| |||
| | #1 (لینک مستقیم) | ||||||||
| همکار بازنشسته ![]() تاریخ عضویت: مرداد ۱۳۸۹ تاریخ عضویت : مرداد ۱۳۸۹ محل سکونت : خاک جهنم
نوشته ها: 10,555
تشکرها: 16,048
تشکر شده 33,641 بار در 9,324 پست
| بدون امتیاز : 0 امتیاز الکساندر دوما (پدر) Alexandre Dumas, père رمان نویس و نمایشنامه نویس فرانسوی (۲۴ ژوئيه ۱۸۰۲ (میلادی) - ۵ دسامبر ۱۸۷۰ (میلادی)) بود به او لقب "سلطان پاریس" را داده بودند[۱]. او به خاطر رمانهای ماجراجويانه فراوانش، يكي از مشهورترين نويسندگان فرانسه به شمار ميرود. بسياری از رمانهای او، از قبيل « کنت مونت کریستو»، «سه تفنگدار»، «بیست سال بعد» و «ویکنت دوبراژلون» رمانهايی دنباله دار و سريالی هستند. او علاوه بر رماننويسی، مقالهنویس، نمایشنامهنویس و خبرنگار پرتوانی بود. دوران كودكی نويسندگیالكساندر در روستايی به نام «ويلر كوتره» در نزديكی شهر پاريس به دنيا آمد. پدر او، توماس الکساندر داوی دولا پاتریه و مادرش ماری لوئی الیزابت لابوره نام داشتند. پدر الكساندر، كه ژنرالی در ارتش ناپلئون بود، مورد غضب ارتش قرار گرفت و همين امر او را به سمت فقر سوق داد. زمانی كه الكساندر دوما به دنيا آمد، خانواده او ثروت و موقعيت خود را از دست داده بودند و مادر او كه با مرگ ژنرال دوما در ۱۸۰۶ (در چهارسالگي الكساندر)، بيوه شده بود، جهت ايجاد موقعيت تحصيلی مناسب برای فرزندش به سختی تلاش میكرد. هر چند «ماری لوئيس» در تأمين هزينههای تحصيلی برای فرزندش ناتوان بود، اما اين مسئله در شوق و علاقه الكساندر به مطالعه، تأثيری نداشت و او هر كتابی را كه به دست میآورد، ميخواند. همزمان با رشد الكساندر كوچك، داستانهایی كه «ماری لوئي» از شجاعت و رشادت پدرش در زمان اوج اقتدار ارتش ناپلئون براي او تعريف می كرد، به وی ديد روشن و واضحی از ماجراجويی و قهرمانپروری میبخشيد. هرچند كه سايه فقر بر خانواده الكساندر سنگينی ميكرد، اما هنوز شهرت پدر و ارتباطات اشرافی سابق برای آنها باقی مانده بود و همين عوامل باعث شد كه پس از استقرار رژيم سلطنتی، الكساندر ۲۰ ساله در ۱۸۲۲ به پاريس برود و با كمك اقوام پدری، به سمت منشی مخصوص دوک دواورلئان درآيد. همزمان با كار در پاريس، دوما به نوشتن مقاله برای مجلات و نمايشنامه براي تئاتر می پرداخت. در ۱۸۲۹ نمايشنامه هنری سوم و دربارش ارائه شد و با استقبال خوبي روبرو گشت. در سال بعد نمايشنامه بعدی او کریستین شهرت ديگر و به موازات آن موقعيت مالی خوبي را برای او به ارمغان آورد و او را قادر ساخت كه به صورت تمام وقت به كار نويسندگي بپردازد. در ۱۸۳۰ وي در انقلابی سهيم گرديد كه منجر به براندازی حكومت چالرز و تفويض قدرت به كارفرمای او «دوك دواورلئان (يا همان لوئی فیلیپ)» شد. تا نيمههای دههٔ ۱۸۳۰ زندگی در فرانسه به علت شورشهای پراكنده، مختل بود. همزمان با بهبود اوضاع اقتصادی و اجتماعی موقعيت براي بروز استعدادهای الكساندر دوما فراهم شد. پس از نوشتن چند نمايشنامه موفق ديگر، او به نوشتن رمان تغيير جهت داد. به اين ترتيب كه با افزايش علاقهمندی روزنامهها به رمانهاي دنبالهدار در سال ۱۸۳۸ دوما با بازنويسی يكی از نمايشنامههايش، اولين رمان سريالی خود با نام کاپیتان پاول را ارائه كرد و اين شروعی بود برای تبديل ذهن الكساندر دوما به يك «استوديوی داستان پردازی» كه صدها داستان و شخصيت از آن ساخته و پرداخته شد. در سالهاي ۱۸۳۹ تا ۱۸۴۱ دوما، به همراه تنی چند از دوستانش رمان «Clebrated Crimes (جنایات مجلل)» را ساخته و پرداخته كرد. اين رمان ۸ قسمتی، به شرح جنايات مشهور اروپا میپردازد. در اول فوريه ۱۸۴۰ دوما با هنرپيشهای به نام «Ida Ferrier (آيدا فرير)» (۱۸۵۹-۱۸۱۱) ازدواج كرد. اما عليرغم اين ازدواج او دارای فرزندی غيرقانونی از زني به نام ماري كاترين لابای است كه همان الکساندر دومای پسر ميباشد. اين فرزند دوما، راه پدر را ادامه داد. وي يكی از نويسندگان شهير فرانسه است. نويسندگی براي دوما، درآمد زيادی را به همراه داشت، اما نوع زندگی اشرافی و ولخرجی و دست و دلبازی دوما نهايتاً باعث ورشكستگی او گرديد. زماني كه سلطنت لوئي فيليپ با شورشی به پايان رسيد، دوما از جانب حاكم منتخب، مورد توجه قرار نگرفت. وی در سال ۱۸۵۱ برای رهایی از دست طلبكارانش به روسيه گريخت و دو سال از زندگیاش را در آنجا سپری كرد. پس از آن دوما با تأسيس روزنامهای به نام اينديپندت وارد جريانات سياسی ايتاليا شد و سرانجام در سال ۱۸۶۴ به پاريس بازگشت. پايان زندگیالكساندر دوما دارای نژادی «آفريقايي- فرانسوي» بود و علیرغم ارتباطات اشرافی موفقی كه داشت، تأثير اين تركيب نژادی، گاهی در آثار و گفتار او ديده میشود. او يك بار به شخصی كه به پيشينهٔ نژادی او توهين كرده بود گفت: «پدر من يك دورگهٔ اروپایی است، پدر بزرگ من يك سياه پوست است و پدرپدربزرگ من يك ميمون! ميبينی مرد، شروع خاندان من همچون پايان خاندان توست!» آثارفرانسه نويسندگان برجستهٔ زيادی را در خود جای داده اما گسترهٔ خوانندگان هيچ يك از آنها به الكساندر دوما نمیرسد. او از پيش گامان مکتب رمانتی سیسم بود و گاهی رگه هایی از مکتب رئالیسم نيز در نوشتههايش يافت می شود. وی بيش از سيصد عنوان كتاب دارد كه از نشانههای پركار بودن اين نويسنده بزرگ است. كتابهای او تقريباً به تمام زبانهای زندهٔ دنيا ترجمه شده و تاكنون بیش از ۲۰۰ فيلم از كتابهای او ساخته شده است. هم اينك محلّ زندگی او در کاخ مونت کریستو در حومهٔ پاريس پذیرای مسافران و علاقهمندان به اوست. همچنين در سال ۱۹۷۰ يكي از ايستگاههای متروی پاريس برای بزرگداشت او به نام ايستگاه الكساندر دوما نامگذاری شد و در سال ۲۰۰۲ ميلادی، دولت فرانسه به مناسبت دويستمين سالگرد تولد الكساندر دوما بقايای جسد او را در عمارت پانتئون پاريس محل دفن مفاخر ملی فرانسه جاي داد. دوما در پنجم دسامبر سال ۱۸۷۰ در حالی كه ۶۸ سال از بهار زندگی اش میگذشت نقاب رخ در خاك كشيد و به ابديت پيوست. پس از بیست سال، قسمت دوم سه تفنگدار ویکنت دوبراژلون، قسمت سوم سه تفنگدار ملکه مارگو این کتاب تحت نام قبل از طوفان در ایران به ترجمه ذبیحالله منصوری منتشر شدهاست. خانم مونسورو این کتاب تحت نام قبل از طوفان در ایران به ترجمه ذبیحالله منصوری منتشر شدهاست. ویرایش توسط م.ن : ۱۳ بهمن ۱۳۸۹ در ساعت ۰۳:۳۶ بعد از ظهر | ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
| تبلیغات | |
| | |
| | #2 (لینک مستقیم) | ||||||||
| کاربر فعال داستان و حکایت ![]() تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۸ تاریخ عضویت : اسفند ۱۳۸۸
نوشته ها: 13,145
تشکرها: 23,767
تشکر شده 36,781 بار در 8,258 پست
| بدون امتیاز : 0 امتیاز جام جم آنلاين: 206 سال پيش در روز 24 ژوييه سال 1802 ميلادي الكساندر ديوي دولا پايوتوري در شهر ويه - كوتوره متولد شد ، او بعدها به نام الكساندر دوما به عنوان يكي از بزرگترين نويسندگان فرانسه و جهان شهرت يافت. الكساندر در سن 4 سالگي پدرش را از دست داد و به دليل عدم توانايي مالي مادرش از امكان انجام تحصيلات عالي بازماند. ![]() او از اوان كودكي ناگزير به كار كردن شد. الكساندر دوما در سال 1822 ميلادي در جستجوي يك زندگي بهتر به پاريس رفت. «قلم شيوايش» موجب شد تا در دفاتر دوك دو اورلئان استخدام شود. از همان زمان او نوشتن مقاله هايي را در روزنامه ها آغاز كرد سپس به سرودن اشعار پرداخت كه موفق به چاپ آنها شد. اما موفقيت الكساندر دوما از سال 1829 ميلادي با نوشتن «هانري سوم و دربارش» ، يك درام تاريخي آغاز گشت كه با استقبال فراواني روبه رو شد. اين نمايشنامه توسط كمدي فرانسز روي صحنه رفت و دوما از آن پس به چهره شناخته شده اي در تئاتر رمانتيك تبديل شد. اين موفقيت او را به شهرت و ثروت رساند. الكساندر دوما سپس نمايشنامه هاي ديگري از جمله «خاطرات آنتوني» ، «ايزابل دو باوير» ، «برج نسل» ، «كاليگولا» ، «كين» را نوشت. سپس ، الكساندر دوما ضمن ادامه به نمايشنامه نويسي به نوشتن روزشمارهاي تاريخي ، خاطرات سفرهايش و به ويژه رمان پرداخت. از سال 1840 ميلادي ، الكساندر دوما در نوشتن رمان پركارتر شد و در طول حيات خود نزديك به 80 رمان را منتشر كرد. از معروفترين رمان هاي الكساندر دوما مي توان به «سه تفنگدار» ، «كنت دومونت كريستو» ، «بيست سال بعد» ، «ويكونت دوبراژلون» ، «ملكه مارگو» ، «شواليه مزون روژ» ، «موهيكان هاي پاريس» ، «مردي با نقاب آهنين» و ده ها رمان ديگر اشاره كرد. الكساندر دوما زندگي پرفراز و نشيبي داشت. او سرانجام در پي يك حادثه نيمه فلج شده و در خانه پسرش «الكساندر دوما پسر» اقامت مي كند. الكساندر دوما در روز 5 دسامبر سال 1870 ميلادي در خانه پسرش دارفاني را وداع مي گويد. به اين ترتيب ، در روز 24 ژوييه سال 1802 ميلادي الكساندر ديوي دولا پايوتوري در شهر ويه - كوتوره فرانسه متولد شد. او بعدها به نام الكساندر دوما به عنوان يكي از بزرگترين نويسندگان فرانسه و جهان شهرت يافت. ده ها ميليون نفر به اغلب زبان هاي جهان آثار و رمان هاي او را خوانده و از خواندن آنها لذت برده اند و هنوز رمان هاي الكساندر دوما براي خوانندگان امروزي از جذابيت فراواني برخوردار هستند. در سال 2002 ميلادي ، دولت فرانسه به مناسبت دويستمين سالگرد تولد الكساندر دوما بقاياي جسد او را در عمارت پانتئون پاريس محل دفن مفاخر ملي فرانسه جاي داد.
| ||||||||
| | |
| تشکر شده توسط : |
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| الکساندر, دوما, رمان, زندگی, نامه, نویس |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
| |
موضوعات مشابه | ||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| مفهوم زندگي ! | شکیبا.. | داستان های کوتاه و حکایات | 0 | ۱۹ فروردين ۱۳۸۹ ۱۱:۱۷ قبل از ظهر |