بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > ایرانی

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۸ ارديبهشت ۱۳۹۰, ۰۹:۴۴ قبل از ظهر   #1 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
باقری آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض یک قدم با تو | مریم احمدی | معرفی و نقد کتاب

رمان یک قدم با تو توسط دوست محترم aras تایپ شده که در همین جا از این دوست محترم تشکر میشه.



خلاصه رمان: داستان دختری پرورشگاهی به نام 'بهاره' است که تحت سرپرستی خانوادهای درمی آید. فرزند ارشد خانواده که 'علیرضا' نام دارد، مرتبا با وی لجبازی میکند. اما پس از گذشت چند سال که پدر و مادر خانواده از دنیا میروند، 'علیرضا' با 'بهاره' سازش میکند. در این میان 'حمید'، فرزند دوم خانواده، به 'بهاره' علاقه مند شده و به وی پیشنهاد ازدواج میدهد. اما طی اتفاقاتی 'حمید' با زن مطلقه ای ازدواج میکند و....

دانلود رمان یک قدم با تو


رمان از متن و نثر خوبی برخورداره و از لحاظ موضوعی هم دارای جذابیت و کشش لازم برای همراه کردن خواننده هست - پایان رمان هم از این لحاظ جالبه که نویسنده بر خلاف خیلی از رمانهای دیگه، پایان رمان رو به سبک فیلمهای به اصطلاح هندی تمام نکرد تا همه چیز به خیر و خوشی تموم بشه(از جمله رساندن دوباره حمید و بهاره به همدیگه و یا پیدا شدن سعید)

در این رمان نقش محوری رمان دختری به نام بهاره هست که به برادر خواننده اش علاقه مند میشه ولی جرات ابراز این علاقه رو نداره تا اینکه در اولین فرصتی که براش فراهم میشه تا ابراز علاقه کنه قبل از این ابراز علاقه، متوجه میشه که برادر خواننده اش هم به اون علاقه داره

بقیه شخصیتهای رمان هم آدمهای همه چیز تموم و کامل نبودند آدمهایی مثل ما که با مشکلات سر و کار دارند.

اما: بهتر بود که رشته تحصیلی بهاره غیر از روان پزشکی انتخاب میشد تا موضوع متوجه نشدن علاقه علیرضا منطقی تر جلوه بده، با توجه به اینکه دخترها خیلی سریع به احساسات طرف مقابل پی میبرند و یا این طور وانمود میکنند و همچنین با توجه به رشته بهاره، اینکه اون متوجه توجه خاص علیرضا نشه و حتی روز اخر با این همه اشاره علیرضا متوجه علاقه اون نشه عجیبه(شاید هم متوجه شده بود اما خودش رو به اون راه زده بود)

یه جایی هم حمید میگه: دادگاه به شهلا گفته چون دلیل قانع کننده ای نداری سرپرستی شیرین و شادی رو به پدرشون واگذار کرد در مورد شادی چون سنش رو نفهمیدیم حرفی نیست اما شیرین 17 سالش بود و اون خودش میتونه انتخاب کنه که پیش پدر و یا مادرش باشه.

خارج از نقد: در مورد موضوع این رمان مدتی پیش تو روزنامه خبر جنوب همچین موضوعی بود که دو تا همکلاسی پسر با هم رفت و امد خانوادگی دارن و یکی از اونا از طرف مادر دیگری اغفال میشه و با اون ازدواج میکنه و حالا کارشون به طلاق و ... کشیده شده بود.

ما چیزی مبنی بر اینکه زندگی حمید و شهلا به مشکل برخورده نخوندیم و بنا رو بر این میذاریم که اونا هم زندگی خوبی دارن خدا خیرشون بده


باقری آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۸ ارديبهشت ۱۳۹۰, ۰۹:۵۰ قبل از ظهر   #2 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
azi& ar آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

به نظر من رمان خیلی جالبی نبود اخه مگه می شه ادم با کسی که نزدیک 10 ، 12 سال احساس برادری بهش داره ازدواج کنه اونم هر دو تاشون به نظرم چرند بود



گاه دلم می گیرد
گاه زندگی سخت می شود
گاه تنها ، تنهایی آرامش می آورد
گاه گذشته اذیتم می کند
گاه هوایت دیوانه ام می کند
این گاه ها ، گه گاه تمام روز و شب من می شوند
آن وقت بغض راه گلویم را می گیرد .
درست مثل همین روزها ....
azi& ar آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۰, ۰۲:۲۴ بعد از ظهر   #3 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
parsa.a آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

شايد اگر به موضوعش به طور كلي نگاه ميكرديم ميتونست داستان جالبي باشه ...
من برعكس آقاي باقري دوست داشتم بدونم سرنوشت سعيد چي شد قبل از گم شدن سعيد حدس ميزدم بهار با عليرضا ازدواج كنه ولي بعد از گم شدن سعيد احساس كردم بهار در بزرگي عاشق پسري خواهد شد كه همون سعيد هست
به نظر من داستان از نظر زماني خوب جلو نميرفت موقع فوت مادر نيروي انتظامي به كمك مردم جسد اون رو از آب ميگيرند كه اگر اون سال رو 1371 يعني سال شروع نيروي انتظامي بگيريم تا سال 84 فقط 13 سال گذشته
موضوع ديگه اينه كه بعد از رسمي شدن نامزدي حميد و بهار شخصيت حميد و عليرضا با هم كاملاً عوض شد
و در آخر اينكه .....
اينها فقط نظر شخصيه و به هيچ عنوان نقد نيست .



 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید


اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ
و عجل اللهم فی فرج مولانا صاحب العصر و الزمان



parsa.a آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
احمدی, با, تو, قدم, مریم, معرفی, نقد, کتاب, یک

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
پشت پلک شب | مریم صمدی | معرفی و نقد کتاب asal_cheshmak ایرانی 54 ۹ بهمن ۱۳۹۲ ۱۱:۱۳ بعد از ظهر
شقایق های پرپر | مریم احمدی | معرفی و نقد کتاب Elysium ایرانی 9 ۲۷ دي ۱۳۹۲ ۱۲:۴۹ بعد از ظهر
قصه عشق من | مریم حسینی | معرفی و نقد کتاب فیلسوف کوچولو ایرانی 26 ۲۶ شهريور ۱۳۹۲ ۰۳:۰۶ بعد از ظهر
سال هاي بي كسي | مریم جعفری | معرفی و نقد کتاب ننه جون ایرانی 30 ۲۶ شهريور ۱۳۹۲ ۰۳:۰۵ بعد از ظهر
پرسه | مرتضی احمدی | معرفی کتاب shadi.d.h ایرانی 0 ۲۴ اسفند ۱۳۸۸ ۱۲:۲۳ بعد از ظهر


 

اکنون ساعت ۱۱:۱۲ قبل از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا