تور


نودهشتیا
فید آر اس اس
صفحه 113 از 307 نخستنخست ... 136388103109110111112113114115116117123138163213 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1,121 تا 1,130 , از مجموع 3065
  1. Top | #1121

    تاریخ عضویت
    2012,07,31
    عنوان کاربر
    کاربر خودمونی
    نوشته ها
    163
    میانگین پست در روز
    0.22
    محل سکونت
    يه جايي همين نزديكي
    تشکر از کاربر
    2,489
    تشکر شده 611 در 219 پست

    پیش فرض

    سلام چند روز پيش رمان درحاله تايپكي خوندم راجبه دختري بود كه توراه دانشگاه تصادف ميكنه با پسرجووني به اسم اميرعلي و بعدا اميرعلي ميشه استادش باهم ميرن شيراز وبعدش ازدواج ميكنن پسره تومورمغزي داشت عمل كرد تا اينجا خوندم اسمشو فراموش كردم
    [SIZE="3"]
    حواس دستانم پرت است‏! گاهي به اشتباه يكديگر راميفشارند‏!نميداني چه اندوهي است نبودن دستانت...
    [/SIZE]

  2. 4 کاربر از پست راحله۷۱ تشکر کرده اند .


  3. Top | #1122

    تاریخ عضویت
    2011,08,24
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    نوشته ها
    82
    میانگین پست در روز
    0.08
    محل سکونت
    asemoon
    تشکر از کاربر
    1,942
    تشکر شده 369 در 94 پست

    پیش فرض

    چند وقت پیش یه کتابو نصفه خوندم..هرچی فکر میکنم اسمشو یادم نمیاد..خلاصش اینه که دختره تو اصفهان زندگی میکرد..خانوادش سنتی بودن..نامزد میکنه..نامزدشم غیرتی بوده..دختره میره با یه پسره دوست میشه که بعدا میفهمه رییس نامزدش بوده...رییسه به دختره یه چیزه میده که بیهوش میشه و بهش تجاوز میکنه...نامزدش که میفهمه قاطی میکنه و میگه نامزدیو بهم بزنیم..دختره التماسش میکنه که پسره بگه خودش منصرف شده...بعد چند وقت حامله میشه..فرار میکنه...میره پیش همون نامزدش..پسره ازش مراقبت میکنه اما بچش که بدنیا میاد میزارتش پیش همون نامزد سابقشو میره تهرات.........فک کنم اسم دختره مهین بود..

    Sent from my GT-S6102 using Tapatalk 2
    خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند... ودست منبسط نور روی شانه ی انهاست... نه،وصل ممکن نیست، همیشه فاصله ای هست ...وعشق صدای فاصله هاست.

  4. 5 کاربر از پست ...aida... تشکر کرده اند .


  5. Top | #1123

    تاریخ عضویت
    2010,07,05
    عنوان کاربر
    Banned
    نوشته ها
    900
    میانگین پست در روز
    0.61
    محل سکونت
    ایالت آویزونا!!!
    تشکر از کاربر
    17,264
    تشکر شده 25,766 در 1,369 پست

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط ...aida... نمایش پست ها
    چند وقت پیش یه کتابو نصفه خوندم..هرچی فکر میکنم اسمشو یادم نمیاد..خلاصش اینه که دختره تو اصفهان زندگی میکرد..خانوادش سنتی بودن..نامزد میکنه..نامزدشم غیرتی بوده..دختره میره با یه پسره دوست میشه که بعدا میفهمه رییس نامزدش بوده...رییسه به دختره یه چیزه میده که بیهوش میشه و بهش تجاوز میکنه...نامزدش که میفهمه قاطی میکنه و میگه نامزدیو بهم بزنیم..دختره التماسش میکنه که پسره بگه خودش منصرف شده...بعد چند وقت حامله میشه..فرار میکنه...میره پیش همون نامزدش..پسره ازش مراقبت میکنه اما بچش که بدنیا میاد میزارتش پیش همون نامزد سابقشو میره تهرات.........فک کنم اسم دختره مهین بود..

    Sent from my GT-S6102 using Tapatalk 2
    فکر کنم اسمش تکسوار عشق باشه....از مریم جعفری....

  6. 13 کاربر از پست Idin98i تشکر کرده اند .


  7. Top | #1124

    تاریخ عضویت
    2012,03,07
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه حرفه ای
    نوشته ها
    953
    میانگین پست در روز
    1.09
    محل سکونت
    وسط بــدبــخــتــیــا
    تشکر از کاربر
    5,138
    تشکر شده 6,663 در 1,471 پست
    حالت من
    Delvapas

    پیش فرض

    کسانی که دنبال یه کتابی میگردن ولی نیست چی
    مثل کتاب شب بی پایان

    تا لحظه شکست به خدا ایمان داشته باش
    خواهی دید که آن لحظه هرگز نخواهد رسید !
    Please Help

    ما رفتیم تا بعد از کنکور .
    برامون دعا کنیدا دوستان !
    خدافظ همگی


  8. 3 کاربر از پست დ●•·hanymo·•●დ تشکر کرده اند .


  9. Top | #1125

    تاریخ عضویت
    2011,10,15
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه فعال
    نوشته ها
    436
    میانگین پست در روز
    0.43
    محل سکونت
    فعلا خونه بابام
    تشکر از کاربر
    18,072
    تشکر شده 2,295 در 688 پست

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط hanymo نمایش پست ها
    کسانی که دنبال یه کتابی میگردن ولی نیست چی
    مثل کتاب شب بی پایان

    شما میتونید برای درخواست کتاب به لینک زیر سر بزنید.
    درخواست كتاب

  10. 9 کاربر از پست میم. تشکر کرده اند .


  11. Top | #1126

    تاریخ عضویت
    2012,11,17
    عنوان کاربر
    کاربر متوسط
    نوشته ها
    300
    میانگین پست در روز
    0.48
    محل سکونت
    قلب خدا
    تشکر از کاربر
    1,763
    تشکر شده 330 در 207 پست
    حالت من
    Akhmoo

    پیش فرض

    سلام به بچه های گل نودوهشتیا
    من دنبال یه داستانم که از این قراره که دختره از خونش فرار میکنه و یه خانواده پیداش میکنن و ازش نگه داری میکنن برحسب اتفاق اون دختره خیلی شبیه به دختره اونا است که مرده بوده بعدها معلوم میشه که دختر دو قلو همو نا بوده که قابله ای که بچه هارو به دنیا میاره بدن اینکه به پدر و مادر بچه بگه یکی از اونا رو میده به یه زن روستایی که باردار نمیشده خلاصه دختره پیش پدر مادر اصلیش میمونه و عاشق برادر دوستش میشه و..........
    فقط همیناش یادمه
    ممنون میشم اگه کمک کنین پیداش کنم

  12. 5 کاربر از پست PaRnIa.Pjs تشکر کرده اند .


  13. Top | #1127

    تاریخ عضویت
    2011,06,18
    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    نوشته ها
    22
    میانگین پست در روز
    0.02
    تشکر از کاربر
    2
    تشکر شده 35 در 15 پست

    پیش فرض

    سلام بچه ها
    من دنبال یه کتابم که نویسنده از بچه های 98ia بود و قرار بود قسمت دوم کتاب رو هم بنویسه
    درست یادم نمیاد ولی فکر کنم داستان اینجوری بود:
    داستان بااین شروع میشه که یه دختر رو میفرستن یه جایی تا ازش محافظت کنند اونجا با یه پسر محرم میشه تو این داستان یه آقایی بوده که دختره خیلی دوسش داشته و همیشه فکر میکرده دوست باباشه ولی در واقعیت پدرش بوده که پلیسم بوده و زنشو از دست داده . وسطای داستان این بابای اصلی تو یه ماموریت میمیره
    عکس آدماشم زده بود و آرش مهاجران پسره بود و یه آقای روشن با موهای بلند بابای اصلیه دختره
    بد ذهنمو درگیر کرده کمکم کنید لطفاااااااااااااا

  14. 5 کاربر از پست mehrnoosh_2012 تشکر کرده اند .


  15. Top | #1128

    تاریخ عضویت
    2009,02,16
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    نوشته ها
    4,774
    میانگین پست در روز
    2.40
    تشکر از کاربر
    11,161
    تشکر شده 20,678 در 8,238 پست

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط mehrnoosh_2012 نمایش پست ها
    سلام بچه ها
    من دنبال یه کتابم که نویسنده از بچه های 98ia بود و قرار بود قسمت دوم کتاب رو هم بنویسه
    درست یادم نمیاد ولی فکر کنم داستان اینجوری بود:
    داستان بااین شروع میشه که یه دختر رو میفرستن یه جایی تا ازش محافظت کنند اونجا با یه پسر محرم میشه تو این داستان یه آقایی بوده که دختره خیلی دوسش داشته و همیشه فکر میکرده دوست باباشه ولی در واقعیت پدرش بوده که پلیسم بوده و زنشو از دست داده . وسطای داستان این بابای اصلی تو یه ماموریت میمیره
    عکس آدماشم زده بود و آرش مهاجران پسره بود و یه آقای روشن با موهای بلند بابای اصلیه دختره
    بد ذهنمو درگیر کرده کمکم کنید لطفاااااااااااااا
    اسم رمان بازنشسته بود... نوشته ی mirage.... این رمان از سایت برداشته شده...
    دفتر عمـر مرا،
    دست ایام ورق هـا زده است...

  16. 11 کاربر از پست نهـــا تشکر کرده اند .


  17. Top | #1129

    تاریخ عضویت
    2012,03,08
    عنوان کاربر
    کاربر نیمه حرفه ای
    نوشته ها
    772
    میانگین پست در روز
    0.88
    محل سکونت
    تـہـــــراלּ ...
    تشکر از کاربر
    20,101
    تشکر شده 16,703 در 2,067 پست
    حالت من
    Movafagh

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط mehrnoosh_2012 نمایش پست ها
    چرا؟
    نویسندش نمیخاد ادامش بده؟
    نه خانومي. نويسندش بن شده!
    كتابشون هم از سايت برداشته شده...




  18. 6 کاربر از پست Ⓕⓐⓣⓘⓜⓐ تشکر کرده اند .


  19. Top | #1130

    تاریخ عضویت
    2010,02,08
    عنوان کاربر
    مدیر بخش درسی و دانشجویی
    نوشته ها
    3,246
    میانگین پست در روز
    1.99
    محل سکونت
    شهر من گم شده است من با تب خانه ای در طرف دیگرشب ساخته م
    تشکر از کاربر
    94,670
    تشکر شده 76,033 در 12,698 پست

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط PaRnIa.Pjs نمایش پست ها
    سلام به بچه های گل نودوهشتیا
    من دنبال یه داستانم که از این قراره که دختره از خونش فرار میکنه و یه خانواده پیداش میکنن و ازش نگه داری میکنن برحسب اتفاق اون دختره خیلی شبیه به دختره اونا است که مرده بوده بعدها معلوم میشه که دختر دو قلو همو نا بوده که قابله ای که بچه هارو به دنیا میاره بدن اینکه به پدر و مادر بچه بگه یکی از اونا رو میده به یه زن روستایی که باردار نمیشده خلاصه دختره پیش پدر مادر اصلیش میمونه و عاشق برادر دوستش میشه و..........
    فقط همیناش یادمه
    ممنون میشم اگه کمک کنین پیداش کنم
    اسم کتاب مورد نظر شما
    رمان سرنوشت نوشته خانم بیتا عطایی انتشارات نغمه
    که از روی سایت حذف شده
    ببخشیدم اگر، صبر من کم بود و خطای تو زیاد , اگر تحمل من اندک بود و اشتباهاتِ تو بی شمار!ببخشیدم اگر,صدای گریه شبانه ام خوابت را آشفت ,اگر دیدن اشکهای من دلت را آزرد !ببخشیدم اگر , من پر از عشق بودم و تو پر از نفرت,اگر بخشیدن عادت من بود و خصلت تو نبخشیدن!ببخشیدم، به خاطر این همه دوستت داشتن...به خاطر تا آخرین نفس پایِ تو ایستادن!

  20. 14 کاربر از پست avazkhamoosh تشکر کرده اند .


موضوعات مشابه

  1. روش های دوست پسر پیدا کردن
    توسط marijan در انجمن سرگرمی
    پاسخ ها: 17
    آخرین نوشته: 2013,05,28, ساعت : 03:47 PM
  2. نرم افزار موبایل،پیدا کردن گوشی سایلنت شده خود
    توسط samane7 در انجمن سیمبین سری 60 ویرایش 3
    پاسخ ها: 0
    آخرین نوشته: 2010,02,22, ساعت : 10:27 PM
  3. پاسخ ها: 0
    آخرین نوشته: 2010,01,18, ساعت : 10:03 AM
  4. پاسخ ها: 0
    آخرین نوشته: 2010,01,17, ساعت : 01:29 PM
  5. پیدا کردن شوهر یا رسیدن به عشق به چه قیمتی؟!
    توسط sama33 در انجمن بحث و گفتگو
    پاسخ ها: 33
    آخرین نوشته: 2010,01,12, ساعت : 04:12 PM

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •