ارسال پاداش نقدی برای کاربر
شما در حال حمایت به صورت مهمان هستید.
مبلغ مورد نظر خود را انتخاب کنید
1000 تومان
2000 تومان
4000 تومان
6000 تومان
8000 تومان
9000 تومان
10000 تومان
مبالغ دیگر
و یا مبلغ مورد نظر خود را وارد کنید
واریز آنلاین از طریق کارت های عضو شتاب
حس مبهم عشق | هایده حایری | معرفی و نقد کتاب
paradiseagency

گل نقش طاووس

?



نودهشتیا
فید آر اس اس
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 27
  1. Top | #1

    همکار بازنشسته


    تاریخ عضویت
    خرداد 1388
    نوشته ها
    14,156
    میانگین پست در روز
    7.27
    تشکر از کاربر
    103,293
    تشکر شده 250,568 در 25,330 پست
    حالت من
    Ghamgin
    اندازه فونت

    پیش فرض حس مبهم عشق | هایده حایری | معرفی و نقد کتاب

    خلاصه:

    با اجازه مهسان جون خلاصه ش رو میدزدیم

    شخصیت اصلی داستان سروناز توی خونه ایی دو طبقه با خانواده عمش زندگی میکنه !

    خانواده سروناز برای زایمان خواهر سروناز به اسپانیا رفتن و سروناز و برادر کوچیک تنها بالا زندگی می کنن و البته سارا دوست و دخترعمه صمیمی سروناز هم اغلب اوقات اونجاست !

    داستان اصلی داستان از زمانی شروع میشه که پسر عمه سروناز( برادر سارا) بعد از چندین سال که در شهرستان درس میخونده و معمولا کم میومده تهران

    خبر میده با دوستش برای کارهای پروژش میاد تهران ( سروناز و سارا اصلا رابطه خوبی با سینا ندارن و به خاطر همین کلی عصبی و ناراحت میشن )و ....




    نظر خودم"
    فعلا تا نصفه ها خوندم..
    رمان خوبیه...تا اینجاش که خوب بوده... فعلا تانصفه هاش خوندم..ولی رفتار سینا زیادی غیر متعارفه
    یعنی نمیدونم چرا تازگیا تورمانا، یه شخص از فامیل یا دوست یا آشنا، با دختر ِ ماجرا اینطوری رفتارمیکنه
    والا من جای ِ ایندختره بودم زمین و آُسمون رو به هم میدوختم

    با این حال رمان جالبیه...طنزی داره که جذبت میکنه....

    /کامل/

    این روزا سختر از اونه که باور کنی
    مگه میشه با یه خاطره سر کنی ...








  2. Top | #2

    ناظر کتابهای انجمن


    تاریخ عضویت
    آذر 1388
    نوشته ها
    538
    میانگین پست در روز
    0.31
    محل سکونت
    شهر آلوده و پر سر و صدایی که دوستش دارم
    تشکر از کاربر
    19,373
    تشکر شده 6,642 در 631 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    چند هفته ای میشه که این کتاب رو خریدم و خوندم ... منتظر بودم که نقد بشه ...

    راستش رمان سلیقه ایه ..شاید خیلی ها ازاین رمان خوششون بیاد ولی برای من اصلا جذاب نبود ... رمان پره از ایراد های انشایی و حتی تایپی ... اینقدر که خوندنش کلافه ات میکنه ... جملات با گوینده های متفاوت خیلی جاها پشت هم اومده و تمیز دادنشون سخته ... جمله بندی ها غلط داره ...

    شاید نقطه قوت کتاب در طنز نهفته در جملاتش باشه که اونهم به نظر من با تکرار بیش از اندازه اس ام اس هایی که دوست سینا برای سارا میفرسته جذابیتش رو از دست میده .. انگار نویسنده یه منبع پر از اس ام اس داشته که با اصرار میخواسته همه اش رو تو این کتاب بگنجونه ...

    کتاب در حقیقت به سبک مکالمه نوشته شده ... این گفت - من گفتم - اون گفت ... هرچند که نوشتن یه مکالمه بین چند نفر به نظر من کار سختیه ولی اینکه خود این مکالمات یه جذابیتی برای خواننده ایجاد کنه هم شرطه .... چیزی که تو این کتاب نبود .. به نظر می اومد خیلی از مکالمه ها فقط برای کش دادن داستانه ....

    اصلا اینکه چرا سینا اینقدر با سروناز و سارا مشکل داره خودش سوالیه که از اول ذهن آدم رو مشغول می کنه و سوال عجیب تر اینه که صرف اصرارهای مادربزرگ سارا که سینا و سروناز رو در اون شکل تو اتاق میبینه میتونه دلیل کافی برای عقد و ازدواج این دونفر باشه.

    خوداین موضوع که پدر و مادر سروناز اجازه بدن که اون بدون حضورشون و به این شکل ازدواج کنه حداقل برای من یکی عجیب بود ...

    من هم منکر مشکلاتی در راه چاپ کتاب هست، نیستم ... ولی برای اینکه به همخونه شدن دونفر رنگ و بوی شرعی بدیم احتیاج به روش و دلیلی داره که حداقل برای خواننده قابل پذیرش باشه ...

    ضمن اینکه دیگه این سوژه که یه دختر و پسر کلی به پر و پای هم می پیچن بعد هم به دلیلی هم خونه میشن و بعد هم میفهمن که بعععله حالا عاشق هم شدن دیگه خیلی کهنه و تکراری شده ..خصوصا اگه پرداخت قشنگی هم نداشته باشه ...

    من که کتاب قبلی خانم حائری (حس خفته ) رو بیشتر پسندیدم ...

    کتاب حرفیبرای گفتن نداره و به نظر من که ارزش حتی یکبار خوندن هم نداره ...
    ویرایش توسط setareh30 : 1389,11,14 در ساعت ساعت : 23:44


    آنجا که دیگر
    احساس میکنی خاطره ای نخواهی ساخت
    خواهی مُرد!
    زندگی چیزیست
    میان ِ خاطراتی که ساخته ایم
    و خاطراتی که خواهیم ساخت.


    سیدمحمد مرکبیان


  3. Top | #3

    همکار بازنشسته


    تاریخ عضویت
    خرداد 1388
    نوشته ها
    14,156
    میانگین پست در روز
    7.27
    تشکر از کاربر
    103,293
    تشکر شده 250,568 در 25,330 پست
    حالت من
    Ghamgin
    اندازه فونت

    پیش فرض

    عرضـم به حضـورتون... من دیشـب این رمان رو خـوندم و تمـومیدم.
    تا نیـمه های رمان یعنی تا حدود صفحـاتت 300رمـان آدم رو جـذب میکنه...ولی بعدِ ازدواج اجباری، کسـل کننده میشه ..
    ااـبته به نـظر من!
    من خـودم آخراش رو خیلی خلاصه وار خوندم...یعـنی همون نیمه دوم رو ...
    شـاید چون یه مـوضوع ِ تکراریه!


  4. Top | #4

    کاربر خودمونی


    تاریخ عضویت
    دی 1389
    نوشته ها
    197
    میانگین پست در روز
    0.15
    محل سکونت
    خیلی دور خیلی نزدیک
    تشکر از کاربر
    1,008
    تشکر شده 2,294 در 215 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    من هم با این کتاب همین مشکلی که دوستان گفتند داشتم،
    به نظر من قبول کردن پدر سروناز اصلا قابل قبول نبود و بعد هم کتک زدن پسره دیگه روی اعصاب بود البته دختره هم یه جا دست بزن داشت، هی تو بزن من بزنم!!! اینجای داستان واقعا مشکل آفرین بود.
    و بعد هم اینکه برای من قابل قبول نیست که پسری که دکترا خوونده و با دختری که تحصیلات دانشگاهی داره تنها برای اینکه دهان پیرزنی رو ببندند حاضر به عقد اجباری بشند.
    راستی متوجه شدید که این پرهام بیچاره توی یک ماه چقدر امتحان داد، پسر من هم مثل پرهام درسشون نیمسازه و من خدا رو شکر کردم که مثل اون روزی دوتا امتحان نمیده.
    آخرش هم تا آخر کتاب معلوم نمیشه که چرا سینا یکدفعه اینقدر خوب میشه اونی که سایه ی سارا و سروناز رو با تیر میزده و در بعضی جاها تفکراتی خشک داره یکدفعه اینقدر نرمال میشه.
    اما نقد یعنی بیان کاستی ها و خوبیها، به نظر من با تمام اینکه این یک داستان تکراری بوده اما به خاطر قلم گرمی که خانم حائری دارند همونطور که توی داستان قبلی هم نشون داده خالی از لطف نیست.
    لبخند تو را چند صباحی است ندیدم


    یکبار دگر خانه ات آباد بگو سیب.


  5. Top | #5

    همکار بازنشسته


    تاریخ عضویت
    خرداد 1388
    نوشته ها
    14,156
    میانگین پست در روز
    7.27
    تشکر از کاربر
    103,293
    تشکر شده 250,568 در 25,330 پست
    حالت من
    Ghamgin
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط یغما نمایش پست ها
    لینک داستان کجاست؟
    رمان جدید چاپ شده...

  6. 15 کاربر از پست Mina تشکر کرده اند .


  7. Top | #6

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    نوشته ها
    709
    میانگین پست در روز
    0.39
    تشکر از کاربر
    1,804
    تشکر شده 11,294 در 713 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    موضوع رمان تکراریه ولی نوع نگارشش خوبه، عامیانه و راحت نوشته شده. پرداخت شخصیتها هم خوب انجام شده بود. در مجموع رمان خوبی بود.

  8. 19 کاربر از پست Patrisia تشکر کرده اند .


  9. Top | #7

    کاربر نیمه حرفه ای


    تاریخ عضویت
    فروردین 1388
    نوشته ها
    734
    میانگین پست در روز
    0.37
    تشکر از کاربر
    19,295
    تشکر شده 15,473 در 864 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    با نظرات دوستانی که عنوان کرده بودند که عجیبه که سینا با اون شخصیت خاص و پدر و مادر سروناز در اون موقعیت دور از وطن به این راحتی تن به پذیرش ازدواجی این چنین دهند کاملا موافقم
    تکرار بیش از حد کلماتی که تکیه کلام شخصیت های داستان بود مثل : ((جدا؟ آره جدا!)) و یا ((خیلی روت زیاده !... ازاین زیادتر هم میشه !))باعث نوعی دلزدگی میشدشاید اگر میزان استفاده از این کلمات کمتر میشد حس بهتری نسبت به آن پیدا می کردی!
    موضوع دیگه در مورد تغییر احساسات سروناز و سینا بود که بسیار زود اتفاق افتاد بهتر بود نویسنده میگذاشت حداقل یک ماهی کنار هم زندگی کنند بعد بر اثر نزدیکی و دلایل دیگه این تغییر رو عنوان میکرد.
    توصیه شخصی: من این کتاب رو دوست داشتم واز خوندنش لذت بردم به نظر من که ارزش خوندن و خریدن رو داره


  10. Top | #8

    کاربر ویژه


    تاریخ عضویت
    مهر 1388
    نوشته ها
    2,754
    میانگین پست در روز
    1.52
    محل سکونت
    سوئد
    تشکر از کاربر
    13,239
    تشکر شده 32,518 در 3,880 پست
    حالت من
    Sepasgozar
    اندازه فونت

    پیش فرض

    من این کتاب خوب رو تازه تموم کردم و به نظر من خیلی نثر خوبی داشت خیلی روون و با نمک بود.فقط اس ام اس هاشون زیادی بود .ولی باید اینو هم بدونیم که بین عشق و نفرت فقط یک تار مو فاصلس .پس میشه نفرت رو به عشق تبدیل کرد.کلا کتاب خیلی خوبی بود و حتما میخرم که داشته باشمش
    ویرایش توسط Mahtab70 : 1389,11,21 در ساعت ساعت : 22:46
    سه چيز را با احتياط بردار :
    قدم ٫ قلم ٫ قسم
    سه چيز را پاك نگهدار :
    جسم٫لباس٫خيال
    سه چيز را آلوده مكن :
    قلب٫ زبان٫ چشم
    و هرگز فراموش مكن خدا و مرگ را


  11. Top | #9

    ناظر کتابهای انجمن


    تاریخ عضویت
    آذر 1388
    نوشته ها
    538
    میانگین پست در روز
    0.31
    محل سکونت
    شهر آلوده و پر سر و صدایی که دوستش دارم
    تشکر از کاربر
    19,373
    تشکر شده 6,642 در 631 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط SaRa نمایش پست ها
    این رمان تو سایت هست؟؟؟؟
    رمان چاپ امساله ...

  12. 15 کاربر از پست setareh30 تشکر کرده اند .


  13. Top | #10

    کاربر حرفه ای


    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    نوشته ها
    2,245
    میانگین پست در روز
    1.21
    تشکر از کاربر
    22,163
    تشکر شده 34,796 در 3,110 پست
    اندازه فونت

    پیش فرض

    من این کتاب رو خوندم...
    کتاب نثر فوق العاده روانی داره و خواننده در زمان خوانش کل کار متوجه گذر صفحات نمی شه... از این لحاظ کتاب قوی محسوب می شه
    اما چند ایراد هم داشت... من اول اینکه دلیل این همه سکوت و به عبارتی ذلیل بودن رو در برابر سینا درک نمی کردم...خوب سارا حساب می برد اما با توجه به اینکه در خانواده سروناز پسر بزرگی هم حضور نداشت و به نوعی یاد گرفته بودند خودشون گلیمشون رو از اب بیرون بکشند چرا باید تا این حد حساب برده می شد... و چرا سینا باید جرئت می کرد دست روی سروناز بلند کنه؟
    بعد از اون در انتهای داستان یعنی بعد از ازدواج اجباری و فوق صوری سینا و سروناز با دلیل به نظرم ابکی عزیز خیلی زود نویسنده با یک نگاه این دو رو عاشق هم کرده...لااقل باید یه فرصتی برای شناخت به طرفین داده می شد تا از اون غول هایی که برای هم ساخته بودند خواننده بتونه خودش رو بیرون بکشه
    حالا بعد از اون ازدواج صوری و یه هویی عاشق شدن این دو که باز کاملا همه چی در کل داستان اشفته و پا در هواست و جایگاه شخصیت ها مشخص نیست اعتراف های اخر سینا هم برای خودش مشکلی بود...
    بالاخره عاشق بوده قضد کتک زدن داشت یا نبوده.... اگر بوده کسی راضی به ازار معشوق می شه...در ابتدای سخنش سینا می گه شاید اخرین کسی بودی که انتخابت می کردم در حالیکه در جای دیگه اضافه می کنه که وقتی مادرش به سارا در قطار گفت که صابر از سروناز خواستگاری کرده دیوونه شده...
    یه کم تناقضات داشت ولی در کل کتاب خوبی بود... اونقدر که به قول هدیه جون به خریدنش می ارزید و من شخصا لذت بردم از خوندش...
    واقعا مزه داد بهم...نثر خیلی خوبی داشت و داستان هم فرود و فراز های لازم رو داشت و دنبال خودت می کشوندش....


صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. صد سال تنهایی | مارکز | معرفی کتاب
    توسط Susanna در انجمن خارجی
    پاسخ ها: 22
    آخرین نوشته: 1393,06,09, ساعت : 21:40
  2. پاسخ ها: 0
    آخرین نوشته: 1389,12,02, ساعت : 14:31
  3. معرفی کتاب | هشت کتاب مهم درباره امام دوم شیعیان
    توسط novin در انجمن معرفی و نقد کتاب
    پاسخ ها: 0
    آخرین نوشته: 1389,06,05, ساعت : 00:58
  4. پاسخ ها: 0
    آخرین نوشته: 1388,12,28, ساعت : 17:43

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •