| |||
| | #21 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر نیمه فعال ![]() تاریخ عضویت: شهريور ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : شهريور ۱۳۸۹ محل سکونت: یه جای دور
نوشته ها: 405
(View Stats)
تشکرها: 1,776
تشکر شده 1,417 بار در 539 پست
کتاب مورد علاقه : آزردگان، قمار باز | بدون امتیاز : 0 امتیاز آره تا دلت بخواد مدرسه ي ما هتله!!ميريم ميايم !!ولي خوب بايد استتار كنيم ديگه !! به دنبال فالگیری می گردم كه تمام مرا از خودم جدا كند، بچسباند به آینده ای دور .......... جایی كه قهوه هایش بوی باران بدهد نه بوی تردید ... راستی تا به حال قهوه با بوی باران خورده ای؟؟؟؟؟؟ </SPAN> | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #22 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر نیمه حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: شهريور ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : شهريور ۱۳۸۸
نوشته ها: 765
(View Stats)
تشکرها: 3,212
تشکر شده 4,716 بار در 1,739 پست
حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز توی دانشگاه از سر کلاس فرار کردم اما دبستان و دبیرستان و راهنمایی نه فقط یه بار سال سوم دبیرستان استادمون گفت هر کس کچل کنه 2 نمره فیزیک بهش میدم منم 1 نمره کم داشتم استاد هم همچین حرفی رو زد چون میدونست کسی نمیتونه از مدرسه بره بیرون و کچل کنه و برگرده دبیرستان ما هم 24 ساعته یه نگهبان دم در داشت که نمیذاشت کسی بیرون بره از در پشتی مدرسه که کلیدشو فقط خودم داشتم رفتم بیرون کچل کردم و برگشتم استاده فقط 5 دقیقه بهم نگاه میکرد! فکش افتاده بود! در طریق هدایت از کمی رهروانش نهراسید(!) ، همانا مردم دور سفره ای گردامده اند که سیری آن کم و گرسنگی آن بسیار است. امام علی-علیه السلام- http://negah-e-sevom.blogfa.com http://www.forum.98ia.com/t241483.html رفتم....همین! اگه کارم داشتین با لینکهای زیر در تماس باشید http://www.forum.98ia.com/member82034.html http://donbalamkon.com/elpachino با عرض پوزش از دوستان که دارم بی خداحافظی میرم خداحافظ همگی | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #23 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر متوسط ![]() تاریخ عضویت: مهر ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : مهر ۱۳۸۹ محل سکونت: قلب دوستای گلم
نوشته ها: 265
(View Stats)
تشکرها: 381
تشکر شده 1,070 بار در 365 پست
کتاب مورد علاقه : کوری حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز ولی من زیاد فرار کردم . مخصوصا پیش دانشگاهی . از منبع آب مدرسه میرفتیم بالا از رو دیوار در میرفتیم یادش بخیر | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #24 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر عادی ![]() تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : بهمن ۱۳۸۸ محل سکونت: جایی همین نزدیکی..
نوشته ها: 40
(View Stats)
تشکرها: 191
تشکر شده 103 بار در 44 پست
کتاب مورد علاقه : دالان بهشت ،همخونه و .. حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز آااااررررررررره ![]() یه بار راهنمایی که بودم هوا گردو خاکی خیلیام نیومده بودن مدرسه ما هم جیم شدیم ![]() ولی هیچ وقت یادم نمیره قلبم اومد تو دهنم تا اومدیم بیرون... و اکنون تو با مرگ رفته ای ؛ و من این جا ، تنها به این امید دم می زنم که با هر نفس ، گامی به تو نزدیک تر می شوم این زندگی من است ... | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #25 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر نیمه فعال ![]() تاریخ عضویت: شهريور ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : شهريور ۱۳۸۹
نوشته ها: 361
(View Stats)
تشکرها: 672
تشکر شده 1,490 بار در 714 پست
| بدون امتیاز : 0 امتیاز تا دلت بخواد یه بار دوم دبیرستان که بودم زنگ آخر امتحان شیمی داشتیم بدش من پیشنهاد دادم همه در ریم تا امتحان ندیم خلاصه همه رفتیم فرداش کل کلاسمونو 3 روز اخراجیدن![]() ![]() | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #26 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: خرداد ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : خرداد ۱۳۸۹ محل سکونت: هر کجا که خوشم بیاد ... زیر سقف آسمون خدا
نوشته ها: 1,139
(View Stats)
کتاب مورد علاقه : سپیده عشق , بر باد رفته حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز مي خواستيم فرار كنيم هاااااااااا ولي ديگه بچه ها نارفيقي كردن و تنها مونديم و كار به جاهاي باريك نكشيد حرفهاي ما هنوز ناتمام... تا نگاه مي کني وقت رفتن است بازهم همان حکايت هميشگي ! پيش از آنکه با خبر شوي لحظه ي عظيمت تو ناگزير مي شود ای دریغ و حسرت همیشگی ... ناگهان چقدر زود دير مي شود! برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید | ||||||||
| | |
| | #27 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر عادی ![]() تاریخ عضویت: فروردين ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : فروردين ۱۳۸۹
نوشته ها: 75
(View Stats)
تشکرها: 1,638
تشکر شده 701 بار در 91 پست
کتاب مورد علاقه : م.مؤدب پور حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز اینو خوب اومدی فرار کنیم تابلو میشیم ولی من قبلا چند بار فرار کردم كاش ميشد سرنوشت خويش را از سر نوشت كاش ميشد اندكي تاريخ را بهتر نوشت كاش ميشد پشت پا زد بر تمام زندگي داستان عمر خود را گونه اي ديگر نوشت ![]() | ||||||||
| | |
| | #28 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر فعال تایپ کتاب ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : ارديبهشت ۱۳۸۹ محل سکونت: تبریز
نوشته ها: 1,945
(View Stats)
تشکرها: 1,620
تشکر شده 13,592 بار در 1,914 پست
کتاب مورد علاقه : رمان-تاریخ-علمی حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز کودکستان می رفتم و اون موقع ها تک فرزند بودم و یه بچه لوس با همکلاسیم دعوامون شد از کودکستان در رفتم خدایی هنوز مامانم بیرون کودکستان بود و منو دید و برم گردوند بازی سرنوشت | محمد امان وارسته | تایپ عروس فرانسوی | ایولین آنتونی | تایپ اتوبوس ( دفتر سفید / دفتر سیاه ) | فهیمه رحیمی | تایپ بازی سرنوشت | نسرین ثامنی | تایپ عروس سیاهپوش | نسرین ثامنی | تایپ راز دل وحشی | اعظم غنی زاده | تایپ خلوت شبهای تنهایی | فهیمه رحیمی | تایپ به خدا نامه خواهم نوشت | نیلوفر لاری | تایپ برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید | ||||||||
| | |
| | #29 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر عادی ![]() تاریخ عضویت: فروردين ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : فروردين ۱۳۹۰
نوشته ها: 5
(View Stats)
تشکرها: 142
تشکر شده 22 بار در 8 پست
حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز ارهlن همون اول ابتدایی روز اول از مدرسه فرار کردم ![]() الانم که درسم تموم شده هنوزم از مدرسه متنفرم تا روز اخر فراری بودم مامانم اخرا می گفت اگه پسربودی چیکار میکردم![]() ![]() | ||||||||
| | |
| | #30 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : بهمن ۱۳۸۸ محل سکونت: جایی که تو نیستی...
نوشته ها: 1,100
(View Stats)
تشکرها: 2,771
تشکر شده 3,293 بار در 1,319 پست
حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز استغفرالله............... ![]() | ||||||||
| | |
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| از, تا, حالا, فرار, مدرسه, کردی؟؟ |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
| |
موضوعات مشابه | ||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| بدترین خراب کاری که تو مدرسه و دانشگاه کردی چی بود/چه سالی؟؟/ | elham.b | بحث و گفتگو | 77 | ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۱ ۰۵:۱۲ بعد از ظهر |
| تا حالا به موس توی دستتان دقت کردی؟؟؟؟ | ghaem.64 | جالب و خنده دار | 26 | ۴ شهريور ۱۳۹۰ ۱۲:۵۲ قبل از ظهر |
| تا حالا سر دوراهی گیر کردی ! | Adnia | بحث و گفتگو | 50 | ۲۰ مرداد ۱۳۹۰ ۰۳:۲۶ بعد از ظهر |
| حالا چرا دستت و کردی تو چشمش؟ | rana-021 | حیوانات ، پرندگان و ... | 3 | ۲ شهريور ۱۳۸۹ ۰۷:۳۳ بعد از ظهر |