بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۲ ارديبهشت ۱۳۹۲, ۰۱:۴۵ بعد از ظهر   #1321 (لینک مستقیم)
Banned
 
.ZeinaB. آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط mona1375 نمایش پست ها
سلام دوستان
خیلی وقت پیش یه رمان خوندم که شبیه رمان تکرار محبت بود ولی با کمی تفاوت !
یه دخترس که بر خلاف رضایت خانوادش یا یه پسری ازدواج میکنه ... پسره برادر دوقلو داره که زمان جنگ مفقود میشه
بعد مدتی از ازدواجشون خبر میارن که برادرش تو کربلاس ... پسره میره کربلا و اونجا به خاطر بمبی که به کار گذاشته شده میمیره و برادر دو قلوش که کپی خودش هم هست به جاش میاد خونه و به خاطر دختره که بارداره میگه من شوهرتم و ...
اگه نیاز به توضیح بیشتر بود پیام بدین ولی تو رو خدا اگه اسمشو میدونین بهم بگین ... خیلی وقته دنبالش می گردم .
احیانا این کتاب نیست!؟

بعد از او | تکین حمزه لو
.ZeinaB. آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۲ ارديبهشت ۱۳۹۲, ۰۳:۳۷ بعد از ظهر   #1322 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
mona1375 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط اذرین نمایش پست ها
احیانا این کتاب نیست!؟

بعد از او | تکین حمزه لو
نه توی این کتاب دختره عاشق یکی از برادرا میشه ولی بعدش یا یه برادر دیگه ازدواج میکنه که اخرش دوباره با اونی که دوسش داره ازدواج میکنه و بعدا میفهمه شوهرش زنده بوده ... !



آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست
mona1375 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۳ ارديبهشت ۱۳۹۲, ۰۱:۵۸ قبل از ظهر   #1323 (لینک مستقیم)
کاربر متوسط
 
mehrnoush_re آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض اسم كتاب

سلام
من يه كتاب خوندم تو سايت اما الان اصلا اسمش يادم نيست
يه دختري بود فكر كنم پدرش كارخونه هاي نواد غذايي داشت يكي از دوستاي خانوادگي شون رو بع از چند سال ميبينن كه بعد بچه هاشون ١ دختر و ٢ تا پسر از اينگليس مي يان ايران پسر كوچيكه مخش و مي زنه با هم نامزد ميشن از پسر بز رگه بدش مي ياد يه بار نمي دونم چي ميشه حال پسر بزرگه تو مهموني بد مي شه دوستش زنگ مي زنه به دختره اونم مي ره كمكش كنه تو يه پارتي بودن پليس مي ريزه اونا رو با هم مي گيره جفتشون از. خونوادهاشو ن ترد مي كنن مجبور ميشن با هم ازدواج كننن بعد ....
اسمش چيه
mehrnoush_re آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۳ ارديبهشت ۱۳۹۲, ۰۱:۵۱ بعد از ظهر   #1324 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
طلا19 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

مهر نوش جان اسم کتابش احساس منه



رمان آجی جونم(fereshteh27)


http://www.forum.98ia.com/t646009.html
طلا19 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۳ ارديبهشت ۱۳۹۲, ۰۲:۱۸ بعد از ظهر   #1325 (لینک مستقیم)
Banned
 
.ZeinaB. آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط mehrnoush_re نمایش پست ها
سلام
من يه كتاب خوندم تو سايت اما الان اصلا اسمش يادم نيست
يه دختري بود فكر كنم پدرش كارخونه هاي نواد غذايي داشت يكي از دوستاي خانوادگي شون رو بع از چند سال ميبينن كه بعد بچه هاشون ١ دختر و ٢ تا پسر از اينگليس مي يان ايران پسر كوچيكه مخش و مي زنه با هم نامزد ميشن از پسر بز رگه بدش مي ياد يه بار نمي دونم چي ميشه حال پسر بزرگه تو مهموني بد مي شه دوستش زنگ مي زنه به دختره اونم مي ره كمكش كنه تو يه پارتي بودن پليس مي ريزه اونا رو با هم مي گيره جفتشون از. خونوادهاشو ن ترد مي كنن مجبور ميشن با هم ازدواج كننن بعد ....
اسمش چيه

احساس من | baranak94 کاربر انجمن
.ZeinaB. آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۳ ارديبهشت ۱۳۹۲, ۱۰:۵۰ بعد از ظهر   #1326 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
ya30 m آواتار ها
 
ya30 m به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

سلام من یه رمانی خوندم ککه اسمش یادم رفته کاربر همین سایت نوشته تمومم نشده
داستانش اینکه دختره که فکر کنم لیلا بود اسمش مجبور میشه با پسر خالش تو 12 سالگی ازدواج کنه روستاییم بودن
بعد پسره میره خارج دختره هم میره شهر درس میخونه تا معلم بشه بعد از 6 سال پسره برمیگروه
کسی میدونه اسمشو



don't waste your time for bad things
رمان های پیشنهادی من:
هندونه به شرط چاقو | عاتکه
http://www.forum.98ia.com/t757333.html
اشراف زادگان |نازنین87
http://www.forum.98ia.com/t848012.html
خلاصه:
ماه بانو در اوج غرور بود
چرا نباشد؟شاهزاده ی یک کشور بود و با زیبایی مخصوص خود البته نه به اندازه ی رها خواهرش!
آه ... رها!همیشه به او حسادت میکرد!به زیبایی او به آزادی اش به پوشش اش!
خسته شده بود از دست این همه پارچه ی حریر و ابریشمی تاکی باید در جشن های شاهنشاهی به زیر این چتر ها می نشست؟تا پوست ابریشمینش آسیب نبیند!پوستی نرم و صاف مانند حریر و ابریشم که کسی تا امروز جرعت لمس کردن آن را ندارد!چون جز ممنوعه هاست....
ماه بانو | hosna.پاییز
http://www.forum.98ia.com/t811533.html
ya30 m آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۴ ارديبهشت ۱۳۹۲, ۰۹:۲۱ قبل از ظهر   #1327 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
طلا19 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط pary kocholo94 نمایش پست ها
سلام...یه کتابی بود که خیلی وقت پیشا خوندمش اسمش یادم نیست...
یه دختر بود که تو یه خانواده نسبتا پولدار بود و یه پسری رو دوست داشت که هم کلاسیش بود...
بعد سر یه ماجرایی فکر کنم بدهی دختر رو پدرش بزور شوهر می ده
یه پسر قد بلند و چهار شونه که چند شب قبل این دختر تو یه مهمونی دیده بودش
آخرش دختره متوجه می شه که دختر این خانواده نیست و دختر عشق سابق پدرش بوده که بعد از مرگ مادرش ابزرگش کرده
اسم شخصیتام یادم نیست پسره فکر کنم کیانوش بود ولی مطمئن نیستم
اسم خواهر ناتنی دختره ببم نسیم بود
آخرشم دختره با همسرش خوب شده بود که سر و کله دوست پسرش پیدا شد و اینقدر تو زندگیشون موش دووند تا دختره از ایران رفت
اگه می دونین اسمش چیه لطفا بگین بهم
اسم رمانش از تو می گریزم نویسندهاش هم فکر کنم مهسا آرامش اسم شوهر دختره هم راد ؛کیانوش نیست

ویرایش توسط طلا19 : ۴ ارديبهشت ۱۳۹۲ در ساعت ۰۹:۲۴ قبل از ظهر
طلا19 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۴ ارديبهشت ۱۳۹۲, ۰۵:۲۴ بعد از ظهر   #1328 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
Bahar-raf آواتار ها
 
Bahar-raf به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

سلام
من دنبال pdf بي پناهم پناهم ده هستم ولي هر جا ميگردم پيدا نميشه:-(
اگه اين كتاب رو توي سايت بذاريد ممنون ميشم.
Bahar-raf آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۴ ارديبهشت ۱۳۹۲, ۰۶:۵۱ بعد از ظهر   #1329 (لینک مستقیم)
مدیر بخش کتاب
 
patrin آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط Bahar-raf نمایش پست ها
سلام
من دنبال pdf بي پناهم پناهم ده هستم ولي هر جا ميگردم پيدا نميشه:-(
اگه اين كتاب رو توي سايت بذاريد ممنون ميشم.
سلام

جای پستتون اینجا نیست. دقت کنید کجا پست میدید.
در ضمن این کتاب روی انجمن قرار نمی گیره.



رفتنت را باور ندارم هنوز
 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید

بر اساس اطلاعیه ادمین کتابی در انجمن ویرایش نمی شود و نویسندگان خود موظف به رعایت موارد نگارشی هستند.
اطلاعیه ؛ مواردی که در کتابها نیاز به بازبینی دارند
مهمترین نکات ویرایشی | مخصوص نویسندگان و ویراستاران انجمن

قوانین بخش نقـد کتابهای نویسندگان انجمن!

نحـوه ی قـرار دادن کتـاب در سایت!

اطلاعیه های بخش کتاب !

patrin آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۵ ارديبهشت ۱۳۹۲, ۰۹:۱۷ قبل از ظهر   #1330 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
فرزانه 62 آواتار ها
 
فرزانه 62 به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

سلام يه رمان خوندم كه اسمش يادم نيست.

اسم دختر داستان مريم بود كه با مادر بزرگش زندگي ميكرد بعد اون هم ميميره با دختري به اسم گلرخ اشنا ميشه و با هاش توي يه دارو خانه كار ميكنه. با برادر شو هر گلرخ كه اسمش كاوه بود تصادف ميكنه و كاوه ميخواد كه اونو با خودش ببره فرانسه تا پاش رو مداوه كنه . كاوه تو فرانسه زندگي ميكرده .

ممنون ميشم اگه كسي كمكم كنه.
فرزانه 62 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
از, اسم, ایرانی, این, بی, جستجوی, خارجی, خلاصه, داستان, درخواست کتاب، راهنمایی، ماوراء الطبیعه, دنبال, دو, راهنمایی, رمان, زندگی, شناسنامه, میخوام, میدونه, نام, نویسنده, های, و, پیدا, پیدا کردن, چیه؟, کتاب, کتابو, کردن, کسی, کمک, یک

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال



 

اکنون ساعت ۰۲:۴۴ قبل از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا