بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۷ بهمن ۱۳۹۱, ۰۹:۵۸ قبل از ظهر   #1171 (لینک مستقیم)
کاربر فعال
 
aqua آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط کایسا نمایش پست ها
سلام به همه دوستای گل
من دنبال یه کتاب نوشته کاربرای همین سایت میگردم یه دختره شب تو پارتی خونه یه پسره میمونه سر یه جریاناتی به دروغ مجبور میشه به یه دوستش به اسم مریم فکر کنم بگه که اون پسره نامزدشه واسه اینکه تلافی اینو که چند سال پیش واسه علاقه ایی که به داداش مریم( میلاد) داشته ابروشو برده از اون ورم پسره یه شریک ایتالیایی داشته که تو کار طلافروشی بودن با خانمش اومدن ایران و تو یه اتفاق دختره زن شریک پسره!!!! رو نجات میده و پسره برای پیش بردکارش میگه نامزدمه
ممنون میشم اسمشو بگید و اگه میشه یه لطفی کنید و لینکشو هم قرار بدید
مرسی از همه
http://www.forum.98ia.com/t528572.html



گوش كن، جاده صدا مي زند از دور قدم هاي ترا.
چشم تو زينت تاريكي نيست.
پلك ها را بتكان، كفش به پا كن، و بيا.
و يا تا جايي، كه پر ماه به انگشت تو هشدار دهد
و زمان روي كلوخي بنشنيد با تو
و مزامير شب اندام ترا، مثل يك قطعه آواز به خود جذب كنند.
پارسايي است در آنجا كه ترا خواهد گفت:
بهترين چيز رسيدن به نگاهي است

كه از حادثه عشق
تر

است.....


((سهراب سپهری))
aqua آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۸ بهمن ۱۳۹۱, ۰۲:۱۴ بعد از ظهر   #1172 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
bineghab آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

ببخشید من دنبال یه کتاب میگشتم که خونده بودم قبلا ولی حالا اسمش یادم نمیاد
یادمه دختری از خارج بعد مرگ پدرش به ایران برمیگرده البته با هماهنگیه وکیلشون تا مادرشو پیدا کنه و تو این مدت خونه ی برادر همون وکیله که دوتا پسر و دوتا دختر داشته بوده بعد یه مدت بی خبر میزاره میره روستاهای شمال دنبالش واون خانواده ام کلی دنبالش میگردن اونجا با یه خانواده یه زن وشوهر پیر که با دخترشون زندگی میکنن آشنا میشه با اون توی شالیزار کار میکنه تا پوی عمل پیره مرده در بیارن اونجا با یه دکتر آشنا میشه بعد که دوبار برمیگرده پیش اون خانواده ای که قبلا بوده میفهمه خانواده دکتر همسایشون شدن و بلاخره با وجود اینکه به یکی از پسرای اون خاواده علاقه داشته با دکتر ازدواج میکنه و بعد که از اون دوتا بچه داشته شوهرش با کل خانواده ی شوهرش که داشتن میرفتن اصفهان هواپیماشون سقوط و میمیرن وبعد اتفاقاتی با همون پسر مورد علاقش ازدواج میکنه
وای نمیدونم دیگه فقط همینا ازش یادم بود
خواهش میکنم اگه میتونید زود تر کمکم کنید من فقط همین بین ترمم وقت دارم بخونم



روزی که بدون خنده سپری شود، یک روزِ تلف شده است.
- چارلی چاپلین
bineghab آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۸ بهمن ۱۳۹۱, ۰۹:۳۷ بعد از ظهر   #1173 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
میم. آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

دوستان اگه کسی اسم کتاب زیر رو میدونه ممنون میشم لطف کنه بگه:
یه دختری ازدواج میکنه پزشک بود بعد از ازدواج میفهمه شوهرش معتاد بوده مشکل روانی داره و تحت درمانه یه مدت تحمل میکنه عد میره شمال زندگی میکنه همونجا دو قلوهاشو دنیا میاره تو حموم میزاد .. بعد پدرش میمیره مجبور میشه برگرده که شوهرش پیداش میکنه و دوباره زندگیشونو میسازن ..
میم. آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۸ بهمن ۱۳۹۱, ۰۹:۴۶ بعد از ظهر   #1174 (لینک مستقیم)
Banned
 
.ZeinaB. آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط میم. نمایش پست ها
دوستان اگه کسی اسم کتاب زیر رو میدونه ممنون میشم لطف کنه بگه:
یه دختری ازدواج میکنه پزشک بود بعد از ازدواج میفهمه شوهرش معتاد بوده مشکل روانی داره و تحت درمانه یه مدت تحمل میکنه عد میره شمال زندگی میکنه همونجا دو قلوهاشو دنیا میاره تو حموم میزاد .. بعد پدرش میمیره مجبور میشه برگرده که شوهرش پیداش میکنه و دوباره زندگیشونو میسازن ..
گل عشق من و تو | ستاره چشمک زن کاربر انجمن
.ZeinaB. آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۸ بهمن ۱۳۹۱, ۱۰:۵۴ بعد از ظهر   #1175 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
elahe70 آواتار ها
 
elahe70 به Yahoo ارسال پیام
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط bineghab نمایش پست ها
ببخشید من دنبال یه کتاب میگشتم که خونده بودم قبلا ولی حالا اسمش یادم نمیاد
یادمه دختری از خارج بعد مرگ پدرش به ایران برمیگرده البته با هماهنگیه وکیلشون تا مادرشو پیدا کنه و تو این مدت خونه ی برادر همون وکیله که دوتا پسر و دوتا دختر داشته بوده بعد یه مدت بی خبر میزاره میره روستاهای شمال دنبالش واون خانواده ام کلی دنبالش میگردن اونجا با یه خانواده یه زن وشوهر پیر که با دخترشون زندگی میکنن آشنا میشه با اون توی شالیزار کار میکنه تا پوی عمل پیره مرده در بیارن اونجا با یه دکتر آشنا میشه بعد که دوبار برمیگرده پیش اون خانواده ای که قبلا بوده میفهمه خانواده دکتر همسایشون شدن و بلاخره با وجود اینکه به یکی از پسرای اون خاواده علاقه داشته با دکتر ازدواج میکنه و بعد که از اون دوتا بچه داشته شوهرش با کل خانواده ی شوهرش که داشتن میرفتن اصفهان هواپیماشون سقوط و میمیرن وبعد اتفاقاتی با همون پسر مورد علاقش ازدواج میکنه
وای نمیدونم دیگه فقط همینا ازش یادم بود
خواهش میکنم اگه میتونید زود تر کمکم کنید من فقط همین بین ترمم وقت دارم بخونم
کلی فکر کردم یادم اومد .
اسمش غریبه آشنا س .اگه اشتباه نکنم از فرزانه رضایی دارستانی (اگه اسمش درست باشه)
اون موقع که من از کتابخونه گرفتم 2 جلد بود .

توجه : با اون غریبه آشنا که مال منیر مهریزی مقدم فرق داره





يادت باشه
وقتى واسه كسى همه كس شدى
اون كس بعد ازتوخيلى بى كسه
يا براى كسى همه كس نشو
يا اگه شدى
به فكر بى كسى هاش هم باش ...!!!


elahe70 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۹ بهمن ۱۳۹۱, ۰۱:۱۱ قبل از ظهر   #1176 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
راحله۷۱ آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

سلام دنبال رماني هستم كه چند وقت پيش درحال تايپ بود ميخوندمش حالا يادم رفته اسمش چي بود از بچه هاي سايت بود؛راجبه دختري بود كه پدره معتادش مادرشو ميزنه ومامانه ميميره بعده يه مدت سه نفر به خواهرش تجاوز ميكنن اونم ميميره وهرجفتشونو پدره تو حياط خاك ميكنه بعد دختره فرارميكنه و فكركنم توراه تصادف ميكنه يه زنه پيداش ميكنه ودكترجووني رو مياره بالاسرش وبعد يه مدت دختره با زنه کوچ ميكنه ميره خونه مادره دکتره زندگي كنن زنه هم خياطي داشت؛تا اينجا خوندم لطفا اگه كسي اسمه رمانو ميدونه بالينكش بزاره ممنون



[SIZE="3"]
حواس دستانم پرت است‏! گاهي به اشتباه يكديگر راميفشارند‏!نميداني چه اندوهي است نبودن دستانت...
[/SIZE]
راحله۷۱ آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۹ بهمن ۱۳۹۱, ۰۹:۳۱ قبل از ظهر   #1177 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
ramou2030 آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط راحله۷۱ نمایش پست ها
سلام دنبال رماني هستم كه چند وقت پيش درحال تايپ بود ميخوندمش حالا يادم رفته اسمش چي بود از بچه هاي سايت بود؛راجبه دختري بود كه پدره معتادش مادرشو ميزنه ومامانه ميميره بعده يه مدت سه نفر به خواهرش تجاوز ميكنن اونم ميميره وهرجفتشونو پدره تو حياط خاك ميكنه بعد دختره فرارميكنه و فكركنم توراه تصادف ميكنه يه زنه پيداش ميكنه ودكترجووني رو مياره بالاسرش وبعد يه مدت دختره با زنه کوچ ميكنه ميره خونه مادره دکتره زندگي كنن زنه هم خياطي داشت؛تا اينجا خوندم لطفا اگه كسي اسمه رمانو ميدونه بالينكش بزاره ممنون
درد و احساس
رمان درد و احساس | negar1373 کاربر انجمن
ramou2030 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۹ بهمن ۱۳۹۱, ۰۷:۳۵ بعد از ظهر   #1178 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
راحله۷۱ آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

سلام يه رمانه راجبه دختري به اسمه ترانه ياترنم كه باخانوادش ميرن شمال يه باركه ميره كناره دريا ميبينه يه دختربچه داره غرق ميشه ميره كه نجاتش بده خودشم نزديك بوده غرق بشه كه يه خانواده كه كنار دريا بودن ميبيننش و پسره اونا دختره رو نجات ميده وميبرن ويلاشون بعد زنگ ميزنن خونوادش كم كم باهم آشنا ميشن و پسره خيلي قد ومغروره يه بار كه دختره ميره خريد زنگ ميزنه داداشش بره دنبالش وداداشش همون پسره رو ميفرسته از نوشته هاي بچه هاي سايته واون موقع كه من ميخوندم درحال تايپ بود اگه كسي پيداكرد بي زحمت لينكشو هم بزارین؛ممنون
راحله۷۱ آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۰ بهمن ۱۳۹۱, ۱۱:۴۳ قبل از ظهر   #1179 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
bineghab آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
Red face

نقل قول:
نوشته اصلی توسط elahe70 نمایش پست ها
کلی فکر کردم یادم اومد .
اسمش غریبه آشنا س .اگه اشتباه نکنم از فرزانه رضایی دارستانی (اگه اسمش درست باشه)
اون موقع که من از کتابخونه گرفتم 2 جلد بود .

توجه : با اون غریبه آشنا که مال منیر مهریزی مقدم فرق داره
لطفا لینک رمان برام بزارید
راستی من pdf شو خوندم

ویرایش توسط bineghab : ۱۰ بهمن ۱۳۹۱ در ساعت ۱۱:۴۴ قبل از ظهر دلیل: یادم شد
bineghab آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۰ بهمن ۱۳۹۱, ۱۱:۴۵ قبل از ظهر   #1180 (لینک مستقیم)
Banned
 
.ZeinaB. آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط bineghab نمایش پست ها
لطفا لینک رمان برام بزارید
تمام رمان های ایرانی از روی سایت برداشته شده
چه به صورت تایپی و چه به صورت دانلود.
ما هم اجازه نداریم لینکی واسه دانلود بزاریم
.

ویرایش توسط .ZeinaB. : ۱۰ بهمن ۱۳۹۱ در ساعت ۱۱:۴۹ قبل از ظهر
.ZeinaB. آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
از, اسم, ایرانی, این, بی, جستجوی, خارجی, خلاصه, داستان, درخواست کتاب، راهنمایی، ماوراء الطبیعه, دنبال, دو, راهنمایی, رمان, زندگی, شناسنامه, میخوام, میدونه, نام, نویسنده, های, و, پیدا, پیدا کردن, چیه؟, کتاب, کتابو, کردن, کسی, کمک, یک

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال



 

اکنون ساعت ۱۰:۰۵ بعد از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا