بازگشت   نودهشتیا > فرهنگ و هنر > شعر و ادبیات > دفتر شعر و مشاعره

 تبلیغات 
اقامت و مهاجرت به بهترین کشورهای جهان وام 4 درصد خود اشتغالی
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۲۹ آذر ۱۳۹۰, ۱۱:۵۹ بعد از ظهر   #81 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
farid.nostalgia آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض


خسته

آن تويي زنده ز شبگردي و مي نوشيها
وين منم مرده در آغوش فراموشيها
آن تويي گوش بتحسينگر عشاق جمال
وين منم چشم بدروازه ي خاموشيها
آن تويي ساخته از نقش دلاويز وجود
وين منم سوخته در آتش مدهوشيها
آن تويي چهره بر افروخته از رنگ وهوس
وين منم پرده نگهدار خطا پوشيها
آن تويي گرم زبانبازي بيگانه فريب
وين منم دوست زكف داده زكم جوشيها
آن تويي خفته بصد ناز بر اين تخت روان
وين منم خسته صد درد ز پر كوشيها
آن تويي پاي به هر چشم وقدم بوست خلق
وين منم خم شده از رنج قلمدوشيها
تا ترا خاطر جمعي است غنيمت مي عشق
كه نداري خبر از محنت مغشوشيها
پاك لوحي چو بر اين خلق خوش آيند نبود
به كجا نقش زنم اينهمه مخدوشيها



ماندن همیشه خوب نیست...رفتن هم همیشه بد نیست...گاهی رفتن بهتر است...گاهی باید رفت...باید رفت تا بعضی چیز ها بماند...اگر نروی هر انچه ماندنیست خواهد رفت...اگر بروی شاید با دل پر بروی و اگر بمانی با دست خالی خواهی ماند...گاهی باید رفت و بعضی چیزها که بردنی ست با خود برد..مثل یاد،مثل خاطره ،مثل غرور...و انچه ماندنیست را جا گذاشت،مثل یاد،مثل خاطره،مثل لبخند...رفتنت ماندنی می شود وقتی که باید بروی،بروی...و ماندنت رفتنی میشود وقتی که نباید بمانی بمانی...برو و بگذار چیزی از تو بماند که نبودنت را گرانبها کند...برو وبگذار پیش ازاینکه رفتنت دردی بر دلی بنشاند،خاطره ای پر حسرت شود...برو و نگذار ماندنت باری بشود بر دوش دل کسی که شکستن غرورت برایش...از شکستن سکوت اسانتر باشد...عشقت را بردار و برو...خوب برو...زیبا برو...


farid.nostalgia آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۳۰ آذر ۱۳۹۰, ۱۰:۲۷ قبل از ظهر   #82 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
farid.nostalgia آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض


دیوانه نور

پاس خود گیر اگر حرمت من سوختنی است
تازه عهدی کن اگر عهد کهن سوختنی است
گل ببار آر ، گر این باغ پر پیچک و خار
بنشان سروی اگر بید چمن سوختنی است
این دهان بند چرا ؟ منکه زبانم همه عمر
در دهانیست که با جرم سخن سوختنی است
ز آشیان گو نکند یاد پرستوی غریب
این زمان هرکه برد نام وطن سوختنی است
عزلتی جوی که پروانه دیوانه نور
تا شود گرم پر وبال زدن سوختنی است
گل اگر جلوه کند هر چه گلستان سوزند
مشک اگر بو دهد آهوی ختن سوختنی است
گیسوان را چه زنی شانه که در دود زمان
تار مویی که در او چین وشکن سوختنی است
هر سرافراز چرا گوشه نگیرد بسکوت
نامور مرده بپوسیده کفن سوختنی است
اینکه گهگاه کنم عزم سخن هم سخنی است
کاین زمان نوک زبانهم بدهن سوختنی است

farid.nostalgia آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
استاد, اشعار, برگزیده, دفتر, رحيم, كرمانشاهي, كرمانشاهی, معيني, معينی, معینی, کرمانشاهی

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
دفتر اشعار رهی معیری SaRa دفتر شعر و مشاعره 88 ۲۷ دي ۱۳۹۰ ۱۱:۱۶ بعد از ظهر
دفتر اشعار مولوی ! امیر39 دفتر شعر و مشاعره 10 ۷ ارديبهشت ۱۳۹۰ ۰۴:۱۳ بعد از ظهر
دفتر اشعار سید حسن حسینی ! hiva دفتر شعر و مشاعره 6 ۲۸ دي ۱۳۸۹ ۰۹:۰۸ بعد از ظهر
استاد دكتر رحيم رضازاده ملك درگذشت novin علمی و پزشکی 2 ۲۶ تير ۱۳۸۹ ۰۷:۰۶ بعد از ظهر
دفتر اشعار شیخ بهایی ! golyas.com دفتر شعر و مشاعره 0 ۳ ارديبهشت ۱۳۸۹ ۱۰:۵۰ بعد از ظهر



Powered by vBulletin Version 3.8.3
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.

دانلود کتاب رايگان