ارسال پاداش نقدی برای کاربر
شما در حال حمایت به صورت مهمان هستید.
مبلغ مورد نظر خود را انتخاب کنید
1000 تومان
2000 تومان
4000 تومان
6000 تومان
8000 تومان
9000 تومان
10000 تومان
مبالغ دیگر
و یا مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید
واریز آنلاین از طریق کارت های عضو شتاب
بیوگرافی و مصاحبه از داریوش اقبالی | خواننده - صفحه 2
جشنامه

http://fidibo.com/



نودهشتیا
فید آر اس اس
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 26
  1. Top | #11

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    آذر 1389
    نوشته ها
    1,000
    میانگین پست در روز
    0.68
    محل سکونت
    SOMEWHERE
    تشکر از کاربر
    5,498
    تشکر شده 8,784 در 1,488 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    خيلي دوسش دارم
    دلتنگی هایم را نشاندم روی دوش بادبادک
    و فرستادمشان به آسمان...
    باران می بارد!

     برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید





  2. کاربر زیر از پست Mini Moon تشکر کرده است .


  3. Top | #12

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    مهر 1389
    نوشته ها
    1,575
    میانگین پست در روز
    1.03
    تشکر از کاربر
    16,217
    تشکر شده 15,433 در 2,848 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    سالار بخدا...
    من اگه یه روز از اهنگاشو گوش ندم روزم شب نمیشه
    مخصوصآ سرابش و خونه بازیش و کلآ همه و همش



    این را یاد گرفتم ..


    که دیگر ،

    هیچـــــــــــــوقت

    و
    هیچــــــــــــــوقت
    و
    هیچــــــــــــــوقت

    برای نگه داشتن کسی که تفاوتم را با بقیه
    نمیفهمد

    تلاش نکنم !!!

    سولاخ یا سوراخ ؟؟!! مسئله این است !!

  4. Top | #13

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    مرداد 1388
    نوشته ها
    49
    میانگین پست در روز
    0.02
    محل سکونت
    همجوار دریا
    تشکر از کاربر
    122
    تشکر شده 916 در 147 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض مصاحبه با داریوش



    از زندگی شخصی تان بگویید. گذشته و حال. چرا این نوع سبک موسیقی "سوزناک" و "از دل" برآمده

    داریوش اقبالی: متولد سال ۱۹۵۱ میلادی ( ۱۳۲۹ خورشیدی) هستم. در اواسط سال ۱۳۵۷ از ایران خارج شدم و ۲ سالی در انگلیس زبان خوانده و تحصیل کردم و همانجا بود که با ایرج جنتی عطایی و بابک بیات آلبوم "وطن پرنده در خون" را تهیه کردیم. سپس به دعوت کاباره ای به لس آنجلس آمده و مقیم آمریکا شدم. برای مدتی نیز در فرانسه زندگی کردم و با همسرم در آنجا آشنا شدم و هنوز هم آرامش کشور فرانسه را دوست دارم. اکنون با همسر و پسر ۷ ساله ام، میلاد، در لس آنجلس زندگی آرامی دارم. از همسر قبلی ام نیز دختری ۱۶ ساله به نام بیتا دارم.

    زندگی با کار هنری کار آسانی نیست و همسر بسیار مهربان و صبوری دارم. دارم تمرین آرامش و بازنشستگی میکنم و دوست دارم با همکاران و دوستان هم سن خود در زمان بازنشستگی در کنار هم داستانهای سالهای گذشته را مرور کرده و به آنها بخندیم.
    کودکی تاریکی داشتم و فرزند طلاق بودم و دچار سردرگمی. دو برادرم نیز قربانی هیولای اعتیاد شدند و فوت کردند. در تنهایی و انزوا، صدا و آواز برایم شد مرهم زخمها ولی بعدها با اعتیاد روی احساسات پنهانم سرپوش میگذاشتم. اما همانطور که در قسمت قبل صحبت کردیم، من در سال ۲۰۰۰ پس از سالها تلاش سرانجام توانستم با استفاده از روشهای صحیح و حمایت دوستان و خیرخواهان "پاکی" خود از چنگال اعتیاد را بدست آورم. آنجا با خود عهد بستم تا این هدیه و پیام را و روش صحیح ترک اعتیاد را با دیگران نیز سهیم شوم و بنیاد غیرانتفاعی "آینه" را تاسیس کردم.

    لذا ترانه های من برایم همیشه از نوع "مرهم" دل بوده اند و من همیشه شعر را لمس میکنم و معتقدم شعر باید مرا بخواند و نه من شعر را. زمزمه های خودم همیشه حتی قبل از معروفیتم همین مضامین را داشتند و دست بر دلم میگذاشتند. سبک خواندن من تا حدی نیز مدیون دوره خاصی از موسیقی کشورمان و همکاری با بزرگانی نظیر ایرج جنتی عطایی، بابک بیات، شهیار قنبری، مسعود امینی، اردلان سرفراز و .. بوده است که مشکلات روحی و اجتماعی مردم ایران را مسئولانه به شعر میکشاندند.

    اما الآن نوع نگاهم به غم عوض شده است. من احساس میکنم از زیر خاک بیرون آمده و زنده شده ام و لذا قدر زندگی را میدانم. میدانم که همیشه غم و مشکلات بوده و خواهند بود ولی این نحوه برخورد ما با آن است که اثرگذاری اش را کم و زیاد میکند. در زندگی هنوز درد هست، از درد کمر و گردن گرفته تا مشکلات کشورمان و یا فرهنگ برخورد با همدیگر، اما زندگی را اکنون آسانتر میگیرم. سعی میکنم به کسی ظلم نکنم و با بقیه مدارا کنم به قول آمریکایی ها (Live and Let Live) "زندگی کن و بگذار زندگی کنند." به پنهانکاری معتقد نیستم و سعی میکنم تعادل را در زندگی ام رعایت کنم. و برای آن دوستانی که ضربه میزنند نیز معتقدم باید آنها را بخشید ولی دیگر با آنها دوستی نکرد. شادی را در کار تیمی و محبت میبینم و برای مثال یکی از شادترین لحظات برایم وقتی است که تیم فوتبال ایران تیمهای دیگر را شکست میدهد و با آنکه فردی ساکت هستم در آن مواقع گاه "فریاد" شادی را از من میشنوید.
    سوال: از محبوبترین هنرمندان معاصر ایران میباشید. لطفاً در باره شهرت و اثرات آن در زندگی بگویید:

    داریوش اقبالی: خوانندگی را همیشه دوست داشته ام زیرا در تنهاییم مونس و مرهم زخمهای من بوده است. در نوجوانی برای دلم میخواندم که اتفاقی توسط دوست بزرگوار آقای خیاطباشی به دنیای موسیقی معرفی شدم و به مرور به شهرت رسیدم. شهرت و تشویق مردم طبیعتاً برای هر انسانی لذت دارد ولی شهرت هم مانند قدرت گاه با خود غرور و امکانات سو استفاده میآورد. من همیشه به "قدرت به عشق" معتقد بوده ام و نه "عشق به قدرت." البته من نیز اشتباهاتی کرده ام و شهرت گاه برایم مخرب هم بوده است از حسادتها و اذیتهای دیگران (اسید پاشی و ..) گرفته تا مشکلات قانونی و ...

    امروزه بسیاری مجذوب "نور صحنه" شده و با خرج کردن پول و به کمک برخی کمپانی های تولید موسیقی و رسانه ها معروف میشوند اما جوانان ما باید غافل نشوند که به کجا میروند و دچار چرخه باطل و سراب نشده و مورد سو استفاده قرار نگیرند. شاید مشهور شوند و حتی پولی هم درآورند اما خواننده شدن مانند هر حرفه دیگری مقررت خود را داشته و سالها طول میکشد.

    سوال: امروز یک روز از زندگی داریوش چطور میگذرد؟

    داریوش اقبالی: صبح را با موسیقی آرام، نرمش و گاه قدم زدن با آرامش در حیاط خانه شروع میکنم. گاه هم به ورزشگاه میروم و یا استخر. در روز ایمیلهایم را چک میکنم و کارهای جدید را گوش میکنم. با خانواده ام وقت میگذارم. در روزهایی که در کنسرت یا مسافرت نیستم تمام روز در استودیوی کامپیوتری منزلم روی آلبومهایم کار میکنم و یا در رابطه با بنیاد آینه. آلبومهایم را چند سالیست به دلیل شرایط ناعادلانه شرکتهای تولید موسیقی، خودم تهیه و از طریق سایت خود (این لینک) ارائه می دهم. بر خلاف قبل از انقلاب که کارهای پرفروش چند میلیون نسخه میفروختند امروز یک کار موفق (به دلیل کپی های غیر مجاز) چند هزار نسخه بیشتر فروش نمی رود و اکثراً مخارج خود را هم در نمی آورد. در مجموع برای آلبومها و کنسرتها خیلی سخت برنامه ریزی و کار میکنم.
    ا برخی از دوستان هنرمند در سراسر دنیا نیز در تماس هستم برای مثال با بهروز وثوقی که برای استقامت هنری وی احترام قائلم چون توانسته است هنر خود را مطرح نگاه دارد و اخیراً نیز در فیلمی خوب به کارگردانی بهمن قبادی هنرنمایی کرده است.

    سوال: خوانندگان محبوب خودتان چه کسانی هستند؟

    داریوش اقبالی: صدای خوب را از هر کس که باشد دوست دارم برای مثال در گذشته از صدای نادر گلچین، محمودی خوانساری، عماد رام، پوران و الهه لذت میبردم و اکنون نیز از صدای دوستانی نظیر ابی، سیاوش قمیشی، محسن نامجو و .. و همچنین جوانان داخل ایران نظیر محسن چاوشی که معتقدم کارهایشان مانند چشمه ای خودجوش است که علیرغم محدودیتها و ممنوعیتها محصول آن به مرور پشت سد بزرگ موسیقی پاپ جمع شده و به زودی آن را خواهد شکست و به لس آنجلس نیز خواهد رسید.
    سوال: در باره تنش در جامعه هنری لس آنجلس بگویید و راهکارهایتان برای این آشفته بازار آلبومها و کنسرتها و ...

    داریوش اقبالی: ببینید جامعه هنری ما در غربت به سختی به کار خود ادامه داده و علیرغم مشکلات توانسته خوراک روحی گروهی از مردممان را فراهم کند. لذا طبیعتاً جامعه هنری ما بسیار آسیب پذیر بوده است و همیشه دچار تشویش و نگرانی های مالی و ... هنرمندان ما هم با هم چندان ارتباط دوستانه و یا هنری ندارند و همه تنهای تنهاییم. من هم مانند بقیه مقصرم اگرچه کارهای اخیرم با دوستم فرامرز اصلانی تلاشی زیبا بود که مورد استقبال قرار گرفته است. اما در مجموع همه اهل شعاریم و بیشتر زمان خاکسپاری ها حاضر میشویم تا در زمان حیات یکدیگر و من اسم آن را گذاشتم کنسرت خاکسپاری! رسانه های ما نیز گاه بیشتر آگهی میدهند تا آگاهی.
    اگر ریشه مشکلات بازار موسیقی لس آنجلس را بخواهید باید کتاب "موسیقی ایران از آغاز تا امروز" نوشته غلامرضا جوادی را بخوانید که به نطفه مافیای موسیقی ایران در دوران پهلوی اشاره میکند. متاسفانه همان افراد پس از انقلاب به لس آنجلس آمدند و شرکتهای تولید موسیقی راه انداختند و به دلیل ضعف قوانین حقوق مولف (Copyright) در ایران، تمام گنجینه موسیقی قبل از انقلاب را از آرشیو رادیو گرفته تا سایر کارهای ترانه سرایان و آهنگسازان و خوانندگان و موسیقیدانان را هر کس تکه ای را برد و در خارج به نام خود کرد و شروع کرد به فروش سی دی بدون دادن حقوق شاعر و آهگساز و ... حتی این شرکتها نام هنری من (داریوش) و دیگر هنرمندان را نیز برای "خود" ثبت کرده اند! این بدان معناست که حتی پس از فوت اساتیدی نظیر تورج نگهبان این شرکتها صاحب تمام حقوق آثار وی میباشند! هنرمندان زنده ما نیز کاری از پیش نمیبرند. مثلاً شاهرخ برای اعاده حقوق خود در رودررویی با یک شرکت تولید موسیقی (Caltex) و وکلای گرانقیمت آنها هزینه های بسیاری پرداخت ولی در نهایت بواسطه ترفندها و وقت کشی های این شرکت به جایی هم نرسید.

    جامعه هنری ما متاسفانه نه سندیکایی دارد و نه متحد است تا از حقوقش دفاع کند. با احساسات برخورد میکنیم و شعار میدهیم. زخم، زخم ۳۰ ساله است. جامعه هنری نیز مانند اقشار دیگر جامعه ما دچار فقر فرهنگی، خودمحوری، فرار از کار گروهی و .. بوده است. چندین بار سعی در تاسیس سندیکا و یا خانه هنرمندان شد که به دلیل چند دستگی و اختلاف سلیقه هنرمندان و عدم توافق بر مدیریت و تفرقه افکنی شرکتهای تولید موسیقی به نتیجه نرسید. من هم ۱۰ سال پیش توانستم نظر مساعد گروهی از هنرمندان (اردلان، قنبری، زولاند، زاکاریان، جنتی، ابی و ..) را برای اقامه دعوای حقوقی علیه شرکتها جلب کنم چرا که شرکت تولید سی دی تنها میتواند جواز پخش داشته باشد ولی هنوز صاحب اثر هنری نیست. اما نهایتا مخارج زیاد وکالت، کار را به عقب انداخت. الان هم برخی از دوستان قدیم دشمن ما و یکدیگر شده اند و یادشان رفته که اصل مشکل جای دیگریست. راهکار هم به نظر من اتحاد و کار بنیادی است و اینکه افرادی ریش سفید یا رسانه های با اعتبار مانند شما و دیگران وسیله شفاف سازی و گفتگو و ایجاد اتحاد و تفاهم در جامعه هنری شوند و نه اینکه بخواهیم با هوچیگری و توهین در رسانه ها جنجال سازی کنیم.
    شاید بهترین بیانگر زبان حال ما، ترانه اخیر مشترکم با فرامرز اصلانی است که "دیوار" نام دارد و شما هم در سایتتان نشان دادید (لینک اینجا). به قول آن ترانه "حتی راه دشمنی رو، هیچکی یادمون نداده!"

    سوال: شرکتهای تولید سی دی هم همیشه خود از مخارج بالا و کپی های غیرقانونی گلایه مندند. آیا این درست است؟

    داریوش اقبالی: ببینید یک مقدار از فرهنگ کپی کردن غیرقانونی را خود همین شرکتها از طرف رابطهای خود در کشورهای مختلف شروع کردند تا حقوق هنرمندان و ... را ندهند. برخی از مردم هوادار خوانندگان نیز که این را دیدند و متوجه شدند نوار با کیفیت اصلی را دریافت نمیکنند خود کپی برداری را شروع کردند و این عادتی شد برای مردم، شرکتها و سایر کپی زنهای کوچک و بزرگ.

    سوال: موضعتان در باره حقوق ترانه سرایان و آهنگ سازان از کنسرتها چیست؟

    داریوش اقبالی: اگر منظورتان مسائل تقسیم منافع ترانه ها و کنسرتها با شاعران و ترانه سرایان میباشد، باید به چند نکته اشاره کنم.

    در اروپا و آمریکا سندیکای هنرمندان موسیقی (ASCAP) از کنسرتهای ما درصدی از طریق برنامه گزاران دریافت میکنند و در واقع خوانندگان از طریق برنامه گزار سهم آهنگساز و شاعر را داده اند اما متاسفانه ترانه سرایان و آهنگسازان ما چون عضو قانونی این سندیکا نیستند و اتحادیه ای هم ندارند از آن سهمی نمی برند. کلاً از لحاظ قانونی بسیاری از ترانه های ایرانی مشکل حقوق مولف (Copyright) دارند یعنی سالیان سال کپی شده اند توسط مردم و شرکتها (همانطور که در بالا اشاره شد). در این میان هم ترانه سرا و هم آهنگ ساز و هم خواننده متضرر بوده اند. الآن هم هنوز آثار جدید مشکل حقوق مولف دارند. اما علیرغم این مشکلات قانونی، من پیشنهاد داده بودم که در متون قراردادهای ما با کنسرت گزارها پاراگرافی برای ترانه سرا و آهنگسازان .. اضافه شود که خود این دوستان کوتاهی کردند. میدانم که گوگوش و ابی هم تا حدی راضی بودند. اما متاسفانه برخی از دوستان به جای حل قانونی مشکلات و تلاش در ایجاد تفاهم، ناگهان در رسانه ها جار و جنجال و توهین و ادعاهای بی اساسی میکنند که جو را بسیار مسموم میکند. دمکراسی و آزادی و مناظره نیز چهارچوبی دارد که رعایت احترام و پرهیز از توهین و افترا جزو آن است. به هرحال من تشویش ذهنی برخی دوستان را درک میکنم. گاه حل مشکلات از طریق پادرمیانی ریش سفیدان هم قابل حل است.

    سوال: نظرتان در باره تعهد خوانندگان به مسائل اجتماعی چیست؟

    داریوش اقبالی: ما در جامعه هنری نیز مانند اقشار دیگر جامعه مان دچار فقر فرهنگی، خودمحوری، فرار از کار گروهی و .. بوده ایم. یک بار سعی کردم ترانه "ای نسیم نو بهاری، با من از یاران بگو.." را همراه گروهی از دوستان خواننده تهیه کنم که واقعاً بسیار مشکل بود چرا که خوانندگان هر کدام حساسیت نسبت به یکدیگر یا نسبت به مواضع سیاسی مختلف و .. داشتند در حالیکه این ترانه قرار بود کاری گروهی باشد با یک پیام اجتماعی و سوای از احزاب و خط کشی های سیاسی. مثلاً چه اشکالی دارد هنرمندان ما یک کار گروهی در حمایت از هنرمندان در بند یا تحت فشار داخل کشور انجام دهند؟ متاسفانه در این مسائل هم شعار زده و هیجان زده میشویم و بیشتر برای خودمان کار میکنیم تا مردممان. گروهی هم که متاسفانه بدلیل رفت و آمدهایشان و تجارت و زندگی شان در ایران ساکت شده اند و منافع شخصی خود را بیشتر رعایت میکنند.

    سوال: شخصیت محبوب تاریخی تان کیست؟

    داریوش اقبالی: شخصیتهای ملی مانند مصدق، امیرکبیر و بختیار که زندگی خود را فدای کشورشان کردند.

    بر گرفته از سایت کدوم دات کام

  5. 6 کاربر از پست sanijo0n تشکر کرده اند .


  6. Top | #14

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    مهر 1389
    نوشته ها
    3,295
    میانگین پست در روز
    2.16
    محل سکونت
    همه جای ایران سرای من است.
    تشکر از کاربر
    13,304
    تشکر شده 5,052 در 2,297 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    داریوش بی شک یک پدیده ی نادر در دنیای موسیقی بوده و هست و خواهد بود. تنها صدای جاودان و سالها باید بگذرد و هزاران انسان خواننده بشوند تا شاید توجه کنید شاید یکی مثل داریوش پیدا شود هم عاشق صداشم هم ترانه های مفهومیش

    قلب من از صدای تو چه عاشقانه کوک شد
    تمام پرسه های من کنار تو سلوک شد
    عذاب می کشم ولی عذاب من گناه نیست
    وقتی شکنجه گر تویی شکنجه اشتباه نیست

    البوم دنیای این روزای من فوق العاده است و ترانه قیصر شاه گل ترانه های این البوم می باشد.
    مرسی از انتخاب به جا و زیباتون
    یاد بگیر:
    گاهی نباید نازکشید،انتظارکشید،آه کشید،دردکشید،فریادکشیدو....
    تنها باید دست کشید و رفت ..... همین


    تعهد به سند ازدواج نیست
    تعهد به رینگ انگشت دست چپ نیست
    تعهد به ریلیشن فیس ..بوک نیست
    تعهد یه حسیه تو قلب آدما

  7. Top | #15

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    مرداد 1391
    نوشته ها
    1,678
    میانگین پست در روز
    1.94
    محل سکونت
    class
    تشکر از کاربر
    9,073
    تشکر شده 2,942 در 1,306 پست
    حالت من
    Mashghool
    اندازه فونت

    پیش فرض

    خيلي قشنگ و با معني ميخونه


  8. Top | #16

    کاربر عادی


    تاریخ عضویت
    مرداد 1390
    نوشته ها
    70
    میانگین پست در روز
    0.06
    تشکر از کاربر
    1,592
    تشکر شده 365 در 140 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    آنقدر خاطره ساخته ای که در میان آن ها غرق شده ایم ....


    ای یــــاور همیــــشه مومن ...:::



    . . .

    ...........

    خدایا!! با تمام کوچکی ام چیزی در كلبه درویشی

    ام دارم که تو با آن عظمتت نداری و آن خدایی

    چون توست که من دارم و تو نداری.

    ..........


  9. Top | #17

    کاربر نیمه فعال


    تاریخ عضویت
    دی 1391
    نوشته ها
    358
    میانگین پست در روز
    0.49
    محل سکونت
    بابل
    تشکر از کاربر
    1,041
    تشکر شده 465 در 246 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    دنیایه این روزای من هم قد تن پوشم شده/این قدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده...

  10. Top | #18

    ناظر کتابهای انجمن


    تاریخ عضویت
    شهریور 1390
    نوشته ها
    4,106
    میانگین پست در روز
    3.46
    محل سکونت
    .: یکی از شهرای
    تشکر از کاربر
    21,863
    تشکر شده 18,830 در 5,271 پست
    حالت من
    Ghati
    اندازه فونت

    پیش فرض بیوگرافی استاد داریوش اقبالی

    استاد داریوش اقبالی 15 بهمن 1329 (4 فوریه 1951) در تهران به دنیا آمد پدرش محمود از ملاکان آذربایجان بود . وی دوران کودکیش را در شهر میانه، زادگاه پدر و مادرش گذراند و اولین بار صحنه را در 9 سالگی، در مدرسه شهر آرا به مناسبت جشنی تجربه کرد .
    داریوش تحصیلات راهنمایی را در مدرسه فارابی کرج گذراند . یکی از معلمانش که آذری زبان بود، برنامه هایی در سالن های ورزشی ترتیب می داد که داریوش در آن سالن ها ایفای نقش می کرد مدتی بعد داریوش به تهران آمد و در دبیرستان مدائن تحصیلاتش را ادامه داد، چندی نگذشت که به خاطر انشای خیلی صادقانه اش از مدرسه اخراج شد . بعد این موضوع به دبیرستان آزادگان نارمک رفت . داریوش 2 سال از تحصیلاتش را در دبیرستان شاپور شهر سنندج گذراند و هنوز هم یادگاری داریوش بر روی یکی از درخت های سنندج موجود است بعد از اتمام درس، کارخوانندگی را به صورت حرفه ای آغاز کرد اولین ترانه ای داریوش که در 17 سالگی اجرا شد ترانه پیمان شکسته بود که ساخته خود داریوش و شعر زیبای علی گزرسه بود، درسال 1349 زمانیکه داریوش 19 ساله شد به طور رسمی کار خوانندگی را با ترانه همیشه جاوید به من نگو دوست دارم آغاز کرد مساله ای که همیشه داریوش را در کنسرت هایش رنج می داد، رفتار پلیس ها و بادی گاردهای برگزار کننده کنسرت ها با هوادارانش بود که این بی مهری ها باعث شده بود تا عشق حاکم بر سالن های کنسرت داریوش کم رنگ شود .
    داریوش توسط آقای حسن خیاط باشی راهی تلویزیون شد و با آقای فرشید رمزی که در آن زمان کارگردان تلویزیون بود شروع به همکاری کرد . از آنجایی که در آن زمان مملکت پارتی بازی بود، داریوش را به خاطر یه سری مسائل از تلویزیون اخراج کردند، در آن موقع شاید تنها یکی دو آهنگ از داریوش پخش شده بود . بعد از آن با ایرج جنتی عطائی آشنا شد و با او به راهش ادامه داد . بعد از ایرج با هنرمندانی چون حسن شماعی زاده (آهنگساز چشم من، دستای تو و ...) ،بابک بیات (آهنگسازخونه ،بن بست و ...)، بابک افشار ( آهنگساز آلبوم نفرین نامه ) و اردلان سرفراز کار خویش را ادامه داد . داریوش با کیوان و افشین گروه شش و هشت را تشکیل دادند، ترانه های (شیطنت، چه خوبه آدم همیشه و یاد اون روزهای شاد) مربوط به این گروه می باشد .
    داریوش در سال 1351 زمانی که 22 ساله بود به خاطر خوندن ترانه های (بوی گندم، بن بست، جنگل، علی کنکوری و خونه) باعث بر انگیخته شدن خشم نظام شاهنشاهی شد و به زندان قصر افتاد ساواک برای مدتی بدجوری پاپیچش شد و در سن 23 سالگی دوباره به زندان اوین افتاد برای داریوش قابل قبول نبود که به خاطر یک سری آهنگ و ترانه باید مورد باز پرسی قرار گیرد . داریوش به خاطر خوندن این ترانه ها 2 سال و 2 ماه در زندان بود که 6 ماه را در سلول انفرادی سپری کرد .
    داریوش علت محبوبیت خود را چنین بیان میکند : سعی کردم خودم باشم، صادق باشم، سعی کردم با مردم رو راست باشم، و این همان رازی است که می تواند هرکس را در قلب های مردم جای دهد .
    پاشیدن اسید روی داریوش هنرمند محبوب ایران : مدتی تیتر اصلی روزنامه ها و مجلات شده بود داریوش در این باره چنین می گوید یادمه روی صحنه بودم و داشتم ترانه ی نفرین نامه رو می خوندم که یک دفعه احساس کردم که صورتم گرم شده بعد که متوجه شدم دیدم زنی با یک لیوان آبجو خوری روی صورتم اسید پاشیده خوشبختانه در مجاورت با هوا خاصیت اسید کم شده و آسیب جدی بر من وارد نشد، نمی دونم این عشق بود، نفرت بود، چی بود که این زن رو مجبور به این کار کرد .
    در کارنامه هنری 36 ساله او بیش از 200 ترانه ثبت شده و ایفای نقش در 2 فیلم یاران و فریاد زیر آب تجربه سینمایی او می باشد . جهان عرب با سبک غنی او آشناست، از این رو جایزه افتخاری فستیوال ویدیو کلیپ در بحرین به او اهدا گردید. داریوش در شب مراسم از صلح و آزادی و امنیت در کشورهای منطقه، مخصوصاً وطنش، پیام داد با این آرزو که مستبدین و دیکتاتورها از تاریخ پند بگیرند.
    سال 2000 سال رویش داریوش : داریوش کارش را ادامه داد تا اینکه از 2000 گفت سال 2000 سالی که همه از همهمه های یکی شدن به من شدن روی می آوردند . ترانه سال 2000 که در آن زمان برای مردم غیر باور و همه زیر لب می گفتند: داریوش از چه میگوید...؟ از سقوط، از فرار، از شکفتن فلز آری غیر باور بود در زمانی که اوج محبت بود از سال 2000 بگویی، آری به شب های پر از قصه رسیدیم به سال 2000 وقتی که سال میلادی داشت ورق می خورد، بودند کسانی که ترانه 2000 را زمزمه میکردند آن لحظه بر داریوش چه گذشت ...؟ اما بر خلاف تصور سال2000میلادی برای داریوش شروعی دوباره بود، بهتر بگویم تولدی دوباره داریوش در این سال توانست از دست اعتیاد خلاص شود، بیماری که چندین سال دامن گیر او بود اعتیاد بیماری که امروزه دامن گیر جامعه ما شده، در مورد اعتیاد سخن گفتن زیاد است از سال 2000 داریوش دامنه ی فعالیت خود را وسیع تر نموده و به حمایت از هموطنان دردمندش، که از بیماری اعتیاد رنج می بردند، سازمان مرکز بهبودی ایرانیان را، همراه یاران دیگرش تأسیس نمو د. با پایه گذاری بنیاد آینه و عضویت در سازمان عفو بین الملل، فعالیت های اجتماعی او گسترده تر گردید . او در این راستا می کوشد تا با پیام بهبودی و ارائه آگاهی، پیشگیریی و مبارزه با همه آسیب های اجتماعی، بخصوص بیماری اعتیاد، فضایی سالم برای هموطنان در آتش نشسته سرزمینش بوجود آورد . اما هنر مندانی چون اردلان سرفراز، ایرج جنتی عطائی، فرید زولاند و ... از داریوش گفته اند که شنیدن حرفهای آنان خالی از لطف نیست .
    داریوش از زبان اردلان سرفراز : در مورد داریوش من یک کتاب 35 ساله میدونم، ولی مختصر می کنم حرفم را جدای کیفیت های تکنیکی صدای داریوش که باید اساتید موسیقی در موردش سخن بگویند، در مورد داریوش فقط این را می توانم بگویم که داریوش صدای زخمیه سرزمین ماست . داریوش صدایی بوده که در طول 35 سال پا به پا و همگام ترانه ی متعهد و بیدار ایران قدم برداشته و به قول دوست شاعرم، آقای فرهاد شیوانی (به صدایی می خواهم برسم که گلویش نی خونین شکایت باشد) که داریوش آن صدایی است که به اعتقاد من و دیگر همکارانم که نقشی در ترانه بیدار و ترانه متعهد و ترانه مولف دارند در سرزمین من بار عاطفی این ترانه ها را داریوش به بهترین وجه به دوش کشیده و به مردمی که مخاطبین اصلی هر هنر متعهد هستند رسانده و به سعادت کارهای داریوش یک به یک اگر مرور کنیم در کنار ما پای مردانه ایستاده و این از نظرکیفیت های یک صدای متعهد . در انتها می خواستم بگویم که داریوش واقعیت ترانه راستین و متعهد و ترانه بیدار ایران هست، از آغاز تا به امروز، ترانه ی ماندنی یعنی آیینه ی رو در روی اجتماع و سرزمین من، نشانگر تمام کمی و کاستیها .
    داریوش از زبان فرید زولاند : من افتخار این را دارم که در حدود 35 سال است با داریوش کار می کنم و در طی این مدت بهترین کارهای خود را که البته با صدای داریوش و اشعار زخم دار آقایان اردلان سرفراز، ایرج جنتی عطائی و شهیار قنبری می باشد را ساخته ام . داریوش به نظر من کسی هست که اعتبار مو سیقی ماست، اعتبار ترانه هست، ترانه بیدار، داریوش کسی هست که با صداش حقیقت را به رخ می کشد، درد او درد مردم هست و درد ترانه سرا و آهنگساز را خوب می داند و به صورت درست و به صورتی که لازمه به مردم ارائه میدهد . داریوش کسی هست که ترانه را از صورت گل و بلبل و از صورت کوچه و بازاری به صورت جدی و اجتماعی در می آورد و مسائل اجتماعی و سیاسی را بیان می کند و داریوش به نظر من بهترین پیام دهنده ترانه است. و من خودم از نظر احساسی و کاری وقتی که برای داریوش کار می کنم، صدای او، رفاقت او، صداقت او، در وجود و احساس من وجود داره و صداش در گوشم می خونه و برایش آهنگی رو می سازم که در وجود من به وسیله ی صدای او نواخته می شود و این را هم می دونم که این پیام به طور صحیح به دست مردم و گوش مردم می رسه .
    اما مسئله ای که همه را حیرت زده کرد درخشش داریوش در سینماست، داریوش با بازی در دو فیلم فریاد زیر آب و یاران توانست در دنیای هنرپیشگی نیز خود را محک بزند آن هم چه محکی...! در فیلم فریاد زیر آب که شاید بتوانم بگویم بارها و بارها این فیلم را دیده ام ولی هر بار دیدن آن تازگی خاصی برای من داشته و توانسته است ارتباط جدیدتری با من برقرار کند نیازی به خلاصه گویی داستان فیلم نیست چون می دانم برای یک بار هم که شده، این فیلم ها را دیده اید و می توانم حدس بزنم که پرده به پرده ی این فیلم را حفظ هستید. اما مسئله ای که به واقعیت گرایی فیلم کمک می کند تطبیقی از دنیای امروزی و دنیای لیلی و مجنونی سناریو است که در این فیلم دردهای جامعه به کنار رفته و عشق به میان می آید . داریوش علاوه بر ایفای نقش در این دو فیلم در بسیاری از فیلم ها با صدای خود توانسته است به فروش بیشتر آن فیلم کمک کند، که باز هم هنر داریوش است که من و تو را به پای گیشه بلیط فروشی می کشاند .
    موسیقی داریوش یادآور این امید و نوید است که با پشتکار، عشق، ایمان، و با یک هدف والا میتوان وطن را دوباره ساخت، اگر چه با خشت جان خویش .
    پاییز برگشته..!

    حتما برگی افتادنش را فراموش کرده بود....

    آن قدر ها مهربان هست

    به خاطر یکی هم از سفر باز گردد..!!

    ( جواد فراهانی )
     برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید


  11. کاربر زیر از پست Cancer تشکر کرده است .


  12. Top | #19

    کاربر نیمه فعال


    تاریخ عضویت
    فروردین 1392
    نوشته ها
    368
    میانگین پست در روز
    0.59
    محل سکونت
    یه جا همین نزدیکیا
    تشکر از کاربر
    1,583
    تشکر شده 824 در 345 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    مرسی

  13. Top | #20

    کاربر متوسط


    تاریخ عضویت
    تیر 1392
    نوشته ها
    278
    میانگین پست در روز
    0.54
    محل سکونت
    وطن آدم در قلب کسانی ست که دوستش دارند
    تشکر از کاربر
    248
    تشکر شده 319 در 210 پست
    حالت من
    Badhal
    اندازه فونت

    پیش فرض

    بهترین خواننده ی تاریخ ایرانه.هم به خاطر تاثیر بسیار زیاد صداش هم به خاطر ترانه های مردمیش

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. بیوگرافی و مصاحبه از داریوش فرهنگ | بازیگر ، کارگردان
    توسط mahnameh در انجمن بازیگران و عوامل سینمای ایران
    پاسخ ها: 9
    آخرین نوشته: 1392,02,04, ساعت : 17:43
  2. بیوگرافی و مصاحبه از داریوش طلایی | نوازنده تار و سه تار
    توسط م.ن در انجمن خوانندگان و عوامل موسیقی ایران
    پاسخ ها: 0
    آخرین نوشته: 1390,06,30, ساعت : 04:48
  3. بیوگرافی داریوش رفیعی | خواننده
    توسط azam 24 در انجمن خوانندگان و عوامل موسیقی ایران
    پاسخ ها: 0
    آخرین نوشته: 1389,10,30, ساعت : 19:21

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •