بازگشت   نودهشتیا > کتاب > متفرقه کتاب

 
 تبلیغات 
عصر پادشاهان
ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۸ دي ۱۳۹۱, ۱۲:۴۹ قبل از ظهر   #1121 (لینک مستقیم)
کاربر خودمونی
 
راحله۷۱ آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

سلام چند روز پيش رمان درحاله تايپكي خوندم راجبه دختري بود كه توراه دانشگاه تصادف ميكنه با پسرجووني به اسم اميرعلي و بعدا اميرعلي ميشه استادش باهم ميرن شيراز وبعدش ازدواج ميكنن پسره تومورمغزي داشت عمل كرد تا اينجا خوندم اسمشو فراموش كردم



[SIZE="3"]
حواس دستانم پرت است‏! گاهي به اشتباه يكديگر راميفشارند‏!نميداني چه اندوهي است نبودن دستانت...
[/SIZE]
راحله۷۱ آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :

تبلیغات

دانلود

قدیمی ۸ دي ۱۳۹۱, ۰۳:۲۴ بعد از ظهر   #1122 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
...aida... آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

چند وقت پیش یه کتابو نصفه خوندم..هرچی فکر میکنم اسمشو یادم نمیاد..خلاصش اینه که دختره تو اصفهان زندگی میکرد..خانوادش سنتی بودن..نامزد میکنه..نامزدشم غیرتی بوده..دختره میره با یه پسره دوست میشه که بعدا میفهمه رییس نامزدش بوده...رییسه به دختره یه چیزه میده که بیهوش میشه و بهش تجاوز میکنه...نامزدش که میفهمه قاطی میکنه و میگه نامزدیو بهم بزنیم..دختره التماسش میکنه که پسره بگه خودش منصرف شده...بعد چند وقت حامله میشه..فرار میکنه...میره پیش همون نامزدش..پسره ازش مراقبت میکنه اما بچش که بدنیا میاد میزارتش پیش همون نامزد سابقشو میره تهرات.........فک کنم اسم دختره مهین بود..

Sent from my GT-S6102 using Tapatalk 2



خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند... ودست منبسط نور روی شانه ی انهاست... نه،وصل ممکن نیست، همیشه فاصله ای هست ...وعشق صدای فاصله هاست.
...aida... آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۸ دي ۱۳۹۱, ۰۵:۰۵ بعد از ظهر   #1123 (لینک مستقیم)
Banned
 
Idin98i آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط ...aida... نمایش پست ها
چند وقت پیش یه کتابو نصفه خوندم..هرچی فکر میکنم اسمشو یادم نمیاد..خلاصش اینه که دختره تو اصفهان زندگی میکرد..خانوادش سنتی بودن..نامزد میکنه..نامزدشم غیرتی بوده..دختره میره با یه پسره دوست میشه که بعدا میفهمه رییس نامزدش بوده...رییسه به دختره یه چیزه میده که بیهوش میشه و بهش تجاوز میکنه...نامزدش که میفهمه قاطی میکنه و میگه نامزدیو بهم بزنیم..دختره التماسش میکنه که پسره بگه خودش منصرف شده...بعد چند وقت حامله میشه..فرار میکنه...میره پیش همون نامزدش..پسره ازش مراقبت میکنه اما بچش که بدنیا میاد میزارتش پیش همون نامزد سابقشو میره تهرات.........فک کنم اسم دختره مهین بود..

Sent from my GT-S6102 using Tapatalk 2
فکر کنم اسمش تکسوار عشق باشه....از مریم جعفری....
Idin98i آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۹ دي ۱۳۹۱, ۰۵:۵۰ بعد از ظهر   #1124 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
დ●•·hanymo·•●დ آواتار ها
 
بدون امتیاز  0 امتیاز     
پیش فرض

کسانی که دنبال یه کتابی میگردن ولی نیست چی
مثل کتاب شب بی پایان



صدام در نمیاد ، چرا یهو چت شدم
دیگه لعنت به من اگه به تــــو فک کنم.....

დ●•·hanymo·•●დ آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۹ دي ۱۳۹۱, ۰۶:۲۴ بعد از ظهر   #1125 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه فعال
 
میم. آواتار ها
 
پست معمولی  +2 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط hanymo نمایش پست ها
کسانی که دنبال یه کتابی میگردن ولی نیست چی
مثل کتاب شب بی پایان

شما میتونید برای درخواست کتاب به لینک زیر سر بزنید.
درخواست كتاب
میم. آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۹ دي ۱۳۹۱, ۰۷:۰۷ بعد از ظهر   #1126 (لینک مستقیم)
کاربر متوسط
 
PaRnIa.Pjs آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

سلام به بچه های گل نودوهشتیا
من دنبال یه داستانم که از این قراره که دختره از خونش فرار میکنه و یه خانواده پیداش میکنن و ازش نگه داری میکنن برحسب اتفاق اون دختره خیلی شبیه به دختره اونا است که مرده بوده بعدها معلوم میشه که دختر دو قلو همو نا بوده که قابله ای که بچه هارو به دنیا میاره بدن اینکه به پدر و مادر بچه بگه یکی از اونا رو میده به یه زن روستایی که باردار نمیشده خلاصه دختره پیش پدر مادر اصلیش میمونه و عاشق برادر دوستش میشه و..........
فقط همیناش یادمه
ممنون میشم اگه کمک کنین پیداش کنم



رمان های دوست داشتنی من
 برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید


میگن درد و از هر طرف که بخونی میشه درد اما درمان و از آخر بخونی میشه نامرد ، مواظب باش واسه دردت به هر درمانی تکیه نکنی!

PaRnIa.Pjs آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۱ دي ۱۳۹۱, ۱۰:۱۸ بعد از ظهر   #1127 (لینک مستقیم)
کاربر عادی
 
mehrnoosh_2012 آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

سلام بچه ها
من دنبال یه کتابم که نویسنده از بچه های 98ia بود و قرار بود قسمت دوم کتاب رو هم بنویسه
درست یادم نمیاد ولی فکر کنم داستان اینجوری بود:
داستان بااین شروع میشه که یه دختر رو میفرستن یه جایی تا ازش محافظت کنند اونجا با یه پسر محرم میشه تو این داستان یه آقایی بوده که دختره خیلی دوسش داشته و همیشه فکر میکرده دوست باباشه ولی در واقعیت پدرش بوده که پلیسم بوده و زنشو از دست داده . وسطای داستان این بابای اصلی تو یه ماموریت میمیره
عکس آدماشم زده بود و آرش مهاجران پسره بود و یه آقای روشن با موهای بلند بابای اصلیه دختره
بد ذهنمو درگیر کرده کمکم کنید لطفاااااااااااااا
mehrnoosh_2012 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تشکر شده توسط :
قدیمی ۱۱ دي ۱۳۹۱, ۱۰:۲۳ بعد از ظهر   #1128 (لینک مستقیم)
کاربر حرفه ای
 
نهـــا آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط mehrnoosh_2012 نمایش پست ها
سلام بچه ها
من دنبال یه کتابم که نویسنده از بچه های 98ia بود و قرار بود قسمت دوم کتاب رو هم بنویسه
درست یادم نمیاد ولی فکر کنم داستان اینجوری بود:
داستان بااین شروع میشه که یه دختر رو میفرستن یه جایی تا ازش محافظت کنند اونجا با یه پسر محرم میشه تو این داستان یه آقایی بوده که دختره خیلی دوسش داشته و همیشه فکر میکرده دوست باباشه ولی در واقعیت پدرش بوده که پلیسم بوده و زنشو از دست داده . وسطای داستان این بابای اصلی تو یه ماموریت میمیره
عکس آدماشم زده بود و آرش مهاجران پسره بود و یه آقای روشن با موهای بلند بابای اصلیه دختره
بد ذهنمو درگیر کرده کمکم کنید لطفاااااااااااااا
اسم رمان بازنشسته بود... نوشته ی mirage.... این رمان از سایت برداشته شده...



دفتر عمـر مرا،
دست ایام ورق هـا زده است...
نهـــا آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۱ دي ۱۳۹۱, ۱۱:۱۰ بعد از ظهر   #1129 (لینک مستقیم)
کاربر نیمه حرفه ای
 
Ⓕⓐⓣⓘⓜⓐ آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط mehrnoosh_2012 نمایش پست ها
چرا؟
نویسندش نمیخاد ادامش بده؟
نه خانومي. نويسندش بن شده!
كتابشون هم از سايت برداشته شده...



ماهيمون هي ميخواست يه چيزي بهم بگه، تا دهنشو باز ميكرد آب ميرفت تو دهنش، نميتونست بگه. دست كردم تو آكواريوم درش آوردم. شروع كرد از خوشحالي بالا پايين پريدن. دلم نيومد دوباره بندازمش اون تو. اينقده بالا پايين پريد، خسته شد خوابيد!ديدم بهترين موقع ست تا خوابه دوباره بندازمش تو آب.ولي الان چند ساعته بيدار نشده. يعني فكر كنم بيدار شده، ديده انداختمش اون تو، قهر كرده، خودشو زده به خواب...
اين داستان رفتار بعضي از آدمهايي ست كه كنارمونند، دوستشون داريم و دوستمون دارند ولي مارو نمي فهمند و فقط تـو دنيـاي خودشون دارند بهتـريـن رفتـار رو با ما مي كنند...



Ⓕⓐⓣⓘⓜⓐ آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۱۱ دي ۱۳۹۱, ۱۱:۳۳ بعد از ظهر   #1130 (لینک مستقیم)
مدیر بخش درسی و دانشجویی
 
avazkhamoosh آواتار ها
 
پست معمولی  +1 امتیاز     
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط PaRnIa.Pjs نمایش پست ها
سلام به بچه های گل نودوهشتیا
من دنبال یه داستانم که از این قراره که دختره از خونش فرار میکنه و یه خانواده پیداش میکنن و ازش نگه داری میکنن برحسب اتفاق اون دختره خیلی شبیه به دختره اونا است که مرده بوده بعدها معلوم میشه که دختر دو قلو همو نا بوده که قابله ای که بچه هارو به دنیا میاره بدن اینکه به پدر و مادر بچه بگه یکی از اونا رو میده به یه زن روستایی که باردار نمیشده خلاصه دختره پیش پدر مادر اصلیش میمونه و عاشق برادر دوستش میشه و..........
فقط همیناش یادمه
ممنون میشم اگه کمک کنین پیداش کنم
اسم کتاب مورد نظر شما
رمان سرنوشت نوشته خانم بیتا عطایی انتشارات نغمه
که از روی سایت حذف شده



ببخشیدم اگر، صبر من کم بود و خطای تو زیاد , اگر تحمل من اندک بود و اشتباهاتِ تو بی شمار!ببخشیدم اگر,صدای گریه شبانه ام خوابت را آشفت ,اگر دیدن اشکهای من دلت را آزرد !ببخشیدم اگر , من پر از عشق بودم و تو پر از نفرت,اگر بخشیدن عادت من بود و خصلت تو نبخشیدن!ببخشیدم، به خاطر این همه دوستت داشتن...به خاطر تا آخرین نفس پایِ تو ایستادن!
avazkhamoosh آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
از, اسم, ایرانی, این, بی, جستجوی, خارجی, خلاصه, داستان, درخواست کتاب، راهنمایی، ماوراء الطبیعه, دنبال, دو, راهنمایی, رمان, زندگی, شناسنامه, میخوام, میدونه, نام, نویسنده, های, و, پیدا, پیدا کردن, چیه؟, کتاب, کتابو, کردن, کسی, کمک, یک

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

UP/Down مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال



 

اکنون ساعت ۰۸:۳۷ قبل از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به قرار دادن نام و لینک نودهشتیا به صورت مستقیم (http://www.forum.98ia.com) می باشد .

تاپیک های پیشنهادی : با انجمن مشکل دارید؟ - اطلاعیه ها و اخبار سایت - قوانین انجمن

خاطره نویسی  - خلاصه رمان - یادداشت های تلخ نویس - دانلود کتاب و رمان

- تماس با ما - گروهها - فال حافظ - بایگانی - بالا