ارسال پاداش نقدی برای کاربر
شما در حال حمایت به صورت مهمان هستید.
مبلغ مورد نظر خود را انتخاب کنید
1000 تومان
2000 تومان
4000 تومان
6000 تومان
8000 تومان
9000 تومان
10000 تومان
مبالغ دیگر
و یا مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید
واریز آنلاین از طریق کارت های عضو شتاب
رمان سوار بر بال سرنوشت | مهرنوش و سیاوش68 کاربران انجمن - صفحه 4
bamilo

asiatech



نودهشتیا
فید آر اس اس
صفحه 4 از 9 نخستنخست 12345678 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 86
  1. Top | #31

    رمان نویس انجمن


    تاریخ عضویت
    دی 1389
    نوشته ها
    1,085
    میانگین پست در روز
    0.79
    محل سکونت
    دورتر از دور
    تشکر از کاربر
    15,936
    تشکر شده 203,179 در 1,182 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    به سمت مردی که کلافه و عصبانی بود چرخیدم .دوباره سوالش رو عصبی تر پرسید .
    آهسته گفتم : شما؟
    کمی جلوتر اومد و گفت : من پدر مینا هستم .
    نمیدونم چرا یه لحظه ترسیدم .کوله ام از روی شونه ام سر خورد و به زمین افتاد ..همین سبب شد اون جری تر بشه با حالت بدی گفت :
    پس تو خبر داری کجاس؟
    -نه ،به جون مامانم من نمیدونم کجاس
    -یا خودت مثل آدم حرف میزنی یا میدمت تحویل پلیس
    -پلیس برای چی من نمیدونم کجاس
    کلافه دستش رو به صورتش کشید و گفت : دختر تو چرا نمیفهمی .. اون دیشب به خونه نیومد .من نگرانشم .
    بعد کمی معطل کرد و گفت : با هومن فرار کرده درسته ؟
    خدای من اون میدونست !
    حرفی نزدم .کوله ام رو از روی زمین بر داشتم و سعی کردم به خودم مسلط بشم .
    گفتم: من این موضوع رو نمیدونستم .
    یه دفه کوله ام رو کشید و گفت : فکر کردی من بچه ام ..نه دختر من خوب میدونم تو ازش خبر داری
    -ول کن آقا ..
    -دختر تو چرا نمیخوای بفهمی .من نگرانشم
    نفهمیدم چرا این حرف رو زدم فقط گفتم : اگه نگرانش بودید پس چرا کاری کردید که فرار کنه .
    آه خدا خراب کردم
    با صدای بلند تری گفت : دیدی گفتم میدونی کجاس ..زود باش بگو کدوم جهنم دره ا ی هستش .پدرش رو در میارم ..تو هم همینطور که خبر ندادی با اون پسره ناموس دزد فرار کرده .
    با عصبانیت گفتم : این موضوع به من هیچ ربطی نداره ...
    نگاهم افتاد به صمیم که تنها داشت از سر کوچه میومد .. به سمت پدر مینا بر گشتم و گفتم : آقا تو رو خدا برید ..من نمیدونم کجاس .
    سرش رو بر گردند و به صمیم که نزدیک میشد و با تردید نگاه میکرد نگاه کرد .
    دیگه جایز ندونستم اونجا بایستادم .سریع دست به کوله ام بردم و به دنبال کلید گشتم .خیلی سریع پیداش کردم .زود کلید رو به در انداختم که صمیم گفت : کاری دارید آقا؟
    من که فقط دعا میکردم حرفی به صمیم نزنه .اما چه خوش خیال بودم من
    رو به صمیم گفت : شما کیه این خانوم هستید؟
    صمیم یه نگاه به من انداخت از همون نگاه ها که میفهمیدم هوا حسابی طوفانیه .
    صمیم رو به پدر مینا گفت : من برادارشم .
    - چه خوب ..این خواهر شما ...
    دیگه نموندم تا ببینه چی میگه .در رو باز کردم و با سرعت رفتم تو و در رو بستم .اینقدر ترسیده بودم که تمام بدنم میلرزید .با شدت و دستپاچگی از پله ها رفتم بالا ..کفشهام رو به گوشه ای پرت کردم و دستم رو روی دستگیره در گذاشتم .هنوز اون رو به پایین فشار نداده بودم که صدای داد و بیداد صمیم و پدر مینا بلند شد
    از این بد تر نمیشد ..از یه طرف میخواستم برم بیرون و ببینم چه خبره و از یه طرف دیگه جرات نداشتم به صمیم نزدیک بشم .دستم رو روی دهنم گذاشتم و سعی کردم به خودم مسلط باشم ..اما صدای اونها بالاتر میرفت .نفهمیدم چرا اما با همون پای برهنه خودم رو به زیرزمین رسوندم و با شدت به در کوبیدم .
    بعد از چند ثانیه دررو باز کرد .یه رکابی سرمه ای پوشیده بود و چشماش خواب آلود بود .همین که نگاهش به من افتاد گفت:
    چه خبرته دیوونه .
    انقدر اعصابم به هم ریخته بود و ترسیده بودم که نتونستم جوابش رو بدم.فقط گفتم : صمیم بیرونه
    اول با تعجب نگاهم کرد اما یه لحظه چشماش برق زد و گفت : کوچولو ..برای همین اومدی سراغم .
    این احمق چی میگفت !! اردک گوش دراز
    گفتم : خفه شو ..میگم صمیم بیرونه
    ابروهاش رو داد بالا که یعنی من نمیفهمم منظورت چیه.
    صدای صمیم بلند تر بگوشم رسید .نا خود آگاه بازوش رو کشیدم و گفتم : مگه کری صدا ها رو از بیرون نمیشنوی ؟!
    بعد سعی کردم به سمتی که خودم میرفتم بکشمش که البته چون هیچ حرکتی نکرد خودم مثل کش بر گشتم .
    به سمتش نگاه کردم دیدم حواسش رو جمع کرده که صدا رو بشنو ه..یه دفعه از جاش کنده شد و به صورت دو از پله ها بالا رفت که البته آرنجش هم همون لحظه خورد به قفسه سینم که نفسم رو بند آورد ..اما با این حال گفتم :
    درد بگیری ..دست و پای چلاقت رو جمع کن .
    یه لحظه ایستاد و به طرف من که دستم به قفسه سینه ام بود نگاه کرد و گفت :
    ای کاش یه کم بالا تر میخورد بلکه برای همیشه اون دهنت بسته میشد ..
    خواستم جوابش رو بدم که اون فرصت نداد و به طرف در رفت .

    از پله ها رفتم همون جور وسط حیاط ایستادم ..صدای صمیم بسیار عصبی بود و همش تکرار میکرد : حرف دهنت رو بفهم ..
    معلوم نبود بابای مینا چی بهش میگفت که اون اینطوری عربده میکشد ..
    -چه خبر شده صنم ؟!
    به طرف مامان بر گشتم که به بالای پله ها ایستاده بود ..بغضم شکست و کوله ام رو انداختم زمین و رفتم طرفش و توی آغوشش گریه کردم
    سرم رو با دستش از روی سینه اش جدا کرد و گفت : چی شده دختر این صدا ها چیه از بیرون میاد ؟
    با گریه گفتم : مامان بخدا من تقصیر ندارم ..
    -درست حرف بزن ببینم چی میگی
    تمام ماجرا رو مو به مو براش گفتم
    یه کم سبک شدم به چشمهای مامان نگاه کردم حالت مهربون داشت مثل همیشه
    - اینها رو به باباش گفتی ؟
    -راستش مینا گفت نگم با رامین فرار کرده ..هر چند که باباش خودش فهمیده ....
    در حیاط که به شدت بسته شد حرف من هم نیمه موند ..با پریشونی به عقب برگشتم
    چشمهای صمیم از عصبانیت داشت از حدقه میزد بیرون .رامین هم بازوش رو گرفته بود و معلوم نبود چی در گوشش وز وز میکنه .
    صمیم رو به رامین گفت : ولم کن ببینم .
    بعد هم بازوش رو از دست رامین بیرون کشید و با حالت دو به طرف من اومد
    من فقط یه جیغ کشیدم و بدو رفتم تو .در رو بستم اما فرصت نکردم قفل کنم .برای همین با پاهام به در فشار اوردم و با دوتا دستم در رو گرفته بودم تا در که توسط صمیم هول داده میشد باز نشه .
    از اونطرف هم هی مامان میگفت صمیم چکار میکنی ؟
    اما صمیم ول کن نبود .قدرت من در برابر صمیم صفر بود .برای همین با یه حرکت قوی صمیم در باز شد و من به عقب هول داده شدم ..اما بی حرکت نموندم و به سرعت به طرف پله ها رفتم ..هنوز به دومین پله نرسیده بودم که مقنعه ام توسط صمیم کشیده شد .همونطور عقبی اون یه پله رو
    پایین رفتم و گفتم : ولم کن .
    صمیم من رو به طرف خودش چرخند و یه دفعه یه کشیده محکم به گوشم زد .برای چند ثانیه فقط صدای سوت ممتد بود که توی گوشم پیچیده شد .
    مامان و رامین که دم در ایستاده بودن به طرف ما امدن صمیم یقه من رو گرفت و گفت : مگه نگفته بودم با این دختره ولگرد نگرد هان؟
    مامان دست صمیم و گرفت و با عصبانیت گفت : چکار کردی صمیم ؟
    صمیم همینطور من رو به شدت تکون داد و گفت : من به این گفته بودم که حق نداره با اون بگرده .
    دوباره رو به من کرد و گفت : مگه نگفته بودم ؟
    من فقط اشک میریختم و حرف نمیزدم .دوباره تکونم داد و گفت :با توام چرا خفه خون گرفتی ؟
    مامان گفت : صمیم یعنی چی ؟ اون دختر اشتباه کرده چرا به این خورده میگیری ؟
    -مامان شما چیزی نمیدونید ..نبودید ببینید که اون بابای بی همه چیزش چطوری داد و بیداد میکرد و جلوی همسایه ها چرت و پرت میگفت اگه این احمق بیشعور به حرف من گوش میکرد حالا آبرومون جلوی در و همسایه نمیرفت .
    مامان دست صمیم رو کشید و گفت : حالا هم نرفته . صنم هم همه چیز رو برای من تعریف کرده ..مینا با دوستش فرار کرده اونوقت سر این خالی میکنی .
    انگاری صمیم تازه یادش افتاده که موضوع از چه قراره دستش رو به مقنعه ام برد و موهام رو از روی مقنعه بشدت کشید گفت : د ,خب حتما این هم مثل همون دوست خیابون گرشه دیگه .
    با گریه و طوری که سعی میکردم دستش رو از موهام که چنگ زده بود جدا کنم گفتم :
    نه به خدا ..نه
    بدتر موهام رو کشید و گفت :
    آدمت میکنم صنم ..


    رامین فریاد کشید : صمیم زن عمو.
    از لای پرده اشک مامانم رو دیدم که به شدت به زمین افتاد .صمیم موهای من رو ول کرد و
    به طرف مامان رفت
    داد زد : مامان ..مامان جواب بده .

    من مثل مجسمه ها فقط ناظر این بودم که رامین دودستش رو به روی قفسه سینه مامان فشار میداد و بعد دوباره سرش رو روی قفسه سینه مامان میگذاشت.
    صمیم فریاد زد : رامین تو رو خدا ..یه کاری کن ..یه کاری کن
    رامین همینطور که به کارش ادامه میداد فریاد زد : خفه شو صمیم بذار به کارم برسم.
    دوباره به قفسه سینه مامان فشار آورد و بلند تکرار میکرد
    ۱ ۲ ۳ ...۱ ۲ ۳ ...
    دوباره سرسش رو روی قفسه سینه مامان گذاشت ..هیچ صدایی نمیومد هیچ ..حتی من هم سعی میکردم نفس نکشم تا رامین خوب صدای قلب مامان رو گوش بده ..
    سرش رو بلند کرد و به صمیم گفت :
    حالا به جای اینکه بالای سر من وایسی . برو به اورژانس خبر بده..مامانت حال خوشی نداره
    صمیم با حالت استرس دستی به صورتش کشید وگوشی رو از توی جیبش در آورد .
    رو به رامین گفتم : مامانم حالش چطوره ؟
    از روی زمین بلند شد و گفت :
    اگه نگرانش بودی این کار رو نمیکردی
    بعد هم در راهرو رو باز کرد و رفت بیرون .
    من هاج و واج فقط به این جمله رامین فکر میکردم ..چرا من ؟مگه من چه خطایی کرده بودم .
    ویرایش توسط .Mehrnoosh. : 1390,06,09 در ساعت ساعت : 03:48



    لینک رمان

     برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید



    دیگه کمتر به سایت سر میزنم. اگه پیامهاتون رو دیر جواب میدم به بزرگواری خودتون ببخشید






  2. 533 کاربر از پست .Mehrnoosh. تشکر کرده اند .

    # eLaHe # , #PARDIS# , #saba.b# , "لعیا" , * حدیث * , ~Niayesh~ , **Silver Star** , *donya* , *H@sti* , *kochol* , *RaHa2* , *ROJA* , *SaNaY* , *sara , *sogol* , *soodabeh* , *~Faezeh~* , +Neda+ , -نازلی- , .....ARAM , ...rainy , .:aida:. , .arsana. , .Baharak. , .HOMA. , .Mania. , .Mona. , .parniya. , .سیاوش. , /maryam/ , 3tare , 5011311 , a.n.jel , abby7 , abien , Admin , adobba , aflak , afsoon321 , ahmadi_1362_2 , alboos , alexiiiiiii , alikhademi , amini2004 , aminlily40 , amisha , angle92 , angur , Anolin , architect_shima , arezoo184 , armita1819 , aroosak2006 , ART!ST , Artemisa , asal-1412 , asal_cheshmak , ash.1 , ashoka , asma-m , assertive , atyek , ava1376 , avaa... , AVESTA , ayda3 , aygeen , Az@de , azad_awesome , azar1 , b.maryam , ba-maram , babakball6 , barane khazan , baran_1990 , BARIN 19 , barni , baroon12 , Beautiful Jasmine , behi_aquarius , Behnaz joon , behnaz.ashena , behnazhmz , bersin , bikari , binam , bita49 , bita999 , Bkar , blub2000 , brain storm , CAT-WOMAN , cccccccc , coral , Cute Calm , daneshmand , degeer , deragun , dj_bass , dokhtare babash , dordooneh , DORI JOOON , down13 , eglantine-m96 , elahe70 , electeronic , Elen , Elhamhb , eli5 , elnaz89 , eteb , extranjera , Eyes Wide Shut , fadai , faezeh88 , fahime_kiticat , fanoos_68 , fariba_hed , farizad , Farnaz , farnaz21 , farnoushi , fary , fatima983 , fatima_59 , fereshth , ffrhad , gandomsa , ghazale49 , ghazale96 , ghazghaz , gheisareh , gherti , ghorbani , gili , goldoone22 , goominam , gord , gorestan man , H..GH , hadi88 , hagh118 , hajar8686 , hala , hana_m , Haniday , hanie 64 , hany666 , hanye , harimeshgh , hasti59 , helia m , helik , hi jojo , honey_x , Hoopoe , horin , htamspam , ili mah , Irani , j.ghanavizi , joghoze , JoOjOo Bala , jullub , katy , khanoom-damaghoo , Khatereh712 , khoshi , Ki Mi Ya ● $h , Kiiiiana , Lair_Nilo , lake , lale joon , lavagirl , leila.kh , leila93 , lili5225 , Lovely_girl , M&M_601 , M.matineh , M.shasusa , m0zhdeh , mahana1 , mahdiar , mahdieh67 , maheasemun , mahinfk , mahnazmom , mahnazrahmany , MAHSA-O , mahsa.nadi , mahsadina , mahsamoon , mahshid_3d , mahsoo , mahtab payda , mahtab10 , MAHTAB63 , malkusha , mamorin , maneou , mansuri , maral84 , MARDE_TANHA , marmara25 , mary341 , maryam joOon , maryam mokhtari , maryam-70 , maryam.khakbaz , maryam.mani , maryam1 , maryamale , masi.eshghi , mehrnush66 , mehrsa_m , meliika , meno , messi1 , mfr60 , mina.bala , minoo_kl , mira. , mirage , misha_kavir , misha_porro , Miss NiloO , mmostofi , mobena1 , mojan_23 , mona5886 , mona_mnjs , monir1343 , monos , morteza va ati , mrym_98 , mta farokhzad , m_h_n , N A R S A N , n!loof@r , naazi , nafas44 , nahayat007 , nane sarma , nastaran86 , nastarani , nazi shirazi , nbanoo , nedaj , neliel , neshan , niayesh00 , nika21 , NIKSA , nina20 , nina86 , nini gol , nirvana1234 , nlp16001 , NO ONE , nooshin1389 , nour , nutty , olala , oldooz bala , omidk , OoPs , P@rya , padideh_hs , paiz , pare , pariatis , pariedarya , parisa jooon , parisabeheshti , parshan 77 , partooo , patrishiya , persian-star , peymaneh , phare , pr.delafrouz , Qeen , quixotic , *Arefeh* , rahha , rahsepar , rashno , reem1368 , Rez1_ds , reza9000 , rina_rita14 , rohollah , rokhsan , roshan* , roya1365 , Roya_2010 , ROZ GOL , rural girl , s.d.yeganeh , s.sh , S@min , sabra1361 , sadegh86 , saharnaz1390 , sahely , sakera , sama sh , saman84 , samandf , samihastam , samir , sana1577 , sanashsh , sanaz2000 , sanaz_ , SANIA-23 , sansi , sara parvizi , sara1995 , sara51 , saratab , sazin513 , sefid65 , sellena , sepideh1991 , sepideh70 , serentipiti , setareh29 , setareh67 , setareye abi , shabnamsobhabi , shaghayegh69 , shahzad , shakiba_2510 , shalizar2 , Shaloliz , shamsa 51 , shans , sharghi , sharmin.r , shecary , Shifteh , shimaaaaa , shirin061 , shirshoor , shiva joon , shivashiva , sh•m•s , siavashani , sinsor , sirius , smart girl , Snow Dream , soda 70 , Sokout , Sokout_momtad , Sonetto , sonia1357 , soode , SPR!NG G!Rl , Star-crossed , stiv , sunthin , suzy , sydney , syhbyt , S_64 , sαвα , Taataa , taban_1352 , tama1011 , tannaz22 , TanNazZz , TARANOMEMEHR , tghyasfr , The Wind , tiger1978 , Tikooli , titinaz , ti_na60 , toop , tormentor , Universe95 , UnKnOwN_Sh , vala , vampire123 , violet_kl , vourojak , YALDA STAR , yalda97 , yas baran , yas@min , YASAM!N , yasamin-73 , yasekabud , yashkin , yAsnA*19F , yasnaa , z.asadi , ZAHRA*N , zahra.h , zahra1371 , zahra_jk , Zahra_niki , zanbagh , zara-heji , zeinabjoon , ziglernata , zizijooon , zm.matin , zohrehm64 , _Azadeh_ , ~alone angel~ , ~ELAHE~ , ~elin~ , ~HaPPym00N~ , ~MAR MAR~ , ~Ordibeheshti~ , ~pArnYa~ , ~SAREH~ , ~SEA~ , ~shahrivar~ , ~Spunk!e~ , ~TuLiPa~ , آذردخت , آرام.د , آرتمیس 98 , آرشا , آرنیکا , آزالیا , آنیتا , اتل و متل , اتوسا , ارزو. , البالو ترش , امتیس , ایدابانو , ایلهام , ایلیبرا , بازیگوش , بخاری , برادپیت , بلور , بهار سرد , تابتا , تاجه , تهمتن , توهم سبز** , جوجه ی یه پا , خانم فسقلی , خوشگلم من , داناک , دریا دل , دلداده , رز صورتی ... , رودنا , روياي ابي , روژان , رویای باران , زری , زهره عشقی , زوها , س_م_م_ , ساغر123 , ساغرجون , سافانا , سرتق , سوانا77 , سپید بخت , شادئ , شاه ماهی , شایسته بانو , شقایق وحشی , شهرناز , شیروان , شیوا , طلوع عشق , علی رضاایران , غنچه خاموش , فاطي91 , فاطیما8 , فانوس دریایی , فتانه.پ , فرگلf , ققنوس98 , كلاريسا , كيميا 2 , لمیس20 , لی لی تنها , مامانی جون , ماهی گلی , مرضی2 , مسافر كوچولو , ملكه عذاب , منا64 , مناد , مهرناز_71 , مهستی , مهنا2 , مونا** , نامی , نرگس 78 , نسيا , نفس اخر , نفس_20 , نوااا , نگار.م.استقلال , نیان , نیلوفر , نیلوفر:-) , هستی , هوفریا , وارنیا , والا , پامچال , پرهامه , پهره , پیازچه , چسب رازی , کابوک , کمند , گلشن ارا , گنجیشک , یارا , یغما , یهدا , ღ ghazali ღ , ღ pArIsAღ , ♣ Elvira ♣ , ♥*:Eli!i:*♥ , ♥Sepideh♥ , 乃凡卝凡 伬

  3. Top | #32

    رمان نویس انجمن


    تاریخ عضویت
    دی 1389
    نوشته ها
    1,085
    میانگین پست در روز
    0.79
    محل سکونت
    دورتر از دور
    تشکر از کاربر
    15,936
    تشکر شده 203,179 در 1,182 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    پشت در c.c.u نشسته بودیم .صمیم چند بار بلند می شد و قدم می زد و دوباره روبروی صندلی من مینشست .من سعی میکردم صدای گریه ام بلند نشه .چند باری که دیگه نتونسته بودم جلوی صدای گریه ام رو بگیرم صمیم بدجوری نگاهم کرده بود .
    من هم روسری ام رو توی دهنم گرفته بودم تا صدام خفه بشه .
    در اتاق c.c.u باز شد ودکتر معالج مامان بیرون اومد .هر سه به طرف دکتر رفتیم .دکتر سری از تاسف تکون داد و گفت:
    خوبه به شما توصیه کرده بودم مواظب حال مادرتون باشید .این بود نتیجه اش !

    صمیم با نگرانی پرسید : حال مادرم چطوره؟
    -تعریفی نداره
    -یعنی چی؟
    -یعنی ما هر کاری از دستمون بر میومد انجام دادیم ..بقیه اش دست خداس
    بعد هم اونجا رو ترک کرد
    من دیگه نتونستم صدای خفه ام رو توی سینه ام نگهدارم .بلند زدم زیر گریه
    صمیم هم تعریفی نداشت معلوم بود از تو داغونه .به دیوار تکیه داد و روی زمین نشست ..
    رامین کنارش نشست و گفت:
    هنوز که اتفاقی نیوفتاده این طور خودت رو باختی
    من با همون حالت گریه گفتم :
    اکه مامان حالش خوب نشه چی؟
    یه دفعه صمیم به طرفم هجوم اورد .اما رامین اون رو از پشت گرفت صمیم همونطور که تقلا
    میکرد گفت : صنم دعا کن که بلایی سر مامان نیاد وگرنه خودم با همین دستام قبرت رو میکنم

    رامین همینطور که بازوی صمیم رو گرفته بود گفت:بس کن صمیم این چه گناهی داره ؟
    -این اگه اون گه خوری رو نکرده بود مامان طوریش نشده بود.
    من با همون هق هق گفتم : بخدا من خبر نداشتم مینا میخواد چکار کنه

    بلند تر داد زد :خفه شو اسم اون رو جلوی من نیار


    پرستار ی اومد و به تندی رو به صمیم گفت:چه خبرته آقا .مثل اینکه اینجا بیمارستانه ها ..برید بیرون آقا ...بیرون
    رامین دست صمیم رو گرفت و به بیرون هدایت کرد .

    من همونجا زار زار گریه میکردم به حال مامان وبه حال بی گناه خودم اشک می ریختم .


    ****************************

    روز دومی بود که مامان هنوز بیمارستان بود و هیچ تغییری بر احوالش پدیدار نشده بود .صمیم اصلا با من حرف نمی زد و من هم سعی میکردم زیاد جلوش آفتابی نشم

    طبقه بالا توی اتاقم نشسته بودم و ذکر میخوندم .تلفن خونه به صدا در اومد صبر کردم تا خود صمیم جواب بده ..حوصله سر و صداش رو نداشتم اما وقتی چندین بار تلفن به صدا در اومد و صمیم بر نداشت خودم جواب دادم .اما هر چی الو الو کردم کسی جواب نداد!!!!


    وقتی دیدم حرفی نمیزنه خواستم گوشی رو قطع کنم که احساس کردم صدای فین فین میشنوم .انگار کسی داشت گریه میکرد .با تردید گفتم : مینا ..

    صدای گریه اش توی گوشی پیچیده شد.

    خدای من چطور باور کنم ..چطور ممکنه ..یعنی مینا..نه نمی تونم .باور کنم ..چطور هومن تونست این کار رو باهاش بکنه ..بعد از فقط چند روز دست درازی بهش کرد ..خدایا خدایا ...

    همینطور اشک می ریختم و به حال مینا که حالا نجابتش رو از دست داده بود ضجه میزدم ..حالا مینای بیچاره سر خورده وشرمسار به خونشون بر گشته بود .یعنی از توی پارک پیداش کرده بودن .هومن هم غیبش زده بود .
    -نامرد ..نامرد ..نامرد
    -چته تو ؟
    سرم رو از روی زمین بلند کردم و به صمیم که در چهار چوب در ایستاده بود نگاه کردم .
    دوباره پرسید :میگم چت شده ؟
    نباید میگذاشتم اون بوئی ببره وگرنه دیگه معلوم نبود چه صفتی رو بهم نصبت بده .
    اشکم رو پاک کردم وگفتم :اگه مامان طوریش بشه چی؟

    دستش رو ار روی در بر داشت و کنارم نشست و پاهاش رو توی خودش جمع کرد .زیر چشمی نگاهش کردم .انتظار داشتم مثل همیشه سرم داد بزنه اما خیلی آروم کنارم نشسته بود .نگاهش به گلهای قالی بود و یه غمی توی چشماش موج میزد ..اون لحظه احساس کردم چقدر برادرم رو دوست دارم .چقدر به بودن در کنارش احتیاج دارم ..
    سرش رو بلند کرد و به من نگاه کرد .نفسش رو بیرون داد وگفت :همش تقصیر من بود .اگه اون دیوونه بازی رودرنیاورده بودم مامان اونطوری نمیشد .
    خدای من این صمیم بود که اینطور حرف میزد .اشک توی چشمهام جمع شد .با تردید دستم رو جلو بردم و رو دستاش گذاشتم و گفتم :صمیم اینطور نیست .تو هیچ تقصیری نداری .
    یه لبخند تلخ زد .اومد حرفی بزنه که صدای در راهرو بلند شد .
    صمیم بلند شد و گفت :رامینه ..تو هم چند دقیقه بعد یه چای برامون بیار
    اه ه ه ...یه بار خواستیم مثل تو این فیلما سر بذاریم رو پای داداشمون این مزاحم همیشگی نذاشت .گوسفند .
    با حرص از جام بلند شدم .کلا از موقعی که این جونور پاش رو اینجا گذاشته بود من جز حرص خردن کاری نداشتم .
    مانتوم رو تنم کردم و یه شال بلند هم سرم کردم .دیگه از هر چی پسر بود حالم بهم می خورد .این حس وقتی در من قوت گرفت که مینا با گریه لحظاتی رو که بهش تجاوز شده بود رو برای من تعریف میکرد و من ذره ذره احساسم نسبت به جنس مقابلم تحلیل میرفت .

    همونطور که به طرف آشپز خونه میرفتم سلام کردم .حتی صورتم رو به طرفش نچرخوندم.


    زیر کتری رو روشن کردم و همونجا منتظر نشستم و به ریشه های قالی آشپز خونه ور رفتم با این که دلم نمی خواست صدای رامین رو بشنوم اما فضول بودنم رو نمی تونستم کاری کنم .ذاتی بودو غیر قابل انکار .


    رامین :بابا من الان هشت ماهه که منتظر این ویزا هستم .. ..یادته که 9 ماه پیش آدرس شما رو گرفتم به سفارت دادم که هر چی قراره بیاد دیگه به آدرس خونه خودمون نفرستن ..میترسم سفارت ویزا رو به آدرس خونه خودمون فرستاده باشه و بابام م یه جوری سر به نیستش کرده باشه .
    صمیم :خب از وکیلت بخواه دنبال کارت باشه .
    -اون میگه هنوز دیر نشده .بعد هم میگه مطمئنه سفارت ویزا رو به آدرس اینجا میفرسته
    -حالا رامین تو واقعا می خوای بری اونور
    - تو هم مثل اینکه آره ها ..پس من دارم چی میگم این همه وقت
    -چی بگم والا ..آخه تو اینجا هم موقعیتت خوبه ..
    -راستش میخوام برم اونطرف ببینم اونجا چه خبره .کل فامیلم اونجان ..من فقط بابا و ژاله رو اینجا دارم ..بمونم که چی بشه .
    -راستی از عسل چه خبر ؟
    -هیچی ..من نمی دونم او که کل خانوادش اونجان چرا نمی خواد بره .
    -رامین خیال نداری باهاش ازدواج کنی ..
    لحظه ای مکث کرد و گفت :نمی دونم ..راستش الان نه ..الان تمام فکر و ذهنم
    اونوره ..فقط دعا کن ویزا بهم بدن ..این آخرین شانسمه ..کلی خرج این وکیله
    کردم .
    -اگه نشه چی؟
    -صمیم تو هم حال میگیری با این حرف زدنت ها

    صدای قل قل کتری توجه من رو به خودش جلب کرد ..

    حالم ازش بهم میخوره ..به خاطر خودش ببین چطوری زندگی ما رو بهمون تلخ کرد از موقعی که پاش رو اینجا گذاشته بود همه چی بهم ریخته بود ..اصلا قدمش نهض بود...چه اتفاقاتی که از لحظه ورود این نیوفتاده ..ای کاش قلم پات میشکست و هیچ وقت پا توی این خونه نمی گذاشتی ....
    ااااا...صنم تو هم خرافاتی شدی ها .


    ********************************

    از صبح دلشوره بدی داشتم .سر کلا س نشسته بودم وفقط به حرکت لبهای آقای هدایتی نگاه میکردم .نمی دونم چرا نمی تونستم حواسم رو جمع کنم .نا خود آگاه حواسم پرت میشد .دهنم بد مزه و خشک شده بود .انگاری توی دلم رخت چنگ میزدن ! هر موقع که مامان این حرف رو میزد بهش میخندیدم و میگفتم ..یعنی چی مامان؟

    باید به مامان سر میزدم حتما به خاطر این بود که دیروز نتونسته بودم برم دیدنش .هر چند که اون دستگاهها هنوز بهش وصل بود و از اونروز چشماش رو باز نکرده بود اما همین که میدیدم قفسه سینش بالا و پائین میره به من آرامش میداد .

    وقتی کلاس تموم شد بدون معطلی به طرف خونه رفتم تا لباسهام رو عوض کنم و بعد به بیمارستان برم .
    هنوز به دم در نرسید بودم که که دوتا ماشینی که جلوی در بود توجه من رو به خودش جلب کرد .
    ماشینها رو یه بر انداز کردم به نظرم آشنا اومد .کلید انداختم و در رو باز کردم و سریع از پله ها رفتم بالا ..چندین جفت کفش زنانه و مردنه به حالت نا مرتب جلوی در خونه بود
    دستگیره در رو به پایین فشار دادم و با یه حالت دلشوره که به جونم افتاده بود وارد شدم .
    خاله مهین!شوهرش !دائی مسعود !عمو رضا !زن عمو !
    صمیم! چرا اینها گریه میکنن!با حالت گنگ هر کدوم رو نگا ه میکردم ...نگاهم به پیرهن سیاه صمیم که تنش بود افتاد .
    .یه لحظه نفس کشیدن یادم رفت ...به رامین که به طرفم می اومد نگاه کردم و بعد چرخش همه چیز و بعد حس نبودن و تاریکی.....


    ویرایش توسط .Mehrnoosh. : 1390,10,06 در ساعت ساعت : 08:21

  4. 571 کاربر از پست .Mehrnoosh. تشکر کرده اند .

    #PARDIS# , #saba.b# , (^_^) , * حدیث * , ~Niayesh~ , **Silver Star** , *donya* , *H@sti* , *kochol* , *RaHa2* , *ROJA* , *SaNaY* , *sara , *sogol* , *soodabeh* , *~Faezeh~* , *ریحانه# , +Neda+ , -Farimah- , -نازلی- , .....ARAM , ...rainy , .:aida:. , .arsana. , .Baharak. , .Dreamy-girl. , .HOMA. , .Mania. , .Mona. , .parniya. , .سیاوش. , /maryam/ , 3tare , 5011311 , ::naghmeh:: , a.n.jel , abby7 , abien , Admin , adobba , aflak , afsoon321 , ahmadi_1362_2 , alboos , alexiiiiiii , alikhademi , amini2004 , aminlily40 , amisha , angle92 , Anolin , architect_shima , arezoo184 , armita1819 , aroosak2006 , Arrosha , ART!ST , Artemisa , asal-1412 , asal9118 , asal_cheshmak , ash.1 , ashoka , asma-m , assertive , asss , atyek , ava1376 , avaa... , AVESTA , ayda3 , aygeen , Az@de , azad_awesome , azar1 , azita_esy , b.maryam , ba-maram , babakball6 , barane khazan , baran_1990 , barni , baroon12 , Beautiful Jasmine , behi_aquarius , Behnaz joon , behnaz.ashena , behnazhmz , bersin , bib bib , bikari , binam , bita49 , bita999 , Bkar , blub2000 , brain storm , CAT-WOMAN , cccccccc , coral , crystal_vampire , Cute Calm , daneshmand , degeer , deragun , dj_bass , dokhtare babash , dordooneh , DORI JOOON , down13 , eglantine-m96 , elahe70 , electeronic , Elen , Elhamhb , elhamz , eli5 , elmira.t , elnaz89 , extranjera , Eyes Wide Shut , f1363 , fadai , faezeh.t , faezeh88 , faez_er , fanoos_68 , fariba_hed , farizad , Farnaz , farnaz21 , farnoushi , fary , fatima983 , fatima_59 , feraghi , fereshth , ffrhad , fv87 , gandomsa , ghazale49 , ghazale96 , gheisareh , gherti , ghorbani , gili , golchaghe , goldoone22 , goominam , gord , gorestan man , H..GH , hadi88 , hala , hana_m , Haniday , hanie 64 , hany111 , hanye , harimeshgh , hasti59 , helia m , helik , hi jojo , homa* , honeiyeh , honey_x , Hoopoe , horin , htamspam , ili mah , Irani , j.ghanavizi , joghoze , jullub , katerina petrova , katy , khakbaz , khanoom-damaghoo , Khatereh712 , khoshi , Ki Mi Ya ● $h , Kiiiiana , Lair_Nilo , lake , lale joon , lalehjoon , lavagirl , leila.kh , leila93 , lili5225 , Lovely_girl , M&M_601 , M.matineh , M.shasusa , m0zhdeh , mahana1 , mahdiar , mahdieh67 , mahdiehhjz , mahdis23 , mahdiya , maheasemun , mahinfk , mahnazmom , mahnazrahmany , MAHSA-O , mahsa.nadi , mahsadina , mahsamoon , mahsaok , mahshid_3d , mahtab payda , mahtab10 , MAHTAB63 , malkusha , mamorin , maneou , mansuri , many22 , maral84 , MARDE_TANHA , marjan.AA , marjanagn , marmara25 , mary341 , maryam joOon , maryam mokhtari , maryam-70 , maryam.khakbaz , maryam.mani , maryam1 , maryamale , masi.eshghi , maskari , mehrnush66 , mehrsa_m , meliika , meno , meraj_afsaneh , messi1 , mfr60 , mina.bala , mira. , mirage , misha_kavir , misha_porro , mk70 , mmostofi , mnamvar , mobena1 , mojan_23 , mona..scorpio , mona5886 , mona_mnjs , monir1343 , monos , morteza va ati , mrym_98 , mta farokhzad , m_h_n , N A R S A N , n!loof@r , naazi , nafas44 , nahayat007 , nane sarma , nasi & somi , nastaran86 , nastarani , NAVA22 , nazi shirazi , nedaj , neliel , neshan , niayesh00 , nika21 , NIKSA , nilooye abb , nina20 , nina86 , nini gol , nirvana1234 , nlp16001 , NO ONE , noodi , nooshin1389 , nutty , olala , omidk , OoPs , P@rya , padideh_hs , paiz , pare , pariatis , pariedarya , parisa jooon , parisabeheshti , parshan 77 , partooo , patrishiya , pegiiiiiiiii , perijooon , persian-star , peymaneh , phare , pr.delafrouz , Qeen , quixotic , raha55 , rahaa_m , *Arefeh* , rahha , rahsepar , rashno , Rez1_ds , rina_rita14 , rogzana , rohollah , rokhsan , roshan* , roya1365 , Roya_2010 , ROZ GOL , rural girl , s.d.yeganeh , s.sayeh74 , s.sh , S@min , sabra1361 , sadegh86 , saharmn , saharnaz1390 , sahely , sama sh , saman84 , samandf , samihastam , samir , Samira_Sabbaghi , sana1577 , sanashsh , sanaz2000 , sanaz_ , SANIA-23 , sansi , sara parvizi , sara1995 , sara51 , saratab , sazin513 , sefid65 , sepideh1991 , sepideh70 , serentipiti , setareh29 , setareh67 , setareye abi , setayesh73 , shabnamsobhabi , shaghayegh69 , shahzad , shakiba_2510 , shalizar2 , Shaloliz , shamsa 51 , shans , sharghi , sharmin.r , sharona , shecary , Shifteh , shimaaaaa , shirin061 , shirshoor , shiva joon , shivashiva , sh•m•s , siavashani , sinsor , sirius , smart girl , Snow Dream , soda 70 , Sokout , Sokout_momtad , Sonetto , sonia1357 , soode , sparrow , SPR!NG G!Rl , Star-crossed , stiv , sunthin , suzy , sydney , syhbyt , S_64 , sαвα , Taataa , taban_1352 , tama1011 , tania_7 , tannaz22 , TanNazZz , TARANOMEMEHR , tatar1 , The Wind , tiger1978 , Tikooli , tina 1989 , titinaz , ti_na60 , toop , tormentor , Universe95 , UnKnOwN_Sh , vala , vampire123 , violet_kl , vourojak , YALDA STAR , yalda97 , yas baran , yas@min , YASAM!N , yasekabud , yashkin , yasi memol , yAsnA*19F , yasnaa , z.asadi , ZAHRA*N , zahra.h , zahra1371 , zahra_jk , Zahra_niki , zanbagh , zeinabjoon , ziglernata , zizijooon , zm.matin , zohrehm64 , _Azadeh_ , ~ELAHE~ , ~elin~ , ~HaPPym00N~ , ~MAR MAR~ , ~Ordibeheshti~ , ~pArnYa~ , ~SAREH~ , ~SEA~ , ~shahrivar~ , ~Spunk!e~ , ~TuLiPa~ , آذردخت , آرام.د , آرتمیس 98 , آرشا , آرنیکا , آزالیا , آسوده , آنیتا , اتل و متل , اتوسا , ارزو. , اسرین , البالو ترش , امتیس , ایدابانو , ایلهام , ایلیبرا , بارانیان , بازیگوش , بخاری , برادپیت , بلور , بهار سرد , تابتا , تاجه , ترنم , تهمتن , توني , توهم سبز** , جوجه ی یه پا , خالق اسمان خیال , خانم فسقلی , خوشگلم من , داناک , دریا دل , دلداده , رز صورتی ... , رودنا , روشناک , روياي ابي , روژان , رویای باران , زری , زهره عشقی , زوها , س_م_م_ , ساغر123 , ساغرجون , سافانا , سانازارمان , ستاره بارون , سرتق , سوانا77 , سپید بخت , شادئ , شاه ماهی , شایسته بانو , شه تاو , شهرناز , شیوا , طلوع عشق , عشق یخی , عقل و احساس , علی رضاایران , غنچه خاموش , فاطي91 , فاطیما8 , فانوس دریایی , فتانه.پ , فرگلf , ققنوس98 , كيميا 2 , لمیس20 , لی لی تنها , مامانی جون , ماهی گلی , مرضی2 , مسافر كوچولو , منا64 , مناد , منيژه , مهرناز_71 , مهستی , مهنا2 , مونا** , نامی , نرگس 78 , نسيا , نفس اخر , نفس_20 , نگار.م.استقلال , نیان , نیلوفر , نیلوفر:-) , هستی , هوفریا , والا , پامچال , پرهامه , پهره , چسب رازی , کابوک , کمند , گلشن ارا , گنجیشک , یغما , یهدا , ღ ghazali ღ , ღ pArIsAღ , ♣ Elvira ♣ , ♥*:Eli!i:*♥ , ♥Sepideh♥ , ✿KhanomGol , 乃凡卝凡 伬

  5. Top | #33

    مدیر بازنشسته


    تاریخ عضویت
    اسفند 1388
    نوشته ها
    5,969
    میانگین پست در روز
    3.55
    محل سکونت
    Neverland
    تشکر از کاربر
    72,088
    تشکر شده 185,857 در 12,762 پست
    اندازه فونت

    Exclamation

    نقل قول نوشته اصلی توسط s.sayeh74 نمایش پست ها
    سلام لطفاً تا قبل از شروع مدرسه ها كاملا رمانو بفرست
    اینجا پست ندین ۱۰۰۰۰۰ بار!!! خم رنگرزی نیست که دوست عزیز! دوستان پست های خلافو گزارش بدید نه اینکه ازشون تشکر کنید!

  6. 185 کاربر از پست honey_x تشکر کرده اند .

    #saba.b# , "لعیا" , * حدیث * , ~Niayesh~ , *H@sti* , *ROJA* , *~Faezeh~* , *ریحانه# , +Lily , +Neda+ , -Farimah- , -نازلی- , .:aida:. , .arsana. , .Baharak. , .Dreamy-girl. , .Mona. , 5011311 , a.n.jel , Admin , afsoon321 , alboos , amal73 , armita1819 , ART!ST , asal-1412 , asal_cheshmak , ashoka , assertive , asss , ava1376 , avaa... , AVESTA , BARIN 19 , baroon12 , Beautiful Jasmine , behi_aquarius , Behnaz joon , behnaz.ashena , behnazhmz , Behnoush , bersin , bikari , bita49 , blue berry , brain storm , cccccccc , coral , deragun , dj_bass , DORI JOOON , down13 , eglantine-m96 , elahe70 , Elen , eli5 , elnaz89 , Eyes Wide Shut , f1363 , faezeh88 , fariba_hed , Farnaz , farnoushi , fatima_59 , ghazale96 , gorestan man , Haniday , hanie 64 , hany111 , harimeshgh , Hoopoe , horin , ili mah , jullub , katerina petrova , Ki Mi Ya ● $h , Lair_Nilo , M&M_601 , M.shasusa , mahana1 , mahgol92 , mahinfk , mahnazrahmany , MAHSA-O , mahsadina , mahsaok , MARDE_TANHA , mary341 , mehrsa_m , mina.bala , mojan_23 , mrym_98 , ms_f90 , nane sarma , nastarani , neliel , neshan , nika21 , NIKSA , nina20 , nlp16001 , NO ONE , nutty , pare , partooo , patrishiya , quixotic , *Arefeh* , rahha , rahsepar , roya1365 , sahely , sanaz2000 , SANIA-23 , sara parvizi , sara51 , sazin513 , serentipiti , setareye abi , shahzad , shakiba_2510 , Shifteh , Sonetto , Star-crossed , stiv , sunthin , sydney , tina 1989 , tormentor , violet_kl , vourojak , yalda97 , yashkin , yAsnA*19F , zahra_jk , Zahra_niki , zizijooon , zm.matin , _Azadeh_ , ~ELAHE~ , ~Ordibeheshti~ , ~pArnYa~ , ~SEA~ , ~shahrivar~ , ~TuLiPa~ , اتل و متل , ارزو. , امتیس , ایدابانو , بهار سرد , تابتا , جوجه ی یه پا , خالق اسمان خیال , خانم فسقلی , دریا دل , رز صورتی ... , روشناک , روياي ابي , س_م_م_ , سوانا77 , شاه ماهی , شه تاو , شیوا , عیدی , فاطي91 , فرگلf , ققنوس98 , كلاريسا , كيميا 2 , لی لی تنها , مرضی2 , ملكه عذاب , منا64 , مهستی , مهنا2 , نسيا , نفس اخر , نگار.م.استقلال , والا , کامن , یغما , یهدا , ღ ghazali ღ , ✿KhanomGol , 乃凡卝凡 伬

  7. Top | #34

    مدیر بخش کتاب


    تاریخ عضویت
    خرداد 1388
    نوشته ها
    18,431
    میانگین پست در روز
    9.44
    محل سکونت
    021
    تشکر از کاربر
    88,601
    تشکر شده 419,918 در 26,736 پست
    حالت من
    Sepasgozar
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط mahboubi نمایش پست ها
    مهرنوش عزيزم ازت خواهش ميكنم ادامش رو بذار خاهشششششششششششششششششششششش شش
    پست بالا رو ندیدین ؟
    اینجا پست ندید
    اگر می خوهید رمان ِ خود را در انجمن قرار دهید و بلد نیستید... کلیک کنید!
    برای آگاهی از قوانین بخش کتاب... کلیک کنید!
    جهت اطلاع از قوانین بخش نقد و نحوه ی گذاشتن تاپیک نقد... کلیک کنید!

    هر سوالی از بخش کتاب دارید، ابتدا تاپیک های بالا رو بخونید و اگر جواب خود را نیافتید به یکی {فقط یکی!} از مدیران ِ بخش، پیام خصوصی بزنید!
    نکته یِ مهمِ بخشِ تایپ:
    رمان هایِ فاقدِ خلاصه یِ مناسب، تایید نمی شود!


  8. 156 کاربر از پست asal_cheshmak تشکر کرده اند .

    * حدیث * , *donya* , *H@sti* , *ROJA* , *~Faezeh~* , *شهرزاد , +Lily , +Neda+ , -Farimah- , -نازلی- , .:aida:. , .Baharak. , .Mona. , .سیاوش. , 5011311 , a.n.jel , abby7 , Admin , afsoon321 , armita1819 , ART!ST , asal-1412 , ashoka , assertive , ava1376 , avaa... , AVESTA , BARIN 19 , baroon12 , Beautiful Jasmine , behi_aquarius , Behnaz joon , behnazhmz , Behnoush , bita49 , brain storm , cccccccc , coral , deragun , dj_bass , DORI JOOON , down13 , eglantine-m96 , elahe70 , Elen , eli5 , elnaz89 , Eyes Wide Shut , f1363 , faezeh88 , Farnaz , farnoushi , fatima_59 , ffrhad , ghazale96 , goominam , Haniday , hanie 64 , hany111 , harimeshgh , honey_x , horin , ili mah , jullub , Ki Mi Ya ● $h , Lair_Nilo , M&M_601 , M.shasusa , mahana1 , mahgol92 , MAHSA-O , mahsaok , mahtaj , MARDE_TANHA , mary341 , mehrsa_m , mina.bala , mojan_23 , monos , ms_f90 , nbanoo , neliel , nika21 , NIKSA , nina20 , nlp16001 , NO ONE , pare , patrishiya , quixotic , *Arefeh* , rahha , roya1365 , sahely , sama sh , sanaz2000 , sara parvizi , sara51 , sazin513 , serendipity6812 , serentipiti , setareye abi , shakiba_2510 , Shifteh , shimaaaaa , Sonetto , Star-crossed , sunthin , sydney , taban_1352 , tormentor , violet_kl , vourojak , yAsnA*19F , Zahra_niki , zizijooon , zm.matin , _Azadeh_ , ~ELAHE~ , ~MAR MAR~ , ~Ordibeheshti~ , ~pArnYa~ , ~SEA~ , ~shahrivar~ , اتل و متل , ارزو. , امتیس , ایدابانو , بهار سرد , خالق اسمان خیال , خانم فسقلی , رز صورتی ... , روشناک , روياي ابي , س_م_م_ , سوانا77 , شاه ماهی , شیوا , غنچه خاموش , فاطي91 , فرگلf , ققنوس98 , كيميا 2 , مرضی2 , منا64 , مهستی , مهنا2 , نرگس 78 , نسيا , نگار.م.استقلال , والا , پامچال , کمند , یغما , یهدا , ღ ghazali ღ

  9. Top | #35

    رمان نویس انجمن


    تاریخ عضویت
    آبان 1389
    نوشته ها
    1,614
    میانگین پست در روز
    1.11
    محل سکونت
    خیابان найман
    تشکر از کاربر
    11,013
    تشکر شده 290,932 در 2,013 پست
    حالت من
    Mashghool
    اندازه فونت

    پیش فرض

    دوستان خوبم سلام از بابت تاخیر بسیار شرمنده.
    از این به بعد سعی میکنم تاخیر نیوفته

    راستی داداش خوبم سیاوش عزیزم هم از این به بعد من رو همراهی میکنه ...ازش ممنونم ..این گل برای تو داداشی

    منم سلام می کنم بچه ها
    ****************
    چشمام رو آرومم باز کردم ..روي دستم ميسوخت ..به دستم نگاه کردم سرم به رگ روي دستم وصل کرده بودن ..
    کمي گيج بودم ..نگاهم به لباس سياهي که تنم بود افتاد ..ناگهان همه چيز يادم افتاد ..م
    فرياد زدم و با شدت سرم رو کشيدم ...
    -مامان ..مامان جونم کجايي ؟
    به طرف در رفتم و از تو اتاق صميم امدم بيرون .صميم اولين نفري بود که متوجه من شد ..به طرفم اومد و گفت :صنم جان
    به دستم که ازش خون ميچکيد نگاه کرد و گفت :چکار کردي عزيزم
    با حالت ضجه گفتم : صميم مامان کو ..
    من مامان رو ميخوام صميم .
    خاله به طرفم اومد در حاليکه گريه ميکرد گفت :الهي من فدات بشم ..خاله جون ...
    بعد در آغوشم گرفت ..اما من به شدت اون رو پس زدم و با فرياد گفتم:من مامانم رو ميخوام ..من دو روزه نديدمش ..اون چشم انتظارمه ...صميم تو بگو ..مگه يادت رفته مامان ميگفت تنهاش نزاريم ..خب بريم ديگه ..مامان منتظره صميم ...
    صميم اشکش رو پاک کرد و با يه دستمال اومد طرفم .دستمال رو روي دستم گذاشت و گفت :عزيزم ..خواهر گلم اروم باش .
    و بعد من رو در آغوش گرفت .با اين که مامانم رو ميخواستم اما اغوش صميم بهم آرامش داد خودم رو بهش چسبوندم و با گريه گفتم:
    صميم مامان نگران ميشه بريم .
    من رو از خودش جدا کرد و گفت :صنم جان ..مامان رفته ...
    خودم رو عقب کشيدمو گفتم : خفه شو صميم ..ميفهمي چي ميگي ..
    دوباره من رو که ممانعت ميکردم توي آغوشش کشيد و گفت : مامان راحت شد ..ديگه قلبش درد نميگيره ..ديگه شبا از درد نميره آشپزخونه تو تاريکي بشينه و از درد به خودش بپيچه ...
    دستم رو دور گردنش انداختم . سرم رو روي سينه اش گذاشتم و با گريه گفتم :منم ميخوام برم پيشش صميم ..من تنهام
    صميم توي چشمام نگاه کرد و گفت :من پيشتم تنها نيستي خواهر خوبم ...خودم نوکرتم
    هر دو سر رو شونه هم گذاشتيم وزار زار گريه کرديم ......
    خاله من رو از صميم جدا کرد و به صميم اشاره کرد .من رو توي اتاق برد .يه لحظه سرم گيج رفت و سرم رو روي شونه خاله گذاشتم .با اين کارم ياد مامان افتادم چقدر بوي مامان رو ميداد .روي تخت نشستيم و خاله همونطور که آروم اشک ميريخت کمر من رو آروم ميماليد .من گريه ام تبديل به سکسکه شده بود
    چند دقيقه بعد در زدن وخاله به طرف در رفت ودر رو باز کرد .صميم همراه رامين وارد شد.رامين آهسته سلام کرد و به طرف من اومد
    روي تخت نشست ....سرم رو بلند کردم صميم مقابلم ايستاده بود و با نگراني نگاهم مي کرد رامين خواست نبض رو بگيره که محکم دستم رو کشيدمو گفتم :
    برو بيرون ..دکتر قلابی ..همش تقصیر توئه ..قدمت نهض بود ...
    تقصير تو بود تو مامانو کشتي
    صميم خواست چيزي بگه که رامين با اشاره سر اونو ساکت کرد
    -صنم خانم شما بايد...
    به سمت رامين چرخيدمو گفتم من مي خوام مامانمو ببينم..اینم ببر بیرون...
    -اما تو.
    دوباره وسط حرفاش پريدمو با فرياد گفتم من مي خوام مامانمو ببينم
    صمیم به رامین نگاه کرد ..رامین گفت من مشککلی نمیبینم .میتونه برای خاکسپاری بیاد
    اين حرف رو که زد دوباره ياد غم بي مادريم افتادم ياد اينکه ديگه مادر نيست تا سرم رو روي شونه اش بذارم و گريه کنم
    ياد اينکه ديگه کي وقتي با صميم دعوام ميشه ازم دفاع کنه .....کي ديگه نصيحتم مي کنه
    آخ مامان کجايي که بدون تو ديگه نمي تونم زندگي کنم

    ************
    فضاي مده و بی روح قبرستان صداي شيون و گريه و ديدن گورخالي که قرار بود جايگاه ابدي مادرم بشه
    همه و همه حالمو بد مي کرد
    به خاله نگاه کردم کنارم نشسته بود و به تابوتي که کنار قبر بود نگاه مي کرد اشکاش انگاري نمي خواستن تموم بشن
    صميم و رامين کنار جنازه مادرم ايستاده بودند .بقیه اقوام و همسایه ها هم آروم اشک میریختن
    صميم به گور خالي نزديک شد اون بايد مامان رو توي قبر ميذاشت..
    نه نمیتونستم قبول کنم که این جایگاه مامانم خواهد بود
    جيغي کشيدمو گفتم صميم مامانو اينجا نذار ...من نميذارم مامانو ازم بگيري
    و به سمتش دويدم
    خودمو روي جنازه مامان انداختمو گفتم من نميذارم مامانمو ازم بگيريد نميذارم..
    صميم سعي مي کرد که منو از روي جنازه مادر برداره اما انگار قدرتم صد برابر شده بود و محکم به مادرم چنگ زده بودم و میخواستم ازش جدا نشم
    يه نفر ديگه هم به کمک صميم اومد و دوتايي من رو از روي جنازه مادرم بلند کردند
    تقلا مي کردم که من رو رها کنن اما نمي تونستم خودم رو از دستشون آزاد کنم
    صميم من رو رها کرد و به سمت جنازه مامان رفت تا براي هميشه اونو رو خاک کنه و من هنوز اسير دستايي بودم که حتي نمي دونستم دستاي کي اند؟
    براي اينکه بتونم خودم رو از چنگال اون دستا جدا کنم با جيغ و فرياد داد ميزدم ولم کن بي شعور ولم کن بذار برم جلوش رو بگيرم
    منو کشون کشون از اونجا دور مي کرد و من هنوز با چشماي گريون و صدايي که از شدت جيغ زدن گرفته بود به التماس افتادم
    -تو رو خدا ولم کن تو رو جون هر کي دوست داري بذار برم مامانمو ببينم .....تو رو خدا بذار براي آخرين بار ببينمش..
    وقتی دیدم حالیش نمیشه ..بیشتر فریاد زدم و جیغ کشیدم . خودم رو اونقدر تکون میدادم که از دستش فرار کنم و به طرف مامان برم.
    اما اون خیلی من رو محکم گرفته بود ..با اعصبانیت به طرفش برگشتم و بهش نگاه کردم
    رامین عوضیه که !!!!!!
    یه لحظه تعادل اعصابم رو از دست دادم و با پشت دستم به صورتش کوبیدم ..یه لحظه از این رفتارم شوکه شد


    صداي عصبانيش بلند شد و گفت: چته دختره ي نفهم. فکر کردي تو اولين نفري هستي که عزيزش رو از دست داده نه تو اولين نفري نه آخرين نفر
    فکر کردي زندگي هميشه شاديه و غم توش نيست...فکر کردی با شیونها و دیونه بازیهات مامانت زنده میشه ...نه نمیشه فقط روحش رو عذاب میدی همین ..حالا هم اگه این حرفا رو میفهمی آروم باش تا روح مادرت هم آروم بگیره
    ديگه پاهام نتونستن وزنم رو تحمل کنن و روي زمين نشستم و با گريه گفتم رامين حالا من بدون مامانم چکار کنم
    اونم روبروم روي زمين زانو زد و با آرامشی که تو صداش بود گفت :ميدونم خيلي سخته اما من تو رو دختر قويي شناختم پس ثابت کن که هنوز هم همون صنمي
    ثابت کن که هنوز هم مي توني همون صنمي باشي که هیچ کس و هیچی نمیتونه تو رو از پا در بیاره .به زندگي ثابت کن که نمي تونه تو رو بشکنه
    -شعاراي خوبين اما نميشه
    لبخند بي جوني زد و گفت من مطمئنم صنمي که اون همه بلا سرم آورد مي تونه اين مشکل سخت رو هم تحمل کنه و نشکنه
    ميدونستم که نميشه اما جوابش رو ندادم و به جلو نگاه کردم کم کم جمعيت داشتن پراکنده مي شدند و مامان تنها مي شد
    صميم هم داشت به سمت ما مي آمد ....به ما که رسيد گفت :صنم بلند شو نمي خواي بري با مامان حرف بزني...مامن منتظرته
    سرم رو به علامت مثبت تکون دادم و با کمک صميم به سمت جايگاه ابدي مامان حرکت کردم..


    این رو داشت یادم میرفت نصف این قسمت رو من نوشتم نصفش رو داداشی ...تو که نمیخوای منکر بشی داداشی

    بچه ها باورتون نشه همه اشو من نوشتم اما بالاخره چه میشه کرد قبول کردم بگم مهرنوش هم نصفش رو نوشته
    جدید فقط یک شوخی بود
     برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید


    رمان سایه تقدیر
    حقتون بود بدونید که یه مدت نمی تونم باشم . فکر کنم اکثرا هم دلیلش رو بدونید تا کی غیبتم طول می کشه رو نمیدونم .با اینکه قرار بود پستهایی آماده کنم و بدم برای مدت غیبتم یکی از دوستانم بذاره اما باور کنید نمیشه ، نتونستم به دلیل یه اتفاق که برام غیرمنتظره بود. غیبتم ممکنه طول بکشه پس خواهشا لعن و نفرین نباشه، کسی نگه چرا ننوشتی چون فعلا آخرین چیزی که بهش فکر می کنم نوشتنه. اینجا نوشتم چون دلم نمی خواد کسی پیام بده چرا ادامه نمیدی و جواب نگیره چون همیشه در هر حال برام محترمین. دنیایی مجازیه یه بخش خیلی کوچیک از زندگی منه ، واقعیت هم هزار برابر فرق داره با اینجا. با اینکه خدای این روزهای من کمی جبار شده اما باز امیدم فقط به خودشه. به امید خدا! گاهی آدم دوست داره کمرنگ باشه ، کمتر تو چشم باشه اما انگار من این روزها حتی با همه کمرنگ بودنم بدجور به چشم خدا اومدم.


  10. 513 کاربر از پست .سیاوش. تشکر کرده اند .

    #PARDIS# , * حدیث * , ~Niayesh~ , **Silver Star** , *H@sti* , *kochol* , *RaHa2* , *ROJA* , *SaNaY* , *sara , *sogol* , *soodabeh* , *~Faezeh~* , *~SETAREH~* , *شهرزاد , +Neda+ , -Farimah- , .....ARAM , ...rainy , .:aida:. , .arsana. , .Baharak. , .HOMA. , .Mehrnoosh. , .Mona. , .parniya. , /maryam/ , 3tare , 5011311 , ::naghmeh:: , a.n.jel , abby7 , abien , Admin , adobba , aflak , afsoon321 , ahmadi_1362_2 , aidai , alexiiiiiii , alikhademi , amini2004 , aminlily40 , amisha , angle92 , aniasal , anna43 , Anolin , architect_shima , arezoo184 , armita1819 , aroosak2006 , Arrosha , ART!ST , Artemisa , asal-1412 , asal9118 , ash.1 , ashoka , asma-m , assertive , asss , atyek , ava1376 , avaa... , AVESTA , aygeen , Az@de , azad_awesome , azar1 , azita_esy , b.maryam , ba-maram , babakball6 , barane khazan , baran_1990 , BARIN 19 , barni , baroon12 , Beautiful Jasmine , behi_aquarius , Behnaz joon , behnaz.ashena , behnazhmz , berkeh , bersin , betiya , bib bib , bikari , bita49 , blub2000 , brain storm , CAT-WOMAN , cccccccc , coral , Cute Calm , degeer , deragun , dj_bass , dokhtare babash , Donya-70 , DORI JOOON , down13 , eglantine-m96 , Elahe111 , elahe70 , electeronic , Elen , Elhamhb , eli5 , elmira.t , elnaz89 , extranjera , Eyes Wide Shut , F.H90 , f1363 , fadai , faezeh88 , fanoos_68 , fariba_hed , farizad , Farnaz , farnaz21 , farnoushi , fary , fateme16 , fatima983 , fatima_59 , feraghi , fereshth , ffrhad , gandomsa , ghazale49 , ghazale96 , ghazghaz , gheisareh , gherti , ghorbani , gili , golchaghe , goldoone22 , goominam , gord , gorestan man , H..GH , hala , hana_m , Haniday , hany111 , hanye , harimeshgh , hasti59 , helia m , helik , hi jojo , homa* , honeiyeh , honey_x , Hoopoe , horin , htamspam , ili mah , Inoosh , Irani , j.ghanavizi , joghoze , jullub , katerina petrova , katy , khakbaz , khanoom-damaghoo , Khatereh712 , khoshi , Ki Mi Ya ● $h , Kiiiiana , kimia_13662000 , Lair_Nilo , lale joon , lavagirl , leila.kh , leila93 , lili5225 , Lovely_girl , M&M_601 , M.matineh , M.shasusa , m0zhdeh , mahana1 , mahdiar , mahdiya , maheasemun , mahinfk , mahnazmom , mahnazrahmany , MAHSA-O , mahsamoon , mahsan70 , mahshid_3d , mahtab payda , mahtab10 , MAHTAB63 , mahtaj , malihe ranjbar , mamorin , maneou , mansuri , many22 , maral84 , MARDE_TANHA , marjan.AA , marjanagn , marmara25 , mary341 , maryam joOon , maryam-70 , maryam.khakbaz , maryam.mani , maryam1 , maryamale , MARYAMGOL , masi.eshghi , mehrnush66 , mehrsa_m , meno , messi1 , mfr60 , mina.bala , mira. , mirage , misha_kavir , misha_porro , mmostofi , mnamvar , mobena1 , mojan_23 , mona_mnjs , monir1343 , mrym_98 , mta farokhzad , m_h_n , N A R S A N , naazi , nafas.neda , nafas44 , nahayat007 , nasi & somi , nastaran86 , nastarani , nazi shirazi , nbanoo , nedaj , NeginAki , neliel , neshan , niayesh00 , nika21 , NIKSA , niloofarane , nina20 , nini gol , nirvana1234 , nlp16001 , NO ONE , noodi , nour , nutty , olala , omidk , OoPs , P@rya , padideh_hs , pare , pariatis , pariedarya , parisa jooon , partooo , patrishiya , peymaneh , phare , polymehr , pr.delafrouz , Qeen , quixotic , raha55 , rahaa_m , *Arefeh* , rahha , rahsepar , rashno , Rez1_ds , reza9000 , rina_rita14 , rohollah , rokhsan , roshan* , roya1365 , Roya_2010 , rural girl , s.d.yeganeh , s.sh , S@min , sabra1361 , sadegh86 , saharmn , saharnaz1390 , sahely , sama sh , saman84 , samandf , samihastam , samir , sana1577 , sanashsh , sanaz2000 , sanaz_ , sansi , sara parvizi , sara1995 , sara51 , saratab , sazin513 , sefid65 , sellena , sepideh1991 , sepideh70 , serentipiti , setareh67 , setareye abi , shabnamsobhabi , shaghayegh69 , shakiba_2510 , Shaloliz , shans , sharghi , shecary , shida.m , Shifteh , shimaaaaa , shirin061 , shirshoor , shiva joon , shivashiva , sh•m•s , sinsor , sirius , Snow Dream , soda 70 , Sokout , Sokout_momtad , Sonetto , sonia1357 , soooo , sooosk , sparrow , SPR!NG G!Rl , stiv , sunthin , sydney , syhbyt , S_64 , sαвα , taban_1352 , tama1011 , tania_7 , TanNazZz , TARANOMEMEHR , tatar1 , The Wind , Tikooli , ti_na60 , tormentor , Universe95 , UnKnOwN_Sh , vala , vampire123 , vayi , violet_kl , vourojak , yalda97 , yas baran , yas@min , YASAM!N , yasekabud , yasesabs , yashkin , yasi memol , yAsnA*19F , yasnaa , z.asadi , ZAHRA*N , zahra.h , zahra1371 , zahra256 , zahra_jk , Zahra_niki , zanbagh , zeinabjoon , ziglernata , zizijooon , zm.matin , zoha-9098 , _Azadeh_ , ~alone angel~ , ~ELAHE~ , ~foroozan~ , ~HaPPym00N~ , ~MAR MAR~ , ~Ordibeheshti~ , ~pArnYa~ , ~SAREH~ , ~SEA~ , ~shahrivar~ , ~Spunk!e~ , ~TuLiPa~ , ~Tulip~ , آذردخت , آرام.د , آرتمیس 98 , آرشا , آرنیکا , آزالیا , آسوده , آنیتا , اتل و متل , اتوسا , ارزو. , البالو ترش , امتیس , ایدابانو , ایلهام , بارانیان , بازیگوش , بخاری , برادپیت , بلور , بهار سرد , تابتا , تاجه , ترنم , تهمتن , توهم سبز** , جوجه ی یه پا , خالق اسمان خیال , خانم فسقلی , خوشگلم من , داناک , دریا دل , دلداده , رز صورتی ... , رودنا , روشناک , روياي ابي , روژان , ریحانه 77 , زری , زهره عشقی , زوها , س_م_م_ , ساغر123 , سافانا , سانازارمان , ساوا , ستاره بارون , سرتق , شاه ماهی , شهرناز , شیوا , طلوع عشق , عقل و احساس , علی رضاایران , غنچه خاموش , فاطي91 , فاطیما8 , فتانه.پ , فرگلf , ققنوس98 , كيميا 2 , لمیس20 , لی لی تنها , مامانی جون , مرضی2 , مروا , مسافر كوچولو , منا64 , مناد , منيژه , مهستی , مهنا2 , مونا** , مُحی , نامی , نرگس 78 , نسيا , نفس اخر , نگار.م.استقلال , نیان , نیلوفر:-) , والا , پامچال , پیازچه , چسب رازی , کمند , گلشن ارا , گنجیشک , یهدا , یک آشنا , ღ ghazali ღ , ღ pArIsAღ , ♣ Elvira ♣ , ♥*:Eli!i:*♥ , ♥Sepideh♥ , 乃凡卝凡 伬

  11. Top | #36

    رمان نویس انجمن


    تاریخ عضویت
    دی 1389
    نوشته ها
    1,085
    میانگین پست در روز
    0.79
    محل سکونت
    دورتر از دور
    تشکر از کاربر
    15,936
    تشکر شده 203,179 در 1,182 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض





    روی لبه تاقچه نشسته بودم و سرم رو به شیشه پنجره تکیه داده بودم حتی گلهای توی باغچه هم پژمرده شده بودن .آب حوض شاید از وقتی که مامان رفته بود عوض نشده بود ..درست 60روز از رفتن مامان میگذشت . 60روز بود که منو صمیم تنها شده بودیم .

    از روی لبه تاقچه پنجره بلند شدم و ژاکتم رو دور خودم پیچیدم و به حیاط رفتم ...نسیم سردی به صورتم خورد.

    دمپاییهام رو پام کرد و از پله ها پایین اومدم ..به طرف حوض رفتم و دستم رو تو ی آب سردش فرو بردم .تمام تنم لرزید اما نمیدونم چرا دستم رو بیرون نکشیدم.

    یادش بخیر اون موقع ها که مامان با حوصله تمام آشغالای روی آب رو میگرفت و تمیز میکرد ..یادش بخیر که مامان با عشق به تموم گهای باقچه کوچیک خونمون میرسید یادش بخیر وقتی که ....

    -سرما میخوری ها

    سرم رو بلند کردم و رامین رو بالای سر خودم دیدم ..توی این مدت خیلی به ما کمک کرده بود چه از لحاظ مالی و چه از لحاظ عاطفی ..

    احساس کردم دیگه مثل گذشته ازش بدم نمیاد .شاید هم به عنوان یه همخونه برام عادت شده بود ..ای کاش مامان هم بود و میدید من دیگه با رامین لج نیستم .حتما مامان خوشحال می شد .

    - صنم حالت خوبه !


    چشمای پر از سوالش که به چشمای من خیره شده بود باعث شد دست پاچه بشم .سریع نگاهم رو ازش گرفتم و از روی لبه حوض بلند شدم ...نمیدونم چرا وقتی از کنارش رد شدم لرزش بدنم بیشتر شد ..به طرف پله ها رفتم که گفت :
    صنم ..هر وقت احساس کردی میخوای درد و دل کنی و صمیم نبود من هستم من رو مثل برادر دومت بدون .

    چرا یه لحظه از این که گفت برادر عصبانی شدم !!!!



    به طرفش برگشتم و بی اراده گفتم : من یه برادر دارم دیگه به برادر دوم احتیاجی ندارم .



    چرا منتظر این بودم که بگه باشه برادرت نه به عنوان یه دوست یا ......

    اما نگفت .فقط چشماهاش رو ریز کرد و لحظه ای به چشمام خیره شد . از نگاه مستقیمش با اون چشمهای خوشرنگ قهوه ایش دلم لرزید .هنوز مسخ شده چشماش بودم که گفت :
    هر طور راحتی .

    و بعد به طرف در حیاط رفت در رو باز کرد و خارج شد .دیگه احساس کردم پاهام قدرت وزن بدنم رو نداره .توی اون خنکی هوا به شدت گرمم شده بود .روی پله ای که ایستاده بودم نشستم .هنوز هم نگاهم به در بسته حیاط بود .

    خدایا چرا من اینطوری شدم .چرا طاقت زل زدن به چشماش رو ندارم .چرا وقتی رفت فرو ریختم .چرا میخواستم بمونه .چرا یه جواب دیگه ازش میخواستم .چرا ..چرا ..چرا !!!



    ************************



    -صنم یه بشقاب رو هم برای رامین بکش ببرم

    با شنیدن اسمش دوباره دلم لرزید .چاقو رو که داشتم باهاش سالاد درست میکردم کنار گذاشتم و گفتم :

    خب ...خب چرا بهش نمیگی بیاد با ما غذا بخوره .

    خاک تو سرت صنم با این حرف زدنت الانه که یه تو دهنی بیاد رولبت ..

    سریع چاقو رو برداشتم و به کارم مشغول شدم خدا خدا میکردم صمیم ازم توضیح نخواد .

    هنوز هم نگاهش رو روی خودم احساس میکردم .وقتی از جاش بلند شد فاتحه خودم رو توی دلم خوندم .اما هنوز کلمه آخر اشهدم رو نخونده بودم که گفت:

    بد فکریم نیست ..از وقتی مامان رفته اونم نیومده اینجا ..پس من میرم صداش .تو هم یه چیزی سرت کن و وسایل شام رو آماده کن .

    تو دلم گفنم : ای به چشم ....

    مثل فرفره بقیه سالاد رو درست کردم .سالاد که چه عرض کنم .هر کدوم از خیار های و گوچه های خرد شده اندازه یه تیکه پاره آجر بود.

    رفتم و چند تا برگ کاهو از توی یخچال برداشتم و مثل الم وسطش گذاشتم ..خدایش شاهکار روز بود تزیین سالادم .



    زود رفتم و یه روسری سرم کردم و برگشتم تو آشپزخونه ..ظرفهای محبوب مامان رو از توی کابینت برداشتم ..یه لحظه یاد مامان افتادم .اشک توی چشمام جمع شد .


    سریع اشکم رو پاک کردم و سفره رو برداشتم و روی زمین پهن کردم .با تمام سلیقه ای که در خودم سراغ داشتم سفره رو تزیین کردم .اون ظرف سالادمرو هم با افتخار وسط سفره گذاشتم .

    داشتم به شاهکار هنریم در تزیین سفره نگاه میکردم که صدای باز شدن در راهرو رو شنیدم .

    دوباره دلم هری پایین رفت .

    روسریم رو جلو کشیدم و بلند شدم .منتظر چشم دوختم تا وارد بشن .اما وقتی صمیم تنها ورد شد و گفت رامین جایی قرار داره نمیاد..تمام بدنم یخ کرد و وار رفتم .

    یه بغضی در تمام مدتی که غذا میخوردم توی گلوم بود .شاید چند قاشق بیشتر نتونستم بخورم .کنار کشیدم و ررفتم لبه تاقچه پنجره نشستم. صمیم همینطور که برای خودش آب توی لیوان میریخت گفت :

    صنم خوشم میاد خودت هم به این نتیجه رسیدی غذات قابل خوردن نیست ..

    بی تفاوت بهش نگاه کردم

    نگاهش مسخره نبود .. دلسوزانه بود .

    -صنم شوخی کردم خیلی خوشمزه شد بود دستت طلا

    نگاهم رو بدون این که حرفی بزنم ازش گرفتم و به حیاط دوختم .همون لحظه رامین از پله های زیر زمین بالا اومد .



    انگاری قلب منم بهونه ای برای طپش پیدا کرد .چنان میتپید که انگار میخواست دریچه سینه ام رو بشکافه .

    از لبه پنجره بلند شدم .خودم هم نمیدونم چرا این حالت ها به یکباره به سراغم اومده بود.برای اینکه بیشتر از این به این موضوع فکر نکنم به طرف سفره رفتم و بشقابها رو جمع کردم .صمیم با تعجب نگاهم کرد و گفت : میخواستم سالاد بخورما

    همونطور که به طرف آشپزخونه میرفتم گفتم : خب بخور کی جلوتو گرفته

    -خب تو که بشقابم رو برداشتی

    تو همون ظرف سالاد بخور خب

    بشقابها رو توی سینک گذاشتم و شیر آب رو باز کردم و مشغول شستن ظرفها شدم .هنوز هم ذهنم درگیر این موضوع بود .نمیدونم چرا دوست نداشتم به خودم دروغ بگم که این احساس بخاطر اینه که بهش عادت کردم ....





    **************************

    چند روزی بود که من رامین رو ندیده بودم هر روز که میگذشت به احساسم بیشتر ایمان پیدا میکرم ..

    حالا نه این که خیلی معرکه بودم توی درسام ..فوت مامان از یه طرف و این احساس تازه شکفته از یه طرف توی نابغه بودنم تاثیر گذاشته بود .

    هر لحظه و هر دقیقه ..هر ثانیه هر نفس به فکر رامین بودم .از صبح تا شب روی لبه پنجره مینشستم و منتظر اومدنش میشدم .

    به ساعت نگاه کردم ساعت نزدیک هشت شب بود .امروز صمیم تماس گرفته بود که دیرتر میاد .سرم رو به شیشه پنجره تکیه دادم .سرمای شیشه سریع توی وجودم رسوخ کرد .سرم رو برداشتم و با دهنم ..ها ...کردم .از گرمای دهنم بخار روی شیشه نشست .اسم رامین رو روی شیشه حک کردم .
    هنوز دستم رو برنداشته بودم که در حیاط باز شد . دستم همونطور توی هوا بیحرکت موند.از روشنایی اندک کوچه صورت جذابش رو مرور کردم .هر لحظه ضربان قلبم بیشتر و بیشتر میشد .وقتی در رو بست اون روشنایی هم از بین رفت .
    یه دری وری به خودم گفتم که چرا برق حیاط رو روشن نگذاشته بودم .
    سریع سرم رو به طرف شیشه بردم که نزدیکتر برم بلکه ببینمش که محکم سرم به شیشه خورد و محکم صدا داد .

    ای تف به هر چی شیشه مزاحمه ...

    پیشونیم رو مالیدم .اما باز از رو نرفتم زود اما با احتیاط سرم رو جلو بردم و به شیشه تکیه دادم و مثل اونهایی که حاجت میخوان زل زدم به تاریکی حیاط .
    چون داخل اتاق روشن بود و بیرون تاریک چیزی معلوم نبود .سریع بلند شدم و برق اتاق رو خاموش کردم و دو باره رفتم کنار پنجره و سرم رو به شیشه چسبوندم ..
    آهان حالا بهتر شد ..وای رامین چرا زل زده به اینجا .
    سریع عقب کشیدم و پرده رو کشیدم ..

    دوباره یواشکی نگاه کردم هنوز هم مثل جغد تو اون تاریکی وایساده بود و به پنجره زل زده بود .

    وای صنم ..خاک باقچه تو سرت با تمام مخلفاتش ..

    دوباره از گوشه پرده نگاه کردم ..

    نخیر مثل اینکه اینم حاجت میخواد ..یا نه شایدم از سرما خشکش زده .
    پرده رو کنار زدم و نگاش کردم ...
    از رو هم نمیره .
    پنجره رو باز کردم و گفتم : مشکلی برات پیش اومده همونطوری خشکت زده ؟!
    آهسته سرش رو تکون داد وسلام کرد و گفت : نه

    -خب پس چی؟
    -میخوام ببینم پیشونیت از ضربه خفنی که بهش وارد شد سالمه یا نه
    چه خل بودم که با اون صدای وحشتناک فکر کردم این کر بوده و نشنیده .
    گفتم: اومدم ببینم صمیمه که دیدم نه توئی ..
    یه لبخند زد و گفت : حالا مطمئن شدی ؟منم برم دیگه؟
    شونه هام رو بالا دادم و گفتم :
    میل خودته اگه دوست داری میتونی بمونی بلکه تا فردا خشک بشی و یه اسطوره ازت بسازن که دکتری از شدت سرما جان به جان آفرین تسلیم کرد .اگر هم بخوای فندک گازمون رو بدم روشن بذار مثل دختر کبریت فروش همیشه تو یادها بمونی البته به نام دوکی فندکی ..

    بعد هم در رو بستم و پرده رو با شدت کشیدم .

    با این که تا اون لحظه مشتاق دیدنش بودم اما اون لحظه میخواستم سر به تنش نباشه .
    مردک فکر کرده من عاشق چشم و ابروش شدم که اینطوری میگه .
    یه نفس با حرص دادم بیرون و به خودم گفتم :
    صنم خاموش ..فقط حرف نزن ...هیس..نمیخوتم صدات رو بشنوم.

    بعد هم پایین پنجره تو همون تاریکی نشستم و تا اونجا که میتونستم به خودم ناسزا گفتم با این تابلو بازی که در آورده بودم .
    ویرایش توسط .Mehrnoosh. : 1390,07,04 در ساعت ساعت : 22:52

  12. 546 کاربر از پست .Mehrnoosh. تشکر کرده اند .

    #PARDIS# , (بهار ساعدی ) , * حدیث * , ~Niayesh~ , **Silver Star** , *donya* , *H@sti* , *kochol* , *RaHa2* , *ROJA* , *SaNaY* , *sara , *sogol* , *soodabeh* , *~Faezeh~* , *شهرزاد , +Neda+ , -Farimah- , .....ARAM , ...rainy , .:aida:. , .arsana. , .Baharak. , .HOMA. , .Mona. , .parniya. , .سیاوش. , /maryam/ , 3132 , 3tare , 5011311 , ::naghmeh:: , a.n.jel , abby7 , abien , ADELIA , Admin , adobba , aflak , afsoon321 , ahmadi_1362_2 , aidai , Alale* , alexiiiiiii , alikhademi , amini2004 , aminlily40 , amisha , angle92 , Anolin , architect_shima , arezoo184 , armita1819 , Arrosha , ART!ST , asal-1412 , ash.1 , ashoka , asma-m , assertive , asss , atyek , ava1376 , avaa... , AVESTA , ayda3 , aygeen , Az@de , azad_awesome , azar1 , azita_esy , b.maryam , ba-maram , babakball6 , barane khazan , baran_1990 , BARIN 19 , barni , baroon12 , Beautiful Jasmine , behi_aquarius , Behnaz joon , behnaz.ashena , behnazhmz , berkeh , bersin , bikari , bita49 , blub2000 , brain storm , carrie , CAT-WOMAN , cccccccc , coral , Cute Calm , degeer , deragun , dj_bass , dokhtare babash , dordooneh , DORI JOOON , down13 , eglantine-m96 , elahe70 , electeronic , Elen , elham90 , Elhamhb , eli5 , elmirareza , elnaz89 , eteb , extranjera , Eyes Wide Shut , f1363 , fadai , faezeh.t , faezeh88 , faez_er , fanoos_68 , fariba_hed , farizad , Farnaz , farnaz21 , farnoushi , fary , fatima983 , fatima_59 , fereshth , ffrhad , gandomsa , ghazale49 , ghazale96 , ghazghaz , gheisareh , gherti , ghorbani , gili , GODES , golchaghe , goldoone22 , goominam , gord , gorestan man , H..GH , hadi88 , hala , hana_m , Haniday , hanie 64 , hany111 , hanye , harimeshgh , hasti59 , helia m , helik , hi jojo , homa* , honeiyeh , honey_x , Hoopoe , horin , htamspam , ili mah , Irani , j.ghanavizi , joghoze , JoOjOo Bala , jullub , kakaoo66 , katy , khakbaz , khanoom-damaghoo , Khatereh712 , khoshi , Ki Mi Ya ● $h , Kiiiiana , kimia_13662000 , Lair_Nilo , lale joon , lavagirl , leila.kh , leila93 , lili5225 , Lovely_girl , M&M_601 , M.matineh , m0zhdeh , mahana1 , mahboubi , mahdiar , mahdieh67 , mahdiehhjz , maheasemun , mahinfk , mahnazmom , mahnazrahmany , MAHSA-O , mahsa.nadi , mahsadina , mahsamoon , mahshid_3d , mahtab payda , mahtab10 , MAHTAB63 , mahtaj , mamorin , maneou , mansuri , many22 , maral84 , MARDE_TANHA , marjan.AA , marjanagn , marmara25 , mary341 , maryam joOon , maryam mokhtari , maryam.khakbaz , maryam.mani , maryam1 , maryamale , masi.eshghi , maskari , mehrnush66 , mehrsa_m , meno , meraj_afsaneh , messi1 , mfr60 , mina.bala , mira. , mirage , misha_kavir , misha_porro , mmostofi , mobena1 , mojan_23 , mona_mnjs , monir1343 , monos , mrym_98 , mta farokhzad , m_h_n , N A R S A N , naazi , nafas44 , nahayat007 , nasi & somi , nastaran86 , nastarani , nazi shirazi , nedaj , neliel , neshan , niayesh00 , nika21 , NIKSA , niloofarane , nina20 , nini gol , nirvana1234 , nlp16001 , NO ONE , noodi , nour , nutty , olala , omidk , OoPs , P@rya , padideh_hs , pare , pariatis , pariedarya , parisa jooon , parisa.1564 , parisabeheshti , parshan 77 , partooo , patrishiya , persian-star , peymaneh , phare , polymehr , pr.delafrouz , Qeen , quixotic , rahaa_m , rahha , rahsepar , rashno , reem1368 , Rez1_ds , reza9000 , rina_rita14 , robika , rogzana , rohollah , rokhsan , romina ab , roya1365 , Roya_2010 , rural girl , s.d.yeganeh , s.sh , S@min , sabamanager , sabra1361 , sadegh86 , saharmn , saharnaz1390 , sahely , sakera , sama sh , saman84 , samaneh83 , samihastam , samir , sana1577 , sanashsh , Sanaz1370 , sanaz2000 , sanaz_ , sansi , sara parvizi , sara51 , saratab , sazin513 , sellena , sepideh1991 , sepideh70 , serendipity6812 , serentipiti , setareh67 , setareye abi , shabnamsobhabi , shaghayegh69 , shakiba_2510 , shalizar2 , Shaloliz , shamsa 51 , shans , sharghi , sharmin.r , shecary , shida.m , Shifteh , shimaaaaa , shirin061 , shirshoor , shiva joon , shivashiva , sh•m•s , siavashani , sim sin , sima.d , sinsor , sirius , Snow Dream , soda 70 , Sokout , Sonetto , SONIA B , sonia1357 , soooo , sooosk , SPR!NG G!Rl , stiv , sunthin , suzy , sydney , syhbyt , S_64 , sαвα , Taataa , taban_1352 , tama1011 , tanaz.68 , tania_7 , tannaz22 , TanNazZz , TARANOMEMEHR , tatar1 , tghyasfr , The Wind , tiger1978 , Tikooli , titinaz , ti_na60 , toop , tormentor , Universe95 , UnKnOwN_Sh , vala , vampire123 , violet_kl , yas baran , yas@min , YASAM!N , yasamin-73 , yasekabud , yasesabs , yashkin , yAsnA*19F , yasnaa , z.asadi , ZAHRA*N , zahra.h , zahra1371 , zahra256 , zahra_jk , Zahra_niki , zanbagh , zeinabjoon , ziglernata , zizijooon , zm.matin , zohrehm64 , _Azadeh_ , ~alone angel~ , ~ELAHE~ , ~HaPPym00N~ , ~MAR MAR~ , ~Ordibeheshti~ , ~pArnYa~ , ~SAREH~ , ~SEA~ , ~shahrivar~ , ~Spunk!e~ , ~Tulip~ , آذردخت , آرام.د , آرتمیس 98 , آرشا , آرنیکا , آزالیا , آسوده , آنوش , آنیتا , اتل و متل , اتوسا , ارزو. , اسرین , البالو ترش , امتیس , ایدابانو , ایلهام , ایلیبرا , بازیگوش , بخاری , برادپیت , بلور , بهار سرد , بی بی گل , تابتا , تاجه , ترنم , تهمتن , توهم سبز** , خالق اسمان خیال , خانم فسقلی , خوشگلم من , داناک , دریا دل , دلداده , رز صورتی ... , رودنا , روشناک , روياي ابي , روژان , ریحانه 77 , زری , زهره عشقی , زوها , س_م_م_ , ساغر123 , ساغرجون , سافانا , ستاره بارون , سرتق , سوانا77 , شادئ , شاه ماهی , شایسته بانو , شهرناز , شیوا , طلوع عشق , عشق یخی , عقل و احساس , علی رضاایران , غنچه خاموش , فاطي91 , فاطیما8 , فتانه.پ , فرگلf , ققنوس98 , كيميا 2 , لارا , لمیس20 , لی لی تنها , م.م.ر , ماجده , ماندانا* , ماهی گلی , مرضی2 , مروا , مسافر كوچولو , منا64 , مناد , منيژه , مهستی , مهنا2 , مونا** , ناشناس58 , نامی , نرگس 78 , نسيا , نفس اخر , نگار.م.استقلال , نیان , نیلا... , نیلوفر , نیلوفر:-) , هستی , هوفریا , والا , پارامیس , پامچال , پهره , پیازچه , چسب رازی , کمند , گلشن ارا , گنجیشک , یارا , یغما , یهدا , ღ ghazali ღ , ღ pArIsAღ , ♣ Elvira ♣ , ♥*:Eli!i:*♥ , ♥Sepideh♥ , 乃凡卝凡 伬

  13. Top | #37

    رمان نویس انجمن


    تاریخ عضویت
    آبان 1389
    نوشته ها
    1,614
    میانگین پست در روز
    1.11
    محل سکونت
    خیابان найман
    تشکر از کاربر
    11,013
    تشکر شده 290,932 در 2,013 پست
    حالت من
    Mashghool
    اندازه فونت

    پیش فرض

    ای صنم من چی بهت بگم ......ای خاک همه عالم سرت
    آخه خجالت نکشیدی .....حتما باید میدیدیش ....اگه نمیدیدیش چی می شد
    همونطور که کنار پنجره نشسته بودم سرم رو به دیوار تکیه دادم و چشمام رو بستم و با خودم گفتم حالا این دوکی چه فکری با خودش می کنه
    هر فکری که می خواد بکنه ....من که بهش گفتم می خواستم ببینم صمیمه یا نه
    پوزخندی زدمو با خودم گفتم نه اینکه حالا اون هم باور کرد
    بی خیال شدمو گفتم می خواد باور کنه می خواد نکنه نمیشه که برم خودمو دار بزنم که چرا رفتم پشتت پنجره نگاهش کنم
    یا صمیم افتادم با خودم گفتم صمیم کجایی با این همه غیرت که ببینی خواهرت داشت دوستت رو دید میزد
    یاد جمله اخرم که افتادم خنده ام گرفت دوکی فندکی.....واقعا هم چه بامزه می شد ا بعد من هم برای بچه ها می شستم قصه ی دوکی فندکی رو تعریف می کردم
    دوباره صدای باز شدن در حیاط اومد مطمئنا صمیم بود
    بلند شدم تا سفره شام رو بچینم
    توی اشپزخونه که بودم صمیم وارد شد
    -سلام خوبی
    به طرفش برگشتمو گفتم ممنون تو خوبی
    نه به دعواهای گذشته امون نه به حالا چی می شد اگه وقتی مامان زنده بود صمیم باهام مهربون می شد
    با صدای صمیم که داشت صدام می کرد از فکر بیرون اومدم
    -چیزی گفتی صمیم
    -میگم چیزی شده تو فکری
    -نه ....فقط داشتم به درسام فکر می کردم
    سرش رو با تاسف تکون داد و گفت مگه نمیری کلاس
    -نه ....دیگه حوصله ندارم سفره رو به دستش دادمو گفتم دیگه حوصله هیچی رو ندارم
    وقتی که صمیم با سفره و نون از اشپزخونه بیرون رفت تازه فهمیدم که من چکار کردم
    این روزا صمیم چقدر تغییر کرده بود قبلا جرات نداشتم کاری ازش بخوام الان رفته سفره رو بچینه
    فقط ای کاش همیشه مهربون بمونه و دوباره اخلاقش مثل اول نشه
    هنوز چند لحظه نگذشته بود که دوباره صمیم به آشپزخونه برگشت و گفت صنم برای من و رامین شام رو بذار توی سینی میرم تو اتاقش می خوریم
    با دلخوری گفتم پس من تنها بمونم
    لبخندی زد و گفت می خوام برم بهش بگم اگه می تونه تو درسا کمکت کنه من که خودم وقت نمیکنم وگرنه حتما خودم کمکت میکردم
    راستش ته دلم یه جوری شدم .....خوشحال شدم اینجوری می تونستم رامین رو بیشتر ببینم .....ولی مونده بودم صمیم که قبلا از این اخلاقا نداشت چطور حالا غیرتش اجازه میداد دوستش به من تو درسام کمک کنه ...فقط یه دلیل میتونه داشته باشه این که به من و زامین اطمینان داره ..وگرنه با اخلاقی که من از صمیم دارم محاله از این پیشنهادا بده
    صمیم که رفت من هم توی آشپزخونه نشستم بشقاب رو توی سینی جلوی خودم گذاشتم و قاشق رو توی کاسه خورشت که برای خودم گذاشته بودم زدم و با خودم گفتم اگه قبول نکنه چی
    سرم رو بلند کردم و گفتم خداجونم اگه رامین قبول کنه بهم درس بده من هم قول میدم دیگه اذیتش نکنم و دختر خوبی بشم

    یعنی میتونستم خب باشم !!
    شونه هام رو بالا انداختم و بقیه غذام رو خوردم در مورد اینکه خوب باشم یا نه بعدا هم میتونستم فکر کنم

    ****************
    چای رو دم کردم دو تا لیوان برداشتم توی سینی گذاشتم تا برای رامین و صمیم ببرم واقعیتش این بود می خواستم بفهمم رامین قبول کرده یا نه
    روسریم رو جلو کشیدم سینی رو به دست گرفتمو به سمت زیر زمین رفتم
    پشت در که رسیدم کمی مکث کردم که ببینم چی میگن
    صدای صمیم اومد که می گفت بالاخره تو هم داداشمی و صنم هم خواهر کوچیکته من دوست ندارم تو رودربایستی باشی فقط می دونی که ...
    رامین وسط حرفاش پرید و گفت میدونم صمیم جان من هم صنمو مثل خواهرم دوست دارم فقط بذار ببینم وقت ازادم کیه بعد بهت میگم
    پسره ی پرو من نمیدونم اگه داداش نخوام باید برم کی رو ببینم


    یه دفعه در باز شد و من صمیم و پشت سرش رامین رو دیدم
    هول کردمو زبونم قفل شد نفهمیدم چی می خوام بگم
    که صمیم سینی رو از دستم گرفت و گفت دستت درد نکنه من و رامین داشتیم میومدیم بالا ،اما حالا بهتر شد دیگه همینجا میشینیم چاییمون رو می خوریم
    بالاخره زبونم باز شد و گفتم منم چون میدونستم همیشه بعد از غذا چایی می خوری گفتم براتون بیارم
    می خواستم از پله ها بالا برم که رامین گفت صنم خانم شما هم بفرمایید پیش ما بشینید
    به صمیم نگاه کردم سرش رو تکون داد و گفت اگه دوست داری بیا بشین از تنهایی بهتره
    خیلی دوست داشتم برم اما واقعیتش تاب نگاه کردن به رامین رو نداشتم ابرای همین گفتم نه می خوام برم یکم درس بخونم
    و بدون اینکه منتظر جوابشون بمون به سمت بالا دویدم
    *************
    حدود یه هفته ای از اون شب که صمیم با رامین در موردم حرف زده بود گذشته بودو هنوز رامین هیچ جوابی نداده بود دیگه داشتم مطمئن می شدم که نمی خواد بهم درس بده و اینجوری می خواد بهمون بفهمونه
    توی حیاط روی پله ها نشسته بودمو دستاهام دور خودم پیچیده بودم
    به دمپاییهای توی پام خیره شدم پام رو روی موزائیک کف جیاط حرکت دادم و به حرکت پاهام خیره شدم

    به خودم که نمی تونستم دروغ بگم من حال و هوام عوض شده بود
    من احساسم اون احساس گذشته نیست
    دیگه ازش متنفر نبودم برعکس دوستش داشتم و دلم می خواست همیشه کنارم باشه
    صدای زنگ که اومد بلند شدم روسریم رو درست کردمو به سمت در رفتم
    در رو باز کردمو از همون پشت در گفتم بله
    -خانم نامه دارین
    سرم رو از پشت در بیرون اوردمو به مردی که کیفی روی دوشش بود و دفتری توی دستش بود نگاه کردم
    پرسیدم نامه داریم از کجا
    -بله نامه دارین بفرمایید امضا کنید تا تحویلتون بدم
    خودم رو جلو کشیدمو به همونجایی که با انگشتش توی دفتر اشاره می کرد رو امضا کردم
    نامه رو که گرفتم در رو بستم و همونجا پشت در به نامکه زل زدم نامه از سفارت بود
    یعنی چی به اسم گیرنده که نگاه کردم اسم رامین رو دیدم یعنی توش چی بود
    ************
    توی اتاق نشستم و به نامه ی سفارت که کف اتاقم انداخته بودم نگاه کردم....دو دل بودم که بازش کنم یا نه نمی دونستم اگه بازش کنم کار درستیه یا نه
    خب معلومه کار درستی نیست.....اما این نامه مربوط به رامینه من باید بدونم تو نامه چیه
    نامه رو برداشتمو توی کمدم گذاشتم و بی خیالش شدم با خودم گفتم تا فردا فکرام رو می کنم تا ببینم چی میشه
    ****************
    می دونستم رامین امروز کلاساش زود تموم میشن و زود میاد برای همین توی حیاط نشستم تا ببینمش و نامه رو بهش بدم هر چی با خودم فکر کردم نتونستم بازش کنم با خودم گفتم که من قول دادم که دختر خوبی باشم پس بهتره نامه رو بهش بدم یعنی سعی کرده بودم دختر خوبی باشم هر چند که سخت بود اما چاره ای نبود..
    به در حیاط زل زده بودم که در حیاط زده شد و بعد هم با کلید باز شد
    خودش بود از روی پله ها بلند شدمو بهش زل زدم
    رامین که منو دید با تعجب نگاهم کرد و در رو بست و اومد جلو
    -سلام
    نگاهی به سرتاپام کرد و گفت چه عجب یه بار تو سلام کردی
    همینه دیگه وقتی میگن نباید به مرد رو داد برای همینه دیگه ببینه یه روز بهش سلام کردم هول ورش داشت
    -چیه زبونتو موش خورده که ساکت شدی
    پسره ی پررو ...خاک به سرت صنم با این عاشقیت حالا آدم قحط بود اومدی عاشق این گند اخلاق شدی
    -صنم خودتی ...نگنه ضربه اون پیشونیت تازه داره اثرات خودش رو نشون میده ...
    دیگه داشت پررو می شد
    برای همین از کوره در رفتمو گفتم: برو بابا تو هم فکر کردی کی هستی ..منو باش یه روز خواستم تو رو جز آدم حساب کنم
    و بدو وارد خونه شدمو در رو محکم بستم..
    به اتاقم رفتمو آروم از گوشه پنجره به بیرون نگاه کردم رامین هنوز وسط حیاط بود و به کف زمین خیره شده بود
    سرش رو که به سمت پنجره چرخوند خودم رو کنار کشیدمو روی زمین نشستمو نامه ای که توی دستم مچاله شده بود رو نگاه کردم..
    تقصیر خودش بود ..من میخواستم دختر خوبی باشم ...
    نامه رو توی دستم گرفتم و خیلی آروم اون رو باز کردم ..
    وقتی نامه رو کامل از پاکت خارج کردم پشیمون شدم ..اون نامه برای من نبود ..چرا یه لحظه نادم شدم اما فقط برای یه لحظه ...
    یه نفس بلند کشیدمو تای نامه رو باز کردم
    چی این تاریخ مصاحبه اس برای دریافت ویزا ...یعنی رامین میخواد بره ...نه ...نمیتونم تحمل کنم ...نمیذارم بره ...اگه بره من میمیرم ..تازه دارم بهش وابسته میشم ..تازه داره تو لحظه لحظه زندگیم نقش میگیره ..نه نمیذارم بره ..نمذارم

    نامه رو سوزوندمو توی سطل آشغال توی آشپزخونه ریختم
    حالا می خوام ببینم چطوری میری آقا رامین....تقصیر خودت بود می خواستی پررو بازی درنیاری من می خواستم نامه رو بهت بدم
    اگه مثل آدم حرف میزدی من بهت میدادمش
    با اینکه یکم عذاب وجدان داشتم اما بی خیال شدمو با این حرف که من می خواستم بهش بدم اما تقصیر خودش بود خودم رو آروم می کردم
    ************

  14. 502 کاربر از پست .سیاوش. تشکر کرده اند .

    #PARDIS# , (بهار ساعدی ) , * حدیث * , ~Niayesh~ , **Silver Star** , *H@sti* , *kochol* , *RaHa2* , *ROJA* , *SaNaY* , *sara , *sogol* , *soodabeh* , *~Faezeh~* , *شهرزاد , +Neda+ , .....ARAM , ...rainy , .:aida:. , .arsana. , .Baharak. , .HOMA. , .Mehrnoosh. , .Mona. , .parniya. , /maryam/ , 5011311 , ::naghmeh:: , a.n.jel , abby7 , Admin , adobba , aflak , afsoon321 , ahmadi_1362_2 , aidai , Alale* , alexiiiiiii , alikhademi , amini2004 , amisha , angle92 , Anolin , architect_shima , arezoo184 , armita1819 , Arrosha , ART!ST , asal-1412 , ash.1 , ashoka , asma-m , assertive , asss , atish69 , atyek , avaa... , AVESTA , ayda3 , aygeen , Az@de , azad_awesome , azar1 , b.maryam , ba-maram , babakball6 , barane khazan , baran_1990 , BARIN 19 , barni , baroon12 , Beautiful Jasmine , behi_aquarius , Behnaz joon , behnaz.ashena , behnazhmz , bersin , betiya , bikari , Blast Off , blub2000 , brain storm , cccccccc , coral , Cute Calm , degeer , deragun , dj_bass , dokhtare babash , Donya-70 , dordooneh , DORI JOOON , down13 , eglantine-m96 , elahe70 , electeronic , Elen , Elhamhb , eli5 , elmira.t , elnaz89 , extranjera , Eyes Wide Shut , f1363 , fadai , faezeh88 , faez_er , fahime_kiticati , fanoos_68 , fariba_hed , farizad , Farnaz , farnaz21 , farnoushi , fateme16 , fatima983 , fatima_59 , feraghi , fereshth , ffrhad , gandomsa , ghazale96 , ghazghaz , gheisareh , gherti , ghorbani , gili , golchaghe , goldoone22 , gord , gorestan man , granaz , H..GH , hadi88 , hala , hana_m , Haniday , hanie 64 , hany111 , hanye , harimeshgh , hasti59 , helia m , helik , hi jojo , homa* , honeiyeh , honey_x , Hoopoe , horin , htamspam , ili mah , Irani , j.ghanavizi , Jasper Hile , joghoze , jullub , katy , khakbaz , khanoom-damaghoo , Khatereh712 , khoshi , Kiiiiana , kimia_13662000 , kobramahmod , Lair_Nilo , lake , lale joon , lavagirl , leila.kh , leila93 , leona , lili5225 , Lovely_girl , M&M_601 , M.matineh , m0zhdeh , mahana1 , mahdiar , mahdieh67 , mahdiehhjz , maheasemun , mahinfk , mahnazmom , mahnazrahmany , MAHSA-O , mahsa.nadi , mahsadina , mahsamoon , mahshid_3d , mahtab payda , mahtab10 , MAHTAB63 , mahtaj , mamorin , maneou , mansuri , many22 , maral84 , marjan.AA , marjanagn , marmara25 , mary341 , maryam joOon , maryam mokhtari , maryam.khakbaz , maryam.mani , maryam1 , maryamale , masi.eshghi , mehrnush66 , mehrsa_m , meno , meraj_afsaneh , messi1 , mina.bala , mira. , mirage , misha_kavir , misha_porro , Miss NiloO , mmostofi , mnamvar , mobena1 , mona_mnjs , monir1343 , monos , mrym_98 , mta farokhzad , m_h_n , N A R S A N , naazi , nafas44 , nahayat007 , nastaran86 , nastarani , nazi shirazi , nazi_bec , nedaj , neliel , neshan , niayesh00 , nika21 , niloofarane , nina20 , nini gol , nirvana1234 , nlp16001 , NO ONE , noodi , nour , olala , oldooz bala , omidk , OoPs , P@rya , padideh_hs , pare , pariatis , pariedarya , parisa jooon , parshan 77 , partooo , patrishiya , peymaneh , phare , polymehr , pr.delafrouz , Qeen , quixotic , rahaa_m , *Arefeh* , rahha , rashno , reem1368 , reza9000 , rina_rita14 , rogzana , rohollah , rokhsan , romina ab , roya1365 , Roya_2010 , rural girl , s.d.yeganeh , s.sh , S@min , sabra1361 , sadegh86 , saharmn , saharnaz1390 , sahely , sahra18 , sama sh , samaneh83 , samihastam , samir , sana1577 , sanashsh , sanaz2000 , sanaz_ , sansi , sara parvizi , sara1995 , sara51 , saratab , sarma1010 , sazin513 , sefid65 , sellena , sepideh1991 , sepideh70 , serendipity6812 , serentipiti , setareh67 , setareye abi , shabnamsobhabi , shaghayegh69 , shakiba_2510 , shalizar2 , Shaloliz , shans , sharghi , shecary , shida.m , Shifteh , shimaaaaa , shirin061 , shirshoor , shiva joon , shivashiva , sh•m•s , siavashani , sim sin , sinsor , sirius , skiver , Snow Dream , soda 70 , Sokout , Sonetto , SONIA B , sparrow , SPR!NG G!Rl , stiv , sunthin , suzy , sydney , syhbyt , S_64 , sαвα , Taataa , taban_1352 , tanaz.68 , tania_7 , tannaz22 , TanNazZz , TARANOMEMEHR , tatar1 , tghyasfr , The Wind , tiger1978 , Tikooli , titinaz , ti_na60 , toop , tormentor , Universe95 , UnKnOwN_Sh , vala , vampire123 , violet_kl , yalda97 , yas baran , yas@min , YASAM!N , yasamin-73 , yasekabud , yasesabs , yasi memol , yAsnA*19F , yasnaa , z.asadi , ZAHRA*N , zahra.h , zahra1371 , zahra_jk , Zahra_niki , zanbagh , zeinabjoon , zizijooon , zm.matin , _Azadeh_ , ~alone angel~ , ~ELAHE~ , ~HaPPym00N~ , ~MAR MAR~ , ~Ordibeheshti~ , ~pArnYa~ , ~SAREH~ , ~SEA~ , ~shahrivar~ , ~Spunk!e~ , آذردخت , آرام.د , آرتمیس 98 , آرشا , آرنیکا , آزالیا , آنیتا , اتل و متل , اتوسا , ارزو. , البالو ترش , امتیس , ایدابانو , ایلهام , ایلیبرا , بازیگوش , بخاری , برادپیت , بلور , بی بی گل , تابتا , تاجه , تمنای دل , تهمتن , توهم سبز** , خالق اسمان خیال , خانم فسقلی , خوشگلم من , داناک , دریا دل , دلداده , رز صورتی ... , رودنا , روشناک , روياي ابي , روژان , ریحانه 77 , زری , زهره عشقی , زوها , س_م_م_ , ساغر123 , سافانا , ستاره بارون , سرتق , سپید بخت , شادئ , شاه ماهی , شایسته بانو , شقایق وحشی , شه تاو , شهرناز , شیوا , طلوع عشق , عشق یخی , عقل و احساس , علی رضاایران , غنچه خاموش , فاطي91 , فاطیما8 , فتانه.پ , فرگلf , ققنوس98 , كيميا 2 , لمیس20 , لی لی تنها , ماندانا* , ماهی گلی , مروا , مسافر كوچولو , منا64 , منيژه , مهرناز_71 , مهستی , مهنا2 , مونا** , ناشناس58 , نامی , نرگس 78 , نسيا , نگار.م.استقلال , نیان , نیلوفر:-) , پامچال , پرهامه , پیازچه , چسب رازی , کمند , گلشن ارا , گنجیشک , یغما , یهدا , ღ ghazali ღ , ღ pArIsAღ , ♣ Elvira ♣ , ♥*:Eli!i:*♥ , ♥Sepideh♥ , 乃凡卝凡 伬

  15. Top | #38

    رمان نویس انجمن


    تاریخ عضویت
    دی 1389
    نوشته ها
    1,085
    میانگین پست در روز
    0.79
    محل سکونت
    دورتر از دور
    تشکر از کاربر
    15,936
    تشکر شده 203,179 در 1,182 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نبینم کسی بگه کمه ها ....




    چند بار توی آینه خودمو برانداز کردم . این چندمین لباسی بود که عوض میکردم ..یه جور وسواس گرفته بودم.به پوست گندمی روشنم تقریبا همه چیز میومد اما نمیدونم چرا اونموقع هر چی میپوشیدم حس میکردم بیروحم میکنه و بهم نمیاد!!!
    قرار بود تا چند دقیقه دیگه رامین بیاد و توی درسهای عقب افتاده کمکم کنه .
    وای که وقتی صمیم بهم خبر داد هر روز رامین میاد و تو درسام کمکم میکنه تا عقب افتادگیه درسیم جبران بشه ,نزدیک بود از خوشحالی غش کنم .
    نمیدوم اگه قبول نمیکرد چه حالی میشدم ..
    بی خود کرده.... مگه دست خودش بود که قبول نکنه .هر چی باشه ما صاحب خونشیمو باید مطیع ما باشه.....
    مداد چشمم رو برداشتمو یه کوچولو زیر چشمم کشیدم تا رنگ چشمهای عسلیم رو بهتر نشون بده .یه برق لب هم روی لبای قلوه ایم کشیدم.

    یه روسری خوشرنگ انداختم رو سرم و به موهای جلوم ور رفتم ..کجش کردم ...بالا زدم ...از فرق وسط باز کردم ....واییییییی..هیچ وقت نتونستم با این موهای صاف و لختم کنار بیام .آخرشم از حرصم همشو کردم زیر روسریم و رفتم طبقه پایین .
    همین که پام رو از روی آخرین پله برداشتم در راهرو هم به صدا در اومد ..صمیم هنوز توی حمام بود .بل فور رفتم طرف در و بازش کردم.

    وای قلبم اومد توی دهنم ...ببین صنم لامصب عجب تیکه ای شده ..
    وای چه این پلیور نارنجیه خوشرنگش به چشمای قهوه ای و پوست برونزه اش میاد ..وای چه ادکلنش بوی خوبی میده ..وای چقدر ته ریش به صورتش میاد ..وای.....
    - یه وقت قرق نشی



    منم مثل گیجا گفتم: تو چی؟
    یه پوزخند زدو گفت : تو خیالهای خودت
    اخمام رو توهم کردم و گفتم : به تو چه فضول...
    یه تای ابروش رو انداخت بالا و گفت : خیلی دلم میخواد این زبونت رو یه روزی کوتاه کنم
    -بپا نچای ...گنده تر از تو هم نتونستن کاری بکنن تو که سهلی
    یه قدم اومد جلوتر و گفت : صنم موندم این صمیم چطور تو رو تحمل میکنه ..حالا که این هیچ ..اون شوهر بدبختت رو بگو که مجبوره با تو زیر یه سقف زندگی کنه
    دستم رو به کمرم زدمو گفتم :خیلی هم دلش بخواد
    قهقه اش به هوا رفت و همون حال که میخندید گفت : واسه چی دلش بخواد ..چیزی که فراوونه زن .......

    بعد توی صورت من که از اعصبانیت سرخ شده بودم دقیق شد و گفت :
    شاید اول اون قیافه عروسکت رو که دید خام بشه اما به ماه نکشیده اون زبون درازت کار دستت میده و بر میگردی ور دل صمیم

    لبم رو از عصبانیت به دندون گرفتم و به چشماش زل زدم که گفت : حیف اون لبا ..نکن اونجور آدم دلش ضف میره
    واقعا که به بی نهایته بی شعوری رسونده بود این بی شرم .
    طبق معمول کنترل اعصابم رو از دست دادم و بدون این که بفهمم چکار میکنم در رو با تمام قدرت بستم که همزمان با بسته شدن در صدای فریاد رامین هم به هوا رفت ..
    اول فکر کردم داره فیلم میاد اما وقتی دیدم در بسته نشد .در رو آهسته گرفتم و باز کردم
    رامین کمی خم شده بود و سرش پایین بود .من صورتش رو نمیدیدم برای همین آهسته گفتم : چی شد ؟
    سرش رو بلند نکرد .
    دوباره با کمی نگرانی پرسیدم : رامین میگم چی شد ؟
    یه کم سرش رو بالا آورد و با حالتی که معلوم بود خیلی عصبانیه و رنگ چهره اش از درد بی رنگ شده بود گفت : ای تف به روت دختر ..
    رفتم یه چیزی نثارش کنم که چشمم به دست راستش که با دست چپش گرفته بود افتاد
    درست روی هر چهار انگشت دستش آثار برخورد در روی اونها بود و زخم شده ...مطمئن بودم با اون شدتی که من در رو بستم , فریاد رامین تنها از بوجود اومدن این زخمها نبوده .
    از دیدن دستش توی اون حالت دلم ریش شد
    من چه احمقی بودم که فکر نکرده این کار رو کردم ..خدا منو بکشه که این بلا رو سر دستهای عزیزم آوردم ..صنم آخه توهم آدمی ..خوبه که عاشقشی و این بلا رو به سرش آوردی ..ای درد بگیری صنم
    با طمئنینه به طرفش قدم برداشتم و آهسته گفتم :
    خب ...ببخشید
    با عصبانیت بهم نگاه کرد و گفت : ببخشم ؟زدی ناکار کردی دستمو میگی ببخشید
    -خب ..تقصیر خودت بود نباید دستت رو میذاشتی اونجا
    صاف ایستاد و گفت : خیلی رو داری دختر ..خیلی ..یعنی پرورتر از تو هیچ جا ندیدم
    نگاه به دستش کردم و بدون توجه به غرهایی که میزد گفتم :
    انگشتات رو تکون بده ببینم نشکسته باشه
    - روتو برم هی ...
    چی شده؟
    همینو کم داشتم به طرف صمیم که پشت سرم ایستاده بود برگشتم .صمیم حوله رو روی دوشش انداخت و گفت :
    چرا دم در وایستادید ..بیاین تو هوای خونه سرد شد ....رامین بیا تو داداش

    به طرف رامین برگشتم و به صورتش نگاه کردم تا بتونم افکارش رو از توی صورتش بخونم ..
    یعنی رامین به صمیم میگفت چه بلایی به سرش آوردم ؟
    خب بگه ...منم میگم اون چه حرفی زد که منم همچین کاری کردم ..
    .چی میگی صنم ...همین مونده که همینو بگی اونوقت دیگه تا عمر داری رامین رو نمیبینی
    صمیم : میگم بیایین تو چرا هنوز وایستادید.
















  16. 496 کاربر از پست .Mehrnoosh. تشکر کرده اند .

    #PARDIS# , * حدیث * , ~Niayesh~ , **Silver Star** , *H@sti* , *kochol* , *ROJA* , *SaNaY* , *sara , *sogol* , *soodabeh* , *~Faezeh~* , +Neda+ , .....ARAM , ...rainy , .:aida:. , .arsana. , .Baharak. , .HOMA. , .Mona. , .parniya. , .سیاوش. , /maryam/ , ::naghmeh:: , a.n.jel , abby7 , ADELIA , Admin , aflak , afsoon321 , ahmadi_1362_2 , aidai , Alale* , alexiiiiiii , alikhademi , amini2004 , amisha , angle92 , Anolin , architect_shima , arezoo184 , armita1819 , Arrosha , ART!ST , asal-1412 , ash.1 , ashoka , asma-m , assertive , asss , atish69 , atyek , avaa... , AVESTA , ayda3 , aygeen , Az@de , azad_awesome , azam 24 , azar1 , azita_esy , b.maryam , ba-maram , babakball6 , barane khazan , baran_1990 , BARIN 19 , barni , baroon12 , Beautiful Jasmine , behi_aquarius , Behnaz joon , behnaz.ashena , behnazhmz , bersin , betiya , bikari , Blast Off , blub2000 , blue berry , brain storm , cccccccc , coral , Cute Calm , d&g1989 , degeer , deragun , dj_bass , dokhtare babash , Donya-70 , DORI JOOON , eglantine-m96 , elahe70 , Elen , Elhamhb , eli5 , elmira.t , elnaz89 , eteb , extranjera , Eyes Wide Shut , f1363 , fadai , faezeh88 , faez_er , fahime_kiticati , fanoos_68 , fariba_hed , farizad , Farnaz , farnaz21 , farnoushi , fary , fatima983 , fatima_59 , fereshth , ffrhad , gandomsa , ghazale96 , ghazghaz , gheisareh , gherti , ghorbani , gili , GODES , Golbarg47 , golchaghe , goldoone22 , goominam , gord , gorestan man , H..GH , hagh118 , hala , hana_m , Haniday , hanie 64 , hany111 , hanye , harimeshgh , hasti59 , helia m , helik , hi jojo , honeiyeh , honey_x , Hoopoe , horin , htamspam , ili mah , Irani , j.ghanavizi , Jasper Hile , joghoze , jullub , katy , khakbaz , khanoom-damaghoo , Khatereh712 , khoshi , Ki Mi Ya ● $h , Kiiiiana , kimia_13662000 , Lair_Nilo , lale joon , lavagirl , leila.kh , leila93 , lili5225 , Lovely_girl , M&M_601 , M.matineh , m0zhdeh , mahana1 , mahdiar , mahdieh67 , mahdiya , maheasemun , mahinfk , mahnazmom , mahnazrahmany , MAHSA-O , mahsa.nadi , mahsadina , mahsamoon , mahsaok , mahshid_3d , mahtab payda , mahtab10 , MAHTAB63 , mahtaj , mamorin , maneou , mansuri , many22 , maral84 , marjan.AA , marjanagn , marmara25 , mary341 , maryam joOon , maryam.khakbaz , maryam.mani , maryam1 , maryamale , masi.eshghi , mehrnush66 , mehrsa_m , meno , meraj_afsaneh , messi1 , mina.bala , minoo_kl , mira. , mirage , misha_kavir , misha_porro , mmostofi , mobena1 , mona_mnjs , monir1343 , monos , mrym_98 , mta farokhzad , m_h_n , N A R S A N , naazi , nafas44 , nahayat007 , nasi & somi , nastaran86 , nastarani , nazi shirazi , nazi_bec , nedaj , neliel , neshan , niayesh00 , nika21 , niloofarane , nina20 , nina86 , nini gol , nirvana1234 , nlp16001 , NO ONE , noodi , nour , olala , oldooz bala , omidk , P@rya , padideh_hs , pare , pariatis , pariedarya , parisa jooon , parisabeheshti , parshan 77 , partooo , peymaneh , phare , polymehr , pr.delafrouz , Qeen , quixotic , rahha , rahsepar , rashno , reza9000 , rina_rita14 , robika , rohollah , rokhsan , romina ab , roya1365 , Roya_2010 , rural girl , s.sh , S@min , sadegh86 , saharmn , saharnaz1390 , sahely , sama sh , saman84 , samaneh83 , samihastam , samir , sana1577 , sanashsh , sanaz2000 , sanaz_ , sansi , sara parvizi , sara51 , saratab , sazin513 , sellena , sepideh1991 , sepideh70 , serendipity6812 , serentipiti , setareh67 , setareye abi , shabnamsobhabi , shaghayegh69 , shakiba_2510 , shalizar2 , Shaloliz , shans , sharghi , sharmin.r , shecary , shida.m , Shifteh , shimaaaaa , shirin061 , shirshoor , shiva joon , shivashiva , sh•m•s , sinsor , sirius , skiver , Snow Dream , soda 70 , Sokout , Sonetto , SONIA B , sonia1357 , sparrow , SPR!NG G!Rl , stiv , sunshine.h , sunthin , suzy , sydney , syhbyt , S_64 , sαвα , taban_1352 , tama1011 , tanaz.68 , tania_7 , tannaz22 , TanNazZz , TARANOMEMEHR , tatar1 , tghyasfr , The Wind , tiger1978 , Tikooli , tina bigdeli , ti_na60 , toop , tormentor , Universe95 , UnKnOwN_Sh , vala , vampire123 , violet_kl , yalda97 , yas baran , yas@min , YASAM!N , yasamin-73 , yasekabud , yasesabs , yashkin , yasi memol , yAsnA*19F , yasnaa , z.asadi , ZAHRA*N , zahra.h , zahra1371 , zahra_jk , Zahra_niki , zanbagh , zeinabjoon , zizijooon , zm.matin , _Azadeh_ , ~alone angel~ , ~ELAHE~ , ~HaPPym00N~ , ~MAR MAR~ , ~Ordibeheshti~ , ~pArnYa~ , ~SAREH~ , ~shahrivar~ , ~Spunk!e~ , ~Tulip~ , آذردخت , آرتمیس 98 , آرنیکا , آزالیا , آنیتا , اتل و متل , اتوسا , ارزو. , اسمون , افتاب پنهان , البالو ترش , الـهـام , امتیس , ایدابانو , ایلهام , ایلیبرا , باران.غ , بازیگوش , بخاری , برادپیت , بلور , بی بی گل , تاجه , تمنای دل , تهمتن , توهم سبز** , خالق اسمان خیال , خانم فسقلی , خوشگلم من , داناک , دریا دل , دلداده , رز صورتی ... , رضا1 , رودنا , روشناک , روياي ابي , ریحانه 77 , زری , زهره عشقی , زوها , س_م_م_ , ساغر123 , سافانا , سانازارمان , ستاره بارون , سرتق , سپید بخت , شادئ , شاه ماهی , شایسته بانو , شه تاو , شهرناز , شیوا , طلوع عشق , عشق یخی , عقل و احساس , علی رضاایران , غنچه خاموش , فاطي91 , فاطیما8 , فتانه.پ , فرگلf , ققنوس98 , كيميا 2 , لارا , لی لی تنها , ماندانا* , مرضی2 , مسافر كوچولو , منا64 , مناد , مهرناز_71 , مهستی , مهنا2 , مونا** , ناشناس58 , نامی , نرگس 78 , نسيا , نیان , نیلوفر , نیلوفر:-) , هستی , هوفریا , والا , پارامیس , پامچال , پرهامه , پیازچه , کابوک , کمند , گلشن ارا , گنجیشک , یغما , یهدا , ღ ghazali ღ , ღ pArIsAღ , ♣ Elvira ♣ , ♥*:Eli!i:*♥ , ♥Sepideh♥ , 乃凡卝凡 伬

  17. Top | #39

    رمان نویس انجمن


    تاریخ عضویت
    آبان 1389
    نوشته ها
    1,614
    میانگین پست در روز
    1.11
    محل سکونت
    خیابان найман
    تشکر از کاربر
    11,013
    تشکر شده 290,932 در 2,013 پست
    حالت من
    Mashghool
    اندازه فونت

    پیش فرض

    دوستان بابت این مدت تاخیر معذرت می خوام حالم زیاد خوب نبود برای همین نتونستم زودتر از این بذارم
    حالا امیدوارم منو بخشیده باشید ...
    ***********
    [رامين نگاهي به من سپس به صميم کرد و گفت داشتم همين کار رو مي کردم البته اگه صنم خانم يکم حواسشونو جمع مي کردند و در رو روي دستم نمي بستن
    اصلا نمیتونستم باور کنم که این موجود خبیث این موضوع رو به صمیم بگه ....
    اصلا خوب کاری کردم ای کاش طوری میبشتم که برای همیشه از کار می افتاد ..
    صنم اون دهنت رو ببند ...الان یه چیزی میگی دو دقیقه بعد پشیمون میشی و طلب مغفرت میکنی....
    صميم با تعجب به دست رامين که هنوز توي دست چپش بود نگاه کرد و گفت دستت چي شده...بعد به من نگاه کرد و گفت چکار کردي تو؟....هان؟
    مي خواستم چيزي بگم که رامين با یه لبخند از روی پیروزی نگاهم کرد و گفت :البته منم مقصر بودم نبايد دستم و روي چارچوب در ميذاشتم
    صميم دوباره به سمتم برگشت و گفت :بدو يه چيزي بيار دستش رو ببنديم .
    بعد هم به سمت رامين چرخيد و گفت :بيا تو داداش تو که اين خواهر بي عقلمو مي شناسي
    سريع از کنارشون گذشتمو به آشپزخونه رفتم چون مطمئن بودم اگه اونجا مي موندم اين بار سر دوتاشونو لاي در ميذاشتمو در رو روشون مي بستم
    باز اون اخلاق گند صمیم اومد سراغش ..
    من که گفتم اين آدم بشو نيست

    اي خدا بگم چکارت نکنه رامين که شدي يه بلا روي زندگيم...
    سرم و بالا بردم و گفتم آخه خداجون مگه آدم قحط بود که اين صميم شد برادر من ؟!چي مي شد من هم مثل دختراي ديگه داداشم مهربون و فهميده بود که جلوي هر کس و ناکسي باهام اينجوري حرف نزنه اي خدا جون
    -چي ميگي داري با خودت
    با صداي صميم به طرف عقب برگشتم به چهره اش که نگاه کردم فهميدم چيزي نشنيده خدا رو شکر قبل از اينکه در مورد رامين چيزي بگم سررسيد والا الان بايد جنازه ام با خدا درد و دل مي کرد.
    دوباره صداش تو گوشم پيچيد
    -صنم ميگم اين چسب و بتادين کجاست چرا اينجا خشکت زده و داري برو بر منو نگاه مي کني
    کابينت رو باز کردم و چسب و بتادين رو به دست صميم دادم ...قبل از این که کاملا از آشپزخونه خارج بشه گفت : از این به بعد هم چشمات رو باز کن ببین چه غلطی میکنی .
    وقتی بيرون رفت من هم همونجا روي زمين نشستم
    این یکی رو چه کنم ..تازه داشتم بهش امیدوار میشدم که آدم شده ها ...این رامین هم که فکر کنم میخواد برام تریپه کلاس اومدن بیاد و بگ من دیگه نمیتونم تو درساش کمکش کنم..
    خب نکنه به درک ..من اصلا هم نگران درسام نیستم !
    خب اونجوري بيشتر مي تونستم ببينمش اما الان چي
    واسه چب ببینمش تحفه رو ..حالا من یه چیزی گفتم که بهش علاقه پیدا کردم ..یه چیزی بود زودگذر ..آدم که نباید جو گیر بشه.
    اصلا حقش بود ديگه خيلي پرو شده بود و بايد يه جوري بهش مي فهموندم که چه جوری باید با یه دختر متشخص حرف بزنه ..پرو
    دوباره صداي صميم آمد که اسمم رو صدام مي کرد
    بلند شدم روسريم رو درست کردمو به سمت هال رفتم
    هر دوشون کنار هم نشسته بودند نگاهم به سمت انگشتهاي دست راستش کشيده شده که صميم روي هر چهاراشون رو با چسپ پوشونده بود
    خنده ام گرفت اينم جاي دستمزش بود بايد دستش ناکار مي شد
    -به چي مي خندي ؟
    -هان ..من ؟ به هیچی صمیم
    دوباره اون اخمهای صمیم اومده بود سراغش :بشين رامين مي خواد باهات درس تمرین کنه:...
    اه اين صميم هم انگار نمي خواد دست از سرم برداره
    کتاب زيست رو جلوش گذاشتمو کنار صميم نشستم
    رامين با تعجب نگاهم کرد و گفت مگه تو رشته ات رياضي نيست
    با همون اخم که سعی داشتم نشون بدم همچین هم از مصاحبت با اونها راضی نیستم گفتم:-بله رشته ام رياضيه اما تصميم گرفتم کنکور تجربي شرکت کنم
    صميم قهقه اي زد و گفت :پس تو هم مي خواي دکتر بشي بعد در حالي که بلند مي شد گفت :به همين خيال باش
    ديگه نتونستم جلوي خودم رو بگيرم براي همين به تندي گفتم : چرا که نه..مگه من چيم از دکترا کمتره
    صميم با انگشت روی گیجگاهش زد و گفت :اينجات...خدا وکیلی اگه تو دکتر بشی ..من اگه رو به موت هم باشم نمیام سراغ تو
    بعد در حالي که هنوز آثار خنده روي صورتش بود به طرف رامين نگاه کرد و گفت :رامين جان اين خواهرمون بلد نيست پذيرايي کنه الان من مجبورم برم چايي بيارم
    خواستم بلند شم برم چايي بيارم که صميم گفت :نمي خواد خودم ميارم مي ترسم بعد پزشکي قبول نشي بندازي گردن من که نذاشتم قبول شي
    وای خدا چقدر تحقیر!!!!!
    صميم که وارد اشپزخونه شد رامين گفت: من هم با صميم موافقم
    سرم رو تکون دادمو گفتم در چه مورد
    -در مورد اينکه تو يه چيزي کم داري و نمي توني دکتر شي
    لبم و کج کردمو گفتم: اتفاقا من يه نفر رو میشناسم که با اينکه ناقص العقه پزشکی میخونه..البته همین الان هم ناقص العضو شده ..پس میبینی پزشکی همچین هم سخت نیست ...آقای دکتر .
    صورت رامين از عصبانيت سرخ شد دهنش رو باز کرد چيزي بارم کنه که صميم سینی به دست از آشپزخونه اومد بیرون.
    نگاهم که به صمیم افتاد تزه فهمیدم چه غوغایی کرده این داداش ما..آخ که چقدر هوس چایی کرده بودم ..این صمیم اگه بخواد بدم نیست.پس میتونه خوب باشه
    يکي از ليوانها رو جلوي رامين گذاشت منم منتظر که یکی هم جلوبی من بگذاره اما وقتی ليوان ديگري رو خودش برداشت و رفت گوشه هال و جلوي تلويزيون نشست فهميدم که اين پسرا هيچ وقت آدم نمي شن(البته اين قضيه اصلا واقعیت نداره اما چه ميشه کرد مجبور شدم همچين چيزي از زبون صنم بنويسم ديگه)رامين کتاب زيست رو جلوش کشيد و گفت :چيز هم خوندي
    -نه
    نگاهي بهم کرد و سری از تاسف تکون داد
    -تو بايد قبل از اينکه من ميومد حداقل فصل اول رو يه دور ميزدي که بعد اگه اشکالي داشتي من بتونم برات برطرفش کنم
    -خب الان مي توني خودت کل فصل رو برام توضيح بدي
    و بهش نگاه کردم
    لباش رو از حرص جمع کردو آروم گفت: تو خواب هم نمي توني ببيني که پزشکي قبول شدي
    نگاهي به صميم کردم حواسش به ما نبود براي همين گفتم :
    خواهیم دید آقای دکتر بعد از ما...
    مثل اينکه حوصله کل کل کردن رو نداشت چون ديگه بي هيچ حرفي کتاب رو باز کرد و دو ساعت تمام یه نفس چند بخش از زیست رو رو برام توضيح داد..
    اما دریغ از حواسه جمع من ..دوباره رفتم تو عالم هپروت!!!
    يعني ميشه يه روزي منو رامين باهم مهربون باشيم......نه اين مگه مي تونه مهربون باشه خند ه اش هم انگار سهميه بندي شده و فقط وقتي مي خواد حرصم رو دربياره
    آخ رامين چي ميشه يه بار يه لبخند محبت آميز بهم بزني
    اونوقت ببین چطوری میشم یه صنم دیگه ..همون صنمی که تو میخوای.
    صنم مثل اينکه کم کم ديوونه بودنت داره خودش رو نشون میده ها...آخه دختر این چرت و پرها چیه داری میگی ..حواست رو جمع کن ...به جون خودت اگه امسال قبول نشی اونم پزشکی نه من نه تو ...

    ***********

    يه هفته اي مي شد که رامین هر شب میومدو بهم تدريس مي کرد
    امروز قرا رود فصل پنجم رو برام رفع اشکال کنه براي همين داشتم اون فصل رو مي خوندم
    اما فرياد رامين بند دلم رو پاره کرد
    -دختره ي احمق کجايي؟
    چي اين با کيه
    پنجره اتاقم رو باز کردم رامين رو ديدم که با صورتي سرخ شده از خشم و چشمايي قرمز داشت نگاهم مي کرد
    من هم صدامو بردم بالا و گفت :صداتو بيار پايين بعد با یه آرامشی ساختگی گفتم:در ضمن با کي هستي
    -با تو دختره ي احمق بي شعور
    چي اين امروز چش شده
    -رامين نذار يه چيزي بهت بگم مثل اينکه امروز ديوونه شدي.....حيف که صميم نيست و الا مي دونست چه جوري حالت رو بگيره
    با عصبانيت گفت» صدات رو ببر
    نبايد جلوي اين بشر کم مي آوردم براي همين پرده رو انداختم و رفتم به طرف حیاط
    در رو باز کردم ...رامين هنوز سرجاش وسط حياط ایستاده بود من هم آروم آروم و طمئنینه از پله ها پايين رفتم و با یه حالتی که انگار هیچ اتفاقی نیوفتاده گفتم: فرمايش
    -خيلي احمقي ....اون نامه لعنتی رو چه بلایی به سرش آوری .چرا بهم ندادي
    قيافه متعجبي به خودم گرفتمو گفتم :کدوم نامه
    با خشمي که سعي مي کرد کنترلش کنه تا صداش بالا نره گفت همون نامه اي که بيشتر از يه هفته است از سفارت برام فرستادن و تو گم و گورش کردي
    تازه فهمیدم که چی میگه:آخ آخ ..این مارمولک چطوری فهمیده که کار من بوده.
    با این که سعی میکردم عادی رفتار کنم اما لرزش صدام رو نمیتونشتم کنترل کنم
    -من ....براي چي بايد ..گم و گورش کنم تازه از کجا مطمئني ..شايد هنوز نامه رو برات نفرستادم
    انگشت اشاره اش رو به طرفم گرفت و گفت :فرستادنش خانم فرستادن و مطمئنم تو تحويلش گرفتي چون اگه صميم بود بهم ميدادش فقط تويي که هميشه فوضولي و ....
    سرم رو بلند کردمو جلوش محکم ايستادم و گفتم فوضولي و چي؟
    سرش رو تکون داد و گفت :صنم به جون خودم اگه مطمئن شم کار تو بوده کاري مي کنم که مرغاي آسمون به حالت گريه کنن
    پوزخندي زدمو گفتم :به همين خيال باش
    خواست از کنارم رد شه که باز نتونستم جلوي خودم رو بگيرم و پام رو جلوش کذاشتم تا نقش زمينش کنم
    که نميدونم چي شد که خودم هم نتونستم تعادلم رو حفظ کنم و دوتاييمون روي زمين افتاديم و رامین افتاد روی نیم تنه من !!!
    هر دومون از این حادثه شوکه شده بودیم ..من نمیدونم این همه جا این چرا باید بیوفته رو من!!!
    دستام رو روي سينه اش گذاشتم تا از روي خودم بلندش کنم که با یه لبخند گفت :
    خب از اول به خودم مي گفتي همين رو مي خواي.. ديگه چرا اينهمه خودتو اذيت کردي و نقشه کشيدي
    با عصبانيت گفتم :خفه شو
    دوباره تقلا کردم که اون رو از روي خودم کنار بزنم اما نتونستم
    با شيطنت و لبخندي مرموز به لبهام خيره شد و گفت: شايد تونستم يه طوري ديگه تلافي کارت رو دربيارم مطمئنم اينجوري تو هم راضي هستي
    و اروم سرش رو پايين آورد
    نه دوست نداشتم ....نمي خواستم اينجوري بشه .به لبهاش که نگاه مي کردم خودم هم وسوسه مي شدم که امتحان کنم که يه بوسه چه مزه اي ميده اما نه نبايد ميذاشتم
    -صميم به خدا تقصير من نبود...
    اين حرف رو که زدم رامين به سرعت از روم بلند شد و به سمت در نگاه کرد
    من هم توي اون فرصت با تمام سرعت به بالای پله ها رقتم و گفتم فکر کردي ميذارم هر کاري مي خواي بکني کثافت
    رامين که فهميد سرش کلاه رفته و صميمي در کار نبوده گفت برو دختر من که ميدونم خودت هم همين رو مي خواستي حالا چرا لحظه آخر پشيمون شدي من نميدونم ..شايد هم داري ناز مي کني....باشه عزيزم من نازت رو هم مي خرم
    پسره ي بي شرم با وقاحت داشت نگاهم مي کرد و اين حرفا رو بهم ميزد
    دمپاييم رو از پام درآوردمو به طرفش پرتاب کردم که خندید و جا خالی داد
    از عصبانیت تنم میلرزید ..آخه یه پسر چطور میتونه این همه پست باشه..صمیم خاک بر سر من با این اعتمادی که به این دوسته گاگولت کردی ....صنم خاک بر سر تو با این عاشقت شدنت ....خاک

  18. 498 کاربر از پست .سیاوش. تشکر کرده اند .

    #PARDIS# , (بهار ساعدی ) , * حدیث * , ~Niayesh~ , **Silver Star** , *donya* , *kochol* , *ROJA* , *SaNaY* , *sara , *sogol* , *soodabeh* , *~Faezeh~* , *شهرزاد , +Neda+ , -Farimah- , .....ARAM , ...rainy , .:aida:. , .arsana. , .Baharak. , .HOMA. , .Mehrnoosh. , .Mona. , .parniya. , /maryam/ , 30ma , 3132 , 3tare , 5011311 , ::naghmeh:: , abby7 , abien , Admin , aflak , afsoon321 , ahmadi_1362_2 , aidai , alboos , alexiiiiiii , alikhademi , amini2004 , amisha , angle92 , Anolin , architect_shima , armita1819 , Arrosha , ART!ST , asal-1412 , asal9118 , ash.1 , ashoka , asma-m , assertive , asss , atish69 , atyek , ava1376 , avaa... , AVESTA , ayda3 , aygeen , Az@de , azad_awesome , azam 24 , azar1 , b.maryam , ba-maram , barane khazan , baran_1990 , BARIN 19 , barni , baroon12 , Beautiful Jasmine , behi_aquarius , Behnaz joon , behnaz.ashena , behnazhmz , bersin , bikari , binam , Blast Off , blub2000 , blue berry , brain storm , CAT-WOMAN , cccccccc , coral , Cute Calm , d&g1989 , degeer , deragun , dj_bass , dokhtare babash , DORI JOOON , eglantine-m96 , elahe70 , electeronic , Elen , Elhamhb , eli5 , elmira.t , elnaz89 , eteb , extranjera , Eyes Wide Shut , f1363 , fadai , faezeh88 , faez_er , fahime_kiticati , fanoos_68 , fariba_hed , farizad , Farnaz , farnaz21 , farnoushi , fary , fatima_59 , feraghi , fereshth , ffrhad , gandomsa , ghazale96 , ghazghaz , gheisareh , gherti , ghorbani , gili , golchaghe , goldoone22 , goominam , gord , gorestan man , granaz , H..GH , hadi88 , hajar8686 , hala , hana_m , Haniday , hanie 64 , hany111 , hanye , harimeshgh , hasti59 , helia m , helik , hi jojo , honeiyeh , honey_x , Hoopoe , horin , htamspam , ili mah , Irani , j.ghanavizi , Jasper Hile , joghoze , jullub , katy , khakbaz , khanoom-damaghoo , Khatereh712 , khoshi , Kiiiiana , kimia_13662000 , kobramahmod , Lair_Nilo , lale joon , lalehjoon , lavagirl , leila93 , leona , lili5225 , Lovely_girl , M&M_601 , M.matineh , m0zhdeh , mahana1 , mahdiar , maheasemun , mahinfk , mahnazmom , mahnazrahmany , MAHSA-O , mahsa.nadi , mahsadina , mahsamoon , mahsan70 , mahsaok , mahshid_3d , mahtab payda , mahtab10 , MAHTAB63 , mahtaj , malkusha , mamorin , maneou , mansuri , many22 , maral84 , marjan.AA , marjanagn , marmara25 , mary341 , maryam joOon , maryam mokhtari , maryam-70 , maryam.khakbaz , maryam.mani , maryam1 , maryamale , masi.eshghi , mehrsa_m , meno , messi1 , mina.bala , mira. , mirage , misha_kavir , misha_porro , mmostofi , mobena1 , mohsen1313 , mona_mnjs , monir1343 , monos , mta farokhzad , m_h_n , naazi , nafas44 , nahayat007 , nasi & somi , nastaran86 , nastarani , nazi shirazi , nazi_bec , nedaj , neliel , neshan , niayesh00 , nika21 , nina20 , nina86 , nini gol , nirvana1234 , nita.viok , nlp16001 , NO ONE , noodi , nour , olala , oldooz bala , OoPs , PAEEZ70 , paeezak , pare , pariatis , pariedarya , parisa jooon , parisabeheshti , parshan 77 , partooo , peymaneh , phare , polymehr , pr.delafrouz , Qeen , quixotic , raha55 , rahaa_m , rahha , rashno , reza9000 , rina_rita14 , rogzana , rohollah , rokhsan , romina ab , roya1365 , Roya_2010 , rural girl , s.d.yeganeh , s.sh , S@min , sadegh86 , saharmn , saharnaz1390 , sahely , saman84 , samihastam , samir , sana1577 , sanaz2000 , sanaz_ , sansi , sara parvizi , sara51 , saratab , sasi joon , sazin513 , sefid65 , sellena , sepideh70 , serendipity6812 , serentipiti , setareh67 , setareye abi , shaghayegh69 , shakiba_2510 , shalizar2 , Shaloliz , shans , sharghi , shecary , Shifteh , shimaaaaa , shirin061 , shirshoor , shiva joon , shivashiva , sh•m•s , sinsor , sirius , Snow Dream , soda 70 , Sokout , Sonetto , SONIA B , sonia1357 , sooosk , sparrow , SPR!NG G!Rl , stiv , sunthin , suzy , sydney , syhbyt , S_64 , sαвα , taban_1352 , tama1011 , tania_7 , tannaz22 , TanNazZz , TARANOMEMEHR , tatar1 , tghyasfr , The Wind , tiger1978 , Tikooli , ti_na60 , toop , tormentor , Universe95 , UnKnOwN_Sh , Ushya7 , vala , vayi , violet_kl , yalda97 , yas baran , yas@min , YASAM!N , yasamin-73 , yasekabud , yasesabs , yashkin , yasi memol , yAsnA*19F , yasnaa , z.asadi , ZAHRA*N , zahra.h , zahra1371 , zahra256 , zahra_jk , Zahra_niki , zanbagh , zeinabjoon , zizijooon , zm.matin , _Azadeh_ , ~ELAHE~ , ~elin~ , ~HaPPym00N~ , ~MAR MAR~ , ~Ordibeheshti~ , ~pArnYa~ , ~SAREH~ , ~SEA~ , ~shahrivar~ , ~Spunk!e~ , ~Tulip~ , °•ღ بـــامـــزی ღ•° , آرتمیس 98 , آرشا , آرنیکا , آزالیا , آنیتا , اتل و متل , اتوسا , ارزو. , اسمون , البالو ترش , امتیس , ایدابانو , ایلهام , ایلیبرا , باران ریز , بازیگوش , بخاری , برادپیت , بلور , بی بی گل , ترنم , تمنای دل , تهمتن , توهم سبز** , خالق اسمان خیال , خانم فسقلی , خوشگلم من , داناک , دریا دل , دلداده , رز صورتی ... , رودنا , روشناک , روياي ابي , ریحانه 77 , زری , زهره عشقی , زوها , ساغر123 , سافانا , سرتق , سوانا77 , سپید بخت , شادئ , شاه ماهی , شایسته بانو , شه تاو , شهرناز , شیوا , طلوع عشق , عقل و احساس , علی رضاایران , فاطي91 , فاطیما8 , فتانه.پ , فرگلf , ققنوس98 , كيميا 2 , لی لی تنها , ماجده , ماندانا* , ماهی گلی , مسافر كوچولو , ملكه عذاب , منا64 , مناد , منيژه , مهرناز_71 , مهستی , مهنا2 , مونا** , ناشناس58 , نامی , نرگس 78 , نسرین , نسيا , نفس_20 , نیان , نیلوفر , نیلوفر:-) , هستی , پارامیس , پامچال , پرهامه , پرهوده , پرو.كيان , پیازچه , کابوک , کمند , گلبو , گلشن ارا , گنجیشک , یارا , یغما , یهدا , ღ ghazali ღ , ღ pArIsAღ , ♣ Elvira ♣ , ♥*:Eli!i:*♥ , ♥Sepideh♥ , 乃凡卝凡 伬

  19. Top | #40

    رمان نویس انجمن


    تاریخ عضویت
    دی 1389
    نوشته ها
    1,085
    میانگین پست در روز
    0.79
    محل سکونت
    دورتر از دور
    تشکر از کاربر
    15,936
    تشکر شده 203,179 در 1,182 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    روی شکمم خوابیده بودم و مثلا داشتم درس میخوندم ..اما حواسم به همه جا بود الا کتابی که جلوی روم بود ...تازگیها صمصیم مرموز شده بود ....تلفنهای مشکوک ..اس امسهای بیوقفه ...اونم کی صمیم که هیچوقت اس بازی نمیکرد ..تازگیها هم بیشتر به خودش میرسید ...وقتی میخواست بره بیرون سه تیغ میکرد و ادکلن رو خودش خالی میکرد ..اونم چه ادکلنی ..هر وقت می زد من یاد امام زاده دوود می افتادم ..آخه یه جورایی بوی گلاب میداد.

    قلتی زدم و به سقف خیره شدم ...
    اینجور رفتارهای مشکوک فقط یه نوع تهاجم فرهنگی رو میطلبه ...عاشق شدن..
    نه بابا یعنی صمیم بی کله عاشق شده ؟!!!!

    با صدایی که از توی حیاط میومد از خیالبافی های خودم پرت شدم بیرون و رفتم دم پنجره ..

    این دختره کیه دیگه داره با رامین حرف میزنه ...اه اه ..چقدر هم جلف لباس پوشیده .با اون مانتو تنگ و سرخ آبی رنگ تابلوش!!..آرایشش رو نگاه کن .!!چقدر به خودش رنگ و لعاب مالونده ..

    حس کنجکاویم بر صدد شد تا بفهمم این کیه که رامین باهاش این همه راحت برخورد میکنه ..
    کلا نیش هر دوشون تا بنا گوش باز بود و صدای دختره مثل اینایی که خروسک گرفته باشن توی حیاط میپیچید ..
    رنگ موهاش رو اینقدر روشن کرده بود که به سفیدی میخورد که اصلا با صورت برنزه و آرایش غلیظش همخونی نداشت ..
    ابروهاش حالت شیطونی تتو شده بود و لباش هم که انگاری کتک خورده باشه باد کرده بود ...

    نکنه این رامین بیشعور دخترآورده باشه خونه ..اگه اینطور باشه که الان زنگ میزنم صمیم بیاد بندازتش بیرون ..بی لیاقت
    یه لحظه حالم بد شد ...یعنی ممکنه رامین من همچین آدمی باشه ؟!رامین من !!

    صنم خفه میشی یا نه این کجا رامین توئه ..داری با چشمهای خودت میبینی ..اونوقت باز هم میگی رامین من ..مگه همین رامین تو نبود که چند روز پیش میخواست ازت سواستفاده کنه ...بمیری بهتره با این عاشق شدنت .
    خودم رو کنار کشیدم و روی زمین بیحال نشستم ..یه بغض بزرگ راه تنفسم رو گرفته بود ...خدای من چرا من باید به این گاو دل ببندم ..تو زندگیم هیچوقت نذاشتم کسی وارد قلبم بشه ..اما این...صدای خنده بلند هر دوشون مثل مته رفت رو مخم.

    از روی زمین بلند شدم و نفس بلند کشیدم و با عصبانیت رفتم طرف در راهرو .. چادر خونگیم رو برداشتم و دور کمرم بستم

    خیال کردین ..حالتونو میگیرم به من میگن صنم ..حالتو میگیرم رامین ..واسه من دم در آوردی ..دمت رو میچینم ....






    در رو با شدت باز کردم و رفتم بیرون ..رامین و اون دختره مترسک هنوز هم داشتن با هم میخندیدن...یه لحظه عصبانیتم به نقطه جوش زد و فوران کرد ..با صدای بلند و عصبی گفتم :
    خوشم باشه ..خوشم باشه ...معلوم هست اینجا چه خبره؟
    هر دو به طرف من برگشتن ...از صورت هر دوشون معلوم بود که چقدر تعجب کردن ...ابروهای رامین که رفته بود به کف سرش چسبیده بود..
    اون دخترک لباش رو جمع کرد که بی شباهت به اردک نشد .بعد رو به رامین گفت : این کیه رامین
    خونم به جوش اومد ..
    ناخداگاه دستم رو زدم به کمرم و گفتم : من صابخونشم ....شما؟
    چشم و ابرویی نازک کرد ورو به رامین گفت:
    رامین باید حدس میزدم این مرغ دونی که تو با این وضعیت محله اجارش کردی همچین صاحبخونه پاچه پاره ای هم داشته باشه
    پله ها رو دوتا یکی کردم و به طرفش خیز برداشتم و گفتم :
    با منی مادر فولاد زره؟
    رامین اومد بین من و اون ایستاد و رو به من گفت : صنم چه خبره ..؟این چه طرز حرف زدنه ...
    برگشتم به صورتش نگاه کردم و گفتم :
    خوبه والا ...یه چیزیم بدهکار شدم نه ...کور بودی یا کر ..ندیدی چطوری با من صحبت کرد ..اونم با کی ..با من ..صابخونت
    دخترک ابروهای سیخونکیش رو بالا برد و گفت :
    اوه اوه اوه ...چه جو گرفتتش ..این خراب شده چیه که هی به داشتنش مینازی؟

    رامین به طرفش بر گشت و گفت:عسلم تو هیچی نگو .بخاطر من.
    عسلم؟؟؟؟!!!!
    عق ..حالم بهم خورد
    گره چادرم رو باز کردم و اونو سرم کردم و گفتم :
    از این جینگولک بازی ها اینجا در نیارید ..هری ...اینجا جای شما نیست
    رامین گفت : صنم احترامت رو نگه دار ..هر چی من هیچی نمیگم تو دور بر میداری
    -پیاده شو با هم بریم ...فکر کردی اینجا طویله اس که دست هر خری رو گرفتی آوردی تو
    عسل با همو صدای گوش خراشش به حالت عصبی گفت:
    رامین..
    گفتم : خیلی خب بابا ببخشید خر نه گاو ..
    دوباره بلند تر گفت :رامین
    -چیه بابا هی رامین ..رامین میکنی ..
    رامین با حالت عصبی اما در حالیکه میخواست نشون بده خونسرده گفت :
    صنم کاری نکن صمیم رو به جونت بندازما
    زبونم رو در آوردم و براش صدا در آوردم و گفتم :
    خیلی ترسیدم ..وای خدا جون ....رامین خان مثل اینکه حواست نیست تو چه موقعیتی هستی ..اگه صمیم بفهمه یه دختر ...از اون بی سروپاهاش آوردی اینجا با اوردنگی میندازتت بیرون
    یه دفعه به طرفم خیز برداشت ه نزدیک بود از ترس گلاب پاشون کنم خودمو
    -حرف دهنت رو بفهم صنم ..این عسل دختر عممه(عمه)یه کلمه دیگه چرت و پرت در موردش بگی با من طرفی ..فهمیدی
    دختر عمه اش!همونی که باباش میخواست به زور به ریش رامین ببنده !
    انگاری یه لحظه فشار خونم افتاد زیر صفر ..تموم بدنم یخ کرد ..پاهام به زور سنگینی بدنم رو تحمل میکرد ...
    نگاهم رو از روی رامین امتداد دادم به صورت بزک کرده عسل ..
    این چه چیزی داره که رامین اینطور بخاطرش از حرف من عصبانی شد!!
    خب معلومه صنم ..تو با دختر عمه اش بد حرف زدی ..فامیلشه کشک که نیست .هر کس دیگه ای هم بود همین برخورد رو میکرد .

    عسل: رامین من دیگه تحمل ندارم قیافه این رو تحمل کنم ...من میرم تو هم بهتره زودتر تصمیمت رو بگیری ..لیاقت تو اینجور جاها نیست ..اگه دایی بفهمه تو اینجا زندگی میکنی مطمئنا از ارث محرومت میکنه

    واقعا که شعورش مثل پسر دائیش بود ..خواستم جوابش رو بدم که حرفی که رامین زد منو برای لحظه ای خشک کرد .
    -عزیز دلم حالا چرا عصبانی میشی ..من نهایتا چند روز دیگه اینجا باشم ..فقط منتظر این وکیلم که جواب قطعی رو بهم بده .بعد هم تکلیفمون رو روشن میکنم.تو هم خواهشا این چند روز هم تحمل کن به کسی حرفی نزن
    عسل :رامین من دیگه تحمل ندارم....من بدون تو دیگه نمیتونم رامینم .

    دیگه صداها رو نمیشنیدم ..فقط حرکت لبهای پرعشوه عسل رو میدیم و نگاه نگران رامین رو که برای عسل بود ..چادرم آروم سر خورد و افتاد پایین پام ..وبعد حرکت پاهای بیجونم که به سمت پله ها من رو با خودش میکشوند ..چطور خودم رو به بالا رسوندم رو یادم نمیاد ..فقط یادمه صدای رامین توی گوشم میپیچید که میگفت:
    صنم یهو چت شد ...صنم با توئم ..حالت خوبه ؟..چرا رنگت مثل گچ شده ..وبعد صدای بهم خوردن در پشت سرم که اکو وار توی گوشم میپیچید











    همینی که هست ...بیشتر از این مقدور نمیباشد

    شوخی کردممرسی که میخونیدش






  20. 504 کاربر از پست .Mehrnoosh. تشکر کرده اند .

    #PARDIS# , * حدیث * , ~Niayesh~ , **Silver Star** , *H@sti* , *kochol* , *RaHa2* , *ROJA* , *SaNaY* , *sara , *sogol* , *soodabeh* , *ریحانه# , *شهرزاد , +Neda+ , -Farimah- , -دایان- , .....ARAM , ...rainy , .:aida:. , .arsana. , .Baharak. , .HOMA. , .Mona. , .parniya. , .سیاوش. , /maryam/ , 30ma , 3tare , 5011311 , ::naghmeh:: , abaki , Admin , aflak , afsoon321 , aidai , alboos , alexiiiiiii , alikhademi , amini2004 , aminlily40 , amisha , angle92 , Anolin , architect_shima , arezoo184 , armita1819 , Arrosha , ART!ST , asal-1412 , ash.1 , ashoka , asma-m , assertive , asss , atish69 , atyek , avaa... , AVESTA , ayda3 , aygeen , Az@de , azad_awesome , azar1 , b.maryam , ba-maram , barane khazan , baran_1990 , BARIN 19 , barni , baroon12 , Beautiful Jasmine , behi_aquarius , Behnaz joon , behnaz.ashena , behnazhmz , bersin , bikari , Blast Off , blub2000 , brain storm , CAT-WOMAN , cccccccc , coral , Cute Calm , d&g1989 , degeer , deragun , dj_bass , dokhtare babash , DORI JOOON , dorsa_68 , eglantine-m96 , elahe70 , electeronic , Elen , Elhamhb , eli5 , elmira.t , elnaz89 , eteb , extranjera , Eyes Wide Shut , f1363 , fadai , faezeh88 , faez_er , fahime_kiticati , farah2 , fariba_hed , farizad , Farnaz , farnaz21 , farnoushi , fary , fatima983 , fatima_59 , feraghi , fereshth , ffrhad , gandomsa , ghazale96 , ghazghaz , gheisareh , gherti , ghorbani , gili , golchaghe , goldoone22 , goominam , gord , gorestan man , H..GH , hadi88 , hajar8686 , hala , hana_m , Haniday , hanie 64 , hany111 , hanye , harimeshgh , hasti59 , helia m , helik , hi jojo , honeiyeh , honey_x , Hoopoe , horin , htamspam , ili mah , Irani , j.ghanavizi , Jasper Hile , joghoze , jullub , katy , khanoom-damaghoo , kharabas , Khatereh712 , khoshi , Kiiiiana , kimia_13662000 , kobramahmod , Lair_Nilo , lale joon , lavagirl , leila93 , leona , lili5225 , Lovely_girl , M&M_601 , M.matineh , m0zhdeh , mahana1 , mahdiar , maheasemun , mahinfk , mahnazmom , mahnazrahmany , MAHSA-O , mahsa.nadi , mahsadina , mahsamoon , mahsaok , mahshid_3d , mahtab payda , mahtab10 , MAHTAB63 , mamorin , maneou , mansuri , many22 , maral84 , marjan.AA , marjanagn , marmara25 , mary341 , maryam joOon , maryam mokhtari , maryam.khakbaz , maryam.mani , maryam1 , maryamale , masi.eshghi , mehrsa_m , meno , meraj_afsaneh , messi1 , mfr60 , mina.bala , minimona , minoo_kl , mira. , mirage , misha_kavir , misha_porro , mmostofi , mobena1 , mojgan2 , mona_mnjs , monir1343 , monos , mta farokhzad , naazi , nafas.neda , nafas44 , nahayat007 , nasi & somi , nastaran86 , nastarani , nazi shirazi , nazi_bec , nedaj , neliel , neshan , niayesh00 , nika21 , nina20 , nina86 , nini gol , nirvana1234 , nlp16001 , NO ONE , NO ONE 2 , noodi , nour , olala , oldooz bala , OoPs , padideh_hs , PAEEZ70 , pare , pariatis , pariedarya , parisa jooon , parisa72 , parisabeheshti , parshan 77 , partooo , peymaneh , phare , polymehr , pr.delafrouz , Qeen , quixotic , rahaa_m , *Arefeh* , rahha , rashno , raynak , reza9000 , rina_rita14 , robika , rogzana , rohollah , rokhsan , romina ab , roya1365 , Roya_2010 , rural girl , s.d.yeganeh , s.sh , S@min , s@na , saaad , saba 68 , sadegh86 , saharmn , saharnaz1390 , sahely , sama sh , saman84 , samihastam , samir , sanaz2000 , sanaz_ , sansi , sara parvizi , sara1995 , sara51 , saratab , sasi joon , sazin513 , sefid65 , sellena , sepideh1991 , sepideh70 , serendipity6812 , serentipiti , setareh67 , setareye abi , shabnamsobhabi , shaghayegh69 , shakiba_2510 , shalizar2 , Shaloliz , shans , sharghi , sharmin.r , shecary , Shifteh , shimaaaaa , shirshoor , shiva joon , shivashiva , sh•m•s , siavashani , sinsor , sirius , Snow Dream , soda 70 , Sokout , Sonetto , SONIA B , sonia1357 , sooosk , sparrow , SPR!NG G!Rl , stiv , sunthin , suzy , sydney , syhbyt , S_64 , taban_1352 , tama1011 , tania_7 , tannaz22 , TanNazZz , TARANOMEMEHR , tatar1 , tghyasfr , The Wind , Tikooli , tina bigdeli , ti_na60 , toop , tormentor , Universe95 , UnKnOwN_Sh , Ushya7 , violet_kl , yalda1354 , yalda97 , YAS95 , yas@min , YASAM!N , yasamin-73 , yasekabud , yasesabs , yasesefid , yashkin , yasi memol , yAsnA*19F , yasnaa , z.asadi , Z.BITA , ZAHRA*N , zahra.h , zahra1371 , zahra256 , zahra_jk , Zahra_niki , zanbagh , zeinabjoon , zizijooon , zm.matin , _Azadeh_ , ~ELAHE~ , ~HaPPym00N~ , ~MAR MAR~ , ~Ordibeheshti~ , ~pArnYa~ , ~SAREH~ , ~shahrivar~ , ~Spunk!e~ , ~Tulip~ , آذردخت , آرتمیس 98 , آرشا , آرنیکا , آزالیا , آنیتا , اتل و متل , اتوسا , ارزو. , اسمون , البالو ترش , امتیس , ایدابانو , ایلهام , ایلیبرا , باران.غ , بازیگوش , بخاری , برادپیت , بلور , بهارجون , بی بی گل , ترنم , تمنای دل , توني , توهم سبز** , خالق اسمان خیال , خانم فسقلی , خوشگلم من , داناک , دریا دل , دلداده , رز صورتی ... , رودنا , روشناک , روياي ابي , ریحانه 77 , زری , زهره عشقی , زوها , ساغر123 , سافانا , سانازارمان , سرتق , سپید بخت , شادئ , شاه ماهی , شایسته بانو , شهرناز , شیوا , طبیعت , طلوع عشق , عشق یخی , عقل و احساس , علی رضاایران , فاطي91 , فاطیما8 , فتانه.پ , فرگلf , ققنوس98 , كيميا 2 , لمیس20 , لی لی تنها , ماجده , ماندانا* , ماهی گلی , مسافر كوچولو , ملكه عذاب , منا64 , مناد , منيژه , مهرناز_71 , مهستی , مهنا2 , مونا** , ناشناس58 , نامی , نرگس 78 , نسرین , نسيا , نفس_20 , نیان , نیلوفر , نیلوفر:-) , هستی , پارامیس , پامچال , پرهامه , پرهوده , پرو.كيان , پیازچه , کابوک , کمند , گل یاس , گلبو , گلشن ارا , گنجیشک , یارا , یغما , یهدا , ღ pArIsAღ , ♣ Elvira ♣ , ♥*:Eli!i:*♥ , ♥Sepideh♥ , ✿KhanomGol , 乃凡卝凡 伬

صفحه 4 از 9 نخستنخست 12345678 ... آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 200
    آخرین نوشته: 1393,04,12, ساعت : 23:04
  2. پاسخ ها: 2
    آخرین نوشته: 1392,11,27, ساعت : 10:58
  3. دانلود رمان از خیانت تا عشق (2) | مهرنوش و سیاوش 68 کاربران انجمن
    توسط pegah.a در انجمن رمان نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 0
    آخرین نوشته: 1392,08,15, ساعت : 11:20
  4. دانلود رمان سوار بر بال سرنوشت | مهرنوش و سیاوش68 کاربران انجمن
    توسط asal_cheshmak در انجمن رمان نوشته کاربران سایت
    پاسخ ها: 1
    آخرین نوشته: 1390,10,27, ساعت : 03:19

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •