بازگشت   نودهشتیا > کتاب > تایپ کتاب > جزیره متروکه کتاب

 تبلیغات 

عجیب تو جیب
نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: خواننده ی گرامی لطفا سن واقعی خود را در صورت تمایل وارد کنید:
زیر 15 3 5.88%
15 تا 20 26 50.98%
20 تا 25 17 33.33%
25 تا 30 5 9.80%
بالای 30 0 0%
رأی دهندگان: 51. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.

 
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۱۲ تير ۱۳۹۰, ۰۶:۴۳ بعد از ظهر   #11 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
~shahrivar~ آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +202 امتیاز     
پیش فرض



داشتم تیپ فرزین و دید میزدم و تو دلم حسرتشو میخوردم که فرزین با دیدن زخمای صورتم دوباره خنده شو از سر گرفت :
_ رفته بودی جنگ با گربه ها ؟ مامان منم از دست گربه ها عاصیه ....قربون دستت یه سر بیا خونه مون اونا رو هم ادبشون کن ....
حالا یکی باید میومد اینو جمعش
میکرد ، داشتم با نگاه دنبال یکی میگشتم که از دست این فرزین نجاتم بده که چشمم به مهلا افتاد و دیدم حواسش به ماست ، وقتی نگاه منو متوجه خودش دید با سر به فرزین اشاره کرد و انگشت وسطشو رو به بالا تکون داد .....ای وایِ بر من ، مگه مهلا ملکه ی ادب و نزاکت نبود ؟! ....عجب خری بودیم ما تا حالا ، یعنی همه ی دخترا دو رو دارن ؟ ...اون از سولماز با اون فحشای خانمان براندازش ، اینم از مهلا که اونهمه مبادی آداب بود ....من داشتم با چشمای گرد شده از تعجب مهلا رو نگاه میکردم که فرزین رد نگاهمو گرفت و گفت :
_ آخی ، داری حسرت تیپ مهلا رو میخوری ؟ بابا مانی انصاف داشته باش ....به خودت حق بده که اینجوری سلیقه ت نم کشیده باشه ، آخه تو این اواخر سرت به گربه ها گرم بوده و مشغول بودی ....این مهلای بیکار و بیعار و با خودت مقایسه میکنی ؟ ....بابا بیخیال ....تو خیلی سطحت بالاتر از این حرفاست ... Cat woman ـی هستی واسه خودت...
و با صدای بلند زد زیر خنده ، میخواستم بهش بگم : هه هه ... دیشب تو آب نمک خوابیدی ؟! .....اما یاد این افتادم که هر وقت دخترا این جمله رو بهمون میگفتن مسخره شون میکردیم که شما باز کم آوردین این دیالوگ تکراریتونو گفتین ؟! ....اما نمیتونستم که برو بر بشینم نگاش کنم و اینم همینجور اراجیف تحویلم بده ، با حرص نگاهش کردم و گفتم :
_ کم کم داری رو دست همه ی خیارشورا بلند میشی ها ! .....همینجور به تو آب نمک خوابیدن ادامه بده تا یه روز واسه خودت سوپر خیارشور بشی و دایی به پسرش افتخار کنه ....اما منو میشناسی که ، خیارشور دوست ندارم ....کلا وقتی خیارشور میبینم حالت تهوع بهم دست میده ، پس برو رو سر یکی خراب شو که از خیارشور خوشش بیاد .
یه پوزخند زدم و خواستم از رو کاناپه بلند شم که فرزین که از حالت صورتش معلوم بود تا اونجاش سوخته با عصبانیت گفت :
_ تو اگه حالت تهوع داری ربطی به خیارشور نداره ، معلوم نیست پسره چه بلایی سرت آورده که حالت تهوع بهت دست میده ...
ای خدا ، چه حالی میده من الان یکی محکم بزنم وسط پاش !....آدم فروش عوضی ، مرام و معرفت نداره که .....بابا تو هر چی متلک بلدی من یادت دادم ، به همین زودی یادت رفت ؟! .... حالا کدوم پسره رو میگه خدا میدونه ...
ترجیح دادم جوابشو ندم ، بهترین کار این بود که هر چه زودتر خودمو از دستش نجات بدم ، از جام بلند شدم و به سمت آشپزخونه به راه افتادم ، دیدم مهلا هم بلند شده داره پشت سرم میاد ....دم در آشپزخونه بازومو گرفت و با خوشحالی گفت :
_ چی بهش گفتی که اینجوری تا فیها خالدونش سوخت ؟...
پوزخندی زدم و گفتم :
_ تا اون باشه دیگه سر به سر من نذاره ....
با انگشت زد تو سرم و گفت :
_ خوب خره تو خودت هم باید حواست باشه گزک دستش ندی ، الان این کفش چیه پپوشیدی ؟ خوب اگه ببینه که آبرو واست نمیذاره ...
آخ آخ ...پس بالاخره رویت شد ،
یه عمر به خوش تیپی معروف بودیم یه شبه فنا شد , بازم شکر که فرزین ندید اگه میدید که منو بدبخت میکرد....سرم و انداختم پایین و گفتم :
_ اصلا حواسم نبود ....
مهلا با خنده گفت :
_ آره خودم هم فهمیدم حواست نبوده ، کلا انگار امروز اصلا حوصله نداشتی ، هر چی دم دستت اومده پوشیدی ...
در تایید حرفش سری تکون دادم و گفتم :
_ اصلا نمیخواستم بیام ، به اصرار مامان اومدم ...
دستشو دور گردنم انداخت و منو با خودش به سمت آشپزخونه کشوند و تو همون حال گفت :
_ حالا که اومدی نباید بذاری بهت بد بگذره ....بیا بریم دسرها رو تزئین کنیم .
ای خدا این مهلاست دستش دور گردن منه ؟! .....دستمو دور کمرش حلقه کردم و با سرخوشی یه ماچ آبدار رو لپش گذاشتم که اونم یه دونه آبدار ترشو تحویلم داد ..
..کاش زودتر شناخته بودمت مهلا , اگه میدونستم اینقده نازنینی پریشب اشکتو در نمیاوردم
یه دفعه عقل و شعورم اومد سر جاش و تو دلم گفتم : خاک تو سرت مانی ، داری با همجنس خودت حال میکنی ؟ ...
ای بابا !...کدوم حال ؟ ...کدوم کشک ؟! ....از روی عادته که فکر کردم اینجوری بهم حال میده ، اما حقیقت اینه که هیچ حالی اونجوری که همیشه بوده در کار نیست .....بیچاره شدی مانی ، از مردی و مردونگی افتادی ...
تو آشپزخونه مامان و خاله ها و زن داییا همه در تکاپو بودن ، من و مهلا هم رفتیم یه گوشه وایستادیم ، مهلا ژله ها و کارامل ها رو تزئین میکرد منم نگاهش میکردم ، منو چه به کارای دخترونه ! ....
اما وقتی مامانم بشقابا رو دستمون داد که ببریم رو میز بچینیم ناگزیر مجبور شدم بگیرمشون و با مهلا برم بچینیمش ....زیر چشمی نگاه کردم و دیدم فرزین با یکی از دامادای داییم مشغول حرفن ، نفس راحتی کشیدم و مشغول گذاشتن بشقابا شدم ،
باید میدونستم که این فرزین مشغول هر کاری هم که باشه راداراش به طور خودکار فعالن ! ..... یه عمر همکار بودیم نا سلامتی , اما یادم رفته بود
یه دفعه صدای فرزین که با صدای بلند از همونجایی که نشسته بود منو مخاطب قرار داده بود تو سرم هوار شد :
_ اِااااا
مانیا ؟ ....کفشای عمو نوروز تو پای تو چیکار میکنه ؟...
اینبار فقط خنده ی فرزین نبود که اعصابم و تحریک میکرد ، هر کی صدای فرزین و شنیده بود داشت با صدای بلند میخندید ، این فرزین هم ول کن نبود و همونطور با خنده ادامه میداد :
_ تو که میدونی عمو نوروز چقدر رو کفشاش حساسه ، واسه چی ورشون داشتی ؟ .....بابا گناه داره پیرمرد ...
دلم میخواست همونجا بزنم له و لوردش کنم , واقعا اینهمه وقت منم از این بلاها سر بقیه میاوردم ؟ یعنی اینهمه آسکاریس داشتم ؟
کل سالن داشت میخندید و منم شده بودم دلقکشون که صدای دایی یعنی بابای فرزین همه رو وادار به سکوت کرد :
_ بسه دیگه ، فرزین دهنتو میبندی یا بیام ببندمش ؟ .... حالا دختر قشنگم یه روز حوصله نداشته ، حواسش نبوده ..... تو باید هر و هر بخندی و مسخره کنی ؟ .....تازه کفشای عمو نوروز که اینجوری نبوده ، این کفشا که نوه ......کفشای عمو نوروز به خاطر کهنگی و پاره پورگیش معروف شده ....
خدا رو شکر دایی مثل همیشه یه موضوع پیدا کرد تا 2 ساعت درباره ش نطق کنه و توجه بقیه رو از رو کفشای من برداره ...همه به جز فردین مشغول گوش کردن داستان کفشای عمو نوروز که دایی مشغول تعریف کردنش بود شده بودن ، فقط فرزین بود که هی داشت واسه من چشم و ابرو میومد و پوزخند میزد پسره ی الاغ .
تا شام و خوردیم و میز و جمع کردیم واسه من اندازه ی یه عمر گذشت ، واقعا هم خیلی سخته موقع غذا خوردن همش حواست به این باشه که نکنه سوتی بدی و کاری کنی که فرزین آبروتو ببره ...
وقتی رسیدیم خونه نزدیک یک نصفه شب بود ، شب سختی رو گذرونده بودم ، سخت از لحاظ روحی .... به محض اینکه به اتاقم رسیدم خودمو پرت کردم رو تخت و خیلی زود خوابم گرفت .
صبح با صدای ضربه هایی که به در میخورد چشم باز کردم ، با بی حالی صدامو بردم بالا و گفتم :
_ چه خبرتونه ؟ .....
صدای مامانم از پشت در بلند شد :
_ چرا جدیدا همش در اتاقتو قفل میکنی ؟ ....پاشو کلاست دیر شد ، مگه امروز کلاس نداری ؟ ...
کلاس ؟! یعنی من پاشم اینجوری برم دانشگاه ؟ ...خدایا ، فرزین کم بود حالا امیر و هومن و نوید هم اضافه شد ....
اما آخرش چی ؟ باید از این چهار دیواری میرفتم بیرون تا بتونم یه فکری به حال خودم بکنم و یه خاکی تو سرم بریزم , تا ابد که نمیتونستم خودمو حبس کنم تو اتاق ، از جام بلند شدم و به مامان گفتم که الان آماده میشم ....اینبار همه ی دقتمو تو ست کردن لباسام به کار بردم ، به اندازه ی کافی دیشب ادب شده بودم که تیپ خز نزنم
خدا رو شکر مانیا خانم به اندازه کافی خوش سلیقه بود , فقط سلیقه اش زیادی دخترونه بود
حد اقل واسه دانشگاه میتونستم کفش اسپورت بپوشم .... هر چند طبق معمول جلوی آیینه همش با خودم غر میزدم :
_ کجایی مانی ؟ ....کجایی ؟ ....این چیه آخه ؟! ..
دوباره موهامو دم اسبی بستم ، چون طور دیگه ای بلد نبودم ببندم ، قسمت سخت قضیه مقنعه پوشیدنش بود ، منی که شال و با اون همه خفت و خواری سرم کرده بودم حالا چه جوری باید این مقنعه ی مشکی و میپوشیدم ، کاش از این یه قلم کار معاف بودم .....اما نهایتا طبق معمول این مدت کوتاه اومدم و سعی کردم بپوشمش ، تا حدی موفق شدم اما یه تیکه ی مثلثی شکل ازش اضافه اومده بود که نمیدونستم باید باهاش چیکار کنم ، مجبوری بالا زدمش تا از جلو صورتم کنار بره ، نرمال به نظر نمیرسید ....اما کار دیگه ای هم از دستم بر نمیومد ، کوله مو برداشتم و رفتم آشپزخونه تا صبحونه بخورم ، مامان وقتی منو دید بلند شد برام چایی بریزه ، منم همونطور که مینشستم گفتم :
_ مامان من چه جوری برم دانشگاه ؟ ماشینتو میدی ؟...
در حالیکه چاییمو جلوم میذاشت گفت :
_ مگه عقلمو از دست دادم ، مثل همیشه با تاکسی یا اتوبوس برو دیگه ....اِاااا ....چرا مقنعه تو اینجوری پوشیدی ؟
_ هر کاریش کردم درست نشد ...
_ یعنی چی درست نشد ؟ بذار ببینم ...
مقنعه مو بیرون آورد و دوباره سرم کرد ، خدا خیرش بده ... از ضایع شدن نجاتم داد ....ولی از همه ی اینا گذشته ، ای خدا ! منو بکش راحتم کن....این چه بدبختی ایه من گرفتارش شدم آخه ؟! ....






من ... رویایی دارم ، رویای آزادی! ... رویای یک رقص ِ بی وقفه از شادی !
 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید



ویرایش توسط ~shahrivar~ : ۱۲ تير ۱۳۹۰ در ساعت ۰۶:۵۶ بعد از ظهر
~shahrivar~ آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
! M@h!la !, !!! NAFAS !!!, !summer girl, # بلوط #, #PARDIS#, "rasta", (morvarid), (zarrin_h), * Ghazal*, * MAN *, * sogi jOoOn *, **LONELY**, ~Niayesh~, **samanta**, **Silver Star**, **پناه**, *ARAM*, *aren*, *atrina*, *Ghazal*, *GolDeN*, *H@sti*, *Hasti*, *mania*, *n@fi3*, *niki, *Peggy*, *ROJA*, *soodabeh*, *venos*, *yasaman*, *~SETAREH~*, +Neda+, -Farimah-, -نازلی-, ...BaHaR..., .:aida:., .:JASMiNe:., .Ghasedak., .Ice Girl., .LiLiM., .Mania., .Mehrnoosh., .MojGan., .Mona., .parniya., 021girl, 199295, 23252, 3tare, 88 shiva, a.n.jel, Abandokht, abby7, abien, admiral, afarinesh, aidai, alikhademi, amini2004, Amirsam1, Anahita.s, angel04, angur, anital, ANNE, Anolin, anzhela, aram_joon, architect_shima, arezoo184, ariany, Artemisa, asal-1412, asemane nili, ash.1, ashoka, Astrgirl, ati123, atieh72, atrin220, atyek, avaa..., avayebaran, AVESTA, AYDA alone, aynaz69, Az@de, azad_awesome, azima, b.khorasani, babasi, bahar.d65, bahar1313, bamdad.94, baran.amad, baran2, baran_1990, behi_aquarius, Behnaz joon, bella94, bikari, bitabarfi, black.moon 90, blub2000, blue65, boshra14, brain storm, CAT-WOMAN, com86, coral, CountesSgoddesS, dalghak, dander1000atash, dDorsa, DE2MISS, delbar.72, Deldel, diena, dj_bass, doda23, dokhtare babash, dokhtare khial, dokhtar_naz2020, Donya-70, dream07, eglantine-m96, elahe atash, elahe70, ELAHE_E, Elen, ELI.12, eli5, elia65, elianoos, Elin-sky, elnaz a.k, elnaz89, esfarzaneh, evva, Eyes Wide Shut, fadai, faezeh.sn, faez_er, fairy, farajoon, farizad, farnaz21, farnaz58, Fatemeh.98, fatemeh.ss, fatemehjojo, fathemeh, fatima983, fatima_59, feryal_bahmani, ffrhad, flavia, fr number1, f_ gisoo tala, gandomsa, ghambar, ghazghaz, gherti, ghorbani, girlstreet, glarion, gol e roz sefid, golabaton, goldoone22, golgoli jaan, goli-, gorestan man, hadis00, hala, hamed ahmadi, haniye_rain, hany666, hanye, harki00, hasti_azadi, hasty 70, helen888, homa41, honey_x, hooman770, htamspam, ice-girl, ili mah, isis, javoone, jighol, jokerlady, Just Say No, kalen, katerina petrova, Katra, katy, khademre, Khate Siah, kiana_kia, Kiiiiana, kimia jon, kimia_13662000, kimiya14, krystall, kurda smahlt:<, L!l!an, Laali, leila.kh, leyli70, lili5225, liuana, lodan, love is.., love_a, m-pezhvak, m.b71, m.mahya, M.matineh, M.shasusa, m0zhdeh, madad, mahda, mahdiehhjz, mahdis65, mahdis6764, mahdis_m, Mahed, mahsa1490, mahsamoon, mahsa_128, mahsa_m445, mahshad05, mahta-r, mahtab10, mahya92, makhmal_66, malihe ranjbar, maneou, manso0re, many22, marale, mary90, maryam mokhtari, maryam.mani, maryam1, marzie1994, mehr68, mehraban.g, Memolina, meno, mesle aftab, Mina, mina-N, mina.bala, mina68, minmin1780, minoo1920, mira., Misha73, misha_kavir, misha_porro, Miss NiloO, mobena1, mojan_23, mojiii67, mokmor, mona.65, monire_74, moon shine, moonlightskay, MoonN, Mooshoolina, morteza va ati, motlagh, m_h_n, m_mah, M~SAMI, N@nacy, n@sim, nadia_gh74, nafas44, Nahid72, Nargis-narcisse, nasim j, nasim1768, nasim78, NAVA22, nazi2000, naz_goli, Ne9in, negar1373, negin-joon, nelly, nenoy, neshan, NE[ )@A, niaz 72, niazruby, Niko0li, nilgon_nili, niloofarane, niloofar_1372, nina20, Nishteman, nita.viok, nlp16001, noodi, nutty, olala, ONCE ALONE, OoPs, pa.j, paiz, pani jooni, Pari*, pariedarya, parmis86, parnar, parshang, Pegahツ, pegiiiiiiiii, peleus, perijooon, Persian.girl217, polymehr, rahha, ramesh20, Randy Or, rara3, Rasuliiiiii, ratanaz, redrose_love68, reza635, riitaa, rizeh mizeh, roya-s, roya1365, roze68, rozi-91, s-engineer, s.d.yeganeh, s.fzpr, s.sh, saaad, saba 68, sabz_abi, saghi.m, SAGHIIIII, Sahar.M, saharmn, sahely, sahra20, salna, samaneh60, samir, sana1577, sanamjooje, sanaz1, sanaz14, sanaz_, sara angel, sara parvizi, sara1988, Sarah*, sarahn.6991, saratab, SaRgArDuN_A, sarina1911, sazin513, Semin309, SETARE SOHEYL, setayesh73, setayesh_p995, sete, shafagh 69, shaghhayeghh, shahpasand, shahzadeh irani, shakiba_2510, sharmin.r, shayesteh 96, sheldon, sheydajoooon, Shifteh, shili, shima-m, shima2011, shirin74, shiva joon, shoko pars, Silber, SilverSea Horse, sina_blue, skiller, smart girl, sogand218, Sokout_momtad, sollmaz, some one, some one 90, somy_kh, Sonetto, soody pink, soshyans, Speed McQueen, stiv, sunthin, susanzandieh, suzy, sydney, szszsz, s_mehr, Ŝάмĭ, T T--THR, talkhoon, tama1011, tangel, TanNazZz, taraneh24, taraneh86, TARANOMEMEHR, tatar1, Termeh1, tina 1989, tina., tono, toop, tpirouz, Unbreakble, unichorn, unique1366, Ushya7, v.f.d, vaghea, valehe, Veni, volcano67, Y@Li-Jj, yada, YAS95, yasam, yasamin_azizi, yasnaa, yassii, yas_m, Z.BITA, zahra16, zahra_jk, zara14, zebeli, ziZi @ M, zohreh17, zznanin, _Azadeh_, _black Flood_, ~@S@R~, ~Alone.Boy~, ~AmestriS~, ~fatemeh69~, ~Green Angel~, ~jOojoO.tAlA~, ~Ordibeheshti~, ~Spunk!e~, ~مریم~, ×sepidar×, Vulnerable, ʘZa℞, آبجی نیلوفر, آراااام, آرتمیس 98, آرنیکا, آنالیا, ابی دریا, اسپازيا, اشوزدنگهه, الهه14, امتیس, ايلين, ایلیبرا, بخاری, بهار سرد, بي بي فري, بی بی گل, تانی, ترنم, ترنم ازاد, تمنّا, تهمتن, توهم سبز**, جان کریستوفر, جیگول, حسین زاده حسینی, PARIS A, حنیفا58, خالق اسمان خیال, خانم فسقلی, خورشيد سرد, دخی بلا, دلنيا61, رامان, رامونا, رضوانه خیال, رها مین, رودنا, رویای باران, رویای من او, ستاره کویر, ستين, سرتق, سوال, شبح سیاه, شقایق وحشی, شكوفه هاي گيلاس, شه تاو, شیرین78, شیما؟, صدف., عشق یخی, عیدی, فردین202, فرزانه 62, فرشته ی تنها, فرگون آسمانی, فهیم, فهیمه67, لی لی تنها, لیلی 123, ماهین56, مریم, مسافر كوچولو, معشوق, منا64, مهرساRD, مهرناز_71, مهستی, مونا**, مُحی, میتی65, ندایی67, نرجس خاتون, نسيا, نفس_20, نهایت, نگان, نی لو فر, نیلوفر آبی, نیلوفر:-), نیکا83, هانیه نیکو, همون برنج, واران, وارش67, پامچال, پدیده, پرهوده, پروکسیما, ღღ Parisa ღღ, پریناز74, پـردیس, پیازچه, کابوک, کاساندا, کمند, گلنار, یگانه, ღ ghazali ღ, ♥Sepideh♥, 乃凡卝凡 伬

تبلیغات

64 محصول اسپیکر

قدیمی ۱۹ تير ۱۳۹۰, ۱۲:۱۳ بعد از ظهر   #12 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
مسافر كوچولو آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +197 امتیاز     
پیش فرض

مقنعه مو بیرون آورد و دوباره سرم کرد ، خدا خیرش بده ... از ضایع شدن نجاتم داد
ولی از همه ی اینا گذشته ، ای خدا ! منو بکش راحتم کن....این چه بدبختی ایه من گرفتارش شدم آخه ؟!
همونجور که به خودم بد و بیراه میگفتم از خونه زدم بیرون , حالا باید با چی میرفتم ؟
آخرین باری که سوار اتوبوس شدم رو یادم نمیومد واسه همین قید اتوبوس رو زدم و تصمیم گرفتم با تاکسی برم
اونقدر دیرم شده بود که اولین تاکسی ای که نگه داشت سوار شدم
یه پراید شخصی بود .. صندلی عقب دو تا پسر خیلی خوش تیپ و هیکلی نشسته بودن
بیخیال منم نشستم و در حالیکه ظاهرا داشتم بیرونو نگاه میکردم به بدبختیام فکر کردم

خیلی استرس داشتم ... با وجود اینکه دیگه خوب میدونستم هیچ کس با دیدن مانیا پورمهر تعجب نمیکنه ولی بازم ذهنم به شدت درگیرش بود
حتی اگه واسه همه عالم و آدم عادی باشه واسه من نبود
واسه من گم شدن تمام گذشته و هویت و شخصیتم بود
یه آدمی که حافظه اشو از دست میداد از من وضعش بهتر بود .. آهی سوزناک کشیدم
باز به دانشگاه فکر کردم , چقدر سخته .. انگار به یه دنیای دیگه پرت شده باشم

خوب اگه قراره من به جای مانیا باشم , پس دوستام کیا میتونن باشن ؟
یه لبخند اومد رو لبام , با سلیقه ای که از خودم سراغ داشتم حتما با هنگامه خوشکله دوست بودم
پس پریس کیه ؟
همونی که برام اس داده بود ؟ اوه ... یادم اومد این هفته امتحان داریم

استاد ابراهیمی معرف حضور همه دانشجوها بود , نه از حرفش برمیگشت , نه حتی یک صدم به کسی ارفاق میکرد
حالا باید چه خاکی به سرم میریختم ؟ فکر امتحان حال و هوامو عوض کرد ... دیگه یادم رفت مانی نیستم

احساس میکردم بازوم بی حس شده یه نگاه به پسر بغل دستی ام انداختم ... لامروت تموم هیکلشو انداخته بود رو من
خیره نگاهش کردم بلکه از رو بره , دیدم نه بابا رو که نیست سنگ پا قزوینه
همچین رو من لم داده بود انگار ناز بالش گیر آورده
میدونستم بگم برو اونورتر انکار میکنه و میگه مگه چکار میکنم , نشسته ام سر جام

همون لحظه ماشین پیچید و بر اثر این تغییر مسیر هر دو کمی به جهت مخالف متمایل شدیم
الان وقتش بود , تا میتونستم خودم رو سفت و سنگین گرفتم و خودمو انداختم روشو سنگینی بدنم رو بهش تکیه دادم
خیلی دیگه مونده بود تا دانشگامون اما من خیال نداشتم کوتاه بیام
پسره اولش تعجب کرد .. بعدش یه لبخند گل و گشاد تحویلم داد
تو دلم گفتم ( بخند مرتیکه شکم گنده , حالا اولشه , یه کم که بگذره یاد میگیری دیگه هیچوقت تو یه وجب جا رو دوش یه خانم خراب نشی )
هر چی بیشتر میگذشت فشارمو بهش بیشتر میکردم
دیگه از اون لبخند اولش خبری نبود , خوب مثل اینکه کم کم داری ادب میشی ( تو دلم عروسی گرفته بودم .... فقط نمیدونم از کی شده بودم مدافع حقوق زنان ؟ )
بازم بهش فشار آوردم , حالا دیگه کاملا از در ماشین فاصله گرفته بودم تقریبا نصف صندلی رو من گرفته بودم , نصفه دیگه اشو اون دو تا نشسته بودن
مقاومتمو ادامه دادم تا وقتی رسیدم به مقصد
به بهانه دادن کرایه کوله امو باز کردم و در حین گشتن دنبال پول چند بار با آرنج زدم تو دک و دنده اش ... دیگه حسابی حالش جا اومد

یه نیشخند زدم و پیاده شدم ... پسره هنوز تو کف مونده بود که از کدوم جنگل فرار کردم
صاف نشست و پهلوها و قفسه سینه اش رو مالید . در همون حال بازم یه لبخند بیریخت تحویلم داد که با دیدن نیشخند من لبخندش جمع شد و با دهانی باز گیج نگاهم کرد ...
تو دلم بهش خندیدم ( من مانی ام نه مانیا ! )

یه نگاه به ساعت گوشیم انداختم , آخ آخ آخ .. حسابی دیرم شده بود
کوله ام رو انداختم رو دوشمو دویدم سمت کلاسمون , میدیدم که ملت یه جوری نگام میکنن اما فرصت فکر کردن نداشتم اگه حتی یه ثانیه بعد از استاد میرسیدم رام نمیداد
خیلی تند میدویدم ... امیدوار بودم اینجوری جبران تاخیرم رو بکنم
پله ها رو یه نفس رفتم بالا , من اول راهرو بودم و دیدم استاد یزدی ته راهرو داره میره و تا در کلاسمون فقط چند قدم فاصله داره
ریه هام داشت میسوخت از بس دویده بودم ... با صدایی که به سختی در میومد استاد رو صدا زدم
_ استاد .. استاد یزدی
برگشت سمتم و من در حالیکه نفس نفس میزدم بهش نزدیک شدم
_ سلام ( وسطش یه نفس عمیق کشیدم ) استاد
_ سلام جانم , بله ؟
_ استاد ببخشین ,( یه نفس دیگه کشیدم ) میخواستم .. امم .. میخواستم بپرسم ( یا خدا ! چی میخواستم بپرسم ؟ خبر مرگت مانی اول فکر کن بعد دهن گشادتو باز کن ) اممم .. آها , میخواستم بپرسم , استاد کی امتحان میان ترم میگیرین ؟
استاد یه نگاه عاقل اندر سفیه بهم انداخت با حرکت سر و چشماش به در کلاس اشاره کردو گفت :
_ برو ... اینبارو میذارم بری سر کلاس
هم خوشحال شدم که کلاس رو از دست ندادم , هم شرمنده جناب استاد که فهمیده بود به چه بهانه ای نگهش داشتم

هنوز عین اسب هین هین میکردم , لابد سرو وضعم خیلی افتضاح شده بود
اصلا دلم نمیخواست اولین روزمو اینجوری وارد کلاس بشم ولی چاره ای نداشتم , وقتی واسه مرتب کردن ظاهرم نبود
من اگه شانس داشتم که این نمیشدم

سرم رو انداختم پایین و وارد کلاس شدم , یه راست رفتم محل همیشگیمون و اینبار برخلاف همیشه یه ردیف عقب تر از هومن و امیر نشستم
آخ که دلم لک زده بود برم بغل دستشون بشینم و تا آخر کلاس مزه بپرونیم و استاد و دانشجو ها رو عاصی کنیم
نوید با تعجب برگشت عقب و نگاهم کرد




بچه ها ببخشین بابت تاخیر ...
امروز میتونین شهریور رو تیربارون بکنین .. آزادین
مسافر كوچولو آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
! M@h!la !, !!! NAFAS !!!, # بلوط #, #PARDIS#, (morvarid), (zarrin_h), * Ghazal*, * MAN *, * sogi jOoOn *, **LONELY**, ~Niayesh~, **Silver Star**, **پناه**, *ARAM*, *aren*, *atrina*, *Ghazal*, *GolDeN*, *H@sti*, *Hasti*, *mania*, *n@fi3*, *niki, *Peggy*, *ROJA*, *soodabeh*, *venos*, *yasaman*, *~SETAREH~*, +Lily, +Neda+, -Farimah-, -نازلی-, ...BaHaR..., .:aida:., .:JASMiNe:., .Ghasedak., .Ice Girl., .LiLiM., .Mania., .Mehrnoosh., .MojGan., .Mona., .parniya., .سیاوش., 021girl, 199295, 23252, 3tare, 88 shiva, a.n.jel, Abandokht, abien, afarinesh, aflak, aidai, alikhademi, amini2004, Amirsam1, anagalis, Anahita.s, angel04, angur, anital, ANNE, Anolin, anzhela, aram_joon, aras71, architect_shima, arezoo184, ariany, Artemisa, AsalBanu, asemane nili, asemanii, ashoka, Astrgirl, ati123, atieh72, atrin220, atyek, avaa..., avabehrouzian, avayebaran, AVESTA, AYDA alone, aynaz69, Az@de, azad_awesome, azima, b.khorasani, babasi, bahar.d65, bahar1313, bamdad.94, baran.amad, baran2, baran_1990, behi_aquarius, Behnaz joon, bella94, bikari, binam, bitabarfi, black.moon 90, blub2000, blue65, boshra14, boyegandom, brain storm, CAT-WOMAN, com86, coral, CountesSgoddesS, dalghak, dander1000atash, dDorsa, DE2MISS, Deldel, diena, dj_bass, dokhtare babash, dokhtare khial, dokhtar_naz2020, Donya-70, dream07, eglantine-m96, elahe atash, elahe70, Elen, elham.b, ELI.12, eli5, elia65, elianoos, Elin-sky, elnaz a.k, elnaz89, esfarzaneh, evva, Eyes Wide Shut, fadai, faezeh.sn, faez_er, fairy, falakbin, fani black 212, farajoon, farizad, farnaz58, Fatemeh.98, fatemeh.ss, fathemeh, fatima983, fatima_59, ffrhad, flavia, fr number1, f_ gisoo tala, gandomsa, ghambar, ghazghaz, gherti, ghorbani, girlstreet, glarion, gol e roz sefid, golabaton, goldoone22, golgoli jaan, gorestan man, hadis00, hala, haniye_rain, hany666, hanye, harki00, HAsti-Nj, hasti_azadi, hasty 70, helen888, hitana, homa41, hooman770, htamspam, ice-girl, ili mah, isis, javoone, jighol, jokerlady, Just Say No, kalen, katerina petrova, Katra, katy, kayena, khademre, Khate Siah, kiana_kia, Kiiiiana, kimia jon, kimia_13662000, kimiya14, krystall, kurda smahlt:<, L!l!an, Laali, leila.kh, leyli70, lili5225, liuana, love is.., love_a, m-pezhvak, m.b71, m.mahya, M.matineh, M.shasusa, m0zhdeh, madad, mahda, mahdiehhjz, mahdis65, mahdis6764, mahdis_m, Mahed, mahsa1490, mahsamoon, mahsa_128, mahsa_m445, mahshad05, mahta-r, mahtab10, mahtabi22, makhmal_66, malihe ranjbar, mamorin, maneou, manso0re, mansuri, many22, marale, marmara25, mary90, maryam mokhtari, maryam.mani, maryam1, marzie1994, mehr68, mehraban.g, Memolina, meno, mesle aftab, mfr60, Mina, mina-N, mina.bala, mina68, minmin1780, minoo1920, mira., Misha73, misha_kavir, misha_porro, Miss NiloO, mk70, mobena1, mohamad722, mojan_23, mojiii67, mokmor, mona..scorpio, mona.65, monire_74, moon shine, moonlightskay, MoonN, Mooshoolina, morteza va ati, motlagh, my ring, m_h_n, m_mah, M~SAMI, N@nacy, n@sim, nadia_gh74, nafas44, Nahid72, Nargis-narcisse, nasim j, nasim1768, nasim78, nastaran.r, NAVA22, nazi2000, naz_goli, Ne9in, negar1373, negin-joon, nenoy, neshan, NE[ )@A, niaz 72, niazruby, Niko0li, nilgon_nili, niloofarane, niloofar_1372, nina20, Nishteman, nita.viok, nlp16001, nutty, olala, OoPs, pa.j, PAEEZ70, paiz, pakdel, pani jooni, Pari*, pariatis, pariedarya, parmis86, parnar, parshang, pegiiiiiiiii, peleus, perijooon, Persian.girl217, polymehr, Qeen, ramesh20, Randy Or, Rasuliiiiii, redrose_love68, reza635, riitaa, rizeh mizeh, romina ab, roya-s, roya1365, roze68, rozi-91, s-engineer, s.fzpr, s.sh, S@min, saaad, sabz_abi, saghi.m, SAGHIIIII, saharmn, sahely, salna, saman84, samaneh60, samir, sana1577, sanamjooje, sanaz_, sara angel, sara parvizi, sara1988, Sarah*, sarahn.6991, saratab, SaRgArDuN_A, sarina1911, sazin513, Semin309, SETARE SOHEYL, setayesh1363, setayesh_p995, sete, setia22, shafagh 69, shaghhayeghh, shahpasand, shahzad, shahzadeh irani, shakiba_2510, sharona, shayesteh 96, sheldon, sheydajoooon, Shifteh, shili, shima-m, shirin74, shiva joon, shoko pars, Silber, SilverSea Horse, sina_blue, sirius, skiller, smart girl, Sokout_momtad, sollmaz, some one, some one 90, somy_kh, Sonetto, soorena7, Speed McQueen, stiv, sunthin, susanzandieh, suzy, sydney, szszsz, s_mehr, sαвα, Ŝάмĭ, T T--THR, talkhoon, tama1011, tangel, TanNazZz, taraneh24, taraneh86, TARANOMEMEHR, Termeh1, tina 1989, tono, toop, tpirouz, Unbreakble, unique1366, Ushya7, v.f.d, vaghea, valehe, vayi, Veni, volcano67, Y@Li-Jj, yas baran, YAS95, yasam, yasamin-73, yasamin_azizi, yasnaa, yassii, yas_m, Z.BITA, zahra16, zahra_jk, zara14, zebeli, ziZi @ M, zohreh17, zznanin, _Azadeh_, _black Flood_, ~Alone.Boy~, ~AmestriS~, ~fatemeh69~, ~Green Angel~, ~jOojoO.tAlA~, ~Ordibeheshti~, ~shahrivar~, ~Spunk!e~, ~مریم~, ×sepidar×, Vulnerable, ʘZa℞, آبجی نیلوفر, آراااام, آرتمیس 98, آرنیکا, آنالیا, آوین., اسرین, اسپازيا, اشوزدنگهه, الهه14, امتیس, ايلين, بهار سرد, بي بي فري, بی بی گل, تانی, ترنم, ترنم ازاد, تمنّا, توهم سبز**, جان کریستوفر, حسین زاده حسینی, PARIS A, حنیفا58, خالق اسمان خیال, خانم فسقلی, خورشيد سرد, دلنيا61, رامان, رامونا, رودنا, رویای باران, رویای من او, زوها, ستاره مغربی, ستاره کویر, ستين, سرتق, سسسسراب, سوال, شبح سیاه, شقایق وحشی, شكوفه هاي گيلاس, شه تاو, شیرین78, شیما؟, صدف., طلوع عشق, عشق یخی, عیدی, فانتین, فردین202, فرزانه 62, فرشته ی تنها, فرگون آسمانی, فهیم, فهیمه67, لی لی تنها, لیلی 123, ماهین56, مریم, معشوق, منا64, مهرساRD, مهرناز_71, مهستی, مونا**, مُحی, میتی65, ندایی67, نسيا, نفس_20, نهایت, نگان, نی لو فر, نیلوفر:-), نیکا83, هادیانا, هانیه نیکو, هشمت, همون برنج, واران, وارش67, والیما, پامچال, پدیده, پرنسس-1245, پرهوده, پروکسیما, ღღ Parisa ღღ, پریناز74, پـردیس, پهره, پیازچه, کابوک, کاساندا, کمند, گلنار, گيس گلابتون, یگانه, ღ ghazali ღ, ♥Sepideh♥, 乃凡卝凡 伬
قدیمی ۳۱ تير ۱۳۹۰, ۰۸:۰۷ بعد از ظهر   #13 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
مسافر كوچولو آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +190 امتیاز     
پیش فرض

خيلي خیلی شرمنده بابت تاخیرمون


خنگه چرا اینجوری نگام میکنه؟
یه کم که گذشت و نفسم سر جاش اومد نگاهی به اطرافم کردم .. وای به جز من هیچ دختر دیگه ای این سمت کلاس نبود

همه دخترا سمت راست کلاس نشسته بودن , همیشه اینطور نبود ولی سر بعضی از کلاسا جو به گونه ای میشد که دخترا یه طرف مینشستن
از شانس گند من این کلاس هم از اون کلاسا بود
از درس هیچی نفهمیدم , همش حواسم به امیر و هومن و نوید بود . به محض اینکه کلاس تموم شد با سرو صدا از کلاس خارج شدن .. میدونستم یه راست میرن بوفه

من با کی باید میرفتم ؟ انگاری که ترم اولی باشم و تازه وارد این محیط شدم !
کلاس کم کم خلوت میشد .. از پسرا که خیری ندیدم حداقل ببینم بین دخترا شانسی دارم یا نه !

_ معلومه حواست کجاست مانی ؟
با خوشحالی برگشتم سمت صدا ببینم کیه که داره منو با اسم خودم صدا میکنه ؟
با دیدن پریسا امیرزادگانی حالم گرفته شد
وای خدا امروز همینجوری داره واسم میاد .. پری ورپریده رو کجای دلم جا میدادم ؟؟؟!!!

دستشو جلو چشمام تکون داد :
_ مانی با توام , چرا جواب نمیدی ؟ حالت خوبه ؟

اینو باید یه جوری دک میکردم .. خوب میدونستم پری ورپریده سوژه خنده اکثر پسرای کلاسمونه
یه دختر صاف و ساده که به نظر هومن شیرین میزد , با اینکه درسش عالی بود ولی هیچکس اونو جدی نمیگرفت
تیپ و قیافه اش خیلی عادی بود , نه اینکه مذهبی باشه , نه ! اصلا تو فاز تیپ زدن و مد روز و این حرفا نبود
وگرنه کم نبودن دخترای محجبه و چادری که تیپشون عالی بود


یعنی من با این دوستم ؟ خدا به دور .. خدا اون روزو نیاره

_ چته تو ؟ خوابی ؟ ببینم , حالت بده ؟
اخمامو تو هم کردم و گفتم : خانم امیرزادگانی حوصله ندارم

_ مانیییی ؟؟! ( مکثی کرد و ادامه داد ) پاشو بریم بوفه یه چیزی بخور حالت بیاد سر جاش تا دیگه بهم نگی خانم امیرزادگانی

دلم میخواست برم بوفه ..ولی با پری ورپریده عمرا

فهمیدم ! باید برم دنبال سارا
اتفاقا امروز سارا کلاس داشت , آره اون خیلی خوبه
آخیش ... بالاخره از این بلاتکلیفی خلاص شدم


بی اعتنا به حضور پریسا از جام بلند شدم و به طرف در کلاس رفتم
دیدم اونم داره دنبالم میاد
به عادت همیشه که وقتی کلافه میشم دستامو لای موهام میبرم اومدم همینکارو بکنم که متوجه مقنعه ام شدم ... پوففففففففففففف

به جاش موهامو که پخش صورت و پیشونیم بودن رو مرتب کردم
اصلا نمیدونستم چه شکلی شدم .. مرتبم یا نه
نیاز مبرمی به اینه داشتم

حالا میفهمیدم چرا همه دخترا مرتب به آینه ور میرن
واقعا لازمشون میشد طفلکیا
مثل الانِ من که نمیدونستم موهام مرتبن یا نه

وارد راهرو شدم و به طرف پله ها رفتم , به عمد تند میرفتم تا پری بهم نرسه اما اون سمج تر از این حرفا بود
بازومو گرفت و پرسید : مانیا چته تو ؟ اتفاقی افتاده ؟ از بعد عروسیه دختر خاله ات غیبت زده , حالام که اومدی اینجوری ...
با خشونت بازومو از دستش کشیدم بیرون براق شدم تو صورتش و پرسیدم : چه جوری , ها ؟ چه جوری شدم ؟

بیچاره دهنش باز موند , من منی کرد و گفت : هیچی !
بی توجه بهش از پله ها سرازیر شدم
یه ذره اعصاب واسم مونده بود اونو هم زد داغون کرد ... دختره ی .. دختره ی ؟ تن لش ؟ آره !

سارا الانا دیگه باید تو بوفه باشه
ساختمون دانشکده رو دور زدم و رفتم سمت بوفه اما نمیدونم چرا راهمو کج کردم و به طرف سرویسهای خانما رفتم

بد نبود اگه قبل از رفتن به بوفه سر و وضعم رو چک میکردم

سرویس خانما تنها جایی بود که هنوز منو دوستام ازش سر درنیاورده بودیم

بد نبود برم ببینم اونجا چه خبره که دخترا چپ و راست میرفتن اون تو
با کمی استرس و دلهره وارد شدم .. میدونستم ورودم به اونجا مشکلی نداره اما بازم کمی میترسیدم
میترسیدم مثلا یهو بفهمن من پسرم نه دختر !!!



به خاطر این تاخیر تو این هفته سه بار آپ میکنم
بازم ببخشین
مسافر كوچولو آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
! M@h!la !, !!! NAFAS !!!, # بلوط #, #PARDIS#, (morvarid), (zarrin_h), * Ghazal*, * sogi jOoOn *, **LONELY**, ~Niayesh~, **Silver Star**, **پناه**, *ARAM*, *aren*, *atrina*, *Ghazal*, *GolDeN*, *H@sti*, *Hasti*, *mania*, *n@fi3*, *niki, *Peggy*, *ROJA*, *soodabeh*, *venos*, *yasaman*, *~SETAREH~*, +Lily, +Neda+, -Farimah-, -نازلی-, ...BaHaR..., .:aida:., .Ghasedak., .Ice Girl., .LiLiM., .Mania., .Mehrnoosh., .MojGan., .Mona., .parniya., .سیاوش., 021girl, 199295, 3tare, 88 shiva, Abandokht, abien, afarinesh, aflak, aidai, alikhademi, amini2004, Amirsam1, anagalis, Anahita.s, angel04, angur, anital, ANNE, Anolin, anzhela, aram_joon, architect_shima, arezoo184, arny, Artemisa, AsalBanu, asemane nili, asemanii, ash.1, ashoka, Astrgirl, ati123, atieh72, atrin220, atyek, avaa..., avayebaran, AVESTA, AYDA alone, aynaz69, Az@de, azad_awesome, azima, b.khorasani, babasi, bahar.d65, bahar1313, bamdad.94, baran pr, baran.amad, baran_1990, behi_aquarius, Behnaz joon, bella94, bikari, binam, bitabarfi, black.moon 90, blub2000, blue65, boshra14, boyegandom, brain storm, CAT-WOMAN, com86, coral, dalghak, dander1000atash, DDjooon, dDorsa, DE2MISS, Deldel, diena, dj_bass, doda23, dokhtare babash, dokhtare khial, dokhtar_naz2020, dragonboy, dream07, eglantine-m96, elahe atash, elahe70, ELAHE_E, Elen, ELI.12, eli5, elia65, elianoos, Elin-sky, elnaz a.k, elnaz89, esfarzaneh, evva, Eyes Wide Shut, f1363, fadai, faezeh.sn, faez_er, fairy, farajoon, farisa, farizad, farnaz58, Fatemeh.98, fatemeh.ss, fatemehjojo, fathemeh, fatima983, fatima_59, ffrhad, flavia, fr number1, f_ gisoo tala, gandomsa, ghambar, ghazghaz, gherti, ghorbani, girlstreet, glarion, gol e roz sefid, golabaton, goldoone22, golgoli jaan, goli-, gorestan man, hadis00, hala, haniye_rain, hany666, hanye, harki00, HAsti-Nj, hasti_azadi, hasty 70, helen888, hitana, homa41, hooman770, htamspam, ice-girl, ili mah, isis, javoone, jighol, jokerlady, Just Say No, kalen, katerina petrova, Katra, katy, kayena, khademre, Khate Siah, kiana_kia, Kiiiiana, kimia jon, kimia_13662000, kimiya14, krystall, kurda smahlt:<, L!l!an, Laali, leila.kh, leyli70, lili5225, love is.., love_a, m-pezhvak, m.b71, m.mahya, M.matineh, M.shasusa, m0zhdeh, madad, mahdiehhjz, mahdis65, mahdis6764, mahdis_m, Mahed, Mahoo, mahsa1490, mahsamoon, mahsa_128, mahsa_m445, mahshad05, mahta-r, mahtab10, mahtabi22, makhmal_66, malihe ranjbar, mamorin, maneou, mansuri, many22, marale, marmara25, mary90, maryam mokhtari, maryam.mani, maryam1, maryam_goli73, marzie1994, mehr68, mehraban.g, meliika, Memolina, meno, mesle aftab, Mina, mina-N, mina.bala, mina68, minmin1780, minoo1920, mira., Misha73, misha_kavir, misha_porro, Miss NiloO, mobena1, mohamad722, mojan_23, mojiii67, mokmor, mona.65, monire_74, moon shine, moonlightskay, MoonN, Mooshoolina, morteza va ati, motlagh, m_h_n, m_mah, M~SAMI, N@nacy, n@sim, nadia_gh74, nafas44, Nahid72, Nargis-narcisse, nasim j, nasim1768, nasim78, nastaran.r, NAVA22, nazanin88, nazi2000, naz_goli, Ne9in, negar1373, negin-joon, nenoy, neshan, NE[ )@A, niaz 72, niazruby, Niko0li, nilgon_nili, niloofarane, niloofar_1372, nina20, Nishteman, nita.viok, nlp16001, nutty, olala, OoPs, pa.j, PAEEZ70, paiz, Pari*, pariatis, pariedarya, parisa.1564, parmis86, parnar, parshang, Pegahツ, pegiiiiiiiii, peleus, perijooon, Persian.girl217, polymehr, Qeen, rahha, ramesh20, Randy Or, Rasuliiiiii, ratanaz, redrose_love68, reza635, riitaa, rizeh mizeh, roya-s, roya1365, roze68, s.d.yeganeh, s.fzpr, s.sh, saaad, sabz_abi, sadaf.a, saghi.m, SAGHIIIII, Sahar.M, saharmn, sahely, salna, saman84, samaneh60, samim, sana1577, sanamjooje, sanaz_, sara angel, sara parvizi, sara1988, Sarah*, sarahn.6991, saratab, SaRgArDuN_A, sarina1911, sazin513, Semin309, SETARE SOHEYL, setayesh_p995, sete, setia22, shafagh 69, shaghhayeghh, shahpasand, shahzadeh irani, shakiba_2510, sharona, shayesteh 96, sheldon, sheydajoooon, Shifteh, shili, shima-m, shirin74, shiva joon, shoko pars, Silber, SilverSea Horse, sina_blue, sirius, skiller, smart girl, soda 70, Sokout_momtad, sollmaz, some one, some one 90, somy_kh, Sonetto, soody pink, soshyans, stiv, sunthin, susanzandieh, sydney, szszsz, s_mehr, sαвα, Ŝάмĭ, T T--THR, talkhoon, tama1011, tangel, TanNazZz, taraneh24, TARANOMEMEHR, tatar1, Termeh1, tina 1989, tina., tono, toop, tpirouz, Unbreakble, unique1366, uouo, v.f.d, vaghea, valehe, Veni, volcano67, Y@Li-Jj, YAS95, yasam, yasamin-73, yasamin_azizi, yasnaa, yassii, yas_m, Z.BITA, zahra16, zahra_jk, zara14, zikarishi, ziZi @ M, zznanin, _Azadeh_, _black Flood_, ~Alone.Boy~, ~AmestriS~, ~fatemeh69~, ~Green Angel~, ~jOojoO.tAlA~, ~Ordibeheshti~, ~shahrivar~, ~Spunk!e~, ~مریم~, ×sepidar×, Vulnerable, ʘZa℞, آبجی نیلوفر, آراااام, آرتمیس 98, آرنیکا, آنالیا, آوین., اسپازيا, اشوزدنگهه, الهه14, امتیس, انلی سارا, ايلين, ایلیبرا, بهار سرد, بي بي فري, تابتا, تانی, ترنم, ترنم ازاد, تمنّا, توهم سبز**, جان کریستوفر, جیگول, حسین زاده حسینی, حنیفا58, خالق اسمان خیال, خانم فسقلی, خورشيد سرد, دخی بلا, دلنيا61, رامان, رامونا, رها در باران, رودنا, رویای باران, رویای من او, زوها, ستاره مغربی, ستاره کویر, ستين, سرتق, سوال, شقایق وحشی, شكوفه هاي گيلاس, شه تاو, شیرین78, شیما؟, صدف., طلوع عشق, عیدی, فاطیما8, فانتین, فرزانه 62, فرشته ی تنها, فرگون آسمانی, فهیم, فهیمه67, لی لی تنها, لیلی 123, ماهین56, مریم, معشوق, منا64, مهرساRD, مهرناز_71, مهستی, مونا**, مُحی, میتی65, ندایی67, نرجس خاتون, نسيا, نفس_20, نهایت, نگان, نی لو فر, نیلوفر:-), نیکا83, هانیه نیکو, همون برنج, واران, وارش67, پامچال, پدیده, پرنسس-1245, پرهوده, پروکسیما, ღღ Parisa ღღ, پریناز74, پـردیس, پیازچه, کابوک, کاساندا, کامران 772, کمند, گلنار, گيس گلابتون, یگانه, ღ ghazali ღ, ♥Sepideh♥, 乃凡卝凡 伬
قدیمی ۳ مرداد ۱۳۹۰, ۰۸:۲۱ بعد از ظهر   #14 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
مسافر كوچولو آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +184 امتیاز     
پیش فرض

با کمی استرس و دلهره وارد شدم .. میدونستم ورودم به اونجا مشکلی نداره اما بازم کمی میترسیدم
میترسیدم مثلا یهو بفهمن من پسرم نه دختر !!!

بالاخره دل رو به دریا زدم و رفتم داخل , چقدر هم شلوغ بود
خیلیهاشون جلو آینه های روشویی داشتن تجدید آرایش میکردن
تک و توک داشتن آب غوره میگرفتن و ظاهرا تنها جایی که از دست پسرا در امان بودن و میتونستن یه دل سیر گریه کنن اونجا بود

اما بازار شایعه از همه چیز داغتر بود
خبرهای دست اول دانشگاه اونجا رد و بدل میشد
جای هومن و نوید خالی ... اگه بودن کلی عشق و صفا میکردن

سعی کردم آروم و بی تفاوت رفتار کنم
رفتم سمت روشویی یه آبی به صورتم زدم و تو آینه به خودم نگاه کردم , به نسبت بقیه خیلی بی ریخت به نظر میرسیدم
از منی که از ظاهر دخترا اونهمه ایراد میگرفتم همچین سروشکلی بعید بود !

صورتم که هیچ رنگ و لعابی نداشت , یعنی بدم میومد مثل دخترا آرایش کنم
درسته که حالا همه منو به چشم یه دختر میدیدن ولی من مانی بودم نه مانیا ! ( از تکرار این جمله تو ذهنم خسته شده بودم )

یکدفعه انگیزه ام رو از دست دادم تو این بحران بی هویتی منم به چه چیزایی فکر میکردم
با ویبره موبایلم به خودم اومدم
نگاه کردم دیدم نفس آقا دارن تماس میگیرن دو دل بودم بردارم یا نه , اینقدر تردید کردم تا تماس قطع شد
بی خیال شونه هامو انداختم بالا .. موهامو فرق کج باز کردم چقدر بهم میومد ... خنده ام گرفت
همیشه موهامو فشن و رو به بالا درست میکردم , ولی این مدلی هم بهم میومد

اندر بحر قیافه مانیا بودم که باز نفس آقا زنگ زد
اینبار زودتر گوشی رو برداشتم
_ بفرمایین ؟
_ منو دق مرگ کردی مانیا .. معلومه چه مرگته ؟
صداش یه کم خشن بود , خوشم نیومد . مثل اینکه مانیا خانم خیلی لوسش کرده بود که به خودش اجازه میداد اینجوری باهاش حرف بزنه

_ الو ؟ مانیا ؟ قطع شدی ؟
_ چی میگی ؟چی میخوای ؟
تعجب و حیرت تو صداش واضح بود :
_ مانیا معلومه چت شده ؟
یه دفعه صدام خود به خود بالا رفت :
_ نخیر ، اصلا معلوم نیست ، شما فهمیدی به منم بگو ..... ای بابا!
بعد از چند لحظه سکوت صدای خش دارش تو گوشی پیچید :
_ مانيا اذيتم نكن , اگه میتونستم همین الان همه چی رو ول میکردم میومدم اونجا ، هیچ میدونی داری با این مسخره بازیات دیوونه م میکنی ؟
( نامرد هر کی بود خوب میدونست چجوری با صداش طرفش رو خر کنه , اما منو نمیتونست
من خودم ختم این حرفا بودم )

با مسخرگی زدم زیر خنده :
_ خیلی خوب ، حالا مرگ من شما تریپ شکست عشقی ورندار ....برو بذار منم به کارم برسم ، آفرین پسر خوب ، بدو برو که ما رو از کار و زندگی انداختی ...

گوشی رو با شونه م نگه داشتم و با دستام مشغول درست کردن مقنعه م شدم که با صدایی که دیگه از گرفتگی و خش توش خبری نبود گفت :
_ مانی ؟
_ هووووم ؟
_ میدونی که چقدر عاشقتم ، نه ؟
باا پوزخند گفتم :
_ طبیعیه پسرم ، این روزا هر کی با مامانش قهر میکنه عاشق میشه ....حالا بگو خداحافظ و گوشی و بذار بلکه ما هم بریم به زار و زندگیمون برسیم ...
_ خیلی خوب الان کلاس داری ، رفتی خونه بهت زنگ میزنم ....میبوسمت .

قبل از اینکه جواب بدم قطع کرده بود ، با اخم به صفحه ی گوشیم نگاه کردم و زیر لب گفتم :
_ عمه تو ببوس ....

اما در اثر سرکار گذاشتن و مسخره کردن آقا نفس اساسی سر حال اومده بودم ....قضیه با قبل فقط یه فرق کوچولو داشت ، اینکه قبلا دخترا رو سر کار میذاشتم و الان پسرا رو ...

یه نگاه دیگه تو آینه انداختم , خوب ... مثل اینکه بهتر از قبل شده بودم
از دستشویی اومدم بیرون و رفتم سمت بوفه

فرصت زیادی نداشتم واسه همین سعی کردم با قدمهای بلند خودم رو زودتر برسونم



با تشکر از شهریور



ویرایش توسط مسافر كوچولو : ۳ مرداد ۱۳۹۰ در ساعت ۰۸:۳۳ بعد از ظهر
مسافر كوچولو آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
! M@h!la !, !!! NAFAS !!!, # بلوط #, #PARDIS#, (morvarid), (zarrin_h), * Ghazal*, * sogi jOoOn *, **LONELY**, ~Niayesh~, **samanta**, **Silver Star**, **پناه**, *ARAM*, *aren*, *atrina*, *Ghazal*, *GolDeN*, *H@sti*, *Hasti*, *mania*, *n@fi3*, *niki, *Peggy*, *ROJA*, *soodabeh*, *venos*, *yasaman*, *~SETAREH~*, *دختر خوب *, +Lily, +Neda+, -Farimah-, ...BaHaR..., .:aida:., .arsana., .Baharak., .Ghasedak., .Ice Girl., .LiLiM., .Mania., .Mehrnoosh., .MojGan., .Mona., .parniya., .سیاوش., 021girl, 199295, 3tare, 88 shiva, Abandokht, abien, afarinesh, aflak, aidai, alikhademi, amini2004, Amirsam1, amisha, anagalis, Anahita.s, angel04, angur, anital, ANNE, Anolin, anzhela, aram_joon, architect_shima, arezoo184, Artemisa, asemane nili, asemanii, ash.1, asha, ashoka, assertive, Astrgirl, ati123, atieh72, atrin220, atyek, avaa..., avayebaran, AYDA alone, aynaz69, Az@de, azad_awesome, azima, b.khorasani, babasi, bahar.d65, bahar1313, bamdad.94, baran.amad, baran_1990, behi_aquarius, Behnaz joon, bella94, bikari, binam, bitabarfi, black.moon 90, blub2000, boshra14, boyegandom, brain storm, com86, coral, dalghak, dander1000atash, DDjooon, dDorsa, DE2MISS, Deldel, diena, dj_bass, dokhtare babash, dokhtare khial, dokhtar_naz2020, dream07, eglantine-m96, elahe atash, elahe70, ELAHE_E, Elen, elham.b, ELI.12, eli5, elia65, elianoos, Elin-sky, elnaz a.k, elnaz89, esfarzaneh, evva, Eyes Wide Shut, f1363, fadai, faezeh.sn, faez_er, fairy, fani black 212, farajoon, farizad, farnaz58, Fatemeh.98, fatemeh.ss, fatemehjojo, fathemeh, fatima983, fatima_59, ffrhad, flavia, f_ gisoo tala, gandomsa, ghambar, ghazghaz, gherti, ghorbani, girlstreet, glarion, gol e roz sefid, golabaton, goldoone22, gole, golgoli jaan, gorestan man, hadis00, hala, haniye_rain, hany666, hanye, harki00, HAsti-Nj, hasti_azadi, hasty 70, helen888, hitana, homa41, hooman770, htamspam, ice-girl, ili mah, isis, javoone, jighol, jokerlady, Just Say No, kalen, katerina petrova, Katra, katy, kayena, khademre, Khate Siah, kiana_kia, Kiiiiana, kimia jon, kimia_13662000, kimiya14, krystall, kurda smahlt:<, L!l!an, Laali, Lair_Nilo, leila.kh, leyli70, lili5225, liuana, love is.., lover vampire, love_a, m-pezhvak, m.b71, m.mahya, m0zhdeh, mahda, mahdiehhjz, mahdis65, mahdis6764, mahdis_m, Mahed, Mahoo, mahsa1490, mahsamoon, mahsav, mahsa_128, mahsa_m445, mahshad05, mahta-r, mahtab10, mahtabi22, makhmal_66, malihe ranjbar, mamorin, maneou, mansuri, many22, marale, marmara25, mary90, maryam.mani, maryam1, maryam_goli73, marzie1994, mehr68, mehraban.g, meliika, Memolina, meno, mesle aftab, Mina, mina-N, mina68, minmin1780, minoo1920, mira., Misha73, misha_kavir, misha_porro, miss mona, Miss NiloO, mobena1, mohamad722, mojan_23, mojiii67, mokmor, mona..scorpio, mona.65, monire_74, moon shine, moonlightskay, MoonN, Mooshoolina, morteza va ati, motlagh, m_h_n, m_mah, M~SAMI, N@nacy, n@sim, nadia_gh74, nafas44, nahayat007, Nahid72, Nargis-narcisse, nasim j, nasim1768, nasim78, nastaran.r, NAVA22, naz_goli, Ne9in, negar1373, nenoy, neshan, NE[ )@A, Niayesh- 74, niaz 72, niazruby, Niko0li, nilgon_nili, niloofarane, niloofar_1372, nina20, Nishteman, nlp16001, nutty, olala, OoPs, pa.j, PAEEZ70, paiz, Pari*, pariatis, pariedarya, parmis86, parnar, parshang, Pegahツ, pegiii, peleus, perijooon, Persian.girl217, polymehr, pr.delafrouz, Qeen, *Arefeh*, rahha, ramesh20, Randy Or, Rasuliiiiii, redrose_love68, reza635, riitaa, rizeh mizeh, romina ab, roya-s, roya1365, roze68, s.fzpr, saaad, sabz_abi, sadaf.a, saghi.m, SAGHIIIII, Sahar.M, sahely, sahra20, salna, saman84, samaneh60, samim, sana1577, sanamjooje, sanaz_, sara angel, sara parvizi, sara1988, Sarah*, sarahn.6991, saratab, SaRgArDuN_A, sarina1911, sazin513, Semin309, SETARE SOHEYL, setayesh1363, setayesh_p995, sete, setia22, shafagh 69, shaghhayeghh, shahzadeh irani, shakiba_2510, sharmin.r, sharona, shayesteh 96, sheldon, sheydajoooon, Shifteh, shili, shima-m, shirin74, shiva joon, shoko pars, Silber, sina_blue, sirius, skiller, smart girl, soda 70, Sokout_momtad, sollmaz, some one, some one 90, somy_kh, Sonetto, soody pink, stiv, sunthin, susanzandieh, sydney, szszsz, s_mehr, Ŝάмĭ, T T--THR, talkhoon, tama1011, tangel, TanNazZz, tannaz_85, tara juni, taraneh24, TARANOMEMEHR, tatar1, Termeh1, tina 1989, tina., toop, tpirouz, Unbreakble, unique1366, v.f.d, vaghea, valehe, Veni, volcano67, Y@Li-Jj, YAS95, yasam, yasamin-73, yasamin_azizi, yasnaa, yassii, yas_m, Z.BITA, zahra16, zahra315, zahra_jk, ziZi @ M, zznanin, _Azadeh_, _black Flood_, ~Alone.Boy~, ~AmestriS~, ~fatemeh69~, ~Green Angel~, ~jOojoO.tAlA~, ~Ordibeheshti~, ~shahrivar~, ~Spunk!e~, ~مریم~, ×sepidar×, Vulnerable, ʘZa℞, آبجی نیلوفر, آراااام, آرتمیس 98, آرنیکا, آنالیا, اسپازيا, اشوزدنگهه, الهه14, امتیس, ايلين, ایلیبرا, بهار سرد, بي بي فري, تابتا, تانی, ترنم, ترنم ازاد, تمنّا, توهم سبز**, جان کریستوفر, حسین زاده حسینی, حنیفا58, خالق اسمان خیال, خانم فسقلی, خورشيد سرد, دخی بلا, رامان, رامونا, رنی 3000, رودنا, رویای باران, رویای من او, زوها, سانازارمان, ستاره مغربی, ستين, سرتق, سها19, سوال, شقایق وحشی, شكوفه هاي گيلاس, شه تاو, شیرین78, شیما؟, صدف., طلوع عشق, عیدی, فاطیما8, فانتین, فرزانه 62, فرشته ی تنها, فرگون آسمانی, فهیم, فهیمه67, لی لی تنها, لیلی 123, ماهی گلی, ماهین56, مدار2, مریم, معشوق, منا64, منجی, مهرساRD, مهرناز_71, مهستی, مونا**, میتی65, ندایی67, نرجس خاتون, نسيا, نسیب, نفس_20, نهایت, نگاران, نگان, نی لو فر, نیلوفر:-), نیکا83, هانیه نیکو, هشمت, همون برنج, واران, وارش67, پامچال, پدیده, پرنسس-1245, پرهوده, پروکسیما, ღღ Parisa ღღ, پریناز74, پـردیس, پهره, پیازچه, کابوک, کاساندا, کامران 772, کمند, گلببشه, گلنار, گيس گلابتون, یگانه, ღ ghazali ღ, ♥Sepideh♥, 乃凡卝凡 伬
قدیمی ۱۰ مرداد ۱۳۹۰, ۱۲:۴۲ بعد از ظهر   #15 (لینک مستقیم)
مدیر بخش عکس
 
farnaz58 آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +52 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط zznanin نمایش پست ها
پس چرا ادامش رو نميديييييي ؟!؟!؟!؟!
تو تاپیک تایپ کتاب نباید پست بدین



این روزها خدا هم
از حرفهای تکراری من خسته است
چه حس مشترکی داریم من و خدا.او...
از حرفهای تکراری من خسته است و من...
از تکرار غم انگیز روزهایم...


قوانين بخش عكس | قبل از فعالیت در بخش حتما مطالعه کنید!
farnaz58 آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
* sogi jOoOn *, *# saba *#, **LONELY**, ~Niayesh~, **Silver Star**, *GolDeN*, *H@sti*, *niki, *~Faezeh~*, *~SETAREH~*, +Lily, +Neda+, -Farimah-, .:aida:., .Ghasedak., .Ice Girl., .LiLiM., .Mona., afarinesh, anital, arny, Artemisa, Astrgirl, ati123, avaa..., avayebaran, AYDA alone, babasi, bahar1313, Behnaz joon, boyegandom, brain storm, coral, DE2MISS, dj_bass, eglantine-m96, elahe atash, elahe70, Elen, eli5, elnaz a.k, elnaz89, esfarzaneh, Eyes Wide Shut, f1363, faezeh.sn, farizad, fatima_59, ghambar, girlstreet, gol e roz sefid, goldoone22, hanye, helen888, homa41, hooman770, ili mah, jagali, jighol, katerina petrova, Katra, kimiya14, lili5225, liuana, love is.., love_a, m.mahya, m0zhdeh, mahdiehhjz, Mahed, mahshad05, martire, mehr68, Memolina, Mina, mina-N, mina68, Miss NiloO, mohamad722, mojan_23, mokmor, moon shine, m_mah, M~SAMI, N@nacy, nasim j, nasim1768, naz_goli, Niayesh- 74, niaz 72, niazruby, nutty, pa.j, parnar, Pegahツ, rahha, roya-s, s.fzpr, saghi.m, sahely, salna, samim, sanamjooje, saqi, sara parvizi, sara1988, SaRgArDuN_A, sazin513, SETARE SOHEYL, shaghhayeghh, shahpasand, shahzad, shahzadeh irani, shakiba_2510, Shifteh, shima-m, shirin74, Silber, smart girl, sollmaz, soody pink, stiv, sunthin, sydney, szszsz, taraneh24, TARANOMEMEHR, tina 1989, Ushya7, Veni, volcano67, yasam, ziZi @ M, ~Alone.Boy~, ~AmestriS~, ~jOojoO.tAlA~, ~Ordibeheshti~, ~shahrivar~, ×sepidar×, Vulnerable, ʘZa℞, آنالیا, اسپازيا, اشوزدنگهه, امتیس, بهار سرد, بي بي فري, تانی, ترنم, جیگول, خالق اسمان خیال, خانم فسقلی, دلنيا61, رامونا, رویای باران, ستين, سوال, شقایق وحشی, شكوفه هاي گيلاس, شه تاو, شیرین78, طلوع عشق, عیدی, فانتین, فهیم, لیلی 123, ماهی گلی, مسافر كوچولو, معشوق, منا64, مهرساRD, میتی65, نسيا, نی لو فر, واران, وارش67, پدیده, پرنسس-1245, پرهوده, پروکسیما, پری خانوم, کمند, یگانه, ღ ghazali ღ
قدیمی ۱۸ مرداد ۱۳۹۰, ۰۷:۲۴ بعد از ظهر   #16 (لینک مستقیم)
مدیر بخش کتاب
 
patrin آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +39 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط ghazalleh نمایش پست ها
سلام خیلی داستانش قشنگه خوشم میاد
مرسی
در تاپیک های تایپ کتاب پست ندید



رفتنت را باور ندارم هنوز
 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید

 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید

اطلاعیه جدید بخش کتاب مخصوص نویسنده ها و خواننده های عزیز!
اطلاعیه مهم مربوط به انتشار کتب در صفحه اصلی سایت!
قوانین بخش نقـد کتابهای نویسندگان انجمن!
نحـوه ی قـرار دادن کتـاب در سایت!
اطلاعیه های بخش کتاب !
patrin آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
* sogi jOoOn *, **LONELY**, ~Niayesh~, **Silver Star**, *GolDeN*, *H@sti*, *niki, *~Faezeh~*, *~SETAREH~*, +Lily, +Neda+, -Farimah-, .:aida:., .Ghasedak., .Ice Girl., .LiLiM., .Mona., anital, Artemisa, asoodeh, Astrgirl, ati123, avaa..., avayebaran, babasi, bahar1313, Behnaz joon, boyegandom, brain storm, coral, DE2MISS, eglantine-m96, elahe70, Elen, eli5, elnaz a.k, elnaz89, esfarzaneh, Eyes Wide Shut, f1363, farnaz58, fatima_59, ghambar, girlstreet, gol e roz sefid, goldoone22, hanye, homa41, ili mah, jagali, jighol, Katra, liuana, love is.., m.mahya, mahdiehhjz, Mahed, mahshad05, mehr68, Memolina, mina68, mohamad722, mojan_23, mojiii67, mokmor, monire_74, m_mah, Nahid72, nasim1768, naz_goli, niazruby, nutty, pa.j, PAEEZ70, parnar, Pegahツ, rahha, rara3, roya-s, s.fzpr, saghi.m, sahely, sanamjooje, sara parvizi, SaRgArDuN_A, sazin513, SETARE SOHEYL, setayesh73, setia22, shaghhayeghh, shahpasand, shahzad, shahzadeh irani, shakiba_2510, Shifteh, shima-m, Silber, sollmaz, sunthin, suzy, sydney, szszsz, tina 1989, Ushya7, volcano67, yasam, Z.BITA, ~Alone.Boy~, ~AmestriS~, ~jOojoO.tAlA~, ~Ordibeheshti~, ~shahrivar~, ×sepidar×, Vulnerable, آنالیا, اشوزدنگهه, امتیس, بهار سرد, بي بي فري, تانی, ترنم, خانم فسقلی, دلنيا61, سوال, شقایق وحشی, شكوفه هاي گيلاس, شه تاو, فانتین, منا64, مهرساRD, میتی65, نسيا, نیکا83, وارش67, پدیده, پرنسس-1245, پرهوده, کاساندا, کمند, یگانه, ღ ghazali ღ
قدیمی ۲۱ مرداد ۱۳۹۰, ۰۴:۵۷ قبل از ظهر   #17 (لینک مستقیم)
مدیر بخش کتاب
 
asal_cheshmak آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +35 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط نگاران نمایش پست ها
بقیه شو نمیذاری عجیجم؟
لطفا اینجا پست ندید !
asal_cheshmak آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
* sogi jOoOn *, **LONELY**, ~Niayesh~, **Silver Star**, *GolDeN*, *H@sti*, *Hasti*, *niki, *ROJA*, *~Faezeh~*, *~SETAREH~*, +Lily, +Neda+, -Farimah-, .:aida:., .Ghasedak., .Ice Girl., .LiLiM., .Mona., afarinesh, angur, anital, Artemisa, Astrgirl, ati123, avaa..., avayebaran, babasi, bahar1313, Behnaz joon, boyegandom, brain storm, coral, DE2MISS, eglantine-m96, Elen, eli5, Elin-sky, elnaz a.k, elnaz89, esfarzaneh, Eyes Wide Shut, f1363, farajoon, farnaz58, fatima_59, ghambar, gol e roz sefid, goldoone22, gorestan man, hanye, homa41, hooman770, ili mah, jighol, katerina petrova, Katra, kimia jon, leyli70, liuana, love is.., love_a, m.mahya, mahdiehhjz, Mahed, mahshad05, mehr68, Memolina, mina68, mohamad722, mojan_23, mojiii67, mokmor, monire_74, m_mah, Nahid72, Nasim 77, nasim j, nasim1768, naz_goli, niaz 72, niazruby, nutty, pa.j, PAEEZ70, parnar, Pegahツ, rahha, rara3, roya-s, saghi.m, sahely, sanamjooje, sara parvizi, sara1988, SaRgArDuN_A, sazin513, SETARE SOHEYL, shaghhayeghh, shahzadeh irani, shakiba_2510, Shifteh, shima-m, Silber, smart girl, sollmaz, soody pink, sunthin, suzy, sydney, szszsz, tina 1989, Ushya7, volcano67, YAS95, yasam, yassii, zoha-9098, ~Alone.Boy~, ~AmestriS~, ~jOojoO.tAlA~, ~Ordibeheshti~, ~shahrivar~, Vulnerable, آنالیا, اسپازيا, اشوزدنگهه, امتیس, بهار سرد, بي بي فري, تانی, ترنم, خانم فسقلی, ستين, سوال, شقایق وحشی, شكوفه هاي گيلاس, شه تاو, فانتین, لیلی 123, مسافر كوچولو, منا64, مهرساRD, مهستی, میتی65, نسيا, نی لو فر, نیکا83, واران, وارش67, پدیده, پرنسس-1245, پرهوده, پروکسیما, کاساندا, کمند, یگانه, ღ ghazali ღ
قدیمی ۲۲ مرداد ۱۳۹۰, ۰۱:۲۸ بعد از ظهر   #18 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
~shahrivar~ آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +201 امتیاز     
پیش فرض

پامو که تو بوفه گذاشتم احساس كردم همه ی نگاههای مذکر به سمتم کشیده شد ، عجیب بود ولی زیر اونهمه نگاه هول شده بودم ، آب دهنمو قورت دادم و راه افتادم ، با دیدن سارا که با دو تا از دوستاش پشت یه میز نشسته بودند لبخند زدم و با اعتماد به نفس بیشتری به راه افتادم ، اما شنیدن صدای خنده های آشنایی ذهنمو از هدفی که روش تمرکز کرده بودم منحرف کرد .....بی اراده راهمو کج کردم و به سمت دوستام رفتم ، کنار میزشون وایستادمو با لبخند سلام کردم ، چند لحظه با تعجب نگام کردن ، اما یه دفعه امیر از جاش بلند شد و خیلی مودب گفت :
_ سلام خانوم پورمهر ، حال شما ؟ خوب هستید ؟
چه مبادی آداب ! ...حالا خوبه من جنس خرابشون و میشناسم ، با پوزخند گفتم :
_ من خوبم ، شما خوبید ؟ ....
چشماش به اندازه ی دو تا نعلبکی گشاد شد اما زود خودشو جمع کرد و با لبخند گفت :
_ منم خوبم ، مرسی ، به لطف شما .....
دست به سینه وایستاد و با یه لبخند همینجور زل زد به صورتم انگار منتظر باشه که چیزی بگم ، اما من حرفی نداشتم که بزنم ، و بدبختی این بود که هر چی بیشتر اونجا وایمیستادم بیشتر احساس غریبگی میکردم
و بیشتر پی به حماقتم میبردم ، کاش اقلا نگاهشون دوستانه بود ، یه جوری نگام میکردن انگار دختر ندیده ن ....آخه آدم واسه دوست خودش هم هیز بازی در میاره ! .....سرمو انداختم پایین و با حالت معذبی زل زدم به کفشام.
صدای امیر باعث شد دوباره سرمو بالا بگیرم :
_ چیزی میخورین براتون بگیرم خانوم پورمهر ؟ ....
چند لحظه نگاهش کردم ، باید افکارمو متمرکز میکردم ، واقعا میخواستم چیزی واسم بگیره ؟! ....معلومه که نه ....این دوستا دیگه واسه من دوست بشو نمیشدن ،چشم دریده ها .... با اخم گفتم نه و مسیرمو به سمت سارا عوض کردم ، اما امیر پشت سرم راه افتاد و صدام کرد :
_ خانوم پورمهر ! ....امرتونو نگفتید ....
امر ؟ آره دیگه .......حتما امری داشتم که رفتم سلام کردم ، با حالت گیجی اطرافمو نگاه کردم و فی البداهه گفتم :
_ اممممم.....میخواستم بپرسم امروز استاد ابراهیمی رو ندیدین ؟ ...
امیر انگار پنچر شده باشه جواب داد :
_ نه متاسفانه ، ندیدم ....
_ اوکی ...
دیگه منتظر نموندم چیز دیگه ای بگه ، اساسی ریده بودن تو حالم ، این چه وضع تحویل گرفتن بود ؟! معلوم بود دارن به چشم شکار نگام میکنن ....
سریع یکی از صندلیهای خالی پشت میز سارا اینا رو عقب کشیدم و نشستم ، با لبخند رو به سارا گفتم :
_ سلاممممم ؟ چطوری ؟ ...
اخماشو کشید تو هم و گفت :
_ اونجا جای کسیه ...
تا حالا صورت سارا رو این شکلی ندیده بودم ، چون همیشه تو روم میخندید تا بحال بهم اخم نکرده بود ...بی اراده از دهنم در رفت :
_ میخوای بگی ما با هم دوست نیستیم ؟...
چند لحظه با پوزخند نگاهم کرد اما بدون اینکه به خودش زحمت بده سوالمو جواب بده با ذوق به بغل دستیش گفت :
_ امیر سرمدی داره ما رو نگاه میکنه ....
سریع برگشتم عقب و به امیر اینا نگاه کردم ، با حالت بهت زده دوباره برگشتم سمت سارا ...
_ میخوای بگی تو به امیر نظر داری ؟....
دوباره بدون اینکه سوالمو جواب بده با نگاهش بهم فهموند که مزاحمم ، اما من اعصابم اساسی ریخته بود به هم ، احساس میکردم بهم خیانت شده ، با عصبانیت از جام بلند شدم و خم شدم طرف سارا ...
_ یعنی تمام این مدت تو بهش نظر داشتی ؟....یعنی جنست اینقدر خرابه ؟...
_جنس خودت خرابه ...اصلا کی به تو گفت بشینی اینجا ؟ پاشو برو ببینم ...پررو ...
_ معلومه که میرم ، پس چی فکر کردی ؟ بذار یه واقعیتیو بهت بگم ...من هیچوقت ازت خوشم نمیومد...
رو به دوستش گفت :
_ دیوونه ست ؟ معلومه قرصاشو نخورده ....
دیگه واقعا داشتم از کوره در میرفتم ...
_ هووووی .......دیوونه خودتی .....حرف دهنتو بفهم ....
اصلا متوجه نبودم صدام بالا رفته و همه نگامون میکنن ، حالا سارا هم از جاش بلند شده بود و با عصبانیت داد زد :
_ خودت حرف دهنتو بفهم ، تو اومدی به من گیر دادی .... این کولی بازیا چیه داری در میاری ؟...
با خنده ی عصبی ای گفتم :
_ کولی بازی ؟ ...
نمیدوم چطور شد که یه دفعه کنترلمو از دست دادم و به سمتش خیز برداشتم ، هیچ معلوم نبود میخوام چیکار کنم ، عصبانیت حسابی عقلمو زائل کرده بود ، اونم کم نیاورد و به سمتم حمله کرد ، چند تا از دخترای داخل بوفه خیلی زود جدامون کردن .....انگار تازه عقلم داشت میومد سر جاش ، همیشه دعوای خانوما واسم سوژه ی خنده بود ....پی بردن به این حقیقت که الان خودم داشتم همچین نمایشی واسه دیگران اجرا میکردم باعث شد گریه م بگیره ....این اشکها هم که همیشه منتظر بودن تقی به توقی بخوره تا در بیان ....سارا اما هنوزم داد و بیداد میکرد و میگفت این دختره دیوونه ست ....یکی از پسرای ارشدمون که اصولا ازش خوشم نمیومد بین کلامش اومد و گفت :
_ تمومش کنید دیگه ، همه خانوم پورمهر و میشناسن و میدونن کسی نیست که بیخودی از کوره در بره ، حتما چیزی بوده که اینطور عصبانیشون کرده ....اما الان این چیزا مهم نیست ، مهم اینه که تمومش کنید ....بسه....
و رو به من ادامه داد :
_ بفرمایید خانوم پورمهر .....بسه دیگه گریه نکنید ....
با عجله اشکایی رو که خبر نداشتم همینجور بی وقفه از چشمام جاریه رو پاک کردم ، آبروم خدا ....آبروم !....
با صدای آرومتری که فقط خودم میشنیدم گفت :
_ تا حراست سر نرسیده باید برید بیرون ......
بدون هیچ مقاومتی همراه اون که از بین جمعیت راهی به سمت در بوفه باز میکرد به راه افتادم .....حالا این آبروی ریخته مو چه جوری باید جمعش میکردم ؟ بی اراده از دهنم پرید :
_ چه آبرو ریزی ای شد ...
با لبخند گفت :
_ اون هر چیزی هم که گفته بود شما نباید اینجوری از کوره در میرفتین .....اما حالا کاریه که شده ، دیگه خودتونو ناراحت نکنید ...
دیگه از این بشر بدم نمیومد ، با تعریفایی که تو بوفه ازم کرده بود تا حدی آبروریزیمو ماسمالی کرده بود و تقصیرا رو انداخته بود گردن سارا ، حتی یادم نمیومد قبلا چرا ازش بدم میومده.....به سمتش برگشتمو گفتم :
_ مرسی آقای ایمانی ...من دیگه واسه کلاسم نمیمونم ، میرم خونه ...
_ بهترین کار و میکنید ...
_ خدا حافظ .
_ به سلامت ...

سریع خودمو رسوندم خونه ، تو طول راه مدام به ترک تحصیل فکر میکردم ، نه انگیزه ای واسه ادامه تحصیل مونده بود نه آبرویی ، اما خودم هم میدونستم این افکار زودگذره ....درسته که هویت و آبرو و تقریبا همه چیمو از دست داده بودم اما دیگه باید مغز خر خورده باشم که رشته ی مهندسی معماری دانشگاه تهران ، رشته ی مورد علاقه مو که برای بدست آوردنش کلی زحمت کشیده بودم هم به همین راحتی از دست بدم .

رفتم خونه تا بلکه یه خورده آرامش داشته باشم ، اما خبر نداشتم تو خونه بدبختی ای به مراتب بزرگتر از یه گیس و گیس کشی ساده منتظرمه .
داشتم میرفتم سمت اتاقم که صدای مادر از پشت سر متوقفم کرد :
_ چقدر زود برگشتی ؟ ...
با بی حوصلگی گفتم :
_ یکی از کلاسام تشکیل نشد ...
_لباساتو که عوض کردی بیا کارت دارم .
_ میخوام بخوابم حال و حوصله ندارم ...
خیلی جدی گفت :
_ بیخود ، لباساتو که عوض کردی میای بیرون
, زیادی لی لی به لالات گذاشتم ..لوس شدی
معلوم نبود این چشه ! کلافه لباسامو عوض کردم و رفتم آشپزخونه ...
_ بفرمایید
؟!!
روی یه صندلی روبروم نشست و با اخم گفت :
_ صبحی علی زنگ زده بود
حتی حوصله ی اینکه بپرسم کدوم علی رو هم نداشتم ، منتظر موندم خودش بگه ...
_ نگرانت بود ، میگفت تلفناشو جواب نمیدی و وقتی جواب میدی هم طبیعی رفتار نمیکنی ، میخواست بدونه اتفاقی برات افتاده ؟ مشکلی پیش اومده که ما ازش پنهون کرده باشیم یا نه.....
حالا کنجکاو شده بودم بدونم علی کیه ، نکنه علی همون نفسه ؟!
حالا به فرض که علی نفس باشه , یعنی مامان هم در جریان بوده ؟ بابا ایول مانیا خانم ! سعی کردم بی وتفاوت رفتار کنم
_ خوب که چی ؟ ....
چشماشو گرد کرد و با عصبانیت گفت :
_ چشمم روشن ، همین الان میری زنگ میزنی از دلش در میاری ....من چیزی از رفتارای عجیب غریبت براش نگفتم ، تو هم هیچی نمیگی ....پاشو برو از دلش در بیار ...
_ یعنی چی از دلش در بیار ؟ ....اصلا این علی کی هست که بخوام از دلش در بیارم ؟ ....
مادر نفس بی حوصله ای کشید و گفت :
_ من که نمیدونم سر چی با هم دعواتون شده ....
ولی خوب میدونم که دلیل تموم دیوونه بازیهای این چند روزه ات به همین دلخوری مربوطه , شما که با هم خوب بودین حالا چی شده ؟ ... نامزدت راه دوره ، خوبیت نداره اذیتش کنی ....پاشو برو بهش زنگ بزن ، اگه الان حوصله نداری برو بخواب بعد بهش زنگ بزن ، یا حداقل وقتی خودش زنگ زد سعی کن از دلش دربیاری
نامزد
ددددد!!!!! ...با صدای بلند زدم زیر خنده ، فقط میخندیدم ، اونقدر خندیده بودم که دیگه داشت از چشمام اشک میومد ....نامزد ....دیگه چیزی مونده بود که سرم بیاد ؟!...




شرمنده ی اخلاقتون

پ.ن :میتونید برید مسافر کوچولو رو منفجر کنید ()
~shahrivar~ آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
! M@h!la !, !!! NAFAS !!!, # بلوط #, #PARDIS#, (morvarid), (zarrin_h), * Ghazal*, * sogi jOoOn *, **LONELY**, ~Niayesh~, **samanta**, **Silver Star**, **پناه**, *ARAM*, *aren*, *atrina*, *Ghazal*, *GolDeN*, *H@sti*, *Hasti*, *mania*, *n@fi3*, *niki, *Peggy*, *ROJA*, *soodabeh*, *venos*, *yasaman*, *~Faezeh~*, *~SETAREH~*, *دختر خوب *, +Lily, +Neda+, -Farimah-, ...BaHaR..., .:aida:., .:JASMiNe:., .arsana., .Ghasedak., .Ice Girl., .LiLiM., .Mania., .MojGan., .Mona., .parniya., .سیاوش., 021girl, 199295, 3tare, Abandokht, abien, afarinesh, ahmadi_1362_2, aidai, alikhademi, amini2004, angel04, angur, anital, Anolin, anzhela, architect_shima, arezoo184, arny, Artemisa, arzoo12, asemane nili, ash.1, asha, ashoka, asoodeh, assertive, Astrgirl, ati123, atieh72, atrin220, atyek, avaa..., avayebaran, AYDA alone, Az@de, azad_awesome, azima, b.khorasani, babasi, bahar.d65, bahar1313, baran.amad, Bavar, behi_aquarius, Behnaz joon, bikari, bitabarfi, black.moon 90, blub2000, blue1, boshra14, boyegandom, brain storm, CAT-WOMAN, com86, coral, crystal_vampire, dalghak, dander1000atash, dDorsa, DE2MISS, Deldel, diena, dj_bass, dokhtare babash, dokhtare khial, dokhtar_naz2020, eglantine-m96, elahe atash, ELAHE_E, Elen, elham.b, ELI.12, eli5, elia65, elianoos, Elin-sky, elnaz a.k, elnaz89, esfarzaneh, evva, Eyes Wide Shut, fadai, faezeh.sn, faezeh.t, faez_er, fairy, farajoon, farizad, farnaz58, Fatemeh.98, fatemeh.ss, fatemehjojo, fathemeh, fatima983, fatima_59, ffrhad, flavia, fr number1, f_ gisoo tala, gandomsa, ghambar, ghazghaz, gherti, ghorbani, girlstreet, glarion, gol e roz sefid, goldoone22, gole, golgoli jaan, goli-, gorestan man, hadis00, hala, haniye_rain, hany666, hanye, hashemi_s, HAsti-Nj, hasti_azadi, helen888, homa41, hooman770, hooman_Ch, horin, ili mah, imaginary, isis, javoone, jighol, jokerlady, joooker, Just Say No, kalen, katerina petrova, Katra, katy, kayena, khademre, Khate Siah, kiana_kia, Kiiiiana, kimia jon, kimia_13662000, kimiya14, krystall, kurda smahlt:<, L!l!an, Laali, Lair_Nilo, lale joon, leila.kh, leyli70, libra272, lili5225, liuana, love is.., lover vampire, love_a, m-pezhvak, m.b71, m.mahya, M.matineh, m0zhdeh, m@hdis, m@ni@, madad, mahda, mahdiehhjz, mahdis65, mahdis6764, mahdis_m, Mahed, mahsa1490, mahsa_128, mahsa_m445, mahshad05, mahta-r, mahtab10, mahtabi22, makhmal_66, malihe ranjbar, mamorin, mansuri, many22, marale, marmara25, mary90, maryam.mani, maryam1, maryam_goli73, marzie1994, mehr68, mehraban.g, Memolina, meno, mesle aftab, mfr60, Mina, mina-N, mina68, minmin1780, minoo1920, mira., Misha73, misha_kavir, misha_porro, miss mona, Miss NiloO, mobena1, mohamad722, mohammad, mojan_23, mojiii67, mona.65, monire_74, moon shine, moonlightskay, MoonN, Mooshoolina, morteza va ati, motlagh, m_h_n, m_mah, M~SAMI, N@nacy, n@sim, nadia_gh74, nafas44, nahayat007, Nargis-narcisse, Nasim 77, nasim j, nasim1768, nasim78, nastaran.r, NAVA22, nazanin88, nazi2000, naz_goli, Ne9in, negar1373, negin777, nenoy, neshan, niazruby, Niko0li, nilgon_nili, niloofarane, niloofar_1372, nina20, nini gol, Nishteman, nita.viok, nlp16001, nooshin1389, nutty, olala, OoPs, pa.j, PAEEZ70, paieez, paiz, pani jooni, Pari*, pariedarya, parmis86, parnar, parshang, Pegahツ, pegiiiiiiiii, perijooon, Persian.girl217, polymehr, raha55, rahav, *Arefeh*, ramesh20, Randy Or, rara3, Rasuliiiiii, ratanaz, redrose_love68, reza635, riitaa, rizeh mizeh, romina ab, roya-s, roya1365, roze68, s.fzpr, saaad, saba 68, sabz_abi, saghi.m, SAGHIIIII, Sahar.M, saharmn, sahely, sahra20, saman84, samaneh1368, samaneh60, samim, samir, sana1577, sanamjooje, sanaz1, sanaz_, saqi, sara angel, sara parvizi, sara1988, Sarah*, sarahn.6991, saratab, SaRgArDuN_A, sarina1911, sazin513, Semin309, SETARE SOHEYL, setayesh73, setayesh_p995, setia22, shafagh 69, shaghhayeghh, shahpasand, shahzad, shahzadeh irani, shakiba_2510, sharona, shayesteh 96, sheida joon, sheydajoooon, Shifteh, shili, shima-m, shirin061, shirin74, shiva joon, shoko pars, Silber, SilverSea Horse, sina_blue, sirius, skiller, smart girl, soda 70, sollmaz, some one, some one 90, somy_kh, Sonetto, soody pink, stiv, SunDaughter☼, sunthin, susanzandieh, sydney, szszsz, s_mehr, Ŝάмĭ, T T--THR, Taataa, talkhoon, tama1011, tangel, tania_7, TanNazZz, tannaz_85, taraneh24, TARANOMEMEHR, Termeh1, tina 1989, tina., tinairn, toop, TOTIA2, tpirouz, Unbreakble, unique1366, Ushya7, v.f.d, valehe, vayi, Veni, volcano67, Y@Li-Jj, YAS95, yasam, yasamin-73, yasamin_azizi, yasnaa, yassii, yas_m, Z.BITA, zahra16, zahra_jk, zebeli, zikarishi, ziZi @ M, zoha-9098, zorobahar, zznanin, _Azadeh_, _black Flood_, ~Alone.Boy~, ~AmestriS~, ~fatemeh69~, ~jOojoO.tAlA~, ~Ordibeheshti~, ~Spunk!e~, ×sepidar×, Vulnerable, ʘZa℞, آبجی نیلوفر, آراااام, آرتمیس 98, آرنیکا, آنالیا, ارتمیس *, اسپازيا, اشوزدنگهه, الهه14, امتیس, انلی سارا, ايلين, ایلیبرا, بخاری, بهار سرد, تابتا, تانی, ترنم, ترنم ازاد, تمنّا, توهم سبز**, توکا, جان کریستوفر, جیگول, حسین زاده حسینی, حنیفا58, خالق اسمان خیال, خانم فسقلی, خورشيد سرد, دخی بلا, دلنيا61, رامان, رامونا, رنی 3000, رودنا, رویای باران, زوها, ستاره مغربی, ستين, سرتق, سسسسراب, سوال, شقایق وحشی, شكوفه هاي گيلاس, شه تاو, شیرین78, شیما؟, صدف., طلوع عشق, عیدی, فاطیما8, فانتین, فرزانه 62, فرشته ی تنها, فرگون آسمانی, فهیم, لی لی تنها, لیلا931, لیلی 123, مامانی جون, ماه رخسار, ماهی گلی, ماهین56, مریم, مسافر كوچولو, معشوق, منا64, مناد, منجی, مهرساRD, مهرناز_71, مهستی, مونا**, میتی65, ندایی67, نرجس خاتون, نسيا, نسیب, نهایت, نگاران, نگان, نی لو فر, نیلوفر:-), نیکا83, هانیه نیکو, هشمت, همون برنج, واران, وارش67, والیما, پامچال, پدیده, پرنسس-1245, پرهوده, پروکسیما, ღღ Parisa ღღ, پریناز74, پـردیس, پهره, پیازچه, کاساندا, کمند, کهربا61, گلنار, گيس گلابتون, یگانه, ღ ghazali ღ, ♥Sepideh♥
قدیمی ۳۰ شهريور ۱۳۹۰, ۱۲:۰۲ قبل از ظهر   #19 (لینک مستقیم)
مدیر بخش عکس
 
farnaz58 آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +29 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط tina 1989 نمایش پست ها
ادامه نداره؟
شما تذکرات بالا رو نخوندین؟خطاب به شما هم بود
تو تاپیک تایپ کتاب نباید پست بدین
farnaz58 آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
**LONELY**, ~Niayesh~, **Silver Star**, *GolDeN*, *H@sti*, *niki, *ROJA*, *~Faezeh~*, *~SETAREH~*, +Lily, +Neda+, .:aida:., .Ghasedak., .Ice Girl., .Mona., anital, Artemisa, asoodeh, Astrgirl, ati123, avaa..., avayebaran, Behnaz joon, coral, DE2MISS, dj_bass, eglantine-m96, Elen, eli5, Elin-sky, elnaz89, esfarzaneh, Eyes Wide Shut, faez_er, fatima_59, ghambar, gol e roz sefid, hanye, helen888, homa41, hooman770, ili mah, jighol, katerina petrova, Katra, kimia jon, kimiya14, liuana, love is.., love_a, m.mahya, m0zhdeh, madad, mahdiehhjz, Mahed, mahshad05, mary90, maryam1, Memolina, mina-N, mina68, mojan_23, monire_74, moon shine, m_mah, M~SAMI, nasim j, nasim1768, naz_goli, niaz 72, niazruby, niloofar_1372, nutty, pa.j, PAEEZ70, Pegahツ, pegiiiiiiiii, rara3, rizeh mizeh, roya-s, sahely, saqi, sara parvizi, sara1988, SaRgArDuN_A, sazin513, SETARE SOHEYL, shaghhayeghh, shahzad, shahzadeh irani, shakiba_2510, sharona, Shifteh, shima-m, Silber, smart girl, sollmaz, Sonetto, soody pink, sydney, szszsz, Veni, volcano67, yasam, yasesabs, Z.BITA, zahra_jk, zebeli, ~Alone.Boy~, ~AmestriS~, ~jOojoO.tAlA~, ~shahrivar~, ×sepidar×, آنالیا, آوین., امتیس, بهار سرد, بی پناه, تانی, ترنم, خانم فسقلی, رودنا, ستين, سوال, شقایق وحشی, شكوفه هاي گيلاس, شه تاو, شیرین78, فانتین, مسافر كوچولو, منا64, مهرساRD, مهستی, میتی65, نسيا, نهایت, نیکا83, واران, پدیده, پرنسس-1245, کابوک, کمند, یگانه, ღ ghazali ღ
قدیمی ۳۱ شهريور ۱۳۹۰, ۰۴:۵۱ بعد از ظهر   #20 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
~shahrivar~ آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +187 امتیاز     
پیش فرض

قبل از اینکه مامان به غرغر کردنش ادامه بده از جام بلند شدم و سریع به اتاقم رفتم ،
مسخره ست ...نامزد ؟ لابد فردا هم عروسیمه ...پس فردا هم یه بچه میذارن بغلم و میگن بزرگش کن...
کلافه دستمو بردم سمت کشی که به موهام زده بودم ، هجوم اتفاقات عجیب و غریب و پشت سر هم باعث شده بود سرم به شدت درد بگیره و کشی که به موهام وصل بود بدترش میکرد ، تا وسط موهام تونستم بکشمش پایین اما از اونجا به بعد دیگه نمیشد ، موهام تو هم گره خورده بود و کش جدا نمیشد ، تو موقعیتی نبودم که بشینم با حوصله گره شو باز کنم ، با حالتی عصبی تند تند کشوها رو کشیدم بیرون ، چیزی رو که میخواستم تو کشو دوم پیدا کردم ، بدون اینکه نگاهی به آیینه بندازم از بالای کش شروع کردم به قیچی کردن . راحت قیچی نمیشد چون دسته ی موها خیلی قطور بود اما بعد از چند دقیقه سر و کله زدن باهاش بالاخره تونستم همشو قیچی کنم و موهامو آزاد کنم ، نفس راحتی کشیدم و بالاخره فرصت کردم نگاهی تو آیینه بندازم ، حالا بلندیش تا زیر گردنم میرسید ، زیاد هم بد نشده بود ،با اینکه کوتاه و بلند بود اما مدلی بود واسه خودش ...بالاخره که کوتاهشون میکردم ، هر چه زودتر بهتر ...
خودمو پرت کردم رو تخت و سعی کردم بدون فکر کردن به چیزی چشمامو رو هم بذارم ....اما مگه میشد ؟! ....نامزد ؟! اونم از نوع پسرش ؟! مگه من همجنس بازم ؟!...به هیچ عنوان زیر بار این یکی نمیرفتم ...
دیگه داشتم به این فکر میکردم قبل از اینکه مامانم بیاد ازم بپرسه ویارونه چی دوست داری واست درست کنم خودم برم ازش بپرسم حامله م یا نه ؟!.....چون با وجود اتفاقاتی که پشت سر هم داشت برام میوفتاد دیگه هیچ چیز عجیب نبود ....شایدم عاقلانه ترین کار تو این شرایط این بود که برم خودمو به تیمارستان معرفی کنم .....
با همین افکار پریشون خوابم برد و نمیدونم چقدر گذشته بود که در با صدای بدی باز شد و پشت بندش صدای میلاد رو شنیدم که میگفت :
_ هی چقده میخوابی ؟....
داد زدم :
_ گم شو بیرون ..
از لای پلکای نیمه بازم دیدم که گوشیمو ورداشت ، با عصبانیت از جام بلند شدم و داد زدم :
_ گوشیمو کجا میبری الاغ ؟....بده ببینم ...
بدون اینکه سرشو بلند کنه همینجور که با گوشی ور میرفت گفت :
_ خفه ، شارژم تموم شده میخوام چند جا زنگ بزنم ...
از تخت اومدم پایین و در حالیکه گوشی و ازش میگرفتم گفتم :
_ خوب برو واسه خودت کارت شارژ بخر ....فکر کردی گوشی من تلفن عمومیه ؟
اومد به سمتم که دوباره گوشیو ازم بگیره که با دیدن موهام چند لحظه خشکش زد اما یه دفعه زد زیر خنده ، وسط خنده گفت :
_ تو که از خواننده های راک بدت میومد حالا چی شده موهاتو مثل اونا کردی ؟.....الحق که خل و چلی ..
من از خواننده های راک بدم میاد ؟! من به گور خودم خندیدم که ازشون بدم میاد ...مخلص همشونم هستم ...
دوباره گوشی و ازم گرفت و منم در صدد بودم با داد و هوار هر طوری شده پسش بگیرم که تو همین بین مامان وارد اتاق شد و داد زد :
_ چه خبرتونه خونه رو گذاشتین رو سرتون ؟...
با دیدن موهام اون هم مثل میلاد برای لحظه ای خشکش زد اما بعد از لحظه ای با دو تا دست محکم کوبید تو سرش .... اوخ ...اوخ ...با این شدتی که این کوبید ضربه مغزی نشده باشه ! ...
نگاه مشکوکی به میلاد انداخت اما میلاد سریع از اشتباه درش آورد و گفت :
_ خودش اینکار و کرده ...
مثل برق خودشو بهم رسوند و با خشمی که تا حالا ازش سراغ نداشتم
بازومو گرفت و با صدای بلند داد زد :
_ چه غلطی کردی ؟ چه بلایی سر موهات آوردی ....
_آیییییی آییی ولم کن ....
ظاهرا فقط من نبودم که تغییر کرده بودم ، مامان آروم و مهربون من کجا و این مادر فولاد زره کجا! ....
به شدت تکونم داد و گفت :
_میگم چرا اینکارو کردی ؟ خسته شدم از دستت ! تو چته ؟ چرا اینکارو میکنی با من ؟ یه هفته است زندگی رو کوفتمون کردی نمیگی هم چه مرگته .. مگه چی کم گذاشتیم واست ...
اما دیگه نتونست حرفشو تموم کنه و گوشه ی تخت نشست و سرش و گرفت بین دستاش و با صدای آرومی شروع کرد به گریه کردن ....بعد از چند لحظه ماساژ دادن
بازوم با تردید رفتم کنارشو از پشت بغلش کردم ، مهم نبود اگه منو پس میزد , هر چیم هم که عوض شده بود این یکی خاصیتم عوض نشده بود ، طاقت گریه کردن مامان و نداشتم ...
وسط گریه مدام تکرار میکرد :
_ آخه چرا این بلا رو سر خودت آوردی ؟ ....فقط به من بگو چرا ؟! ...
منم همش ازش عذر خواهی میکردم :
_ ببخشید ، غلط کردم .....دیگه گریه نکن ...
تو همین وضعیت بودیم که گوشیم که دست میلاد بود و باهاش ور میرفت شروع کرد به زنگ خوردن ، هم من هم مامان برگشتیم سمتش تا بگه کی پشت خطه اونم با حالت اواخواهرانه ای زد تو صورتش و گفت :
_ اوا خاکِ عالم....نفس جانه ...
بعد به سمتم اومد و در حالیکه میزد تو سرم با حالت مسخره ای گفت :
_ خره مگه شوهرت افغانیه که اسمشو گذاشتی نفس ؟
و بدون اینکه حالا خودم بخوام گوشی رو دستم داد .
این یارو هم عجب گیر سه پیچی داده بود به ما ...دوست داشتم جواب بدم و هر چی فحش بلدم ببندم به خیکش...اما با اون حالتی که مامان نشسته بود و نگاهم میکرد مگه جرات میکردم ؟!.....داشت با نگاهش ازم میخواست جواب بدم اما وقتی دید من هیچ عکس العملی نشون نمیدم به حرف اومد و با ابروهای گره خورده گفت :
_ زود باش جواب بده دیگه ، از دلش هم در بیار ...زود باش ...
و چنان نگاهی بهم کرد که جرات نمیکردم مخالفتی کنم ، با اکراه جواب دادم :
_ الو ؟

_ سلام ... چه عجب افتخار دادی !
_ سلام
_ اون چرت و پرتا چی بود تحویلم دادی ؟ معلومه چته ؟
اگه به خودم بود که داد میزدم چرت و پرت خودتی و حرفای حال به هم زنت .. ولی به خاطر مامان هیچی نگفتم
_ نمیخوای راجع بهش حرف بزنی ؟ باشه .. بیا راجع به خودمون حرف بزنیم .... دلم برات تنگ شده مانیا
زیر نگاههای مامان و میلاد راحت نبودم , اما هیچ راه فراری هم نداشتم , یه لبخند زورکی زدم و همونجور که رو تخت بودم از مامان فاصله گرفتم
نیش میلاد همچین باز شد که دلم میخواست با کله برم تو صورتش .. معلوم نبود واسه خودش چه خیالاتی کرده
_ مانی نمیخوای باهام حرف بزنی ؟ حالا که مجبورم ازت دور باشم صداتو هم ازم دریغ میکنی ؟
بی اراده کلمه _ خوبی ؟ _ از دهنم در رفت
بالاخره که باید یه حرفی میزدم وگرنه مامان زنده به گورم میکرد فکر کنم
_ نه .. دلم برات یه ذره شده .. من اینجا دارم جون میکنم , تو هم که چه خوب بهم روحیه میدی . همش نگرانت بودم که نکنه بلایی سرت اومده
_ خوب ببخشید !
لبخند بالاخره به روی لبای مامان اومد , خدا رو شکر
یه خنده خوشکل کرد و گفت : همینجور خشک و خالی که نمیتونم ببخشمت , باید جریمه شی خانومی
عققققققق حالم به هم میخورد .. من خودم بیشتر از صد بار به اسم جریمه و این حرفا از دوست دخترام لب و بوسه گرفته بودم
حالا که فکر میکنم میبینم چه آدم پستی بودم :(
_ الو ؟
_ جانم عزیزم ؟
_ الو کجایی مگه ؟ صدات قطع و وصل میشه چرا ؟
_ الو مانیا ؟
_ الوووووووو؟
_ صدامو نداری ؟
قطع کردم .. آخیش راحت شدم . رو به مامان گفتم : قطع شد , آنتن نداشت
مامان هم سری با افسوس تکون داد و بعد از کلی سرزنش به خاطر کاری که با موهام کرده بودم گفت برای عصر وقت آرایشگاه میگیره از اتاق خارج شد .
مرد گنده خجالت نمیکشه ....این یکی و دیگه باید کجای دلم بذارم ؟! ...
باز خدا خواست که اینجا نیست ، اگه اینجا بود که دیگه حتمی دیوونه میشدم ...حالا کجاست ؟ ...به من چه ! هر قبرستونی میخواد باشه ...
عصر همونطور که مامان گفته بود باهاش رفتم آرایشگاه ، اونم کجا؟! آرایشگاه زنونه!....
به چشم برادری جای با حالی بود !!
منو فرزین همه جا رفته بودیم الا آرایشگاه زنونه !
اونجا بود که خودم شخصا به این واقعیت رسیدم که فعالترین عضو بدن خانوما فکشونه ... و مقاومترین عضو بدن آقایون گوششون ...
موهام طبق سفارشات مامان که اصرار داشت تا حد امکان از بلندیش زده نشه مرتب شد . خودم دوست داشتم پسرونه کوتاهش کنم ....اما بازم به حدی کوتاه شده بود که نیازی به کش یا گیره و اینجور ابزار مزخرف و چندشناک گل گلی و رنگ وارنگ نداشته باشه ...اما ظاهرا مامان مجازاتی بیشتر از اون برام در نظر گرفته بود چون به آرایشگر گفت ریشای نداشته و ابروهامو اصلاح کنه ، اما نه با ژیلت ...با نخ ....به محض اینکه به سمت مادرم برگشتم تا مراتب اعتراضم و نشون بدم با نگاه تند و تیزش مواجه شدم که امکان هر اعتراضی رو از آدم میگرفت ....مگه میشد با مادر فولاد زره در افتاد ! ....
تا کار آرایشگر تموم شد من هر چی دعای خیر بلد بودم در حق مخترع ژیلت کردم ....هر چند از نظر خودم که اصلا چیزی واسه اصلاح شدن وجود نداشت .....شاید هم علتش این بود که خودم ترجیح میدادم اگه مویی در کاره سر جاش بمونه تا بلکه قسمتی از مردونگی برباد رفته م سر جاش برگرده !....اما افسوس که مادرم به همون چند تار مو هم رحم نمیکرد ...
اون روز تا موقع خواب مامانم اصلا تحویلم نمیگرفت ، حتی یک کلمه هم باهام حرف نمیزد .
صبح روز بعد باز هم آماده شدم تا برم دانشگاه ، سعی میکردم قضیه ی دیروز و آبروریزی ای که تو دانشگاه راه انداخته بودم و فراموش کنم ، اما شک داشتم اگه خودم فراموش کنم بقیه هم فراموش کنن !...
از اونجایی که هنوز نمیتونستم با خودم کنار بیام که بعد از عمری که با ماشین شخصی میرفتم دانشگاه حالا با سرویسای دانشگاه برم و بیام بازم تاکسی گرفتم . بعد از پیاده شدن از تاکسی همینطور که به سمت دانشکده ی مهندسی حرکت میکردم پوستر خیلی بزرگی از عکس بچه های تیم بسکتبال رو دیدم که به دیوار دانشکده زده بودن و عده ی زیادی هم کنارش ایستاده بودن و نوشته ها و اطلاعیه های پایینش و میخوندن ، منم به تبعیت از اونا رفتم اونجا ببینم چه خبره ....اینطور که معلوم بود تیم بسکتبال دانشگاه که چند هفته ی پیش برای بازیهای بین دانشگاهی به مشهد رفته بود حالا به فینال رسید بود و همه ی این پوستر و اطلاعیه ها تبریکاتی بود که به خاطر رسیدن به فینال به دیوار زده بودن .....سرمو بالا گرفتم تا عکس بازیکنا رو ببینم ، حداقل حسرت این یکی رو نداشتم چون من بازیکن تیم والیبال دانشگاه بودم اما بسکتبال نه .....بین بازیکنا چشمم به عکس علیرضا نریمان افتاد ، بی اراده زیر لب گفتم :
_ اِ.... این نریمان چاپلوس هم بوده !...
فکر میکردم به اندازه ی کافی ولوم صدام پایین بوده ...اما چند تا از دخترایی که جلوم وایستاده بودن از جمله هنگامه به عقب برگشتن و با تعجب نگاهم کردن ....اگه میدونستم این همه بین دخترا فدایی داره عمرا لب باز میکردم ، البته دونستنشو که میدونستم ، منتهی حواسم نبود که دیگه مانی نیستم که بشینم با امیر و بچه ها با خیال راحت پشت سر نریمان لغز بخونم ....بدون اینکه عکس بقیه ی بازیکنا رو نگاه کنم سرمو انداختم پایین و رفتم داخل دانشکده ....

با تشکر از صافکاری اساسی آرام
~shahrivar~ آنلاین نیست.  
تشکر شده توسط :
! M@h!la !, !!! NAFAS !!!, #PARDIS#, (morvarid), (zarrin_h), * Ghazal*, **LONELY**, ~Niayesh~, **samanta**, **Silver Star**, *ARAM*, *aren*, *atrina*, *Ghazal*, *GolDeN*, *H@sti*, *mania*, *n@fi3*, *niki, *Peggy*, *ROJA*, *soodabeh*, *venos*, *yasaman*, *~Faezeh~*, *~SETAREH~*, *دختر خوب *, *شهرزاد, +Lily, +Neda+, ...BaHaR..., .:aida:., .arsana., .Ghasedak., .Ice Girl., .Mania., .MojGan., .Mona., .parniya., .سیاوش., 021girl, 199295, 3tare, Abandokht, abien, afarinesh, aidai, alikhademi, amini2004, amisha, Anahita.s, angel04, anital, Anolin, anzhela, architect_shima, arezoo184, Artemisa, asal-1412, asemane nili, asha, ashoka, asoodeh, assertive, Astrgirl, ati123, atieh72, atyek, avaa..., avayebaran, AYDA alone, aynaz69, Az@de, azad_awesome, azima, b.khorasani, bahar.d65, bahar1313, baran.amad, baran2, behi_aquarius, Behnaz joon, betiya, bikari, bitabarfi, black.moon 90, blub2000, boyegandom, com86, coral, crystal_vampire, dalghak, dander1000atash, darban, dDorsa, DE2MISS, Deldel, diena, dj_bass, dokhtare babash, dokhtare khial, dokhtar_naz2020, dream07, eglantine-m96, ELAHE_E, Elen, ELI.12, eli5, elia65, elianoos, Elin-sky, elnaz a.k, elnaz89, esfarzaneh, evva, Eyes Wide Shut, fadai, faez_er, fairy, farajoon, farisa, farizad, farnaz58, fatemehjojo, fathemeh, fatima_59, ffrhad, flavia, f_ gisoo tala, gandomsa, ghambar, ghazghaz, gherti, ghorbani, girlstreet, glarion, gol e roz sefid, goldoone22, golgoli jaan, goli-, gorestan man, hadis00, hala, haniye_rain, hanye, harki00, hasti_azadi, hasty 70, helen888, homa41, hooman770, horin, ili mah, isis, javoone, jighol, jokerlady, Just Say No, katerina petrova, Katra, katy, khademre, Khate Siah, kiana_kia, Kiiiiana, kimia jon, kimia_13662000, kimiya14, krystall, kurda smahlt:<, L!l!an, Laali, lale joon, leyli70, lili5225, liuana, love is.., love_a, m-pezhvak, M.matineh, m0zhdeh, madad, mahda, mahdiehhjz, mahdis6764, mahdis_m, Mahed, Mahoo, mahsa1490, mahsa_128, mahshad05, mahta-r, mahtab10, MAHTAB63, mahtabi22, makhmal_66, malihe ranjbar, mamorin, maneou, mansuri, many22, marale, marmara25, mary90, maryam.mani, maryam1, marzie1994, mehr68, mehraban.g, Memolina, mesle aftab, mfr60, Mina, mina-N, mina68, minmin1780, minoo1920, mira., Misha73, misha_kavir, misha_porro, miss mona, mobena1, mohamad722, mojiii67, mona.65, monire_74, moon shine, moonlightskay, MoonN, Mooshoolina, motlagh, m_h_n, m_mah, M~SAMI, n@sim, nadia_gh74, NAFAS.XOXO, nafas44, nahayat007, Nargis-narcisse, nasim j, nasim1768, nasim78, nastaran.r, NAVA22, nazanin88, nazi2000, naz_goli, Ne9in, negar1373, negin-joon, negin.nixnix, nenoy, neshan, Niayesh- 74, niaz 72, niazruby, nilgon_nili, niloofarane, niloofar_1372, nina20, nini gol, Nishteman, nita.viok, nlp16001, nutty, olala, OoPs, PAEEZ70, paiz, pani jooni, Pari*, pariatis, pariedarya, parmis86, parnar, Pegahツ, pegiiiiiiiii, peleus, polymehr, pr.delafrouz, rahha, ramesh20, Randy Or, rara3, Rasuliiiiii, redrose_love68, reza635, riitaa, rizeh mizeh, romina ab, roya-s, roya1365, roze68, s.fzpr, saaad, sabz_abi, SAGHIIIII, Sahar.M, saharmn, sahely, sahra20, samim, samir, sana1577, sanamjooje, sanaz_, saqi, sara angel, sara parvizi, sara1988, Sarah*, saratab, SaRgArDuN_A, sarina1911, sazin513, Semin309, SETARE SOHEYL, setayesh_p995, sete, setia22, shaghhayeghh, shahpasand, shahzad, shahzadeh irani, shakiba_2510, shayesteh 96, sheydajoooon, Shifteh, shili, shima-m, shirin061, shirin74, shiva joon, shoko pars, shtel, SilverSea Horse, sina_blue, skiller, smart girl, soda 70, sollmaz, some one, somy_kh, Sonetto, soody pink, sooosk, soratyrooz, Speed McQueen, stiv, sulduzmarali, sunny20, sunthin, susanzandieh, sydney, szszsz, s_mehr, Ŝάмĭ, T T--THR, tama1011, tangel, tania_7, TanNazZz, tannaz_85, taraneh joon, taraneh24, Termeh1, themind657, tina., toop, tpirouz, Unbreakble, Ushya7, v.f.d, valehe, Veni, volcano67, Y@Li-Jj, yas baran, YAS95, yasam, yasamin_azizi, yassii, yas_m, Z.BITA, zahra16, zahra_jk, zebeli, ziglernata, ziZi @ M, _Azadeh_, _black Flood_, ~Alone.Boy~, ~AmestriS~, ~fatemeh69~, ~jOojoO.tAlA~, ~MAR MAR~, ×sepidar×, Vulnerable, ʘZa℞, آبجی نیلوفر, آراااام, آرتمیس 98, آرنیکا, آنالیا, آوین., الهه14, امتیس, انلی سارا, ايلين, ایلیبرا, بهار سرد, تابتا, تانی, ترنم, ترنم ازاد, توهم سبز**, جان کریستوفر, جیگول, حسین زاده حسینی, PARIS A, حنیفا58, خانم فسقلی, خورشيد سرد, دخی بلا, رامان, رامونا, رها در باران, رودنا, رویای من او, زوها, ستاره مغربی, ستين, سرتق, سوال, شقایق وحشی, شكوفه هاي گيلاس, شه تاو, شیرین78, شیما؟, صدف., طلوع عشق, عیدی, فاطیما8, فانتین, فرزانه 62, فرشته ی تنها, فرگون آسمانی, فهیم, فهیمه67, لی لی تنها, لیلا931, لیلی 123, مامانی جون, ماه رخسار, ماهین56, مریم, مسافر كوچولو, معشوق, منا64, منجی, مهرساRD, مهرناز_71, مهستی, مونا**, نرجس خاتون, نسيا, نفس_20, نهایت, نگان, نیلوفر:-), نیکا83, هانیه نیکو, هشمت, همون برنج, واران, وارش67, پدیده, پرنسس-1245, پروکسیما, ღღ Parisa ღღ, پریناز74, پـردیس, کاساندا, کامران 772, کمند, گيس گلابتون, یگانه, ღ ghazali ღ, ♥Sepideh♥, 乃凡卝凡 伬
 

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
شهریور, مسافر, و, پایان, پسر, کوچولو, یک

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
شروع از پایان | شهریور کابر انجمن | معرفی و نقد کتاب ~shahrivar~ نوشته کاربران سایت 155 ۲۶ بهمن ۱۳۹۱ ۰۱:۲۸ قبل از ظهر
مسافر به مقصد نرسيد| درگيري خونين مسافر و راننده آژانس آنیتا داخلی 1 ۱۷ آبان ۱۳۹۰ ۱۰:۱۴ قبل از ظهر
مسافر کوچولو | سعيد نيری م.ن داستان های کوتاه و حکایات 0 ۲۲ فروردين ۱۳۹۰ ۱۱:۲۰ بعد از ظهر
خاطره | مسافر کوچولو کاربر انجمن مسافر كوچولو جزیره متروکه کتاب 24 ۱۶ بهمن ۱۳۸۹ ۱۱:۵۳ قبل از ظهر
686 هزار نوزاد تا پایان شهریور ماه در کشور به دنیا آمده اند 2012 اجتماعی 0 ۲۹ مهر ۱۳۸۹ ۰۹:۳۲ قبل از ظهر


 

اکنون ساعت ۰۲:۰۵ قبل از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

Powered by vBulletin Version 3.8.3
Copyright ©2000 - 2013, Jelsoft Enterprises Ltd.

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب رایگان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا