ارسال پاداش نقدی برای کاربر
شما در حال حمایت به صورت مهمان هستید.
مبلغ مورد نظر خود را انتخاب کنید
1000 تومان
2000 تومان
4000 تومان
6000 تومان
8000 تومان
9000 تومان
10000 تومان
مبالغ دیگر
و یا مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید
واریز آنلاین از طریق کارت های عضو شتاب
بیوگرافی و مصاحبه از ارسلان قاسمی | Arsalan Ghasemi
جشنامه

http://fidibo.com/



نودهشتیا
فید آر اس اس
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 26
  1. Top | #1

    مدیر بازنشسته


    تاریخ عضویت
    خرداد 1388
    نوشته ها
    6,974
    میانگین پست در روز
    3.47
    محل سکونت
    teh
    تشکر از کاربر
    70,456
    تشکر شده 78,421 در 8,279 پست
    اندازه فونت

    Smile بیوگرافی و مصاحبه از ارسلان قاسمی | Arsalan Ghasemi



    ارسلان قاسمی متولد اول خرداد 1374 است ودوخواهر دارد وخودش فرزند سوم خانواده است .اواکنون در سال سوم راهنمایی تحصیل میکند.پسری فوق العاده متین و مودب و باشرم وحیاست.هشت سال پیش در سریال در چشم باد بازی کرده .ان زمان هفت ساله بوده ومیگوید با معرفی خانم بهاره رهنما به آقای جعفری جوزانی وارد عرصه بازیگری شده است. ارسلان می گوید پرسپولیسی است.

    اودرباره کودکی بیژن ایرانی وبازی در نقش کودکی پارسا پیروزفر میگوید:
    من هیچ وقت ایشان(پارسا پیروزفر) را ندیدم، چون در سه سالی كه دراین سریال بازی میكردم، زودتر مقابل دوربین قرار گرفتم و پلانهایمان متفاوت بود، ایشان بعد از من قرارداد بستند و نتوانستم در كنار ایشان باشم.

    ارسلان قاسمی درباره بازیگران مورد علاقه اش میگوید :
    من به شخصه بازی امین حیایی را دوست دارم و اعتقاد دارم كه او یك بازیگر كامل است و تا امروز هم هر نقشی كه به او دادند خیلی خوب و بدون نقص بازی كرده، از همه مهمتر شخصیت و رفتارش خیلی گرم و صمیمی است، در فیلم «شام عروسی» با او همبازی بودم، وی یك بازیگر خوب و تواناست، هیچ وقت در رفتار ایشان غرور ندیدم، اتفاقا در فیلم، بعضی از سكانسها با دیالوگهای طنز میباشد كه من هیچ آشنایی دارای آن نداشتم، امین حیایی و نیكی كریمی به من خیلی كمك كردند. من سه بار دیگر هم با نیكی كریمی همبازی بودم كه از راهنماییهای او سپاسگزارم. دلم میخواهد با آتیلا پسیانی و جمشید مشایخی هم بازی كنم.

    خوبه دراینجا به آقای جعفری جوزانی به خاطر انتخاب خوب ارسلان قاسمی در نقش کودکی پارساپیروزفر تبریک و خسته نباشید بگیم.



    خودتون قضاوت کنین ببینید چه قدر ارسلان قاسمی شبیه پارسا پیروزفره)واقعا انتخاب درستی بوده نه؟

    اوتاکنون نزدیک به 25 تا کارانجام داده واکنون در حال فیلمبرداری فیلم جدیدش بنام فاصله هاست (البته اسم موقت ) که محصول شبکه سه سیماست.در این سریال نقش برادر کوچک خانواده را بازی خواهد کرد وکارگردن آن آقای حسین سهیلی زاده می باشند.



    منبع: هواداران ارسلان قاسمی


  2. Top | #2

    کاربر متوسط


    تاریخ عضویت
    خرداد 1389
    نوشته ها
    285
    میانگین پست در روز
    0.17
    محل سکونت
    يه جاي همين نزديكي ها
    تشکر از کاربر
    686
    تشکر شده 3,777 در 542 پست
    اندازه فونت

    Smile مصاحبه با ارسلان قاسمي | بازیگر

    این مصاحبه در نشریه ی فرهنگی هنری سینمای امروز
    شماره ی ۴۵
    چاپ شده است
    من رو به دلیل خوب اسكن نشدن و كیفیت عكسا ببخشید


    اشاره : ارسلان قاسمی را این روز ها در مجموعه ی ( در چشم باد ) می بینید و چندی پیش در
    در مجموعه ی ( یوسف پیامبر ) . اما برای شما شاید جالب باشد بدانید كه ارسلان قاسمی این
    مجموعه را در 7-8 سال پیش بازی كرده است یعنی زمانی كه خیلی كوچك بوده است .
    بدون شك ارسلان را با بازی در مجموعه (( 101 راه برای ذله كردن پدر مادر ها )) نیز بیاد
    دارید كه اولین مجموعه ای بود از او پخش شد . او حالا یك نوجوان مودب و البته كاملا هنر مند
    شده است .
    در ابتدا یك بیوگرافی كامل از خودت برایمان بگو...
    من ارسلان قاسمی هستم متولد سال 1374 . حدود 31 كار سینمایی و تلویزیونی و 3 كار تئاتر
    داشتم .
    اولین كاری كه در بازی كردی چه زمانی و چه فیلمی بود ؟
    اولین كار فكر می كنم حدود 8 سال پیش بود ، كلاس اول دبستان بودم كه سریال (( در چشم
    باد )) به كارگردانی آقای جوزانی بود كه الان در حال پخش است .
    چطوری برای بازی در این فیلم انتخاب شدی ؟
    خانم رهنما دوست صمیمی مادرم است كه من را به آقای جوزانی معرفی كردند و رفتم سر كار
    و تست دادم و قبول شدم .
    چون شبیه پارسا پیروزفر هستی ، فكر می كنی چقدر تاثیر داشت كه برای بازی در نقش
    كودكی پارسا انتخاب شوی ؟
    در ابتدا قرار بود آقای حسین یاری این نقش را بازی كنند و بعد آقای محمد رضا فروتن و بعد هم
    آقای پیروزفر ، و من قبل از این موضوع انتخاب شده بودم .
    كلاس چندم هستی ؟
    باید میرفتم اول دبیرستان ولی سوم راهنمایی هستم .
    فكر می كنی بازیگری به درس خواندنت ضربه نزده است ؟
    نه ، فكر نكنم ، معدلم هم خوب است .
    زمانی كه سر كار هستی چه طور با مدرسه ات هماهنگ می كنی ؟
    زمانی كه سر كار هستم از صدا و سیما برای مدرسه نامه می برم و مرخصی می گیرم و
    زمانی كه بر می گردم معلم می گیرم و به درس ها میرسم .
    كدام را بیشتر دوست داری درس خواندن یا بازیگری ؟
    هر دو ... هر كدام رو ادامه بدم به جایی می رسم ...
    به كجا ... بازیگری كه مشخص است ولی تحصیل را چه طور ادامه می دهی ؟
    اول دوست داشتم ریاضی فیزیك بخوانم ولی حالا كه وارد عرصه ی هنر شدم دوست دارم
    كارگردانی بخوانم .
    چه كسانی بیشتر در این زمینه به شما كمك كردند ؟
    اول از همه پدر و مادرم و البته جرقه ی این كار را خانم رهنما زد و بعد تمام كارگردان هایی
    كه با آنها كار كردم كه همه آنها به من كمك كردند و به آنها دین دارم و باید از آنها تشكر كنم .
    كدام یك از كار هایت را بیشتر دوست داری ؟
    همه ی كار هایم خوب بود ولی فكر می كنم فیلم سینمایی ( جعبه موسیقی ) كار آقای فرزاد
    موتمن از بقیه بهتر باشد .
    راجع به كار ( جعبه موسیقی ) برایمان بگو ؟
    نقش یك پسر بچه ای را دارم كه نقش اصلی است . مادرش رو از دست داده و پدرش هم یك
    بیمارستان دارد و با یك فرشته آشنا می شود كه آقای رامبد جوان این نقش را بازی می كنند . طی
    یك حادثه ای این این پسر می میرد و به كما می رود و به عالم برزخ و دوباره به هوش می
    آید ...
    در چند ماه اخیر 2 كار تاریخی با بازی شما پخش شده ، ( یوسف پیامبر ) و ( در چشم باد ) ...
    كار های تاریخی بسیار سخت و وقت گیر است ، سر این كار ها اذیت نشدی ؟
    خیلی ، من 3 سال و نیم سر كار ( در چشم باد ) بودم ولی به هر حال یك خاطره ی شرین بود
    كه موفقیت خوبی هم برایم داشت .
    خانواده تان هم همراه تان بودند ؟
    بله ... به صورت ماهی بود ... یك ماه مادر و یك ماه پدرم ( با خنده )
    دوست داری چه نقش هایی را بازی كنی ؟
    فكر می كنم نقش هایی آرام باشد .
    خودت هم آرامی ؟
    بله .
    ولی من شنیدم خیلی شیطون و بازیگوشی ؟
    اولا بودم ولی الان نه .
    در این مدت كه كار می كنی كلاس های بازیگری هم رفتی ؟
    در این مدت فقط چند جلسه كلاس فنون بیان در كانون پرورش فكری رفتم كه یكسری آدم ها
    جمع می شدند و هر چیزی كه می داستنیم در اختیار قرار می دادیم ...
    هم سن و سال خودت بودند ؟
    در حدود 3 سال پیش بود و من كلاس پنجم و اول رانمایی بودم ... از هفت ساله تا 18 ساله
    بودند .
    به شما حسودی نمی كردند ...؟
    آنهایی كه توانستند وارد شوند قطعا حسودی نمی كنند ولی بعضی اوقات در مدرسه و یا خارج
    از محیط كار این موضوع برایم پیش آمده است .
    چند سالی كه ( در چشم با د ) كار می كردی ، كار دیگری هم داشتی ؟
    بله ، در سریال حضرت یوسف و 101 راه ذله كردن پدر مادر ها بودم و فكر می كنم با همان
    كار معروف شدم و بعد از آن هم فیلم سینمایی شام عروسی .
    آن زمان كه كاری از شما هنوز پخش نشده بود چطور رفتی سر پروژه های دیگر ؟
    چون ( در چشم باد ) پروژه ی سنگین وطولانی بود و عوامل بعضا تغییر می كردند و افراد
    دیگری هم سر كار می آمدند و كار را می دیدند ، خب بازی من را دیده بودند و فكر می كنم به
    این شكل به پروژه های دیگر معرفی شدم .
    دوست داری كه بازیگری را ادامه بدهی ... به هر حال رفته رفته وارد مقطع سنی می شوی كه
    نقش برای این مقطع سنی كم می شود ؟
    فكر می كنم كه نهایتا یك سال دیگر كار كنم و در مقطع تحصیلی دبیرستان كار نمی كنم و بعد از
    دیپلم وارد دانشگاه می شوم و دوباره بر می گردم .
    چقدر امید داری كه وقتی برگردی باز هم بتوانی كار كنی ؟
    چون رشته ای كه می خواهم بخوانم مرتبط با هنر است مطمئن هستم می توانم برگردم و حتی
    كارگردانی كنم .
    تا حلا شده با پارتی بازی سر كاری بروی ؟
    نه .
    راستی هنوز هم از شما تست می گیرند ؟
    نه ، در حدود 3-4 سال است كه تست نمی گیرند .
    بچه های هم سن و سال زیادی در كار های ابتدایی كه داشتی باتو همبازی بودند كه الان دیگه
    نیستند ، دلیلش چیست ؟
    خُب یكسری مشكلاتی دارند مثلا درس دارند و یا پدر و مادرشان نمی گذارند و مشكلات زیادی
    داشتند و فكر می كنم خدا من رو دوست داشته كه تونستم بمانم .
    فكر می كنی چهره ی زیبایی كه داری در روند انتخاب هایت تاثیر داشته است ؟
    فكر می كنم 50-50 بوده مثلا اولین كاری كه كردم آقای جوزانی دنبال یك پسر چشم سبز بودند
    ولی بعدا دیگر به خاطر بازی ام انتخاب می شدم .
    با توجه به این كه نسبت به كار هایی كه از شما پخش شده ، رشد كرده اید و دیگر خیلی كوچك
    نیستید ، مردم در خیابان شما را می شناسند ؟
    یكسری هستند كه راحت می شناسند ولی بعضی ها نه ، شك می كنند چون بزرگتر شده ام ...
    البته فكر می كنم ماه آینده كار ( تاكسی نارنجی ) اكران شود و بعد از آن هم ( كلانتری غیر
    انتفاعی ) و ( جعبه موسیقی ) كه دراین كار ها بزرگتر هستم .
    سینما را بیشتر دوست داری یا تلویزیون ؟
    سینما ، چون هم حرفه ای تر است و هم این كه مخاطب خاصی دارد .
    كدام كار برایت سخت بود و در كدام كار خیلی دعوا شدی ؟
    سر كار ( در چشم باد ) بیشتر از همه ی كار هایم دعوایم می كردند ولی كاری كه اذیت شدم
    ( جعبه موسیقی ) بود كه 3 شبانه روز هم شب كار می كردیم و هم روز و بجوری مریض شدم
    و 2 روز در بیمارستان بستری بودم .
    بهترین خاطره ای كه در این سال ها داشتی ؟
    همه ی كار هایی كه داشتم برای خاطرات خوبی داشتند .
    الان كه ( در چشم باد ) و یا قبل از آن ( یوسف ( ع ) ) را می بینی ، چه حسی داری نسبت به
    7-8 سال قبل ؟
    وقتی نگاه می كنم كه اولین كارم بوده و خیلی خوب كار كردم واقعا خوشحالم و خودم احساس
    می كنم كه خیلی خوب بازی كردم ، البته اگر تعریف از خودم نباشد . واقعا نسبت به خودم و
    كارم دلگرم می شوم .
    دیالوگ ها را چطور حفظ می كنی ؟
    سر صحنه این كار را انجام می دهم .
    حافظه ات خوب است ؟
    بله .
    در حال حاضر سر چه كاری هستی ؟
    الان سر سریال آقای آب پرور هستم به نام (( هوش سیاه )) یك سریال 13 قسمتی است كه یك
    كار پلیسی است درباره ی خلاف های اینترنتی . من نقش پسر آقای حسین یاری را بازی می كنم.
    و حرف آخر...
    از پدر و مادرم تشكر می كنم و تمام كسانی كه كمكم كردند تا به اینجا برسم.
    بچه کنکوری 91


  3. Top | #3

    کاربر نیمه فعال


    تاریخ عضویت
    مهر 1390
    نوشته ها
    399
    میانگین پست در روز
    0.34
    محل سکونت
    آلمان
    تشکر از کاربر
    11,371
    تشکر شده 1,602 در 462 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    به نظر من خود رضا کیانیان یکی از بهترین های بازیگری ایران هستند و احتمالا خودشون این کار دشوار رو به آخر رسوندن که توانستند بازیگر به این خوبی بشن


    گاندی : درد من تنهایی نیست بلکه مرگ ملتی است که گدایی را قناعت، بی عرضگی را صبر و با تبسمی بر لب این حماقت را حکمت خدا می دانند.






  4. 2 کاربر از پست Silber تشکر کرده اند .


  5. Top | #4

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    نوشته ها
    6,797
    میانگین پست در روز
    3.53
    محل سکونت
    زیر سقف این دنیا
    تشکر از کاربر
    14,435
    تشکر شده 127,444 در 7,287 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض ارسلان قاسمی از تجربههای بازیگری زمان کودکی میگوید: ارسلان قاسمی : من بــچگی نکـــــــردم

    ارسلان قاسمی از تجربههای بازیگری زمان کودکی میگوید:
    ارسلان قاسمی : من بــچگی نکـــــــردم


    او را اولین بار در «صد و یک راه برای ذله کردن پدر و مادرها» دیدیم و خيلي زود به عنوان پسر بچهای زیبا مشهور شد.






    برترین ها: او را اولین بار در «صد و یک راه برای ذله کردن پدر و مادرها» دیدیم و خيلي زود به عنوان پسر بچهای زیبا مشهور شد. بعدها در سریالهای «در چشم باد» و «حضرت یوسف (ع)» بیشتر دیده شد و دیگر کاملا شناختیمش. ارسلان قاسمی تاكنون بیش از 6 کار سینمایی، تلویزیونی و تئاتر داشته است. با دیدن این کودک زیبای دیروز در نقش جوانی از نسل امروز در سریال «تا ثریا» شگفتزده شدیم. اما ظاهرا جبر زمانه است که باید بزرگ شدن بچهها و مسن شدن خودمان را باور کنیم. با او درباره کودکی متفاوتش به عنوان بچهای که کار میکرده و تاثیر این کودکی در مسیر زندگی و اینروزهایش صحبت کردیم.


    تجربهای عجيب از کودکی پارسا پيروزفر

    در خانواده و نزدیکان من کسی اهل بازیگری و هنر و... نبوده به جز یکی از پسر داییهای مادرم که او هم در ایران زندگی نمیکند و از ما دور است. من برخلاف اکثر بچهها که کارشان را از تیزرهای تبلیغاتی شروع میکنند، بازیگری را از سریال «در چشم باد» شروع کردم. بهاره رهنما که دوست صمیمی و همکلاسی دوران کودکی مادرم است، من را به دستیار آقای جعفری جوزانی، کارگردان سریال «در چشم باد»، معرفی کرد و او هم من را برای نقش کودکیهای پارسا پیروزفر پسندید. آن موقع ۷ سالم بود. تجربه عجیبی بود. من به خاطر آن کار 3 سال و نیم شمال بودم. برای من که بچه کوچکی بودم و قبلا هم این کار را انجام نداده بودم، خيلي سخت بود، چون اين سريال بسيار سنگين بود. اما شرایطی که آقای جوزانی و آقای کاسهساز در طول کار فراهم کرده بودند، خوب بود و از سختی کار کم میکرد. برای اولین بار بود که این تعداد آدم را میدیدم و مجبور بودم با 4۰- 3۰ نفر یک جا باشم و زندگی و کار کنم. استرس داشتم و احساس دلتنگی و غربت میکردم. فقط لطفش به بچههای هم سن و سالم مثل بیتا توکلی بود که با هم دوست بودیم و بازی میکردیم و حضورشان نمیگذاشت خیلی متوجه سختیها بشوم. حتی درس خواندن ما با بچههای عادی فرق داشت. معلمی به اسم آقای رجبی از فومن به محل استقرار ما در ماسوله میآمد و به من و بیتا توکلی و پوریا، پسر خانم متخصص، درس میداد. بعد از فومن برگه امتحانات را میآوردند و از ما امتحان میگرفتند و از فومن برایمان کارنامه صادر میکردند. ما هم خیلی اذیت میکردیم. هر روز یکیمان بهانه میگرفت و مثلا میگفت خستهام و سر کلاس نمیروم و... امیدوارم آقای رجبی هر جا هست از سر اذیتهایی که کردیم، بگذرد.





    وقتی دوست جونم رفت

    بیتا توکلی، دوست و هم بازی خوبمان در سریال «در چشم باد» بود که متاسفانه در سانحه رانندگی فوت کرد. فوت او تاثیر خیلی بدی روی من گذاشت و بسیار ناراحتم کرد. وقتی این خبر را شنیدم، نمیتوانستم باور کنم. به عنوان یک بچه هیچ درکی از مرگ نداشتم و برایم غیرقابل باور بود که چه اتفاقی افتاده. یادم هست مادر و پدرم زودتر باخبر شده بودند اما از ترس عکسالعمل من چیزی به من نگفته بودند تا تصمیم بگیرند چطور این خبر را به من بگویند. در قسمت سوم کار بودیم که من 4-3 ماهی تعطيل بودم و سر کار نمیرفتم. خانه بودم و سرم به درس و مدرسه گرم بود. تا اینکه همان موقع که بیتا فوت کرد یک روز مجید حیدرینیا، یکی دیگر از هم بازیهایم، به من زنگ زد و گفت فهمیدی بیتا مرد؟ با ناباوری گفتم چی؟! کدام بیتا؟! باورم نمیشد دارد درباره بیتا توکلی حرف میزند.


    نمیخواهم يک آدم زيبای پوچ باشم

    ارسلان تو بچه زیبایی بودی این زیبایی چه تاثیری در زندگی تو داشته و آیا باعث شادی تو شده؟

    زیبایی باعث میشود آدمها درون تو را نبینند یا خیلی دیر ببینند و اکثرا به ظاهرت اهمیت بدهند و متوجه شخصیتت نشوند. اگر من این زیبایی را نداشتم اصلا ارسلان قاسمی، کودک بازیگری که مردم بشناسندش، نمیشدم. اما بعد بدون اغراق با تلاش خودم را نشان دادم. برای من با همه بچگیام مهم بود که شایستگیام تحت تاثیر زیباییام قرار نگیرد و زیبایی را فقط یک شانس میدانم و میخواهم هنرمند و بازیگر واقعی باشم. به خاطر این زیبایی خیلی هم بین هم جنسهای خودم اذیت شدم. من خیلی بازخوردها و عکس لعملهای بد در جامعه نسبت به زیباییام دیدم و خاطرات بدی را تجربه کردم. برایم مهم است زیبایی باعث نشود خودم را فراموش کنم و به روح و ذهنم نپردازم و بیاهمیت باشم. نمیخواهم یک آدم زیبای پوچ باشم و پشت چشمان زیبایم هیچ چیز نباشد. نمیخواهم فقط با زیباییام کارم را پیش ببرم و اطرافیان بعد از مدتی از من زده شوند. برای خودم هم در روابطم هیچ وقت زیبایی را ملاک قرار ندادهام و برایم اهمیتی ندارد.

    در کودکی چه چیزهایی از کارت یاد گرفتی؟

    مهمترین چیزی که یاد گرفتم احترام به نظر بزرگترها و اهمیت دادن به فکر و نظر آنها و احترام به بزرگی و شخصیتشان بوده. نظر کارگردانها و بزرگان حرفهام برای من خیلی مهم است و یاد گرفتم به آنها احترام بگذارم. کار جدی و حرفهای را از آنها یاد گرفتم. آنها به من که بچه کوچکی بودم یاد دادند که به کار جدی نگاه کنم و کارم را درست انجام بدهم. ولی خب البته اینکه من از سن کم کارم را شروع کردم باعث شده آن جسارتی که جوانها در این کار دارند را نداشته باشم و شخصیت محتاطي داشته باشم.


    همه دوستانم از من بزرگترند

    کار کردن بچهها رایج و متداول نیست. اینکه تو از کودکی کار میکردی، هر چند این کار را دوست داشتی، چه تاثیری در شخصیت تو گذاشته و آیا تو مثل بچههای عادی کودکی کردی؟

    حقیقتش این است که من اصلا درکی از سینما و بازیگری در 7 سالگی نداشتم چه برسد به اینکه به این کار علاقه داشته باشم. کارتون پلنگ صورتی نگاه میکردم و تصویرم از کارتون و فیلم این بود. حالا البته وقتی واردش شدم به مرور علاقه پیدا کردم. حتی خانوادهام هم اول راضی نبودند اما اینقدر دیگران به آنها اصرار کردند که بالاخره پذیرفتند و تصمیم گرفتند من بازیگر شوم. یعنی تصمیم من نبود، تصمیم والدینم بود. اوایل حس میکردم این یک جور بازی است. اما به مرور در فضای کار متوجه جدی بودن قضیه شدم. وقتی اولین کارم پخش شد تازه طعم شیرینش را چشیدم؛ وقتی که مردم در خیابان میشناختنم و به من محبت میکردند. بزرگتر که شدم هم از این شهرت لذت میبردم و هم خود کار را دوست داشتم. الان هم که به هر حال بحث درآمد هم برایم مهم است. الان عاشق کارم هستم و البته وابسته هم شدهام. اگر نباشد نمیتوانم کار دیگری بکنم.

    بچگیات چه شد؟

    من بچگی نکردم. بچگیام از دست رفت. من به هیچوجه بچگی نکردم. الان حسرت خیلی چیزها را دارم. ناراحت نیستم اما به هر حال هر چیزی یک قیمتی دارد. من کارم را دوست دارم و این هزینه را برای آن پرداخت کردم، پس ناراحت نیستم.

    ارسلان، اینکه تو بچگی نکردی و بچگیات را با بزرگترها گذراندي چه تفاوتی بین تو و دیگران ایجاد کرده؟ مثلا دوستهای تو بیشتر هم سنهایت هستند یا بزرگترند؟

    همه دوستانم به جز دو نفر اختلاف سنی زیاد با من دارند و بزرگترند. آن دو نفر هم هم کلاسیهای قدیمیام بودند.

    بعد از «در چشم باد» که به مدرسه عادی آمدی مشکلی نداشتی؟

    هماهنگ کردن خودم با بقیه بچهها برایم سخت بود. از مشق متنفر بودم و عادت کرده بودم وقتی ماسوله بودیم، مشق ننویسم. لای کتاب را باز نمیکردم و فقط سر کلاس گوش میدادم و یاد میگرفتم. البته به نظرم معنی سواد فراتر از درس و کتاب و مدرسه است. من به همین دلایل دیگر در دبیرستان اصلا مدرسه نرفتم و غیر حضوری درس خواندم. الان هم دیپلم کامپیوتر دارم.

    چرا هنر نخواندی؟

    آخر زبان انگلیسیام خوب بود و کامپیوتر هم بلد بودم فکر کردم این برایم راحتتر است. در ضمن دوستهای نزدیکم هم کامپیوتر میخوانند و به خاطر آنها دوست داشتم من هم کامپیوتر بخوانم. الان هم دارم در یک دانشگاه غیرانتفاعی در تبریز بازیگری را زیر نظر اساتیدی مثل ایرج راد، افشین هاشمی و... میخوانم. اگر هم قبول بشوم به دانشگاه سراسری یا آزاد میروم. تنهایی را کلا دوست دارم.


    شبی که ترسيده بودم

    من تا به حال 3 کار تئاتر انجام دادهام. اولین کارم یک تله تئاتر به کارگردانی محمد رحمانیان بود که بازیگرانی مثل افشین هاشمی، مهتاب نصیرپور، آشا محرابی، علی عمرانی و... که همه از بهترین بازیگران تئاتر هستند در آن بازی میکردند. بعد در تئاتر موزیکال «این فصل را با من بخوان» که کاری هفت پرده از حسین پارسایی با موسیقی مجید انتظامی بود. خدا را شکر تجربیات خوبی در تئاتر داشتم. اولین اجرایم در تالار وحدت بود. شب اول اینقدر ترسیده بودم که جرات نمیکردم به جمعیت نگاه کنم. تمام بزرگان سینمای ایران اساتیدی مثل استاد عزت الله انتظامی و استاد جمشید مشایخی و... آمده بودند اما من اینقدر استرس داشتم که همه تمرکزم را فقط روی کار گذاشته بودم. تئاتر تجربهاي استثنایی برای یک بازیگر است.


    دوست ندارم شبيه کسی باشم

    خواهر و برادر داري؟

    من دو خواهر بزرگتر از خودم دارم و بچه کوچک خانواده هستم. خانوادهام همیشه دغدغه و نگرانی کار من را داشتند و همیشه زیر نظر آنها کار کردم و خیلی حواسشان به من بوده.

    چه جوری حواسشان به تو بوده که تو سي و چند کار کردی. یعنی تقریبا زندگی نکردی و فقط کار کردی؟

    این تعداد کار در ۱۰ سال بوده یعنی سالی ۳ تا ۴ کار داشتم.

    خب این خیلی زیاد است حتی برای بازیگر بزرگسال و حرفهای هم که هیچ درس و مشق و کودکی و بازی و... هم ندارد، زیاد است!

    خب اگر من این کارها را نمیکردم الان نمیتوانستم اینجا باشم و مثل یکسری بچههای دیگر یکی دو تا کار میکردم و بعد فراموش میشدم. همین الان هم خیلی از این کارهایم دیده نشده يا پر بیننده نبوده.

    چه مسیری برای خودت ترسیم کردی و به چه چیزهایی در کار و زندگیات میخواهی برسی؟

    دوست ندارم در كارم فقط به ایران محدود شوم و دوم اینکه دوست ندارم جای کسی یا شبیه کس دیگری باشم. میخواهم جایگاه خودم را داشته باشم. در زندگی هم میخواهم به جایی برسم که بتوانم رفاه خودم و خانوادهای که در آینده تشکیل میدهم را تامین کنم و برای خودم و آنها آینده امن و راحتی بسازم.

    الان به ازدواج فکر میکنی؟

    به این معنی که الان بخواهم ازدواج کنم، نه فکر نمیکنم اما در آینده طبیعتا فکر میکنم.

    چقدر برای خانوادهات وقت میگذاری؟

    خیلی کم. خیلی دوستشان دارم و به نظرم بهترین خانواده دنیا هستند اما وقت کم میگذارم چون از بچگی همیشه دنبال کار بودم و کار خیلی وقتم را گرفته و باعث شده روابطم با پدر و مادر و خانوادهام فرق كند.
    قابل توجه بچه های نود و هشتی

    مکان برگزاری رو نمایی از کتاب تکین حمزه لو و سیمین شیردل
    دوستانی که میخوان شرکت کنند به لینک زیر مراجعه فرمایند


    http://www.forum.98ia.com/t1240516.html


    التماس دعا....

  6. 11 کاربر از پست mahnameh تشکر کرده اند .


  7. Top | #5

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    فروردین 1390
    نوشته ها
    2,145
    میانگین پست در روز
    1.59
    محل سکونت
    زیرِآوآرِ سَـــرمـــــ ــــ ــــآ
    تشکر از کاربر
    15,647
    تشکر شده 10,827 در 2,337 پست
    حالت من
    Relax
    اندازه فونت

    پیش فرض

    توی «صد و یک راه برای ذله کردن پدر و مادرها» واقعا عالی بود ولی توی تا ثریا داغون بازی می کرد...
    تو رفتهـ ای
    و مـــنِ شآعـــر
    تنهــآ دآرمـــ
    جــآیِ خالی اتـــــ رآ بآ کلمــاتِ نامنــاسبــــ پر می کنمـــ.....
    |صآرآ |



  8. کاربر زیر از پست raha_lucky تشکر کرده است .


  9. Top | #6

    کاربر فعال


    تاریخ عضویت
    شهریور 1390
    نوشته ها
    669
    میانگین پست در روز
    0.56
    محل سکونت
    مشهد
    تشکر از کاربر
    477
    تشکر شده 832 در 469 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    چطوری میشه 74 باشه سوم راهنمایی من ک 75 ام دوم دبیرستانم احتمالا اون بر عکس من یک سال دیر رفته ولی بازیش عالیه دوسش دارم
    و این دنیا پر است ازصدای پای آدم هایی که در حالی که تورا می بوسند در ذهن خود طناب دار تو را می بافند .............
    اصلا واسم مهم نیست پشت سرم یه مشت
    عقده ای چی میگن به همون پشت ســـــــرم تعلق دارن ...
    مهم اونایی اند که منـــــــو میشناسن و باور نمی کنن
    بقـــــــــیه هــم به درک
    هـــــــــــــری بابا

  10. Top | #7

    کاربر نیمه فعال


    تاریخ عضویت
    اسفند 1390
    نوشته ها
    404
    میانگین پست در روز
    0.39
    محل سکونت
    IRAN-TEHRAN
    تشکر از کاربر
    456
    تشکر شده 378 در 219 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    اصلا ازش خوشم نمیاد

  11. Top | #8

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    تیر 1391
    نوشته ها
    24
    میانگین پست در روز
    0.03
    محل سکونت
    کرج
    تشکر از کاربر
    2
    تشکر شده 41 در 9 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط elmira75 نمایش پست ها
    چطوری میشه 74 باشه سوم راهنمایی من ک 75 ام دوم دبیرستانم احتمالا اون بر عکس من یک سال دیر رفته ولی بازیش عالیه دوسش دارم
    تاریخ ارسال رو اگه نگاه میکردی میدیدی واسه 89 هست! البته هرچند پست خودت هم واسه 3ماه پیشه
    تو که میگفتی به خاطر من سختیه راهُ دَووم میاری، من توی فالِت یه جاده دیدم یعنی...
    وبلاگم فیلتر شد الان دیگه کلا بیکارم حالا خوبه تو ستاد ساماندهی ثبت بود 3بار فیلترش کردن ها، اگه نبود شاید تبعید میشدم!


    سیروان یه حرف خوب زده باشه همینه:
    آهای بارون پائیزی، کی گفته تو غم انگیزی؟! نه کی گفته؟

  12. Top | #9

    کاربر متوسط


    تاریخ عضویت
    مرداد 1391
    نوشته ها
    225
    میانگین پست در روز
    0.26
    محل سکونت
    همه ایران سرای من است
    تشکر از کاربر
    739
    تشکر شده 708 در 217 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    اخی...1سالو 8روز ازمن بزرگتره....کلن خردادیا ماهن
    سیـب سـرخی را بـه من بخشیـد و رفـت عاقبـت بر عشـق مـن خنـدیـد و رفـت
    اشـك در چشمــان سـردم حلقــه زد بـی مـروت گریـه ام را دیــد و رفـت
    چشـم از مـن كنـد و دل از مـن بریـد حـال بیمـار مــرا فهـمیــد و رفـت

    بـا غـم هجــرش مــدارا مـی كنـم گـر چـه بر زخمــم نمك پاشید و رفـت




  13. کاربر زیر از پست sh.ghaemi1996 تشکر کرده است .


  14. Top | #10

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    خرداد 1392
    نوشته ها
    52
    میانگین پست در روز
    0.09
    محل سکونت
    یه اتاق سیاه سفید
    تشکر از کاربر
    6,244
    تشکر شده 714 در 61 پست
    حالت من
    Khoonsard
    اندازه فونت

    پیش فرض

    به نظر من واقعا شبیه پارسا پیروز فره منکه عاشق دو تاشونم

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. کودکی های گوگولی ارسلان قاسمی | Arsalan Ghasemi
    توسط hiva در انجمن بازیگران ایرانی
    پاسخ ها: 36
    آخرین نوشته: 1392,06,16, ساعت : 21:54
  2. عکس های ارسلان قاسمی
    توسط ONCE ALONE در انجمن بازیگران ایرانی
    پاسخ ها: 4
    آخرین نوشته: 1392,06,14, ساعت : 15:21
  3. عکس های حسین مهری و ارسلان قاسمی
    توسط sepidrokh در انجمن بازیگران ایرانی
    پاسخ ها: 3
    آخرین نوشته: 1391,04,03, ساعت : 14:23
  4. بیوگرافی و مصاحبه از ثریا قاسمی | بازیگر
    توسط avisheh در انجمن بازیگران و عوامل سینمای ایران
    پاسخ ها: 2
    آخرین نوشته: 1390,12,27, ساعت : 13:34
  5. ارسلان قاسمی...چه بزرگ شده.....
    توسط maria66773 در انجمن بازیگران ایرانی
    پاسخ ها: 35
    آخرین نوشته: 1390,11,28, ساعت : 18:44

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •