بازگشت   نودهشتیا > فرهنگ و هنر > شعر و ادبیات > دفتر شعر و مشاعره

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۲۳ اسفند ۱۳۸۹, ۰۵:۴۳ بعد از ظهر   #1 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
م.ن آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +13 امتیاز     
Wink دفتر اشعار رضا کاظمی

تمامِ پلِّه برقی های جهان را عکسْ سوار شده اَم



1-
مرزها
زبانِ فاصله را نمی فهمند.
هرچه دورتر میروم
نزدیکتر میشوی!

2-
تو رفتهای
و من از تنهایی
کَکَم هم نمیگزد دیگر!
*
حالا باز هم بگو دروغ گفتن بلد نیستی!

3-
هرکجای جهان که میروم،
آسمانْ
رنگِ چشمهای توست.

4-
مرزی در میان نبود.
هرچه دورتر رفتم؛
نزدیکتر شدم.
انگار تمامِ پلِّه برقی های جهان را
عکسْ سوار شده باشم!


ساده نیست دل کندن؛ به تریج قبات برنخورد!

1-
عاشقانه هام
به دردِ لای جِرز هم نمی خورند دیگر؛
وقتی تو نیستی.
2-
اینقدر کووک نزن!
جای بخیه ندارد دیگر
این دلِ لاکردار!
3-
با چشم هات زنده گی کرده اَم
وقتی هنوز می تابیدند.
ولی حالا ؛
این ابرهای لعنتی
دارند دست به خودکُشی اَم میزنند!
4-
کم از کلاغ نیستی که!
نگاه کن؛
هرچه سنگ میپرانم
نمیرود!



خسته ام

مثل مردی که تازه از پاتایا برگشته

ویرایش توسط م.ن : ۲۳ اسفند ۱۳۸۹ در ساعت ۰۵:۴۷ بعد از ظهر
م.ن آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۲۳ اسفند ۱۳۸۹, ۰۵:۵۲ بعد از ظهر   #2 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
م.ن آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +10 امتیاز     
پیش فرض

عشق، پروانه ای ستْ پُشتِ دریچه ی چشم هات


1
پرستوها
گیج میخورند در آسمانِ شهر
و درخت ها
پاییز را از یاد نمیبرند.

کجا مانده ای با بهاری که نیاورده ای هنوز؟!
2
چشم هات
برگچه های نو رَسته ی بهارند
پاییز نمیشوند.
3
وقتی تو نیستی
زندهگی را نمیتوان هر صبح
در آغوش گرفت
و برای تکه ای نان
کنار تنور خورشید
صف کشید!

4
باید ببارد برف
شبِ گیسوهات
دراز شده است دیگر!
5
هنوز کوچهها همان اَند
خیابان ها همان اَند
پنجره ها و مردمِ بی رؤیا، همان.
تنها تویی که نیستی!
6
نامه هات را بی نشانی،
به باد بِدِه
می رساند.
خانه ام بر باد است!
7
آتشکارِ ماهِری هستی
تا می خواهم سرد شوم
در کوره اَت می دَمی!
م.ن آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۳ اسفند ۱۳۸۹, ۰۹:۰۸ بعد از ظهر   #3 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
م.ن آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +8 امتیاز     
پیش فرض

بیا به نقطه ی اول، به ابتدایِ عاشقی برگردیم


1
گووشِ فلک را کَر کردهای با سکوت هات!

"هایی" بزن،
"هوویی" بگو
بگذار دوباره بچرخد فلک!
2
دارد بهار میشود
گل فروش های دوره گرد
بنفشه جار می زنند.
کدام پرستو
بذر تو را هدیه خواهد آورد؟
3
دو ضلعِ یک زاویه ایم انگار،
هرچه پیش می رویم
دورتر می شویم.

بیا به ابتدایِ عاشقی برگردیم!





دوست داشتنم را ببین!


گیسوهات را بگو
دست از سرِ باد بردارند
دارد به کوه می زند خودش را
2
پروازِ هیچ پرنده ای را
حسرت نمی برم
وقتی قفس
چشم های تو باشد
3
چه خوش خیالی باد!
تو را به بازی گرفته است گیسوهاش
4
صاحب خانه می گوید بهار
خانه گران میشود
اجاره بهاء گران تر.
نگران نباش!
کوچ می کنیم مثلِ پرستوها

ویرایش توسط م.ن : ۲۳ اسفند ۱۳۸۹ در ساعت ۰۹:۱۳ بعد از ظهر
م.ن آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲۳ اسفند ۱۳۸۹, ۰۹:۲۰ بعد از ظهر   #4 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
م.ن آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +8 امتیاز     
پیش فرض

نگران نباش! کوچ میکنیم مثلِ بنفشهها



این شعرها که جار می زنم
یعنی هنوز ابتدای عاشقی ست
وگرنه،
"عاشقانْ کُشته گانِ معشوق اَند
برنیاید زِ کُشته گانْ آواز"
2
خسته اَم
پلک هات را ببند
می خواهم کمی بخوابم
3
به هیچ پارکی راَهم نمی دهند دیگر.
فقط تو را می شناسند
نگهبان ها!
4
تو رفته ای وُ شهر
به گِل نشسته از هجومِ سرما.
کاش لااقل
خورشید را نمی بُردی!
م.ن آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲ فروردين ۱۳۹۰, ۰۴:۱۳ بعد از ظهر   #5 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
م.ن آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +7 امتیاز     
پیش فرض

به کوچه های نورمی روی؛پسرم
به خورشید اگر رسیدی
برای دلشوره هایم-یک بغل آرامش
برای جراحت هایم-یک بهار مرهم بهار
برای سکوت خانه
یک پنجره قناری بفرست!

به کوچه های نور می روی؛پسرم
به خورشیداگر رسیدی
برای غروب های دلگیرم-یک خورشید طلوع بفرست!




مي دانم تاپلك به هم بزنم
مي آيي
با انار و آينه دردست هايت
يك دنيا آرامش درچشم هايت
وقناري كوچكي درحنجره ات
كه جهان را
به ترانه هاي عاشقانه ميهمان مي كند.

مي دانم تاپلك به هم بزنم
مي آيي
و بانگاهت
دشت هاراكوه
كوه هارا
پرنده مي كني.

به قول فروغ:
من خواب ديده ام!

ویرایش توسط م.ن : ۲ فروردين ۱۳۹۰ در ساعت ۰۴:۱۷ بعد از ظهر
م.ن آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۲ فروردين ۱۳۹۰, ۰۴:۲۰ بعد از ظهر   #6 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
م.ن آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +9 امتیاز     
پیش فرض

آه دخترک
دخترک آوازهایی که می روییدند
دخترک ترانه هایی که می رقصیدند
بیدار شو!

بادرامی گویم برودازسرشاخه ها
ماه رابچیندبیاورد
گردن آویزت کنم.
نسیم رامی گویم برودازدل بهار
گل سرخ را بچیندبیاورد
پیراهنت کنم.
پرنده رامی گویم برودازآسمان
ستاره ها؛بادبادک ها؛رنگین کمان های شاد
وهرچه توبخواهی را
بچیند؛برایت بیاورد
توفقط
خاک هاراکناربزن
بیدار شو !

دوستت داشتم
آنقدر که نفهمیدی!
.
.
.
.
تو قدّت به عشق
نمی رسید!
م.ن آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۳ فروردين ۱۳۹۰, ۰۱:۲۶ بعد از ظهر   #7 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
م.ن آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +7 امتیاز     
پیش فرض

1
خیز برداشته ام به هوای بهار
حال آن که هنوز
هزار زمستان پیشِ رو دارم.

عاشقِ بی کلِّه که میگویندْ منم!
2
امسالْ بهار
هفت سینِ مان کامل نیست.
سیبِ سُرخِ گونه هات را
کم دارد!
3
بهار
چشم های تو بود
پلک می زدی شکوفه می ریخت.
حالا انگار
رویِ زمستان گیر کرده است
سوزنِ فصل ها !
4
نیایی
بهار نمی آید
پرستوها بی کار می شوند
درخت ها غمْ باد.

حالا من هیچ؛ اما
چه گناهی کرده اَند این بی چاره ها؟!
م.ن آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۹ فروردين ۱۳۹۰, ۱۰:۵۶ بعد از ظهر   #8 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
م.ن آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +7 امتیاز     
پیش فرض

سردم است؛ کمی آوازِ عاشقانه بخوان!
1
بلندترین شبِ چشم هات استْ یلدا
تا صبح هم نگاه شان کنم
وقت کم می آورم
2
قرارِ ما؛ پایانِ شبِ سیَه
حالا برو!
میخواهم تا سپیده ی چشم هات قدم بزنم
3
نه شب چَره می خواهم
نه گپ و ناردانه
فقط، یلداترین بوسه از لب هات!
4
تو را صدا می زنند کلاغ ها
و من
بی تفاوت از کنار گورستان میگذرم!
م.ن آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱ ارديبهشت ۱۳۹۰, ۰۴:۲۵ بعد از ظهر   #9 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
م.ن آواتار ها
 
پست بسیار مفید  +8 امتیاز     
پیش فرض

1
باران میبارد
و من
تمامِ روز را بدونِ چتر
به تو فکر می کردم.
2
چه قدر برایت ستاره چیدم وُ حالا...؛
حالا چرا یکی از آن همه
میانِ چشم هات نیست؟!
3
با این سرعتی که جا گذاشتی اَم
هیچ وقت به تو نمی رسم؛
مثلِ یک سنگ پشتِ پیر!
4
خیلی وقت استْ کووچ کرده اَند کولی ها.
دیگر این جا هیچ کس
نعلِ خوش بختی نمی خرد!
م.ن آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱ ارديبهشت ۱۳۹۰, ۱۰:۱۴ بعد از ظهر   #10 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
م.ن آواتار ها
 
پست مفید  +3 امتیاز     
پیش فرض

1
دروغ گفته بودی!
هیچ خانه ای در این شهر به نام تو نیست
تو،
از سیّاره ی دیگری آمده بودی
2
نگرانِ رفتنَ ت نیستم؛ برو!
کوچه درختی های شهر
به نام تواَند همه
3
هیچ ماشینی به مقصدِ تو نمی رساندَم.
مسافرکِش ها هم فهمیده اند
خیالی بیشْ نبوده ای!
4
راه می روم
و شهر
زیر پاهام تمام می شود.
تو، هیچ کجا نیستی!
م.ن آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
اشعار, دفتر, رضا, مجموعه, کاظمی

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
دفتر اشعار طنز ! khorshid_13 مطالب طنز 450 ۱۸ فروردين ۱۳۹۳ ۰۵:۲۸ بعد از ظهر
دفتر اشعار من بغض خیس | n@st@r@n-gh n@st@r@n-gh اشعار و دلنوشته های کاربران سایت 81 ۱۶ اسفند ۱۳۹۲ ۰۸:۰۹ بعد از ظهر
دفتر اشعار و دلنوشته های من | κįД κįД اشعار و دلنوشته های کاربران سایت 12 ۱۵ فروردين ۱۳۹۲ ۰۸:۳۳ بعد از ظهر
دفتر اشعار باباطاهر ! maryam63279 دفتر شعر و مشاعره 87 ۱۷ اسفند ۱۳۹۱ ۰۴:۵۳ بعد از ظهر


 

اکنون ساعت ۱۱:۳۶ قبل از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا