آپلود سنتر
ابزار
تور


نودهشتیا
فید آر اس اس
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 10
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    1388,02,25
    عنوان کاربر
    مدیر بازنشسته
    میانگین پست در روز
    14.56
    محل سکونت
    فرانسه
    نوشته ها
    27,603
    تشکر
    55,327
    سپاس شده 198,987 در 28,016 پست

    Wink معرفی و نقد فیلم چهل سالگی | علیرضا رئیسیان


    علیرضا رئیسیان سالها پس از «ایستگاه متروک» با فیلم "چهل سالگی" در بیست و هشتمین جشنواره فجر حضور یافت، فیلمی که اقتباسی از رمانی به همین نام نوشته ناهید طباطبائی است که مصطفی رستگارپور آن را به یک فیلمنامه سینمائی تبدیل کرده است.
    نگاهی به فیلم «چهل سالگي»
    زنی بر سر دوراهی انتخاب
    فرهنگ - «چهل سالگی» در عین محوریت قصهای درونی و جذاب که کشمکشهای یک زوج را طرح میکند در عمق دادن به شخصیتها و روابط گذشته و حال آنها ناکام است.
    سحر عصرآزاد: علیرضا رئیسیان سالها پس از «ایستگاه متروک» با فیلم "چهل سالگی" در بیست و هشتمین جشنواره فجر حضور یافت، فیلمی که اقتباسی از رمانی به همین نام نوشته ناهید طباطبائی است که مصطفی رستگارپور آن را به یک فیلمنامه سینمائی تبدیل کرده است.
    «چهل سالگی» داستان عشق سودائی است که عقیم مانده و پس از 20 سال احیا میشود، اما در شرایطی که همه چیز تغییر کرده است. قهرمان فیلم زنی 35 ساله به نام نگار (لیلا حاتمی) است که از زندگی عادی خود دلزده است و بازگشت عشق سالهای جوانی او را در موقعیتی چالشبرانگیز قرار میدهد.
    به این ترتیب، نگار زنی است که با مختصات عام چهل سالگی و گذشتهای خاص باید آزمونی سخت را بگذارند تا بفهمد از زندگی چه میخواهد. بالتبع این موقعیت با توجه به همه خط قرمزهائی که دارد از درامپردازی بر بستری واقعی آمده و همین نکته میتواند به باورپذیری و همذاتپنداری مخاطب با آن دامن بزند.
    روایت به گونهای طراحی شده که در عین پیشرفت روند خطی داستان که با آمدن کوروش کیان شکل میگیرد، گذشته هم به گونهای متقاطع از نقطه نظر شخصیتهای اصلی یعنی نگار، فرهاد و کیان روایت می شود. در واقع تکمیل شدن روایت زمان گذشته است که میتواند رابطه زمان حال این سه نفر را شناسنامهدار کند و البته قضاوت مخاطب را نسبت به موقعیت زمان حال آنها به چالش بکشد.
    بخصوص در مورد شخصیتی مثل کیان که در جوانی نگار را ترک کرده و به خارج رفته و حالا برای اجرای یک کنسرت به ایران بازگشته است. همانطور که موقعیت فرهاد (محمدرضا فروتن) در زمان حال به عنوان شوهری عاشق و مطلق به واسطه نقش تعیینکنندهای که در جدائی نگار و کیان در گذشته داشته، به گونهای تعدیل میشود.
    فیلم در عین پیگیری این خط اصلی با محوریت رمان، نگاهی هم به قصه «پادشاه و کنیزک» مثنوی مولوی دارد و با تلفیق این دو خط داستانی قصد دارد فیلم را واجد لایههای عمیق و درونیتر کند.
    اما واقعیت این است که پیگیری این چند روایت با توجه به زمانی خاص که برای پیشبرد هر یک لازم است در کنار خط فرعی استاد قدیمی فرهاد (عزتالله انتظامی) که تداعیکننده دادگاهی خودخواسته برای محاکمه فرهاد است، همه و همه فیلم را از تمرکز بر هسته اصلی دور میکنند.
    و هسته اصلی فیلم چه چیزی است جز کشمکشهای درونی یک زن متأهل دلزده از زندگی زناشوئی که هوائی تازه او را به گذشته فرا میخواند و او بر سر دوراهی انتخاب ساحل امن یا موج سواری است.
    واقعیت این است که با توجه به خطوط قصه و مفاهیمی که تلاش شده در فیلم به همسوئی برسند، کمتر میتوان به حس و حال درونی نگار نزدیک شد و دلمشغولیهای فرهاد به این تمرکز لطمه میزند.
    حال اگر قرار است فضای کلی فیلم به نسبت بین این زوج -با دیوار بلندی که بینشان است- تقسیم شود بهتر بود اگر خطوط فرعی و قصه های قرینه تعدیل میشد تا حداقل روایت داستان این دو شخصیت بتواند با تمرکز بیشتر مخاطب را درگیر کند.
    «چهل سالگی» در عین محوریت قصهای درونی و جذاب که کشمکش های درونی و بیرونی یک زوج را طرح می کند ناکام از عمق دادن به شخصیت ها و روابط گذشته و حال آنها است. در حالیکه اقتباس از یک رمان ادبی می توانست امتیازی ویژه به آن بدهد

    خواهری به نامِ بهار، دیریست گمشده ست
    با چشمهای روشنِ برّاق
    با گیسویی بلند، به بالای آرزو.
    هر کس ازو نشانی دارد،
    ما را کند خبر.....

     برای دیدن این نوشته ی مخفی کلیک کنید



  2. 5 کاربر از پست آنیتا تشکر کرده اند .


  3. Top | #2

    تاریخ عضویت
    1388,02,25
    عنوان کاربر
    مدیر بازنشسته
    میانگین پست در روز
    14.56
    محل سکونت
    فرانسه
    نوشته ها
    27,603
    تشکر
    55,327
    سپاس شده 198,987 در 28,016 پست

    Wink نقد فیلم چهل سالگی | فیلمی که میتوانست ماندگار باشد



    نگاهی به بازی لیلا حاتمی در "چهل سالگی"
    تصویر باورپذیر از میانسالی




    لیلا حاتمی در فیلم سینمایی "چهل سالگی" تصویری باورپذیر و تاثیرگذار از دوران میانسالی یک زن ارائه میدهد. لیلا حاتمی پیش از این در فیلم سینمایی "ایستگاه متروک" با علیرضا رئیسیان همکاری کرده و بخشی از حضورش در "چهل سالگی" را میتوان به حساب این همکاری مشترک نوشت، همکاری در فیلمی که به گفته بسیاری یکی از مهمترین امتیازهایش حضور لیلا حاتمی بود.

    حاتمی در "چهل سالگی" نقشی متفاوت با تجربه قبلی اش در کنار رئیسیان بازی کرده است. فیلم روایت روزهای خاصی از زندگی یک زوج است و زن در مرکز این ماجرا است. نگار (لیلا حاتمی) به دلیل حرفهاش با مردی که در سالهای جوانی به او علاقمند بوده دیدار میکند و این دیدار بهانه ای است تا خاطرات روزهای گذشته مرور شوند.

    فیلم فضایی سرد و آرام دارد که سکون و یکنواختی حاکم بر روزهای میانسالگی قهرمانهایش را نشان میدهد. بازی حاتمی و محمدرضا فروتن (فرهاد) در راستای همراهی با این فضای ملال آور، درونی و با واکنشهای محدود همراه است. حاتمی کوشیده مانند تجربه ای مثل "لیلا" (داریوش مهرجویی) تصویر رنج و دغدغه درونی نگار را با آرام کردن حرکتها و تن صدایش به تماشاگر منتقل کند.

    سیمای او در فلاش بکها و در قالب دختری 20 ساله باورپذیر است اما به اندازه روزهای میانسالگی نگار قابل قبول نیست. همانطور که فرزان اطهری در دوره جوانی قابل باورتر است تا زمانی که قصه مقطع میانسالگی اش را نشان میدهد. یکی از اتفاقهای خوبی که در بازی حاتمی در این فیلم افتاده نمایش حس و عاطفه ای است که نگار به کیان دارد. در جوانی او شیفته مرد جوان است و در میانسالگی این قدرت را پیدا کرده که شخصیت واقعی مرد را با درکی عمیقتر از او ببیند.

    بازی حاتمی در "چهل سالگی" در مقایسه با نقاط اوج کارنامه این بازیگر در فیلمهایی مثل "بیپولی"، "سالاد فصل"، "حکم"، "لیلا" و نمونه هایی از این دست فاصله دارد و به یکدستی بازیهایش در این فیلمها نیست. اما حضور او در "چهل سالگی" یکی از امتیازهای فیلم است.

    لیلا حاتمی مانند هر بازیگر حرفهای طراز اولی با حضورش به فیلم وزن و وقار داده هر چند سکانسهایی که حس و حال این زن را نشان بدهند در فیلم محدود است و این موضوع بر باور تماشاگر درباره این زن و احساسی که در میانسالگی دارد تاثیر گذاشته است.

    این اولین بار است که حاتمی میکوشد در قالب زنی میانسال جای بگیرد و این کار را به خوبی و بدون نمایش اغراق آمیز سکون و ملال روزهای بیاوج و فرود میانسالی انجام میدهد اما اگر فیلمنامه مصالح بیشتری در اختیار این بازیگر میگذاشت او یکی از بهترین بازیهایش را در "چهل سالگی" به نمایش میگذاشت.

    فیلم سینمایی "چهل سالگی" به کارگردانی علیرضا رئیسیان با بازی محمدرضا فروتن، لیلا حاتمی، عزت الله انتظامی، سهیلا گلستانی و فرزان اطهری به تازگی روی پرده رفته است.




    منبع : مهر

  4. 10 کاربر از پست آنیتا تشکر کرده اند .


  5. Top | #3

    تاریخ عضویت
    1388,10,23
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    میانگین پست در روز
    0.32
    محل سکونت
    غربت
    نوشته ها
    536
    تشکر
    909
    سپاس شده 2,063 در 492 پست

    پیش فرض

    اول اینکه فیلم چهل سالگی رو خیلی دوست داشتم. به نظر من این بهترین فیلم علیرضا رئیسیان بود.
    چهل سالگی فیلم کلاسیک و خوبی هستش ولی من با آخر فیلم مشکل دارم. یعنی بیشتر با تدوینش مشکل دارم. آخر فیلم خیلی مبهم تموم شد. تصادف فرهاد (فروتن) در آخر فیلم خیلی گیج کننده بود. من متوجه نشدم که دوباره تصادف کرده و یا اینکه این همون تصادف اولی بوده چون دقیقا همون جایی تصادف می کنه که قبلا تصادف کرده بوده...
    و اما بازی لیلا حاتمی...به نظر من خوب بود اما نه عالی! اینکه میگم نه عالی برای اینه که ما بازی های خیلی درخشان تری هم از لیلا حاتمی دیدیدم. مثل فیلم آب و آتش و یا لیلا. البته بازی حاتمی تو چهل سالگی من رو خیلی به یاد فیلم لیلا می انداخت.
    بازی محمدرضا فروتن هم مثل همیشه عالی بود. مخصوصا سکانسی که با دخترش تو دفتر کارش نشسته و بعد اشکی که می ریزه, خیلی زیباست.
    قلبي كه به جستجوي روياهايش برود هرگز رنج نخواهد كشيد زيرا هر لحظه از اين جستجو يك قدم نزديك شدن به خدا و ابديت است.

  6. 5 کاربر از پست paeez123 تشکر کرده اند .


  7. Top | #4

    تاریخ عضویت
    1388,02,25
    عنوان کاربر
    مدیر بازنشسته
    میانگین پست در روز
    14.56
    محل سکونت
    فرانسه
    نوشته ها
    27,603
    تشکر
    55,327
    سپاس شده 198,987 در 28,016 پست

    Wink نقد فیلم چهل سالگی | فیلمی که میتوانست ماندگار باشد

    فیلم سینمایی "چهل سالگی" ساخته علیرضا رییسیان درامی خوش ساخت و قابل تامل است که در صورت حذف برخی صحنه ها و همچنین پررنگ شدن خطوط داستانی میتوانست به اثری ماندگار تبدیل شود. به گزارش خبرگزاری مهر، فیلم سینمایی "چهل سالگی" پنجمین ساخته علیرضا رییسیان پس از "پرونده هاوانا"، "ایستگاه متروک"، "سفر" و "ریحانه" و تا اینجا بهترین اثر اوست.
    هرچند ماجرای اقتباس ادبی در تاریخ سینمای ایران حکایت شیرینی نیست (در حالیکه اکثر فیلم ها بی توجه به جریان ادبیات داستانی پیش می روند، همان میزان اندکی که بر اقتباس ادبی تکیه دارند نیز جز مواردی انگشت شمار، چندان تامل برانگیز نبوده و بیشتر به تخریب داستان مورد اقتباس شان پرداخته اند) اما جای خوشحالی است که "چهل سالگی" از معدود اقتباسهای ادبی سالهای اخیر سینمای ماست. منبع این اقتباس از یک سو یکی از داستانهای معاصر است و از سوی دیگر همین اقتباس با برداشت از حکایت "کنیزک و پادشاه" در مثنوی مولوی ترکیب شده است. اما بدنه اصلی فیلم متعلق به داستانی با همین نام از ناهید طباطبایی است که با برخی تغییرات به تصویر کشیده شده است.
    "چهل سالگی" درامی همراه کننده و جذاب است که این جدا از برخی امتیازهای فیلم مانند بازی قابل قبول لیلا حاتمی، موسیقی دلنشین کریستف رضاعی و تصویرهای چشم گیر محمود کلاری تا حد زیادی مدیون ایده مرکزی داستان است. هرچند فیلم روان ، زاویه ها و میزانسن ها دقیق و در سطح خوبی قرار دارد اما در اصل چیزی که به فیلم ضربه زده تغییراتی است که در داستان اصلی روی داده است.

    کتاب طباطبایی، داستان زنی است به نام "آلاله" که کارمند اداره موسیقی است. او که زمانی دانشجوی رشته موسیقی بوده و ویولن سل می نواخته دو ماه مانده به چهلمین سالگرد تولدش دچار تشویش و بحران روحی می شود. آلاله تصور میکند که قدم به وادی پیری گذاشته و دیگر جذابیت پیشین خود را ندارد. او همچنین افسوس این را می خورد که چرا نوازندگی را به خاطر قطع رابطهای در گذشته و شکستی عشقی و البته خانوادهاش کنار گذاشته است. او همچنین به دلیل رابطه صمیمانه همسرش "فرهاد" و دختر دانشجویشان "شقایق"، در خانواده خود احساس غریبی میکند. اما آنچه بحران او را تشدید می کند بازگشت "هرمز شادان" عشق قدیمی اوست که پس از بیست سال برای رهبری ارکستر در یک کنسرت به ایران میآید. روبرو شدن با عشق قدیمی بیش از هر چیز ذهن آلاله را به خود مشغول می کند. فرهاد 45 ساله نیز با آنکه نگران آن است که نکند عشق قدیمی همسرش بار دیگر دوباره زنده شود اما آلاله را کاملا درک می کند و او را آزاد می گذارد تا این بحران را پشت سربگذارد. هرمز از آلاله می خواهد تا پس از بیست سال دوباره ساز بزند تا وقتی شش ماه بعد به ایران باز می گردد در ارکستر او بنوازد. در واقع این عشق موسیقی است که در آلاله زنده می شود و او را به زندگی باز می گرداند. کتاب به نوعی با خواب 19 ساله آلاله آغاز و با تولد چهل سالگیاش به پایان میرسد.
    در داستان طباطبایی تمرکز اصلی روی شخصیت زن (آلاله) است؛ داستان با او شروع می شود، ادامه مییابد و به پایان میرسد. به این ترتیب مخاطب با شخصیت آلاله همراه و در رویاها، خیالات، مکالمات و خلوت او حضور دارد. در فیلم آلاله تبدیل شده به "نگار تمدن" (لیلا حاتمی) 35 ساله که دچار بحران چهل سالگی نشده، چیزی که شخصیت او را در فیلم به هم میزند ورود همان عشق قدیمی است که به "کوروش کیان" (فرزان اطهری) تغییر نام داده است. همچنین در فیلم تمرکز اصلی روی شخصیت مرد یعنی "فرهاد" است و اوست که چهل ساله است و در آستانه بحران میانسالی. این درگیری های حسی و عاطفی فرهاد است که قصه را پیش می برد. این در حالی است که زمینه های لازم برای این تغییر پیشبینی نشده است و از آنجا که فیلم باید گذشته و اضطراب های زن را نیز مطرح کند محوریت تا حدودی دچار گسستگی شده و توازن روایت را برهم زده است.
    هسته مرکزی فیلم جسورانه است و پتانسیل زیادی برای ایجاد کشمکش های دراماتیک دارد اما به عمد یا محافظه کاری این پتانسیل در خیلی جاها نادیده و به سادگی از کنار آن عبور شده است. از این رو موج احساس عاشقانه ای که باید در فیلم محسوس باشد و منجر به همذات پنداری مخاطب با شوهر شود چندان عمیق و تاثیرگذار نیست. صحنه های دو نفره بین زن و شوهر یا اندک است یا کم رنگ. عشق شوهر به زن و بازخوانی عشق زن به مردی در گذشته، خیلی محسوس نیست. مشکل اساسی فیلم در این است که قصه اصلی اش را دست کم می گیرد و به حاشیه هایی رو می آورد که مخمصه عاطفی فیلم را کم رنگ می کند.
    تلاش کارگردان برای گنجاندن داستان "کنیزک و پادشاه" از دفتر اول مثنوی در فیلم بسیار گل درشت است و به نظر میرسد بیشتر برای شیر فهم کردن مخاطب به کار رفته و وجه دراماتیک ندارد. این ایده نه تنها کمکی به افزایش جذابیت فیلم نکرده که حس دافعه را نیز در مخاطب بر می انگیزاند.
    ایده استفاده از از دستگاه شنود توسط مرد و شیوه ورود آن به داستان بی منطق، تحمیلی و ضعیف است و به شخصیت پردازی مرد آسیب زده است. شخصیت فرهاد در فیلم درون گراست اما از لحظه ای که با دستگاه شنود مکالمه های همسرش را استراق سمع می کند برای بیننده تبدیل به مردی شکاک و حسود می شود که با توجه به پی رنگ پذیرفتنی نیست.
    نکته آزار دهنده دیگری که با حال و هوای قصه سنخیتی ندارد حضور استاد (عزت الله انتظامی) در فیلم است که جملات قصار و حکمت های عبرت آموز و ادیبانه از حرف هایش دائم تراوش می کند. حضور این شخصیت هیچ کمکی به پیشبرد قصه نکرده و فضایی الصاقی را القا می کند. این در حالی است با حذف آن هیچ اتفاقی نمی افتد و روایت دچار کوچک ترین نقصانی نخواهد شد.
    انتخاب نامناسب و بازی ضعیف و مصنوعی بازیگر نقش کوروش (فرزان اطهری) به رغم جذابیت های ظاهری نیز ضربه بزرگی به فیلم وارد کرده است. او در اولین حضور سینمایی اش فقط زمانی خوب بازی می کند که بدون هیچ کلام و حرکتی در کادر حضور دارد. سخنوری های "بهار" دختر بچه فیلم نیز در تعمیق مناسبات فیلم نقشی ندارد و به خاطر کلیشه ای و تصنعی بودن تنها دافعه برانگیز است. در مقابل این حسرت باقی ماند که چرا فیلمساز لحظه ای را که نگار پس از سالها برای نخستین بار وارد سالن اجرای موسیقی می شود به تصویر نکشیده و تنها به چند دیالوگ محدود، اکتفا کرده است.
    اگر فیلمساز به پاره ای از جزییات و عناصر و نقاط دراماتیک اثرش بیشتر بها می داد افسوس از دست رفتن اثری که میتوانست ماندگار باشد باقی نمی ماند، هر چند "چهل سالگی" با وجود این نقصان ها هم محترم و موقر است.

  8. 16 کاربر از پست آنیتا تشکر کرده اند .


  9. Top | #5

    تاریخ عضویت
    1388,12,15
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    میانگین پست در روز
    1.29
    نوشته ها
    2,061
    تشکر
    57,501
    سپاس شده 40,981 در 6,232 پست

    Arrow نقد فیلم سینمایی «چهل سالگی»

    چهل سالگی یک اثر اقتباسی است. اثری که بیش از هر چیز داستان و شخصیتهایی درونگرا دارد. شخصیت نگار (و به آن بیفزایید جنس بازی لیلا حاتمی را) زنی درونگراست. زیاد حرف نمی زند. احساسات خود را با کسی (حتی همسر و فرزند) در میان نمی گذارد. دوست قدیمی و صمیمی اش (شیرازی) نیز راهی به دنیای درونی او ندارد. اهل درد دل هم نیست تا حرف دلش را بشنویم.
    در یک فیلمنامه، آدمها را در تعامل با دیگران می شناسیم. از عملها و عکس العملهایشان در قبال دیگران. از اینکه دیگران در باره آنها چه قضاوتی دارند. در چهل سالگی، نگار هیچ بروز نمی دهد. حتی از همسرش فرهاد یا تنها دوست صمیمی اش شیرازی هم در باره او چیزی نمی شنویم. حتی مستقیم ترین شکل بیان درونیات را که گفتگو با یک همراز است، در چهل سالگی نداریم. فرهاد نیز چنین است. جز جاهایی با بهار (کودک ۱۰ ساله اش) هیچ دوستی، فامیلی و همکاری ندارد که در همنشینی با او، حرف دلش را بشنویم و از احساساتش باخبر شویم.
    کوروش هم چنین است. با آن بازی یکسره سرد و سیمای خنثی، هیچ چیز به ما نمی گوید. حتی در فلاش بک دوستی با نگار در ایام جوانی، انگار نه انگار که دارد با کسی صحبت می کند که دل در گروی او دارد. او بی توجه به نگار، یکسره از رفتن سخن می گوید و کوچکترین توجهی به حرف و احساس نگار ندارد. می گوید می خواهد به خارج برود. نگار می گوید باید بماند. کورش هم می گذارد و می رود و خلاص. دریغ از یک جمله یا نگاه که بیانگر نه عشق آتشین ایام جوانی، بلکه یک دوستی ساده باشد. سه شخصیت اصلی داستان یعنی فرهاد و نگار و کورش، هر سه درونگرا هستند. داستان نویس با این مسئله کوچکترین مشکلی ندارد. اساساً انبوه آثار ادبی درخشانی داریم که شخصیتهای درونگرا، سرد و خلوت گزیده دارند. در آنجا دست داستان نویس باز است تا با توصیف و با استفاده از زاویه دید دانای کل، نقب بزند به دنیای درونی و هزارتوی ذهن و احساس آدمها و خواننده را در این مسیر همراه کند. و این است راز لذت خواندن یک رمان. اما فیلمنامه نویس چه؟ او باید راه دیگری را بپیماید. او باید برای این درونگرایی آدمها، معادلهای بیرونی بیابد. اینجا نمی شود از توصیف بهره برد. دانای کلی که با مستقیمترین شکل ممکن، درونیات شخصیتها را برملا کند، وجود ندارد. گیریم که برخی فیلمنامه نویسان به خود زحمت نمی دهند و با گذاشتن نریشن، کار خود را راحت می کنند. اینجا فیلمنامه نویس باید بکوشد به ما «نشان بدهد» (بر نشان دادن تأکید دارم) که چه حس عاشقانه عمیقی بین کوروش و نگار در جوانی وجود داشته است؛ چه صمیمیت و عمق اعتمادی در خانواده کنونی نگار وجود دارد (یا اگر نیست به چه دلیل نیست).
    ما می بینیم دو همکلاسی دانشکده گاهی یکدیگر را می بینند. نگار فقط و فقط از قطعه موسیقی ای که نوشته حرف می زند و کوروش هم فقط و فقط از رفتن از ایران و تمام. دریغ از یک سکوت معنادار. حالا چگونه باید دچار دلهره شویم که این زن با دیدن کوروش احتمالاً به تک و تا بیفتد و چگونه نگران باشیم که یک مثلث عشقی شکل بگیرد و چرا باید معلق بمانیم که زن کدام را انتخاب خواهد کرد؟ در سکانس حضور کوروش در خانه نگار، بیهوده است که منتظر رد و بدل شدن یک سکوت یا کلمه ای باشیم که نشان بدهد چیزی از آن (گیریم که بوده باشد) عشق ایام جوانی وجود دارد. هر دو بی حس، هر دو درونگرا. هیچ کدام چیزی بروز نمی دهد و چنین سکانسی که در یک درام سینمایی می توانست به یک سکانس ماندگار تبدیل شود، به دلیل درونگرایی دو شخصیت به سکانسی بی احساس تبدیل می شود که هیچ چیز منتقل نمی کند و برای همه هم قابل پیش بینی است و تماشاگر می ماند که این سکانس که چیزی جز یک ضیافت شام دو همکار نیست، چرا باید این قدر به طول بینجامد؟ همه چیز که قابل پیش بینی است. یعنی تعلیقی وجود ندارد، پس این سکانس قرار است چه نقشی در روایت داشته باشد؟
    از آن سو فرهاد که حرفهای اندک این دو را از طریق شنود می شنود، چرا دست به چنین اقدامی زده است؟ در رفتار و سکنات نگار چه دیده است که شک کرده و با رفتاری که ویژه یک رابطه کاملاً بی اعتماد است؛ یعنی با شنود، می خواهد با احساس او رو به رو شود؟ چه چیز باعث شده که او نتواند در یک گفتگوی رودررو با نگار در این زمینه سخن بگوید؟ پس از ۱۰ سال زندگی مشترک دیدن چه مؤلفه هایی باعث شده به همسرش شک کند؟ و پس از همه این سخنان، وقتی به صراحت می شنود که نگار هیچ حسی نسبت به کوروش ارائه نمی دهد و حتی در حد یک همکار اداری نیز با او گرم نمی گیرد، چگونه است که تصمیم می گیرد خودکشی کند؟ اگر به فرض متوجه می شد که زنش می خواهد به او خیانت کند یا هنوز حسی عاشقانه نسبت به کوروش دارد، آنگاه چه می کرد؟
    در اینجا یک شوهر نسبت به همسرش شک دارد. متوجه می شود که همسر به او وفاداری کامل دارد و نسبت به دوست سابق کوچکترین احساسی ندارد. هر انسانی در چنین موقعیتی چه می کند؟ بسیار شادمان می شود. به خود افتخار می کند و احساسش به همسرش فزونی می یابد و می کوشد از همسرش قدردانی کند. اما فرهاد چه می کند؟ خودکشی! اجازه می دهید شگفت زده شویم؟! تنها در یک حالت این خودکشی نه تنها شگفتی آور نبود، بلکه کاملاً قابل فهم می بود که فرهاد درمی یافت که همسرش با وجود خیانتکار نبودن، در قلبش، هنوز دلباخته و دلبسته کوروش است. در داستان «کنیزک و پادشاه» نیز چنین است. در چنین حالتی است که او می تواند به خاطر عشق بزرگش ایثار کند و خود را از این مثلث عشقی خارج کند. اما در حالت کنونی جز نابودی خود و خانواده و آینده همسر و فرزندش چه چیزی از این خودکشی نصیب می شود، ما نمی دانیم. درونگرایی فرهاد اجازه نمی دهد دریابیم که چرا او چنین می کند؟ و چون نمی دانیم، این رفتار را بلاهت آمیز می دانیم. در نتیجه نه یک سکانس تأثیرگذار و تراژیک، بلکه یک سکانس بی معنا و ابزورد را شاهدیم. یکسره از درون گرایی آدمها گفتیم. اما این را هم بگوییم که دو آدم برونگرا هم در فیلمنامه داریم. اما متأسفانه این دو نفر هم، به جای حرکت و کنش یکسره حرف می زنند.
    هیچ گاه کاری نمی کنند و فقط و فقط حرف می زنند. اولی استاد سابق فرهاد است که چون دریافته عدالت واقعی دست نیافتنی است، قضاوت را کنار گذاشته و گوشه نشین شده است. (می بینید که این آدم نیز اساساً درونگراست.) او تنهاست و زن و فرزند و دوستی هم ندارد. فقط این فرهاد است که به سراغش می رود و او هم یکسره حرف می زند؛ کلمات قصار می گوید، نصیحت می کند، تحلیل ارائه می دهد و... دیگری بهار فرزند ۱۰ ساله فرهاد و نگار است. این فرزند در رمان چهل سالگی ۲۰ ساله است و دانشجو و نگران حفظ کیان خانواده. برای چنان شخصیتی این حرفها بسیار عادی تلقی می شد. اما اینجا یک بهار ۱۰ ساله داریم با حرفهای یکسره غیر منطقی که از بورس و عشق و فلسفه سخن می گوید و معلوم هم نیست اینها را از که آموخته. از پدر و مادری که به زور با هم حرف می زنند؟ نه پدربزرگ عارفی در کار است و نه مثلاً معلم او را می بینیم.
    این گفتار را از کجا آموخته؟ جز فیلمنامه نویس که چنین جملاتی را در دهان او می گذارد، کسی دیگر را نمی شود تصور کرد! و هیچ گاه هم درنمی یابیم که چرا سن او باید ۱۰ سال باشد. جز این که فیلمنامه نویس خواسته است این حرفهای مستقیم بهار از زبان یک کودک بیان شود تا شیرین زبانی او، از تلخی مستقیم گویی و شعارها و دیالوگهای غیر منطبق بر شخصیت او بکاهد. اما تماشاگر می ماند که چنین کودکی با چنان پدر و مادری چرا باید به جای فکر کردن به درس و بازی، همه اش دنبال رفتن به تالار بورس باشد تا به پدر توصیه کند سهام فولاد را بخرد و شکر را بفروشد! و این در حالی است که در عالم واقع و نیز بر اساس یافته های روانشناسی کودک، چنین کودکانی مانند پدر و مادر خود درونگرا می شوند و به دنیای تخیلات پناه می برند. یا می کوشند دوست و همنشینی در میان همکلاسیها، افراد فامیل یا بزرگترهای خانواده (مانند پدربزرگ) بیابند. اما بهار چنین نیست.

    محمود فتح نیاروزنامه کیهان ( [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] )

    Tek çare tanrıdan sabır dilemek
    ?Kadere sitemin ne faydası var


  10. 5 کاربر از پست REAL LOVE تشکر کرده اند .


  11. Top | #6

    تاریخ عضویت
    1389,05,31
    عنوان کاربر
    کاربر خودمونی
    میانگین پست در روز
    0.12
    محل سکونت
    never land
    نوشته ها
    166
    تشکر
    1,323
    سپاس شده 431 در 205 پست

    پیش فرض

    فيلمي خوبي بود فقط آخرش ي كم آدم بلاتكليف ميمونه ك چي ميشه

  12. Top | #7

    تاریخ عضویت
    1388,12,22
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    میانگین پست در روز
    0.67
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,064
    تشکر
    20,561
    سپاس شده 44,407 در 1,321 پست

    پیش فرض

    به نظر من در مقام مقایسه با فیلمهایی که این روزها توی سینما هستش فیلم خوبی بود و ارزش دیدن رو داشت.
    قسمتی که بیشتر حرص خوردم بازی فوق العاده مصنوعی "فرزان اطهری" در میانسالگیش بود. جدا از بازی بد ، گریم هم خوب نبود و نشون می داد که سن پسره خیلی کمتر از این حرفهاست.
    اون لحظه ای هم که توی فرودگاه با اون پالتوی مسخره ی بلند و گشاد هم وارد می شه به قدری مضحک بود که همه توی سینمای هر هر خندیدن

    نقل قول نوشته اصلی توسط rexona [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    فيلمي خوبي بود فقط آخرش ي كم آدم بلاتكليف ميمونه ك چي ميشه
    یادمه اون موقع که فیلمو دیدم واسم بلاتکلیفی نداشت و حتی واسه دوستام توضیح دادم که منظور کارگردان این بوده و ... ولی الان هر چی فکر می کنم یادم نمیاد دقیقا سکانس آخر چی بود!سکانس آخرش تصادف فروتن بود؟!CD ش که اومد باید بگیرم دوباره ببینم
    ویرایش توسط *TARA* : 28 آبا 1389 در ساعت ساعت : 01:55 قبل از ظهر






    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

  13. Top | #8

    تاریخ عضویت
    1389,01,30
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    میانگین پست در روز
    1.72
    محل سکونت
    Iran
    نوشته ها
    2,680
    تشکر
    14,431
    سپاس شده 15,880 در 2,454 پست

    پیش فرض

    دقیقا یه جورایی شبیه کتاب چراغ ها رو من خاموش میکنم عمقی بود باید به بطن فیلم رجوع میکردی تا درکش کنی.










  14. Top | #9

    تاریخ عضویت
    1388,11,18
    عنوان کاربر
    کاربر متوسط
    میانگین پست در روز
    0.17
    محل سکونت
    Na Koja Abad!!!
    نوشته ها
    282
    تشکر
    7,103
    سپاس شده 1,211 در 294 پست

    پیش فرض

    بچه ها یکی لطفا آخر این فیلمو به من بگه چی شد؟؟؟ فرهاد خود کشی کرد؟؟؟ من از نوشته های آنیتا جون زیاد سر در نیاوردم آخه فرهاد تا آخرین باری که نشونش دادن تو فیلم زنده بود چون اول فیلم هم همین اتفاق براش افتاد اما زنده بود لطفا یکی به من بگه آخرش چی شد؟؟
    بی خیال دنیا...






    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

  15. Top | #10

    تاریخ عضویت
    1390,08,23
    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    میانگین پست در روز
    11.42
    محل سکونت
    جنوب
    نوشته ها
    11,205
    تشکر
    28,900
    سپاس شده 7,228 در 3,421 پست

    پیش فرض

    حضور چهل سالگي در جشنواره كورنتيان يونان



    پس از نمايش "چهل سالگي" در بيست و هشتمين دوره جشنواره فيلم فجر كه طی آن، این فيلم كانديداي 5 سيمرغ شد و دو سيمرغ كارگرداني ويژه و فيلمنامه اقتباسي را كسب نمايد، در تازه ترین حضور جهانی اش قرار است در جشنواره کورنتیان یونان به نمایش درآید.




    به گزارش [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] فیلم "چهل سالگی" به کارگردانی علیرضا رییسیان قرار است در بخش مسابقه چهارمین دوره جشنواره فیلم كورنتيان پلوپونزيا یونان شرکت کند.

    "چهل سالگی" در حضورهای جهانی اش تاکنون در جشنواره مونترال كانادا و سپس در جشنواره هاي شانگهاي چين و سارايوو به نمايش درآمده که این نمایش های جهانی بااستقبال خوبي مواجه شده است.
    چهل سالگی همچنین در مهمترين رويداد سينمايي مركز و شرق آفريقا يعني جشنواره زنگبار جزو هشتاد فيلم منتخب تاريخ معاصر جهان شد كه کارگردان این فیلم به همراه بزرگاني چون هانكه و كيشلوفسكي و كاپولا و وودي آلن به اين مقام رسید.

    به گزارش بانی فیلم، پس از گذشت چهار سال از اکران عمومی "چهل سالگي" این فیلم در جديدترين حضور بين المللي خود در بخش مسابقه بين المللي جشنواره كورنتيان پلوپونزيا يونان كه چهارمين دوره آن برگزار مي شود پذيرفته شده و قرار است در این جشنواره به نمايش درآيد.



موضوعات مشابه

  1. معرفی و نقد سریال نابرده رنج | علیرضا بذر افشان
    توسط حاجی بلا در انجمن بحث و معرفی آثار سینمای ایران
    پاسخ ها: 1233
    آخرين نوشته: 10 شهر 1392, ساعت : 03:24 بعد از ظهر
  2. پاسخ ها: 24
    آخرين نوشته: 12 خرد 1390, ساعت : 01:02 قبل از ظهر
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 05 خرد 1390, ساعت : 10:31 قبل از ظهر
  4. فیلم جدید علیرضا رئیسیان پروانه ساخت گرفت
    توسط avisheh در انجمن فرهنگی و هنری
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 24 اسف 1389, ساعت : 06:36 بعد از ظهر

نمایش کاربران بازدید کننده از موضوع : 6

You do not have permission to view the list of names.

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •