بازگشت   نودهشتیا > عمومی > بحث و گفتگو > خانواده نودهشتیا

 تبلیغات 
اقامت و مهاجرت به بهترین کشورهای جهان وام 4 درصد خود اشتغالی
ارسال موضوع جدید  موضوع بسته شد
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۷ فروردين ۱۳۸۹, ۱۲:۴۱ قبل از ظهر   #1 (لینک مستقیم)
مدیر بازنشسته
 
Elnaz آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض خانواده نودهشتیا شماره 10

دفترچه خاطرات را باز کن
و سطرهای سبز دیرینه را بخوان!
حتما مرا در آخرین سطر خواهی دید که به همراه
کبوترها به تو خیره شده ام.
مرا در ساقه ی یک شبدر گم نام و در ریشه های
یک گندم مهربان بخوان!
من در بال های یک سینه سرخ خانه دارم.
من هر روز به هوا به آب هایی که از زیر پای تو می گذرند درود می فرستم
من سالها پیش از آنکه زمین با خورشید دوست شود
با تو دوست بودم
اگر همه دفترهای جهان هم مال من باشند
نمی توانم حرفهایم را برایت بنویسم
اگر همه روزها مال من باشند
اگر همه شبها را در کاسه من بریزند
اگر همه درختان به خاطر من مراد بشوند
باز هم نمی توانم گوشه ای از نگاه تو را بسرایم
درهای زندگی بسته نیست
چون چشم های تو هنوز با من حرف می زنند و
من می توانم بهترین غزلهای مولوی را در آنجا بخوانم.

سلام
خانواده جدید افتتاح می شوددد
امیدوارم امسالم مثل پارسال مثل یه خانواده پشت هم باشیم
ودوستی هامون محکم تر از سال پیش بشه
این شلی بشه
ممنون از باران جونم به خاطر شعر خوشملش



این روزها میگذرد
ولی من از این روزها
نمیگذرم



Elnaz آنلاین نیست.  
قدیمی ۷ فروردين ۱۳۸۹, ۱۲:۴۱ قبل از ظهر   #2 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
sang_e_saboor آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

اول
ايول الي يه كار خير تو عمرت كرده باشي همينه.
بزن به افتخار مدير الي اون كف قشنگه رو



آباد باش ای ایران
آزاد باش ای ایران
از ما فرزندان خود
دلشاد باش ای ایران

پونه-17ساله
sang_e_saboor آنلاین نیست.  
قدیمی ۷ فروردين ۱۳۸۹, ۱۲:۴۲ قبل از ظهر   #3 (لینک مستقیم)
همکار بازنشسته
 
باران آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

دوم.............................

من اگه تو رو نلهیدم پونه.
خودم می خواستم اول باشم.
بزنم پستتو پاک کنم؟
مرسی الی جونم دستت درد نکنه.



از این راهرو یک نفر رد شده، مثِ وقتایی که تو ناراحتی
نفس می کشم با تمام وجود، عجب عطر خوبی زده لعنتی!


 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید

باران آنلاین نیست.  
قدیمی ۷ فروردين ۱۳۸۹, ۱۲:۴۲ قبل از ظهر   #4 (لینک مستقیم)
همکار بخش بحث و گفتگو
 
samane7 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

وای الی قربونت بشم من

اون یکی خیلی حجمش بالا بود









samane7 آنلاین نیست.  
قدیمی ۷ فروردين ۱۳۸۹, ۱۲:۴۲ قبل از ظهر   #5 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
zb7373 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

دوم.................
نفست را به باد بسپار
تا عطر خوشه لبانت را
در هوايه ابريه عشقم
به ساحله دلم
برساند
تا باز دوباره مزه ي عشقي سوزان را
در كنار اين ساحله بي پايان
و دريايه خروشان
بر خاطرم داغ زند
آفرودیتشب زيبايي بود
ان شبي را كه در ان حس كردم
دل من پر زد و سويت امد
ان شي كر سر شب تا به سحر
بلبل باغ دلم نغمه برايت ميزد
هيچ يادت هست ؟
ان شبي را كه در ديدگانت چه تب الود چه مست
رفت تا عمق دلم را كاويد
حاليا رفته اي و باز منم
كه به ياد تو و ان عشق عزيز
رفته ام باز به ان نقطه به شب
رفته ام تا كه بجوي دل پر مهرت را
رفته ام تا كه بجويم نور پر مهر سيه چشمت را
ولي افسوس كه ديگر حتا
سايه اي زان رخ پر مهر توام نيست كه من بسپارم به هوايش دل ريك نفر با آن سه تار كهنه اش
روزهايم را دوباره رنگ زد
شعرهاي بي صدايم را كه ديد
پا به پاشان شعر شد ، آهنگ زد


پيچك خشك دلم را آب داد
با نسيم دفترم همراه شد
تا كوير راه من را ديد ، زود
تك درختي در ميان راه شد


ديد تا من خسته و غمديده ام
ياسمنهاي دلم را ناز كرد
شب كه شد آرام توي گوش من
گفت بايد تا سحر پرواز كرد


توي چشمم با سه تار كهنه اش
شعر باران را به آرامي نوشت
ديدم او را روي ديوار دلم
با نگاهش يادگاري مي نوشتتو شبستون چشات و پاي پله هاي پلكت مچ مهتابو ميگيرم.

اون دمي كه گرگ و ميشه با يه گله شقايق پيش پاي تو ميميرم.

من شبو به خاطراتم وصله مي كنم ميدوزم.

من به هر رعد نگاهت گر ميگيرم و مي سوزم.

اگه روزو خواسته باشي شبو تا تهش مي نوشم.

ميزنم به آب و آتيش با خود خورشيد مي جوشم.

زخم خورشيدي تن رو با شب و شبنم مي بندم.

اگه مقتول تو باشم دم جون دادن مي خندم.

تو با اين نگاه ياغي قرق سينه مايي.

فاتح قلعه رويا كي به فتح ما مي آيي؟



گاهی به آسمان نگاه کن...!
zb7373 آنلاین نیست.  
قدیمی ۷ فروردين ۱۳۸۹, ۱۲:۴۳ قبل از ظهر   #6 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
sang_e_saboor آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
من اگه تو رو نلهیدم پونه.
خودم می خواستم اول باشم.
فعلا كه من اولم
دلت بسوزه
نقل قول:
دوم.................
بگو چهارم.
sang_e_saboor آنلاین نیست.  
قدیمی ۷ فروردين ۱۳۸۹, ۱۲:۴۴ قبل از ظهر   #7 (لینک مستقیم)
کاربر فعال تایپ کتاب
 
farahi آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

حالا من چندم شدم ؟





! یادمان باشد محیط زیست میراث گذشتگان نیست ، آن را از آیندگان به امانت گرفته ایم !


فرح -
مهندس محیط زیست


farahi آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۷ فروردين ۱۳۸۹, ۱۲:۴۵ قبل از ظهر   #8 (لینک مستقیم)
مدیر بازنشسته
 
Elnaz آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

اول خودم بودم گیسای همو ول کنین
بارانننننننن
خونه نو مبارک باشه
Elnaz آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
قدیمی ۷ فروردين ۱۳۸۹, ۱۲:۴۵ قبل از ظهر   #9 (لینک مستقیم)
همکار بازنشسته
 
باران آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
فعلا كه من اولم
دلت بسوزه
الان می خوام پستتو بپاکم. اون وقت دل تو می سوزه.
باران آنلاین نیست.  
قدیمی ۷ فروردين ۱۳۸۹, ۱۲:۴۵ قبل از ظهر   #10 (لینک مستقیم)
کاربر فعال تایپ کتاب
 
farahi آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

به افتخار الی جون یه دست و سوت و هوراااااااااااااا
farahi آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
موضوع بسته شد

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
خاندان, خانواده, شماره, نود, نودهشتیا, وهشتیا

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
خانواده نودهشتیا شماره 7 hasteem خانواده نودهشتیا 23793 ۲۹ آذر ۱۳۸۸ ۱۰:۳۶ قبل از ظهر
خانواده نودهشتیا شماره 6 hasteem خانواده نودهشتیا 14701 ۱۳ آذر ۱۳۸۸ ۰۳:۰۰ قبل از ظهر
خانواده نودهشتیا شماره 5 hasteem خانواده نودهشتیا 19212 ۲ آذر ۱۳۸۸ ۰۱:۰۱ قبل از ظهر
خانواده نودهشتیا شماره 4 hasteem خانواده نودهشتیا 26306 ۱۷ آبان ۱۳۸۸ ۰۳:۴۶ بعد از ظهر
خانواده نودهشتیا شماره 3 hasteem خانواده نودهشتیا 21887 ۳۰ مهر ۱۳۸۸ ۱۱:۰۰ قبل از ظهر



Powered by vBulletin Version 3.8.3
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.

دانلود کتاب رايگان