بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب

 تبلیغات 

عجیب تو جیب

ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۶ تير ۱۳۹۰, ۰۷:۲۰ بعد از ظهر   #1 (لینک مستقیم)
کاربر ویژه
 
+Lily آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +21 امتیاز     
پیش فرض معرفی رمان | ده رمان برتر ایرانی.


ده عاشقانه نه چندان آرام
قصه های ایرانی در هر موردی که باشند حتما به یک موضوع می پردازند . عشق در بیشتر قصه های ایرانی جریان دارد و کمتر شخصیت قصه ای را توی رمان های ایرانی پیدا می کنید که با این مسأله درگیر نباشد .

1- راوی و لیلی در « دایی جان ناپلئون »
« دایی جان ناپلئون » را به هیچ عنوان نمی توان یک رمان عشقی دانست . دایی جان ناپلئون یک اثر تاریخی احتماعی است که به فضای فرهنگی ایرانیان در اوایل دهه 1320 نقب می زند و بیش از هر چیز به نقد اعتقاد ایرانیان به تئوری « توهم توطئه » می نشیند . اما آن چه باعث می شود این رمان در دهگانه انتخابی ما از عشق در رمان های ایرانی جای گیرد عشقی است که محور و بهانه همه اتفاق ها قرار می گیرد . راوی رمان درگیر نخستین عشق دوران نوجوانی خود می شود . عشقی آتشین به یک دختر دایی منحصر به فرد که یگانه دختر دایی بزرگ اوست . او خود این عشق را چنین تعریف می کند :« ظهر یک روز سیزدهم مرداد دقیقا ساعت سه و ربع کم ، من که پسر آقاجان بودم عاشق لیلی که دختر دایی جان بود ، شدم . درست مثل اینکه پسر چرچیل عاشق دختر هیتلر شود . »
تعریف راوی از این عشق چندان اغراق آمیز نیست ، چرا که جای جای رمان اگر چه به تصویر وضعیت اجتماعی دوران خود می نشیند ، اما آن را بر تابلویی از یک مثلث عشقی میان او ولیلی از یک سو وپوری پسرعموی لیلی رسم می کند . عشق دو دلداده به سرانجام نمی رسد همچنان که اوضاع فرهنگی اجتماعی آن دوران نیز به زعم نویسنده اش هیچ گاه سامان نمی یابد . ( منصور ضابطیان )

2- سیندخت و فرهاد در « نیمه غایب »
سیندخت می گوید : امروز برای دلبری آمدی دانشکده ؟
و من چقدر احمقانه عاشقی ام رو که می خواستم پنهان کنم ، آشکار می کردم و هنگامی که باید آشکار می گفتم ، پنهان می کردم .
اواخر دهه شصت است و جنگ تمام شده است . و این بار قصه عشق و عاشقی در نیمه غایب روایت می شود . عشق و عاشقی در دانشکده هنر دانشگاه تهران و این بار روایت فرهاد از یک خانواده سنتی و سیندخت ، دختری که پدرش را از دست داده و مادر ندیده اش هم در آمریکاست .
و باز هم این بار فرهاد مثل همه ی قصه ها بی معشوق می ماند . سیندخت به آمریکا می رود . عکسش را برای فرح ، نزدیکترین دوستش می فرستد و فرح عکس را به فرهاد می دهد .
از توی عکس با نگاهش مرا به روی خودش نگه داشته بود « واقعا ممنون ، ولی این جوری دیگه هیچوقت نمی تونم فراموشش کنم . »
مادر می گوید همان که خانه شان رفتیم و سرش را بلند نکرد ، خوب است ؟
می گویم خوب است ، مگر دیگر فرقی می کند ؟ ( مرتضی قدیمی )

3- کلاریس و امیل در « چراغ ها را من خاموش می کنم »
آدم یاد آن نوشته دکتر شریعتی می افتد ، « در باغ آبسواتوار» دکتر تعریف می کند روزهای دلگیر در پاریس پناهنده می شده به باغ آبسوانوار ، دختر جوانی هم روی نیمکت کناری می نشسته . دکتر که به تازگی از قول آندره ژید خوانده « بکوش عظمت در نگاه تو باشد ، نه چیزی که به آن می نگری . » عظمت را فرا می خواند و در عوالم خود درباره شخصیت و زندگی دخترجوان خیالپردازی می کند . سال ها بعد او را در کسوتی می بیند که 180 درجه با تصورات ایشان متفاوت است و حالش بد می شود .
کلاریس فقط خودش می فهمد عاشق شده و بعد هم فقط خودش می داند امیل نازنین عجب موجود مزخرفی بوده است . ( سروش روحبخش )

4- میم و محمود در « درخت گلابی »
پدر عشق بسوزد ! این « میم » لامروت از لابه لای غزل های حاقظ بیرون پریده است . « دلبر جفاکاری » که حسابی پدر محمود های عالم را در آورده است بعد از خواندن قصه ، بعضی ها افسوس می خورند که محمود چرا جای سیاسی بازی کنار « میم » نماند و با او نرفت ...واقعا فکر می کنید آن جور وضعش بهتر میشد ؟ قیافه محمود میانسال را تصور کنید که که کهنه بچه می شوید و « میم » که حالا چقدر پرده گوشت اضافه آورده ، در حال مانیکور ناخن هایش است تا برود دوره دوستانه ، « میم » عالم ادبیات با فراق و هجران رابطه دارد . دنبال وصل نگردید . ( سروش روحبخش )

5 - زری و یوسف در « سووشون »
زری نمونه یک زن ایرانی است . او با این که ظاهرا در صف اول اتفاق ها حضور ندارد ، اما همیشه می شود حضورش را حس کرد . اصلا ما یوسف را از دریچه عشق زری می بینیم . او آنچنان به یوسف دلباخته است که تمام رویاهایش هم در مورد اوست . تمام حضورش به واسطه یوسف تعریف می شود و درست شبیه تعبیری از اسطوره آینه وار عشق می شود . حضوری که ذوب شده در معشوق است . ( سجاد صاحبان زند )

6 - هلیا در « بار دیگر شهری که دوست می داشتم »
« بار دیگر شهری که دوست می داشتم . » یک عاشقانه معمولی نیست . این کتاب چند لایه است و عشق در میان لایه های مختلف آن جریان دارد . آن چه که در ظاهر می بینیم عشقی انسانی است . عشق آدمیزاد به آدمیزاد ، اما اصل ماجرا حکایت دلتنگی برای وطنی است که با عطر گل های ابریشم در خاطر نویسنده مانده است .
مطمئنم نادر ابراهیمی این کتاب را با حس و حالی عاشقانه نوشته است ، طوری که کلمه ها خودشان روی کاغذ جاری می شدند . ساحل زیبای چمخاله ، هیاهو و سرگشتگی دریا ، درخت های همیشه سبز و میوه های جنگلی که اینها فقط یادگارهای یک عشق دور و دیر نیستند . اینجا یک عشق عزیزتر اتفاق می افتد. عشق به خاکی که از آن درخت می روید ، درختی که روی لحظه های عاشقانه ی ما سایه ما اندازد .
نادر ابراهیمی کتاب های زیادی نوشته است ولی این بهترین کتابی است که از او خوانده ام . ( معصومه ناصری )

7- قهرمان کتاب « رود راوی »
عشق یک قصه ازلی ابدی است . هر بار که یک نفر در حال تجربه عشق است ، فکر می کند در حال تجربه یک قصه جدید است در حالی که او فقط قصه ای قدیمی را تکرار می کند . معشوقه هر بار با لباسی نو در می آید اما او همان اثیری یکنواخت گل به دست است که همواره به تو لبخند می زند و به قول فروغ طناب دارت را در ذهن می بافد .
قهرمان رود راوی که در فاصله زمانی قرن هفتم تا زمان معاصر زندگی می کند ، به بهترین شکلی نشان دهنده این تکراری بودن قصه عشق را بیان می کند . عاشق فکر می کند که به خواسته اش رسیده اما درست در همین لحظه همه چیز تمام شده . تمام شدن و شروع شدن در عشق یکی است . همین ( سجاد صاحبان زند )

8 - خالد و چشم سیاه در « همسایه ها »
خالد مال شهری دور بود ، از فرهنگی متفاوت ،اما داستان زندگی اش عجیب جذاب بود . داستان بلوغ جسمی و روحی خالد خود زندگی بود ، گیرم زندگی کمی غریب ، داستان آشنایی پسری با نیاز ، غیرت ، بی عدالتی ، مبارزه و در نهایت عشق داستان خالد داستان یک نسل بود که از التهاب درونی منفجر شد . سیاست جزو زندگی خالد بود اما عشق زندگی را معنا کرد ، عشق یک سیاه چشم ، خالد را خیلی از جوان های ایرانی خواندند ، به دلایل مختلف ؛ مهم این است . ( امیر صدری )

9 - گل محمد و مارال در « کلیدر »
داستان این دو نفر از ظهر داغ تابستانی و خنکای چشمه شروع می شود . آب تنی مارال ، نگاه گل محمد و .. شروع عشقی که تنهایی آدم ها را پر می کند . پایان این قصه هم شبیه بقیه ی داستان های خوب ایرانی است ... ازدواج ! نکته مهم دیگری که باقی می ماند ، گذشت دلاور ... نامزد سابق مارال است که تسلیم عشق مارال و گل محمد می شود و با خاطره عشقی که از دست رفته ، عمر می گذراند . ( مونا منفرد )

10 - فخرالنسا و شازده در « شازده احتجاب »
حقیقت این است که من بعد از چندین بار خواندن کتاب هنوزنمی دانم این عشق عجیب و غریب از کجا آمده ، اصلا عشق است یا جنون ؟ یک شازده کهنسال که در توهماتش زندگی می کند . شاید نکته بارز داستن هم همین باشد . او با ادم های چند شخصیتی ، قاب عکس ها و ... زندگی می کند . زنی راکه دوست دارد یک لحظه به صورت خانم خانه و لحظه بعد به صورت کلفت می بیند ! او با همین رویا ها زنده است ، با تمام شدنشان شازده هم تمام می شود . ( مونا منفرد )


این مطلب از مجله ی چلچراغ شماره ی 111 نقل شده
به تاریخ 24 تیر 83





زیر این آسمان ابری
به معنای نامش فکر می کند
گل آفتابگردان

ویرایش توسط +Lily : ۳۰ دي ۱۳۹۱ در ساعت ۰۱:۰۰ بعد از ظهر
+Lily آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
$*~fire~*$, * حدیث *, **sevdayi **, *cleopatra*, *SHIMA *, -2nya-, -Farimah-, -نازلی-, .:~LiYaN~:., afsoon321, amisha, ana_b, aniss, anital, ashoka, AZI_AZI, bahar1313, baran.amad, baroonii25, brain storm, denis**, dey-asa, ely* 675, Eyes Wide Shut, fatima_59, gogoli, haniyehhhh, honey_x, hungry_cat20, leila.kh, lotous, M mehrane, mah banoo, mahdiar, marale, maryam1363, masumeh01, metropolis, n@diya, NAVA22, nemesis, niazruby, niloofarane, osrin, paradise, pegah.a, purija, REAL LOVE, sabooha, sabouraneh, safo, samira_70, selina63, shaghhayeghh, SHKH1371, smart girl, Soha94, sokoote_zendegi, Sokout, s_donia323, tina_1390, vampire girl.., YAS95, ziba_saboor, ~*SaHaR*~, ~Melika~, ~RoOoya~, آلیشیا, ایکسا.خانوم, بیــ رنــگــ, خانم فسقلی, دختر مسافر, دختردریا, زهرا.الف, سكوت ابريشم, شایسته بانو, فرودو, ماه منیر, محبوبه_م, ملیحه عنبران, نازک نارنجی, هدیه, هورسان, ياابالفضل, پروانه!, ✗ sнÁ вη αм ✗

تبلیغات

64 محصول اسپیکر

قدیمی ۲۱ دي ۱۳۹۱, ۱۱:۵۱ بعد از ظهر   #2 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
osrin آواتار ها
 
osrin به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

ههمن جز سووشوون دیگ هیچکودومونخوندم.




اين روزهاجاي خالي تورابا عروسكي پر مي كنم!
همانندتوست...مرادوست ندارد...احساس ندارد...
اما هرچه هست... دل شكستن بلدنيست!
osrin آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۲ دي ۱۳۹۱, ۱۲:۵۰ بعد از ظهر   #3 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
SHKH1371 آواتار ها
 
SHKH1371 به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

سه یار دبستانی که زندگی خیام رو میگه خیلی رمان زیبایی....
رابعه ...داستان تاریخی و قشگیه چن جلدیه به نظرم ارزش یه بار خوندن رو داره ...



همه بغض های من تقدیم غرورت باد...
که رد پایش اخرین یادگاری روی قلبم شد...
########
ایرادی ندارد این شبها که من تورا اه میکشم...
تودر اغوش دیگری نفس عمیق بکش تا دیوانه ترش کنی...!!!
SHKH1371 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۷ دي ۱۳۹۱, ۱۲:۵۷ بعد از ظهر   #4 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
ماه منیر آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

حکایت عشق حکایتی است که از هر زبان که بشنوی تازه است و نو

راوی ولیلی
کلاریس و امیل
زری و یوسف
گل محمد و مارال
فخرالنسا و شازده

را خوانده ام بسیار دوست داشتم
ماه منیر آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۷ دي ۱۳۹۱, ۰۱:۳۹ بعد از ظهر   #5 (لینک مستقیم)
کاربر متوسط
 
vampire girl.. آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

فقط سووشون رو خوندم ولی زیاد ازش خوشم نیومد.



IT HURTS ............. SO GOOD


You're on a different road
I'm in the milky way
you want me down on earth
but i am up in space

You're so damn hard to please
we gotta kill this switch
you're from the 70s but I'm a 90s bitch

I don't care, I love it


... The kings are back

... Stronger than ever

... This Monday



vampire girl.. آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۶ بهمن ۱۳۹۱, ۰۴:۴۲ بعد از ظهر   #6 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
Melika.t آواتار ها
 
Melika.t به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

من سووشون رو خيلي مي دوسم



من درد مي کشم
تـو اما چشم هايت را ببنـد !
سخت است بـدانــم مي بيني ، و بي خيــــــــــالي ...
Melika.t آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۶ بهمن ۱۳۹۱, ۰۶:۵۶ بعد از ظهر   #7 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
sokoote_zendegi آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

حتما میخونم .ممنون



چشم من چشمه زاینده اشک
گونه ام بستر رود
کاشکی همچو حبابی بر آب
در نگاه تو رها میشدم از بود و نبود
sokoote_zendegi آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۹ بهمن ۱۳۹۱, ۱۲:۳۲ قبل از ظهر   #8 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
haniyehhhh آواتار ها
 
haniyehhhh به Yahoo ارسال پیام فرستادن پیام با Skype به haniyehhhh
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

همشون رو خوندم و همشون به نظرم کتابهای خوبی بودن اما خب هیچ وقت میلِ به دوباره خوندنشون پیدا نکردم!

ممنون!





haniyehhhh آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۹ بهمن ۱۳۹۱, ۱۲:۳۵ قبل از ظهر   #9 (لینک مستقیم)
کاربر فعال
 
masumeh01 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

مرسی



 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید

رمان جدیدم
تقدیر بی تقصیر؟؟

رمان خودم
موسیقی عشق

رمان گروهی من و دوست خوبم
برای تمام آن سال ها

masumeh01 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۹ بهمن ۱۳۹۱, ۱۲:۴۲ قبل از ظهر   #10 (لینک مستقیم)
Banned
 
*cleopatra* آواتار ها
 
*cleopatra* به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

سعی میکنم برم بخونمشون
*cleopatra* آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
ایرانی, ده, رمان, معرفی

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
معرفی رمان | رمان هایی با تمِ تخیلی نوشته ی کاربرانِ سایت رو معرفی کنید! ~mehrnaz~ معرفی و نقد کتاب 29 دیروز ۱۲:۱۰ بعد از ظهر
معرفی رمان | رمان هایی که داستانشون بر مبنای ازدواج مصلحتی است معرفی کنید shasa معرفی و نقد کتاب 503 دیروز ۱۲:۵۶ قبل از ظهر
معرفی رمان | رمان هایی که پسره توش خیلی غد و مغروره معرفی کنید Najme-97 معرفی و نقد کتاب 162 ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۲ ۱۱:۳۸ بعد از ظهر
معرفی رمان | پرفروش ترین رمان های ایرانی (چاپی) را معرفی کنید! yasi88 معرفی و نقد کتاب 67 ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۲ ۰۷:۱۷ بعد از ظهر
معرفی رمان | رمان هایی با مضمون دفاع مقدس و جبهه معرفی کنید yegane☻ معرفی و نقد کتاب 39 ۲۵ اسفند ۱۳۹۱ ۰۴:۰۵ بعد از ظهر


 

اکنون ساعت ۰۸:۳۸ قبل از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

Powered by vBulletin Version 3.8.3
Copyright ©2000 - 2013, Jelsoft Enterprises Ltd.

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب رایگان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا