| |||
| | #31 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر خودمونی ![]() تاریخ عضویت: مهر ۱۳۹۰ تاریخ عضویت : مهر ۱۳۹۰ محل سکونت: تهران
نوشته ها: 172
(View Stats)
تشکرها: 2,072
تشکر شده 412 بار در 132 پست
کتاب مورد علاقه : روی ماه خداوند را ببوس حالت من : | پست معمولی : +2 امتیاز یتمخانه«جان گری یر» یکشنبه «گوردون»گرامی! میدانم که مدت هاست نامه ای ننوشته ام. کاملا حق داری که گله کنی. ولی پناه بر خدا! پناه بر خدا! نمی توانی تصورش را هم بکنی که سرپرست یک پرورشگاه چه آدم پر مشغله ایست. تمام انرژی نوشتن من باید صرف آن«جودی آبوت پندلتون»حریص بشود،که هیچ جوری سیر نمی شود. اگر تا سه روز نامه ای به دستش نرسد فوری تلگراف میزند تا ببیند که مبادا پرورشگاه آتش گرفته باشد!در حالی که اگر تو_مرد خوب_نامه ای دریافت نکنی به سادگی هدیه ای برای ما می فرستی تا یادمان بیندازی که وجود داری. پس می بینی که کاملا به نفع ماست که تا می توانیم از تو غفلت کنیم. وقتی بشنوی که قول داده ام مدتی اینجا بمانم،ممکن است عصبانی بشوی. آنها سرانجام زنی را پیدا کردند که جای مرا بگیرد ولی او اصلا به درد نمی خورد و فقط موقتا می توانست بماند. «گوردون»محبوبم!این حرفی که می زنم حقیقت دارد:وقتی به مرحله خداحافظی با این برنامه ها و فعالیت های آشفته و درهم رسیدم،ناگهان«ورسستر»به نظرم بی رنگ شد. دیدم تحمل از دست دادن پرورشگاهم را ندارم،مگر اینکه مطمئن باشم که زندگی منظم و پرهیجانی جانشین زندگی فعلی آن می شود. شق دیگری را که تو پیشنهاد می کنی می دانم، ولی لطفا این پیشنهاد را مطرح نکن،فعلا نه. قبلا به تو گفته بودم که به چند ماه فرصت دیگر احتیاج دارم تا تصمیم بگیرم. و در ضمن خوشم می آید که حس کنم در دنیا وجودم به دردی می خورد. در کار کردن با بچه ها چیزی سازنده و امیدوارکننده وجود دارد،البته در صورتی که تو به این قضیه از دریچه دید خوش بین من نگاه کنی،نه از دریچه دید دکتر اسکاتلندی مان. تا به حال کسی را نظیر این مرد ندیده ام. او همیشه بد بین و ناخوش و دلتنگ است. بهتر است آدم درباره دیوانگی و جنون الکل و سایر نکات موروثی زیاده از حد آگاه نباشد. من درست به اندازه ای نادانم که بتوانم در چنین محیطی زنده دل و اثربخش باشم. فکر این زندگی های کوچک که در هر جهتی کشیده می شود،بارها تنم را لرزانده. در باغ بچه های ما برای رشد هر نوع گل امکانات فراوانی هست. یقینا گل ها بی هیچ حساب و قاعده ای کاشته شده اند،و تردید ندارم که مقداری علف هرز جمع خواهیم کرد،ولی به چندین شکوفه قشنگ و کمیاب هم امید بسته ایم. آیا من احساساتی نشده ام؟از اثرا گرسنگی است!و زنگ شام هم الان زده شد!!!غدای خوشمزه ای خواهیم خورد.«رست بیف»با هویج و سس خامه و برگ چغندر و دسر«پای»ریواس. دوست نداری با من شام بخوری؟من که مرده ی غذا خوردن با توام. صمیمی ترین ارادتمند تو «س.مک.ب» پ.ن:باید به چشم خودت ببینی که چه تعداد گربه بی خانمان و مفلوک داریم که این بچه ها می خواهند نگاهشان بدارند. وقتی من آمدم چهار تا گربه داشتیم و از آن موقع این همه زاد و ولد کرده اند. سرشماری دقیقی نکرده ام ولی فکر می کنم پرورشگاه صاحب 19 گربه است. | ||||||||
| |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| جین, دشمن, عزیز, وبستر |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
| |
موضوعات مشابه | ||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| تقویم های مختلف ابان ماه :) | golnaghshetavous | متفرقه | 0 | ۲۹ مهر ۱۳۸۹ ۱۱:۳۵ بعد از ظهر |
| خاک غریب | فریده شجاعی (تایپ) | ستاره یخی | کتابهای کامل شده ایرانی | 41 | ۱۴ تير ۱۳۸۹ ۱۱:۲۰ قبل از ظهر |
| تو آرزوی منی | maryam_sm63 کاربر انجمن | maryam_sm63 | کتابهای کامل شده نوشته کاربران | 35 | ۳۱ خرداد ۱۳۸۹ ۰۶:۳۰ بعد از ظهر |