| |||
| | #1 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر نیمه فعال ![]() تاریخ عضویت: خرداد ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : خرداد ۱۳۸۸ محل سکونت: تهران
نوشته ها: 364
(View Stats)
تشکرها: 5,943
تشکر شده 1,454 بار در 366 پست
کتاب مورد علاقه : برباد رفته حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز جغرافیای قلبم را می شناسم تمام جغرافیای قلبم را می شناسم. کوههای بلندش را ، دره های عمیقش را، جنگل های فشرده و تو در تویش را و دریاهای ژرف و آبی اش را … اگر نقشه کشی بلد بودم بی شک بهترین نقشه ها را می کشیدم. ازین سرزمینی که درون من است. نقطه به نقطه اش را بی هیچ اشتباه! کوههای بلند مهربانی اش را می شناسم ، دره های سیاهش را، رودهای عشقی که به هر سو روان است و جنگل فشرده شک را که از انبوه درختان سر به فلک کشیده پرسش های بی پایان بوجود آمده است. همه را می شناسم.... همه را می بینم.... هر اتفاقی که می افتد آگاهم.... اما خیلی بد است که آدم زمین قلبش را وجب به وجب بشناسد اما نتواند جلوی زمین لرزه را بگیرد!...می بینم که ابرهای باران زا می آیند ، می بارند و می روند . سیلاب ها را می بینم که بر زمین دلم جاری می شوند… اما راهی نمی شناسم که راه بر سیلاب ها ببندم. وقتی برف عشق می بارد می دانم که همه جا یخ خواهد زد، منجمد خواهد شد و راه را بر پویایی رودبارهای کوچک خواهد بست … اما … در بارش این برف، در روان شدن سیلاب، در لرزش زمین…ناچارم ناچار! این اتفاقها که می افتد خارج از گستره توانایی من است… آگاهی من آمدنشان را پیش بینی می کند اما جلوی رخ دادنشان را نمی گیرد… این آگاهی تنها رنجم می دهد. چرا که می دانم…می دانم که چه ها در سرزمین دلم خواهند کرد و من در برابرشان جز "نگریستن" چاره ای ندارم! در جست و جوی توانی هستم که "پیش آمد" ها را به چنگ آرد. که ابر و باران را در درونم به فرمان آرد… نگذارد که سیلاب هر کجا را که خواست با خود ببرد و زمین لرزه هر دم که خواست بناهای روشن قلبم را فرو ریزد… در جست و جوی آن "نیرو" هستم ، آن "توان"، آن "قدرتی " که باز می دارد و جلوی ویرانی را می گیرد. چیزی فراتر از بینش… فراتر از دانستن، فراتر از آگاهی … جغرافیای قلبم را خوب می شناسم… پیر و بلد این راهم!... سپری می خواهم که در برم گیرد و سرزمین قلبم را از گزند "آمدنی های ناگهان" در امان نگه دارد. سرچشمه ای که رویین تنم کند. این " نیرو " را ، این "توان" را، این "سپر"را، این "سرچشمه " را نمی شناسم! هنوز پس از اینهمه سال که از فوران آگاهی می گذرد می بینم که بسیار "ناتوانم"! بسیار بیشتر از بینشی که دارم… بسیار دردناک تر از "آگاهی" ای که بدان می بالم… با چشمان جغرافیادانم ناتوانی ام را روشن می بینم. اما درمانش را نمی شناسم. از چه جنس است؟ از کدام سو می آید؟ چگونه می آید؟ می آید؟ __________________ پيدا كردن دوستان واقعي سخت، ترك كردنشان مشكل و فراموش كردنشان غير ممكن است. همه چي آرومه غصه ها خوابيدن شك نداري ديگه تو به احساس من همه چیز آرومه تو به من دل بستی این چقدر خوبه که تو کنارم هستی من عاشق يكشنبه هام .... | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| محصولات فروشگاه بزرگ ایرانیان | |
| | |
| | #2 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر نیمه فعال ![]() تاریخ عضویت: خرداد ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : خرداد ۱۳۸۸ محل سکونت: تهران
نوشته ها: 364
(View Stats)
تشکرها: 5,943
تشکر شده 1,454 بار در 366 پست
کتاب مورد علاقه : برباد رفته حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز کسی نیست که بخواد در رابطه با جغرافیای قلبش حرف بزنه | ||||||||
| | |
| | #3 (لینک مستقیم) | ||||||||
| مدیر ارشد ![]() تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : مرداد ۱۳۸۸ محل سکونت: Tehran - Iran
نوشته ها: 10,777
(View Stats)
کتاب مورد علاقه : Gone with the Wind حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز خیلی متن قشنگی بود. خیلی زیاد ![]() اما در مورد نظر: بعضی وقتها احساس می کنم در عین آشنایی از همه به خودم و قلبم غریب ترم. همه رو متهم می کنم به نفهمیدن من و احساساتم ولی واقعیت اینه که من ِ من رو نمی شناسم. گاهی ابرهای تیره غفلت رو خورشید دلم سایه می اندازن. اونقدر که همه وجودم میشه تیرگی. من به این جغرافی از همه آشناترم و نا آشناتر. دلم می خواد حجاب ها رو پس بزنم ولی از این می ترسم که زیر تمام این پوشیدگی ها عریانی باشه... کاش این سرزمین وسیع راهنمای دقیق تری داشت... شاید من قطب نما مو گم کردم.. نمی دونم لطفا قبل از ارسال سوال در پیام خصوصی ، در انجمن جستجو کنید . به سوالاتی که در انجمن توضیح داده شده جواب داده نمیشه! [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید] [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید] [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید] [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید] [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید] [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند برای عضویت اینجا را کلیک کنید] | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| | #4 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر نیمه فعال ![]() تاریخ عضویت: خرداد ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : خرداد ۱۳۸۸ محل سکونت: تهران
نوشته ها: 364
(View Stats)
تشکرها: 5,943
تشکر شده 1,454 بار در 366 پست
کتاب مورد علاقه : برباد رفته حالت من : | بدون امتیاز : 0 امتیاز منم همینطورم گاهی پرم از این حس که خودم رو خوب می شناسم به خودم مسلطم ولی تو همون لحظات یه نسیم کوچیک طوفانی تو قلبم ایجاد میکنه که گفتنی نیست مرسی از نظر قشنگی که داده بودی | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| جغرافیای, را, شناسم, قلبم, می |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
| |
موضوعات مشابه | ||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| تویی در آسمان قلبم | مژگان مظفری (نیمه تایپ نیمه اسکن) | nasreen | کتابهای کامل شده ایرانی | 82 | ۱۸ فروردين ۱۳۸۹ ۰۳:۰۳ قبل از ظهر |
| زني را مي شناسم | farnaz58 | سرگرمی | 2 | ۱۳ دي ۱۳۸۸ ۰۸:۵۱ قبل از ظهر |
| جغرافیای خانمها - جغرافیای آقایون | zohreh17 | سرگرمی | 2 | ۲۸ مهر ۱۳۸۸ ۱۲:۳۵ بعد از ظهر |
| جغرافیای خانم ها! | razgolesorkh | سرگرمی | 1 | ۱۸ تير ۱۳۸۸ ۰۲:۰۷ قبل از ظهر |