بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب > معرفی و نقد کتاب > ایرانی

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۱۱ تير ۱۳۸۹, ۱۱:۱۸ قبل از ظهر   #31 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
باقری آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

با تشکر از دوستای محترمی که در تایپ رمان شرکت کردند.

بعضی مواقع با خوندن بعضی از رمانها از جمله همین رمان(شطرنج عشق) به خودم صد بار حیف میگم(حیف به وقتی که برای تایپ این رمان گذاشته شده، حیف برای وقتی که برای خوندن رمان صرف بشه، حیف به پولی که برای خرید این رمان هزینه بشه و صدها حیف دیگه)
این رمان اینقدر مزخرف و چرت بود که در مورد دو شخصیت اول رمان نمی شد نقد کرد چون اگه بخوای این رمان رو نقد کنی حداقل باید بیشتر از تعداد صفحات خود رمان نقد نوشت
البته در اینکه رمان، خواننده رو به دنبال خودش می کشید حرفی نیست اما این رمان غیر از کل کل کردن چی داشت- برای بار اول هم که تو یه رمان دیدیم از قیافه دختره خیلی تعریف نشده اینقدر خواستگار داشت که حتی از اون خوشکله ها هم بیشتر طرفدار داشت.
آخه من نمیدونم این نویسنده با کی شرط بسته بود که: میتونم کاری کنم حرص همه رو در بیارم و چطوری این رمان مجوز نشر گرفته
یعنی نویسنده ها اینقدر از نظر موضوع با کمبود مواجه هستند که...

ویرایش توسط باقری : ۲۴ تير ۱۳۸۹ در ساعت ۰۸:۲۵ قبل از ظهر
باقری آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۱۱ تير ۱۳۸۹, ۱۱:۲۵ قبل از ظهر   #32 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
آزالیا آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

این رمان به نظرم زیادی تخیلی بود!! در دنیای واقعی اینجور شخصیتها به نظرم وجود ندارن! شخصیتهایی که انقدر با زندگی همدیگه بازی کنن و به نظرم موضوع این کتاب خیلی مسخره بود!! طرفدارهایی هم که داشت صرفا به خاطر کل کل های توی کتاب بودن که برای جوونا موضوع جالبیه!!!



آزالیا آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۱ تير ۱۳۸۹, ۱۱:۲۶ قبل از ظهر   #33 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
bahooneh10 آواتار ها
 
bahooneh10 به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

باهاتون موافقم صدردصد باقري عزيز
عجيبه كه آدم ها اين قدر براي عمرشون ارزش قائل نشن...اين دو شخصيت ساديسمي به تمام معنا بودند و به قول شما به غير از كل كل هيچ چيز از اين رمان حاصلت نمي شد... نه فضاسازي هاي تعريفي داشت نه شخصيت ها خوب تعريف شده بود و نه محتواي داستاني به دوش روايت بار شده بود
نمي دونم چرا بايد اصلا همچين كتابي چاپ مي شد...
من هم كه خوندم اعصابم خرد و خاك شير شد....
bahooneh10 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۱ تير ۱۳۸۹, ۱۲:۱۱ بعد از ظهر   #34 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
sama33 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

من آخرم نفهمیدم چرا وقتی از یه داستان خوشمون نمیاد میبایست با بدترین کلمات نظرمون را بیان کنیم بی توجه به اصول اولیه نقد سالم واینکه امکان داره هزاران نفر دیگه از داستانی که ما دوستش نداریم خوششون بیاد بنظر من هر داستانی به یکبار خوندن می ارزه مگر اینکه آدم عقل کل باشه و زیادی خودش را تحویل بگیره .
sama33 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۹ تير ۱۳۸۹, ۰۲:۳۲ قبل از ظهر   #35 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
گلببشه آواتار ها
 
گلببشه به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

ریتم داستان یه خورده تنده چشم رو هم بذاری میگه «سه سال گذشت» دیگه اگه یه چرت کوچولو هم بزنی میگه«صد سال گذشت»!!!
به نظرمن واسه لجبازیاشونم دلیلای مسخره ای داشتن البته بگذریم از این که دختره با چه استدلال هایی تصمیم های سرنوشت سازشو میگرفت...ولی در کل داستان جذابیت داره که دنبالش بری



یه حرفایی! همیشه هست
که از عمق نگام پیداست
ازون حرفای تلخی که
مثل شعر فروغ زیباست
گلببشه آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۹ تير ۱۳۸۹, ۰۲:۴۶ قبل از ظهر   #36 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
abby7 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

به نظر من که جک بود
نه خدایی شما بگین این کارایی که تو این رمان انجام شد ایا در واقعیت هم انجام پذیرند
اصلا چه دلیلی داشت اون همه مسخره بازی
ببینم به نظر شما دختره واقعن برای نجات خواهرش هیچ راهه دیگه ای به جز ازدواج با اون پیره مرده نداشت حالا من تازه من این رمانو خیلی وقت پیش خوندم یه سری چیزاش که واقعن با حال بودو یادم نمیاد
خلاصه که به نویسنده ش پیشنهاد میکنم واقعی تر بنویسه

البته از زحمتهای شما نهایت تشکر رو دارم فاطیمای عزیز م



بیا بریم اونجا
که شباش
بوی تو باشه تو هواش

فقط استقلال
abby7 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۰ تير ۱۳۸۹, ۱۲:۲۷ قبل از ظهر   #37 (لینک مستقیم)
کاربر متوسط
 
elnaziii آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

بعضی از قسمتهاش واقعا جذاب بود که منتظر حرکت طرف بعدی بودی که ببینی چه کار میکنه
در مجموع غیر واقعی و حرص درآور بود
elnaziii آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۸ مرداد ۱۳۸۹, ۱۰:۳۱ قبل از ظهر   #38 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
atamasha آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

خدا را شکر که فقط یک رمان بود.
دلم سوخت . یعنی به نظر نویسنده این قدر عشق وحشتناکه؟
عشق ها در نظر نویسنده یا دوست داشتن های بچه گانه ای هستند که خیلی راحت فراموش می شوند مثل عشق تمام دخترهای فامیل به امید که با یک تلنگر از بین رفت
و یا خیلی وحشتناک که باید تمام زندگی ات را پای آن بدهی؟ مثل عشق امید و آفاق به هم ( که من به هیچ وجه باورش ندارم)
من نمی فهمم چه طور می شه هم عاشق کسی بود و هم با تمام وجود از او ترسید و نفرت داشت . نویسنده تمام مدت سعی داشت بگوید آفاق تلاش در فراموشی عشق امید داشته و یا اینکه بسیار مغرور بوده است . ولی به نظر شما بازی بچه گانه امید و آفاق غرور داشت؟ وقتی آفاق هر بار که امید بلای تازه ای سرش می آورد خودش را از بین رفته می دید غرور به چه کارش می آمد؟
یا آدم مازوخیستی مثل امید که هم خودش را آزار می دهد(شبانه روز کار می کند و خرج جاسوسی از آفاق می کند)و هم کسی را که عاشقانه دوست دارد.
یا نویسنده عشق را نفهمیده یا سعی کرده معنای جدیدی از عشق را که پر از دلهره . ترس . نفرت و بیچارگی است را به خواننده بفهماند.
من این عشق را دوست ندارم.
atamasha آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۲۹ مرداد ۱۳۸۹, ۰۵:۴۰ قبل از ظهر   #39 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
Elysium آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
Exclamation

نقل قول:
نوشته اصلی توسط sama33 نمایش پست ها
من آخرم نفهمیدم چرا وقتی از یه داستان خوشمون نمیاد میبایست با بدترین کلمات نظرمون را بیان کنیم بی توجه به اصول اولیه نقد سالم واینکه امکان داره هزاران نفر دیگه از داستانی که ما دوستش نداریم خوششون بیاد بنظر من هر داستانی به یکبار خوندن می ارزه.
به نظر من ما خیلی تو نقد کتابا تند میریم خدایی من یه رمان خیلی کوتاه نوشتم کلی وقتو فکر طلبید درسته بعضی از رمان ها خیلی جذاب نیست ولی دلیل نمیشه اینجوری کوبیده بشه میشه با یه نقد سالم راهنمایی برای نویسنده ها باشه ولی اینجوری همه رو از نقد گریزون میکنیم ما یه خولننده ایم که فقش یک هفته وقت واسه خوندن کتاب سپری میکنیم ولی یه نویسنده ماه ها روهمین کتاب که ما راحت میکوبیمش کار کرده حتی اگه رمانی خوب نباشه نباید اینجوری باهاش رفتار بشه بذاریم همه این رمان رو تجربه کنن بعد نظر بدن چون مطمئنا بااین نظرات کسی رغبت به خوندن کتاب نمیکنه.
همه حق تجربه دارن پس ملایم تر نقد کنیم.












Elysium آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱ شهريور ۱۳۸۹, ۰۵:۰۹ قبل از ظهر   #40 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
*~Faezeh~* آواتار ها
 
*~Faezeh~* به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

من خیلی این کتاب و دوست دارم البته بیشتر رمان های نشرعلی قشنگن.



اگر ميخواهي بداني چقدر ثروت داري هرگز پولهايت را نشمر قطره اي اشك بريز و دست هايي را كه براي كمك كردن به سويت دراز مي كنند بشمر
اين است ثروت واقعي
*~Faezeh~* آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
بررسی, رمان, شطرنج, عشق, فریده, معرفی, نقد, ولوی, کتاب

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
امانت عشق | فریده شجاعی | معرفی و نقد کتاب سما60 ایرانی 94 ۳۰ مرداد ۱۳۹۲ ۰۳:۱۶ بعد از ظهر
شطرنج با ماشین قیامت | حبیب احمدزاده | معرفی و نقد کتاب Guest2 ایرانی 1 ۳۰ مرداد ۱۳۹۲ ۰۲:۳۰ قبل از ظهر


 

اکنون ساعت ۱۱:۳۱ بعد از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا