی در نقش چنین آدمی اتفاقا خیلی سختتر است. گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ اگه ميخواي كتاب بخري..حتما قبلش يه سري به اينجا بزن ![]() http://www.forum.98ia.com/t275867.html اموزش تزيين http://www.forum.98ia.com/t265947.html زندگینامه فردین http://www.forum.98ia.com/t486024.html التماس دعا.... ![]() | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| تبلیغات | |
| | |
| | #2 (لینک مستقیم) | ||||||||
| مدیر بخش فرهنگ و هنر ![]() تاریخ عضویت: خرداد ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : خرداد ۱۳۸۸ محل سکونت : teh
نوشته ها: 7,060
تشکرها: 69,094
تشکر شده 69,180 بار در 8,120 پست
کتاب مورد علاقه : Jane Austen حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز بالاخره اسم اصلیش مهدختِ یا هستی؟ گمونم اولین کاری که ازش دیدم همون سریال جراحت بود. اگه قبل اونم چیزی دیده باشم یادم نمیاد. ![]() تو اونجا بازیش خیلی جذبم نکرد. ![]() اما عوضش فیلم آفساید به نظرم توی این فیلم بهترین بازی و همین دختر داشت. اما نمی دونم چرا روی کاور این فیلم عکسی از این بازیگر نبود! اسمشم که نمی آوردن بهتر بود با اون نوشتنشون! اون موقع مصطفی زمانی و کی و کی که چند ثانیه ملت و نصیحت کرده بودن سردر کاور و بیخ ریشِ نیکی کریمی یه پوستر ازشون بود! ![]() حالا اونا هیچی حداقل نقشش که از بهنوش بختیاری مهم تر و بیشتر بود بابا! ![]() خودِ فیلم آفساید هم خیلی دوست نداشتم. اما بازی این دختر خیلی توی فیلم خوب بود. پ.ن: بعضی وقتا فکر می کنم سعی می کنه مثل گلشیفته باشه چه از لحاظ بازیگری چه پوشش و چهره! فعلا یه مدت نمی تونم به پی اما جواب بدم. | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| بازیگر, بیوگرافی, فر, مهدوي, هستي |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
| |
موضوعات مشابه | ||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| بیوگرافی و مصاحبه از سحر ولدبیگی | بازیگر | #mahnaz# | بازیگران و عوامل سینمای ایران | 6 | ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۲ ۰۵:۲۲ بعد از ظهر |
| بیوگرافی و مصاحبه از محمود پاک نیت l بازیگر | Khale.Ghezi | بازیگران و عوامل سینمای ایران | 2 | ۶ مرداد ۱۳۹۱ ۰۱:۰۷ بعد از ظهر |
| بیوگرافی و مصاحبه از علی سرابی | بازیگر | فاطیما+ | بازیگران و عوامل سینمای ایران | 0 | ۱۴ تير ۱۳۹۱ ۰۸:۱۷ بعد از ظهر |
| بیوگرافی و مصاحبه از مهدی مهدوی | والیبالیست | nooshin. | ورزشکاران | 3 | ۲۰ بهمن ۱۳۹۰ ۰۱:۴۸ بعد از ظهر |
| بیوگرافی و مصاحبه از رضا کریمی | بازیگر | mehrzad765 | بازیگران و عوامل سینمای ایران | 4 | ۱۵ مرداد ۱۳۹۰ ۱۲:۰۱ قبل از ظهر |