| |||
| | #1 (لینک مستقیم) | ||||||||
| مدیر بخش کتاب ![]() تاریخ عضویت: خرداد ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : خرداد ۱۳۸۸ محل سکونت: جایی که قلب آنجا نیست
نوشته ها: 12,089
(View Stats)
تشکرها: 67,486
تشکر شده 214,046 بار در 14,665 پست
حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز سلام دوستای گلم ... این رمان هم به پایان رسید و طبق شواهد بچه ها خیلی ازش استقبال کردند ... ![]() حالا مایلم نظرات شما را راجع به این رمان بدونم ... ![]() با تشکر ![]() مها شمس بلافاصله بعد از گرفتن دیپلم در شرکتی به عنوان منشی رئیس مشغول کار میشود ولی از همان روز نخست به رئیس شرکت یعنی پدرام شمس دل میبازد ولی چون او توجهی به مها نشان نمی دهد تصمیم میگیرد با فرستادن گل ونامه های کوتاه به همراه ان بصورت ناشناس توجه او را به خود جلب کند ولی پدرام فکر میکند که گلها را دخترخاله اش که زمانی عشق او بوده و به عنوان ابراز پشیمانی فرستاده است و قتی خاله پدرام بخاطر تشابه فامیل مها با پدرام اشتباها فکر میکند انها با هم ازدواج کرده اند پدرام به مها پیشنهاد یک ازدواج صوری میدهد..... لینک رمان رنگ گل نسترن | زهرا رضا زاده تشکر از تایپیست ها = نشان ِ شخصیت ِ والای شما!![]() | ||||||||
| | |
| | #2 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: دي ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : دي ۱۳۸۸ محل سکونت: تو زمین خدا
نوشته ها: 1,829
(View Stats)
کتاب مورد علاقه : حریم عشق حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز رمان قشنگی بود یه کوچولو با بقیه رمانها فرق داشت. ممنون از زحمتی که کشیدی. چه خوش خیال است فاصله را می گویم به خیالش مرا از تو جدا کرده نمی داند جای تو امن است اینجا در میان دل من..... | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #3 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر خودمونی ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : ارديبهشت ۱۳۸۸
نوشته ها: 116
(View Stats)
تشکرها: 4,815
تشکر شده 379 بار در 65 پست
کتاب مورد علاقه : نیروی حال | بدون امتیاز : 0 امتیاز خسته نباشی من فکر می کنم آخرش یکمی مسخره تموم شد مخصوصا پیوند دادن هول هولکی دانیال و مژده بهم ، فکر نمی کنم تو این دوران ازدواج به این مسخرگی باشه من نمی دونم چرا اکثر نویسنده ها اینقدر با عجله کتاب تموم می کنند . انگار گذاشتن دنبالشون؟؟؟! مها دیگه یکم اغراق آمیز رفتار می کرد گاهی وقتها دلم می خواست می تونستم تکونش بدم وسرش داد بزنم محکم باشه به کل خوندنش خالی از لطف نبود خیلی ممنون و دوباره خسته نباشی | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #4 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر فعال معرفی و نقد کتاب ![]() تاریخ عضویت: فروردين ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : فروردين ۱۳۸۸
نوشته ها: 692
(View Stats)
تشکرها: 9,956
تشکر شده 11,628 بار در 766 پست
کتاب مورد علاقه : کلیدر | بدون امتیاز : 0 امتیاز با تشکر از عسلی عزیز بابت گذاشتن این رمان( هرچند قرار بود اول رمان اتش کینه رو بذاره )به نظرم دلیلی که پدرام میخواد رابطه رو تموم کنه( یعنی فهمیدن این که فرستنده گلها و نامه ها مها بوده ) اصلا قابل پذیرش نیست اگه پدرام حالا عاشق مها شده چرا باید عصبانی بشه که اون براش گل میفرستاده؟بخصوص که مشخصه آرزو اون رو نمیخواد فکر میکنم نویسنده باید یه دلیل قشنگ تر وقابل باورتر برای این کار پدرام خلق میکرد ![]() بعدشم اگه عقد صوریه چرا یه عده از فامیل پدرام حضور دارن؟ حرکات مها هم بعد از جدایی خیل اغراق امیز نوشته شده بود به حدی که آدم به جای این که دلش براش بسوزه حس میکرد دلش میخواد یکی بزنه توی گوشش ![]() اون قضیه کتک خوردن پدرام بخاطر تلافی شکستن غرور مها هم که اخرغیر قابل پذیرش بود آخه کی حاضره یه چوب بده دست خانواده دختره بگه بیاید هر روز منو بزنید حالا اگر وسط کتک خوردن می مرد قضیه چی می شد؟ توصیه من از بین رمانهای در حال تایپ کاربران نودوهشتی ![]() آن نیمه دیگر... | anital کاربر انجمن بازنشسته | mirage کاربر انجمن فرشته ی نگهبان | پاتریشیا ویلسون | ترجمه ی Yasnaaaa کاربر انجمن | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #5 (لینک مستقیم) | ||||||||
| مدیر بخش کتاب ![]() تاریخ عضویت: خرداد ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : خرداد ۱۳۸۸ محل سکونت: جایی که قلب آنجا نیست
نوشته ها: 12,089
(View Stats)
تشکرها: 67,486
تشکر شده 214,046 بار در 14,665 پست
حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز آتش کینه برای بعد از عید قرار شد من و آیدا بذاریم ... تشکر از نظرات گرانبهاتون | ||||||||
| | |
| | #6 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر ویژه ![]() تاریخ عضویت: مهر ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : مهر ۱۳۸۸ محل سکونت: سوئد
نوشته ها: 2,877
(View Stats)
تشکرها: 12,267
تشکر شده 23,360 بار در 3,583 پست
کتاب مورد علاقه : بخت سفيد زمستان حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز عسل جان دستت طلا.اونقدر که از سرعت تایپ بالای رمان بهت زده شدم از خود رمان نشدم کارت بینظیر بود .باید برات دست زد اساسی![]() .حقیقتش خود داستان خیلی موش و گربه بازی داشت با این عشقهای آب دوغ خیاری که امروز عاشق و شیفته هستن فرداش متنفر. دیگه تو اکثر رمانها میبینیم.ولی اسکن کتاب خوبیش اینه که آدم حس میکنه کتاب رو تو دستت داری تا اینکه تایپ بشه،به هر حال ممنون گلم خیلی زحمت کشیدی و جماعتی رو هر شب تو خماری نذاشتی![]() ![]() | ||||||||
| | |
| | #7 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: خرداد ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : خرداد ۱۳۸۸ محل سکونت: سوئد
نوشته ها: 1,335
(View Stats)
تشکرها: 968
تشکر شده 10,363 بار در 967 پست
| بدون امتیاز : 0 امتیاز منهای اغراق ها نویسنده در مورد غش و ضعف های مها کتاب قشنگی بود . ممنون از عسل برای گذاشتن این رمان آنهم با این سرعت | ||||||||
| | |
| | #8 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر ویژه ![]() تاریخ عضویت: آبان ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : آبان ۱۳۸۸
نوشته ها: 4,029
(View Stats)
تشکرها: 35,630
تشکر شده 37,885 بار در 3,884 پست
کتاب مورد علاقه : روانشناسی حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز دستت درد نکنه عسل خانوم گل وبلبل.کتاب تقریبآ قشنگی بود ولی کاش اینقدر مها غش وضعف نمی کرد. فکرمیکنم مها زیادی رمانتیک بازی دراورده..ونویسنده هم زیاد تو سر مهای بیچاره زده،طفلک مها... درهر صورت ممنون بخاطر به پایان رساندن تایپ کتاب. خاموش باش وگوش فراده! هنگام دعا،آن قدربا خدا حرف می زنیم که نمی توانیم پاسخ «او»را بشنویم. خاموش بودن را بیاموزیم تا بشنویم. تا زمانی که ندای «او»را نشنیده ایم،به ارتباط کامل با «او»نرسیده ایم. هر روز به سوی تو می آیم چهار اثر ...فلورانس اسکاول شین هرلحظه خدارا سپاس رها شدن از مشکل گروه بانوان نیکو کاری مجازی التماس دعا برای همه ی بیماران و گرفتاران................ ویرایش توسط azam 24 : ۲۶ اسفند ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۰۸ بعد از ظهر | ||||||||
| | |
| | #9 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر متوسط ![]() تاریخ عضویت: دي ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : دي ۱۳۸۸ محل سکونت: Karlsruhe, Deutschland
نوشته ها: 237
(View Stats)
تشکرها: 21,973
تشکر شده 637 بار در 148 پست
کتاب مورد علاقه : زیاده!! کدومو بگم؟؟ حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز آدم یه جاهایی خیلی از مهاحرصش می گرفت!!! هیچ کسی این قدر بی غرور نمی شه که اجازه بده از مادر تا دختر دایی و یا حتی معشوقش این قدر تحقیرش کنن و اون چیزی نگه و فقط گریه کنه!!! | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #10 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر خودمونی ![]() تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : بهمن ۱۳۸۸ محل سکونت: جایی در همین نزدیکی "زیر آن کاج بلند"
نوشته ها: 106
(View Stats)
تشکرها: 954
تشکر شده 696 بار در 122 پست
کتاب مورد علاقه : بر باد رفته حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز سلام فقط یک سوال برای من پیش آمده ان هم اینکه ایا واقعا" مسخره نیست که برای رفتن به یک عروسی ادم به عقد دائم یک پسر در بیاد ...... به نظرم این کتاب خیلی غیر واقعی بود | ||||||||
| | |
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| رضا, رمان, رنگ, زاده, زهرا, معرفی, نسترن, نقد, کتاب, گل |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
| |
موضوعات مشابه | ||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| دا | سیده زهرا حسینی | معرفی و نقد کتاب | asheghi | ایرانی | 75 | ۱۹ اسفند ۱۳۹۰ ۱۱:۲۵ قبل از ظهر |
| در جستجوی بهار | زهرا اسدی | معرفی و نقد کتاب | sh_h | ایرانی | 1 | ۱۶ مرداد ۱۳۹۰ ۰۲:۴۱ بعد از ظهر |
| رنگ گل نسترن | زهرا رضا زاده | دانلود | Silver_Moon | ایرانی | 1 | ۱۳ فروردين ۱۳۹۰ ۰۸:۰۷ بعد از ظهر |
| رنگ گل نسترن | زهرا رضا زاده (اسکن) | ستاره یخی | کتابهای کامل شده ایرانی | 61 | ۲۶ اسفند ۱۳۸۸ ۱۱:۳۰ قبل از ظهر |