| |||
| |||||||
| نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: پست مخصوص تبلیغ رمان کاربران 98یا رو چطور ارزیابی میکنید؟ | |||
| خوبه - نیاز بود. | | 853 | 97.60% |
| افتضاح - حذف بشه. | | 21 | 2.40% |
| رأی دهندگان: 874. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید. | |||
![]() |
| | LinkBack | ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع | نحوه نمایش |
| | #1 (لینک مستقیم) | ||||||||
| رمان نویس انجمن ![]() تاریخ عضویت: شهريور ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : شهريور ۱۳۸۹ محل سکونت : جهان سوم
نوشته ها: 2,670
تشکرها: 25,711
تشکر شده 981,643 بار در 3,832 پست
کتاب مورد علاقه : پدرآن دیگری حالت من : | پست بسیار مفید : +175 امتیاز سلام خدمت کلیه ی کاربران عزیز: اول از همه عرض کنم اگر این پست مفید نیست و خوب نیست و خلاصه تکراریه و این حرفها... از مدیران خواهشمندم زحمت حذفشو بکشن... ![]() ![]() ![]() این تاپیک و گذاشتم به دو دلیل: ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() دسترسی راحت دوستان خواننده به رمانهای نوشته شده توسط کاربران .... البته چنین تاپیکی هست: رمان های نوشته شده توسط کاربران اما این تاپیک تقریبا همه چی و باهم خواهد داشت... البته اگه دوستان تمایل داشته باشن.... و اینکه چون طبق نظرسنجی : چرا رمانهای نوشته کاربران سایت زیاد طرفدار داره؟؟؟؟ رمانهایی که کاربران زحمت میکشند و مینویسند...یعنی طرح خودشون هست... والبته بدون سانسوره... بیشترمورد توجه خوانندگان قرار گرفته ... و اینکه وقتی یه نویسنده ی تازه کار شروع به نوشتن کرده... و اونو با هزار زحمت تایپ میکنه و تو سایت میذاره... چرا فقط نیم خط تشکر؟؟؟ خودمم از این قاعده مستثنی نیستم... حالا کی گفته اصلا من خودم و حساب کنم؟ ![]() مطمئنا هر قصه ای ارزش یک مرتبه خوندن و داره... این تاپیک صرفا جهت تبلیغ رمان / داستان / قصه هایی که کاربران عزیز سایت محترم 98یا مینویسند هست... و بقیه ی دوستان میتونند با توجه به توضیحات رمان دلخواهشون و بر اساس اولویت انتخاب کنن و بخونن و لذت ببرن... ![]() با تاپیک امار کتابهای سایت متفاوته... پس لطفا داستان دیگر نویسنده ها رو قرار ندید... فقط نوشته های خودتون...فقط کاربران نویسنده میان و توضیح کوچیکی راجع به رمانشون میدن... بقیه هم با توجه به توضیحات اون داستانی که مد نظرشونه انتخاب میکنن... میخونن و قطعا لذت میبرند. کور از خدا چی میخواد؟ یه جفت چشم بینا... ما تازه کاران هم جز اینکه قصه هامون خونده بشه و نظرو نقد دوستان و بدونیم برای بهتر شدن... چیز دیگه ای نمیخوایم... حالا من چرا خوشحال خودمو قاطی نویسنده های برجسته ی سایت میدونم... نمیدونم...![]() ![]() ![]() من یک هفته است دارم روش کار میکنم... نه اینکه میخوام اتم بشکافم ... ولی خدا وکیلی خیلی وقته تو سرمه... کلی هم نکته جمع کردم برای تبلیغات بهتر.![]() ![]() این چند تا نکته رو هم بی زحمت در نظر داشته باشید:![]() ***این تاپیک صرفا جهت تبلیغ رمان کاربران سایت 98یا است... ربطی به کاربران دیگر سایتها که فلان رمان و نوشتن و ننوشتن نداره... میدونم چند تا از دوستان رمان برخی از دوستان دیگه روتایپ کردن و در سایت موجوده... اما این تاپیک فقط برای نویسنده های عضو 98یاست که رمانشونو بی منت و بی هیچ توقعی جز یه تشکر ناقابل و یه نقد کوچیک در سایت قرار دادن...و تمام... ***هرکسی رمانی که خودش نوشته رو تبلیغ کنه...بی زحمت... ![]() ***خودخواه باشید فقط از رمان خودتون تعریف کنید و کاری به رمان بقیه نداشته باشید... ![]() ***دوستانی هم که نویسنده نیستند لطفا از ارسال پیام تشکر و غیره در لابه لای تبلیغات خودداری فرمایند... نظری انتقادی داشتن به من حالا تو بازدید یا خصوصی بفرمایید قطعا عمل میکنم. ![]() ***هررمانی که کاربران عزیزنویسنده زحمت نوشتنشو میکشند... چه تموم شده چه نشده... میتونن برای تبلیغش اینجا پست بدن. ![]() من بازم بگم این پست مخصوص تبلیغ هست... چند تا نکته هم هست که برای تبلیغات رمان لازمه... یعنی دوستانی که افتخار میدن و این تاپیک و برای تبلیغ رمانشون انتخاب کردن ... قطعا خوندن موارد زیر خالی از لطف نیست. البته پررو گری این بنده ی حقیر رو ببخشید![]() ![]() ... اما به نفع دوستان نویسنده و رقیبان نوبلی بنده است.به خدا راست میگم...![]() نکات نسبتا اجباری:![]() 1- هر کاربر عزیز نویسنده موظفه فقط رمانی که خودش نوشته رو تبلیغ کنه... لطفا / بی زحمت / خواهشا از قرار دادن رمان دوستان خودداری فرمایید... خوشحال نیاید ... نگم بقیشو! ![]() 2- نوشتن خلاصه ی داستان ضروری است. 3- نوشتن نوع نثر داستان ضروری است. منظور اینکه راوی چه کسیه؟ دانای کل... اول شخص یا تلفیقی... 4- نوشتن فضای داستان ضروری است. منظور اینکه جز کدوم دسته است؟ سیاسی – اجتماعی – عاشقانه – کمدی – ماورایی – جنایی – و . . . اگر تلفیقی هست اینطوری بنویسید:مثال: عاشقانه – جنایی 5- لینک اصلی رمان لطفافراموش نشه ... اگر لینک نقد هم داره... اون رو هم حتما حتما حتما قرار بدید. 6 - در صورتی که داستان شما به سلامتی میمنت تموم شده...حتما حتما حتما حتما لینک دانلود نسخه ی پی دی اف و جاوا رو قرار بدید. در صورتی که هنوز تموم نشده و پست تبلیغ و فرستادین بعد از اتمام کار پستتونو ویرایش کنید و لینکهای مورد نظر و قرار بدید. از ارسال پست جداگانه خودداری کنید... چون لینک کتاب تمام شده نوشته ی کاربران موجوده. 7- لطفا همه ی رمان ها و داستان هاتونو یکجا جمع کنید و در صورت شروع قصه ای جدید لطفا صفحه ی قبلی رمان تبلیغ شده رو بنویسید... مرسی.منظم میشه بهتره... اون وقت من نوعی اگر از سبک شما خوشم بیاد هی میون صفحات گم نمیشم تا تک تک رمانهاتونو پیدا کنم... 8 - اگر یک داستان بیش از یک نفر نویسنده داره ... همه پست تبلیغ ارسال نکنن... مرسی. 9- لابه لای پستها کاربران دیگه پیام ارسال نکنن... مرسی... 10- تشکر و امتیاز به پست ارسالی نویسندگان محترم یادتون نره - شرکت در نظر سنجی فراموش نشه... 11 - هر نویسنده برای هر کتابش فقط یک پست می تونه ارسال کنه. 12 -هر کسی که کتابش رو قبل از تموم شدن می ذاره. بعد از اتمام کتاب پستش رو ویرایش کنه و اطلاعات رو تکمیل... 13 -و برای تاکید بیشتر پستهایی که کتاب در اون کتاب طبق شرایطی که در پست اول گفته شده گذاشته نشند حذف می شند. همینطور هر پستی که کابران غیر نویسنده خود کتاب بذارند و یا کتابی که مربوط به کاربران سایت نباشه. در صورت تمایل میتونید شعر، مقدمه ،جمله ای که نوشتید و در رمانتون هست ... در سایر توضیحات قرار بدید. درست مثل تبلیغ فیلمها که نقاط اوج خنده و گریه و دعوا رو تیکه تیکه نشون میدن... شما یه قسمت و بنویسید. در صورت تمایل اسم شخصیتهای اصلی و بنویسید... و بیان کنید قصه از زبان پسر هست یا دختر... قهرمان اصلی وبه نوعی معرفی کنید...البته خیلی کوتاه... قصه تونو لو ندین ها... دوست داشتید میتونید در حد نیم خط از رمانتون تعریف کنید... مهیج... فضایی جدید... تا به حال این طرح را نخوانده اید... چنین چیزهایی... این تیترایی هست که اگه پاسخ بدین... خیلی در تبلیغ رمان و جذب مشتری...منظور خوانندگان عزیز است...بیسیار بیسیار اثر داره. ![]() نام رمان : خلاصه: لینک اصلی : لینک نقد: لینک پی دی اف / لینک جاوا به ترتیب: تعداد صفحات: مضمون و نوع نگارش : سایر توضیحات: - - - - - - - - - اینم قصه های این حقیر: همه ی هستی من خلاصه: همه ی هستی من در رابطه با دختری است که با تمام غرور و تکبرش عاشق پسری از هم کلاسی هاش در دانشگاه میشه و در صدد اینه که حس عشق اونو بیدار کنه و در این بین اتفاقتی که میفته و زندگی ادمهایی که با این دو نفر در ارتباط هستند پایه های قصه رو تشکیل میده... لینک اصلی:همه ی هستی من | sun daughter48 کاربر انجمن لینک نقد:همه هستی من | sun daughter48 کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب لینک پی دی اف و جاوا به ترتیب: دانلود رمان همه هستی من sun daughter / رمان همه هستی من | sun daughter (مخصوص موبایل) تعداد صفحات:355 مضمون و نوع روایت به ترتیب: اجتماعی - عاشقانه / تلفیقی: اول شخص و دانای کل سایرتوضیحات: شخصیتهای اصلی : مانی و هستی... زندگی یعنی من، زندگی یعنی تو، زندگی یعنی ما ، و یکی گشتن با همه ی آنچه که هست ، مثل دریا با رود،مثل آتش با دود، و خدا را دیدن ، واز او پرسیدن، راز این عشق که می سوزاند، همه ی هستی من را هر دم راننده سرویس لینک اصلی:راننده سرویس | sun daughter48 کاربر سایت لینک نقد:راننده سرویس | sun daughter کاربر سایت | معرفی و نقد کتاب لینک پی دی اف و جاوا به ترتیب: نامعلوم... هنوز تموم نشده... تعداد صفحات:نامعلوم... هنوز تموم نشده... مضمون و نوع روایت به ترتیب: اجتماعی-عاشقانه / دانای کل سایرتوضیحات:شخصیتهای اصلی : سورن –ترانه –سحر –پریناز –شمیم -فرزین... پسر جوانی پشت فرمان نشسته بود...صورتش گرد و استخوانی بود با موهای مشکی که کمی جعد داشت ویک طرفه روی پیشانی اش ریخته بود و چشمهایی ابی روشن ، پوستی سفید و بینی گوشتی کوچک ولبهای صورتی رنگ وچانه ای خوش ترکیب... ترانه با لکنت گفت: ب .... بب....خشید....فک...فکر کنیم اشتباه سوار شدیم... ابراهیم : وقتی یه مرد زن خودشو متهم میکنه ، زن باید بی گناهی خودشو ثابت کنه .این قانونه.از سوی دیگه اگه یه زن شوهر خودشو متهم کنه ،خودش باید گناه شوهرشو ثابت کنه... فهمیدی؟!؟ زهرا :آره کاملا واضحه...همه ی زنا گناهکارن ، همه ی مردا بی گناه... درسته... The Stoning of Soraya M [دردَم | ☼.ر] ♥ [دردَم | نقد] ویرایش توسط SunDaughter☼ : ۱۰ خرداد ۱۳۹۰ در ساعت ۰۳:۴۵ بعد از ظهر | ||||||||
| | |
| تبلیغات | |
| | |
| | #2 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: تير ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : تير ۱۳۸۸ محل سکونت : یـــزد
نوشته ها: 1,023
تشکرها: 20,974
تشکر شده 33,516 بار در 3,286 پست
کتاب مورد علاقه : کویر حالت من : | پست بسیار مفید : +42 امتیاز راستی تاپیک بسی بسی خوبیه، ما عقده شده که واسه خودمون تبلیغ کنیم ![]() نام رمان : وفای عهد خلاصه: داستان یه دختریه به اسم راحیل که با پسرداییش به اسم علیرضا در گذشته خیلی صمیمی بودن و بنا به دلایلی که خودش نمیدونه این دوستی بهم میخوره و از هم متنفر میشن، البته از نظر راحیل علیرضا مقصره، چون به جرم نکرده ازش متنفر شده و خردش کرده، بعد در طول داستان راحیل به علیرضا دل میبنده و سر و کله ی شخص دومی به اسم فرزاد هم پیدا میشه و.... لینک اصلی : وفاي عهد | yasmin2000 کاربر انجمن لینک نقد: وفای عهد | -yasmin- کاربر سایت | معرفی و نقد کتاب لینک پی دی اف / لینک جاوا به ترتیب: تعداد صفحات: 316 مضمون و نوع نگارش :عاشقانه-کمدی-چندجا هم چندتا نکته 30یا30 داره- اول شخص هم راوی داستان هستش سایر توضیحات:آقا کلاً خیلی رمان قشنگیه. اصلاً این رمان اگه چاپ میشد پرفروش ترین کتاب سال میشد. با یه قلم روون و سبک عامیانه. خدایی عشق میکنین اگه بخونین ![]() ![]() ![]() نام رمان : شکوفه ی اشک خلاصه: داستان یه دختری به اسم ملودی که ... (یه جورایی نمیتونم خلاصش رو بگم) لینک اصلی :شکوفه ی اشک لینک نقد:شکوفه ی اشک | angelic کاربرسایت نودهشتیا | معرفی... لینک پی دی اف / لینک جاوا به ترتیب: تعداد صفحات: نامشخص مضمون و نوع نگارش : عاشقانه-کمدی-خانوادگی اول شخصسایر توضیحات: به نظر خودم خوبه، یعنی فکر میکنم از وفای عهد قوی تره،با اینکه وفای عهد طرفدارش بیشتر بود. سبکش هم مثل همونه، اما با موضوعی کاملاً متفاوت. کلاً اینم کتاب محشریه ![]() ............................................ اگه چیز دیگه ای باید بگم بگو ![]() ویرایش توسط angelic : ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۰ در ساعت ۱۲:۵۱ بعد از ظهر | ||||||||
| | |
| | #3 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر فعال ![]() تاریخ عضویت: دي ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : دي ۱۳۸۹ محل سکونت : تهران
نوشته ها: 619
تشکرها: 23,906
تشکر شده 35,008 بار در 3,565 پست
کتاب مورد علاقه : دزیره،برباد رفته و... حالت من : | پست بسیار مفید : +25 امتیاز نام رمان :تبسم خلاصه:تبسم که یه دختر پرانرژی وشیطونه...عاشق پسری به اسم امید میشه امیدم همین طور...تبسم با دوستش مارال میرن شمال پیش مادریزرگ مارال کـــــــــــه....اصل داستان از شمال و اتفاقاتی که اونجا براش پیش میاد شروع میشه! لینک اصلی :تبسم | azade.777 کاربر انجمن لینک نقد:تبسم | azade.777 کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب لینک پی دی اف / لینک جاوا به ترتیب: تعداد صفحات: معلوم نیس مضمون و نوع نگارش :عشقی_ترسناک..البته اگه بتونم اون طوری که خودم می خوام درش بیارم..داستانم از زبون تبسمه...یعنی اول شخصه سایر توضیحات:این داستان اولین کارمه ومطمئنم خیلی ایراد داره...از دوستان می خوام که اگه لطف کردن و خوندن حتما نظرشونو به خودم یا تو تاپیک نقدش بگن روزها رفتند و من دیگر،خود نمی دانم کدامینم...! ویرایش توسط Az@de : ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۰ در ساعت ۰۱:۱۳ بعد از ظهر | ||||||||
| | |
| | #4 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر متوسط ![]() تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : بهمن ۱۳۸۸ محل سکونت : جایی که انسان امد و به انجا می رود
نوشته ها: 216
تشکرها: 3,237
تشکر شده 13,792 بار در 257 پست
کتاب مورد علاقه : هرچیزکه خون اشامی باش حالت من : | پست بسیار مفید : +27 امتیاز نام رمان :با من مهربون باش خلاصه:داستان کمدی –عاشقانه ای است که بین دو دختر ایرانی و یه گروه خواننده معروف اسیا اتفاق می افته شخصیت های اصلی داستان دو دختر به نام های سحر و سارا هستن و اعضای گروه معروف ((ss501 )) البته این رمان در دو کتاب نوشته شده که کتاب اول اون تمام شد و بچه ها اون رو خوندن و اما کتاب دوم که تازه شروع شده و با اضافه کردن یک شخصیت جدید به نام سوگند ادامه داره و با نام (بذار من اون یک نفر باشم ) یه نکته رو بگم که اسم این داستان ها از اهنگ های همین گروه گرفته شده . لینک اصلیبا من مهربون باش Please be nice to me | جان کریستوفر کاربر انجمن : لینک نقد با من مهربون باش Please be nice to me | جان کریستوفر کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب : لینک پی دی اف / لینک جاوا بهترتیب: تعداد صفحات:83 مضمون و نوع نگارش :عاشقانه-کمدی- - اول شخصهم راوی داستان سایر توضیحات:برای توضیح بیشتر قسمتی از داستان رو میذارم امیدوارم که خوشتون بیاد افتاب داشت توی چشمم می زد یه نیم ساعتی بود که منتظر ایستاده بودم هوا هم دم کرده بود و گرم حتی یک نسیم هم نمی وزید داشتم کلافه میشدم گوشی رو از توی کیفم در اوردم و شماره سارا رو گرفتم هنوز زنگ دوم نخورده بود که جواب داد بدون اینکه منتظر صدای سارا بشم داد زدم : سارا خانم کجایی ؟ دیگه از علف رد کرد ه جنگل امازون زیرپام سبز شده کم مونده اینجا رو به عنوان منطقه تاریخی اعلام کنن منم به عنوان فسیل ! صدای خانم رضایی از اون سمت گوشی من میخکوب کرد به پته پته افتادم و به زور و با صدایی که از ته چاه در میومد گفتم : اه خانم رضایی شمایین ؟ شرمنده فکر کردم سارا است . تو رو خدا به دل نگیرین الان نیم ساعت است که منو توی خیابون کاشته . خانم رضایی گفت : نه عزیزم چرا ناراحت بشم مگه سارا رو نمیشناسی نا سلامتی 10 سال است که با هم دوستین عادتش رو نمیدونی ؟ گفتم : حالا خونه است ؟ گفت : نه یه ربع ساعتی میشه که اومده ولی طبق عادت گوشیش رو جا گذاشته گفتم : ببخشین که مزاحم شدم .گفت: نه عزیزم مواظب خودتون باشین . گوشی رو قطع کردم و توی دلم به خاطر اتفاقی که افتاد ه بود به سارا فحش میدادم دیر کردن هیچی ابروی منم پیش مامانتش رفته بود توی همین فکر ها بودم و برای سارا خط و نشون میکشیدم که چشمم به اون دست خیابون افتاد دختر ی داشت بالا و پایین میپرید و دست تکون میداد دختر ریز نقش با پوستی گندمی که همیشه یه کوله پسرونه روی کولش و یک کفش ورزشی پاش بود تا از خیابون رد شد صدای 10 راننده رو در اورد که خانم یواش حواست کجاست الان تصادف میکنی . ولی اون بدون توجه به حرفهای اونا عرض خیابون رو طی میکرد . وقتی به من رسید داشت نفس نفس میزد معلوم بود که با سرعت زیادی اومده رو کرد به من و قیافه مظلومی به خودش گرفت و گفت : سلام سحر جون ببخش ترافیک بود گفتم نمی دونستم از چهار تا خیابون اونورتر اونم با پای پیاده ترافیک هست ؟ نگاهی به من کرد و گفت : معذرت دیر شد .گفتم : گوشیت کو؟ میدونی چقدر بهت زنگ زدم چرا جواب ندادی ؟ با تعجب نگام کرد و گفت : جدی ؟ من نفهمیدم .دست کرد توی کیفش تا دنبال گوشی بگرده یهو گفت : گوشیم گوشیم نیست ! ................. از عشقت به خاطر معشوقت بگذری این یعنی عشق لینک داستان من: بذار من اون یک نفر باشم http://www.forum.98ia.com/t187548.html نقد بذار من اون یک نفر باشم http://www.forum.98ia.com/t188477.html#post1920179 اینم لینک داستان شیدا سانی http://www.forum.98ia.com/t615786.html ویرایش توسط جان کریستوفر : ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۰ در ساعت ۱۲:۳۸ بعد از ظهر | ||||||||
| | |
| | #5 (لینک مستقیم) | ||||||||
| خبرنگار ویژه نودهشتیا ![]() تاریخ عضویت: تير ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : تير ۱۳۸۸ محل سکونت : HELL
نوشته ها: 2,974
تشکرها: 21,335
تشکر شده 61,258 بار در 4,550 پست
کتاب مورد علاقه : تبلیغ ممنوع! حالت من : | پست بسیار مفید : +22 امتیاز نام رمان :رزا خلاصه:رزا یه دختر زیبا و پولداریه که خانواده بازی داره.رزا یه معلم داره به نام کیوان رافعی که بدجور عاشق رزائه.سر یه رو کم کنی رزا میره پایین شهر که از همین جا رقیبی واسه کیوان تراشیده میشه.... لینک اصلی :رمان رزا|جــــــذاب لینک نقد:نقد رمان رزا لینک پی دی اف / لینک جاوا به ترتیب:رزا | دانلود ♥♥♥ رزا | موبایل تعداد صفحات:نامعلوم مضمون و نوع نگارش :به صورت عامیانه س و از زبون خود رزائه.عاشقانه س! سایر توضیحات:والا من خودم رمانمو خیلی دوس دارم.اول راهنمایی بودم شروعش کردم و خو طبیعتا خامه.امیدوارم خوشتون بیاد! ![]() نام رمان : رقص عشق خلاصه: در مود دختريه به نام آنيتا.اين خانوم به صورت اتفاقي يه كار پيدا ميكنه(كلفتي خونه دوبلكس...چيقد اين كار شيرينه ).اين خانواده 3 تا بچه دارن،دو تا پسر - آرمين و رامين - يه دختر - سيمين - ميشه گفت اين رمان از ص 200 و خورده اي دفترم كه توش داستانمو نوشتم تازه شروع ميشه.نه كه قبلش چرت باشه ها! قبلشم خيلي مهمه!اما شخصيتي مياد كه من خودم به شخصه خيلي دوسش دارم و به نظرم واسه همه ملموسه آنيتائم خودش واسه خودش جرياناتي داره چه خلاصه ي مزخرفي شد...آقا داستان باحاليه.![]() لینک اصلی : رقص عشق | پديده لینک نقد: نقد رقص عشق لینک پی دی اف / لینک جاوا به ترتیب: تعداد صفحات: مضمون و نوع نگارش : سوم شخص.يعني از زبان راويه بعد رمنسه...بر اساس تجربياتم از زندگي ديگران ممكنه در آخرش درس زندگيم بده (يعني از همون جايي كه گفتم شخصيت مورد علاقه م مياد)سایر توضیحات: خو اين از رزا قوي تره!من خودم خيلي خيلي دوسش دارم.بر خلاف رزا كه آخرا داشت رو نروم دو ماراتون ميرفت! بعد اينكه گفتم...صبر داشته باشين.نگين تكراريه،اي بابا.شايد نظرتون عوض شد برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید ویرایش توسط پدیده : ۲۵ آبان ۱۳۹۰ در ساعت ۰۸:۲۰ بعد از ظهر | ||||||||
| | |
| | #6 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر عادی ![]() تاریخ عضویت: فروردين ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : فروردين ۱۳۹۰ محل سکونت : شهر عاشقان
نوشته ها: 62
تشکرها: 1,622
تشکر شده 2,750 بار در 117 پست
کتاب مورد علاقه : رقیبان عشق حالت من : | پست بسیار مفید : +20 امتیاز نام رمان :تقاص خلاصه رمان:نسرین با پسر عموش مسخره ی اون یکی پسر عموش رامین می کنند و در بین این ها رازی بزرگی که باعث ........ لینک اصلی : http://www.forum.98ia.com/t192968.html لینک نقد: تقاص | chap dast کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب لینک پی دیاف / لینک جاوا به ترتیب: تعدادصفحات: مضمون و نوع نگارش :عاشقانه و کمدیه که داستان از زبون شخصیت اول داستان یعنی نسرینه سایر توضیحات: هیچی دیگه بیاید بخونید ضرر نمی کنید ویرایش توسط chap dast : ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۰ در ساعت ۰۲:۱۴ قبل از ظهر | ||||||||
| | |
| | #7 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر نیمه حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: فروردين ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : فروردين ۱۳۸۹ محل سکونت : تهران
نوشته ها: 930
تشکرها: 28,030
تشکر شده 33,714 بار در 1,593 پست
حالت من : | پست بسیار مفید : +21 امتیاز نام رمان :اندوه و شادی خلاصه:داستان یه دختریه که پدرش می میره و مامانش ازدواج می کنه شوهر مامانش بهش نظر داشته و مشکلاتی که براش پیش میاد و بعدم زندگی توی خونه ی آرمان لینک اصلی :http://www.forum.98ia.com/t164941.html#post1753024 لینک نقد: http://www.forum.98ia.com/t176140.html#post1829592 لینک پی دی اف / لینک جاوا به ترتیب: اندوه و شادی | elnaz 90 کاربر سایت | دانلود - اندوه و شادی | elnaz 90 کاربر سایت | موبایل تعداد صفحات:--- مضمون و نوع نگارش :عاشقانه- اول شخص از زبون خود هلساس سایر توضیحات: دیگه توضیح نداره یه سری ایراد داره چون کار اوله اما بخونید خوبه چشمهایت را ببند بگذار این شعر را من برایت بخوانم : فرقی نمیکند ماهی باشی یا ماهی گیر قانون رودخانه عذاب کشیدن است ماهی عذاب میکشد ماهی گیر از آب میکشد ! برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید باران | +Lily كاربر انجمن | ||||||||
| | |
| | #8 (لینک مستقیم) | ||||||||
| رمان نویس انجمن ![]() تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : مرداد ۱۳۸۹ محل سکونت : تهران
نوشته ها: 1,129
تشکرها: 17,538
تشکر شده 298,351 بار در 1,325 پست
کتاب مورد علاقه : بر باد رفته حالت من : | پست بسیار مفید : +35 امتیاز نام رمان : نقاب عاشق خلاصه: داستان در مورد پسری به اسم آرسام هست که بهترین دوستش را از دست می دهد. بعد از آن تصمیم می گیرد که انتقام دوستش را از کسانی که فکر می کند مقصر هستند بگیرد. برای این کار با دوست دختر دوستش، پانی ، دوست می شود ولی اتفاقاتی می افتد که مسیر زندگیش رو تغییر می ده لینک اصلی : نقاب عاشق| نوشته ی anital کاربر سایت: لینک نقد:نقاب عاشق | anital کاربر سایت | نقد و معرفی: تعداد صفحات: نامعلوم مضمون و نوع نگارش : راوی اول شخص- داستان اجتماعی عاشقانه . از زبون یه پسر تعریف می شه... سایر توضیحات:به نظر خودم یه کار متفاوته چون یه عشق دروغی رو نشون می ده که این روزها زیاد شده و اینکه اول شخص داستان که راوی هست شخصیت منفی داستانه __________________________________________________ _____________________ ویرایش توسط anital : ۲۸ مهر ۱۳۹۰ در ساعت ۱۱:۵۴ بعد از ظهر | ||||||||
| | |
| | #9 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر نیمه فعال ![]() تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : مرداد ۱۳۸۹ محل سکونت : 1 جای دور
نوشته ها: 406
تشکرها: 3,399
تشکر شده 5,004 بار در 486 پست
| پست بسیار مفید : +17 امتیاز اسم رمان: مدیسا خلاصه:درباره ی یه دختر دزد هست که عاشق یکی از اعضای گروهش میشه ولی بعد می فهمه که اون یه پلیسه و............................ لینک اصلی :http://www.forum.98ia.com/t174674.html لینک نقد: مدیسا | HAsti-Ni کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب تعداد صفحاتش هنوز معلوم نیست مضمون و نوع نگارش: یه جورایی پلیسی - عاشقانه داستان هم از زبون اول شخصه سایر توضیحات:کار اولمه و خیلی ایراد داره خودم میدونم این داستان یه جور ایی عشق و نفرت رو باهم نشون میده یه جورایی متفاوت با بقیه رمان هاست بخشی از کتاب:اینا یعنی چی؟نکنه رهام برای کس دیگه ای کار می کنه از این بعید نبود شنیده بودم دزد ماهرییه و با خیلی از این کله گنده ها کار کرده ولی.......... نه این حرفا چیه مدیسا خجالت بکش کسی به عشقش شک می کنه تو جعبه دو تا پاکت بود یه سری مدارک های رهام بود کارت شناسایی و........ولی فامیل رهام که این نیست فامیل رهام رحمانییه ولی این جا نوشته رهام اریان فر یعنی کدومش درسته؟ چه قدر رهام برام غریبس یه حس بدی تو وجودم احساس کردم داشتم کارت هارو همین جوری نگاه می کردم که یهو چشمم خورد به یه کارت شناسایی احساس کردم قلبم داره می ایسته نه این امکان نداشت نمی تونست درست باشه روش نوشته شده بود سرگرد رهام اریان فر دلم برای کسی تنگ است که اینجا می*آید و *نوشته*هایم را می*خواند . دلم برای او تنگ است... ![]() ![]() ویرایش توسط HAsti-Nj : ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۰ در ساعت ۱۱:۳۸ قبل از ظهر | ||||||||
| | |
| | #10 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر حرفه ای ![]() تاریخ عضویت: آبان ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : آبان ۱۳۸۸ محل سکونت : همونجا
نوشته ها: 1,950
تشکرها: 15,297
تشکر شده 50,063 بار در 1,974 پست
کتاب مورد علاقه : همه جا حالت من : | پست بسیار مفید : +13 امتیاز نام رمان :شب روشن خلاصه:مربوط به دختری به اسم یاسمن هستش که در حدود 6 سال پیش با پسر خاله خودش یعنی سپهر نامزد می کنه اما بعد از چند ماه به دلایل نامشخص برای یاسمن، سپهر اون رو خیلی ناگهانی ترک می کنه... حالا بعد از این 6 سال سپهر برگشته و از یاسمن می خواد که دوباره با اون پیمان ببنده، اما یاسمن برای اینکه اون رو تنبیه کنه از این کار سر باز میزنه، که این کار باعث بروز بیماری سپهر و حاد شدن حال اون میشه ...... لینک اصلی :رمان شب روشن | نوشته کاربر انجمن mahkan لینک نقد:شب روشن | mahkan کاربر انجمن | معرفی و نقد کتاب لینک پی دی اف / لینک جاوا به ترتیب:شب روشن / شب روشن تعداد صفحات: در 229pdf صفحه مضمون و نوع نگارش :عاشقانه- اول شخص از زبون خود دختر داستان یعنی یاسی سایر توضیحات:خوندین حتما نقدش کنید ویرایش توسط FAH!ME : ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۰ در ساعت ۰۸:۴۷ بعد از ظهر | ||||||||
| | |
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| 98یا, تبلیغ, رمان, سایت, مخصوص, کاربران |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
| |
موضوعات مشابه | ||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| کدام رمان نوشته شده توسط کاربران سایت زیباتر است؟ | سپید و سیاه | نظرسنجی های کتابی | 2909 | امروز ۱۱:۲۱ قبل از ظهر |
| اریکا | نادیا و هیوا بهرامی کاربران انجمن | lilil | کتابهای کامل شده نوشته کاربران | 63 | ۱۸ اسفند ۱۳۸۹ ۱۱:۴۸ قبل از ظهر |
| عشق دردناك | کاربران سایت | دانلود | یگانه | نوشته کاربران سایت | 2 | ۱ اسفند ۱۳۸۹ ۰۱:۵۱ قبل از ظهر |
| عشق دردناك | کاربران انجمن | soshyans | کتابهای کامل شده نوشته کاربران | 50 | ۲۴ شهريور ۱۳۸۹ ۰۶:۳۱ بعد از ظهر |