بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۱۳ مهر ۱۳۸۸, ۰۱:۲۱ بعد از ظهر   #11 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
yekta-hs آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض Re: پیدا کردن کتاب های بی نام و بی شناسنامه

یه کتاب به اسم مینا ولی نویسنده اش نمیدونم کیه موضوع اش عاشقی خفن ,چه راهنمایی [img]http://www.98ia.com/modules/Forums/images/smiles/icon_biggrin.gif[/img][img]http://www.98ia.com/modules/Forums/images/smiles/icon_wink.gif[/img]
yekta-hs آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۱۳ مهر ۱۳۸۸, ۰۱:۳۳ بعد از ظهر   #12 (لینک مستقیم)
کاربر فعال
 
giso آواتار ها
 
giso به AIM ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض Re: پیدا کردن کتاب های بی نام و بی شناسنامه

كتاب شارن و عبدالرحمن ميگن خيلي قشنگ و عاشقانه ست و البته قديمي
كتاب جوان بيوه كه تعريفشو زياد شنيده م اينم قديميه و البته ميگن يكم مورد داره
كتاب آدم ربايان قرن 21 كه باز تعريفشو زياد شنيده م
اگه پيدا كنيد و بذارين ممنون ميشم



بگذاريد و بگذريد ببينيد و دل مبنديد چشم بيندازيد و دل مبازيد كه دير يا زود بايد گذاشت و گذشت
giso آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۳ مهر ۱۳۸۸, ۰۱:۴۷ بعد از ظهر   #13 (لینک مستقیم)
مدیر بازنشسته
 
خانومی آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض ریش آبی !

سلام بچه ها
یکی از دوستانم درباره یه رمان از م سوال پرسید به نام ریش آبی !

اما گفت که نام نویسندش رو یادش نمیاد

موضوعش هم به نظرم یه رمان عاشقانه هست تو مایه های ربکا

میخواستم بدونم اصلا همچین رمانی وجود داره ؟
خیلی ازش تعریف میکرد
کسی از شماها این رمان رو خونده ؟
اگر خوندین یا نام نویسندش رو میدونید لطفا در این تاپیک بهم خبر بدین

[img]http://www.98ia.com/modules/Forums/images/smiles/icon_rolleyes.gif[/img]

با تشکر
خانومی آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۳ مهر ۱۳۸۸, ۰۲:۰۹ بعد از ظهر   #14 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
zizi آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض Re: ریش آبی !

[TABLE][TR][TD]
[TABLE][TR][TD]


پایگاه : کتاب
[img]http://www.iranak.info/Download/DIRDataBase1/633008155207812500_505694_rish-abi.jpg[/img]
شماره دسترسی : ٢٤٥ک
[url=http://www.iranak.info/FA/DataBase/ItemList.aspx?k=7&s=%d9%be%d8%b1%d9%88%d8%8c+% d8%b4%d8%a7%d8%b1%d9%84:gcfwq44v]پرو، شارل[/url:gcfwq44v] ، 1628-1703
ریشآبی : داستانهای خواندنی برای کودکان .بقلم شارل پرو؛ [تصويرگر گوستاو دوره]؛ ترجمه روحیارباب. تهران : گوتنبرگ ، ۱۳۳۹ .
١۴ص . مصور، نقاشی(سیاه و سفید) ( داستانهای خواندنی برای کودکان؛ ۷ )
عنوان اصلی: [ La Barbe Bleue]
5/١6*24س.م .
زبان فارسی .
[JUSTIFY]هیچكس به سبب زشتى چهره و ریش آبی اش، حاضر نبود با ریش آبی ازدواج كند.سرانجام دخترى می پذیرد که همسر او بشود. روزى ریش آبى تصمیم می گیرد بهمسافرت برود. كلید تمام اتاقهای خانه را به همسرش می دهد و می گوید كه درقصر اتاقى است كه هیچ کس نباید به آن وارد شود. دختر كه كنجكاو شده است،تصمیم می گیرد به اتاق برود. در اتاق، جسد چند زن افتاده است. دختر بسیارمی ترسد و كلید اتاق روى زمین می افتد و خونى می شود. او هر چه می کوشدنمی تواند خون را از روى كلید پاك بكند. وقتى ریش آبى از سفر می آید وكلیدها را می بیند، می فهمد كه دختر وارد اتاق ممنوع شده است. می خواهد اورا بكشد که برادران دختر به كمكش می آیند.[/JUSTIFY]


[url=http://www.iranak.info/FA/DataBase/ItemList.aspx?k=6&c=1&s=258:gcfwq44v]http://www.iranak.info/FA/DataBase/ItemList.aspx?k=6&c=1&s=258[/url:gcfwq44v]


[/TD][/TR][TR][TD] [/TD][/TR][/TABLE]
[/TD][TD][img]http://www.iranak.info/Themes/Default/images/spacer.gif[/img][/TD][/TR][/TABLE]




یک نگاه هم به این وبلاگ بنداز قسمت اولش رو گذاشته
: [img]http://www.98ia.com/modules/Forums/images/smiles/025.gif[/img]



http://zanboodan.blogfa.com/post-96.aspx




zizi آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۴ آبان ۱۳۸۸, ۱۰:۴۲ بعد از ظهر   #15 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
paria_railway آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض Re: پیدا کردن کتاب های بی نام و بی شناسنامه

سلام. من اسم کتاب و نویسنده ش رو هم میدونم . قبلا هم از تو سایت پیداش کرده بودم ولی 3 صفحه آخرش رو باز نمی کرد تا بخونم. اسمش امانت عشق از فریده شجاعیه. خخواهشا بهم برسونیدش!!!!
paria_railway آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۵ آبان ۱۳۸۸, ۰۸:۵۳ قبل از ظهر   #16 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
sama33 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض Re: پیدا کردن کتاب های بی نام و بی شناسنامه

[quote="paria_railway";p="309199":l83fk1q9]سلام. من اسم کتاب و نویسنده ش رو هم میدونم . قبلا هم از تو سایت پیداش کرده بودم ولی 3 صفحه آخرش رو باز نمی کرد تا بخونم. اسمش امانت عشق از فریده شجاعیه. خخواهشا بهم برسونیدش!!!![/quote:l83fk1q9]
[url:l83fk1q9]http://www.98ia.com/Forums-file-viewtopic-t-3343.html[/url:l83fk1q9]این آدرس رمان امانت عشق در سایته
sama33 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۵ آبان ۱۳۸۸, ۱۱:۳۰ قبل از ظهر   #17 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
oroch1i آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض Re: پیدا کردن کتاب های بی نام و بی شناسنامه

یه کتابیه که در مورد یه دختر فقیر به اسم عاطفه است که با برادر کوچیک و مادرش زندگی میکنه که بعدا با دوستش نرگس ونامزده اون میرن شمال و تو هتلی که اقامت میکنن با یه پسری به نام نادر که خیلی هم پولداره آشنا میشه و عاشقه هم میشن
داستانش خیلی عاشقانه و غمگین حیف که نه اسم کتاب یادمه نه اسم نویسنده اگه لطف کنین واسه دانلود بذارین خیلی خوب میشه
oroch1i آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۵ آبان ۱۳۸۸, ۱۲:۰۱ بعد از ظهر   #18 (لینک مستقیم)
کاربر فعال معرفی و نقد کتاب
 
هدیه آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض Re: پیدا کردن کتاب های بی نام و بی شناسنامه

[quote="اتوسا";p="138646":1862rnd5]سلام
من دوستم یه کتاب معرفی کرده و میگه خیلی قشنگه ولی از مشخصاتش هیچی نمیدونه فقط میگه برا 5 تا 6سال پیشه
داستان یه دخترست که تو تیمارستانه بعد یه دکتره میارتش خونش تا ازش مراقبت کنه دکتره با زنشو پسرش زندگی میکنه...
میدونم غیرممکنه ولی اگه کسی این کتابو خونده یا اسمشو میدونه ممنون میشم کمکم کنه[/quote:1862rnd5]

اسم این داستان گمشده هست نوشته زهرا اسدی توی قسمت تایپ کتاب همین سایت هم در حال تایپه هنوز تموم نشده
هدیه آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۵ آبان ۱۳۸۸, ۱۲:۱۱ بعد از ظهر   #19 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
.... آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض Re: پیدا کردن کتاب های بی نام و بی شناسنامه

من يه رمان خوندم كه اسمش يادم نيست اگه مي دونيد كمكم كنيد!
[HIGHLIGHT=#c3d69b]دوتا دوست اند به اسم محمد و فرشاد ، كه محمد عاشق دختر داييش نيلوفره و يه حرفايي در مورد ازدواجشون زده شده، تو اين اوضاع فرشاد مي ره شمال ( خونه ي دختره شمال بوده ، فرشاد هم پولدار بوده) اتفاقي با دختره آشنا مي شه بدون اين كه همديگه رو بشناسند عاشق هم مي شن! [/HIGHLIGHT]
[HIGHLIGHT=#c3d69b]فرشاد كه مي فهمه نيلوفر كيه خودش رو كنار مي كشه ولي باباي نيلوفر كه عذاب كشيدن دخترش رو مي بينه ميره پيش فرشاد و خلاصه مخفيانه عقد مي كنن تا باباهه كارها رو درست كنه! محمد هم با فرشاد قطع رابطه مي كنه ![/HIGHLIGHT]
[HIGHLIGHT=#c3d69b]يه مدت بعد دختره حامله مي شه و فرشاد براي يه سفر كاري مي ره خارج و اونجا تصادف مي كنه و ميره تو كما! دختره ميره بالاي يه كوه كه خودكشي كنه اما با خودش ميگه از كجا معلوم كه بميره؟ ولي وقتي مي خواد برگرده پاش سر مي خوره و مي ميره![/HIGHLIGHT]
[HIGHLIGHT=#c3d69b]محمد هم فكر مي كنه كه بچه ي نيلوفر و فرشاد غيرشرعيه براي همين يه كينه ي بزرگ از فرشاد به دل مي گيره! فرشاد هم زنده مي مونه ولي هيچ وقت نمي فهمه كه پدر شده بوده ! ( فرشاد به خاطر مرگ نيلوفر قصد خودكشي داشته ولي نجاتش مي دن با اين حال اون معتاد ميشه ! )[/HIGHLIGHT]
[HIGHLIGHT=#8db3e2]3 سال بعد غزل دخترعموي فرشاد مياد تهران كه توي فرودگاه اتفاقي با محمد و خواهرش آشنا مي شه ، محمد كه مي فهمه غزل كيه مي خواد گولش بزنه و تلافيه نيلوفر رو سر فرشاد بياره براي همين كاري مي كنه كه غزل با خواهرش صميمي بشه و با محمد هم كم كم دوست مي شه![/HIGHLIGHT]
[HIGHLIGHT=#8db3e2]توي اين مدت هم فرشاد به غزل دل مي بنده و اعتيادش رو ترك مي كنه! غزل اما عاشق محمد مي شه![/HIGHLIGHT]
[HIGHLIGHT=#8db3e2]يه روز محمد به بهانه اي غزل رو مي كشونه توي يه ويلا تو كرج و بهش ميگه كه دزديده اش بعد هم كلي مشروب مي خوره ولي در همين حين خوابش مي بره ( محمد عاشق غزل شده بوده! ) خلاصه غزل كليد رو برمي داره كه فرار كنه ولي نمي ره روي يه كاغذ مي نويسه كه محمد رو ترك نمي كنه با اين كه مي دونه اون چه هدفي داره بعد هم مي خوابه![/HIGHLIGHT]
[HIGHLIGHT=#8db3e2]محمد كه بيدار مي شه اون رو مي بينه كلي گريه مي كنه و غزل رو بيدار مي كنه و مي رسونه خونه! [/HIGHLIGHT]
[HIGHLIGHT=#8db3e2]غزل هم مي ره و به فرشاد مي گه مي دونه دوسش داره و مي خواد كه باهاش ازدواج كنه ، فرشاد هم بهش ابراز علاقه مي كنه ولي مي گه تو حق محمدي و اون رو دوست داري ![/HIGHLIGHT]
[HIGHLIGHT=#8db3e2]غزل هم تصميم مي گيره بره خارج ![/HIGHLIGHT]
[HIGHLIGHT=#8db3e2]فرشاد هم مي ره پيش محمد و بهش ميگه كه نيلوفر رو عقد كرده بوده ![/HIGHLIGHT]
[HIGHLIGHT=#8db3e2]خلاصه محمد مي ره فرودگاه دنبال غزل اما دير مي رسه و غزل رفته بوده!!![/HIGHLIGHT]
[HIGHLIGHT=#8db3e2]چند سال بعد با نامه ها و اصرارهاي فرشاد غزل برمي گرده پيش محمد ![/HIGHLIGHT]
[HIGHLIGHT=#ffffff]آخرش خيلي عاشقونه تموم مي شه !!![/HIGHLIGHT]
ببخشيد طولاني شد .



گرم ياد آوري يا نه
.... آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۶ آبان ۱۳۸۸, ۰۳:۲۰ بعد از ظهر   #20 (لینک مستقیم)
کاربر فعال معرفی و نقد کتاب
 
هدیه آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض Re: پیدا کردن کتاب های بی نام و بی شناسنامه

[quote="....";p="309730":27rwsebv]من يه رمان خوندم كه اسمش يادم نيست اگه مي دونيد كمكم كنيد!
[HIGHLIGHT=#c3d69b]دوتا دوست اند به اسم محمد و فرشاد ، كه محمد عاشق دختر داييش نيلوفره و يه حرفايي در مورد ازدواجشون زده شده، تو اين اوضاع فرشاد مي ره شمال ( خونه ي دختره شمال بوده ، فرشاد هم پولدار بوده) اتفاقي با دختره آشنا مي شه بدون اين كه همديگه رو بشناسند عاشق هم مي شن! [/HIGHLIGHT]
[HIGHLIGHT=#c3d69b]فرشاد كه مي فهمه نيلوفر كيه خودش رو كنار مي كشه ولي باباي نيلوفر كه عذاب كشيدن دخترش رو مي بينه ميره پيش فرشاد و خلاصه مخفيانه عقد مي كنن تا باباهه كارها رو درست كنه! محمد هم با فرشاد قطع رابطه مي كنه ![/HIGHLIGHT]
[HIGHLIGHT=#c3d69b]يه مدت بعد دختره حامله مي شه و فرشاد براي يه سفر كاري مي ره خارج و اونجا تصادف مي كنه و ميره تو كما! دختره ميره بالاي يه كوه كه خودكشي كنه اما با خودش ميگه از كجا معلوم كه بميره؟ ولي وقتي مي خواد برگرده پاش سر مي خوره و مي ميره![/HIGHLIGHT]
[HIGHLIGHT=#c3d69b]محمد هم فكر مي كنه كه بچه ي نيلوفر و فرشاد غيرشرعيه براي همين يه كينه ي بزرگ از فرشاد به دل مي گيره! فرشاد هم زنده مي مونه ولي هيچ وقت نمي فهمه كه پدر شده بوده ! ( فرشاد به خاطر مرگ نيلوفر قصد خودكشي داشته ولي نجاتش مي دن با اين حال اون معتاد ميشه ! )[/HIGHLIGHT]
[HIGHLIGHT=#8db3e2]3 سال بعد غزل دخترعموي فرشاد مياد تهران كه توي فرودگاه اتفاقي با محمد و خواهرش آشنا مي شه ، محمد كه مي فهمه غزل كيه مي خواد گولش بزنه و تلافيه نيلوفر رو سر فرشاد بياره براي همين كاري مي كنه كه غزل با خواهرش صميمي بشه و با محمد هم كم كم دوست مي شه![/HIGHLIGHT]
[HIGHLIGHT=#8db3e2]توي اين مدت هم فرشاد به غزل دل مي بنده و اعتيادش رو ترك مي كنه! غزل اما عاشق محمد مي شه![/HIGHLIGHT]
[HIGHLIGHT=#8db3e2]يه روز محمد به بهانه اي غزل رو مي كشونه توي يه ويلا تو كرج و بهش ميگه كه دزديده اش بعد هم كلي مشروب مي خوره ولي در همين حين خوابش مي بره ( محمد عاشق غزل شده بوده! ) خلاصه غزل كليد رو برمي داره كه فرار كنه ولي نمي ره روي يه كاغذ مي نويسه كه محمد رو ترك نمي كنه با اين كه مي دونه اون چه هدفي داره بعد هم مي خوابه![/HIGHLIGHT]
[HIGHLIGHT=#8db3e2]محمد كه بيدار مي شه اون رو مي بينه كلي گريه مي كنه و غزل رو بيدار مي كنه و مي رسونه خونه! [/HIGHLIGHT]
[HIGHLIGHT=#8db3e2]غزل هم مي ره و به فرشاد مي گه مي دونه دوسش داره و مي خواد كه باهاش ازدواج كنه ، فرشاد هم بهش ابراز علاقه مي كنه ولي مي گه تو حق محمدي و اون رو دوست داري ![/HIGHLIGHT]
[HIGHLIGHT=#8db3e2]غزل هم تصميم مي گيره بره خارج ![/HIGHLIGHT]
[HIGHLIGHT=#8db3e2]فرشاد هم مي ره پيش محمد و بهش ميگه كه نيلوفر رو عقد كرده بوده ![/HIGHLIGHT]
[HIGHLIGHT=#8db3e2]خلاصه محمد مي ره فرودگاه دنبال غزل اما دير مي رسه و غزل رفته بوده!!![/HIGHLIGHT]
[HIGHLIGHT=#8db3e2]چند سال بعد با نامه ها و اصرارهاي فرشاد غزل برمي گرده پيش محمد ![/HIGHLIGHT]
[HIGHLIGHT=#ffffff]آخرش خيلي عاشقونه تموم مي شه !!![/HIGHLIGHT]
ببخشيد طولاني شد . [/quote:27rwsebv]
این رمان اسمش هست وارث عذاب عشق نوشته خانم فریده شجاعی
( هر چی سئوال دارید در باره رمانهای بی نام ونشان از خودم بپرسید انگاری همه رمانها رو خوندم[img]http://www.98ia.com/modules/Forums/images/smiles/icon_redface.gif[/img][img]http://www.98ia.com/modules/Forums/images/smiles/icon_lol.gif[/img][img]http://www.98ia.com/modules/Forums/images/smiles/icon_wink.gif[/img] ((این قسمت شوخیه جدی نگیرید)))
هدیه آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
از, اسم, ایرانی, این, بی, جستجوی, خارجی, خلاصه, داستان, درخواست کتاب، راهنمایی، ماوراء الطبیعه, دنبال, دو, راهنمایی, رمان, زندگی, شناسنامه, میخوام, میدونه, نام, نویسنده, های, و, پیدا, پیدا کردن, چیه؟, کتاب, کتابو, کردن, کسی, کمک, یک

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال



 

اکنون ساعت ۰۸:۰۰ بعد از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا