بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: پست مخصوص تبلیغ رمان کاربران 98یا رو چطور ارزیابی میکنید؟
خوبه - نیاز بود. 1,165 96.68%
افتضاح - حذف بشه. 40 3.32%
رأی دهندگان: 1205. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.

ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۰, ۰۱:۰۱ بعد از ظهر   #21 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
Y.a.k.h آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +13 امتیاز     
پیش فرض

نام رمان :دروازه ی بهشت
خلاصه:داستان دختری به نام عسل که به خاطر فوت مادرش در اثر تصادف افسردگی میگیره و پیش روانپزشک میره و عاشق هم میشن و ازدواج میکنن و ...... ( میدونم خلاصه ی افتاضاحی بود ولی.... )
لینک اصلی :رمان دروازه ی بهشت | aseman.shab کاربر انجمن
لینک نقد :http://www.forum.98ia.com/t176491.html
لینک پی دی اف / لینک جاوا به ترتیب:...
تعداد صفحات:نا معلوم:d
مضمون و نوع نگارش :عاشقانه- اجتماعی ..... از زبون اول شخص (دختره)
سایر توضیحات:هیچ چی دیگه ...خوندین لطف کنین نقد و نظر فراموش نشه



گاهي آرزو ميكنم كاش نهنگ بودم...
حداقل براي خودكشي...
از زندگي توي يه جهنم ديگه نميترسيدم...



 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید


ویرایش توسط Y.a.k.h : ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۰ در ساعت ۰۱:۰۸ بعد از ظهر
Y.a.k.h آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
* sogi jOoOn *, * حدیث *, **Silver Star**, **سولماز**, *Ghazal*, *TARA*, +Lily, -Farimah-, -نازلی-, ...bahar, .:aida:., .Anahit., .MojGan., .Monire., abby7, ailin1365, angelic, architect_shima, ashnawriter, ashoka, avazkhamoosh, Az@de, b.maryam, babasi, bella persiana, coral, eglantine-m96, elahye zibaei, elnaz 90, elnaz89, FAH!ME, feedback, gorestan man, hasti59, hiva, Kiana S, M mehrane, Mahed, mahsadina, Mina, nazgoli71, niazruby, NILOUFAR, paradise, patrin, RADPA, REAL LOVE, redmoon333, sania555, sh1998, shadi 936, shakiba_2510, shiva joon, Sokout, stiv, SunDaughter☼, susan1, tghyasfr, tondar1365, venus banoo, win pass..., yasam, Zahra_niki, Zanessa, zarin, |SarA_S|, ~fatemeh69~, ~shahrivar~, °•ღ بـــامـــزی ღ•°, بهار سرد, تاریشا60, ترانه 63, خانم فسقلی, خرس سفید, رودنا, زهرا.الف, شبنم, شهرناز, طلوع عشق, طیبه, عاطفه منجزی, مهستی, نیلوفر آبی, یاشمین

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۰, ۰۱:۱۳ بعد از ظهر   #22 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
*ARAM* آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +21 امتیاز     
پیش فرض

نام رمان:عشق زمستانی
خلاصه:
سمانه دختریه که برای زنی به نام اشرف کار میکنه.... تا این که یه روز به طور اتفاقی پسر پولداری به نام پدرامو می بینه و اون بهش میگه تو خیلی شبیه، باران خواهر منی که سالها پیش تو زلزله از بیمارستان مجروحین دزدیده شده...و ما از اون موقع دنبالشیم ،حال پدرم خیلی بده من می خوام که تو لحظه های آخره عمرش دخترشو ببینه و در اضای پول ازش می خواد که نقش خواهرشو بازی کنه ولی همه چیز طبق نقشه پیش نمیره.......
لینک رمان:عشق زمستاني | ARAM 28 و پدیده کاربران انجمن
لینک نقد:عشق زمستانی | *ARAM* و پدیده کاربران انجمن | معرفی و نقد کتاب
لینک پی دی اف /لینک جاوا به ترتیب :
صفحات:نامعلوم
مضمون و موضوع نگارش:اجتماعی-عاشقانه.....اول شخص
سایر توضیحاتگه خوندین..نظر فراموش نشه




مهربانی را بیاموزیم....
مهربانی را بیاموزیم....
مهربانی را بیاموزیم....
*ARAM* آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
* sogi jOoOn *, * حدیث *, **Silver Star**, **سولماز**, *TARA*, +Lily, -Farimah-, -نازلی-, .:aida:., .Anahit., .MojGan., abby7, ailin1365, angelic, architect_shima, Artemisa, ashnawriter, ashoka, avazkhamoosh, Az@de, b.maryam, babasi, behi_aquarius, bella persiana, coral, daneshmand, eglantine-m96, ehsan_mass, elahye zibaei, elnaz 90, elnaz89, FAH!ME, feedback, gorestan man, hasti59, hedie9390, hiva, Kiana S, liuana, M mehrane, mahana1, Mahed, mahgol92, MEHREDAD98ia, min00o, Mina, N*E*G*I*N, nazgoli71, naz_goli, niayesh00, niazruby, NILOUFAR, patrin, RADPA, REAL LOVE, redmoon333, samira1362, sania555, sapidkooh, sara.R, sh1998, shadi 936, shakiba_2510, shiva joon, Snow Princess, Sokout, sparrow, stiv, SunDaughter☼, sعسلs, taty9918, tghyasfr, ti_na60, tondar1365, venus banoo, Y.a.k.h, yada, yasam, Zahra_niki, Zanessa, zarin, |SarA_S|, ~...LoOsindA...~, ~2ne2~, ~fatemeh69~, ~shahrivar~, °•ღ بـــامـــزی ღ•°, اسمون, ایاتای, بهار سرد, تاریشا60, ترانه 63, خانم فسقلی, رودنا, زهرا.الف, شبنم, شهرآشوب سولدوز, شهرناز, طلوع عشق, طیبه, عاطفه منجزی, فارقليطا, مونا664, نیلوفر آبی, یاشمین, 乃凡卝凡 伬
قدیمی ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۰, ۰۱:۱۶ بعد از ظهر   #23 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
یاشمین آواتار ها
 
یاشمین به Yahoo ارسال پیام
پست بسیار مفید  +15 امتیاز     
پیش فرض

مرسی از تایپکی که زدی
اینم لینک رمان من
هرگز رهایم نکن

خلاصه :
علی پسر خاله رها عاشق رها میشه و این دوتا با هم نامزد میکنن ولی چند هفته مونده به عروسیشون دختری وارد زندگی علی میشه که...



 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید


هرگز رهایم نکن | یاشمین
نقد رمان هرگز رهایم نکن

************************
طلوع دوباره | من و دوس جونم (raha6956)
نقد رمان طلوع دوباره

**************************
تنهایی ماه |من و دوس جونم (raha6956)
نقد رمان تنهایی ماه




ویرایش توسط یاشمین : ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۰ در ساعت ۱۱:۱۵ بعد از ظهر
یاشمین آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
* sogi jOoOn *, * حدیث *, **Silver Star**, **سولماز**, *TARA*, +Lily, -Farimah-, -نازلی-, ...bahar, .:aida:., .Anahit., .MojGan., .Monire., abby7, aftab, Amirsam1, amisha, angelic, angelina, architect_shima, ashnawriter, ashoka, avazkhamoosh, Az@de, babasi, behi_aquarius, bella persiana, coral, daneshmand, eglantine-m96, elahye zibaei, elnaz 90, elnaz89, FAH!ME, feedback, gorestan man, hasti59, hedie9390, hiva, Kiana S, lilil, M mehrane, mahana1, mahbano, Mahed, mediya, nazgoli71, niayesh00, niazruby, paradise, patrin, RADPA, REAL LOVE, redmoon333, sania555, sara.R, sh1998, shadi 936, shakiba_2510, shiva joon, ~sky angel~, Snow Princess, Sokout, sollmaz, sparrow, stiv, SunDaughter☼, taty9918, tghyasfr, tondar1365, venus banoo, yasam, Zanessa, zarin, |SarA_S|, ~2ne2~, ~fatemeh69~, ~shahrivar~, °•ღ بـــامـــزی ღ•°, اسمون, بهار سرد, تاریشا60, ترانه 63, خانم فسقلی, رودنا, روشای تنها, زهرا.الف, شبنم, شهرآشوب سولدوز, شهرناز, طلوع عشق, طیبه, عاطفه منجزی, نیلوفر آبی, پدیده
قدیمی ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۰, ۰۴:۲۳ بعد از ظهر   #24 (لینک مستقیم)
مدیر بخش درسی و دانشجویی
 
avazkhamoosh آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +10 امتیاز     
پیش فرض

ممنون عزیزم بخاطر تاپیک خوبت
نام رمان : آرزوهای دور دست
خلاصه : رمان در مورد دختری به نام آرزو که داره گذشته اش رو برای کسی که دوستش داره تعریف میکنه از زندگی کودکی اش از شکستی که توی زندگی اش خورده
از اینکه چه جوری تونسته دوباره یکی رو توی قلبش جا بده ..............
این کتاب رو زهرا گلی شروع کرد و من بقیه اش رو ادامه میدم
لینک اصلی : رمان آرزو های دور دست | زهرا و آیلا (زندگی یکی از کاربران سایت )
لینک نقد : ************* ( هنوز تاپیک نقدش رو نزدم چون تقریبا تازه شروع شده )
لینک pdf : ************
لینک جاوا : ************
تعداد صفحات : نامشخص هنوز تموم نشده
مضمون : خانوادگی - عاشقانه ( زندگی واقعی )
نوع روایت : از زبان اول شخص
شخصیت اصلی : آرزو
سایر توضیحات : ممکنه ایراد داشته باشه چون کار اولمه ولی بخوندیش به نظر خودم خوبه و نثرش روونه ضرر نمی کنید اگر بخونید





ببخشیدم اگر، صبر من کم بود و خطای تو زیاد , اگر تحمل من اندک بود و اشتباهاتِ تو بی شمار!ببخشیدم اگر,صدای گریه شبانه ام خوابت را آشفت ,اگر دیدن اشکهای من دلت را آزرد !ببخشیدم اگر , من پر از عشق بودم و تو پر از نفرت,اگر بخشیدن عادت من بود و خصلت تو نبخشیدن!ببخشیدم، به خاطر این همه دوستت داشتن...به خاطر تا آخرین نفس پایِ تو ایستادن!
avazkhamoosh آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
* sogi jOoOn *, * حدیث *, **Silver Star**, **سولماز**, *TARA*, -Farimah-, -نازلی-, ...bahar, .:aida:., .Anahit., .MojGan., .Monire., abby7, aftab, Amirsam1, angelic, ashnawriter, ashoka, Az@de, babasi, bella persiana, coral, daneshmand, delaram 0173, eglantine-m96, elnaz 90, elnaz89, feedback, gorestan man, hany666, hasti59, hedie9390, hiva, M mehrane, mahana1, mahbano, nazgoli71, niayesh00, niazruby, patrin, RADPA, REAL LOVE, redmoon333, sania555, sany2000, sara.R, sh1998, shakiba_2510, shiva joon, Sokout, sollmaz, sparrow, stiv, SunDaughter☼, tghyasfr, tondar1365, venus banoo, yada, yasam, Zanessa, zarin, |SarA_S|, ~fatemeh69~, ~shahrivar~, °•ღ بـــامـــزی ღ•°, بهار سرد, خانم فسقلی, رودنا, شبنم, شهرآشوب سولدوز, شهرناز, طلوع عشق, عاطفه منجزی, مهستی, نیلوفر آبی, نیکــی, پدیده, 乃凡卝凡 伬
قدیمی ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۰, ۱۱:۵۹ بعد از ظهر   #25 (لینک مستقیم)
رمان نویس انجمن
 
شهرناز آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +9 امتیاز     
پیش فرض

من هم به خاطر این تاپیک خوب ازت ممنونم .حالا می رم سراغ تبلیغ رمان هایم



نام : خانه دلبستگی ها
لینک رمان :http://www.forum.98ia.com/t98964.html
لینک نقد :http://www.forum.98ia.com/t118099-2.html
تعداد صفحات : صدو چهل
مضمون : خانوادگی و عاشقانه
شخصیت اصلی : شهرزاد
راوی : اول شخص
خلاصه :با دیدن خونه قدیمی مادربزرگ خاطرات شیرین کودکی شهرزاد زنده شد و درکنارش خاطرات تلخ پسرعمو و شوهر سابقش بهنام. دلیل اینکه چرا مادربزرگ از هر2تاشون خواسته علی رغم میل پدر و عمو تا لحظه ی مرگش فقط شهرزاد و بهنام در کنار او و پدر بزرگ باشن براش عجیب بود. بعد از گذشت 5 سال که از جدائیش از بهنام میگذشت بجز در مراسم رسمی خانوادگی همیشه از مواجهه با او سر باز میزد... ولی حالا زیر یک سقف!!! و بخصوص با پیشنهاد عجیب پدربزرگ که تا وقتی زنده هستند آنها بطور پنهانی و دور از چشم خانواده ها به عقد هم دربیایند شهرزاد را شوکه کرد و بر سر 2 راهی قرار داد......










نام : تنها مرز آشنا
لینک اصلی :http://www.forum.98ia.com/t167084.html
لینک نقد :http://www.forum.98ia.com/t207257.html#post2058598
تعداد صفحات هنوز معلوم نیست
شخصیت اصلی شهرناز
راوی : دانای کل ( سوم شخص )
خلاصه :داستان مربوط به دوره قبل از انقلابه .شهرزاد در همسایگی دوست صمیمی و دایی اون زندگی می کنه . اوایل از دایی که مردی نظامی و کم حرف و جدیه می ترسه ولی کم کم حس می کنه به اون علاقه داره در حالیکه دایی ( هومن ) به اون بی اعتناست . با اومدن سرهنگی به زندگی اش اوضاع پیچیده می شه و مسائل زیادی پیش میاد که شهرزاد مجبور می شه پا در بازی های سیاسی بذاره .
تا این جا بد پیش نرفته و بچه ها به من لطف داشتند . تاپیک نقد رو هم همین الآن درست کردم که به همین خاطر پر بار نیست .
حالا تبلیغ بیشتر :
از دستش ندید !
بیایید بخونید و نظر بدید .
خیلی جذابه !
خیلی ...









هر زمان در مجمعی گردی چه دانی حال ما
حال تنها گرد ، تنها گرد می داند که چیست

وحشی بافقی




لینک تنها مرز آشنا نوشته شهرناز http://www.forum.98ia.com/t167084.html

لینک خانه دلبستگی ها نوشته شهرنازhttp://www.forum.98ia.com/t98964.html

لینک رمان آناهیتا نوشته شهرناز http://www.forum.98ia.com/t277849.html
شهرناز آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
* sogi jOoOn *, * حدیث *, **Silver Star**, *TARA*, +Lily, -Farimah-, -نازلی-, .:aida:., .Anahit., .arsana., .MojGan., .Monire., abby7, aftab, Amirsam1, ana_b, angelic, architect_shima, ashnawriter, ashoka, avazkhamoosh, Az@de, azade_sh, babasi, bella persiana, coral, Donya-70, eglantine-m96, elnaz 90, elnaz89, feedback, gorestan man, hasti59, hiva, M mehrane, mahana1, mahbano, mishapasha, nazgoli71, niazruby, NILOUFAR, patrin, RADPA, REAL LOVE, redmoon333, samim, sania555, sara.R, sh1998, shadi 936, shakiba_2510, shiva joon, sparrow, stiv, SunDaughter☼, taty9918, tghyasfr, ti_na60, tondar1365, venus banoo, yasam, Zanessa, zarin, ~shahrivar~, °•ღ بـــامـــزی ღ•°, آرشا, تاریشا60, ترانه 63, شبنم, شهرآشوب سولدوز, طلوع عشق, عاطفه منجزی, نیلوفر آبی
قدیمی ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۰, ۱۲:۴۸ قبل از ظهر   #26 (لینک مستقیم)
کاربر ویژه
 
+Lily آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +15 امتیاز     
پیش فرض

نام رمان : آرزو

خلاصه : مرضیه به برادر بزرگترش بسیار علاقه داره و بی مقدمه خبر از ازدواج محمد می شنوه / آرزو می کنه که این ازدواج سر نگیره ولی بر خلاف میل اون این اتفاق میفته / ورود کارون و خانواده اش به زندگی اون باعث اتفاقات زیادی در زندگیش میشه ...

لینک اصلی : آرزو
لینک نقد : آرزو / معرفی و نقد کتاب
لینک pdf : دانلود داستان آرزو
لینک جاوا : دانلود آرزو برای موبایل

تعداد صفحات : نسخه ی pdf ؛ شامل 192 صفحه ( فکر کنم )

مضمون و نوع نگارش : عاشقانه - دخترونه و اول شخص
توضیحات اضافی : دغدغه های دختری که خانواده اش تمام زندگی اون رو تشکیل میدن ولی کم کم می فهمه عشق هم سهمی از زندگی داره / یه دختر معمولی مثل همه ی ما / فرصتی برای اینکه بدانیم هر دختری قهرمان یک داستان است و ملکه ی یک زندگی

تو برمی گردی
و مهم نیست مردم چه می گویند
مردم همیشه باید حرفی برای گفتن داشته باشند ....
( رضا کاظمی از مجموعه هنوز بوی عاشقی می دهم )

.................................................. .................................................. .................................................. ........

نام رمان : فقط به خاطر تو

خلاصه : تیام قصد داره از ایران بره ولی بدلیل مخالفت خانواده اش و به اجبار به دانشگاه میره / اتفاقی با برادر همکلاسیش ( آیدا ) دوست میشه و بعد از مرگ ایمان ، آیدا به خونه ی اونا میاد و یه صیغه ی محرمیت بین اونا جاری میشه ولی تیام هنوز تصمیم به رفتن داره ...

لینک اصلی : فقط به خاطر تو
لینک نقد : فقط به خاطر تو / معرفی و نقد کتاب
لینک pdf : دانلود رمان فقط به خاطر تو
لینک جاوا : دانلود فقط به خاطر تو برای موبایل

تعداد صفحات : نسخه ی پی دی اف 216 صفحه

مضمون و نوع نگارش : داستانی - عاشقانه و از زبان سوم شخص
شخصیت های اصلی داستان : تیام و آیدا ( هردو 20 ساله )

توضیحات اضافی : همیشه زندگی بهتر جایی پشت ابرها نیست / زندگی بهتر همین جا بیخ گوش ماست اگر غبار را از جلوی چشممان کنار بزنیم و بهتر نگاه کنیم

در دنیا مجنون هایی هستند که به قدری دیوانه اند که هیچ چیز هرگز نمی تواند تب زیبای عشق را از چشمانشان برباید . خداوند آنان را مورد رحمت خود قرار دهد . به خاطر وجود آنهاست که زمین گرد است و خورشید هر روز طلوع میکند ، طلوع میکند و طلوع میکند ...
( کریستین بوبن از کتاب همه گرفتارند )


.................................................. .................................................. .........................

نام رمان : بغض

خلاصه : دانیال که از نوجوانی در کنار نیک رخ زندگی کرده و به او دل بسته ، وقتی پیشنهاد ازدواج با او را در خانواده اش مطرح میکند با مخالفت شدید مادرش رو به رو میشود ، بهانه ی او سابقه ی خانوادگی نیک رخ خصوصا مادرش هست و در این بین به نظر میرسد همه حق را به مادر دانیال می دهند ، نیک رخ باید از پس امتحان سختی برآید ...

لینک تایپ : بغض / لی لی نیکزاد
بقیه ی لینکها در دسترس نیست

تعداد صفحات ؟

مضمون و نوع نگارش : اجتماعی - عاشقانه / از زبان سوم شخص ( دانای کل)
شخصیت های اصلی : دانیال و نیک رخ ( با 5 سال اختلاف سن )

توضیحات اضافی : کاش آنها می دانستند که من عشق تو را به ارث نبرده ام که خیانت تو را به ارث برده باشم
من بدون اینکه کسی به من بیاموزد عشق تو را یاد گرفتم ، کاش آنها بدی را به من نمی آموختند


در این هنگام زورقی لنگر گسیخته را می مانستم
که بر سرگردانی جاودانه ی خویش آگاه است
نیز بدین حقیقت خوف انگیز
که آگاهی در لغت به معنای گردن نهادن است و پذیرفتن
در آوار مغرورانه ی شب آوازی برآمد
که نه از مرغ بود و نه از دریا
و بار خستگی تبار خود را همه من
بر شانه های فرو افتاده ی خویش احساس کردم
( احمد شاملو)

ویرایش توسط +Lily : ۳ خرداد ۱۳۹۰ در ساعت ۰۳:۴۹ بعد از ظهر
+Lily آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
* sogi jOoOn *, * حدیث *, **Silver Star**, *TARA*, -Farimah-, -نازلی-, .:aida:., .Anahit., .arsana., .MojGan., .Monire., abby7, aftab, Amirsam1, ana_b, angelic, aniss, Artemisa, ashnawriter, ashoka, avazkhamoosh, Az@de, babasi, bella persiana, coral, Donya-70, eglantine-m96, elnaz 90, elnaz89, feedback, gorestan man, hany666, hasti59, hedie9390, hiva, Hoopoe, leila.kh, M mehrane, mahana1, mahbano, mahgol92, mahnazmom, mishapasha, narges.r, nazgoli71, naz_goli, niayesh00, niazruby, NILOUFAR, patrin, RADPA, REAL LOVE, redmoon333, sabouraneh, sania555, sara.R, selina63, shadi 936, shakiba_2510, shiva joon, shiva217, ~sky angel~, Sokout, sollmaz, sparrow, stiv, SunDaughter☼, tghyasfr, ti_na60, tondar1365, venus banoo, yada, yasam, Z.BITA, Zanessa, zarin, ~shahrivar~, °•ღ بـــامـــزی ღ•°, تاریشا60, ترانه 63, شبنم, شهرآشوب سولدوز, شهرناز, طلوع عشق, عاطفه منجزی, فرگون آسمانی, مهستی, نیلوفر آبی, واران
قدیمی ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۰, ۰۸:۰۳ بعد از ظهر   #27 (لینک مستقیم)
همراه نودهشتیا
 
~shahrivar~ آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +17 امتیاز     
پیش فرض

نام رمان :تاریک است
خلاصه: پسری به نام راستین که یک ساله بیناییش رو از دست داده و بعد از جراحی های متعدد و ناموفق امیدش رو به جراحی های دیگه از دست داده توسط دختری به نام یاس به زندگی امیدوار میشه ، اما یاس که با مشکلات خودش در زندگی دست و پنجه نرم میکنه به عقد کس دیگه ای در میاد و از ایران خارج میشه ، اما قبل از خروج از دوستش ستاره میخواد که به جای اون نقش یاس رو برای راستین بازی کنه ، راستین دوست صمیمی ای به نام نیما داره که متوجه جابجایی یاس و ستاره میشه و در این بین .......
لینک اصلی :http://www.forum.98ia.com/t205489.html
لینک نقد:.........
لینک پی دی اف / لینک جاوا به ترتیب:.........
تعداد صفحات:........
مضمون و نوع نگارش :اجتماعی_عاشقانه / دانای کل
سایر توضیحات: کتاب دوممه و سعی کردم خیلی از نقصهای کتاب اول رو که از نقدهای سازنده تون بهشون پی بردم توی این برطرف کنم ......
بخشی از کتاب :
چشمهایش را باز کرد ، همه جا تاریک بود .....زیر لب آه کشید ، خیلی وقت بود به این عادت کرده بود .....که وقتی چشمهایش را باز می کند انتظار روشنایی نداشته باشد...... اما هر بار که از خواب بیدار میشد و با همان تاریکی بی انتها روبرو می شد بی اراده آه می کشید و احساس میکرد کسی قلبش را چنگ میزند و جسم بزرگی راه گلویش را سد میکند.......هنوز هم با این قضیه کنار نیامده بود...



من ... رویایی دارم ، رویای آزادی! ... رویای یک رقص ِ بی وقفه از شادی !
 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید


~shahrivar~ آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
* sogi jOoOn *, * حدیث *, **Silver Star**, *TARA*, +Lily, +Neda+, -Farimah-, -نازلی-, .:aida:., .Anahit., .arsana., .MojGan., .Monire., abby7, aftab, Amirsam1, ana_b, angelic, architect_shima, Artemisa, ashnawriter, ashoka, avazkhamoosh, Az@de, b.maryam, babasi, coral, Delasa, Donya-70, eglantine-m96, ehsan_mass, elnaz 90, elnaz89, feedback, gorestan man, hasti59, haveking, hedie9390, hiva, Hoopoe, kurda smahlt:<, M mehrane, mahana1, mahbano, mirage, mishapasha, N*E*G*I*N, nazgoli71, niayesh00, niazruby, patrin, RADPA, REAL LOVE, redmoon333, sahely, samim, sania555, sara.R, Sarah*, sh1998, shaghhayeghh, shakiba_2510, shiva joon, ~sky angel~, Sokout, sollmaz, sparrow, stiv, SunDaughter☼, tghyasfr, tondar1365, yada, yasam, Z.BITA, Zanessa, zarin, ~2ne2~, ~fatemeh69~, °•ღ بـــامـــزی ღ•°, ʘZa℞, آرشا, تاریشا60, ترانه 63, شبنم, شهرآشوب سولدوز, طلوع عشق, عاطفه منجزی, فرگون آسمانی, مهستی, نیلوفر آبی, نیکــی, گل صبا
قدیمی ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۰, ۰۹:۱۵ بعد از ظهر   #28 (لینک مستقیم)
Banned
 
mahnameh آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +12 امتیاز     
پیش فرض

نام رمان: طنين نبض عشق

نوسنده: مهنامه.كاربر سايت
خلاصه: سحر در كنار ماست..بعد زا جدايي از همسرش كه بسيار به او علاقه دارد..در مسير زندگي جديد قرار ميگرد....
لينك اصلي:http://www.forum.98ia.com/t149934.html
لينك نقد:http://www.forum.98ia.com/t257718.html#post2500147
لينك پي دي اف
تعداد صفحات:...
مضمون و نوع نگارش: عاشقانه
بخشي از كتاب:

ارم عق میزنم...حس می کنم همین الانه که دیگه معده ام کنده بشه....مرتب جلوی دهنم رو میگیرم....دوباره میارم بالا...مامان نگران پشت سرم وایساده...
-سحر...مطمئنی حامله نیستی؟
سرمو تکون میدم ...دوباره بالا میارم
-ا..ره...
دستامو میشورم یه ابی هم به صورتم میزنم...دیگه نایی ندارم...از سرویس بهداشتی که میام بیرون مامان ایستاده...یه گره کوچولو هم توی پیشونیشه...میرم طرف مبلمان سالن پذیرایی..حوله رو ازش میگیرم....ماندانا از پشت سرم رد میشه
-مامان خدافظ...
اروم با صدایی که فقط خودم میشنوم میگم...
-خدافظ
می افتم رو مبل...با دوتا دستام سرمو میگیرم...هنوز پیرهنم از ابی که دستامو و صورتم رو شستم خیسه..مامان از جلوم رد میشه....


ویرایش توسط mahnameh : ۲۵ مرداد ۱۳۹۰ در ساعت ۰۹:۲۶ بعد از ظهر
mahnameh آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۳ خرداد ۱۳۹۰, ۰۳:۲۴ بعد از ظهر   #29 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
Zanessa آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +12 امتیاز     
پیش فرض

دستتان ندردد در این زمینه.از اونجایی که این رمان داغون ما هیچ خواننده ای نداره گفتیم بیایم تبلیغات کنیم
نام رمان :تقدیر
خلاصه:دختری به اسم رها که با حس (به قول خودش احمقانه)ای به نام شاید عشق مبارزه میکنه،تسلیم میشه،شکست میده،شکست میخوره اما...
لینک اصلی :تقدیر | -LiLith- کاربر سایت (به سبکی جدید)
لینک نقد:تقدیر | -LiLith- کاربر انجمن ( به سبکی جدید) | معرفی و نقد کتاب
لینک پی دی اف / لینک جاوا به ترتیب:نداریم فهلا
تعداد صفحات:معلوم نیست!
مضمون و نوع نگارش :عاشقانه.زبان محاوره.
سایر توضیحات:اندکی از داستان:
"
رضا باید فراموش میشد اما...چه جوری؟!میتونستم؟!باید سعیمو میکردم.این یه جنگ بود.یه جنگ بزرگ.بین من و من!
روز ها گذشت شده بودم عین سنگی که هیچی از احساس نمیفهمه و درعین بی احساسی غرق شده بودم توی حس پوچی،دلتنگی،نیاز.
اما با این همه میگذروندم چون باید برنده من می بودم.
و شاید هم شدم.
نمی دونم بازیو برده بودم یا نه.اینکه بر اون حس احمقانه پیروز شده بودم یه پیروزی به حساب می آمد اما کشتن حسی که باهاش زندگی میکردم هم نوعی خودکشی بود هم یه شکست!
اما...اما....اتفاق افتاد!
یه اتفاق جدید!
و مثل همیشه احمقانه"

شخصیت های داستان:رها - رضا -رویا - مونا -ستاره و ...
داستان از قول رها شخصیت اول داستان نقل میشه.

و یک خواهش دارم اونم اینه که اگه خوندین حتما نظراتتونو تو تاپیک نقد بگین
پ.ن:این پستو بعدا ویرایش میکنم.مشخصات اون یکی رمان هم میذارم.
Zanessa آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۹ خرداد ۱۳۹۰, ۰۵:۱۶ بعد از ظهر   #30 (لینک مستقیم)
کاربر متوسط
 
شبح سیاه آواتار ها
 
شبح سیاه به Yahoo ارسال پیام
پست بسیار مفید  +10 امتیاز     
پیش فرض

نام رمان :آرام وحشی
خلاصه: دختری به اسم آرام که از یه خانواده پولداره و زیبایی فوق العاده ای داره مخصوصا چشماش که بهش میگن آخلاقت به این آرومی مثل اسمت ولی چشات وحشی هست و ادمو به آتیش میکشه و دختر فوق العاده مغروریه که حرفاشو با آرامش خاصی بیان میکنه.به دلیل ور شکسته شدن پدرش مجبور میشه به عقد پسر یکی از رفقای پولداره پدرش باجبار در بیاد که در این بین پسری که آرام بعقدش در اومده بود واقعا عاشق ارام میشه آرام هم تو این مدت احساسی که درونش بوجود میاد دوست داشتنه نه عشق.که طی اتفاقاتی زمانی که آرام هنوز نامزد رهام(پسر پولداره)هس عاشق یه پسر جذاب دیگه ای میشه که پس از مدتی میفهمه اون پسره هم عاشقشه ولی این پسر از نظر مالی بخوبی رهام نیستو این یکی از موانع اصلی برای ازدواج با اون پسره.و وقتی رهام میفهمه..............
لینک اصلی :رمان آرام وحشی | شبح سیاه کاربر انجمن
تعداد صفحات:مشخص نیس
مضمون و نوع نگارش :اجتماعی_عاشقانه / دانای کل
سایر توضیحات: کتاب اولمه امید وارم با خوندنش و تذکر ایراد هاش ببه بهتر نوشتنم کمک کنید
بخشی از کتاب :

پسری که از روبه رو میگذشت با دیدنشون خواست تیکه بندازه ،تا خواست دهنشو باز کنه، آرام مثل همیشه یه نگاه از گوشه چشم بهش کرد چشاشو غرورآلود ازش گرفتوه نیش خند.حتی دوستای دخترش با این کارش دهنشونو میبستنو حرفی نمیزدن چه برسه به یه پسر.
-----------------------------------------------------------------
سحر چون دید راه چاره ای برای مقابله با این دختر مغرور و لجباز نداره به آرایشگر گفت هر کاری میگه بکن.آرام هم به آرایشگر گفت که موهاشو کوتاه بلند از گردنش بزنه.
بعد از ابنکه کار آرایشگر تموم شد آرام سرشو بلند کرد تا تو آینه به خودش نگاه کنه واقعا خیلی عوض شده بود گیرایی و غرور تو چشماش دو برابر شده بود.نگاهش با سحر تو آینه گره خورد لبخن تلخی زدو خواست بلند شه که سحر گفت:ندیده بودم تا حالا زیر حرفت بزنی و آرام مجبور شد صورتشو بسپره دست اون زن.
بعد از اتمام کار سرشو بلند کرد صورتش سرخ شده بود ولی واقعا محشر بود اما اون آرام بودو هیچی رو نمیشد از چهرش خوند.به خونه برگشتن نمیخواست تو این چند روزه با صبا برخورد داشته باشه و این براش خیلی سخت بود.
----------------------------------------------------------------------------------------
آرام به یه لبخند بسنده کرد و خرامان شد بسمت رهام.رهام از جاش بلند شد و با آرام دست داد.
آرام:پس تو هستی همسر آینده من.
رهام:من خودمم همین الان فهمیدم.ولی بد نشد قولمو عملی میکنم(بعد از چند لحظه مکث)رامت میکنم آرام وحشی.




بیا حواسمان را پرت کنیم

مال هرکسی دورتر افتاد

عاشق تر است.

اول خودم.

حواسم را بده تا پرت کنم.
کیکاوس یاکیده

ویرایش توسط شبح سیاه : ۱۷ خرداد ۱۳۹۰ در ساعت ۰۹:۳۸ بعد از ظهر
شبح سیاه آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
* حدیث *, **Silver Star**, *TARA*, +Lily, +Neda+, -Farimah-, -نازلی-, ...bahar, .:aida:., .Anahit., .MojGan., .Monire., ana_b, angelic, architect_shima, ashnawriter, Az@de, baroon12, CAT-WOMAN, coral, eglantine-m96, elahe atash, elnaz 90, elnaz89, feedback, ghorbani, gorestan man, hasti59, hiva, Hoopoe, lilil, M mehrane, mahana1, mahbano, MARDE_TANHA, mina.bala, mishapasha, nazgoli71, naz_goli, niayesh00, niazruby, patrin, pr.delafrouz, redmoon333, samim, sania555, sapidkooh, sara.R, shadi 936, shakiba_2510, shiva joon, ~sky angel~, Snow Princess, Sokout, sparrow, stiv, SunDaughter☼, taty9918, tayebe-h, tghyasfr, ti_na60, tondar1365, venus banoo, yasam, ~fatemeh69~, ~shahrivar~, °•ღ بـــامـــزی ღ•°, اترون, اسمون, تاریشا60, شهرآشوب سولدوز, طلوع عشق, فرگون آسمانی, ململ خانم, مهستی, والا
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
98یا, تبلیغ, رمان, سایت, مخصوص, کاربران

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
کدام رمان نوشته شده توسط کاربران سایت زیباتر است؟ سپید و سیاه نظرسنجی های کتابی 4197 امروز ۱۰:۴۰ قبل از ظهر
رمان اریکا | نادیا و هیوا بهرامی کاربران انجمن lilil رمان های کامل شده نوشته کاربران 63 ۱۸ اسفند ۱۳۸۹ ۱۱:۴۸ قبل از ظهر
دانلود رمان عشق دردناك | کاربران سایت یگانه رمان نوشته کاربران سایت 1 ۱ اسفند ۱۳۸۹ ۰۱:۵۱ قبل از ظهر
رمان عشق دردناك | کاربران انجمن soshyans رمان های کامل شده نوشته کاربران 50 ۲۴ شهريور ۱۳۸۹ ۰۶:۳۱ بعد از ظهر


 

اکنون ساعت ۰۲:۴۳ بعد از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا